• بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

کلمه ی توحید در فرهنگ اسلامی یک معنای بسیار عالی و بلند و گسترده ای دارد ، دانشمندان ما آن را به توحید در عبادت ، توحید در ذات ، توحید در صفات و توحید در افعال تقسیم کرده اند.
برخی از این گروه ها این لفظ مقدس را همچون سایر یدک کشیده و بنام جامعه توحیدی و ارتش توحیدی و … خواسته اند که آن را نشانه یک سیستم اشتراکی وبی طبقه قرار بدهند. که با مبارزه علمی امام خمینی و دانشمندان و روشن شدن ماهیت خود گروهک ها این لفظ مقدس از دست آن ها نجات پیدا کرد.
معانی توحید :
توحید یعنی : تنها خدا را «‌ملک الناس» دانستن ایمان به یگانگی خدا و خدا را یگانه دانستن.
توحید یعنی : نفس هوس ها ، کسی که هوس پرست است، از مدار توحید خارج 
می شود.
« افرأیت من اتخذ الله هواه » سوره غاثیه آیه ۲۳ .
آری کسانی که تنها از هوس های خود ( نه حق ) پیروی می کند در حقیقت خدای 
آن ها هوای آن هاست.
توحید یعنی : نفی طاغوت ها ، شمار و هدف تمام انبیاء این بوده.
« ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت » سوره نحل آیه ۳۶٫
توحید یعنی : نفی نظام طاغوتی ، امام رضا (ع) پس از آنکه مجبور شد ، ولیعهدی مأمون را بپذیرد در جلسه علنی و در برابر تمام مردم شرط کرد که در نظام مأمون ، عزل و نصبی و دخالتی نکند.
توحید یعنی : خدا بطلان کشیدن به مقام خط های شرقی و غربی  و رد کردن تمام سیستم هایی که معمولاً از مغزهای افراد خودخواه برخاسته است.
توحید یعنی : پاره کردن و قطع تمام روابطی که سبب تسلط و سرپرستی دیگران بر مسلمین است.
توحید یعنی : بله قربان نگفتن به هر کسی که دستورش رد خط دستور خدا نیست.
توحید یعنی : قبول رهبری کسانی که خدا رهبری آنان را امضاء کرده است.
توحید یعنی : تسلیم بودن در برابر دستورات الهی
و در خلاصه توحید یعنی : سرکوبی بت های درونی و بیرونی ، بت عنوان ، بت مدرک ، بت مقام ، بت طبیعت بت مال با این معنا که هیچ یک از آن ها مرا از مدار حق و راه حق باز ندارد.
توحید یعنی : هیچ وابستگی غیر حق مسیر حرکت مرا تعیین نکند. آنچه که مرا 
می برد. خدا باشد و آنچه مرای نشانه رضای خدا باشد.
اتقاصد توحیدی یعنی در تمام برنامه های تولیدی ، مصرفی ، توزیعی ، مدیریت حکم خدا پیاده شود.
ارتش توحیدی یعنی با حفظ مقام علمی و سابقه و تخصص در حرکت ها و جنگ ها و تاکتیک ها و … ملاحظه وظیفه ی الهی شود.
مسئله رقابت، خودخواهی ، انتقام ، کشورگشایی و استثمار هدف نباشد ، بلکه اعلاء کلمه حق و گسترش اجرا قانون خدا مطرح باشد.
هدف برگرداندن ظالم به حکم خدا و نجات مستضعفان و دفاع از حریم مال و جان و ناموس و تلاش برای حفظ مرزها باشد.
آری ، ارتش توحیدی فرماندهش وابسته و نائب امام معصوم است ،هدفش حق است. سربازش با انتخاب شهادت را قبول می کند. ارتش بودنش عبادت است.
معنای درست ارتش توحیدی این است ، نه کندن درجه و لغو امتیازات به حق ( از قبیل سابقه و تخصص و … )
جامعه توحیدی :
جامعه توحیدی یعنی جامعه ای که مقام رهبری آن طبق معیارهای الهی ( که 
عبارت اند از : علم تقوی ، جهاد، امانت ، قدرت ، مدیریت و …) انتخاب شود ، نه براساس (زور ، قبیله و…) 
جامعه توحیدی یعنی در جامعه یک مکتب یعنی مکتب خدا حکومت می کند و همه ی مردم مجری آن و همه در برابر قانون مساوی باشند. و اعمال غرض ها لغو و 
تفرقه ها از میان برداشته شود.
شاید این معنایی که برای توحید شد ، یک معنای جامع و وسیع و صحیح باشد.
اکنون کدامیک از ما و کدام جامعه به مقام توحید رسیده و چگونه باید به این اوج برسیم؟
اگه می بینم پیامبر فرمود : « قولو لا اله الا الله تفعلوا »
با دید ساده به این جمله نگاه می کنیم ، زیرا نتیجه توحید در این شمار از پیامبر 
« تفعلوا » می باشد . که به معنای فلاح و رستگاری می باشد.
قرآن کریم هدف نهایی را فلاح می داند. زیرا در دستورات قرآن می یابیم که هدف تمام عبادت ها تقوی می باشد.
« یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم والذین من قبلکم لعلکم تتقون » آیه ۲۱ سوره بقره
ای مردم عبادت کنید خدایی را که شما و پیشینیان شما را آفرید. تا شاید به تقوی برسید. ولی خود تقوی مرحله ی نهایی نیست. بلکه تقوی مقدمه ای است برای فلاح بدلیل آیه ۱۰۰ از سوره ی بقره که می فرماید :
« فا تقوا الله یا اولی الباب لعلکم تفلحون »
ای صاحبان عقل تقوی پیشه کنید تا شاید به فلاح و رستگاری برسید.
تمام هستی برای ماست بدلیل آیه ی . 
« سخر لکم و خلق لکم »
ما برای عبادت هستیم که در راه خدا حرکت کنیم و عبادت برای پیدا شدن تقوی است و تقوی مقدمه ای است برای فلاح
فلاح که کتاب مفردات نموده ، به معنای ظفر است.
پس هستی برای ما و ما برای عبادت و عبادت برای تقوی است و تقوی برای فلاح می باشد.
از اینجا می توان به اهمیت فلاح پی برد.
پیروزی از اسارت ها، قیدها ، دشمنان درونی و بیرونی
ذکر یک مثال
هنگامی که دانه ای کاشته می شود و خاکی را روی آن می ریزیم. پس سبز می شود و دیده می شود که این دانه برای رهایی از خاک روییده است.
۱- سبز کردن ریشه های خود به درون خاک
۲- جذب مواد غذایی درون خاک
اگر انسان هم بخواهد رها شود، باید همین ۳ عمل را انجام بدهد.
۱- اول باید دارای عقاید ایدئولوژی اصیلی باشد که مبتنی بر استدلال و برهان باشد.
۲- باید از تمام امکانات برای پیشرفت خود ، مواد رشد را جذب کند.
۳- باید هر گونه مانع را از سر راه خود بردارد ، تا به فضای توحید برسد.
اما در هر ۳ عمل اگر کوتاهی کند ، همچنان در رکود و بدبختی باقی خواهد ماند. اگر عقیده اش محکم و مبتنی بر علم نباشد ، از امکانات استفاده نکند ، دشمنان را دفع نکند، خواهد پوسید.
همان گونه که دانه در دل خاک است ، اگر دست به این ۳ عمل نزند ، خواهد پوسید.
علل انحراف :
مسائلی می تواند انسان را از خدا و مدار توحید بیرون کند ، از جمله :
۱- طاغوت : یکی از عوامل انحراف ، ترس مردم است.
قرآن از قول فرعون نقل می کند :
« لئن اتخذت الما غیری لا جولنک من مسجونین » سوره شعراء آیه ۲۹
هر که غیر از من خدایی و قدرتی را قبول کند و بپذیرد ، او را به زندان می اندازم.
مردم هم از تس به بندگی او تن داده بودند.
۲- عشق و علاقه : گاهی عشق و علاقه به چیزی سبب می شود ، که انسان خدا را نادیده بگیرد و به دلیل آن است که سازنده و نویسنده یکی می باشد.
ذکر یک مثال
اگر ۳ نقاش در کنار هم مشغول کشیدن نقشه ۳ خروس شوند ، یکی نقشه ی سر خروس و دیگری نقشه ی شکم خروس و سومی نقشه ی پای خروس را بکشد. بعد ما این ۳ ورقه را از ۳ نقاش بگیریم به هم پیوند دهیم ، هرگز نقشه ی سر و شکم و پا که از ۳ نقاش آمده ، با یکدیگر هماهنگ نخواهند شد.
آری ، هماهنگی و توازن و تناسب در آفرینش بهترین و ساده ترین دلیل یکتایی خدا می باشد.
ضعف ها با قدرت ها ، حمله ها با دفاع ها ،خشونت ها با عاطفه ها چنان با هم آمیخته که انسان را گیج می کند و در جمع یک نظام  هماهنگ را بوجود آورده است.
ذکر چندین مثال
چگونه ضعف نوزاد با قدرت و حمایت والدین جبران می شود؟
چگونه پرتاب سنگ بزرگ آسمانی با استقامت معنای ضیعفی که دور زمین است جبران و مشتعل می شود؟ 
چگونه انسان که طی عمل باز دم گاز کربن دی اکسید پس می دهد با عکس العمل گیاه که گاز کربن دی اکسید می گیرد.
و اکسیژن پس می دهد ، هماهنگ و متناسب عمل می کنند؟
چگونه ساختمان دستگاه عکس برداری چشم با نور هماهنگ است ؟ و عدسی چشم در برابر نور بیشتر به طور خودکار تنگ و در نور کم گشاد می شود. و اگر ضرورت باشد. پلک ها و ابروها نور را تعدیل می کنند و به دستگاه می رسانند.

عتیقه زیرخاکی گنج