• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در زندگي شهري امروز ، به ندرت مي توان كسي را يافت كه به طريقي با مبلمان شهري سروكار نداشته باشد ،سرپناه ايستگاه اتوبوس ، باجه بليت فروشي ، نيمكت پارك يا تابلوي راهنمايي و رانندگي ، فرقي نمي كند در هر حال با يك يا چند گروه از آنها ارتباط داريم . مبلمان شهري بخش زيادي از فعاليت در شهر را سامان مي دهد و باعث بالا رفتن كيفيت استفاده شهروندان از خيابان ، ميدان ، پارك و عرصه هاي ديگر شهري مي شود . 
عمده ترين ويژگي مبلمان شهري ، كاربرد عام آن است . اين گروه از محصولات بيش از هر چيز ديگر با توده مردم ارتباط مستقيم دارد و بدين لحاظ موضوع طراحي ، ساخت و نصب آنها به مطالعات عميق و دقيقي نياز پيدا مي كند .
طراحي مبلمان شهري يك موضوع ميان رشته اي است موضوعي كه فصل مشتركي است از رشته ها و گرايشهاي مختف ، موضوعي چند سويه كه درتخصص هاي مختلف مي توان حقي بر آن قائل شد . گروه بسياري ، مسئول آن هستند و درمواردي نيز همين چند مسئوليتي ، عامل ركود آن شده است . دامنه آن چنان گسترده است كه به سختي مي توان قيم دلسوزي برايش يافت . طراحي و برنامه ريزي شهري ، طراحي صنعتي ، معماري ، معماري فضاي سبز ، معماري داخلي ، طراحي گرافيك ، مهندسي عمران ، مجسمه سازي ، نقاشي و مهندسي تاسيسات و ترافيك ، تعدادي از تخصص هايي هستند كه درگيري و ارتباط بيشتري با طراحان مبلمان شهري در مجموعه شهر و خيابان دارند .
به طور ساده و خلاصه وظيفه هدايت ، كنترل ، امنيت ، ارتباط ، راحتي ، تبليغات ، تزئين و تفريح در سطح شهر و خيابان بر عهده مبلمان شهري تنظيم چنين فعاليت هايي در سطح شهر از توانايي يك تخصص و چند متخصص خارج است . اين تنوع ساختاري ، اساس شكل گيري تسهيلات و امكاناتي در سطح شهر با عنوان « مبلمان شهري » است . 
يكي از درگيرترين رشته ها با موضوع طراحي مبلمان شهري ، طراحي صنعتي است ، طراحي توليداتي كارخانه اي كه به روش انبوه و با فرايندهاي صنعتي ايجاد مي شوند و در ارتباط مستقيم با راحتي استفاده كننده و اصول زيبايي شناسي هستند . اين تعريف ،طيف وسيعي از محصولات سيماي خيابان را كه چنان ويژگيهايي دارند ، در بر مي گيرند . درادامه از اين تعريف چنين استنباط مي شود كه دسته اي از عناصر شهري كه توليد ماشيني و انبوه ندارند از موادو مصالح غير صنعتي ساخته مي شوند ، طراحي دائم و ثابت دارند مثل جوي و جدول با انسان ارتباط مستقيم ندارند و استتيك صنعتي برخوردار نيستند از حيطه وظايف طراحي صنعتي خارج هستند. 
بديهي است كه مبلمان شهري دامنه گسترده اي از محصولات را نيز شامل گردد . با بررسي منابع مختلف دراين رابطه فهرست متنوعي نيز از انواع تجهيزات و وسايل شهري بدست مي آيد . 
چراغ و پايه روشنايي ، نيمكت ، صندلي و گلدان ، علائم ، تابلو ، نمادها ، انواع كيوسك ، جايگاه دوچرخه ، درو ودروازه ، ورودي ، نرده ، حصار ، آبخوري ، ساعت خياباني ، تنديس ، كفپوش ، سنگفرش ، كف سازي ، آسفالت ، دهانه فاضلاب خياباني ، پله ، شيبراهه ، تيرك ، ديواره ، آبشار تزييني ، آبنما ، حوض شهري ، استخر ميداني ، گياهان ، درخت ، آبراهه ، آبسرد كن ، ايستگاه هواشناسي ، باغچه ، پاركومتر ، رگولاتورگاز شهري ، زباله دان ، شيرفشار آب ، ستون اعلانات ، سكو ، شير آتش نشاني ، صندوق صدقات ، فانوس ، فواره ، وسايل ايمني ترافيك  ، وسايل بازي پارك ، جايگاه پليس ، جدول ، جوي ، جعبه تقسيم تلفن ، خط كشي ، چشم گربه اي ، دكل برق ، درپوشهاي مختلف خياباني ، صندوق پست ، پلاك خيابان ، پل عابر پياده ، پل روي جوي ، ترانسفورماتور ، تلفن همگاني ، تير چراغ برق ، سرپناه ايستگاه اتوبوس ، دستگاههاي خودكار عرضه خوراكي ، پله برقي ، شبكه پاي درخت ، محافظ تنه درخت ، سازه ،سايبان ، سيم ها و كابل هاي هوايي ، نقشه شهر و محله ، كليه تجهيزات معلولان ، فضاي سبز ، پرچم ، پلاكارد ، تثبيت كننده شيبها ، تجهيزات ورود و خروج توقفگاه ، مسدود كننده راه ، توالت خياباني ، تجهيزات ورزشي خياباني و نورافكن .
به مجموعه فوق مي توان انواع دسترسي هاي شهري ، فضاي سبز ، وسايل امنيت و ايمني و محوطه سازي را نيز اضافه كرد . به تعبير ديگر اين تجهيزات اصولا شامل : عناصري است كه درمعرض ديد عموم قرار دارند و در المانهاي اصلي شهر به كار گرفته مي شوند . 
مبلمان شهري 
شهر يك اثر هنري بزرگ است كه آفرينندگاني به وسعت خود و به تعداد جمعيتش دارد . هدف غايي يك شهر ايجاد محيطي خلاق و پرورنده براي مردمي است كه در آن زندگي مي كنند چنين محيطي باگوناگوني بسيار ، آزادي انتخاب به افراد مي دهد و زمينه خلاقيت را فراهم مي آورد ، فضاي شهر حداكثر ارتباط را با مردم وزيستگاه پيرامونشان برقرار مي سازد و تنها يك شرط براي دراختيار گذراندن تمام فرصت ها قائل است : امكانات مناسب شهري . 
در فضاي ميان ساختمانها و بناها ، وسايل و ضمائم مكملي نياز است تا زندگي شهري را سامان بخشد ، تجهيزاتي كه همچون اثاث يك خانه ، امكان زندگي را در فضاي محصور ميان سنگ وبتن و شيشه فراهم آورد . اين اجزاء جريان حركت ، سكون ، تفريح و اضطراب را در شهر تنظيم مي كنند و به آن روح مي بخشند . اثاثه ، تجهيزات يا مبلمان شهري ، خياباني يا فضاي باز اصطلاحات رايج اين تسهيلات و امكانات هستند . 
شهر پيشرفته ، فصل مشتركي است از فعاليت ها و جنب و جوشهاي مردم . همچنان كه مردم حركت مي كنند و هر يك به سويي مي روند . مبلمان خيابانها به نقاط ثابتي تبديل مي شوند كه حركت ها و جريان ها را هدايت مي كنند و قوت مي بخشند . 
رنگ در محيط
كفش در مورد انتخاب رنگ مناسب براي مبلمان شهر ، بسيار است . رنگ پيش از بافت ، فرم و مواد مصرفي دريافت مي شود و به همين دليل اثرش بيشتر است . ولي در اين ميان آنچه كه ضروري است ، حركت منسجم تمامي عناصر يك طرح به سوي هماهنگي با محيط است . رنگ بايد جزئي از كل فرض شود ، كلي كه به سوي وحدت ويگانگي رو دارد . همچنين عامل ديگر در گزينش رنگ ، كاربرد محصول است . رنگ نبايد براي دوره اي كوتاه و تنها به قصد جلب نظر رهگذران به كار رود . به طور مثال ، ممكن است گزينش زباله دان هايي به رنگ زرد روشن در ابتدا حتي با محيط هم هماهنگ باشد و انتخاب جالب و جسورانه اي به نظر برسد ، اما به طور يقين بعد از شش ماه كه زباله دان بارها از آدامس هاي جويده ، كاغذهاي چسبناك شكلات و از اين قبيل خوراكيها پر وخالي شد و لكه هاي مختلف رنگي گرد تا گرد آن را فرا گرفت ، در آن انتخاب تجديدنظر مي شود . 
دراين باره برخي معتقدند كه وجود رنگهاي روشن بر پيكر مبلمان شهري دربسياري موارد باعث تشخيص سريع آنها از محيط مي شود و كيفيت و كميت استفاده از آنها را افزايش مي دهد . اين تفكري است كه بسياري را به گمراهي كشانده است . شهروند وظيفه شناس و مسئولي كه تكليف خود را در برابر محيط زندگي خويش مي داند ، رنگ برايش تعيين كننده نيست . در عوض حتي با برجسته ترين رنگها و ترفندهاي رنگارنگ نيز نمي تون از پرتاب زباله توسط آن كه مقيد به چيزي نيست درميان سبزه ها ، خيابان و پياده رو جلوگيري كرد . شايد يكي از راه هاي برخورد با اين معضل ، اجراي قوانين موثر تر و ترويج فرهنگ شهرنشيني باشد ، به جاي پيش پا افتاده ترين راه ، يعني تنوع رنگ محصول . 
دركنار رنگ عناصر ، خود فضا نيز قابليت هاي بالايي براي تركيب هاي رنگي دارد . تشخيص يك رنگ درمحيط به عواملي ازجمله زمان ديدن ، رنگ زمينه ،رنگ هاي ثابت و منابع نور طبيعي و مصنوعي بستگي دارد . قرمز و نارنجي رنگهايي هستند كه بيش از همه جلو مي آيند و به اصطلاح پيش آمدگي دارند . پرتوهاي ساطع شده از اين رنگها بر تمركز عدسي چشم تاثير مي گذارندو در شخص دوربيني ايجاد مي كنند . رنگهاي سبز و آبي ، برعكس چشم را نزديك بين مي كنند، چرا كه اين دو رنگ به عقب رفتن و عميق شدن تمايل دارند . زرد و ارغواني دراين خصوص خنثي هستند ، نه پيش مي آيند و نه عقب مي نشينند . به طور كلي رنگهاي كرم ( قرمز ، صورتي ، زردو نارنجي ) درنخستين سالهاي زندگي انسان براي وي بسيار مهم هستند  در حالي كه در دوران بلوغ ، آبي ، قرمز و سبز غالب هستند . 
براي چيدمان هايي جسورانه و پويا ، محيط هاي روشن ، بهترين هستندو رنگهاي اصلي و غني درچنين فضاهاي درخشاني ، بيشتر رايجند . براي محل هايي كه كارهاي فيزيكي و فكري درآنجا انجام مي شود ، رنگهاي عميق و ملايم ، انتخاب هاي بهينه هستند . از تاناليته بيشتر بايد درمناطق معتدل استفاده كرد . درمناطق استوايي ، اين تدبير توفيقي به دنبال نخواهد داشت .
سفيد خيره كننده است و به سادگي كثيف مي شود . رنگ بسيار مفيد براي سطوح نبايد به كار رود . خاكستري با هر رنگي هماهنگي دارد . رنگهايي با رنگمايه كم براي محيط هاي فعال و پر جنب و جوش مناسبترند . رنگهاي قوي تر به منظور تاكيد و برانگيختن به كار مي روند . 
ميان ۱۶ تا ۳۵ سالگي ، رنگها در بهترين و دقيق ترين وضع خود درك مي شوند  خردسالان و سالخوردگان مهارت كمتري در تفكيك و تشخيص رنگ ها دارند و براي سنين بالاي۵۵ سرعت تفكيك رنگها رو به وخامت مي گذارد . چنانكه در جامعه مورد نظر طراح ، حدود سني استفاده كنندگان در دست است ، نكات ياد شده بايد در نظر گرفته شوند . 
توجه به شرايط اقليمي منطقه موردنظر براي طراحي و درك رنگ هاي غالب ، در گزينش رنگ بسيار موثر است . برخي از مبلمان شهري مانند كيوسك تلفن و صندوق پست از استانداردهايي براي رنگ پيروي مي كنند كه رعايت آنها الزامي است . 
براين اساس كه طراح قصد دارد محصول را از محيط پيرامونش جدا سازد يا در آن ادغام كند مي تواند از برخي پيشنهادهاي اين قسمت استفاده كند . درنهايت بهترين شيوه اي كه طراحان را از سنگيني گزينش رنگ مبلمان اندكي رها مي سازد ، ارائه چند نمونه رنگ است تا با عنايت به محيط استفاده هماهنگ ترين آنها برگزيده شود . 
هويت 
تعريف هويت 
به لحاظ لغوي واژه هويت از واژه identitas مشتق شده و به دو معناي ظاهر متناقض به كار مي رود : ۱- همساني و يكنواختي مطلق ۲- تمايز كه در برگيرنده ثبات يا تداوم درطول زمان 
هويت اجتماعي نمود يافته در شخصيت جدا از دنياي اجتماعي ديگر افراد معنايي ندارد . فردها بي همتا و متغير هستند . ولي شخصيت كاملا به صورت اجتماعي و به واسطه مراحل مختلف اجتماعي شدن و اندركنش اجتماعي ساخته مي شود . 
هويت مكان 
با رشد شهرها و حومه ها ، گرايشي افراطي در يك شكل كردن چهره شهري به وجود آمده است به گونه اي كه اغلب تفاوت كمي درروحيه مبلمان نقاط مختلف شهر يا حتي گاهي ميان چند كشور ديده مي شود .حال آن كه هنوز هم جذابترين و به ياد ماندني ترين محله ها آنهايي هستندكه با شكل و شمايل ويژه و مختص به خود درخاطره ها جاي مي گيرند وشايد از همين روست كه دركوششهاي جديد براي نوسازي و ساماندهي شهرها به اين خصوصيات توجه بسيار مي شود . 
از ديدگاه طراحان ، انتخاب و طراحي مناسب مبلمان شهري حفظ هويت مكان ونمود بيشتر آن را ممكن مي سازد . اين برخورد دراحياي مناطق تاريخي و سنتي بسيار موثر است 
اگر دخالت در شهر به تزئينات سطحي محدود نشود ، بايد ميان بافت اجتماعي و فضاي شهر توازني ايجاد كرد آنگاه كه بافت اجتماعي مكاني تثيبت شد و در ميان ساكنانش مفهوم شهرنشيني ، ريشه اي عميق دواند ، مي توان به ساختارهايي مكمل در سيما و منظر آن پرداخت و شرايط را براي حفظ محيط و رفاه اهالي اش مهيا كرد . به اتكاي همين بافت اجتماعي تثبيت شده و ريشه دار مي توان در مدت زماني كافي و با روشي پويا ، خيابانهاي محله وشهر را به گونه اي مجهز كرد كه بازتاب فرهنگ آن باشند . 
مكان و فضا 
بي گمان نخستين و جه تمايزي كه درجريان هم سنجي مكان و فضا برسته مي شود سطح انتزاعي آن دو مفهوم است . تقريبا هر انسان داراي عقل سليمي مكان راآسان تر از فضا درك و تجربه مي كند و درمقايسه با فضا ضرورت مكان براي زندگي فردي و اجتماعي را به سادگي احساس مي كند . آنها حتي فضا را هم به واسطه مكان درك مي كنند و فضايي جدا از مكان را غير قابل تصور مي دانند .اين تفاوت در درك مكان و فضا از آن رو ناشي مي شود كه فضا درواقع انتزاعي تر از مكان است . 
زمان 
زمان يكي ديگر از عوامل هويت ساز است . تقريبا بيشتر نظريه پردازان اين نكته را مي پذيرند كه زمان و فضا شرط لازم هويت يابي هستند وبدون آنها ساخت و نگهداري هويت ناممكن است . بعبارتي چنانكه استوارت هال بيان مي كند ، اگر هويت را به نوعي نظام بازنمايي بدانيم ، زمان و فضا مختصات اصلي اين نظام به شمار مي آيد . همه هويت ها در فضا و زمان نمادين قرار مي گيرند و به قول ادوارد سعيد ، جغرافي هاي خيال خود را مي طلبند . 
البته براي روشن تر كردن اهميت زمان درهويت سازي باز هم بايد به مفهوم هويت متوسل شد . در تشريح نقش محوري مكان و فضاي مكان مند درهويت سازي سنتي ، تداوم يكي از عناصر بنيادين هويت است . فرد هنگامي مي تواند مدعي داشتن هويت باشد كه از تداوم برخوردار باشد.تداوم چيزي نيست مگر احساس ثبات شخصيت درطول زمان . هويت برتداوم استوار است و تداوم هم درچارچوب زمان معنا مي يابد، حتي اگر تداوم به معناي منطقي ان باشد . تحليل ماهيت و ابعاد خويشتن (Self) نيز جايگاه محوري زمان را نشان مي دهد . يكي از معناي اصلي خويشتن ، فرديت يا جوهر يك شخص يا چيز و اثبات ( همساني دروني ) در طول زمان است . در واقع احساس شخصيت داشتن و خود بودن به معناي همانند خود بودن در گذر زمان است . يكسان بودن در ذات ، تركيب و خصوصيات فردي ، بدون دخالت دادن عنصر زمان قابل تجزيه و سنجش نيست ، همانند گونه كه دگرگوني هم امري زمان مند است . 
بنابراين هر گونه هويت فردي و اجتماعي نيازمند تداوم فردي واجتماعي است و چنين تداومي را احساس نمي كنيم ، مگر در صورتي كه وجود يك گذشته معنا دار را فرض كنيم . از لحاظ فردي ، گذشته مورد نظر همان « خاطره » است و از لحاظ جمعي ، « تاريخ » هر فرد و گروه تداوم خود را بر خاطره و تاريخ استوار مي كند . از اين رو تقريبا در فرهنگ همه جوامع به انحاي مختلف بر اهميت حياتي تاريخ تاكيد و هشدار داده شده است كه ملت بدون تاريخ محكوم به فناست . 
پارك 
به منطقه اي گفته مي شود كه در آن مجموعه اي از درختان در بستري از پوشش علفي پراكنده باشند . 
پارك در منطقه اي در حاشيه شه رها يا داخل شهرها مي باشد كه در آن امكاناتي جهت تفريح و تفرج به صورت طبيعي و به صورت مصنوعي شامل مسيرهاي حركت ، آبمنماها ، رستورانها ، نمايشگاهها و … وجود دارد . 
الف- تعاريف : پارك قطعه زميني است كه براي استفاده عمومي اختصاص داده مي شود . 
پارك يك ميدان طراحي شده شهري است . 
اهداف طراحي پاركها : 
 بهسازي محيط زيست ، گرد هم آوردن افراد جامعه ، فضايي براي آموزش ، احداث فضايي براي تفريح و سرگرمي … 
مكان تفريحي 
مفهوم : به آن دسته از منابع ، خدمات ومراكز تفريحي و سرگرم كننده اعم از طبيعي يا مصنوعي ( يا تلفيقي از آن دو ) گفته مي شود كه فرد آن را به اختيار و براساس برنامه ريزي خودانتخاب مي كند تا از فعاليت هايي كه در ارتباط با آن مكان انجام مي دهد لذت ببرد و سرگرم شود ( فعاليتهاي خارج خانه يا حتي شهر ) 
منابع طبيعي : آب و هواي متنوع ، كوهستان ها ، تپه ها ، سواحل ، رودها ، درياچه ها و … براي اينكه منابع طبيعي دراختيار تفريح قرار بگيرند لازم است خدمات لازم ارائه شود تا يك مركز تفريحي جاذب مخاطب شكل بگيرد . درغير اينصورت بسياري از پتانسيلهاي اين منابع تنها به صورت بالقوه باقي خواهند ماند .
پاركها : مراكز تفريحي كه انسان با كمك طبيعت ايجاد مي كند تا جلوه هايي از طبيعت را به تصوير بكشد .

عتیقه زیرخاکی گنج