• بازدید : 25 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در جنگ جمل بنى‏اميّه در كنار ام المؤمنين عايشه، طلحة بن عبيداللّه‏ و زبير بن عوام رو در روى سپاه خليفه‏ى وقت، على عليه‏السلام ايستادند. گرچه در منابع تاريخى و روايى تصريح شده است كه عايشه، طلحه و زبير در شورش بر ضد عثمان نقش مهمى ايفاء كردند، ولى كمتر كسى درصدد برآمده است تا نحوه‏ى پيوستن بنى‏اميّه به اصحاب جمل را بررسى نمايد. اين پژوهش بر آن است كه چگونگى در كنار هم قرار گرفتن بنى‏اميّه و اصحاب جمل را تبيين كند.
جنگ جمل نخستين پيكار بزرگى بود كه ميان دو گروه از مسلمانان روى داد. اين جنگ در آغاز خلافت حضرت على عليه‏السلام در گرفت. اكثريت قريب به اتفاق مورّخان علّت برپايى جنگ ياد شده را مخالفت طلحه و زبير با على عليه‏السلام ، به بهانه‏ى خونخواهى عثمان ذكر كرده‏اند. با آن كه دشمنى طلحه، زبير و عايشه با عثمان و تلاش آنان در برافروختن آتش فتنه بر ضد او امرى آشكار بود، ولى بنى‏اميّه به آسانى با آنان هم‏آوا شدند و بر ضد حكومت مشروع على عليه‏السلام دست به اقدام مسلحانه زدند. 

دشمنى عايشه، طلحه و زبير با خليفه‏ى سوم، عثمان

عايشه از نخستين كسانى بود كه زبان به طعنِ عثمان گشود. او بر ضد عثمان، چنين گفت: «اقتلوا نعثلاً فقد كفر» كه بسيار معروف است.۱ طلحه نيز در پاسخ به درخواست كمك از جانب عثمان، گفت: «لا واللّه‏ حتى تعطي بنو اميه الحق من أنفسها»۲ بعضى از مورّخان نيز نام زبير را در رديف كسانى ذكر كرده‏اند كه در شورش بر ضد عثمان نقش داشتند.۳ مروان بن حكم، در نخستين اقدام جنگى در پيكار جمل تيرى به سوى طلحه رها كرد و گفت: «لا أَطْلُبُ بثارى بَعْدَ اليومِ».۴ سعيد بن عاص نيز به مروان گفته بود: «اگر به دنبال قاتلان عثمان هستيد، بايد آنان را در ميان سپاه خود جست‏وجو كنيد».۵ در چنين شرايطى چه چيز موجب شد تا بنى‏اميه اصحاب جمل را يارى دهند؟ چرا مروان بن حكم و ساير بنى‏اميه به جاى شام، سر از مكه درآوردند؟ و يا چرا يعلى بن منيه، والى عثمان در يمن، اموال بيت‏المال را در اختيار اصحاب جمل نهاد؟ به نظر نگارنده، پاسخ پرسش‏هاى ياد شده در اقدامات معاوية بن أبى سفيان در قبل و پس از مرگ عثمان نهفته است.

نقش معاوية بن أبى سفيان 

معاوية بن أبى سفيان از زمان خليفه‏ى دوم تا زمان وقوع قتل عثمان تقريبا مدت هفده سال در شام بدون مزاحمت هيچ رقيبى حكم‏فرمايى داشت. او پيوسته تلاش مى‏كرد تا اهالى شام با عراق و حجاز ارتباط اندكى داشته باشند.۶ او مى‏خواست تا مردم شام، اسلام را از منظر او ببينند. معاويه آيات قرآن را مطابق با خواسته‏هاى خويش تفسير و تأويل مى‏كرد.۷ و در صدد بود تا سيادت بنى‏اميّه را إحياء كند، سيادتى كه اسلام آن را زير پا نهاده بود.۸ تمايلات درونى او براى كسب قدرت و سلطه بر سرزمين‏هاى اسلامى حتّى در زمان خليفه‏ى دوم، عمر، قابل پيش‏بينى بوده است. ذهبى (د ۷۴۸ ق) نوشته است: «قال المدائنى: كان عمر اذا نظر إلى معاوية قال هذا كسرى العرب».۹

موضعِ معاويه در برابر شورش عمومى بر ضد عثمان

عثمان پس از مواجهه با شورش عمومى، از استانداران خويش كه معاويه نيز يكى از آنها بود، درخواست كمك كرد، امّا معاويه در يارى او تعلل ورزيد و پس از درخواست‏هاى پى در پى عثمان، او لشكرى را به فرماندهى يزيد بن أسد با توصيه به عدم ورود به مدينه، گسيل داشت. ابن شَبَّه (د ۲۶۲ ق) روايات متعددى آورده است كه ثابت مى‏كند، معاويه به سپاه خود دستور داد تا در ذى خُشُب و يا وادى‏القرى اردو بزنند و وارد مدينه نشوند.۱۰ ابو ايوب انصارى در پاسخ نامه‏اى به معاويه نوشت: «و ما نحن و قتل عثمان، إنَّ الذى تربص بعثمان و ثبط يزيد بن أسد و أهل شام فى نصرته لأنَت و إنَّ الذين قتلوه لغير الانصار».۱۱

معاويه با فرستادن چنين سپاهى دو خواسته را دنبال مى‏كرد: نخست آن كه به مردم شام وانمود كند كه به خليفه يارى رسانده و در كمك به او كوتاهى نكرده است؛ دوم از همين راه اخبار حوادث مدينه را در كوتاهترين زمان به دست آورد. او پس از آگاهى از خلافت على عليه‏السلام ، بى‏درنگ دست به اقداماتى زد كه مى‏توان آن را زمينه‏ساز پيكار جمل دانست.

اطّلاعات ما از اين اقدامات از شرح نهج البلاغهى ابن أبى الحديد معتزلى (د ۶۵۶ ق) حاصل شده است. ابن أبى الحديد نيز اين اطلاعات را از الأخبار الموفقيات نوشته‏ى زبير بن بكّار (د ۲۵۶ ق) نقل كرده است. ابن أبى الحديد درباره‏ى ميزان دشمنى معاويه با على عليه‏السلام نوشته است: «… و أنا أَذكُر فى هذا الموضع خبرا رواه الزبير بن بكّار فى الموفقيات، لِيْعلم مَنْ يقف عليه أنَّ معاوية لم يكن لينجذب إلى طاعة علىٍ عليه‏السلام أبدا ولايعطيه البيعة و أنَّ مضادَّته له و مباينته ايّاه لمضادَّة السواد للبياض لا يجتمعان».۱۲

ذكر دو نكته را لازم مى‏دانم: كتاب الاخبار الموفقيات به همّت دكتر سامى مكى العانى با استفاده از دو نسخه‏ى خطى موجود در بصره و توبينگن منتشر شده است. از آنجا كه نسخه‏هاى موجود تنها بخش اندكى از موفقيات را در بر دارند، مصحح مذكور بخشى به انتهاى كتاب اضافه كرده و آن را الضائع من الموفقيات ناميده است. اخبار اين بخش اغلب از شرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد استخراج شده است، اما خبر مذكور در اصل كتاب و در بخش الحاقى وجود ندارد؛۱۳ نكته‏ى دوم اينكه ضامر بن شدقم حسينى، مؤلف كتاب الجمل (درگذشته بعد از ۱۰۸۲ق)، خبر مذكور را آورده است، ولى گويا منبع او شرح ابن أبى الحديد نبوده است، زيرا تفاوت قابل توجهى ميان عبارت‏هاى آنها وجود دارد.۱۴

به هر حال، ابن أبى الحديد به نقل از موفقيات آورده است كه وقتى عثمان در محاصره واقع شد، مروان بن حكم دو نامه به شام و يمن فرستاد. محتواى نامه‏ها اشاره به دشمنى مردم (صحابه) با بنى‏اميّه و درخواست يارى از معاويه و يعلى بن منيه، استانداران شام و يمن بود. او در نامه آورده بود كه عثمان ستون خانه‏ى بنى‏اميّه است و در صورت عدم يارى او، اين خانه فرو خواهد ريخت. از جمله اعتراضاتى كه مروان آن را در عداد شكايات مردم بر ضد عثمان برشمرد، واگذارى شام و يمن به معاويه و يعلى بود. با وجود اين، مروان در اين دو نامه آمادگى خود را براى دفاع از عثمان اعلام كرد.۱۵ هنگامى كه نامه‏ى مروان به معاويه رسيد، دستور داد تا مردم در مسجد جامع جمع شوند. آن گاه همچون كسى كه ستمى به او رسيده است و يارى دهنده‏اى ندارد، خطبه خواند و فريادرس طلبيد. در اثناء خطبه نامه‏اى ديگر از مروان به معاويه رسيد كه خبر قتل عثمان در آن آمده بود. مروان واقعه‏ى قتل عثمان را در نامه شرح داده و در پايان آن نوشته بود: «… مردم خانه‏اش را غارت كردند، هتك حرمت نمودند، او را كشتند و همچون ابرى كه باران خود را بريزد و دور شود از او دور شدند و به سوى على بن أبى‏طالب رفتند، همانند ملخ‏هايى كه مرتع ببينند» و براى تحريك معاويه افزوده بود: «فأخلق ببنى‏اميّة أنْ يكونوا من هذا الأمر بمجرى العيوق إن يثأره ثائر فأن شئت أبا عبدالرحمن أن تكون فَكُنْه»۱۶

معاويه پس از دريافت اين نامه و كسب اطلاعات لازم، اقدامات بعدى و اساسى خويش را آغاز كرد. او به چند نفر نامه نوشت كه عبارت بودند از: طلحة بن عبيداللّه‏، زبير بن عوام، سعيد بن عاص، عبداللّه‏ بن عامر بن كريز، وليد بن عقبه، يعلى بن منيه و مروان بن حكم. او زيركانه نقاط قوّت و ضعف شخصيت مخاطبين خويش را به آنان گوشزد كرد. گاهى همچون رفيقى شفيق و مردى وفادار جلوه كرد و گاهى نيز چون پدرى دلسوز، عتاب آلود با آنان سخن گفت. 

عتیقه زیرخاکی گنج