• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق بررسي احكام فقهي و تطبيق آن با آيات قرآن درباره طهارتهاي سه گانه (وضو- غسل- تيمم)-خرید اینترنتی تحقیق بررسي احكام فقهي و تطبيق آن با آيات قرآن درباره طهارتهاي سه گانه (وضو- غسل- تيمم)-دانلود رایگان پایان نامه بررسي احكام فقهي و تطبيق آن با آيات قرآن درباره طهارتهاي سه گانه (وضو- غسل- تيمم)-دانلود رایگان مقاله بررسي احكام فقهي و تطبيق آن با آيات قرآن درباره طهارتهاي سه گانه (وضو- غسل- تيمم)

این فایل در ۱۶صفحه قابل ویریش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اسلام به معنای انقیاد، تسلیم شدن و گردن کجی است در برابر اوامر و نواهی خدا و دستورات رسول خدا (ص). دین اسلام، دین فطرت، پاکیزگی و اجتماع است، جامعه اسلامی را به نظافت و رعایت بهداشت و آداب اسلامی و عبادت تشویق و راهنمایی می کند
دردين اسلام دونظام وجود دارد:
نظام فقهي شيعه ونظام فقهي سنی. فقه شيعه داراي سه شعبه است:فقه شيعي امامي،فقه شيعه زيدي وفقه شيعه شيعه اسماعيليه.فقه سني داراي چهار شعبه مشهور است:فقه حنفي ،فقه شافعي،فقه مالكي وفقه حنبلي.چند دستگاه فقهي ديگر نيز درميان اهل سنت پديد آمده است كه پيروان زيادي را پيدا نكرده ورسميت نيافته است،البته ظايريه نيز مشهورند.علم فقه داراي ابواب وفصول بسيار است..مجموعه ابواب فقه تحت چهار عنوان بيان گرديده است.عبارات،عقود،ايفاعات.احكام وسياسات.درعلم فقه باب منظور كتاب است.به جاي باب الصلاة گفته مي شود:كتاب الصلاة مجموعه كتاب يا ابواب فقه ۴۸كتاب (باب)است.درخلال اين ابواب مسائل وتكاليف عبادي،معاملاتي ،حقوقي وجزايي مطرح است.با توجه به قوانين استنباط ومنابع اوليه فقه امري نيست كه درفقه اسلامي براي آن حكمي تنوان يافت.به ويژه باامكان اجتهاد درمذهب شيعه معمول است در تاريخ فقه واجتهاد،مسائل فقهي فراواني مي توان يافت كه علي رغم موضوع آن، حكم فقهي آن مسئله به طور يكسان استنباط نگرديده است.اين اختلاف نظر ميان دوفرقه اماميه اهل سنت نبوده، بلكه در ميان فقيهان يك فرقه نيز مشاهده مي شود. اختلاف نظر فقهي در ميان مجتهدان و فقيهان از بدوشكل گيري اين علم پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) وغيبت امام عصر امري بديهي بوده و هيچ گاه درميان فقيهان مرسوم نبوده است كه نظر مخالف با رأي مشهور تحقير گرديد، بلكه فقه شيعه همواره بالندگي خود را مديون تحقيق، تفحص، اجتهاد وانبساط مي داند وتقليد را براي كسي كه توانايي استنباط احكام فقهي را دارد،حرام مي شمارد هرچند درتاريخ فقه شيعه كساني بودند كه درمسائل فقهي جرات وجسارت مخالفت با قول مشهور فقها را نداشتند. چنانچه حسن بن زيدالدين در كتاب اصول خود ، در بحث اجتماع وشهرت فتوائيه به اين مسئله اشاره مي فرمايد:
همانا بيشتر فقهاي بعد از شيخ طوسي، به دليل شدت اعتقاد وحسن ظن به او در فتوا دادن از اوپيروي مي كردند از اين رو فقهاي متاخر با احكام مشهوري مواجه شدند كه شيخ و پيروانش به آن عمل كرده بودند.لذا گمان كردند كه احكام بين علما مشهور است ودر نيافتند كه منشا ومنبع اين احكام مشهور شيخ طوسي مي باشد و اين شهرت دراثر پيروي از اوتحقق يافته است. موضوع اين رساله،يك موضوع فقهي است. بنابراين با توجه به مبادي علم فقه بايد به عنوان يك مسئله فقهي مورد بررسي وبحث قرار گيرد تا حكم فقهي وظیفه مكلف در اين رابطه معين وآشكار گردد. مسئوليت اين امر خطير برعهده فقيهان ومتخصصان علم فقه استتاد حكم شرعي اين مسئله را بيان فرمايند .لذا به بررسي نظر فقيهان درخصوص طهارت پرداخته وپيرامون تفسير آيات قرآن وتطبيق آن با احكام بحث مي شود.
قبل از ورود به بحث اصلي ،به طور مختصر پيرامون معنا ومفهوم نجاست وطهارت مسئله ای رابیان نموده و آنرا تحلیلی کوتاه می نمائیم.
 
 1-2- بيان مسئله :
 يكي از مسايل مهم نزد مسلمانان ،طهارت وپاكيزگي است.مسلمين طهارت را با ترتيب وقانون خاص رعايت مي كنند، به اطفال خود مي آموزند .اهل فقه و ايمان و يا محال فقهاي دين براي معتبر بودن ودرستي طهارت، شروط وترتيب خاصي را بر طبق آيات قرآن كريم بيان نموده اند .به طوريكه گفته مي شود، به درستي كه از بين اديان، ديني كه به طهارت اهميت بسيار مي دهد، اسلام است و در معاني ذكرشد: طهارت ،رفع آلودگي از نجاست است و بهترين وسيله براي طاهر شدن ،آب پاك است .چنانچه كه درقرآن آمده است:
«وينزلُ عليكُم مِن السماءماءًلِيطهركُم بِه» 
«وانزلنا من السماءماءطهورا» 
طهارت بر دوقسم اند :
مائيه:كه خود آن بر دوقسم است:  وضو وغسل
   ترابيه: كه منظور تيمم است.
و اين دوقسم طهارت درطول هم هستند.كه هر كدام درجاي خود حائز اهميت است

۱-۳- مفهوم طهارت درلغت واصطلاح
طهر/طهارة:عبارت است ازپاك كردن ازنجاست وآلودگي خون حيض است.لذ ا«طهر» نقيض «حيض» مي باشد. اگر گويند: «طهره المره وهي طاهر» حيض خون وي قطع گرديد و پاك شد  و هر گاه غسل نمايد گويد:  تطهرت واطهرت
تطهير: پاك كردن از نجاست ،جنابت، آلايشهاي روحي ،گناه وپليدي  …طهور:پاك كننده
الف:معناي ساختارهاي مختلف «طهر»درقرآن به صورت فعل
۱-پاك شدن ازخون حيض«فاعتزالوايناء في المحيض ولاتقربو منحتي يطهرن »
۲-پاكي جستن، غسل كردن از جنابت و حيض«فاذا تطهرن فاتو من حيث امركم الله »
۳-ادعاي پاكي كردن ازپليدي: پرهيز كردن از عمل زشت ومنافي عفت انهم اناش يتطهرون 
۴-پاكي جستن از گناه، دور شدن از پليديهاي ذهن «فيه رجال يحبون ان يتطروا 
۵-درباب «تفعيل» به دو معني: الف: پاك كردن از چرك، آلودگي ظاهري، گردوغبار و جنابت.و لكن يريد ليطهركم وليتم نعمته عليكم 
ب: پاك كردن از پليدي .گناه وآلايشهاي رفتاري. وانما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهیرا
ج:بركنارداشتن ازكفر،گناه،دورنگه داشتن ازتهمت يهود 
اذ قالت الملائكه يامريم ان الله اصظفاك وطهرك
به صورت اسم:
۱- طهور به دو معني: الف) پاك كردن از نجاست وپاك كننده آن 
ب) غير مسكر، پاك، حلال، وسقاهم ربهم شرابا طهورا ) ضد شراب دنيا كه ناپاك ومست كنننده است.

-به صيغه اسم فاعل:
الف: «مطهر» دوركننده، بركنار دارنده » اني متوفيك وراتبك الي ومطهروك من الذين كفروا»
ب: متطهر: ترك كننده گناه، پاكي جوينده از آلودگيها غسل كننده: «ان الله يحب التوابين ويحب المطهرين »
-به صيغه اسم مفعول(مطهر-مطهرة)به معناي:
الف)پاك شده از آلودگيهاي ظاهري(حيض،نفاس…) داراي عفت واخلاق نيكو.ولهم فيها ازواج مطهرةوهم فيها خالدون »
ب) پاك شده به دور از باطل، شك و شبهه، مس والتانات شيطان: «فيصحيف مكرمة مرفوعة مطهره )
-به صيغه اسم تفضيل(اطهر) به دو معني
الف: پاكيزه، پاك كنننده قلب از ريبه، دور كننده از گناه «ذلكم خيرلكم واطهره »حلال، پاك از نظر كردار «قال ياهوم هولا بناي من اطهرلكم  »
طهارت از حدث يا پاكيزگي از آلودگيهاي غيرظاهري .اين طهارت در بيان فقها يا از حدث اكبر يعني –جنابت-است ويا از حدث اصغر ،يعني عوامل نقص كننده وضو-طهارت مورد نظردر اين بخش به يكي از عوامل زير حاصل ميگردد:
الف-وضو:   ب- غسل     ج-تيمم

۱-۴- مفهوم نجاست درلغت واصطلاح
نجس ونجاست درمعني لغوي عبارت است از مطلق پليدي. در معني اصطلاحي وشرعي عبارت است از: پليدي خاص كه برآن احكام معين مترتب مي شود ومكلف موظف است طبق حكم اسلامي از چيز نجس دوري نمايد و درصورت تماس با آن شرايط خاص طهارت اولي را بدست آورد . مثلا وقتي گفته مي شود فكر نجاست، مسلم اين است كه منظور فكر پليداست،فكر شيطاني است. 
ولي وقتی گفته مي شود كه شراب يا بول نجس است. اين يك حكم شرعي است كه مسلمانان مكلف بايد از تماس با آن خودداري نمايد. وچنانچه بدان آلوده گشت بايد خود را طاهر نمايد. دراين خصوص بحث ونزاعي نيست، بلكه بحث در اين است كه آيا اطلاق نجاست بدين معني به عنوان حقيقت شرعيه ثابت است وهنگام استعمال در زبان شارع معني اصطلاحي وشرعي بر اذهان تبادر مينمود يا چنين نبوده است، بلكه شارع مقدس معني اصطلاحي وشرعي را با كمك قوانين تفهيم مي فرمود و با  عدم قرائن و ثبوت آن معني اصطلاحي آن فهميده نمي شود. مثلا در هنگام نزول آيه شريفه «انما المشركون نجس …» آيا شارع در تفهيم اينكه مشركان نجس هستند وحكم شرعي نجاست بر آن حمل مي شود نيازمند  به قرائن بوده است ياخير ؟ بسياري از فقيهان  ادعا نمودند كه استعمال نجاست درمعني اصطلاح و شرعي از زمان –پيامبر به صورت حقايق شرعيه تحقق يافته است.چنانچه اين عده معتقدند  كه طهارت نيز از حقايق شرعيه است .زيرا وقتي حكمي درخصوص طهارت صادر مي شود ،معني طهارت شرعي ازآن فهميده مي شود. مثل، وضو-غسل- تيمم. يا حالت حاصل شده براي متطهر، پس از انجام يكي از اعمال سه گانه فوق. لذا مسلمانان هنگام شنيدن قول خداوند (وانزلنامن السماءمائ طهورا   باتوجه به حقيقت شرعيه بودن طهارت درآن زمان ،طهارت شرعيه از حدث وخبث را مي فهميدند عده اي ازفقها معتقدند: به علت فقدان قرينه اي كه دال برنجاست شرعيه است، نمي توان معناي نجس را كه در آن زمان حقيقت شرعيه نبوده است، حمل بر مفهوم شرعي واصطلاحي نمود. لذا در حكم نجاست مشركان نمي توان به اين آيه شريفه استناد نمود.  عده اي ازفقها معتقدند: كلمه «نجس» مصدر است وحمل مصدر برذات درست نمي باشد، مگر با تقدير گرفتن كلمه «ذو»بنابراين آيه بدين صورت ميشود: «انما المشركين ذو نجس…»همانا مشركان داراي نجاست هستند. به عبارت ديگر مشركان ذاتا نجس نيستند،بلكه نجاست امري است عرضي كه دراثر عدم رعايت آن با ايشان مقارن است. 

 1-4-1- معناي لغوي نجاست
نجاست به معني«قذاره» (پليدي،چركيني) است و آن دو نوع است:  يكي آن كه با حواس قابل درك است وديگري با بصيرت.
خداوند مشركان را با وجه دوم وصف كرده: «انما المشركون نجس…»قذر: در لغت به معناي چركين بودن  وضد نظافت و نيز به معني چرك آمده است. و قذر به فتح قاف وكسر ذال .به معني چركين وغير نظيف مي باشد. گفته مي شود: «نجسه»يعني اورا پليد كرد، آلوده نمود

عتیقه زیرخاکی گنج