• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

، ضمن بيان نمونه اي از طوفان ذهني، كه سبب كسب موفقيت در زمينه كوهنوردي شده است، ضمن ارائه پندهايي براي تجار، ارتباط مستقيم استعداد را با ژن ها انكار كرده، معتقد است هركسي صلاحيت خلاقيت را دارد و تنها چيزي كه در زمينه بروز خلاقيت موثر واقع مي شود، تحريك مغز است وهرچه بيشتر درجهت رشد ذهن از آن استفاده شود، نتايج بهتري را به ارمغان مي آورد.
اين مقاله همچنين براي مديران سازمانها، راهكارهايي جهت هدايت و پرورش خلاقيت ارائه كرده است كه با بهره گيري از آن خواهند توانست محيطي مناسبتر براي رشد و پويايي افراد فراهم سازند و از اين طريق عملكرد سازمان خود را نيز بهبود بخشند.
درمورد طوفان ذهني و طراحي ابزار براي ايجاد اين صاعقه ذهني، «مك گارتلند» تكنيك هاي جرقه زدن عقايد جديد را براي رهبري سازمانها به وسيله اين عقايد نو و بهبود اجراي كار، پيشنهاد مي كند با «گريس» در آدرس http://www.thunderboltthinking.com ارتباط برقرار كنيد.
در سال ۱۹۷۵ «كولينز» به عنوان اولين فرد به قله سايكو واقع در «دورادوكايون» نزديك «بولدر» در «كلرادو» صعود كرد. سالها بود كه كوهنوردان تلاش كرده بودند اين قله را فتح كنند. آنها ناموفق بودند چون گستردگي صخره بيش از پهناي بازوان آنها بود. «كولينز» دريافت هنگامي كه بازوانش بيش از اندازه براي رسيدن به نوك صخره كوتاهند، پاهايش اين چنين نيستند سپس او راهي براي نگهداشتن صخره براي رفتن معكوس، پيشنهاد كرد. راه او اين بود: استفاده از پاها وانگشتان پا براي نگهداشتن صخره. پس از آن او موفق شد كه به كمك بازوانش به نوك كوه برسد.
به عبارت ديگر، با چرخاندن خودش به سمت بالا، «كالينز» روش جديدي براي صعود به يك صخره غيرقابل صعود پيدا كرد. او ارتباطات موجود در فرايند صعود با روش جديد را پيدا كرد كه ثمره اش يك راه حل ابداعي بود.
درسهايي براي تجار
چه موقعي لازم است شما فكرتان را به روش معكوس منعطف سازيد؟ داستان «كولينز» درسهايي براي به كارگيري خلاقيت در محيط كار داشت. هريك از ما ظرفيت پيروزي بر خلاقيت به كار گرفته شده توسط رقباي تجاري را دارد. خلاقيت يك مهارت است كه مي‌توان آن را آموخت.
همان گونه كه خلاقيت، فرايند به كارگيري منابع موجود در زمينه هاي جديد است. نوآوري، فرايند تنظيم عقايد موثر و يافتن راههايي براي عملي نمودن اين ارتباطات است.
نوآوري عبارت است از: «يك تغيير جهت اصولي به منظور دستيابي به نتايج بهتر». 
نوآوري = خلاقيت + تغيير
موانع دست وپاگير
بيشتر از تضمين بقاي سازمان، خلاقيت نقش ويژه اي در دستيابي به موفقيت بازي مي كند. بيشتر بازرگانان از تحليل احتمال در تصميم‌گيريهايشان استفاده مي كنند. «جيم كالينز» هشدار مي دهد كه اگر شما زندگيتان را صرف اين كنيد كه عقايد آزاد داشته باشيد اين تمام آن چيزي است كه شما هميشه تصميم داشته ايد كه انجام دهيد، اما شما نمي توانيد به نوك كوه برسيد درحالي كه يك پاي شما روي زمين باشد. پس چه چيز است كه مانع پيشرفت ما مي شود؟ افسانه اي هست كه مي گويد خلاقيت يك استعداد ذاتي و ارثي است كه مستقيما در ارتباط با ژن هاست. اما مطالعات و پژوهش در زمينه خلاقيت و اساس آموزش و پرورش مي گويد كه هركسي صلاحيت خلاقيت را دارد. به علاوه پژوهشهاي پزشكي نشان مي دهد زماني كه قربانيان ضربه مغزي تحت معالجه قرار مي گيرند، اغلب مشاهده مي شود كه برخي از اعمال مغز مثل ارتباطات جديدي است كه از آن منشعب مي شود. درواقع تحريك مغز سبب ايجاد رشد مي شود. با وجود اين به نظر مي رسد بيشتر مردم ظرفيتهاي خلاق خود را در هنگام پيري از دست مي دهند.
يك مطالعه دانشگاه كلرادو نشان مي دهد كه در ۵ سالگي ما ۹۸ بار در روز از خلاقيت دركارها بهره مي بريم. ۱۱۳ بار مي خنديم و ۶۵ بار سوال مي پرسيم.
در ۴۴ سالگي كه سن جاافتادگي است، تعداد دفعات به كارگيري خلاقيت به ۲ بار در روز و خنديدن به ۱۱ بار و سوال پرسيدن به شش بار تقليل مي يابد.
گروه مطالعاتي دانشگاه كلرادو همچنين دريافت كه يك نرخ واكنش منفي بين افزايش سن و ارائه ايده هاي نو وجود دارد.
راه برداشتن موانع
تحريك ذهن، رشد ذهني اشخاص و تحريكهاي مثبت، همه براي غلبه بر موانع بروز خلاقيت مفيدند. مديران بايد آشكارا مشكلات را مطرح سازند و خلاقانه كار كنند تا افراد را در پرورش عقايدشان براي رسيدن به راه حلهاي ارزشمند ياري كنند. سخت ترين روش براي ازبين بردن موانع بر سر راه خلاقيت، ايجاد يك محيط ذهني اثربخش است.
راهنمايان بايد فرايند خلاقيت را به وسيله ايجاد ارتباط بين خلاقيت و ذهن تحليلگر به منظور شكوفايي ايجاد كنند.
بين ذهن خلاق و تحليلگر، ارتباط دوجانبه اي برقرار است به اين نحو كه شما براي نوآور بودن به هر دوي آنها نياز داريد.
ذهن تحليلگر، بحث درمورد ماهيت يك راه حل يا مشكل را انجام مي دهد و تعيين مي كند كه كدام دسته اعمال بهتر به نتيجه مي‌رسند. تصحيح و انتخاب عقاد و تهيه طرحهاي انجام كار به همان اندازه براي ابداع مهمند كه كسب عقايد جديد مهم هستند.
۱۳ خوش يمن
اگر شما مي خواهيد شرايط جديدي در محيط كارتان ايجادكنيد، سعي كنيد «۱۳ خوش يمن» را كه راههايي براي تغذيه، پرورش و هدايت خلاقيت آزمون كرده است، پياده كنيد.
۱ – درپي رازي براي دستيابي به خلاقيت نباشيد: پيشامدهاي قابل انتظار را تعريف كنيد؛
۲ – پيدا كنيد كه اشخاص چگونه خلاق تر مي شوند؛
۳ – نظارت را معنا و بويژه روي قسمتي كه راه حلهاي خلاقيت موردنياز واقع مي شوند تمركز كنيد؛
۴ – ترس از شكست را به حداقل برسانيد: راههايي براي ازبين بردن مخاطره بيابيد. به اشتباهات به عنوان فرصتهايي براي يادگيري توجه كنيد؛
۵ – بازي را بپذيريد: به افراد فرصت دهيد كه مهارتهاي بازي را خوب ياد بگيرند؛
۶ – براي ارتقاي يك سازمان به افراد براي تقويت نوآوري مسئوليت بدهيد؛
۷ – در رفتارتان يك روند مشخص را به كار ببريد. به افراد نشان دهيد كه براي آنها كار مي كنيد و به عقيده ها و ايده هاي تكميل شده، شانس مجددي بدهيد؛
۸ – به خاطر داشته باشيد كه رفتار نوآور به خودي خود اتفاق نمي افتد. ابزار و مدل هاي مختلف انديشيدن را كه توسط آنها، افراد مي‌توانند آزمايش كنند و بپذيرند فراهم سازيد؛
  • بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

، ضمن بيان نمونه اي از طوفان ذهني، كه سبب كسب موفقيت در زمينه كوهنوردي شده است، ضمن ارائه پندهايي براي تجار، ارتباط مستقيم استعداد را با ژن ها انكار كرده، معتقد است هركسي صلاحيت خلاقيت را دارد و تنها چيزي كه در زمينه بروز خلاقيت موثر واقع مي شود، تحريك مغز است وهرچه بيشتر درجهت رشد ذهن از آن استفاده شود، نتايج بهتري را به ارمغان مي آورد.
اين مقاله همچنين براي مديران سازمانها، راهكارهايي جهت هدايت و پرورش خلاقيت ارائه كرده است كه با بهره گيري از آن خواهند توانست محيطي مناسبتر براي رشد و پويايي افراد فراهم سازند و از اين طريق عملكرد سازمان خود را نيز بهبود بخشند.
درمورد طوفان ذهني و طراحي ابزار براي ايجاد اين صاعقه ذهني، «مك گارتلند» تكنيك هاي جرقه زدن عقايد جديد را براي رهبري سازمانها به وسيله اين عقايد نو و بهبود اجراي كار، پيشنهاد مي كند با «گريس» در آدرس http://www.thunderboltthinking.com ارتباط برقرار كنيد.
در سال ۱۹۷۵ «كولينز» به عنوان اولين فرد به قله سايكو واقع در «دورادوكايون» نزديك «بولدر» در «كلرادو» صعود كرد. سالها بود كه كوهنوردان تلاش كرده بودند اين قله را فتح كنند. آنها ناموفق بودند چون گستردگي صخره بيش از پهناي بازوان آنها بود. «كولينز» دريافت هنگامي كه بازوانش بيش از اندازه براي رسيدن به نوك صخره كوتاهند، پاهايش اين چنين نيستند سپس او راهي براي نگهداشتن صخره براي رفتن معكوس، پيشنهاد كرد. راه او اين بود: استفاده از پاها وانگشتان پا براي نگهداشتن صخره. پس از آن او موفق شد كه به كمك بازوانش به نوك كوه برسد.
به عبارت ديگر، با چرخاندن خودش به سمت بالا، «كالينز» روش جديدي براي صعود به يك صخره غيرقابل صعود پيدا كرد. او ارتباطات موجود در فرايند صعود با روش جديد را پيدا كرد كه ثمره اش يك راه حل ابداعي بود.
درسهايي براي تجار
چه موقعي لازم است شما فكرتان را به روش معكوس منعطف سازيد؟ داستان «كولينز» درسهايي براي به كارگيري خلاقيت در محيط كار داشت. هريك از ما ظرفيت پيروزي بر خلاقيت به كار گرفته شده توسط رقباي تجاري را دارد. خلاقيت يك مهارت است كه مي‌توان آن را آموخت.
همان گونه كه خلاقيت، فرايند به كارگيري منابع موجود در زمينه هاي جديد است. نوآوري، فرايند تنظيم عقايد موثر و يافتن راههايي براي عملي نمودن اين ارتباطات است.
نوآوري عبارت است از: «يك تغيير جهت اصولي به منظور دستيابي به نتايج بهتر». 
نوآوري = خلاقيت + تغيير
موانع دست وپاگير
بيشتر از تضمين بقاي سازمان، خلاقيت نقش ويژه اي در دستيابي به موفقيت بازي مي كند. بيشتر بازرگانان از تحليل احتمال در تصميم‌گيريهايشان استفاده مي كنند. «جيم كالينز» هشدار مي دهد كه اگر شما زندگيتان را صرف اين كنيد كه عقايد آزاد داشته باشيد اين تمام آن چيزي است كه شما هميشه تصميم داشته ايد كه انجام دهيد، اما شما نمي توانيد به نوك كوه برسيد درحالي كه يك پاي شما روي زمين باشد. پس چه چيز است كه مانع پيشرفت ما مي شود؟ افسانه اي هست كه مي گويد خلاقيت يك استعداد ذاتي و ارثي است كه مستقيما در ارتباط با ژن هاست. اما مطالعات و پژوهش در زمينه خلاقيت و اساس آموزش و پرورش مي گويد كه هركسي صلاحيت خلاقيت را دارد. به علاوه پژوهشهاي پزشكي نشان مي دهد زماني كه قربانيان ضربه مغزي تحت معالجه قرار مي گيرند، اغلب مشاهده مي شود كه برخي از اعمال مغز مثل ارتباطات جديدي است كه از آن منشعب مي شود. درواقع تحريك مغز سبب ايجاد رشد مي شود. با وجود اين به نظر مي رسد بيشتر مردم ظرفيتهاي خلاق خود را در هنگام پيري از دست مي دهند.
يك مطالعه دانشگاه كلرادو نشان مي دهد كه در ۵ سالگي ما ۹۸ بار در روز از خلاقيت دركارها بهره مي بريم. ۱۱۳ بار مي خنديم و ۶۵ بار سوال مي پرسيم.
در ۴۴ سالگي كه سن جاافتادگي است، تعداد دفعات به كارگيري خلاقيت به ۲ بار در روز و خنديدن به ۱۱ بار و سوال پرسيدن به شش بار تقليل مي يابد.
گروه مطالعاتي دانشگاه كلرادو همچنين دريافت كه يك نرخ واكنش منفي بين افزايش سن و ارائه ايده هاي نو وجود دارد.
راه برداشتن موانع
تحريك ذهن، رشد ذهني اشخاص و تحريكهاي مثبت، همه براي غلبه بر موانع بروز خلاقيت مفيدند. مديران بايد آشكارا مشكلات را مطرح سازند و خلاقانه كار كنند تا افراد را در پرورش عقايدشان براي رسيدن به راه حلهاي ارزشمند ياري كنند. سخت ترين روش براي ازبين بردن موانع بر سر راه خلاقيت، ايجاد يك محيط ذهني اثربخش است.
راهنمايان بايد فرايند خلاقيت را به وسيله ايجاد ارتباط بين خلاقيت و ذهن تحليلگر به منظور شكوفايي ايجاد كنند.
بين ذهن خلاق و تحليلگر، ارتباط دوجانبه اي برقرار است به اين نحو كه شما براي نوآور بودن به هر دوي آنها نياز داريد.
ذهن تحليلگر، بحث درمورد ماهيت يك راه حل يا مشكل را انجام مي دهد و تعيين مي كند كه كدام دسته اعمال بهتر به نتيجه مي‌رسند. تصحيح و انتخاب عقاد و تهيه طرحهاي انجام كار به همان اندازه براي ابداع مهمند كه كسب عقايد جديد مهم هستند.
۱۳ خوش يمن
اگر شما مي خواهيد شرايط جديدي در محيط كارتان ايجادكنيد، سعي كنيد «۱۳ خوش يمن» را كه راههايي براي تغذيه، پرورش و هدايت خلاقيت آزمون كرده است، پياده كنيد.
۱ – درپي رازي براي دستيابي به خلاقيت نباشيد: پيشامدهاي قابل انتظار را تعريف كنيد؛
۲ – پيدا كنيد كه اشخاص چگونه خلاق تر مي شوند؛
۳ – نظارت را معنا و بويژه روي قسمتي كه راه حلهاي خلاقيت موردنياز واقع مي شوند تمركز كنيد؛
۴ – ترس از شكست را به حداقل برسانيد: راههايي براي ازبين بردن مخاطره بيابيد. به اشتباهات به عنوان فرصتهايي براي يادگيري توجه كنيد؛
۵ – بازي را بپذيريد: به افراد فرصت دهيد كه مهارتهاي بازي را خوب ياد بگيرند؛
۶ – براي ارتقاي يك سازمان به افراد براي تقويت نوآوري مسئوليت بدهيد؛
۷ – در رفتارتان يك روند مشخص را به كار ببريد. به افراد نشان دهيد كه براي آنها كار مي كنيد و به عقيده ها و ايده هاي تكميل شده، شانس مجددي بدهيد؛
۸ – به خاطر داشته باشيد كه رفتار نوآور به خودي خود اتفاق نمي افتد. ابزار و مدل هاي مختلف انديشيدن را كه توسط آنها، افراد مي‌توانند آزمايش كنند و بپذيرند فراهم سازيد؛

عتیقه زیرخاکی گنج