• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل یرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جامعه شناسان در تعریف افرادی که در حریم شهرها سکونت دارند چنین می گویند : معمولا حاشیه نشینان را کسانی تشکیل می دهند که در شهرها زندگی می کنند اما به عنوان یک شهروند از امکانات و خدمات شهری بهره نمی برند. این افراد با وجودی که در دل یا حاشیه شهرها جای دارند اما فرهنگ روستایی را هم چنان حفظ کرده اند ولی در عین حال خود را شهری  می دانند
همچنین در انسان شناسی نیز حاشیه نشین به فرد یا گروهی گفته می شود که فرهنگ اولیه خود را بدون اینکه فرهنگ ثانویه را جایگزین نماید از دست داده است یا در عالم برخ قرار می گیرد
یک جامعه شناس  در خصوص حاشیه نشینی افراد مهاجر می گوید : ” انسان حاشیه نشین شخصیتی است که از برخورد یا پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت یا متخاصم به وجود می آید. چنین موجود دو رگه ای در آن واحد نسبت به دو فرهنگ احساس دلبستگی دارد اما از طرف دیگر خود را کاملا به هیچ کدام متعلق نمی داند..
توسعه حاشیه نشینی در ایران به سالهای ۱۳۳۰ برمی گردد اما شدت آن در دهه های ۴۰ و ۵۰ رقم خورده است. براساس مطالعات انجام شده حاشیه نشینی در حاشیه شهرها ابتدا از تهران شروع شده است. پیدایش اولین اجتماعات آلونک نشین در تهران به سال ۱۳۱۱ برمی گردد اما رشد و گسترش اجتماعات آلونک نشین به بعد از کودتای ۲۸ مرداد به خصوص از سال ۱۳۳۵ به این طرف برمی گردد. اولین اجتماعات حاشیه نشین در جنوب شهر تهران تمرکز یافتند . تهران تا شهریور سال ۱۳۵۹ نزدیک به ده هزار و ۴۵۰ خانوار و چهار هزار و ۵۰۰ آلونک را در خود جای داده است. پدیده حاشیه نشینی در ایران نیز همانند اکثر کشورهای در حال توسعه تا حدود زیادی ریشه در مهاجرت و عوامل دافعه  و جاذبه روستایی- شهری دارد. فقدان و کمبود امکانات رفاهی و خدماتی در مناطق روستایی و شهرهای کوچک فرآیند مهاجرت را تشدید کرد و حاشیه نشینی  پدیدار گشت و به این ترتیب یکی از بارزترین نمودهای مهاجرت در ایران مانند بسیاری از کشورهای درحال توسعه شکل گرفت .
در فرهنگ شهر و شهرنشینی ، حاشیه نشینی تا حدود زیادی مترادف با مفاهیمی چون زاغه نشینی و آلونک نشینی به کار برده شده است. از لحاظ فرهنگی ، انزوا طلبی، احساس غریبه بودن و بیگانگی ؛ از لحاظ روانی، پریشانی و تقدیرگرایی؛ از لحاظ اقتصادی، فقر، اشتغال در بخش غیر رسمی ، بی ثباتی شغلی؛ از لحاظ بهداشتی، فقدان یا نارسایی سیستم خدمات بهداشتی- درمانی ، آب شرب و از لحاظ اجتماعی هویت قومی ، پایبندی به سنت ها و ارزش ها ، خانواده گسترده و فقدان تخصص، بی سوادی و کم سوادی ، درآمد پایین و به خصوص فرهنگ مستقل حاشیه نشینی از ویژگی های اجتماعات حاشیه نشینان است که در مناطق مختلف دیده می شود
تاثیر حاشیه نشینی در وقوع جرم
مقدمه
احساس ناامني در محله ، تنها به دليل جرايم خشونت آميز نيست بلكه نابهنجاريها و رفتارهاي اخلالگرانه چون اعتياد ، ولگردي ، تكدي گري و سرقت گذشته از اينكه عامل اصلي ترس و احساس ناامني عمومي اند به نوبه خود قطعا زمينه رواج گسترده جرايم را نيز فراهم مي‌نمايند. همانطوريكه اگر پنجره اي از ساختمان بشكند و همچنان تعمير نشده رها گردد به زودي كل ساختمان منهدم خواهد شد . براي پيشگيري از انهدام اجتماع نيز بايد به محض شكسته شدن اولين هنجار فورا با هنجار شكن برخورد كرد . موضوع حاشيه نشيني يكي از معضلات شهري است كه از حيث بستر قرار گرفتن براي ارتكاب جرايم مورد توجه كارشناسان خقوقي و قضايي و جرم شناسان بوده . اينكه جرايم در مناطق حاشيه اي بسيار بيشتر از ساير مناطق اتفاق مي افتد مورد پذيرش همه است و آمارهاي اخذ شده از پرونده هاي مطروحه در دادگستري نيز حكايت از اين واقعيت دارد . 
در اين مقاله هدف نشان دادن تاثير حاشيه نشيني بر وقوع جرم مي باشد و همچنين مي خواهيم اعلام كنيم كه درصد بالايي از پرونده هاي قضايي از همين مناطق حاشيه نشين تشكيل شده است و مبارزه با شكل گيري حاشيه اي جديد و ساماندهي مناطق حاشيه اي موجود بسيار ضروري و حايز اهميت است و مبارزه و ساماندهي با اين هنجار شكني ميسر نمي شود مگر با همكاري كليه دستگاههاي مسئول و اگر چنين استراتژي واحد و مشترك از ناحيه مسئولان صورت پذيرد شاهد كاهش چشم گير جرايم نيز خواهيم بود . بدوا در اين مقاله تصوير و چهره اي از حاشيه نشيني و علل شكل گيري آن را ترسيم مي كنيم سپس جرايمي كه در اين مناطق معمولا اتفاق مي افتد و نقش دستگاههاي عمومي و دولتي در شكل گيري حاشيه و وقوع جرايم و نيز توصيه هايي جهت پيشگيري از وقوع جرم در اين مناطق را بيان خواهيم كرد . اميد آنكه مورد قبول واقع شود .
مبحث اول : 
مفهوم حاشيه نشيني 
صاحب نظران و كارشناسان مسائل شهري تعاريف متعددي از حاشيه نشيني ارائه كرده اند برخي عقيده دارند حاشيه نشينان كساني هستند كه در محدودة اقتصادي شهر زندگي مي كنند ولي جذب نظام اقتصادي و اجتماعي نشده اند .
چارلز آبرامز حاشيه را به عنوان فرايند تصرف نواحي شهري به قصد تهيه مسكن دانسته است. و نيز حاشيه نشيني را در معناي عام شامل تمام كساني مي دانند كه در محدوده اقتصادي شهر ساكن هستند ولي جذب اقتصاد شهري نشده اند . جاذبه شهر نشيني و رفاه شهري اين افراد را از زادگاه خويش كنده و به سوي قطبهاي صنعتي و بازارهاي كار مي كشاند و اكثر آنها مهاجرين روستايي هستند كه به منظور گذراندن بهتر زندگي راهي شهرها مي شوند۱٫
و تعبيري كه از حاشيه نشيني ارائه شده است ، ساختمان يا بخشي از شهر كه در آن ويراني ، نارسايي عرضه خدمات درماني تراكم زياد جمعيت در واحدهاي مسكوني ، فقدان آسايش لازم و خطرات ناشي از عوامل طبيعي نظير سيل ديده مي شود۲٫ البته به نظر مي رسد كه به تعبير ياد شده بايد اوصافي چون عدم امنيت ، جرم زا بودن و نيز مامن و پناهگاه امن براي بزهكاران را اضافه نمود . 
مارشال كلينارد مي گويد : حاشيه نشيني مساله و عارضه اي شهري است و منشاء عمده بزهكاري و جرم مي باشد و داراي اشكال مختلفي است .
بنابراين مي توان چنين نتيجه گرفت كه حاشيه نشين فردي است مهاجر يا غير مهاجر كه به دليل فقدان رياست و تخصص صنفي و نبود بنيانهاي مالي توانمند و طبقه و فرهنگ اجتماعي متناسب با طبقات و فرهنگ متعارف و لازم شهري در حاشيه واقع شده است . اين افراد بيشتر به علت عوامل رانش زادگاه خود و كمتر به دليل عوامل جاذب شهري ، زادگاه خويش را ترك كرده و به شهر ها روي مي آورند . انها به دليل عدم تطبيق با محيط شهري از يك سوو بر اثر عوامل پس ران شهري از سوي ديگر از محيط شهري پس زده مي شوند و به تدريج به كانونهاي به هم پيوسته و يا جدا از يكديگر در قسمتهايي از شهر سكني مي گزينند به صورتي كه محل سكونت و نوع مسكن آنها با محل سكونت متعارف شهري مغاير بوده و مالكيت آنها غالبا غصبي است و همچنين اين افراد از نظر وضعيت فرهنگي و اقتصادي نيز با جمعيت شهري تمايز دارند۳٫
 
مبحث دوم :
تاريخچه حاشيه نشيني 
حاشيه نشيني يك پديده اجتماعي است و اين پديده اختصاص به عصر فعلي نداشته و ريشه در ادوار و اعصار گذشته دارد و اين پديده هم در كشورهاي توسعه يافته و هم در كشورهاي در حال توسعه وجود داشته ودارد . و تنها تفاوت آن در كشورهاي توسعه يافته با كشورهاي در حال توسعه ، از حيث ريشه هاي تاريخي بوجود آورنده آن و رفتار كالبدي و اجتماعي آن مي باشد .
كشور ايران و از جمله شهر تبريز نيز از اين پديده مصون نمانده منتهي شرايط حادي كه در برخي از كشورها از جمله برزيل ، هندوستان و پرو و برخي كشورهاي آفريقايي وجود دارد در كشور ما ، حاكم نيست ولي از حيث قدمت مشابه ساير كشورها مي باشد در ايران پيش از آغاز دهه چهل شهر نشيني رشد كندي داشت و در آستانه دهه چهل حدود ۳۳ درصد از جمعيت كشور در شهر ها زندگي مي كردند . با اجراي طرح اصلاحات ارضي در آن دهه و افزايش در آمدهاي نفتي در دهه پنجاه ، رشد شهر نشيني شتاب بيشتري گرفت و اين رشد چنان سرعت يافت كه در سال ۱۳۵۷ جمعيت شهر نشين كشور به ۶۴ درصد رسيد و در وضعيت فعلي مطمئنا اين نسبت به سود شهر نشيني افزايش يافته است . و چون قشر عظيمي از اين حاشيه نشينان مهاجرين از روستاها يا شهر هاي كوچك هستند مشكل فرا روي انها اين است كه كجا سكونت گزينند ؟ آنها در پي تهيه زمين جهت احداث مسكن ، به لحاظ ارزاني حاشيه و اطراف شهر به اين مناطق روي مي آورند و مناطقي را تشكيل مي دهند كه رفته رفته خود اين مناطق خود تبديل به شهري مي شود با حاشيه هاي مملو از سكونتگاههاي غير رسمي و اسلام شهر تهران كه در گذشته شادي شهر ناميده مي شد نمونه بارز آن است و اين چنين است كه حاشيه نشيني شكل گرفته .
  
مبحث سوم :
علل حاشيه نشيني 
در خصوص ايجاد پديده حاشيه نشيني علل مختلفي مي تواند موثر باشد از جمله : 
۱ـ كمي در آمد روساي خانوار و بالا بودن بهاي زمين و هزينه ساخت و ساز رسمي و گراني اجاره بها 
نتايجي كه از تحقيقات و پژوهشهاي انجام شده در بندر عباس حاصل شده نشانگر اين امر است كه ۶۰ در صد از روءساي خانوارهاي حاشيه نشين به علت گراني اجاره بها كپرنشين شده اند۵ و همين نتيجه در خصوص حاشيه نشينان همدان و كرمانشاه نيز بدست آمده و همچنين تفاوت قيمت تمام شده مسكن غير رسمي با مسكن رسمي از ديگر علل شكل گيري حاشيه نشيني است . حسب اعلام مركز مطالعات و تحقيقات شهر سازي و معماري در سال ۱۳۷۳ در مجموع قيمت تمام شده مسكن ساخته شده بصورت غير رسمي حدود ۶/۱ مسكن رسمي با ابعاد مشابه مي باشد .
۲ـ دافعه هاي مبدا ( مثل بي چيزي ، نداشتن زمين ) موجب گريز ساكنين آن از زادگاههاي خويش و سرازير شدن آنها بسوي شهر ها مي شود و هزينه بالاي زندگي شهري موجب پديد آمدن كانونهاي حاشيه نشيني مي شود۶٫
۳ ـ عامل ديگر قطعه بنديهاي بزرگ زمين است كه موجب افزايش قيمت زمين شده و امكان خريد زمين توسط افراد كم در آمد و كم بضاعت گرفته مي شود و بناچار به مناطق حاشيه نشيني پناه مي برند۷٫
۴ ـ فقدان منطقه بندي و كاربري نا مناسب زمين . اگر شهرها بصورت مناسب منطقه بندي و توسعه نيابند زمينه براي ساخت و ساز هاي غير مجاز فراهم شده و محلات زاغه نشيني بوجود خواهد آمد . همچنين چنانچه زمينهاي مناسب براي خانه سازي به كاربري صنايع و يا ديگر موارد كاربري اختصاص يابد ممكن است محلات فقر نشين شكل بگيرند۸٫
۵ ـ مهاجرت ، از عوامل موثر در شكل گيري حاشيه نشيني است مهاجرت اعم از مهاجرت افراد از روستاها و شهر هاي كوچك به شهر هاي بزرگ و نيز مهاجرت افراد از هسته داخلي شهر به حواشي آن مي باشد .
۶ـ در شكل گيري مناطق حاشيه نشيني حداقل در گسترش آن نقش و تاثير عملكرد ادارات و دستگاههاي دولتي و عمومي را نبايد ناديده گرفت .
برخي از اراضي داخل يا خارج شهر ها متعلق به سازمانها و ادارات دولتي و عمومي از جمله شهر داريها ، سازمان مسكن و شهرسازي ، جهاد كشاورزي و منابع طبيعي مي باشد . شناسايي حدود اربعه آن و حفاظت از آن حائز اهميت است در پاره اي موارد در پرونده هاي مطرحه در دادگاهها مشاهده مي شود كه اراضي دولتي مورد تصرف و تعرض افرادي سود جو واقع شده و حتي بكرات و بصورت متعدد مورد خريد و فروش واقع شده و همچنين در مواقعي مورد ساخت و ساز قرار گرفته ولي ادارات يا نهاد هاي ياد شده اطلاعي از چنين اقداماتي حاصل نمي نمايند . و به تبع آن در تعقيب عامل يا عاملين جرم بر نمي آيند ويا مواقعي اقدام مي نمايند كه اراضي آنها طي ايادي متعددي منتقل شده و در زمان طرح شكايت به لحاظ پيچيدگي موضوع و نقل و انتقالات متعدد و سپري شدن مدت طولاني از زمان تصرفات اراضي دولتي رسيدگي قضايي مستلزم صبر و حوصله و دقت بيشتر و زمان نسبتا طولاني مي باشد . و چه بسا اين تصرفات و تعارضات به اراضي دولتي موجب تجزيه آن و رواج ساخت و ساز هاي غير مجاز و نتيجتاً شكل گيري حاشيه نشيني مي شود . 

عتیقه زیرخاکی گنج