• بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 سوال : تفاوت خواص باطنی يا معنوی انسان با ديگر حيوانات چيست ؟ 
جواب :  حيا و خجالت دو عامل خاص انسانست که در حالات معين و اماکن خاصه به پيش آمدهای دوست دارترين خود از حيا نمی بيند و می پرهيزد، که در اين مختصر، حقيقت اين کيفيت به خوبی نشايد قابل فهم باشد.
٢ – سوال : انسان کيست ؟
جواب : انسان موجودی که دارای صفاييت ظاهری و باطنی عالی است و از جمله خجالت و حيا نيز يکی از خواص معنوی عالی انسان بوده و در حال اقدام به کدام کار ممنوع از قوانين مدنی يا شرعی يا فاميلی، هرگاه تحت غرايز جنسی و نفس قرار گيرد و کسيکه بر امتناع آن قانون وارد باشد، بروی رسد و او را ببيند از خجالت، بدون مخالفت، خود را باطناً به نا آرامی شديد مواجه می بيند.
٣ – سوا ل : انسان کيست ؟
جواب : انسان موجودی که اگر از نگاه نفس يا روح تکامل کرده باشد باطناً بيست تا سی تا صد يا بالاتر مثل خود بزرگتر معلوم می شود (اما به ديدهء نيکان بشر، فرشتگان و شياطين) – مولانا بلخی گويد: تن ز جان و جان ز تن مستور نيست 
ليک کس را ديد جان دستور نيست
٤ – سوال : انسان کيست ؟
جواب : يگانه موجودی که قسمتی از ديد و واديدهای نظری و معنوی خود را در خواب عيناً به کيف و شان کامل می بيند بعداً همه و يا پارهء از آن را پس از بيداری در بين موجوات روی زمين بازگو کرده می تواند، چرا و اين چه کيفيت است که رخ ميدهد چرا غور نمی نمايد؟ آری! ثابت کنندهء حقيقت ماهيت روح نامکمل شده بشريت باشد.
٥ – سوال : اساساً انسان داری چه نيروی نامرئی است ؟
جواب : انسان موجودی است بين دو دستگاه نشراتی خير و شر، که بی اراده و با اراده همواره مشغول خود و ماحول خويش است، تا کدامين غالب آيد و وی را بدانسو کشد.
٦ – سوال : پس به چه صورت انسان به مقام اعلی رسيده و به چه کوايف پست می شود؟
جواب : هرگاه به پيروی از نفس، به حضيض ذلت و انتهای دنائت گرايد، ظاهراً انسان اما باطناً حيوان درنده، بسيار نيرنگ باز و دغل پيشه است که به استفاده از مقام انسانيت بهره کشی های سوء می نمايد، زيرا قوای روحانيش به مرتبهء روح حيوانی رسيده باشد. اما اينقدر تفاوت دارد که به همچو اشخاص بازهم با همين حالت، بازگشت به سوی خدا جل جلاله ميسر است که اگر بکوشد دارای مقام و يا رتبهء کامل حقيقت انسانی گردد و نيز برعکس تا زمانيکه روح او مستشعر مقام جان نشود و نفسش به مطمئنه مبدل نگردد احتمال فيصد (٢٥ تا ٣٠) لغزش او ممکن باشد.
٧ – سوال : انسان کيست ؟
جواب : انسان موجودی که کلانی باطنی او را اکثراً نه او بيند و نه ديگران، خواه از نگاه نفس باشد  يا از صفائيت روح، اما کلانی ظاهری او را به کدام تصرفی که يافت از قبيل علم، ثروت يا قدرت يا شهرت های صادق و کاذب که بی بقاست، هر کس ديده تواند.
٨ – سوال : ديگر از صفات معنوی عالی انسانی چيست ؟
جواب : اکثراً در حال حمله به دفاع قوای بالمثل، مانند ديگر حيوانات بنابر عقل سليم پاسخ نمی دهد و می سنجد مگر که قدرت جانب بر او از کدام نگاه فزونی داشته و حياتش به خطر باشد در صورتيکه خود را در مقابلش لاشی و بی قدرت بيند اينجاست که به الحاح يا وسيلهء ديگر دفاع معنوی پرداخته بدين ترتيب رقت قلب او را به خود متوجه می سازد.
٩ – سوال : اگر روشنی بيشتر اندازند ؟
جواب : بلی انسان های سليم علاوه از احساس آلام جسم يا روح ديگران حمله را بر مال و شرف نيز بد می بينند که در  چنين موارد پختگان شان به تأمل و عاجل طبيعتان شان بدون درنگ پاسخ داده دفاع می کنند.
١٠ – سوال : انسان کيست ؟
حواب :انسان موجودی که به حکم استيلای حب رياست، بر جانداران ديگر که از خود ضعيف تر بيند و يا در مقام تصرف، خود را بر او غالب يابد بر وی حمله نکند و آزار ندهد و اگر برعکس او را رقيب خود يافت می کوشد تا به هر نوع شود وی را از پا بياندازد و به مقام تسليم آرد.
١١ – سوال : انسان کيست ؟
جواب : انسان موجودی دارای استعداد خدا داد که به هر پيمانه بخواهد می تواند در کار های نيک و بد به شکل نهائی از آن بهره گيری کرده و کارروائی کند.
١٢ – سوال : انسان کيست ؟
جواب : انسان موجودی است که به وضاحت تمام خورسندی خود را به خنده و غم و اندوه خويش را به گريه تمثيل می کند.
١٣ – سوال : اين مهارت و تصرفش چه امتيازی را به وی ثابت می کند ؟
جواب : فقط نموداری و تثبيت لياقت و کفايت عالی خدا داد خود را که از همه موجودات اضافه تر  وکاملتر دارد نشان داده روشن می نمايد.
١٤ – سوال : چرا همه موجودات را غير انسان افقی خلق کردند؟
جواب : برای اينکه تا هرچه زودتر سر شان جانب زمين برای اکل و نوش برابر باشد لذا از عروج معنوی بی بهره گرديده اند.
٥ – سوال : چرا انسان را برعکس عمودی در بين همه جانداران روی زمين آفريدند ؟
جواب : برای درک اين راز، اگر قوای روحانی او اوج گرفت مستقيماً به اعلی عليين و اگر نفس برعکس بر او چيره گشت به اسفل السافلين فرو رود.
١٦ – سوال : اين عروج و نزول زادهء چه کيفيت است ؟
جواب : چون روح از حضور ذات کبريا جل جلاله بوده و مظهرش حيات در بدن، وعلم که نمايندهء آن عقل در جسم است اين هر دو را از عالم قدس به وديعت در بادی انسان گذاشته اند و هکذا نفس که جوهر عالم خبث يا جهان سفلی يا ارض ماست نيز در آن مستقر گرديده است ازينرو هر واحد می کوشد تا به جانب اصل خود متوصل گردد يعنی اگر روح قوی شد شخص مستقيماً به اعلی عليين عروج نمايد واگر نفس غالب گشت انسان را به اسفل السافلين فرو برد.
١٧ – سوال : اگر حالت روح و نفس در انسان مساوی شد پس جايگاه همچو اشخاص در کجا خواهد بود ؟
جواب : اصل مطلب در همه اين صحنه ها، امتحان دادن و در نتيجه معرفت به او تعالی جل جلاله يافتن ودرک عظمت، جلال و کمال خالق زمين و آسمان را کردن و ديگر اشيا عيان و نهان را به ايمان کامل دال بر کمال و جمال يکتای او جل جلاله دانستن و بی ضد و بی مانند شمردن، قسمتی از طرق ارتباط به وی جل شانه بوده، علامتش اينست که مالکان اين دولت در هر جا و هر وقت برای خوشنودی او تعالی جل جلاله بدون کدام نظرداشت به خلق الله خوبی و نيکوييها کنند.
به روی اين معيار چون خدای متعال جل جلاله همه اکرام، احسان، انعام، لطف و مهربانی که از ابتداء خلقت به ما روا داشته و او جلت عظمته به داشتن ذره يی ايمان شخص نافرمان (عاصی) را اگر به شفاعت کدام صالخ از بندگان او نجات نيافت در دوزخ عذاب را تا مدت معين چشيده، سپس بروی اصل ايمان که با او بوده از آنجا کشيده به جايگاه وی به يکی از جنت ها يا برزخ قرارش دهند.
١٨ – سوال : آيا اين شفاعت تنها از نيکان بشر در باره عاصيان پذيرفته می شود؟
جواب : نه خير، اگر دل کدام بنده يا غيره جانداران را در حاليکه به کدام مصيبت گرفتار بوده به جای آورده و حاجتش را شخص روا کرد، به واسطه دعای نيک آن موجود نيز نجات يابد و هکذا اگر کدام حيوان يا جاندار کوچک مثل مور و غيره که مضر نباشد اگر به کدام احسان يا نيکی که به نجات او نموده بود درين صورت نيز به شفاعت چنين جاندار ضعيف مورد عفو خدای عظيم و رحيم جل جلاله قرار گيرد.
١٩ – سوال : انسان کيست ؟
جواب : انسان موجودی که دار و ندار ظاهری خود را اگر برای رضای خدا جل جلاله و صانع يکتای خويش به غرض آرامی خلق الله در پرتو خدا پرستی صرف نمايد بی شک عالم بقا را کمايی نموده و در اولاد بشر هم نام نيک به دست خواهد آورد. و اين دولت زادهء تقويه بطری ايمان وقوای روحانی باشد و اگر برای ايفای هوا و هوس و فسق و فجور صرف نمود بدا به حالش که مأخوذ به حضور آن منعم اين همه انعام و اولاد مظلوم انسان گردد.
۱- پیشگفتار
۲- ایده روح از کجا آمده است؟
۳- بررسی علمی و فلسفی روح
۳٫۱- تاریخچه مختصری از روح و تعاریف آن.
۳٫۲- تناقضات در تعریف روح.
۳٫۳- آیا حیات انسان به روح وابسته است؟
۳٫۴- آیا هوشیاری انسان به روح وابسته است؟
۴- پیامبر اسلام و قرآن و نظرات اسلامی پیرامون روح
۵- بررسی دلایل رایج برای باور به روح
۵٫۱- احضار روح
۵٫۲- دژاوو
۵٫۳- رویا دیدن در هنگام خواب

عتیقه زیرخاکی گنج