• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است»:

عدالت از پيچيده ترين موضوعاتي است كه انديشه بشري دربارة آن به تامل و تفكر پرداخته است. پيچيدگي نظري عدالت از يك سو، و دشواري بسيار آن در تحقق عملي از سوي ديگر، عدالت را هم به مفهومي بسيار بغرنج تبديل كرده است و هم دغدغه اي دائمي و بزرگ براي تمامي بشريت بوده است. شايد در مورد هيچ موضوعي به اندازة عدالت بحث و بررسي نشده است، و شايد بتوان گفت كه هيچ موضوعي به اندازه عدالت موضوع اختلاف نظر نيست و تحقق آن در مقام عمل از اين هم بغرنج تر است. در انديشه هاي مكتوب و غير مكتوب موجود در ادبيات عربي و اسلامي هم اولين كسي كه به موضوع عدالت نگاه ژرفي داشته حضرت علي (ع) است. 
حضرت علي (ع) هم به پيچيدگي عدالت واقف است و هم به اهميت آن. درباره پيچيدگي عدالت عبارتي دارد كه عصارة تمام نزاعها درباره عدالت است. ايشان مي فرمايند: العدل، اوسع الاشياء في التواصف واضعيتها في التاصف يعني عدل در مقام توصيف بسيار فراخ است، در حالي كه در مقام عمل، بسيار تنگ و دشواري اين بيان موجز، تبيين از پيچيدگي عدالت است. شايد راز اين پيچيدگي و دشواري تحقق عدالت در عمل هم اين است كه انسانها عدالت را بيشتر بر اساس تمايلات دروني خود و به طور عمده بر اساس منافع خود آن را توصيف مي كنند. اما پيچيدگي درك عدالت و تحقق عملي آن مانع از تلاش براي رسيدن به آن نيست، چرا كه حضرت علي (ع) معتقد است كه به هر حال عرصه عدالت براي همگان عرصة فراختري از عرصه سمتگري است و در اين نكتة بسيار مهمي است. حضرت علي (ع) مي فرمايند كه در عدل وسعت و گشايش است و كسي كه اجراي عدالت او را در تنگنا قرار مي دهد، ظلم و ستم بر او تنگ تر خواهد آمد! اين حكم به چه دليل است و چرا حضرت علي (ع) چنين اعتقادي را مطرح مي كند اين بيان معناي عميقي دارد و آن اينكه هر كس در پناه عدل احساس امنيت نكند، هرگز در دامان ظلم احساس آرامش نخواهد كرد. 
و اين تعببر با عنايت به ايده ها و انديشه هاي آن حضرت بهتر قابل درك است كه بدان اشاره خواهد شد. در واقع بر همين اساس است كه حضرت نه تنها پيروزي نهايي را با عدالت مي داند، بلكه معتقد است كه سيرة عادلانه هم به حكمت دشمن منتهي مي شود(۱) حضرت علي عدالت را در حوزه هاي مختلفي به كار برده است. يكي از اين حوزه عدالت در ارتباط انسان با خداست. از نظر امام خداوند متعال در جهان را به لطف خود به سامان آورد و به امر خود از درهم ريختنش نگه داشت و به قدرت خود استواريش بخشيد (۲). 
حضرت علي (ع) اساس هستي را عادلانه مي دانست كه خداوند آن را بر پايه حق آفريده است و حق در تفكر حضرت علي مظهر مفاهيم راستي، پايداري و عدالت است. يعني هيچ واژة ديگري همانند حق نمي تواند عصاره عدالت وارستي را نشان دهد. حضرت علي جهان هستي را جهاني عادلانه تصور مي كند كه در آن حق از ميان رفتني نيست و اين عدالت در هستي و خلقت، بايد در رفتار انسانها هم نمود داشته باشد. در قاموس امام فصل خداوند بر مبناي عدالت است چه در مقام خلقت و چه در مقام رفتار با بندگان خود اينجاست كه امام مي فرمايد: خداوندي كه در هر وعده مي دهد، صادق است و فراتر از آن است كه بر بندگان خود ستم روا دارد. با آفريدگان خود به عدالت رفتار مي كند و هر حكم كه مي دهد از روي عدالت است (۳). 
در اين هستي كه خداوند انسانها را هم دعوت به عدالت و پيروي از حق كرده است و آنان را از پيروزي از ابليس كه به دليل معصيت خداوند از درگاه الهي رانده شد، پرهيز مي دهد. چرا كه عين دوري از حق و عدالت است. اينجاست كه امام علي بندگان خدا را از پذيرش امر شيطان بر حذر مي دارد. اين بندگان خدا بترسيد از اين كه دشمن خدا، شيطان شما را به بيماري خود [تكبر و خود پسندي] دچار گرداند و به نداي خود شما را از جاي بر انگيزد.(۴) چرا كه عدل خداوندي ايجاب مي كندكه اطاعت كنندگان شيطان را كيفر دهد و از همين روي حضرت علي (ع) مي فرمايد: هرگز خداوند انساني را به بهشت نمي برد كه مرتكب عملي شده باشد كه فرشته اي را به سبب آن از بهشت رانده است. حكم او بر اهل آسمانها و مردم روي زمين يكسان است. و ميان خدا و هيچيك از بندگانش مصالحه اي نيست(۵) اينجاست كه امام علي هستي و دنيا را محل آزمون مي داند. آزموني كه در آن عدالت پيشگان و پيروان حق سر بلند هستند و ستمگران و پيروان باطل در گمراهي هستند و اگر عدالت خداوندي در اين دنيا دربارة آنها اجرا نشود، در آخرت قطعاً اجرا خواهد شد. خداوند به انسانها و چه داده است، بر اساس آن آنان را باز خواست خواهد كرد و عدالت را در مورد آنان جاري خواهد ساخت و در اين آزمون كساني سر افرازند كه خود عدالت ورزيده اند و تقوي پيشه كرده اند و كساني پشيمان خواهند شد كه از روي تكبر و خود پسندي امر خدا را فرمان نبرده اند. امام علي (ع) عقوبت اخروي را جاري شدن عدالت الهي مي داند و معتقد است كه: بهشت، پاداش عمل نيكوكاران را كافي است و عذاب آتش، كيفر بدكاران را بسنده است. زيرا خداوند هم انتقام كشنده است و هم ياري دهنده و كتاب خدا هم حجت آورد و هم به داوري كشد.(۶) در آخرت كساني پشيمان هستند كه در دنيا از عدالت دروي جسته اند و رفتارشان ستمگرانه بوده است. امام مي فرمايد: در فرداي قيامت آغازگر ستم و ظلم، از پشيماني دستش را به زندان خواهد گرد.(۷) و يا مي فرمايد ستم بعضي از بندگان بر بندگان ديگر بدون مجازات نمي ماند.(۸) چرا كه اين ارادة خداوند است. 
بنابراين حضرت علي (ع) خلقت و جريان امور در هستي را كاملاً عادلانه مي داند و اين عدالت خداوند در رابطه با انسانها هم مصداق پيدا مي كند، پس انسانها هم بايد در رفتار خود عدالت پيشه كنند، در غير اينصورت عدالت خداوندي ايجاب مي كند كه عقوبت سختي ببينند و حضرت علي چنين عقوبتي را بر قراري عدالت مي داند، و با اينحال اين به معناي واگذار كردن امر عدالت به خداوند نيست، بلكه عدالت چنانكه گفته شد از اهميتي برخوردار است كه همه انسانها بايد در برقرار كردن آن تلاش كنند و با ظلم مبارزه كنند. اينجاست كه بيان حضرت دربارة عدالت از حوزة رابطه انسان با خداوند خارج و رابطة انسانها با يكديگر را پوشش مي دهد. 
بنابراين از ديگاه امام فساد و تباهي هرگز نمي تواند اساس و قانون زندگي شود، فقط حق و عدالت است كه اساس زندگي است. عدالت در جامعه انساني چگونه برقرار مي شود؟ قبلاً گفته شد كه از نظر حضرت علي برقراري عدالت در عمل بسيار دشوارتراز توصيف آن است. ولي اصل مسلم بر اوليه در اين راه وجود حكومت است كه به بيان هاي مختلف از سوي امام مطرح شده است علت آن هم اينست كه اگر انسانها به خود سپرده شوند، طغيان مي كنند و توانمندانشان، ضعيفان آنها را بندة خود مي كنند. امام در اين باره سخن بسيار تامل برانگيزي دارد كه در چنين فضايي قدرتمندان دنيا ناتوانان را مي خورند

عتیقه زیرخاکی گنج