• بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

وقتي به دوران هزار ساله نظم و نثر ادبي كشورمان بنگريم،مي‌بينيم كه شوق تأدب و تخلق به آداب قرآني در ادبيات فارسي مشاهده مي‌شود.
در شعر شاعر حماسه سراي فارسي زبان، ابو القاسم فردوسي، با زيباترين زبان و رساترين بيان، برخي از ايات و احاديث به كار رفته است.
فردوسي، حديث شريف «انا مدينة العلم و علي بابها»را اين گونه بيان مي‌كند:
كه من شهر علمم، عليم درست درست اين سخن گفت،پيغمبرست
تو گويي دو گوشم به آواي اوست گواهي دهم كاين سخن راي اوست
اين بيت‌ها،نشانگر ارادت و باور راسخ شاعر به خاندان نبوت و امامت مي‌باشد كه پس از گذشت چند قرن،اين گونه حكيمانه و عاشقانه شهادت مي دهد كه اين كلام گهربار از پيامبر اكرم(ص) است.
و ايه:… بل هو الحق من ربك لتنذر قوما ما اتاهم من نذير من قبلك…؛اما اين سخن حق است از سوي پروردگارت،تا گروهي را انذار كني كه پيش از تو هيچ انذار كننده‌اي براي آنان نيامده است…(سوره سجده،ايه ۳)
به نمونه‌هاي ديگر شعرهاي مولوي كه الهام گرفته از ايات قرآن و احاديث است،به طور مختصر اشاره مي‌شود:
گفت پيغمبر كه هر كه سر نهفت زود گـردد بر مـراد خـويـش جفت
اين بيت اشاره دارد به حديث نبوي«استعينوا علي قضاء الحوائج بالكتمان فان كل ذي نعمة محسود؛نيازها و حاجت هاي نيازمندان را در پنهاني بر طرف كنيد؛زيرا هر صاحب نعمتي مورد حسادت قرار مي گيرد». 
نيكوان را، هست ميراث از خوشاب آن چه ميراث است اورثنا الكتاب
اشاره به ايهثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا؛سپس، بندگان برگزيده خود را وارث علم قرآن قرار داديم.(سوره فاطر،ايه ۳۲)
گوش من لا يلدغ المؤمن شنيد قول پيغمبر به جان و دل گزيد
اشاره به حديث شريف نبوي «لا يلدغ المؤمن من حجر مرتين؛مؤمن از يك سوراخ دو بار گزيده نمي‌شود».
عاشق رنج است نادان تا ابد خيز ولا اقسم بخوان تا في كبد
اين بيت به ۴ ايه اول سوره بلد اشاره دارد:
استاد سخن، سعدي شيرازي، شاعر گرانمايه و دلبسته به اخلاق نبوي و عبرت آموزي از ايات الهي، آنچه را از قرآن و حديث آموخته،در آثار خود به صورت «استشهاد»، «اقتباس»، «اشاره» و «تلميح» آورده است.گواه اين مطلب نمونه‌هاي بسياري است كه در زير به چند مورد از آنها اشاره مي كنيم:
شواهدي از گلستان
بني آدم اعضاي يـكديـگرنـد كـه در آفرينش ز يـك گوهرند
چو عضوي به دردآورد روزگار دگـر عـضـوها را نـمـانـد قرار
تو كز محنت ديگران بي غمي نـشايـد كـه نـامت نهند آدمي
اين سه بيت شعر سعدي، به دو حديث پيامبر(ص)اشاره دارد:
اولين حديث:«هر كس صبح كند و در انديشه ي كارهاي مسلمانان نباشد، مسلمان نيست».
دومين حديث:«مثل مؤمنان در دوستي و مهرورزيشان نسبت به يكديگر،همانند يك پيكر است كه هنگامي كه عضوي از آن به درد ايد، ساير اعضا در بي خوابي و تب،با آن هم ناله مي شوند».
شيخ اجل در ديباچه گلستان مي گويد:
«منت خداي را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت»
اين كلام اشاره به اين ايه دارد:
لئن شكرتم لازيدنكم ولئن كفرتم ان عذابي لشديد؛اگر شكرگذار نعمت‌هاي من باشيد،بر عطاهايم مي افزايم و اگر ناسپاس باشيد، عذاب من سخت خواهد بود.(سوره ابراهيم،ايه ۷)
هم چنين در باب هفتم گلستان مي گويد:
«سال نزاعي در پيادگان افتاده بود و داعي در آن سفر هم پياده.انصاف در سر و روي هم فتاديم و داد فسوق و جدال بداديم… كه عبارت «داد فسوق و جدال» به ايه … و لا فسوق و لاجدال؛هيچ نافرماني و هيچ درگيري در حج روا نيست.(سوره بقره،ايه ۱۹۷) اشاره دارد.
باز در باب هشتم مي گويد:«سرما را به دست دشمن بكوب كه از احدي الحُسنيين خالي نباشد،اگر اين غالب آمد،ماركشتي و گرآن را،از دشمن رستي»
اين مطلب به ايه قل هل تربّصون بنا الا احدي الحسنيين…؛ بگو ايا در مورد ما جز يكي از آن دو نيكي(پيروزي يا شهادت) را انتظار داريد؟(سوره توبه،ايه ۵۲) اشاره دارد.
شواهدي از بوستان
به نام خداوند جان آفرين حكيم سخن در زبان آفرين
اين بيت يادآور ايات اوليه سوره «الرحمان» است.خلق الانسان.علمه البيان؛انسان را آفريد و به او قدرت بيان و تكلم را ياد داد.(سوره الرحمن،ايات ۴ و ۳)
يكي را به سر برنهد تاج و تخت يـكي را به خاك اندر آرد ز تخت
بيت ياد شده،تفسير اين ايه شريفه است:
…تؤتي الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء…؛حكومت و فرمانروايي را به هر كس بخواهد مي‌دهد و از هر كس بخواهد، مي‌گيرد(سوره آل عمران،ايه ۲۶)
گلستان كند آتشي بر خليل گروهي بر آتش برد ز آب نيل
مصرع اول اين بيت به ايهقلنا يا نار كوني بردا و سلاما علي ابراهيم؛گفتيم:اي آتش،براي ابراهيم سرد و بي آسيب باش.(سوره انبياء،ايه ۶۹)
و مصرع دوم به ايهفانتقمنا منهم فأغرقناهم في اليم؛از آنها انتقام گرفتيم و آنها را در دريا غرق كرديم».(سوره اعراف،ايه ۱۳۶) اشاره دارد.
بر علم يك ذره پوشيده نيست كه پيدا و پنهان به نزدش يكيست
اشاره به ايه شريفه انه يعلم الجهر و ما يخفي؛و او آشكار و آنچه را كه پنهان است،مي‌داند.(سوره اعلي،ايه ۷)
حافظ شيرازي شاعري است فرزانه و آگاه به دانش‌هاي اسلامي و باخبر از دقائق حكمت و حقايق زمان كه استعداد خارق العاده اش به او فرصت حفظ قرآن و انديشه در ايات قرآن را داد.
حافظ مي‌گويد:
آسمان بار امانت نتوانست كشيد قـرعـه كار به نـام مـن ديوانه زدند
اين بيت ترجمه اي شاعرانه و آزاد از ايهانا عرضنا الامانة علي السماوات و الارض والجبال فأبين أن يحملنها و اشفَقنَ منها و حملها الانسان انه كان ظلوما جهولا؛ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه نموديم.پس آنها از پذيرفتن اين بار خودداري نمودند و بيمناك شدند و انسان آن را برداشت،با اين حال،او ستمگري نادان است.(سوره احزاب،ايه ۷۲) مي‌باشد.
تا نفخت فيه من روحي شنيدم، شد يقين بر من اين معنا كه ما زانِ وي و او زانِ ماست
حافظ در اين بيت به ايه:فاذا سويته و نفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين؛زماني كه حضرت آدم را به طور كامل آفريدم و از روح خويش در او دميدم،پس شما اي ملائكه برايش سجده كنيد.
شـبـان وادي ايمن گهي رسـد به مراد كه چند سال به جان،خدمت شعيب كند
اين بيت اقتباس از ايات۳۰۲۷سوره قصص است كه به گوشه‌اي از زندگي حضرت موسي(ع)اشاره دارد.
شاه را به بود از طاعت صد ساله و زهد قدر يك ساعت عمري كه در او داد كند
اشاره به حديث نبوي «عدل ساعة خير من عباده ستين(سبعين) سنة؛يك ساعت دادگستري از شصت (يا هفتاد) سال عبادت بهتر است».
و صدها نمونه ديگر كه در اين مقاله،مجال گفتن همه آنها نيست و به قول معروف شاعر:
باش تا صبح دولتش بدمد كاين هنوز از نتايج سحر است


تجلّي جلوه هاي معنوي قرآن در اشعار شيخ اجل سعدي شيرازي عليه الرّحمه
((نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَيْهِ مِنْ جَلْ الْوَري د))(۱)
و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم.
دوست نزديك تر از من به من است
وين عجب تر كه من از وي دورم
چه كنم با كه توان گفت كه او
در كنار من و من مهجورم
((فـَلمـّا رَاءَيـْنـَهُ اَكـْبـَرْنـَهُ وَقـَطَّعـْنَ اءَيـْدِيـَهـُنَّ وَقـُلْنَ ح شَ لِلّ هِ م ا ه ذ ا بَشَراً اِنْ ه ذ ا اِلاّ مَلَكٌ كَريمٌ.))(۲)
هـنـگامي كه چشمشان به او (يوسف) افتاد، او را بسيار بزرگ و زيبا شمردند؛ و (بي توجه) دسـت هـاي خـود را بريدند؛ و گفتند: ((منزه است خدا! اين بشر نيست ؛ اين يك فرشته بزرگوار است !
كاش آنان كه عيب من جُستند
رويت اي دستان بديدندي
تا به جاي تُرنج در نظرت
بي خبر دست ها بريدندي
((وَمَنْ ك انَ في ه ذِهِ اَعْمي فَهُوَ في الا خِرَةِ اَعْمي))(۳)
كـسـي كـه در ايـن جهان (از ديدن چهره حق) نابينا بوده است ، در آخرت نيز نابينا و گمراه تر است.
هر كه امروز نبيند اثر قدرت او
غالب آن است كه فرداش نبيند ديدار
((وَمَنْ يُؤْتيَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ اُوْتِيَ خَيْراً كَثي راً))(۴)
و به هر كس دانش داده شود، خير فراواني داده شده است.
كسي را كه شد از ازل ، بخت يار
طلب كردن علم كرد اختيار
((فَاعْبُدِ اللّ هَ مُخْلِصاً))(۵)
((پس خدا را پرستش كن و دين خود را براي او خالص گردان !))
عبادت بر اخلاص نيّت نكوست
وگرنه چه آيد ز بي مغز پوست ؟!
((مَنْ ج اءَ بِالَحَسَنةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْث الِه ا))(۶)
هر كس كار نيكي به جا آورد ده برابر آن پاداش دارد.
نكوكاري از مردم بيك راي
يكي را به ده مي نويسد خُداي
((وَلا تَمْشِ فِي الاَرضَ مَرَحا))(۷)
مغرورانه روي زمين راه مرو
به خاك بر مرو اي آدمي ! به نخوت وناز
كه خاك پاي تو همچون تو آدمي زاد است

عتیقه زیرخاکی گنج