• بازدید : 16 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۶۶    کد محصول : ۹۲۹۹    حجم فایل : ۲۲۱ کیلوبایت   

با توجه به اینکه برای پیشگیری از ناراحتی های روانی بایستی عوامل وابسته به آن ناراحتی را شناسایی نمود و از آنجا که نتایج

 پژوهش های زیادی نشان می دهد که بسیاری از نارحتی های عاطفی و روانی فرزندان با کیفیت زناشویی مرتبط است . 

عوامل متعددی در ایجاد افسردگی نقش  ایفا می کنند که یکی از این عوامل خانواده می باشد . پژوهشها نشان می دهند با افزایش تعارض زناشویی ،

عزت نفس کودکان کاهش می یابد. کاهش سطح عزت نفس و احساس حقارتی که در پی دارد، در انواع افسردگی مشترک است .

لذا پژوهش حاضر در صدد بررسی ارتباط بین میزان رضایت زناشویی والدین و میزان افسردگی کودکان آنها است . 

  • بازدید : 37 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق آسیب پذیری عاطفی دختران و پسران دانش آموز-خرید اینترنتی تحقیق آسیب پذیری عاطفی دختران و پسران دانش آموز-دانلود رایگان مقاله آسیب پذیری عاطفی دختران و پسران دانش آموز-تحقیق آسیب پذیری عاطفی دختران و پسران دانش آموز
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
طرح آسيب‌شناسي دوران بلوغ دختران و پسران دانش آموز و راهکارهاي آگاهي بخش حدود صحيح ارتباط، به منظور بررسي ابعاد مختلف پديده ارتباطات دختران و پسران دانش آموز به شيوه‌اي فراتحليلي انجام گرفته است که در این تحقیق به  صورت چکیده قسمتی از آن را آورده ایم
پژوهش مزبور در چهار فصل گردآوري شده است. در فصل اول کليات بحث، يعني تاريخچه‌اي از مسأله روابط دختر و پسر، چه در قالب ديدگاه‌هاي ديني، تأليف کتابها و انتشار مقالاتي که در اين زمينه انجام گرفته و يا پژوهش‌هايي که براي بررسي موضوع به انجام رسيده است مي‌باشد. فصل دوم شامل تعريف روابط و علل شکل‌گيري و تعدي از حدود متعارف آن است. فصل سوم، اختصاص به آسيب‌شناسي روابط دختر و پسر دارد و بالاخره فصل چهارم به ارائه برنامه‌هايي که تاکنون اجرا شده و برنامه پيشنهادي بر اساس اين تحقيق، اختصاص يافته است. 
مسأله بلوغ و پيامدهاي مثبت و منفي آن و شيوه برخورد نهادهاي مهم تربيتي يعني خانواده و مدرسه با آن، از جمله مسايل مهم هر جامعه‌اي به شمار مي آيد. شناخت ماهيت بلوغ از ديدگاه علمي، ديني و فرهنگي، يکي از دل مشغولي‌هاي عالمان، محققان و متفکران هر جامعه‌اي، از جمله جامعه ايراني است. همچنين شناخت پيامدهاي بلوغ اعم از پيامدهاي مثبت و منفي و نيز واکنش‌هاي مربيان و برنامه‌ريزان تربيتي نسبت به آن، از جمله نيازهاي مهم و ضروري براي هر جامعه‌اي است. در اين ميان يکي از پيامدهاي مهم براي جامعه ما، گرايش نوجوانان به سوي جنس مخالف است. شناخت ماهيت اين گرايش و عوامل تأثيرگذار بر روي آن و تعيين حدود صحيح در اين روابط نيز از جمله مسايل مهم براي تعليم و تربيت ماست به گونه‌اي که برخي از متخصصين مسايل تربيتي معتقدند که «مسأله رابطه مناسب دختر و پسر، يکي از دغدغه‌هاي همه اقشار جامعه است. دل مشغولي اقشار گوناگون جامعه و عدم آموزش صحيح حدود روابط باعث شده است که دست اندرکاران فرهنگي دانشگاه‌ها نيز وضعيت رفتاري دانشجويان را در اين زمينه نابهنجار دانسته و تلاش‌هاي گوناگون را براي شناخت ماهيت اين روابط و نحوه مناسب سازي آن در دانشگاه‌ها به انجام رسانند. 
بايد توجه داشت که روابط دختر و پسر، پديده‌اي فرهنگي و وابسته به هنجارهاي اجتماعي است. قرار ملاقات با جنس مخالف، که يکي از تجليات دوستي‌هاي دختران و پسران است، در جوامع گوناگون به اشکال مختلفي تلقي مي‌شود. در کشور ايران عليرغم ناهنجار تلقي شدن دوستي‌هاي دختران و پسران، قرار ملاقات‌هاي بين دختران و پسران بر اساس برخي از گزارش‌ها، رو به فزوني است. عدم توجه نوجوانان به حدود ارتباطي با جنس مخالف و تعدي از آن، که اغلب در قالب دوستي‌هاي دختران و پسران تجلي پيدا مي‌کند، مشکلات عديده‌اي را براي آنان را به ارمغان مي‌آورد. مهمترين اين مشکلات عبارتند از: 
۱- کمترين آسيب اين است که دوست شدن دختر و پسر با يکديگر، مقدار زيادي از وقت و انرژي طرفين را گرفته، آنان را از انجام بسياري وظايف مربوط به مرحله رشدي خود باز مي‌دارد که از جمله آنها افت تحصيلي است. 
۲- از آن جايي که اين گونه دوستي‌ها پيش از موعد و قبل از آماده شدن شرايط براي ازدواج انجام مي‌گيرد، وابستگي‌هاي عاطفي، مانع قضاوت صحيح طرفين مي‌شود. حتي آناني که با استدلال شناخت يکديگر براي ازدواج، دوستي‌هاي خود را توجيه مي‌کنند، عليرغم پي بردن به عدم تناسب با يکديگر، نمي‌توانند دست از هم بردارند. 
۳- اين گونه دوستي‌ها خلاف شرع و عرف جامعه بوده، لذا از يک سو موجب ارتکاب گناه شده و از سوي ديگر موجب طرد اجتماعي و عوارض اخلاقي، رواني و اجتماعي ناشي از آن مي‌شود. 
۴- دوستي‌هاي دختر و پسر قبل از فراهم آمدن امکان ازدواج، موجب تحريک جنسي آنان مي‌شود و اين در حالي است که امکان پاسخگويي به اين تحريکات يا اصلاً فراهم نيست يا به شکل ناقص فراهم است. اين تحريک پذيري و عدم پاسخگويي به آن، موجب پيدايش آسيب‌هاي جانبي از قبيل بروز رفتارهاي پرخاشگرايانه و يا موجب تماس‌هاي جنسي غيرمتعارف شده به طوري که باعث بدنامي و تصور منفي دختر و نيز تصور منفي ديگران از او مي‌شود. 
۵- اين گونه دوستي‌ها اغلب با انگيزه‌هاي موقت و براي بهره‌برداري‌هاي خودمدارانه افراد ناپخته به لحاظ رواني انجام گرفته و در نتيجه عواقب آسيب زايي از خود برجاي مي‌گذارند. 
۶- عواقب ناشي از وابستگي و اصرار به ازدواج با دوست ناهمجنس، عليرغم مغايرت با ارزش‌هاي خانوادگي، مذهبي، فرهنگي و رفتاري و شکست‌هاي بعدي در چنين ازدواج‌هايي اين مشکلات و مسايلي از اين دست، موجب شده است که روابط دختر و پير در جامعه، تبديل به يک معضل و آسيب شود. به همين لحاظ بررسي ابعاد گوناگون اين پديده و چگونگي مواجهه با آن، يکي از ضرورت‌هاي غيرقابل انکار در حوزه تعليم و تربيت و فرهنگ به شمار مي‌آيد. 
نتيجه نهايي اين گزارش دلالت دارد بر اين که دوستي‌هاي دختر و پسر در ايران، به دلايل متعددي، از جمله مغايرت آن با شرع، عدم پذيرش اجتماعي آن از جانب مراجع تربيتي از جمله خانواده و مدرسه و آشفتگي حاکم بر اين گونه دوستي‌ها، يک آسيب براي طرفين، به ويژه دختران به شمار مي‌آيد. اين آسيب‌ها، در مراحل گوناگون به اشکال مختلفي تجلي پيدا مي‌کند که گاه تا مرحله تشکيل خانواده و وقايع بعد از آن نيز تسري پيدا مي‌کند. براي نحوه مواجه شدن با اين آسيب، سه رويکرد عمده مطرح شده است که نهادهاي تربيتي و فرهنگي با اتخاذ يکي از آنها، مي‌توانند راهبردهاي مواجهه با اين آسيب را مشخص نمايند. در اين زمينه آموزش خانواده‌ها، آموزش مستقيم نوجوانان و مداخله در رسانه‌هاي گوناگون، از جمله برنامه‌هاي صداوسيما پيشنهاد شده است.

پديده دوستي دختر و پسر در ۵۰ درصد دانش‌آموزان رواج دارد
خبرگزاري فارس: يك عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي گفت كه‌ در بررسي‌هاي به عمل آمده مشخص شده است پديده دوستي دختر و پسر در ميان حدود ۴۰ تا ۷۰ درصد دانش‌آموزان رايج است.
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق روابط عاطفی قبل و بعد ازدواج-خرید اینترنتی تحقیق روابط عاطفی قبل و بعد ازدواج-دانلود رایگان مقاله روابط عاطفی قبل و بعد ازدواج-تحقیق روابط عاطفی قبل و بعد ازدواج
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهییه شده وشامل موارد زیر است:
رابطه عاطفی انتقالی یا Rebound Relationship، پس از جدایی و قطع یک رابطه عاطفی جدی رخ می دهد. حتی چنین روابطی، گاهی پیش از آنکه رابطه قبلی کاملا پایان یابد (مثلا طلاق قطعی و جاری شود) آغاز می شوند
چنانچه فرد سالهای زیادی را در رابطه عاطفی مشکلدار خویش صرف کرده است، پس از جدایی، احتمال شیرجه زدن او در رابطه عاطفی جدیدی بیشتر می گردد، چراکه طبیعی است که به عنوان انسان، به دنبال روابط قوی و دایمی باشد و احساس خسران از رابطه گذشته و تلف وقت ناشی از آن، دست به دست حس تنهایی و نیاز به هم صحبت داده و فرد را به یک رابطه جدید، ولی بسیار زود و عجولانه، سوق دهد.
ماسک زدن بر روی درد گذشته، بزرگترین مشکل رابطه انتقالی است. در واقع فرد درگیر شده در چنین رابطه ای، از پارتنرش به عنوان مرهمی برای قلب شکسته خود در رابطه قبلی “استفاده” می کند و چنانچه هدفش تامین شد، وی را رها کرده و به دنبال زندگی خود می رود.
چنانچه بیم این دارید که در حال وارد شدن به چنین رابطه ای هستید، با خود در درجه اول و سپس با فرد مقابل صادق باشید که قصد و غرض و هدف شما از این رابطه چیست.
و چنانچه فردی هستید که با کسی که به تازگی یک رابطه دراز مدت عاطفی را پایان داده است، آشنا شده اید، مراقب باشید! به طرف مقابل خود اجازه ندهید، سرعت رابطه را تعیین کند. اگر چنین اجازه ای را به وی بدهید، خود را در میان یک گردباد خواهید یافت. مسلما نمی خواهید که با خوار و خاشاک تنها بمانید، هنگامیکه طرفتان تصمیم به ترک شما و ادامه زندگی اش می گیرد.
به طور خلاصه، اگر با فردی که احتمال وارد شدنش به رابطه انتقالی می رود، آشنا شده اید، بسیار به کندی و با آرامش رابطه را جلو ببرید. همچنین مراقب احساسات خود باشید و بدانها توجه کافی کنید.
و کلام آخر اینکه، “درد و رنج عاطفی، ما را نمی کشد!“. افراد به طور ناخودآگاه بیم دارند که درد و رنج روحی و عاطفی ورای توان تحمل آنهاست و از آن خواهند مرد!، و بنابراین در نتیجه این ترس، به روابط جدید و سایر تکنیکهای ناسالم پناه می برند. درحالیکه یادآوری جمله بسیار مهم بالا، کمک می کند که به خود و فرد دیگری رحم آورده!، و ابتدا رنج و درد جدایی و تمام شدن رابطه قبلی را به تنهایی التیام بخشیم، و تنها پس از آن، وارد رابطه جدیدی شویم.
هر ازدواج از آميخته شدن دو خانواده تشکيل مي شود. هر طرف يک دسته از انتظارات و توقعات را با خود وارد زندگي زناشويي مي کند که معمولاً نشاندهنده تاريخچه خانوادگي فرد و چيزهايي است که در خانواده و دوستان خود ديده است. ازدواج ادغام سنت ها و انتظارات دو خانواده است.
آنچه براي هر طرف مهم است اين است که از انتظارات طرف مقابل خود قبل از وارد شدن به زندگي زناشويي باخبر شود. براي موفقيت هر ازدواج و رابطه زناشويي، آشنايي با انتظارات و توقعات طرف مقابل لازم و ضروري است چون جور شدن رفتارها و توقعات در هماهنگي و رضايت طرفين بسيار مهم است.
زوج هايي که توقعات متعارض دارند معمولاً مشکلات بيشتري در رابطه خود تجربه مي کنند. براي مثال، آيا زن بايد کار و تحصيلات خود را کنار بگذارد و براي تربيت فرزندان خانه نشين شود؟ دو نفر چطور مسئوليت نگهداري از فرزندان، کارهاي خانه، و مديريت مالي خانواده را با هم تقسيم مي کنند؟
سن مناسب برای ازدواج از دیدگاه روانشناسی
سن در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است؛ یکی از نظر روانی ودیگری از نظر فیزیولوژیکی. انسان در فرایند رشد از نظر روانی درسنین مختلف دارای ویژگی های متفاوت است. روان شناسی کودک با روانشناسی نوجوان، جوان و پیر متفاوت است. خصوصیات روانی یک نوجوانبا ویژگی های روانی یک فرد سالخورده در بیشتر زمینه ها قابل مقایسه نیست.بنابراین ازدواج یک مرد پنجاه یا شصت ساله با یک دختر ۱۸ ساله بهدلیل تفاوت فاز روانی به سعادت و خوشبختی نمی انجامد. دیر یا زود
به علت عدم ارضای نیازهای روانی، این عروس جوان با دلمردگی به
انتظار مرگ شوهر کهنسال خود روزشماری می نماید، یا خواهان طلاق می شود. از سوی دیگر این مرد کهنسال برای ارضای نیازهای همسر جوانش مجبور به تظاهر به جوانی و رفتارهای نامناسب با سن خود می شود و در نتیجه او نیز از مسیر طبیعی زندگی خارج می گردد و از نظر اجتماعی زبانزد خاص و عام می شود و در مجالس و محافل ممکن است همسرش را با فرزندش اشتباه بگیرند و همه جا مجبور است وضعیت خود را توجیه کند. و برای کسب رضایت همسرش، چنانچه ثروتمند باشدبه خریدن جواهرات و لباس های گران قیمت و خانه و اتومبیل متوسل می شود و چنانچه عالم باشد کتاب ها و آثار خود را به او تقدیم می کند ولی هیچیک از اینها او را ارضا نمی کند. عکس این حالت، یعنی ازدواج زن پیر با مرد جوان نیز همین وضع را خواهد داشت.
بنابراین کسانی که قصد ازدواج دارند نباید تحت تاثیر پول، مقام
اجتماعی، مقام علمی و سایر امتیازهای ارزشمند، سن همسر آینده خود را نادیده بگیرند. دوم از جنبه فیزیولوژیکی که علاوه بر جنبه های روانی، ارضای غرائز جنسی خود مسئله مهمی است. 
بنابراین چنین ازدواجی به هیچ وجه فرجام خوبی نخواهد داشت و پایانش فساد و انحراف یا دلمردگی و آرزوی نجات از این بحران خواهد بود.سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی مختلف متفاوت است. معمولا در مناطق گرم، سن بلوغ و ازدواج پایین تر و در مناطق سرد وکوهستانی بالاتر است. مهم نیست که فرد در چه سنی بالغ می شود،
مهم این است که دختر و پسر احساس کنند از نظر فیزیولوژیکی وروانی نیاز به ازدواج دارند. تشخیص زمان مناسب ازدواج از سوی دختر و پسر تازه بالغ مشکل است. در این مورد راهنمایی پدر و مادرو مشاوره با مشاور خانواده ضروری است. معمولا چون دختران از نظر رشد بدنی و روانی از پسران جلوترند و رشد آنان سریعتر است، زودتر بالغ و برای ازدواج آماده می شوند. به همین علت در اسلام سن تکلیف دختران نه سال و پسران ۱۵ سال می باشد.در اینجا ذکر این نکته لازم است که چون اسلام دین جهان شمولی است، بنابراین حداقل سن تکلیف برای تمام مناطق اعم از سرد و گرم مشخص شده؛ یعنی روی زمین مناطقی هست که دختر در ۹سالگی بالغ است ولی این بدان معنا نیست که این دختر ۹ ساله باید حتما ازدواج کند. ازدواج زمانی واجب است که شرایط آن از نظر فیزیولوژیکی، روانی، فرهنگی و اقتصادی فراهم باشد و چنانچه انجام نگیرد فرد به گناه بیفتد. 
در ایران به طور عرف اکثر دختران بین ۱۸ تا ۲۵ سال ازدواج می کنند. پسرها نیز در روستاها در سنین پایین تر و در شهرها بین ۲۵ تا ۳۰ و گاه تا ۳۵ سالگی ازدواج می کنند. تفاوت سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و عوامل فرهنگی متفاوت است.گاه تفاوت سن تا ۱۰سال هم مشکلی ایجاد نمی کند. یکی از فرمول هایی که در این مورد پس از آمارگیری های سن ازدواج پیشنهاد شده، آن است که در سنین پایین تر، نصف سن پسر به اضافه هفت سال سن
مناسبی برای دختر خواهد بود. ولی این به هیچ وجه فرمول قطعی و یا استاندارد محاسبه شده ای نیست. آنچه در این مورد می توان به طور قطعی پیشنهاد کرد آن است که بین سن زوجین تناسب منطقی و معمولی وجود داشته باشد.
روانشناسی ازدواج: ازدواج، شباهت ها یا تفاوتها ؟ 
از زمان هاي خيلي دور همواره اين سؤال بين روانشناسان خانواده مطرح بوده است كه آيا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق مي شود يا تفاوت ها؟ 
پژوهش هاي به عمل آمده نشان مي دهد كه با ثبات ترين ازدواج ها آنهايي هستند كه زن و شوهر بيشترين شباهتها را با هم داشته اند. استفن وايت معتقد است: «با توجه به بررسي هاي باليني، شباهت هاي اخلاقي و شخصيتي زن و شوهر روي موفقيت ازدواج آنها نقش تعيين كننده اي دارد.» ميزان بي ثباتي و طلاق در زوجهاي به هم شبيه، كمتر مشاهده مي شود. با توجه به نتايج به دست آمده، نداشتن شباهت با بي ثباتي و طلاق همراه است. بعضي از روانشناسان شباهت هاي موجود بين زوجين را در حكم سپرده بانكي تلقي مي كنند و اشاره مي كنند اگر ميزان سپرده بانكي شما رقم بزرگي باشد و ميزان بدهي بانكي شما كم باشد در آن صورت در مقابل نوسان هاي اقتصادي بهتر مي توانيد مقاومت كنيد و به نحو احسن مي توانيد احساس امنيت نماييد، ولي اگر ميزان بدهي هاي شما نسبت به سپرده بانكي كم باشد به همان نسبت احتمال اينكه دچار مشكل شويد زياد خواهد بود. اين تشابه نشان مي دهد كه هر قدر تشابه بين زوجين بيشتر باشد به همان نسبت ازدواج آنان از استحكام و دوام بيشتري برخوردار خواهد بود و هر قدر تفاوت آنها بيشتر باشد به همان نسبت احتمال اينكه دچار بحران شوند زياد خواهد شد، سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه وجود كدام يك از تشابهات مطلقاً براي ازدواج لازم هستند؟
هوش: اگر هوش زن و شوهر به يك اندازه باشد رابطه زناشويي با گرفتاري كمتري روبه رو مي شود. توجه داشته باشيد كه «تحصيلات» ملاك نظر نيست چرا كه بعضي از اشخاص بسيار باهوش، به هر دليل ممكن است به كالج و دانشگاه راه پيدا نكنند. منظور اين است كه زن و شوهر به لحاظ بهره هوشي بايد در يك رديف قرار داشته باشند، بايد بتوانند اشياء و امور را به يك شكل ببينند و درباره آنها به يك شكل صحبت كنند. اگر يكي از طرفين ازدواج اغلب گمان مي كند كه همسرش متوجه منظور او نشده است، شرايط خوشايندي بين آنها برقرار نمي شود. بررسي هاي به عمل آمده نيز نشان مي دهند، اگر بهره هوشي زن و شوهر در يك رديف يا نزديك به هم باشد ثبات ازدواج بيشتر مي شود. ارزش ها: لازم است كه زن و شوهر درباره بسياري از ارزشها وحدت نظر داشته باشند. مثلاً مهم است كه زن و شوهر درباره معنويات و يا زندگي خانوادگي اختلاف نداشته باشند. اگر در اين زمينه ها وحدت نظري وجود نداشته باشد، بروز اصطكاك ميان آنها حتمي است. علايق: اگر زن و شوهر در بسياري از زمينه ها علايق مشترك داشته باشند، زندگي به كامشان شيرين مي شود. در اين ميان هر چه تنوع علايق مشترك بيشتر باشد بهتر است. توقع از نظامات خانوادگي: زن و شوهر بايستي درباره وظايف و مسئوليتهاي يكديگر در رابطه زناشويي وحدت نظر داشته باشند. طرز فكر افراد در اين زمينه كلاً به دو نوع تقسيم مي شود. بعضي از افراد در مورد وظايف و مسئوليت هاي زن و شوهر به طور سنتي فكر مي كنند، بدين معنا كه مديريت داخلي منزل به عهده زن است و مرد نيز به عنوان مدير بيروني منزل، يا نان آور خانواده تلقي مي شود. 
فردي كه در اين زمينه به طور سنتي فكر مي كند بايد با فردي ازدواج كند كه با او همفكر است. اما در حال حاضر كه نقش هاي زن و مرد دستخوش تغييرات زيادي شده است، عده اي معتقد به تساوي حقوق بين زن و مرد هستند و وظايف و مسئوليتهاي مشابهي نيز براي آنان قائل مي شوند. افرادي كه اين اعتقاد را دارند بايد با همفكران خود ازدواج كنند. سؤال ديگري كه مطرح مي شود اين است: تفاوتهاي مسئله ساز كدام ها هستند؟ يا به عبارت ديگر، چه تفاوتهايي مي توانند به خوشبختي زندگي زناشويي آسيب برسانند؟ 
در پاسخ به اين سؤال بايد گفت وجود اختلافاتي كه مي توانند به خوشبختي زندگي زناشويي لطمه بزنند عبارتند از: 
ميزان انرژي: وقتي يكي از طرفين ازدواج پر انرژي باشد و در مقابل همسر او كم انرژي، اينان با مشكلات عديده اي برخورد مي كنند. اختلاف در ميزان انرژي در زمينه هاي مختلف خود نمايان مي شود كه از جمله مي توان به معاشرتهاي اجتماعي، فعاليتهاي مذهبي و غيره اشاره كرد. در انجام فعاليتهاي مربوط به خانه نيز سطح انرژي ميان زن و شوهر اغلب مسئله ساز مي شود، مثلاً ممكن است زن بخواهد كارهايي را در روزهاي تعطيل آخر هفته در منزل انجام دهد و شوهر علاقه مند به اين باشد كه روبه روي تلويزيون بنشيند و يا روزنامه بخواند. 
عادات شخصي: وقتي زن و شوهر عادتهاي شخصي متفاوتي داشته باشند، به تدريج وحدت ميان آنها رو به نقصان مي رود. 
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر

این پایان نامه فوق العاده بر سر موضوعی که سوال خیلی از ما میباشد بحث میکند و درستی و نادرستی ان را بیان میکند. 

این تحقیق در مورد یک موضوع روانشناسی بحث میکند و  از راه علم تحقیق پیش رفته است و موضوعات ان صحت دارد و برای ارائه یکی از بهترین گزینه ها میباشد 

دانشگاه به عنوان يك عامل اجرايي در آموزش و تربيت فرد وهدايت وي به سمت شهروندي موثر و مفيد به حال جامعه ، داراي نقش موثر بوده و بدون ترديد تامين كننده ي نيروي انساني مورد نياز جامعه درآ‌ينده خواهد بود . به همين دليل امروزه در جوامع مختلف , دانشگاه ها از نظر كمي و كيفي رشد و گسترش يافته و تقاضا براي راهيابي روز به روز زيادتر مي شود و تعداد كثيري دانشجو براي تحصيل و برخورداري از مزاياي آن به اين مراكز روي مي آورند . 

در صحبت هاي هر روزه، واژه تعارض داراي توارد ذهني بسيار منفي مي باشد . به نظر مي رسد كه اين واژه اشاره به عصبانيت ، مقابله مستقيم ، رفتار آسيب رسان و خشن داشته باشد . در واقع تعارض در محيط كار در مثل به مانند شمشير دو لبه اي مي ماند كه بسته به دليل وقوع و چگونگي گسترش آن موجب بوجود آمدن پيامدهاي مثبت و منفي مي شود . اثرات منفي تعارض، موجـب به وجود آمدن احـساسات مـنفي قوي مي شوند و از اين منظر باعث ايجاد فشارهاي رواني مي گردند . تعارض معمولا ً باعث تداخل در ارتباطات بين افراد ، گروهها و بخشها مي گردد؛ در اين صورت موجب از بين رفتن هماهنگي بين آنها مي شود.

انرژي و توجه مورد نياز براي انجام وظايف محوله را درجهت تحقق اهداف سازماني صرف مسائل حاشيه اي ناشي از آن مي كند . در تمام اين موارد تعارض مي تواند اثرات جدي بر روي اثر بخشي سازمان بگذارد. 

ارتباطات انواع مختلفي دارد كه به اين قرار است:

ارتباط يك جانبه، دو جانبه، مستقيم (بي واسطه)، غير مستقيم (باواسطه مانند: نامه نگاري)، احساس برانگيز (ارتباطي كه از طريق سخن با نهادهاي گوناگون برقرار مي شود، بدون اين كه معناي دقيق محتوا انتقال يافته باشد، مانند استفاده از موسيقي)، ارتباط معطوف به هدف (برقرار كننده ارتباط داراي هدف خاص از پيش تعيين شده و برخوردار از برنامه مدون است)، ارتباط بازتابي (ارتباطي كه در آن افراد ناخودآگاه در جريان ارتباط قرار مي گيرند)، ارتباط اجتماعي، فرا ارتباط (ارتباطي كه چارچوب ارتباطات بعدي را روشن مي كند)، ارتباط بين افراد (به سه شيوه، بين يك فرد با فرد ديگر، بين يك فرد با يك گروه، بين يك گروه با گروه ديگر)، ارتباطات رسمي سازماني (شامل ارتباطات عمودي يا از بالا به پائين در سلسله مراتب سازماني). ارتباطات عرضي (شامل ارتباط افقي، مانند ارتباط بين كاركنان در سطوح سازماني). ارتباط مورب (مانند ارتباط بين كاركنان در سطوح مختلف سازماني مانند ارتباط بين مدير و يك كارمند جزء) و ارتباطات غير رسمي (حقيقي و همكاران، ۱۳۸۰).

ويژگي هاي ارتباطات ۱

    در ارتباطات چند ويژگي ذاتي وجود دارد كه عبارتند از:

الف) پويايي ارتباطات:ارتباطات پوياسـت، بديـن مـعني كه وقتـي با كسـي سـخن مي گوئيد در فعاليتي وارد مي شويد كه تغيير رفتار را به همراه دارد مثل حركت بدن، چهره، حركت چشم، ابرو و … .

ب) پيشرفت ارتباطات: ارتباطات داراي حركت به سوي هدف خاصي است. بدين معني كه ممكن است در يك ارتباط عذرخواهي كنيد و يا سعي كنيد درباره موضوعي بيشتر توضيح دهيد ولي نمي توانيد آن را نفي كنيد، شما فقط به پيش مي رويد.

ج) فعال بودن ارتباطات: ارتباطات فعال عموماً دو سويه و دو جانبه است و گاهي ممكن است به صورت هاي مختلفي چند جانبه باشد.


ويسنت و والدرون ۱ (۱۹۹۱) مي گويند: «پيام هايي كه از گيرنده به فرستنده پس داده مي شوند، به عنوان بازخورد اطلاق مي شوند، بدون بازخورد، مشكل است بدانيم كه آيا يك پيام دريافت شده و فهميده شده است».

اهميت مهارت بازخورد

يكي از عواملي كه موجب مي شود ارتباطات مؤثر به خوبي برقرار نشود، عدم آگاهي منبع يا فرستنده از تأثير پيام هاي مبادله شده ميان خود و گيرنده در فرايند ارتباطات است. بازخورد، اطلاعاتي را در رابطه با موفقيت در اجراي اهداف در اختيار منبع قرار مي دهد و با انجام اين كار در واقع بر پيام هاي آينده اي كه فرستنده به رمز در مي آورد اعمال كنترل مي كند (يوسفي، ۱۳۷۴).

شيرازي (۱۳۷۳) دو فايده اصلي براي بازخورد به شرح زير قائل است :

۱- راهنما يا معيار تعيين ميزان موفقيت فرايند ارتباطات است.

۲- اساس تصحيح يا تعبير پيامها يا ارتباطات در آينده است.

بعلاوه، باز خورد فرايند ارتباطات را دو طرفه كرده و تداوم مي بخشد و اين موجب درك بيشتر بين فرستنده و گيرنده میباشد.

تريسي ۲، دوسين ۳و رابينسون ۴ (۱۹۹۸) در اهميت مهارت بازخورد مي گويند: «مدير در ارائه بازخورد به كاركنان موجب تحكيم و تقويت ارتباطات شده و در بهبود تعاملات، انگيزه و تعهد سازماني مؤثر است.


نگران نباشید چون پشتیبانی فروش همراه شماست


عتیقه زیرخاکی گنج