• بازدید : 98 views
  • بدون نظر

قیمت : ۲۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۸    کد محصول : ۱۸۱۷۶    حجم فایل : ۲۷ کیلوبایت   

عنوان مقاله: عالم ذر

فهرست مطالب این مقاله که در قالب فایل word تقدیم حضورتان می گردد به شرح زیر است:

● عالم ذر چیست؟ و در کجاست؟
● نگرش صدرا به عالم ذر و میثاق
● کیفیت حضور انسان در عالم ذر

برای آشنایی بیشتر شما با مقاله چند سطر اول آن را با هم مرور می کنیم:
"در قرآن مجيد سخن از يک پيمان، عهد، ميثاق و گواهي به ميان آمده است که خداوند از انسانها گرفته است. روشن‌ترين آيه‌اي که بر اين حقيقت دلالت دارد، آية ۱۷۲ سورة اعراف است که به «آية ذر» معروف شده است. اين آيه دقيق‌ترين معني و شگفت‌ترين نظم را دارد.[۱] آيات ديگري نيز مفسر همين حقيقت معرفي شده‌اند.[۲]

خداوند در قرآن مي‌فرمايد: ]وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلي‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ[؛[۳] «به ياد آور زماني را که پروردگارت از پشت [و صلب] فرزندان آدم، ذرية آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خويشتن ساخت [و فرمود]: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آري، گواهي مي‌دهيم. [چرا چنين کرد؟] براي اينکه در روز رستاخيز نگوييد ما از اين غافل بوديم.»

از آنجا که در اين آيه سخن از ذريه (فرزندان خردسال) آدم ـ عليه السلام ـ به ميان آمده، از اين آيه به «آيه ذر» ياد مي‌کنند و به خاطر کلمة «ألست» به «پيمان ألست» معروف است. همچنين لفظ ذريّه در قرآن نوزده بار وارد شده که درتمام موارد نسل انسان مراد است.[۴]"

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد و بهره کافی را از مطالب آن ببرید.

  • بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ميثاق معناي مصدري دارد و در لغت به معناي تأييد كردن و استوار ساختن است. ميثاق يا از ناحيه خداوند است كه متعهد به انزال كتب و آيات است و يا از ناحيه بندگان است كه چون استعداد و توانايي پذيرش آن را دارند، مقر به اين قبول‌اند و در نتيجه ملتزم به آن (تفسير القرآن الكريم،۲/۲۴۶). اخذ ميثاق به عنوان حجت بالغه الهي است و هدف از گرفتن آن اتمام حجت خداوند بر انسانهاست. عهد به معناي پيمان و قرارداد است و بر هر چيزي اطلاق مي‌شود كه مورد تعهد است مانند وصايا، سوگندها، نذورات و اوقاف. در معناي عهد الهي اقوال گوناگوني وجود دارد و صدرا به سه قول اشاره مي‌كند
– آنچه در عقول نهاده شده است، يعني استعداد و توانايي درك براهين و دلايل اقامه شده‌اي كه در اثبات صحت توحيد خداوند و صدق پيامبرش، به كار برده مي‌شود. معناي آيات و أشهدهم علي أنفسهم ألست بربكم، قالوا بلي (اعراف/۱۷۲) و نيز اوفوا بعهدي اوف بعهدكم (بقره/۴۰) همين است، يعني پيماني كه خداي سبحان به وسيله عقل و فطرت كه حجت باطني بين خدا و عبد است، از انسان گرفته است. ۲ – مراد پيماني است كه خداوند از مردم، پيش از تعلق به ابدانشان، از آنان گرفته، يعني هنگامي كه به صورت ذرات ريزي از صلب آدم (ع) آنان را بيرون آورد. و معناي أشهدهم علي أنفسهم (اعراف/۱۷۲) همين است. يعني همان پيماني كه در عالم ذر از انسانها گرفته شده است. صدرا در اينجا پس از بيان اين دو قول تذكر مي‌دهد كه اين قسم بازگشت به وجه اول دارد. 
۳ – منظور همان است كه آيه شريفه و اقسموا بالله جهد ايمانهم لئن جائتهم نذير ليكونن أهدي من أحدي الامم فلما جاءهم نذير مازادهم الا نفورا (فاطر/ ۴۲) دلالت بر آن دارد. پس هنگامي كه بدانچه بر آن سوگند خورده‌اند، انجام نمي‌دادند و هدايت نمي‌يافتند، عهد و پيمان را شكستند. شايد مراد همان پيماني باشد كه خداوند از امتهاي قبل گرفت تا به نبوت پيامبر خاتم (ص) ايمان بياورند و لذا آنان كه ايمان نياوردند در واقع نقض عهد كرده‌اند و پيمان شكن‌ مي‌باشند. اين قول مرجوحي است، چون اختصاص به گروه خاصي دارد كه مورد سرزنش قرار مي‌گيرند به واسطه آنچه به اختيار خودشان ملتزم به آنند برخلاف گروه اول، زيرا شامل هر كافر و گمراه شونده‌اي مي‌شود. اينان مستحقق سرزنش‌اند چون عهدي را شكستند كه خداوند آن را با دلايل آفاقي و انفسي و شواهد برهاني و دلايل بين و روشني كه به واسطه كتب و پيامبران، فرو فرستاد و به همراهي آنچه در عقول به امانت سپرده بود، محكم و استوارش ساخت (تفسير القرآن الكريم، ۲/۲۴۱).
عالم ذر چيست؟ و در کجا است؟ 
پاسخ: در قرآن مجيد سخن از يک پيمان، عهد، ميثاق و گواهي به ميان آمده است که خداوند از انسانها گرفته است. روشن‌ترين آيه‌اي که بر اين حقيقت دلالت دارد، آية ۱۷۲ سورة اعراف است که به «آية ذر» معروف شده است. اين آيه دقيق‌ترين معني و شگفت‌ترين نظم را دارد.[۱] آيات ديگري نيز مفسر همين حقيقت معرفي شده‌اند.[۲]
خداوند در قرآن مي‌فرمايد: ]وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلي‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ[؛[۳] «به ياد آور زماني را که پروردگارت از پشت [و صلب] فرزندان آدم، ذرية آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خويشتن ساخت [و فرمود]: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آري، گواهي مي‌دهيم. [چرا چنين کرد؟] براي اينکه در روز رستاخيز نگوييد ما از اين غافل بوديم.»
از آنجا که در اين آيه سخن از ذريّۀ (فرزندان خردسال) آدم ـ عليه السلام ـ به ميان آمده، از اين آيه به «آيه ذر» ياد مي‌کنند و به خاطر کلمة «ألست» به «پيمان ألست» معروف است. همچنين لفظ ذريّه در قرآن نوزده بار وارد شده که درتمام موارد نسل انسان مراد است.[۴]
در تفسير اين آيه دربارة اينکه عالم ذر چگونه، در کجا و حضور فرزندان آدم ـ عليه السلام ـ چگونه بوده، احاديث و به دنبال آن سخن دانشمندان گوناگون است. 
در اينجا به بيان دو ديدگاه بسنده مي‌شود:
اول. منظور از اين عالم و اين پيمان «عالم استعدادها» و «پيمان فطرت» است؛ به اين معني که هر گاه فرزندان آدم به صورت نطفه از صلب (پشت و کمر) پدران به رحم مادران که بيش از يک ذره نيستند، منتقل مي‌شوند، خداوند استعداد و آمادگي فهم و شناخت ربوبيّت و توحيد را به آنها مي‌دهد؛ يعني هم در نهاد و فطرتشان اين سرّ الهي به صورت يک حس درون ذاتي به وديعه گذارده مي‌شود و هم در عقل و خردشان به صورت يک حقيقت خود آگاه.
خداوند در طول زندگي دنيايي آثار صنع و نشانه‌هاي يگانگي خود را به انسان نشان مي‌دهد و آنان را بر اين امر گواه مي‌‌گيرد. گويا مي‌فرمايد: ]أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ[ و انسانها با زبان حال پاسخ مي¬دهند: ]بَلي‏ شَهِدْنا[. پس در اينجا پيمان تکويني است و سخن گفتن مانند خبر دادن رنگ رخساره از وضعيت دروني شخص است.[۵] 
بنا بر اين بيان، مراد از عالم ذر همان فطرت انساني است. انسانهاي بدوي و متکامل در اين احساس مشترکند که همه مربوب و خداوند ربّ آنهاست.[۶]
پس انسانها هرگز از اين پيمان و شناخت غافل نبوده و نيستند؛ لذا خداوند در قيامت عليه همة انسانها احتجاج مي‌کند. برخي روايات موافق اين نظر است.[۷]
دوم. مرحوم علامه طباطبايي نظرية خويش را اين گونه تبيين مي‌کند: «عالم «ذر» روح اين عالم است که آن را «عالَم غيب» نيز مي‌گويند. توضيح اينکه هر موجودي دو وجه (صورت و جنبه) دارد: وجهي به سوي خدا که زمان و تدريج در آن راه ندارد و وجهي به سوي ديگر که در آن تدريج و زمان راه دارد. خداوند متعال مي‌فرمايد: ]إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُون[ ؛[۸] «[خداوند] وقتي بخواهد چيزي را ايجاد کند، به آن مي‌گويد: موجود شو! بي‌درنگ به وجود مي‌آيد.» «کُن» هم امر (دستور) است و هم مخاطب درست کن. پس کلمة «کُن» از طرفي وجود شيء و از طرفي ايجاد شيء است و اين موجود منبسط يک وجه‌ الي الله دارد که عالم ذرّ است و همان موجود يک وجه ديگر دارد که همين دنياي ظاهر است. بنابراين، عالم ذرّ اين عالم مسلوب نيست.»[۹]
  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

کم هستند افرادي که با شنيدن نام عالم ذربراي لحظاتي سکوت اختيار نکنند در مقابل سوالاتي از قبيل اينکه (عالم ذر)  کجا وچه زمان بوده؟مخاطبان چه کساني بوده اند؟آيامشرک وکافر وديوانه ومجنون نيز پاسخ گفته اند ؟عقيده مکاتب وفرقه ها درباره اين عالم چيست؟
تاکنون بارها اين جملات راکه انسان به طور فطري موحد است ويا انسان ذاتاً و فطرتا به خداي يگانه اعتقاد دارد  شنيده ايد اما آيا به همان اندازه به عمق اين جملات وعلت گفتن آنها فکر کرده ايد
برخي مي گويند علت اين گفته وجملات شايد اين باشد که انسان دربحراني ترين لحظات  مثلاً در حال غرق شدن درميان امواج سهمگين اقيانوسي خشن درآن لحظات تنها از نيرويي فراتر وقدرتمندتراز نيروهاي انساني ،ياري مي طلبد واميد نجاتش به موجودي بزرگتر وعظيم تر از خود وهمنوعانش است،بنابراين او براساس فطرت پاک خود آن نيروي بزرگ تر وآن موجود عظيم تر را قبول دارد وتأييد مي کند وآن نيرو همان خداست يعني زماني که از همه نيروها وعوامل مادي نا اميد است به يک عامل قوي غير مادي اميد دارد.
 
اگر بخواهيم مستند ومستدل سخن بگوييم بايد دلايلي قانع کننده بياوريم. اولين منبع ومرجع براي ما مسلمانان کتاب ديني وآسماني مان قرآن است،به سراغ اين معجزه الهي مي رويم .
 
يکي ازآياتي که مسأله توحيد فطري را دربردارد و دلالت مي کند که انسان دريک موطني شاهد وحدانيت حق بوده و ربوبيت خدا رامشاهده کرده وبه طوري که قابل غفلت ونسيان نيست اين آيه کريمه است:
«واذ اخذ ربک من بني آدم من ظهورهم ذريتهم واشهدهم علي انفسهم الست بربکم قالوا بلي شهدنا ان تقولوا يوم القيامه انا کنا نحن هذا غافلين اوتقولوا انما اشرک آباؤنا من قبل وکنا ذريه من بعدهم افتهلکنا بما فعل المبطلون»۱
واي رسول ما به ياد آر (وخلق را متذکر ساز)هنگامي که خداي تو از پشت فرزندان آدم ذريه آنها را برگرفت وآنها را برخود گواه ساخت که آيا من پروردگار شما نيستم همه گفتند بلي ما به خدايي تو گواهي مي دهيم که ديگردرروزقيامت نگوييد ما از اين واقعه غافل بوديم يا آن که نگوييد که چون منحصراً پدران ما به دين شرک بودند وما هم فرزندان بعد از آنها بوديم آيا به عمل زشت اهل باطل ما را به هلاکت خواهي رسانيد.؟
 
درتفسيرآيات مذکور مسأله پيمان گرفتن ازنوع بشر بر ربوبيت پروردگار را ذکر مي کند وخود ازدقيق ترين آيات قرآني از حيث معنا وزيباترين آيات قرآني از نظراسلوب ونظم است . در اين آيه مبارکه کلمه «اخذ»آمده که به معنا ي گرفتن چيزي از چيزديگر است که مستلزم جدايي اولي از دومي است به نحوي که مستقل از دومي باشد وخداوند بعد از جمله «واذ اخذ ربک من بني آدم » که تنها جدايي مأخوذ را از مأخوذ منه مي رساند. وجمله «من ظهورهم» را اضافه مي کند تا دلالت برنوع جدايي واين که اخذ از نوع اخذ مقداري از ماده بوده به طوري که چيزي ازصورت مابقي ماده ناقص نشده واستقلال وتماميت خود را از دست نداده است. فرزند را از پشت پدر و مادرگرفته وآن را که تا کنون جزئي از آنان بوده موجودي مستقل وتمام عيار گردانيده واز پشت  اين فرزند نيز فرزند ديگري را اخذ کرده وهمچنان تا آنجا که اخذ تمام شود وهر يک مستقل از ديگري براي هر فردي نفسي مستقل درست شود تا سود وزيان عايد خودش گردد واين مفادي است که از جمله «واذ اخذ ربک من آدم من ظهورهم ذريتهم» استفاده مي شود که اگر فرموده بود «و اذ اخذ ربک من بني آدم ذريتهم» و يا مي فرمود «نشربني آدم» کلام مبهم مي ماند ودرادامه جمله «اشهد علي انفسهم» دلالت برفعل ديگر خدا دارد که پس ازجدا ساختن ابناء بشر هر فردي را گواه خودش گرفت.
 
کلمه «اشهاد» به معناي برهرچيزي گواه حاضر کردن و نشان دادن حقيقت آن است تا گواه وحقيقت آن چيز را از نزديک وبه حس خود درک نموده ودرموقع شهادت به آنچه ديده شهادت مي دهد واين که فرمود «الست بربکم» بيان آن چيزي است که بايد به آن شهادت داد وجمله «بلي شهدنا» اعتراف انسانهاست به اينکه ما اين مطلب را شاهد بوديم.۲
 
از حضرت صادق (عليه السلام)درتفسير اين آيه حديثي واردشده که فرمود : « آن ميثاق گرفته شده بود برآن ها براي خداوند به ربوبيت وبراي پيامبرانش به نبوت وبراي امير المؤمنين وائمه به امامت.  پس فرمود خداوند: آيا نيستم پروردگا رشماو(نيست )محمد (صلي الله عليه وآله ) پيامبر شما وعلي امام شما و(نيستند )ائمه هدايت کنند گان شما ؟پس گفتند چرا پس فرمود خداوند «شهدنا ان تقولوا يوم القيامه» يعني براي اينکه نگوييد روز قيامت ما از اين غافل بوديم  وتا آخر حديث شريف…»
 
وازامام باقر (عليه السلام) روايت است: «بيرون آورد از پشت آدم ذريه اش را تا روز قيامت ،پس بيرون آمد مثل ذر. پس نفس خود را به آنها شناساند ونماياند واگر نبود آن،هيچ کس پروردگارش را نمي شناخت و فرمود حضرت رسول اکرم (صلي الله عليه وآله ) هرمولودي متولد مي شود برفطرت يعني بر معرفت به اين که خداوند عز وجل خالق اوست اين چنين است فرمايش او.»
 
اما اين که چرا به آن عالم، عالم ذر گفته اند نظرات مختلفي بيان شده که عمده آنها براين باورند که چون فرزندان آدم درآن عالم به شکل ذره هاي پراکنده بودند (عالم ذر )گفته اند وبرخي بيان داشته اند چون اين ميثاق درآن عالم از ذريه آدم گرفته شده عالم ذر گفته اند. 
 
اما اين که اين ايمان واعتراف به ربوبيت خدا در چه زماني ،کجا وبه چه دليل انجام شده مسأله اي است که هنوز به  طور کامل پاسخ داده نشده است وبسياري از مجهولات دست نخورده باقي مانده اند،آنچه از تفاسير ظاهري مربوط به اين آيات بر مي آيد اين است که در زماني پس از خلقت آدم ابو البشر خداوند تمامي فرزندان آدم را که از اول دنيا تا به آخر حيات خواهند يافت در عالمي به نام عالم ذر خلق  کرده واين ميثاق را از ايشان گرفته است وآنها را به صلب آدم باز گردانيده ،تا هر کدام در زمان تعيين شده حيات گيرند ودر دنيا معيشت کنند. 
 
در عالم ذر ميثاق گيرنده خدا بود و ميثاق دهنده انسان وشاهد برآن خود انسان تا روز  قيامت که روز احتجاج است نگويد که من در غفلت بودم ودر پاسخ به اين سؤال که چرا کافر شدي،  نگويد من از ربوبيت تو وعبوديت خودم غافل بودم . از همه پيمان گرفت تا اتمام حجت برآدميان باشد ؟ 
 
اگر گفته شود چرا ما اقرار عالم ذر را به خاطر نداريم گوييم احوال کودکي وشير خوارگي خود را نيز به ياد نداريم اين دليل برنبودن فطرت نيست . شايد بتوان گفت اين حوادث  فراموش نشده اند بلکه فقط به ضمير  ناخود آگاه ذهن ما سپرده شده اند وبه همين جهت است که به طور فطري معرفت بر يگانگي خدا ونبوت پيامبر (صلي الله عليه وآله ) و ولايت علي (عليه السلام ) داريم چون اين پيامي است که دائماً از جانب ضمير ناخودآگاه ذهن ما در وجودمان طنين انداز مي شود و غيرمستقيم به ما متذکر مي شود امام صادق (عليه السلام ) در جواب ابوبصيرکه ازامام درمورد مکان ومحل وقوع عالم ذر سؤال کرد فرمودند :« خداوند ذريه را طوري آفريد که سوال و جواب از او صحيح و ممکن باشد» و حضرت تعيين مکاني نکرد.۳

عتیقه زیرخاکی گنج