• بازدید : 16 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۶۷    کد محصول : ۱۰۵۲۷    حجم فایل : ۸۳ کیلوبایت   

در بخش اول این مجموعه مطالبی مفید راجع به عبادت، نقش عبادت، ابعادعبادت، میانه روی در عبادت، مدیریت در عبادت، د رجات عبادت و … را شرح می دهد.

بخش دوم آن به موضوع اصلی آن یعنی نماز می پردازد که از برخی از عناوین مهم این فصل می توان به: نماز از دیدگاه عقل و وجدان، نماز ، ا مداد  ا لهی، نماز در مکتب  وحی، آثار ترک نماز ، قبولي نماز،  موانع نماز، اشاره کرد.

و در بخش سوم به مفاهيم نماز پرداخته خواهد شد.

این مقاله در ۶۷ صفحه و در قالب فایل word برای دانلود در دسترس شما عزیزان قرار گرفته است.

امیدواریم از مطالعه ی این مقاله فیض و بهره ی معنوی لازم را ببرید.

  • بازدید : 70 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فلسفه آفرینش انسان بندگی و عبادت و عبودیت اوست. این صریح کلام الهی در قرآن کریم است که می فرماید:
« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»
جن و انس را، خبر برای پرستش و بندگی خود نیافریدم.
۱٫ عظمت خدا:
برخورد با یک شخصیت عظیم، انسان را به تواضع وا می دارد، دیدار با یک دانشمند بزرگ، آدم را به تکریم و احترام وا می دارد، چون که انسان در برابر عظمت و دانش آن شخصیت و این دانشمند خود را کوچک و کم سواد می بیند. خداوند، مبدأ همه عظمت ها و جلال هاست. شناخت خداوند به عظمت و بزرگی، انسان ناتوان و حقیقی را به کرنش و تعظیم وا می دارد.
احساس نیاز و وابستگی:
انسان، برخوردار از عجز ونیاز و ناتوانی است و خداوند، در اوج بی نیازی و غنای مطلق و سر رشته دار امور انسان هاست. این هم عاملی است، تا انسان در برابر خداوند، «بندگی» کند.

۳٫ سپاس نعمت:
توجه به نعمت های بی حساب و فراوانی که از هر سو و در هر  زمینه ما را احاطه کرده قوی ترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می کند. نعمت هایی که حتی پیش از تولد انسان شروع می شود در طول زندگی همراه ماست و در آخرت هم اگر شایستگی داشته باشیم از آنها بهره مند خواهیم شد. در قرآن به این نکته اشاره شده و به مردم زمان پیامبر(ص) می فرماید:
« فلیعبدو ارب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف»
باید خدای کعبه را عبادت کنند؛ خدایی که آنان را از گرسنگی نجات داد سیر کرد و از ترس ایمن ساخت.

موضوع ۲:
چگونه عبادت کنیم؟
مگر نه اینکه آدرس هر خانه را باید از صاحبخانه گرفت
عبادت حضور در برابر خدایی است که صاحب جهان است، و نشستن بر سرمائده های معنوی پروردگار است که برای« بندگی» فراهم کرده است. پس چگونگی عبادت را باید از او فرا گرفت و به دستور او عمل کرد و دید که او چه چیز را عبادت دانسته و عبادت به چه صورت از ما طلبیده و بهترین عبادت آنست که:
۱٫ آگاهانه باشد
دو رکعت نماز انسان آگاه و دانا، از هفتاد رکعت شخص نادان بهتر است و عبادت کننده نا آگاه، همچون الاغ آسیاب است که می چرخد ولی پیش نمی رود.
امام صادق(ع) می فرماید:
کسی که دو رکعت نماز بخواند و بداند با که سخن می گوید، گناهانش بخشیده می شود در اینصورت است که نماز، معراج روح می شود و عامل بازدارنده از فساد و موجب قرب به خدا.
۲٫ عاشقانه باشد:
آنچه موجب نشاط روح در عبادت می شود و عابد، از پرستش خود لذت می برد، عشق به الله و شوق به گفتگو با اوست. عبادت های بی حال و از روی کسالت و سستی و خمودی، نشانه نداشتن شور و شوق نیایش و نجوا با پروردگار  است. آنان که از عبادت لذت نمی برند مانند بیماری هستند کهاز غذای لذیذ  لذت نمی برند، اگر این شوق و عشق باشد، دیگر چندان نیازی به تبلیغ و تشویق و تحریک از بیرون نیست، بلکه انگیزه درونی انسان را به عبادت وامی دارد و آنگونه که برای دیدار یک شخصیت معروف و محبوب، لحظه شماری می کنیم و ازآن دیدار مسرور می شویم شنیدن صدای اذان اعلام فرا رسیدن لحظه دیدار است.

۳٫ خالصانه باشد:
هیچ چیز همچون دریا و خود نمایی و مردم فریبی، آفت عبادت نیست. و از آن طرف، هیچ چیز چون خلوص، ارزش آفرین عبادت و نماز نمی باشد. البته داشتن اخلاص در عبادت بسیار دشوار است و دل و جان را از تهاجم وسوسه های ابلیسی رهاندن رنجی بزرگ دارد و همتی بلند و اراده ای نیرومند می طلبد و تنها پشیمانی بر زمین زدن و قرائت نام داشتن کافی نیست.
۴٫ خاشعانه باشد:
خشوع حالت قلبی انسان در عبادتست آنکه نیاز و عجز خود را می داند و عظمت و کمال الهی را می شناسد و در عبادت خود در برابر آن خدای بی همتا و آگاه می یابد؛ دل، حالتی متناسب با این«حضور» چیدا می کند، قلب ، خاشع  می شود و نگاه افتاده می گردد؛ توجه از هر چیز دیگر بریده و به معبود متوجه می شود.
۵٫ مخفیانه باشد:
شیطان دشمن رستگاری انسان است. س.گند خورده که همواره در راه انسان، چاه گمراهی و پرتگاه گناه بکند و همون خود، اسان را هم جهنمی کند. از این رو، برای تباه ساختن عمل عبادی انسان دام می گسترد و عبادت او را فاسد می سازد ی یا از طریق سلب توفیق از انسان.
و یا از راه کشاندن به گناه که موجب تباه شدن و هدر رفتن رحمت انسان از طریق بندگی می شود.

موضوع۳:
اقسام نماز بر حسب آثار:
۱٫ نماز ناب، نمازی است که با بالاترین درجه از عشق و معرفت شیرین خشوع و حضور خوانده شود نمازی که نمازگزار آنی غافل از خدا معطوف به دنیا نشود.
۲٫ نماز پرآثار، نمازی است که آگاهانه و عاشقانه برگزارند نمازی ناب و پر از حضور توسط انسانهای خالص و ناب، اینگونه نمازها در انسان سازی و جامعه سازی نظیر ندارند و مخصوص عارفان و بندگان صالح خدا هستند. افسوس که عارفان در جامعه اندک هستند.
۳٫ نماز موثر، چنانچه آفات نماز؛ یعنی «جهل» «ضعف» «سهو» «ریا» را به «آگاهی» «ایمان» «توجه» و «اخلاصی» بدل کنیم، نمازمان ؛ نماز موثر تری خواهد بود.
اینگونه نماز نماز مومنانی است که اهل علم و معرفت اند.
۴٫ نماز کم اثر، نمازی است که غالباً از اول وقت خود به تأخیر می افتد و چنانچه در آغاز وقت خوانده شود باز هم با توجه کامل و حضور دل خوانده نمی شود این نماز همان نماز ساهی و غافل است. همان نمازی که در خور ویل می باشد.
۵٫ نماز بی اثر، نمازی است که نماز گزارنده، آن را از روی اعتقاد و به عنوان یک تکلیف بلکه برای چشم و گوش دیگران و به عنوان یک فریب می خواند و چون نمازش خالی از انگیزه های خدایی و بدور از آگاهی و احساس تعهد و مسئولیت است و گاهی نماز می خواند وگاهی نمی خواند چنین نمازی بی ثمر و فاقدآثار نیک می باشد بلکه زیانبار ایت و بزرگترین آفت نماز« جهل و ریا» و بهترین عوامل بهبود نماز و هرکار دیگر « اخلاص و آگاهی» است.

موضوع۴:
آثارهای بداشتی – درمانی- روحی و روانی- اخلاقی و تربیتی- تربیتی و اجتماعی- وضو طهارت- اضاعه نماز- ترک نماز.

آثار بهداشتی درمانی نماز:
بهداشت عمومی:
پاک نگه داشتن بدن، لباس، جای نماز و پرهیز از نجاستهاست که موجب زدودن میکروبها و آلودگیها از محیط زندگی و حفظ بهداشت جسمانی است.
وضو موجب نشاط و سلامت است و مانند غسل دارای آثار روحی و معنوی است.
بهداشت دهان و دندان:
پاکی نیمی از ایمان است. یعنی نیمی از نماز است. مسواک زدن نیمی از وضو است.
سلامت تغذیه:
نمازگزار مسلمان، حق ندارد از غذاها و نوشیدنی های حرام استفاده کند. خوردن نوشیدنیهایی که نجس شده باشند، حرام است، یعنی علاوه بر آشکار تن، درون جسم مسلمان نیز باید از نجاستهای بیرونی محافظت گردد.
نگهداری بدن از میکروبها و ویروسهای ناشی از گناه و حفظ سلامت نسل:
نماز باعث تقوی است و تقوی نه تنها روح را بلکه جسم را نیز از آلودگی های ناشی از گناه نگه می دارد و بیماریهای ناشناخته و خانمان براندازی که امروز در جهان شایع شده است سلامت نسل بشر را به مخاطره افکنده است نتیجه تبهکاری کسانی بوده که اهل نماز و نیایش نبوده اند.
  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عبادت عنوان عامي است  كه نمونه ها و مصداق هاي فراواني را در بر مي گيرد وتنها در «نماز» خلاصه نمي شود حج،روزه ، امر به معروف و نهي از منكر ،جهاد ، طلب روزي حلال ، خدمت به هم نوعان، درس خواندن و درس گفتن ؛ عزاداري براي شهيدان كربلا ، نيكي به پدر ومادر ، تيم نوازي ، پرداخت خمس و زكات و .. همه وهمه عبادت است ( البته به شرط خداي بودن نيت )
ولي در ميان اعمال عبادي «نماز برجستگي و درخشندگي خاص دارد و جلوه ي درخشان عبادت و پرستش خدا به حساب مي آيد. اوصاف نماز ، فلسفه وحكمتش ، فايده وآثارش ، شرايط وآدابش ،مكان وزمانش در آيات وروايات بسياري آمده كه پرداختن  به آنها طولاني خواهد شد. اما سعي مي كنيم براساس  قران و حديث ، قطره اي از درياي معارف اسلامي درباره ي نماز را باز گوييم.
نماز بزرگترين عبادت ومهمترين سفارش همه ي انبياست 
لقمان پسرش رزا به نماز توصيه مي كند.حضرت عيسي درگهواره مي گويد : خدايم مرا به نماز و زكات توصيه كرده است. 
رسول خدا صلي الله عليه و اله نماز را نور چشم خود مي داند .«قُرّةََُ عَيني  في الصَّلاةََِ »
نماز ، فرضيه اي است كه خدا به ياد انسان مي آورد. و پيمان خدا با مردم است. 
نماز، سيماي مكتب است .« الصِّلاةٌَ وَجهُ دينكٌُمْ » 
نماز دواي تكبر است « و الصَّلاةٌ تَنزيهاً عَنِِ الكبِرِ »

نماز ، وسيله ي تشكر و سپاس از نعمت هاي الهي است ، عمود و پايه دين ، كليد بهشت، وسيله ي آزمايش و شناخت مردم و محو كننده ي گناهان ، پاك كننده ي دل و جان آدمي است.  
روزي پنج نوبت ، با حفظ شرايط كامل نماز ، در پيشگاه خدا ايستادن ونعمتهاي او را يادكردن و از او حاجت ونياز خواستن  ،همچون شست وشوي درنهر آب است كه آلودگي هاي مي زاديد . نماز اولين سئوال در قيامت است كه اگر پذيرفته نشود. كارهاي ديگر هم قبول نيست .
نماز اولين سئوال در قيامت است كه اگر پذيرفته نشود، كارهاي ديگر هم قبول نيست . نماز ، تنها عبادتي است كه در هيچ حال از انسان ساقط نمي شودحتي در ميدان جنگ و شرايط اضطراري ، بيماري و…
نماز اعلام  بندگي در برابر خدا وزير بار در مقابل طاغوت ها و ستمگران است. 
نماز زنده نگه داشتن ايين توحيدي حضرت ابراهيم،وسنت رسول الله  ومكتب  حسين بن علي عليها السلام است.
نماز براي عاشقات خدا ، شنيدن ولي براي منافقان ، تلخ و سنگين است : «وَ اِنَّتها لكَبيرةُ اِلاَّ عَليَ الخَشِعيِِنَ » 
نماز، كوبنده ي شيطان و مايوس كننده ي اوست  وحضور در برابر آفريدگاراست .
نماز هماهنگي با همه ذرّات عالم است جهان ،محراب و سعي است كه همه ي كائنات ، در آن به تسبيح و سجود در برابر خدا مشغول اند. به نماز ايستادن ، همراهمي با همه ي افريده ها وفرشتگان در پرستش و ذكر پرورگار است.



 در اهميت نماز ، همين بس كه علي عليه السلام در ميدان نبرد صفين، وامام حسين عليه اسلام در ظهر عاشورا دست از جنگ  كشيدند و به عشق الهي ، به نماز ايستادند . شخصي به حضرت عليه السلام ايراد گرفت: امام فرمود : مابراي همين جنگيم  تا مردم ،اهل نماز باشند. به سيد الشهدا در زيارتنامه اش خطاب مي كنيم: گواهي مي دهيم كه تو نماز را بر پا داشتي . « اَشهَدُ اَنّك قَد اَقَمتُ الصَّلوةََ َ …»  در مشكلات و اضطراب ها ، ياد خداي بزرگ و استمداد از او ، آرام بخش دل ها وراه گشاي انسان در سختي ها است و تكيه گاهي است كه مؤمنان به خدا دارند از اين رو قرآن دستور مي دهد كه به وسيله اي « صبر » و «نماز» از خداوند يار ي بطلبيد. « وَ استَعينُؤا بِاالصَّبرِ والصَّلوةِ  »
امام صادق عليه السلام  در واپيسين دم زندگي خويش ، همه بستگان را جمع كرد و در وصيت خويش به آنان، اهميت نماز را ياد اور شد و فرمود:
هركه نماز را سبك بشماردو از شفاعت ما محروم است. 
مرز ميان اسلام و كفر ترك عمدي نماز است. چگونه مسلماني  است آن كه رابطه خودبا خدا را بريده و از نماز روي برتافته است.
رسول خدا فرمود : «مَن تَرَكَ الصَّلوةَ مُتَعمَداَ فَقَد كَفَرَ» هركه عمداً نماز را ترك كند ، كفر وزيده است . ودر كلام علوي ميخوانيم كه فرمود:
« مَن ضَيَّعَ الصَّلوةَ فَهُوَ لِضَرِها اَضيَعُ  »كساني كه نماز را سبك شمارند و آن را تباه وضايع سازند، غير نماز را بيشتر ضايع خواهند ساخت.




نماز ، موقعيتي است كه بايد در ان به خدا توجه داشت نه ديگري ،هرچه را از نظر دور داشت مگر خدا را بايد رازنده وحاضر و ناظر بدانيم واحساس حضور در برابر آن خالق را در خويش ، زنده نگاهداريم .
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله فرموده است:
همين كه انسان در نماز به غير خدا توجه مي كند. خداوند به او خطاب مي كند : به چه كسي توجه ميكني ؟ آيا پرورگاري جز من سراغ داري ؟
آيا جز من مراقب وناظري دركار است؟
آيا به بخشنده اي جز من دل بسته اي …؟
اگر توجه به من داشته باشي ،ومن وفرشتگانم به تو توجه خواهيم كردو… 
فصل اول :
۱- چرا نماز ميخوانيم؟
۲- آداب نمازي كه مورد قبول خدا باشد چيست؟
۳- مقدمات نماز چيست؟
چرا نماز مي خوانيم ؟
نماز ، سپاس نعمت 
 انسان ؟، اسير محبت ديگران است و نعمت و نيكي ، انسان را به مقام سپاس وتشكر مي كشيند. اگر كسي به ما نعمتي بخشيد و احساني در حق ماكرد ، باز ؟؟ وعمل ، سپاسگزار ازاو مي شويم . 
ما بنده خداييم و غرق در نعمت هاي او ، پس در هر نفسي ،نه يك نعمت بلكه صدها نعمت موجود است. و براين نعمت ها يك شكوه هزاران شكر لازم است . كافي است كه

 اندكي چشم بصريت بگشائيم و ببينيم لطف و فضل خدا را درباره خودمان ، آنگاه خواهي نخواهي سپاس او خواهيم گفت:
نماز ،نوعي سپاس  از نعمت هاي فراوان و برشمار اوست.
خداوند، به ما هستي  بخشيد .آنچه  براي زندگي  مادي و معنوي لازم داشتيم ، عطا كرد وهوش و عقل و استعدامان داد .قطرات باران ، برگ درختان ،ماهيان دريا ، پرندگان آسمان ،نور خورشيد و هدايت عقل و ولايت پاكان وراهنمايي وجدان را جهت  سعادت ما رازاني داشت. 
اعضاي متناسب ، قواي مفيد ،مربياني دلسوز ، طبيعي رام ومسخّر براي ما قرار داد تا با اوبيشتر آشنا باشيم . اگر لب ما نرم نبود، توان سخن گفتن  نداشتيم . اگر انگشت شصت نداشتيم حتي دكمه اي سقه ي خود را نمي توانستيم ببنديم. 
اگر آب ها ، شور وتلخ بود، درختان نمي روييد. اگر زمين جاذبه نداشت، اگر فاصله اي خورشيد به ما نزديكتر بود. اگر هنگام تولد ، مكيدن را نمي دانستيم ، اگر قدرت نطق و گوياي نداشتيم ، اگر چشمان نابينا بود ، اگر از موهبت عقل و بي بهره بوديم . هزاران اگر ديگر به تعيبر قرآن ، نعمت هاي الهي قابل شمارش نيست . آيا اين همه نعمت ، تشكر لازم ندارد ؟ آيا اين بي انصافي و حق ناشناسي نيست كه انسان، غرق نعمت هاي خدا باشد ولي حالت سپاس به درگاه صاحب نعمت نداشته باشد؟
نماز، تشكر از خداست كه ولي نعما ماست، هرچه داريم از اوست. 
البته اين سپاس براي خدا سودي ندارد ، بلكه براي خودمان مفيد است و نشان معرفت ماست . همچنان كه تشكر يك دانش آموز از معلم ، بيانگر كمال ورشد فكري اوست وازتشكر  او چيزي عايد معلم نمي شود. 

 چه غافل اند ، آنان كه بر سر سفره ي نعمت خدا ، عمري مي نشيند و يكبار هم به شكرانه ي اين موهبت ها در آستان  آن خداي متعال ، پيشاني عبوديت وسجده شكر بر زمين نمي گذارند 
آداب نمازي كه مورد قبول خدا باشد چيست؟
ادب و اداب نماز 
حضور شكرانه و عبادانه در برابر پرورگار ، دلي پاك مي خواهد و نيتي خالص ، زندگي و رفتاري خدا پسندانه مي طلبد و معرفتي عميق و بصيري مكتبي ، زباني دور از گناه مي خواهد و چهره اي نيالوده به نافرماني معبود توجه و حضور قلب در نماز ، ادب لازم در اين عبادت والاست. 
امام صادق  عليه السلام فرمود نماز، از دنيا و آنچه در آن است مايوس شده تمام هدف وتوجه به خدا باشد وياد روزي باش كه در براي دادگاه عدل الهي قرار مي گيري 
 رعايت آداب ظاهري و باطني وشرايط صحت وقبول و كمال ، عمل را مطلوب خدا      مي سازد و نماز راشايسته  صعود به درگاه مي سازد .
آداب نماز ، كه در قالب احكام نماز بايد مراعات شود، در هر سه بخش نماز جاري است : 
۱- مقدمات نماز ، هنر اموري  كه بايد قبل از شروع به نماز به آن ها پرداخت.
۲- مقارنات نماز ، اعمال وآداب متن نماز.
۳- تعقيبات نماز ، هنر امور پس از نماز 
 مقدمات نماز چيست ؟
مقدمات نماز 


۱- طهارت نماز گزار بايد پيش از آن كه شروع به نماز كند « وضو» امام باقر عليه السلام فرموده است:« لا صَلوةَ اِلا بطهُورٍ  » نماز بدون وضو نماز نيست .
وضو جزء از ايمان  است ، نورانيت وصفاي دروني مي آورد، نشاط آور و كسالت داست، به علاوه نظامت جسم را نيزهمراه دارد. وضو، انسان را اماده ي نماز مي سازد. فيض كاشاني گفته است: يك مرتبه  از ماديت برخاستن  وبه معنويت سفر كردن  دشوار است، اما وضو ، انسان را كم كم آماده مي سازد.
وضو، كفاره گناهان كوچك است و خوب است انسان در همه حال با وضو  باشد وحتي هنگام  خوابيدن هم وضو بگيرد.
بي وضو دست زدن به خط قران و نام خدا وپيامبر و امامان حرام است. طهارت به منزله  اجازه ي ورود به حضور خداست . البته طهارت ، مراتبي دارد. 
طهارت ظاهر ، از نجاسات و آلودگي ها 
طهارت اعضاء از گناهان و جرايم.
طهارت روح، از مفاسد و رذايل اخلاقي  لازم به ذكر  است كه گاهي طهارت براي نماز، با غسل  مسير است . كسي كه جنب باشد يا به دليل ديگري غسل به او واجب مكان نيز بايد مباح باشد و درجايي مال ديگران است. بي اجاره و رضايت نميتوان نماز خواند و نماز  گزار، بايد پيش از آن كه شروع به نماز كند « وضو» امام باقر عليه السلام  فرموده است: « لا صلوه الا بظهور  نماز بدون وضو نماز نيست 
وضو جزء از ايمان است ،نور انيت  وصفاي دروني  مي اورد ، نشاط  آور وكسالت       ز داست، به علاوه نظامت  جسم را نيز همراه دارد. وضو، انسان را آماده ي نماز

          
 مي سازد . فيض كاشاني گفته است: يك مرتبه از ماديت برخاستن و به معنويت  سفر كردن دشوار است ، اما وضو ، انسان را كم كم آماده مي سازد 
وضو، كفاره گناهان  كوچك است وخوب است و خوب است انسان  در همه حال با وضو  باشد و حتي هنگام  خوابيدن هم وضو بگيرد.
بي وضو دست زدن به خط قرآن ونام خدا وپيامبر وامامان حرام است . طهارت به منزله  اجاره ي ورود به حضور خداست . البته طهارت ، مراتبي  دارد:
 طهارت  اعضاء ، از گناهان وجرايم 
 طهارت روح ، از مفاسد و رذايل اخلاقي 
لازم به ذكر است كه گاهي طهارت براي نماز، باغسل ميسر است . كسي كه جنب باشد يا به دليل ديگري غسل بر او واجب شود بايد غسل كنددر مواردي هم وظيفه ي نماز گزار ، تميمم  بر خاك  و زمين  است،آنم جا كه آب نباشد ، يا ضرر داشته باشد، يا وقت براي غسل ووضو نداشته باشد يا اب براي آشاميدن وحفظ جان لازم باشدو..
درباره ي هريك از اشكال وضو، غسل و تيمم كه به مصداق هاي « طهارت» اند ، مسائل متعددي در رساله هاي مراجع تقليد آمده است كه پرداختن به آنها ما را از هدف اين پژوهش دور مي كند 
۲- لباس ومكان نمازگزار 
 در نماز پوشش بدن  لازم است . البته حد و واجب  براي مرد پوشاندن عورت است. ولي بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند .وزن بايد تمام بدن به جز صورت و دست و پا تا مچ را بپوشاند .لباس ، بايد پاك ومباح باشد. در نماز بهتر است جامعه سفيد 


پوشيده شود ، انگشتر عيقيق بدست باشد و از لباس هاي چرك و تنگ و سياه ولباس افراد لاابالي كه از نجاسات پرهيز مي كنند استفاده نشود . 
مكان نيز بايد مباح باشد . درجايي مال ديگران است .بي اجازه و رضايت نمي توان نماز خواند و رعايت اين شرط ها در نماز ، هم مراعات ادب است وهم رعايت حق ديگران ….
۳- شناخت قبله 
نماز بايد به سوي قبله باشد ، قبله ي ماكعبه ي مقدس است گرچه  خدا طرف  خاصي نيست كه به او دو كنيم، هر طرف رو كنيم خدا آنجاست « اَينِمَا تُو لوا فَثَمَّ وَجهُ اللِه  » ولي هم براي گراميداشت خاطره اي ابراهيم ، بينانگذار خانه اي توحيد هم براي متوجه ساختن  دل به نقطه اي مقدس ، هم براي هماهنگي ونظم عبادت كنندگان ونماز گزاران در جهت گيري عبادي وهم براي اسرار ديگر ، ماموريم كه قبله ي نمازمان را « كعبه » قرار دهيم:
مسلمانان، اوايل به سوي « بيت المقدس » نماز مي خواندند . يهوديان زخم زبان مي زدند مسلمانان قبله  ندارند و به سوي قبله ما عبادت مي كنند. پيامبر منتظر تكليف  الهي بود، فرمان رسيد هرجا هستيد ، روي را به سوي مسجد الحرام  كنيد. 
اين فرمان اين درس را ميدهد كه مسلمانان  ، بايد متكي به خود مستقل  باشند حتي در مسئله ي قبل و جهت نماز از اين رو ، امت اسلام ،نماز و دعا و ذبجح حيوان وحتي خواب وخوراك را به سوي قبله انجام مي دهند تا به موازات توجه ظاهري به كعبه ، دل وجان انسان نيز جهت گيري خدايي داشته باشند ..وهمه جا و درهمه حال ، به ياد خدا و توحيد باشند . 


كعبه، هم يادگار ابراهيم واسماعيل ومحمد صلي الله عليه و آله است ،هم نقطه اي شروع حركت عاشورايي امام حسين عليه السلام وهم تكيه گاه امام زمان عليه السلام  رستگاري در سايه ي نماز، وتكيبر خداوند است اذان ، فرياد بر ضد معبودهاي خيالي ،معرفي عقيده ي اسلامي و شعار اسلام است. 
نخستين موذن اسلام، « بلال حبشي  بودكه با اذان  او ، مردم به نماز حاضر شدند و موذن شدن او، دليل اعتبار « تقوا» و« ايمان » در ديدگاه  اسلام، نه زنگ  و قيافه ونشر او در ثروت اذان هم فرا خواندن امت اسلام به شركت نماز جماعت  است ، هم آماده سازي جان و دل براي ورود وبه «نماز »
  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فلو لا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا في الدين و لينذروا قومهم اذا رجعوااليهم‏». (۱) به طورى كلى براى هر انسانى لازم است كه داراى فكر نقادى باشد. قوه‏نقادى و انتقادكردن به معناى عيب‏گرفتن نيست. معناى انتقاد، يك شى‏ء رادر محك قرار دادن و به وسيله محك‏زدن به آن، سالم و ناسالم را تشخيص‏دادن است. مثلا انتقاد از يك كتاب معنايش اين نيست كه حتما بايد معايب‏آن كتاب نمودار بشود بلكه بايد هر چه از معايب و محاسن داشته باشدآشكار بشود. انسان بايد در هر چيزى كه از ديگران مى‏شنود نقاد باشد يعنى‏آن را بررسى و تجزيه و تحليل بكند
صرف اينكه يك حرفى در ميان مردم‏شهرت پيدا مى‏كند خصوصا كه با يك بيان زبيا و قشنگ باشد دليل بر اين‏نيست كه انسان حتما بايد آن را بپذيرد و قبول بكند. به ويژه در امر دين وآنچه كه مربوط به دين است، انسان بايد نقاد باشد آنچه كه در شبهاى گذشته راجع به احاديث بحث مى‏كرديم كه پيغمبر فرمودآنچه را كه از من مى‏شنويد به قرآن عرضه بداريد اگر موافق است بپذيريد واگر مخالف است نه، خود نوعى نقادى است. حديثى است كه من عين‏عبارات آن يادم نيست ولى مضمون آن يادم است كه ائمه ما آن را از حضرت‏عيسى مسيح نقل كرده‏اند. تقريبا مضمونش اينست: شما كه علم را فرا مى‏گيريد،اساس كار اينست كه نقاد باشيد يعنى قدرت انتقاد در شما باشد، كوركورانه‏تسليم نشويد، خواه گوينده صالح باشد و خواه ناصالح در بين حديث دارد: «كونوا نقادا». حديث ديگر كه فى‏الجمله از آن يادم هست راجع به اصحاب‏كهف است كه داستان آنها در قرآن آمده است: «انهم فتية ءامنوا بربهم و زدناهم‏هدى و ربطنا على قلوبهم‏» (۲) … معروف است كه اينها صراف بوده‏اند،صيرفى بوده‏اند. اين سخن را به اين معنى گرفته‏اند كه كار آنها صرافى بوده‏است. ائمه ما فرموده‏اند كه در اين نسبت كه گفته‏اند اينها صراف طلا و نقره‏بوده‏اند، اشتباه شده است. نه، «كانوا صيارفة الكلام‏» صراف سخن بودند نه‏صراف طلا و نقره، يعنى مردمان حكيمى بوده‏اند، مردمان دانائى بوده‏اند وچون حكيم بوده‏اند وقتى حرفى به آنها عرضه مى‏شد، آن حرف رامى‏سنجيدند. تفقه در دين كه در اين آيه ذكر شده است:«فلو لا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا في الدين‏»مستلزم اين است كه انسان واقعا نقاد باشد و كار نقادى او به آنجا كشيده شودكه هر چيزى را كه گفته مى‏شود و با امر دين تماس دارد بتواند تجزيه وتحليل بكند. همين جمله‏اى كه من ديشب نقل كردم و گفتم اخيرا معروف‏شده است و به حضرت اميرالمؤمنين نسبت داده‏اند: «لا تؤدبوا اولادكم…» ازباب تعبير لفظى خيلى زيبا و قشنگ است، خيلى سازگار است روى همين‏جهت مى‏بينيد يك مقبوليتى در ميان افراد پيدا كرده است و هر كس در هرجائى اين جمله را مى‏گويد. الآن حكايتى يادم آمد: من در سنين چهارده‏پانزده سالگى بودم كه مقدمات كمى از عربى خوانده بودم بعد از واقعه‏معروف خراسان بود و حوزه علميه مشهد به كلى از بين رفته بود و هر كس‏آن وضع را مى‏ديد مى‏گفت ديگر اساسا از روحانيت‏خبرى نخواهد بود.جريانى پيش آمده بود كه احتياج به نويسندگى داشت از من دعوت كرده‏بودند. مقاله‏اى را من نوشتم. مردى بود كه در آن محل رياست مهمى داشت.وقتى آن مقاله را ديد، يك نگاهى به سر و وضع من انداخت، حيفش آمد،ديد كه من هنوز پابند عالم آخوندى هستم شرحى گفت، نصيحت كرد كه‏ديگر گذشت آن موقعى كه مردم به نجف يا قم مى‏رفتند و به مقامات عاليه‏مى‏رسيدند. آن دوره از بين رفت، حضرت امير فرموده است بچه‏تان رامطابق زمان تربيت كنيد. و بعد گفت آيا ديگران كه پشت اين ميزها نشسته‏اندشش تا انگشت دارند؟ و حرفهائى زد كه من آن فكرها را از مغزم بيرون‏مى‏كنم. البته من به حرف او گوش نكردم. بعد رفتم به قم و مدت اقامتم در قم‏پانزده سال طول كشيد. بعد كه به تهران آمدم، اولين اثر علمى‏اى كه منتشركردم كتاب‏اصول فلسفه بود. آن شخص هم بعد به نمايندگى مجلس رسيد و مردى باهوش و چيزفهم بود و در سنين جوانى احوال خوبى نداشت ولى بعد تغييرحالى در او پيدا شد. تقريبا در حدود هجده سال از آن قضيه گذشته بود كه‏اصول فلسفه منتشر شد و يك نسخه از آن به دستش رسيد و او يادش رفته‏بود كه قبلا مرا نصيحت كرده بود كه دنبال اين حرفها نرو. بعد شنيدم كه هرجا نشسته بود به يك طرز مبالغه‏آميزى تعريف كرده بود. حتى يكبار درحضور خودم گفت كه شما چنينيد، چنانيد. همانجا در دلم خطور كرد كه توهمان كسى هستى كه هجده سال پيش مرا نصيحت مى‏كردى كه دنبال اين‏حرفها نرو. من اگر آن موقع حرف ترا گوش مى‏كردم الآن يك ميرزابنويسى‏پشت ميز اداره‏اى بودم در حالى كه تو الآن اينقدر تعريف مى‏كنى. غرض اين‏جهت است كه يك جمله‏هائى است كه به ذائقه‏ها شيرين مى‏آيد و مانندبرق رواج پيدا مى‏كند. اصلا همان طورى كه بعضيها به وسائل مختلف‏برايشان پيش آمدهاى خوبى بروز مى‏كند و بعضيها هم بدشانس و بدبخت‏مى‏باشند، اگر ملاحظه كرده باشيد جمله‏ها هم اينطور است. بعضى جمله‏هايك جملات خوش‏شانسى هستند. اين جملات بدون اينكه ارزش داشته‏باشند مثل برق در ميان مردم رواج پيدا مى‏كنند و حال آنكه جمله‏هائى‏هست صد درجه از اينها باارزشتر، و حسن شهرت پيدا نمى‏كنند. اين جمله‏«لا تؤدبوا اولادكم باخلاقكم‏» جزء جملات خوش‏شانس دنيا است و شانس‏بيخودى پيدا كرده است. در مراد اين جمله من ديشب اينطور عرض كردم:گو اينكه اين جمله به اين‏معنى و مفهومى كه امروزيها استعمال مى‏كنند غلط است ولى يك معنا ومفهوم صحيحى مى‏تواند داشته باشد كه غير از چيزى است كه امروزيها ازآن قصد مى‏كنند، و فرقى گذاشتم ميان آداب و اخلاق كه آداب غير از اخلاق‏است. آن وقت آداب را دو گونه ذكر كرديم. ممكن است مقصود از آداب‏امورى باشد كه در واقع امروز به آنها فنون مى‏گويند. علاوه بر اخلاق، علاوه‏بر صفات خاص روحى، علاوه بر نظمى كه انسان بايد به قواى روحى هركس لازم و واجب است كه يك سلسله فنون را ياد بگيرد، البته آنهم اندازه‏دارد يعنى فنى را بايد بياموزد كه از آن فن يك اثر براى بشريت در جهت‏خيربرخيزد و ضمنا زندگى او را هم اداره بكند. در فنون است كه انسان بايد تابع‏زمان باشد. اگر «لا تؤدبوا اولادكم بآدابكم‏» بگوئيم درست است، يا «لا تؤدبوا اولادكم بفنونكم‏» حرف درستى است چون زندگى متغير است،انسان نبايد در اينجور چيزها جمود به خرج بدهد و هميشه بخواهد به اولادخودش آن فنى را بياموزد كه خودش داشته است در صورتى كه ممكن است‏همان فن به شكل بهتر و كاملتر در زمان جديد پديد آمده باشد. مساله‏ديگرى كه گفتم و بعد، از سؤالات آقايان معلوم شد كه احتياج به توضيح‏بيشترى دارد مساله آداب و رسوم است. آداب و رسوم هم بر دو قسم است.بعضى از آنها از نظر شرعى سنن ناميده مى‏شود يعنى شارع روى آنها نظردارد. شارع، آن آداب را به صورت يك مستحب توضيح داده است و نظر به اينكه اسلام‏هيچ دستورى را گزاف نمى‏دهد، امورى را كه اسلام سنت كرده است ما بايدبه صورت يك اصل حفظ كنيم. مثلا ديشب در جواب سؤال يكى از آقايان‏عرض كردم اسلام براى غذاخوردن آدابى ذكر كرده است اسلام دين‏تشريفاتى نيست بلكه اگر آدابى را ذكر كرده، حساب نموده است. مثلا اگرمى‏گويد مستحب است «اطالة الجلوس عند المائدة‏» يعنى طول‏دادن نشستن‏بر سر سفره، مستحب است انسان غذا را زياد بجود مستحب است بسم الله‏بگويد، مستحب است الحمدلله بگويد، مستحب است دست را قبل و بعداز غذا بشويد، اينها تشريفاتى نيست، حقايق است. اسلام به سلامت انسان‏اهميت مى‏دهد، مى‏خواهد دندان، معده و اعصاب انسان سالم باشد.
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در آن لحظه که آدمی به کمال و شکوه بی نهایت آفریدگار جهان می اندیشد سراپا شیفته ی آن می شود حل و جانش به خضوع و خشوع و فروتنی می گراید، با آهنگ فطرت در برابر آن همه کمال و عظمت سر تعظیم فرود می آورد « رکوع »
سر به زمین می ساید « سجود » 
و زبان به ستایش می گشاید « حمد و تشبیح »
راز و نیاز
و در آن لحظه که انسان خود را به کمک یک نیروی برتر از ماده نیازمند می یابد؛ دل به سوی آفریدگار دانا و توانا و مهربان جهان می آورد، راز و نیاز خود را با او در میان می نهد و او را به کمک می خواند « دعا »  
عبادت
آن نیایش و پرستش و این راز و نیاز و کمک خواهی در زبان قرآن «عبادت» نامیده می شود.
قرآن عبادت را مخصوص خدای یکتا می شمرد و پرستش هر کس و هرچیز دیگر جز خدا را حرام و گناهی بس بزرگی می داند.
و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه قسمتی از آیه ۲۳ سوره اسراء
فرمان خدا برآن رفته که جز او را نپرستید …..
این ایستادن و خم شدن
این نشستن و بر خاک افتادن
و با هر یک کلماتی گفتن 
چه معنی دارد؟
نماز و نیایش، ارتباط صمیمانه ای است میان انسان و خدا، میان آفریدگار و آفریده نماز، تسلا بخش و آرامشگر دل های مضطرب و خسته و بستوه آمده، و مایه ی صفای باطن و روشنی روان است. پیمان و انگیزه تحرک و بسیج آمادگی – در حالتی صمیمانه و دور از نیرنگ و فریب- است برای نفی هرچه بدی وزشتی است و تدارک هرچه نیکوئی و زیبایی … 
برنامه ای است برای باز یافتن و آنگاه ساختن خویش …
و کوته سخن، رابطه ای و استفاضه ای مداوم است با سرچشمه و پدید آورنده ی همه نیکیها با خدا
آفریده بودن انسان و اعتقاد به اینکه دست قدرتمند با حکمتی او را پدید آورده لزوماً بدین معنی است که: از آفرینش او  و برای بودن او هدف و مقصودی وجود داشته است.
این هدف را می توان پیمودن راهی برای رسیدن به منزلی دانست پیمودن راهی بر طبق نقشه ای دقیق و با وسیله هایی معین و در نهایت، رسیدن به آن سر منزل مقصود.
در این صورت ناگزیر باید راهی را که بدان مقصد می رسد شناخت و مسیر را تشخیص داد و هدف را همواره در نظر داشت تا بدان نتیجه عمومی رسید. کسی که قدم در راه می گذارد باید مستقیم حرکت کند و مرتب متوجه هدف باشد و راه های انحرافی و حرکت های بیهوده او را به خود مشغول نسازد.
نماز مراسم مخصوصی برای پرستش خدا است که در آن جنبه های ارزنده و آموزنده خاصی در نظر گرفته شده و به همین وجه شکل مخصوصی به خود گرفته است.
 
سرود توحید و یکتا پرستی 
سرود فضیلیت و پاکی
نماز سرود توحید و یکتا پرستی و سرود فضیلت و پاکی است که باید فکر و روح ما را در برابر عوامل شرک زا و آلوده کننده ای که در زندگی روزمره با آن ها سروکار داریم پاک و یکتا پرست نگهدارد.
همانطور که لباس و تن خود را می شوییم و پاکیزه می کنیم دل و جان را هم شست و شو                   می دهیم و پاکیزه کنیم خود را به خدا سرچشمه ی پاکی و کمال نزدیک سازیم لحظای را به یاد او، به نیایش او و راز و نیاز با او بگذارانیم و روح آلود را در چشمه صاف و زلال  الهی شست و شو دهیم.
این است نمازی که مسلمانان روزی چند بار می خواند.
از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده که در گفت و گویی کوتاه با یاران خود چنین فرمود:
– فرض کنید در برابر خانه ی  یکی از شما نهری روان باشد و هر روز در آن پنج بار شست و شو کنید آیا به تن او هیچ آلودگی می ماند؟
– نه این شست و شو به تن او هیچ آلودگی نمی گذارد.
– نمازهای پنج گانه هم همین اثر را دارد با پنج نماز در روز خدا لغزش ها را از آدمی می زداید و راه او را پاکیزه می کند.
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته   سلام بر شما و رحمت و برکات خدا بر شما
و بدین گونه بار دیگر صلاح و شایستگی (با فرشته ی خوئی و یا پیوند با دیگر نمازگزاران) را با یاد آورده، مخاطبان گرامی خود را به دعای خیر یاد کرده، نماز را به پایان می برد.
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سجود, بندگى و اطاعت, خم شـدن بـراى اظـهـار بـندگى و اطاعت و يكى از فرايض دين و عبادت مـخصوصى است كه مسلمانان پنج بار در شبانه روز به جا مى آورند. 
نـماز يعنى خدمت و بندگى, فرمان بردارى, سر فرود آوردن و تعظيم كردن به نشانه احترام. 
نماز, داروى نسيان و وسيله ذكر خداوند است. نـمـاز, رابـطه معنوى مخلوق با خالق است. نماز يعنى دل كندن از مـاديـات و پـرواز دادن روح; يـعـنى پا را فراتر از ديدنى ها و شنيدنى ها نهادن


فـلـسـفـه, فايده و آثار, شرايط و آداب و اوصاف نماز در آيات و روايـات بـسـيارى آمده كه پرداختن به همه آن ها در اين جا ممكن نـيـسـت, لـكـن بـه طور مختصر قطره اى از درياى معارف اسلامى را درباره نماز بازگو مى كنيم. 
نماز, بزرگ ترين عبادت و مهم ترين سفارش انبيا است. لقمان حكيم پـسـرش را بـه نـمـاز تـوصـيه مى كند.۱ حضرت عيسى(ع) در گهواره فـرمـود: خـدايـم مـرا بـه نـماز و زكات سفارش كرده است.۲ حضرت ابـراهـيـم(ع) هـمـسر و كودك خويش را در بيابان هاى داغ مكه آن هـنـگـام كه هيچ آب و گياهى نداشت, براى به پا داشتن نماز مسكن داد.۳ پـيـشـوايـان مـعـصوم ـ عليهم السلام ـ هنگام نماز رنگ مى باختند. 
گـرچـه بـعـضـى نـمـاز را به خاطر بهشت يا ترس از عذاب جهنم مى خـوانند, اما حضرت على(ع) نه براى تجارت و ترس از آتش, بلكه به خاطر شايستگى خدا براى عبادت نماز مى خواند.۴ 
نـمـاز, اهرم استعانت در غم ها و مشكلات است. خداوند مى فرمايد: 
از صبر و نماز در مشكلات كمك بگيريد و بر آن ها پيروز شويد. نـمـاز بـه مـنزله پرچم و نشانه مكتب اسلام است. پيامبر اكرم مى فرمايد: (علم الاسلام الصلوه). 
نـماز به منزله سر نسبت به تن است. پيامبر(ص) مى فرمايد: (موضع الصلوه من الدين كموضع الراس من الجسد).۵ 
نـمـاز بـراى اولـياى خدا شيرين و براى غير آنان دشوار و سنگين است. قرآن مى فرمايد: (وانها لكبيره الا على الخاشعين).۶ 
در اهـمـيـت نـمـاز همين بس كه حضرت على(ع) در جنگ صفين و امام حـسين(ع) در ظهر عاشورا دست از جنگ كشيدند و به نماز ايستادند. و آن گـاه كـه بـه عـلى(ع) ايراد گرفتند كه چه هنگام نماز است؟ 
ايـشـان فرمود: ما براى همين مى جنگيم تا مردم اهل نماز باشند. 
در زيـارت نـامـه وارث مـى خـوانيم: (اشهد انك قد اقمت الصلوه; شهادت مى دهم كه تو نماز را برپا داشتى.) 
حضرت على(ع) درباره نماز بارها سخن به ميان آورده كه در اين جا به چند نمونه اشاره مى كنيم. 
الـف) درباره بركات نماز مى فرمايد: فرشتگان, آنان را در بر مى گيرند و آرامش بر آنان نازل مى شود, درهاى آسمان بر آنان گشوده و جايگاه خوبى برايشان آماده مى شود.۷ 
ب) در خـطـبـه ۱۹۶ نهج البلاغه گوشه هايى از مفاسد اخلاقى هم چون كـبر و سركشى و ظلم را برمى شمارد و آن گاه مى فرمايد: نماز به هـمـه وجـود انـسـان آرامـش مى بخشد, چشم ها را خاضع و خاشع مى گـردانـد, نـفس سركش را رام و دل ها را نرم و تكبر و بزرگ منشى را محو مى كند. 
ج) هـم چـنين در نامه اى به محمد بن ابى بكر مى نويسد: نماز را در وقـت مـعين آن به جاى آر و به خاطر آسوده بودن از كار نماز, پيش از وقت معين آن را برپاى مدار و آن را واپس مينداز.۸ 
آداب نماز و آثار تربيتى آن 

شـرايـط و آداب نماز به قدرى زياد است كه تمام نظام ها و روابط انـسـانـى را بـه طور خودكار تنظيم و اصلاح مى كند. توجه به همه آثـار تـربيتى نماز كار مشكلى است ولى ما چند نمونه آن را بيان مى كنيم: 
۱٫ ادب در بـرابـر سـخـن امـام جماعت; در نماز جماعت وقتى امام مشغول خواندن حمد و سوره است بايد ساكت باشيم. 
۲٫ مـراعات حقوق ديگران; آب وضو, مكان نمازگزار و لباس او بايد حـلال و از مـال ديگران و غصبى نباشد; حتى اگر از مال خمس نداده لباس تهيه كند, نمازش باطل است. 
۳٫ تـغـذيـه و بهداشت نمازگزار; اگر نمازگزار از مشروبات الكلى اسـتـفـاده كـرده باشد, تا چهل روز نمازش مورد قبول نيست. لباس نـمـازگـزار نيز بايد پاك باشد و بهتر است به هنگام نماز عطر و مسواك زد و موها را شانه كرد. 
۴٫ همسردارى; كسى كه به همسر خود نيش بزند, نمازش قبول نيست. 
۵٫ ولايت; كسى كه اهل نماز است ولى تسليم طاغوت ها است و ولايت و حـكـومـت رهـبـران اسلامى را پذيرا نيست, نمازش قبول نيست; گرچه تمام عمر در كنار كعبه باشد. 
۶٫ نـظـم و ترتيب; در تمام كلمات و كارهاى نماز نظم و ترتيب به چشم مى خورد. 
۷٫ انـعطاف و هم آهنگى; امام جماعت بايد با مردم هم آهنگ باشد; بـه ايـن معنا كه مراعات ضعيف ترين افراد را بكند. اگر كسى دير بـه جماعت رسيد, امام بايد كمى ركوع خود را طول بدهد تا او نيز بـه نـمـاز بـرسد. مردم نيز بايد خود را با امام هم آهنگ كنند; مـثـلا كسانى كه يك ركعت از نماز جماعت عقب هستند و در ركعت دوم بـه جـمـاعـت پيوسته اند, مى توانند با نوعى انعطاف و تغيير در نماز جماعت شركت كنند. 
۸٫ اعـتـماد; اگر هريك از امام يا مردم در انجام قسمتى از نماز شـك كـردنـد, بـايـد بـه يك ديگر اعتماد كنند; يعنى با توجه به رفتار ديگرى تصميم بگيرند. 
۹٫ ورزش; اگـرچه نماز براى انجام وظيفه الهى است, ولى طراحى آن طـورى اسـت كه در لابه لاى نماز و حركات ركوع و سجود يك نوع حركت ورزشى نيز نهفته است. 
۱۰٫ آمـوزش اجبارى; نمازگزار بايد مسائل و احكام مورد نياز خود را فراگيرد. 
۱۱٫ آگـاهـى از اخـبـار; مـردم با شركت در نمازجمعه و جماعت با اخبار و مسائل دينى و مشكلات مسلمانان آشنا مى شوند. 
۱۲٫ امـر به معروف و نهى از منكر; (حى على الصلوه) در اذان يكى از بزرگ ترين معروف ها است. 
معانى بلند عبارات و الفاظ نماز 

نـمازگزار با گفتن (الله اكبر) ابهت همه ابرقدرت ها را مى شكند و خـطـ بـطلان بر همه قدرت هاى طاغوتى, وسوسه هاى ابليس و جاذبه هاى مادى مى كشد. 
بـا گفتن (بسم الله) به كار خود قداست و كرامت مى دهد و در خود تـوكـل و وابستگى به قدرت غيبى را ايجاد مى كند و به دنيا اعلام مـى كـنـد قدرتى كه من به او پناه آورده ام, سرچشمه مهربانى ها است. 
بـا (الـحـمـدلله) گفتن خود را از اطاعت كردن و بله قربان گفتن انسان هاى سفله و پست رها مى كند. 
بـا (رب العالمين) قدرت لايزال خداوندى را بر تمام جهانيان حاكم مى داند. 
با (الرحمن الرحيم) تمام هستى را از آن خدا معرفى مى كند. 
بـا ايـن جمله بيان مى كند كه نه تنها نعمت هاى مادى خداوند ما را احـاطه كرده بلكه نعمت هاى معنوى خداوند نيز ما را فراگرفته است. 
بـا گـفتن (مالك يوم الدين) مسير و آينده را مشخص مى كند و ياد روز سخت دادرسى را در دل زنده مى كند. 
تـا ايـن جـا, نمازگزار زمينه براى اظهار بندگى و ابراز نياز و مـددخـواهـى از خدا را فراهم مى كند و بعد از اين مرحله با درك عـظـمـت خـدا و رحـمـتش و ابراز نياز خويش مى گويد: (اياك نعبد وايـاك نـسـتـعـين) تنها مطيع امر تو هستيم نه غلام حلقه به گوش جباران و تنها از تو يارى مى طلبيم. 
با گفتن (اهدنا الصراط المستقيم) از خدا طلب هدايت مى كند, چرا كـه با پيمودن اين راه او به تمام هوس ها و افراط و تفريط ها و وسوسه هاى شيطانى پشت پا مى زند. 
با گفتن (صراط الذين انعمت عليهم) الگوها را مشخص مى كند. 
بـا (غـيـر الـمغضوب عليهم ولا الضالين) به گروه هاى انحرافى كه انسان هاى پاك را اغفال مى كنند, هشدار مى دهد. 
بـا ركوع در برابر عظمت پرورگار, اظهار بندگى و اطاعت مى كند و فـروتنى و تواضع و خضوع خود را در برابر عظمت پروردگار نشان مى دهد. 
با سجده, تذلل و اظهار كوچكى و خاكسارى در برابر خدا را نمايان مى سازد. 
ذكـر مـقـدس (سبحان الله) كه در تمام عبادت ها به چشم مى خورد, حـقـيـقـتـى را در بر دارد كه ريشه در همه عقايد و تفكرات صحيح اسـلامـى دوانده است و زيربناى ارتباط انسان با خدا و صفات كمال او اسـت; روح تعبد و مغز عبادت, همان تسبيح است. توحيد و عدل و نـبـوت و امـامـت و معاد براساس تسبيح خدا و منزه دانستن او از عـيـوب و كـمبودها است. توحيد خالص جز با منزه دانستن پروردگار از شريك و شبيه و عيب و عجز محقق نمى شود

عتیقه زیرخاکی گنج