• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بررسى تاريخ جريان‏هاى فكرى نقش مهمى در شناختِ تحولاتِ سياسى و اجتماعى تاريخ اسلام ايفاء مى‏كند. معتزله يكى از مهمترين گرايش‏هاىِ فكرى قرون اوليه اسلامى هستند كه ويژگى برجسته ايشان عقل‏گرايى آنها بود. ايشان كه نقش به‏سزايى در بارورى انديشه اسلامى بازى كردند در بخشى از عصر عباسيان يعنى دوران خلافتِ مأمون، معتصم و واثق به عنوانِ ايدئولوژى حاكم بر مخالفانِ خود كه عمدتا فقها و محدثان اهل سنت بودند سخت‏گيرى آغاز كرده و با ابزار قدرت، سعى در اشاعه تفكر خود نمودند كه واكنش‏هايى در پى داشت. دوره مورد بحث كه به «محنه» معروف گشت موضوع بررسى مقاله حاضر است.
محنه يا محنت، عنوانى است كه اكثر نويسندگان و مورخانِ متقدم و متأخر، براى محاكم تفتيشِ عقايد عصر مأمون، معتصم و واثق به كار مى‏برند. اين دوره، عموما دامن‏گير فقها و محدثانِ اهل سنت شده و بدين خاطر جمهور اهل سنت، آن را شرّ و بلايى براى اسلام و مصيبتى براى مسلمين مى‏دانند.۱ محنه، پى‏آمدهاى ديگرى نيز در پى داشت كه چندان توجهى بدان نشده است و كسانى كه در نوشته‏هاى خود بدان اشاره كرده‏اند، بدون بررسى علل و عواملِ ايجاد آن، تنها به سير حوادث تاريخى توجه داشته‏اند.

با نگاهى به تاريخ، روشن مى‏گردد كه تفتيش عقايد ـ انگيزيسيون ـ سابقه‏اى طولانى دارد و از دوره‏ى باستان به يادگار مانده است، و يادآور شكنجه‏هاى هولناك، كتاب‏سوزان، در آتش افكندن جسم مردم و مهم‏تر از همه، در هم شكستن روح و عزّت انسان‏ها و به سخره گرفتن فكر و آزادى‏شان است.۲

وقتى سخن از تفتيش عقايد به ميان مى‏آيد، آدمى بى‏اختيار، قرون وسطاى اروپا را به ياد مى‏آورد، و اين سؤال مطرح مى‏شود كه آيا محنه و جريان آن، نوعى تفتيش عقايد بود؟ آيا بين آن‏چه در اروپاى مسيحى گذشت با آن‏چه در عصر عباسى روى داد، شباهتى وجود دارد؟

اين دوره، با صدور حكمى از جانب مأمون، كه به معتزله اجازه مى‏داد تا به تفتيش عقايد مردم پرداخته، هر كس از قضات، محدثين و كاركنان ديوان كه به خلق قرآن ـ مخلوق و محدث بودن قرآن ـ معتقد نبود را از مشاغلِ خود اخراج نمايند؛ آغاز گرديد.۳

اكثر پژوهش‏گرانِ معاصر كه در نوشته‏هاى خود، اشاره‏اى به اين جريان نموده‏اند، از آن با عنوان نوعى تفتيش عقايد نام برده‏اند. نويسنده‏ى كتاب عصرالمأمون از محنه، با عنوان دادگاهِ تفتيش عقايد نام مى‏برد.۴

فيليپ حتّى در اين زمينه مى‏نويسد:

قضيه‏ى خلق قرآن، محك عقيده‏ى مسلمانان شد و قاضيان نيز بايد شخصا اين امتحان را مى‏گذرانيدند، كه اين خود نوعى تفتيش عقايد بود و همه‏ى كسانى را كه منكر اين عقيده بودند به محاكمه مى‏كشيدند… .۵

هم‏چنين دكتر مشكور آورده است:

اداره‏ى ويژه‏اى به نام محنه كه گونه‏اى انگيزيسيون بود، تأسيس شد و عده‏اى از علما براى بازجويى، به آن احضار شدند.۶

پژوهش‏گران غربى كه به بررسى اين دوره علاقه نشان داده‏اند، اين مقطع از تاريخ اسلام را دوره‏ى تفتيش عقايد مى‏دانند.۷ تفتيش عقايد در جهان اسلام، تنها به اين مورد، محدود نمى‏شود بلكه در عصر اموى نيز اقداماتى در زمينه‏ى مقابله با عقايدِ تشيع صورت گرفته بود، ولى بايد اذعان نمود كه محاكمِ محنه، نخستين محكمه‏هاى منظم، در تاريخ اسلام مى‏باشند كه براى محاكمه‏ى مخالفان و سركوب ايشان توسط دستگاه خلافت عباسى، ايجاد شد.

معناى لغوى و سير تاريخى محنه

محنه در لغت به معنى آزمايش، بليّه، بلا، داهيّه، آفت، فتنه، سختى و… مى‏باشد،۸ مانند سختى و شكنجه‏اى كه پيروان على عليه‏السلام و اهل بيت عليهم‏السلام ، دچار آن شدند.۹ هم چنين از كلمه‏ى محنه،۱۰ آزمون يا محاكمه، آزردن، ضايع كردنِ شخصيّت، شلاق زدن، تهديد كردن نيز استنباط مى‏شود.۱۱

محنه در معناى ديگر، به آزمون عقيده‏ى قضات، شهود و محدثين، با قوانين و سؤالاتِ كلامى نيز گفته مى‏شود و۱۲ اسمى شده براى عملِ تفتيش و آزمون عقيده‏ى قضات و شهود و محدّثين، در امر محدث و مخلوق بودن يا ازلى و قديم بودن قرآن.۱۳

منظور از محنه در اين‏جا، عبارت از دستگاه تفتيش عقايدى است كه با هم‏كارىِ معتزله، توسط مأمون در اواخر حكومتش، براى امتحان مخالفانِ عقيده‏ى رسمىِ حكومت به وجود آمد و تا زمان روى كار آمدن متوكل، ادامه يافت.

با توجه به گزارش‏هاى منابع موجود، مأمون در سال ۲۱۲ قمرى نظريه‏ى مخلوق بودنِ قرآن را اعلام كرد و قائل به مخلوق بودن آن شد، ولى به اين علت كه زمينه مساعد نبود، به اعلام و تبليغ رسمى آن اقدام نكرد. او نياز به زمان داشت تا رسما عقيده‏ى خود را در اين مورد ابراز نمايد. بالاخره مأمون در اواخر حكومت خود، چهار ماه قبل از مرگش، طى نامه‏اى كه به بغداد فرستاد، آن را رسما اعلام و قواى حكومتى و لشكرى خود را، براى پيش‏برد آن به كار بست. اين جريان مخالفان اين عقيده و حتى كسانى كه در مقابل آن سكوت كرده بودند را به سختى و گرفتارى دچار ساخت. اين جريان، با تبعيّت معتصم و واثق، تا سال (۲۳۴ ق) ادامه يافت.۱۴ منابع تاريخى رسميت عقيده‏ى خلق قرآن را، در ذيل حوادثِ سال ۲۱۸ ق، ذكر كرده‏اند.

مأمون از زمان اعلام اين دستور تا زمان مرگش، در بغداد حضور نداشت و درگير جنگ با امپراتورى بيزانس بود. از برخى منابع، بر مى‏آيد كه وى قبل از آن كه رسما دستور محنت را صادر نمايد، به امتحان در مورد قرآن مى‏پرداخت. از برخى گزارش‏هاى تاريخى اين گونه به دست مى‏آيد كه محنه از رقه يا دمشق آغاز شده است.۱۵ در ربيع‏الاول سال ۲۱۷ قمرى، ابو مسهر دمشقى، كه از فقهاى دمشق بود در مورد خلقِ قرآن، مورد امتحان قرار گرفت و نظر رسمى حكومت را پذيرفت و اقرار به مخلوق بودن قرآن نمود.۱۶

جريان رقه بدين صورت بود كه در سال ۲۱۸ قمرى مأمون از رقه، نامه‏اى حاوى دستورالعمل ايجاد محكمه‏اى براى امتحان، به حاكم بغداد نوشت كه محنه نام گرفت و از سال (۲۱۸ ق/ ۸۳۳م تا ۲۳۴ ق/ ۸۴۸م) ادامه يافت.۱۷ در نامه آمده بود كه تمام پيشوايانِ بزرگ و علماى فقه و تفسير را در يك مجلس جمع كنند و از آن‏ها در مورد عقيده‏ى رسمى حكومت، آزمايش و سؤال نمايند و جواب هر يك از ايشان را اطلاع دهند.۱۸ فرمان، تمام قضات، محدثين، معلمان قرآن، مؤذنين، علما و شهود را شامل مى‏شد و در رابطه با خلق قرآن، امتحان گرديدند.۱۹

سختىِ بزرگى كه براى علما به وجود آمد،۲۰ اين بود كه اكثر ايشان، يا از روى اعتقاد و يا بنا به مصلحتِ وقت، با خليفه اظهار موافقت نمودند. اكثر آنها به دليل ترس آن را پذيرفتند و تنها تعداد معدودى، شروع به مخالفتِ با آن نمودند.

على‏رغم كوشش‏هاى شُرطه‏ى بغداد، كه آزمايش قاضيان و محدثان، بر عهده‏ى آنان بود، سياستِ خليفه، با مقاومت سختى از سوى برخى فقها روبه‏رو شد؛ بيش‏تر كسانى كه مورد پرسش قرار گرفته بودند به مخلوق بودن قرآن اعتراف كردند، اما اغلب اين اعترافات، تنها زبانى و از روى ترس بود. زيرا در پرسشنامه‏ى رسمى، ايشان به خاطر گمراه كردنِ مردم، مورد حمله قرار گرفته بودند،۲۱ و مأمون دستور داده بود هر كس به مخالفت با آن بپردازد دستگير شود.۲۲

از نوشته‏هاى ابن مسكويه بر مى‏آيد كه، مأمون همراه نامه‏اى كه فرستاده بود عده‏اى از جمله: محمّد بن سعد واقدى، يزيد بن هارون، يحيى بن معين و زهير بن حرف را فرستاد تا شاهد اجراى آن باشند.۲۳

بعد از وصول نامه‏ى اولِ۲۴ مأمون، حاكم بغداد دستور احضار عده‏اى از فقها و بزرگان شهر را صادر و دستور خليفه را به اطلاع آنها رساند و جواب‏هاى هر يك را براى مأمون فرستاد. از جمله‏ى ايشان مى‏توان قاضى‏القضات بشر بن وليد، مقاتل، احمد بن حنبل، قتيبه و على بن جعد را نام برد. به عقيده‏ى مورّخين، كه عمدتا اهل سنت مى‏باشند، اين عمل، بدعت بزرگى به شمار مى‏آيد كه اكثر علما با اكراه به آن تن دادند و پذيرش عقيده‏ى رسمى حكومت، بيش‏تر به خاطر حفظ جانشان بوده است.۲۵

سال ۲۱۸ قمرى سخت‏ترين سالى بود كه در ايام محنه بر فقها و علما گذشت، مأمون شديدا بر ايشان سخت گرفت و مخالفان نظرياتش را مورد ضرب و شتم قرار داد. وضع چنان شد كه دوران وحشتِ طاقت فرسايى، بر مردم و علماى اهل سنّت مستولى شد، تا اين كه چند سال بعد، متوكل عباسى وضع را به سود ايشان تغيير داد

عتیقه زیرخاکی گنج