• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این ایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عبرتها به وسعت دنيا گسترده است. هر پديده، آيه‏اى از آيات الهى است و پيامى دربردارد. هر كس ديده‏اى عبرت بين داشته باشد، مى‏تواند از لابلاى پديده‏ها، پيامها را دريابد. براى آگاهى و بيدارى انسان هشدارها داده شده است و عبرتها بى‏پرده و آشكار رخ نموده‏اند. به فرموده اميرالمؤمنين(ع)، اگر انسان چشم باز كند و ببيند، وسايل بينايى او فراهم است، و اگر گوش شنوا داشته باشد، سخنان حق گفته شده است و اگر اهل هدايت باشد، وسايل هدايت فراهم است: 
وَلَقَدْ بُصِّرْتُمْ اِنْ اَبْصَرْتُمْ، وَ أُسْمِعْتُمْ اِنْ سَمِعْتُمْ، وَ هُدِيتُم اِنِ اهْتَدَيْتُمْ، وَبِحَقٍّ اَقُولُ لَكُمْ: لَقَدْ جاهَرَتْكُمُ الْعِبَرُ وَ زُجِرْتُمْ بِما فيهِ مُزْدَجَرٌ
آن حقايق را به شما نيزنشان دادند، ولى ديدن نخواستيد و به گوش شما رسانيدند، ولى شنيدن نخواستيد، شما را راه نمودند، ولى ره‏يافتن نخواستيد، براستى مى‏گويم كه عبرتها و اندرزها بر شما آشكار بود و از آنچه مى‏بايد دورى جوييد شما را منع كردند . 
ولى افسوس كه از اين همه منابع عبرت‏آموز، اندكى از مردم پند مى‏گيرند و بخش عظيمى از مردم چشم عبرت‏بين ندارند و همچنان در شهوات نفس و غفلتها گرفتارند: 
مَا اَكْثَرُ العِبَرُ وَ اَقَلُّ الاِعْتِبَارُ.۲۴ 
عبرتها چه بسيارند و عبرت گيرچه كم! 
در اين بخش به مهمترين منابع و شيوه‏هاى عبرت‏آموزى اشاره مى‏كنيم. و پيش از آن، ذكر اين نكته را لازم مى‏دانيم كه منابع عبرت و شيوه‏هاى عبرت‏آموزى، دو مبحث جداگانه است و هر كدام بحث مستقلى دارد، ولى با توجه به اين‏كه اين دو مبحث بسيار به هم نزديك هستند و شناخت هر منبع، اتخاذِ روشى را به دنبال دارد،اين دو را در يك مبحث ذكرمى كنيم: 
الف. دنيا، سراى عبرت 
يك نگاه عموعى به دنيا و ويژگيها و سنتهاى حاكم بر آن، جداى از وقايع تاريخى، پندهاى فراوانى به انسان مى‏دهد. قوانينى بر دنيا حاكم است كه هر يك مى‏تواند درس عبرتى براى انسان باشد. شناخت دنيا و آشنايى با خصوصيات آن، تأثير قابل ملاحظه‏اى در سلوك و رفتار فراگيرنده مى‏گذارد. شايد اميرالمؤمنين(ع)، تنها كسى باشد كه به طور جامع به توصيف ابعاد و ويژگيهاى مختلف دنيا پرداخته و به قصد تأثيرگذارى و عبرت‏دهى از آن سخن گفته است، تعابير، تشبيهات و تمثيلات گوناگونى كه در باب دنيا، در كلام على(ع) وجود دارد، همه حاكى از همين مطلب است. 
تعابيرى چون: «اَلدُّنْيَا دارٌ مُنِىَ لَهَا الفَنَاءُ۲۵ …»، «اَلدُّنْيَا دَارُ فَنَاءٍ و عَنَاءٍ و غِيَرٍ و عِبَرٍ…۲۶»، «[الدنيا] دَارُ حَرْبٍ وَ سَلْبٍ وَ نَهْبٍ وَعَطْبٍ…۲۷»، «اِنّهَا دَارُ شُخُوصٍ و مَحَلَّةُ تَنْغِيصٍ۲۸…»، «دارٌ بِالْبَلاَءِ مَحْفُوفَةٌ۲۹…»، «مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الحَيَّةِ۳۰…»، و صدها تعبير ديگر، همه درصددِ دادن شناختِ عبرت‏آموز به انسانهاست. چنانچه گذشت، خود حضرت، پس از توصيه‏هاى فراوان در ابعاد گوناگون به فرزندش امام مجتبى(ع)، هدف خود را از اين همه سفارش چنين بيان مى‏فرمايد: 
يَا بُنَىَّ اِنّى قَدْ انْبَأتُكَ عَنِ الدُّنْيَا وَ حَالِهَا، وَ زَوَالِهَا وَ انْتِقَالِهَا وَ أنْبَاْتُكَ عَنِ الآخِرَةِ وَ مَا اَعَدَّ لِأهْلِهَا فِيهَا وَ ضَرَبْتُ لَكَ فِيهِمَا الأمْثَالُ، لِتَعْتَبِرَ بِهَا وَ تَحْذُوَ عَلَيْهَا.۳۱ 
پسر عزيزم! من تورا از دنيا و تحولات گوناگونش و نابودى ودست به دست گرديدنش آگاه كردم و از آخرت و آنچه براى انسانها در آنجا فراهم است اطلاع دادم و براى تو از هر دو مثال زدم تا به آن پندپذيرى و براساس آن در زندگى گام بردارى. 
طبق اين كلام، دادن اين شناخت در مورد دنيا و آخرت به اين دليل است كه فراگيرنده از آن عبرت بگيرد و مسير زندگى را بر آن اساس پايه‏گذارى كند. بنابراين يكى از شيوه‏هاى عبرت‏آموزى، توصيف دنيا و بيان ويژگيها و سنتهاى رايج آن براى فراگيرنده است. 
ب. تاريخ، مدرسه عبرت‏آموزى 
تاريخ و حوادث مختلف آن، از ابتداى آفرينش تاكنون، از مهمترين و اصلى‏ترين منابع عبرت‏آموزى است كه در منابع اسلامى به صورت گسترده‏اى به آن اشاره شده است. بخش عظيمى از آيات قرآن، ذكر مباحث تاريخى در قالب داستان، قصه و خاطره تاريخى است و همه اينها با هدف پندآموزى و عبرت‏دهى به مخاطبان صورت گرفته است. زيرا غالبا پس از ذكر هر قصه يا جريان تاريخى، به اين هدف اشاره شده است. مثلاً، پس از ذكر داستان حضرت يوسف(ع)، به عنوان نتيجه تربيتى آن، چنين مى‏فرمايد: 
«لَقَدْ كَانَ فِى قِصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاُِولِى الاَلْبَابِ، مَا كَانَ حَدِيثا يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الّذِىَ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَى‏ءٍ وَ هُدَىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤمِنُونَ.۳۲ 
در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه بود! اينها داستان دروغين نبود؛ بلكه وحى آسمانى است، و هماهنگ است با آنچه پيش‏روى او (از كتاب آسمانى پيشين) قرار دارد، و شرح هر چيزى (كه پايه سعادت انسان است)؛ و هدايت و رحمتى است براى گروهى كه ايمان مى‏آورند! 
در اين آيه شريفه به چند مطلب اشاره شده است: 
۱٫ غرض از ذكر اين داستان، عبرتها و پندهايى است كه در آن نهفته است. داستان فوق آيينه‏اى است كه مى‏توان در آن عوامل پيروزى و شكست، كاميابى و ناكامى، خوشبختى و بدبختى، سربلندى و ذلت و خلاصه آنچه در زندگى انسان ارزشمند و يا بى‏ارزش است، را ديد، آيينه‏اى كه عصاره تمام تجربيات اقوام پيشين و رهبران بزرگ در آن به چشم مى‏خورد و مشاهده آن، عمر كوتاه مدتِ هر انسانى را به اندازه عمرِ تمام بشريت طولانى مى‏كند. 
۲٫ داستان فوق بيان واقعيتهاست و از آميختگى با دروغ و افتراء منزه است. 
۳٫ تنها صاحبان عقل و انديشه هستند كه توانايى مشاهده اين نقوش عبرت را بر صفحه اين آيينه عجيب دارند. 
۴٫ هر آنچه انسان به آن نياز دارد و در سعادت و تكامل او دخيل است، در اين آيات آمده است و به همين دليل، مايه هدايت و رحمت براى همه كسانى است كه ايمان مى‏آورند

عتیقه زیرخاکی گنج