• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در پي قتل عثمان و بلاتكليف ماندن مسأله زمامداري و خلافت، نخبگان و خواصّ، مركب از 
چهره هاي شاخص مهاجرين و انصار و ديگر افراد مؤثر در جامعه اسلامي آن برهه، به همراهي 
تعداد زيادي از مردم مدينة النبي(ص)، در مسجد رسول خدا براي چاره انديشي و شور و مشورت 
در اين مسأله مهم و حياتي گرد آمدند. مسجد مملو از جمعيت شد. انگشت اشاره و ارشاد برخي از 
خواصّ و سابقين در عرصه ايمان و جهاد، همچون: عمار ياسر، ابن تيهان، ابوايوب انصاري و 
سخنان روشن گرانه ايشان در فضل و سابقه و جهاد و قرابت اميرالمؤمنين(ع)، زمينه هاي پيش 
آمده در اثر حوادث بيست و پنج ساله گذشته را فعليت بخشيد و همگي بر علي(ع) اجماع و اتفاق 
كردند. سيل خروشان علاقه و احساسات خواصّ و عوام به سوي بيت امام(ع) به جريان افتاد. 
انبوه جمعيت در درب خانه مولا گرد آمدند و يكصدا آن امام همام را براي پذيرش حكومت و 
ولايت تحت فشار قرار دادند، حادثه اي كه در تاريخ خلافت، براي نخستين بار و آخرين مرتبه 
اتفاق مي افتاد [۱]. خود حضرت در وصف بيعت گويد
فان بيعتي لا تكون خفية و لا تكون الّا في المسجد؛ [۴] 
همانا بيعت من مخفيانه و در گوشي نخواهد بود و محل آن جايي جز مسجد رسول 
خدا(ص) نمي باشد.”> 
طبق نقل برخي مورخان، روز شنبه، نوزدهم ذيحجه از سال سي و پنج هجري، براي بيعت 
آشكار و علني با چهارمين خليفه بعد از رسول خدا(ص)، پير و جوان، زن و مرد، مهاجر و انصار، 
راهي مسجد شدند و با مشاركت سياسي بي نظير و بي سابقه و عشقي وصف ناپذير، در برابر 
ديدگان همه، كار بيعت به انجام رسيد و پايه هاي حكومت علوي با اين خاستگاه تاريخي، بر 
گزينش آزاد و اراده قلبي توده ها، استقرار يافت و به تلألؤ و پرتوافكني پرداخت. [۵] 
در گزارش مبدأ شروع و خاستگاه حكومت امام(ع) در بستر تاريخ، اختلافي ميان هفتاد و دو 
فرقه مسلمانان مشاهده نمي شود و تأييد همگاني پشتوانه آن است. 

۲ـ خاستگاه جامعه شناختي حكومت علوي

غرض از خاستگاه جامعه شناختي، همان مبدأ پذيرش و مقبوليت اقتدار سياسي و حاكميت، 
نزد اقشار مردم است. طبق انديشه ماكس وبر، جامعه شناخت بلندآوازه آلماني؛ حكومتهايي كه 
مي خواهند از سوي شهروندان اطاعت شوند، مي كوشند، قدرت خويش را توجيه و آن را مشروع 
قلمداد نمايند. در ديدگاه جامعه شناختي وبر، قدرت از سه طريق: سنتي، كاريزمايي و عقلاني ـ 
حقوقي، مشروعيت خويش را عينيت مي بخشد. نكته مهم در تحليل نقطه نظرات وبر آن است كه 
نگاه وبر به مسأله مشروعيت، نگاهي جامعه شناختي است. وي “مشروعيت” را چيزي مي داند كه 
با “مقبوليت” تفاوت چنداني ندارد. وي دنبال يافتن پاسخ اين پرسش است كه: سلطه هاي 
مختلف، از چه مسيري و با چه توجيهي، نزد مردم مقبوليت كسب مي كنند؟ وي راههاي سه گانه 
يادشده را پاسخ اين پرسش مي داند [۶]. 
با لحاظ مقدمه بالا، آيا خاستگاه جامعه شناختي و مقبوليت حكومت علوي در ميان آحاد 
مسلمانان از چه مجرايي بوده و چگونه توجيه مي شود؟ پاسخ به اين پرسش، چندان دشوار نيست 
و مي توان مدعي شد از جهت جامعه شناختي هم، ديدگاهها نسبت به خاستگاه حكومت علوي 
يكسان و هم افق است. هر چند ويژگي هاي شخصيتي و خصوصيات فردي آن امام(ع) از حيث 
علم، شجاعت، تدبير، تقوا و سوابق او بويژه در دوران رسول خدا(ص) قبل از هجرت و پس از 
هجرت و درخشندگي او در نبردهاي بدر و احد و خيبر و فتح مكه، از يك سو، و قرابت و نزديكي 
به پيامبر(ص) و از قريش بودن، طبق روايتي كه اهل سنت نقل مي كنند “الائمة من قريش [۷]” از 
سويي ديگر، زمينه را براي مقبوليت سنتي و كاريزمايي وي فراهم مي نمود، ولي به هر حال آنچه 
محور خاستگاه اجتماعي حكومت او را تشكيل مي دهد؛ همان بيعت و پذيرش مردم، بويژه 
شوراي مهاجر و انصار است. از نگاه جامعه شناختي سياسي، آنچه در روز بيعت با او، در صحنه 
سياسي مدينه رخ نمود، در حدي از مقبوليت عقلاني ـ حقوقي بود كه براي تاريخ چند صد ساله 
خلافت، پيش از او و پس از او، استثنايي و منحصر به فرد است. چنان كه خود امام(ع) بر اين 
خاستگاه اجتماعي حكومت خويش بارها تكيه مي كند. و در برابر بيعت شكناني چون طلحه و 
زبير، با بانگ رسا اعلام مي كند: 
هر چند كتمان حقيقت مي كنيد، اما به خوبي واقفيد؛ مادامي كه مردم مرا نخواستند، من آنها را 
نخواستم و آنها را اراده ننمودم، و تا هنگامي كه آنان پيش قدم نشدند و بيعت ننمودند، دست خود 
را براي بيعت دراز نكردم. خود شما دو نفر، از كساني هستيد كه مرا برگزيديد و بيعت كرديد. 
مي دانيد؛ بيعت مردم با من، با توسل به قوه قهريه و زور، يا براي رسيدن آنان به متاعي اندك كه به 
آنها داده مي شود، نبود. [۸] 
در بيان بالا، حضرت، سلطه و اقتدار حكومت خويش را با بيعت مردم و پيشگام شدن ايشان 
در تحويل ولايت به او، توجيه مي كند و آن را به عنوان اينكه مقبوليتي عقلاني ـ حقوقي دارد، 
معرفي مي نمايد. گرچه با نخستين خطبه امام(ع) پس از بيعت، بادهاي مخالف وزيدن گرفت و 
كساني كه منافع نامشروع خود را در مخاطره مي ديدند، با شنيدن خطوط كلي زمامداري امام(ع) به 
فتنه گري مشغول شدند و براي مقبوليت آن بحران سازي نمودند. 
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اسلام كه آمد دين آگاهي بود آزادي بود و قدرت مدعي حكومت بود وبرنامه‌اش بوجود آمدن امت اسلامي و در نهايت حكومت جهاني واجد اساسش بر عدم سلطه بود تا مسلمانانش نه سطله پذير باشند نه سلطه گر خدايش به آن گروه مسلمانان مؤمن و صالح وعده خليفه الهي بر زمين داد و اراده كرد تا مستضعفين زمين را پيشواي آدميان و وارث زمين گرداند بر اين اساس فهمش مؤمن بتواند جامعه متكي به جهل جاهلي و ظلم طبقاتي آن روز و همه روز بشر را بنيادي و از اساس دگرگون سازد
عدالت اجتماعي يكي از مهمترين اصولي است كه در انديشه ديني و ديدگاههاي بشري از ديرباز مورد عنايت ويژه قرار داشته است در اين مقاله ضمن اشاره به تعريف‌ها اجتماعي تأكيد شده است بر اين اساس عموميت استفاده از امكانات دولتي براي همه مردم و رسيدن به مرز بي نيازي در جامعه از شاخصه‌هاي مهم تحقق عدالت اجتماعي است در ادامه به اسوه عدالت اجتماعي در اسلام امام علي (ع) و سيره ايشان در حكومت و همچنين به ديدگاه و سيره عملي امام خميني و كتاب هاي ذكر شده اشاره شده. 
اسلام كه آمد دين آگاهي بود آزادي بود و قدرت مدعي حكومت بود وبرنامه‌اش بوجود آمدن امت اسلامي و در نهايت حكومت جهاني واجد اساسش بر عدم سلطه بود تا مسلمانانش نه سطله پذير باشند نه سلطه گر خدايش به آن گروه مسلمانان مؤمن و صالح وعده خليفه الهي بر زمين داد و اراده كرد تا مستضعفين زمين را پيشواي آدميان و وارث زمين گرداند بر اين اساس فهمش مؤمن بتواند جامعه متكي به جهل جاهلي و ظلم طبقاتي آن روز و همه روز بشر را بنيادي و از اساس دگرگون سازد و به يمن شناخت رهنمون‌هاي سازنده و همواره زنده قرآن و بكارگيري آن شالوده جاقعدي توحيدي را كه خالي از هر نوع ستم فكري و اقتصادي و سياسي باشد بريزد و در راه تحقق بخشيدن به توحيد اعتقادي اجتماي اقتصادي با عنايت به لزوم انقلاب دائمي در تداوم بخشيدن به نبرد حق طلبانة فرزندان آدم كه از هابيل گرفته تا تا آخر زمان ادامه داشته و خواهد داشت از طريق برانگيختي و جوشش دائمي در خويشتن با سرسپردن به رهبري مسئول متحرك و متحول امام آگاه به رهنمون هاي راهيان و سازده قرآن با تكيه به مشي عدالت اجتماعي به منزله بازتاب عدل اجتماعي در رساندن جامعه انساني به خصوصيات و خصلت‌هاي خدائي جامعه ايده‌آل قرآن كوشش كنند. 
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سر منشأ اصلی مسائل گوناگون عدل قرآن است:
چرا كلام اسلامی بيش از هر چيز به مسأله عدل پرداخته است ؟ و چرا فقه اسلامی قبل از هر چيزی مسأله عدل برايش‏ مطرح شد ؟ و چرا در جهان سياست اسلامی بيش از هر كلمه ای كلمه عدل به‏ گوش 
می‏خورد ؟ اينكه در همه حوزه‏ها سخن از عدل بود بايد يك ريشه و سر منشأ خاص داشته باشد. آيا جريان اصلی ديگری در كار بوده كه همه اين جريانها را او بر می‏انگيخته و تغذيه می‏كرده است ؟ 
از نظر ما ريشه اصلی و ريشه ريشه‏های طرحهای علمی و عملی مسأله عدل را در جامعه اسلامی ، در درجه اول ، در خود قرآن كريم بايد جستجو كرد . قرآن‏ است كه بذر انديشه عدل را در دلها كاشت و آبياری كرد و دغدغه آن را چه‏ از نظر فكری و فلسفی و چه از نظر علمی و اجتماعی در روحها ايجاد كرد 
اين قرآن است كه مسأله عدل و ظلم را در چهره‏های گوناگونش : عدل تكوينی‏ ،عدل تشريعی ، عدل اخلاقی ، عدل اجتماعی طرح كرد . 
قرآن تصريح می‏كند كه نظام هستی و آفرينش ، بر عدل و توازن و بر اساس‏ استحقاقها و قابليتها است . گذشته از آيات زيادی كه صريحا ظلم را از ساحت كبريائی بشدت نفی می‏كند ، و گذشته از آياتی كه ابلاغ و بيان و اتمام حجت را از آن جهت از شؤون پروردگار می‏شمارد كه بود اينها نوعی‏ 
عدل ، و هلاك بشر با نبود آنها نوعی ظلم و ستم است ، و گذشته از آياتی‏ كه اساس خلقت را بر حق – كه ملازم با عدل است – معرفی می‏نمايد ، گذشته‏ از همه اينها در برخی از آيات ، از مقام فاعليت و تدبير الهی بعنوان‏ مقام قيام به عدل ياد می‏كند : 
“شهد الله انه لا اله الا هو و الملائكة و اولوا العلم قائما بالقسط ” آل عمران.
 و يا عدل را ترازوی خدا در امر آفرينش می‏داند : 
و السماء رفعها و وضع الميزان ». 
در ذيل همين آيه است كه رسول خدا فرمود : 
” بالعدل قامت السموات و الارض » 
” آسمانها و زمين به عدل برپا است ” . 
عدل تشريعی يعنی اينكه در نظام جعل و وضع و تشريع قوانين ، همواره اصل‏ عدل ، رعايت شده و می‏شود نيز صريحا مورد توجه قرآن قرار گرفته است . در قرآن كريم تصريح شده كه حكمت بعثت و ارسال رسل اين است كه عدل و قسط بر نظام زندگانی بشر حاكم باشد : 
” لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم‏ 
الناس بالقسط ». 
” همانا فرستادگان خويش را با دلائل روشن فرستاديم و همراه آنها كتاب‏ و مقياس ( قانون ) فرستاديم تا مردم بدينوسيله عدل را بپا دارند ” . 
بديهی است كه برقراری اصل عدل در نظامات اجتماعی ، موقوف به اين‏ است كه اولا نظام تشريعی و قانونی ، نظامی عادلانه باشد ، و ثانيا عملا به‏ مرحله اجرا در آيد . 
علاوه بر اين اصل كلی كه قرآن در مورد همه پيامبران بيان كرده است ، در مورد نظام تشريعی اسلامی می‏گويد : « قل امر ربی بالقسط ». يا در مورد برخی دستورها می‏گويد : « ذلكم اقسط عند الله » 
قرآن كريم ، امامت و رهبری را ” پيمان الهی ” و مقامی ” ضد ظلم ” و ” توأ م با عدل ” می‏داند . قرآن آنجا كه درباره شايستگی ابراهيم برای‏ امامت و رهبری سخن می‏گويند ، برداشتن چنين است : ” آنگاه كه ابراهيم‏ از همه كوره‏ها خالص در آمد به او ابلاغ شد كه تو را به امامت و رهبری‏ برگزيديم . ابراهيم درخواست كرد و يا استفهام نمود كه اين موهبت الهی‏ در نسل او ادامه يابد . به او پاسخ داده شد كه : امامت و رهبری ، پيمانی است الهی و ستمكاران را در آن نصيبی نيست : « لا ينال‏ عهدی الظالمين » . 
قرآن ، انسان اخلاقی را به عنوان ” صاحب عدل ” نام می‏برد . در چند جای قرآن كه سخن از داوری و يا گواهی انسانهايی است كه از نظر تربيتی و اخلاقی و روحی قابل اعتماد باشند ، آنها را به همين عنوان كه گفتيم نام‏ می‏برد ، مثل اينكه می‏فرمايد : « يحكم به ذوا عدل منكم ». يا می‏فرمايد : « و اشهدوا ذوی عدل منكم ». 
پس از ترجمه آثار يونانی در جهان اسلام ، اين جمله افلاطون معروف شد كه‏ ” عدالت ، مادر همه فضائل اخلاقی است ” ولی در حدود دو قرن پيش از آنكه سخن افلاطون در ميان مسلمين شناخته بشود ، مسلمين از زبان قرآن اين‏ سخن را شنيده بودند . 
بيشترين آيات مربوط به عدل ، در باره عدل جمعی و گروهی است اعم از خانوادگی ، سياسی ، قضائی ، اجتماعی . در قرآن ، از توحيد گرفته تا معاد ، و از نبوت گرفته تا امامت و زعامت ، و از آرمانهای فردی گرفته تا هدفهای اجتماعی ، همه بر محور عدل‏ استوار شده است . عدل قرآن ، همدوش توحيد ، ركن معاد ، هدف تشريع‏ نبوت ، فلسفه زعامت و امامت ، معيار كمال فرد ، و مقياس سلامت اجتماع‏ است . 
عدل قرآن ، آنجا كه به توحيد يا معاد مربوط می‏شود ، به نگرش انسان به‏ هستی و آفرينش ، شكل خاص می‏دهد ، و به عبارت ديگر ، نوعی ” جهان بينی‏ “است ، آنجا كه به نبوت و تشريع و قانون مربوط می‏شود ، يك ” مقياس‏ “ و ” معيار ” قانون شناسی است ، و به عبارت ديگر جای پايی است‏ برای عقل كه در رديف كتاب و سنت قرار گيرد و جزء منابع فقه و استنباط بشمار آيد ، آنجا كه به امامت و رهبری مربوط می‏شود يك ” شايستگی ” است ، آنجا كه پای اخلاق به ميان می‏آيد ، آرمانی انسانی است ، و آنجا كه‏ به اجتماع كشيده می‏شود يك ” مسؤوليت ” است . 
چگونه ممكن بود مسأله‏ای كه در قرآن تا اين پايه بدان اهميت داده شده‏ كه هم جهان‏بينی است ، و هم معيار شناخت قانون ، و هم ملاك شايستگی‏ زعامت و رهبری، و هم آرمانی انسانی ، و هم مسؤوليتی اجتماعی ، مسلمين با آن عنايت شديد و حساسيت فراوانی كه در مورد قرآن داشتند نسبت به آن بی تفاوت بمانند . 
اين است كه ما معتقديم دليلی ندارد كه در پی علتی ديگر برويم و فكر خود را خسته نماييم كه چرا از آغاز نهضتهای فكری و عملی مسلمين ، همه جا كلمه ” عدل ” به چشم می‏خورد ؟ 
علت اصلی حساسيت مسلمين نسبت به اين مسأله ، و علت راه يافتن اين‏ اصل در كلام و در فقه و در حوزه‏های اجتماعی اسلامی ، بلا شك قرآن بود . اما علت جبهه گيريهای مختلف در اين مسأله كه برخی آن را عريان و بدون لفافه‏ پذيرفتند و برخی با يك سلسله توجيهات و تأويلات آن را از اثر انداختند چيزهای ديگر است كه برخی روانی است ، و برخی اجتماعی و برخی سياسی . 
اين است نظر ما درباره سر منشأ اصلی طرح اين مسأله در جامعه اسلامی . 
افرادی ديگر ، ممكن است كه به گونه‏ای ديگر و از زاويه ديگر اين مسأله‏ را تعليل و تحليل كنند . 
چنانكه می‏دانيم پيروان برخی مكتبها بطور كلی جريانات اجتماعی را به‏ گونه‏ای ديگر تعليل و تحليل می‏كنند . پيروان اين مكتبها يك سلسله قالبهای‏ ساخته و از پيش پرداخته ای دارند و به هر ضرب و زور هست می‏خواهند همه‏ حوادث را در آن قالبها بشناسانند . 
در اين گونه مكتبها مسأله تضادهای طبقاتی و موضعگيريهای اجتماعی بر اساس برخورداريها و محروميتها ، نقش اصلی و اساسی را در همه حركتها و جنبشها ايفا می‏كنند .
 از نظر پيروان آن مكتبها همه تجليات روحی و فكری و ذوقی و عاطفی بشر ، انعكاسی از نيازهای مادی و روابط اقتصادی است ، همه‏ شؤون ، روبنا است و چيزی كه زير بنا است اقتصاد و شؤون اقتصادی است ، خصوصيات فكری و ذوقی و عاطفی و هنری هر كس را در موضعگيری خاص طبقاتی‏ او بايد جستجو كرد از نظر پيروان اين مكتبها اگر می‏بينيم كه در جامعه‏ای بيش از همه چيز سخن عدل به ميان می‏آيد ، ريشه آن را در نابرابريهای اقتصادی و اجتماعی‏ بايد جستجو كنيم نه در جای ديگر .
بايد بدانيم كه اين جبهه گيريهای عقلی و فكری و كلامی و فقهی ، نمايانگر يك جبهه گيری زير پرده است كه گروه وابسته به طبقات‏ محروم و محكوم ، در مقابل طبقات مرفه و برخوردار كرده است . 
انديشه‏ تابع شكم است . محال است كه يك برخوردار مرفه ، از اصل عدل دفاع كند ، همچنانكه محال است كه يك محروم زجر كشيده منكر اصالت عدل بشود . 
از نظر ما ، اينگونه توجيه تاريخ ، يكسونگری است . شك ندارد كه نياز مادی ، يك عامل بسيار مهم و اساسی در گرايشهای انسان است و احيانا جای‏ پايی از علل اقتصادی نيز در جبهه گيريهای فكری و اجتماعی و سياسی اسلامی‏ می‏توان يافت .
 اما نمی‏توان همه جاذبه هايی كه انسان را احاطه كرده و تحت نفوذ قرار می‏دهد و همه عوامل اصلی و اساسی‏ای را كه در بافت تاريخ‏ انسان مؤثر است در نيازهای اقتصادی خلاصه كرد ، و شايد هنوز زود است كه‏ در باره مجموع عوامل اساسی حاكم بر زندگی فردی و اجتماعی انسان اظهار نظر قاطع بشود . قدر مسلم اين است كه نيازهای مادی را به عنوان نياز اصلی‏ منحصر نتوان مورد قبول قرار داد.
  غرض اصلی ما از طرح اين بحث در اين مقدمه ، يكی اين است كه نقش‏ قرآن را در برانگيختن افكار و انديشه‏ها نشان دهيم ، ديگر اينكه اهميت و اصالت آن را از نظر قرآن كريم روشن سازيم .

عتیقه زیرخاکی گنج