• بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بهره‌وري يكي از ديرپاترين مفاهيم در محاسبه هزينه‌هاي تعداد بر نيروي كار يك كارخانه است. همچنان كه رقابت جهاني‌تر مي‌شود؛ نوآوري و خلاقيت نيز از سطح بنگاه – بنگاه به سطح زنجيره تأمين – زنجيره تأمين جابجا مي‌شود. افزايش مزيت رقابتي تنها در صورتي حاصل مي‌شود كه تمامي بازيگران زنجيره تأمين كاملاً با يكديگر هماهنگ باشند. مديريت زنجيره تأمين (SCM) در برگيرنده تمامي برنامه‌ريزي‌ها و مديريت فعاليت‌هايي است كه در تدارك, تأمين, تبديل و هماهنگي‌هاي لجستيكي مي باشد. از اين منظر, مديريت زنجيره تأمين شامل همكاري و هماهنگي با شركاي زنجيره نيز -كه مي‌توانند تأمين‌كنندگان, واسطه‌ها, ارائه‌دهندگان خدمات شخص ثالث و مشتريان باشند- خواهد بود
نقش‌ اينترنت‌ در تغيير شكل‌ سازمان‌ تداركات‌
 ‌سازمان‌ تداركات‌ شركتها به‌طور سنتي‌ به‌ دو بعد جدا شده‌ است. از يك‌طرف، بر تداركات‌ مستقيم‌ يا توليدگرا تاكيد شده‌ و با آن‌ نسبت‌ به‌ تداركات‌ غيرمستقيم‌ يا غيرتوليدگرا برخورد متفاوتي‌ شده‌ است.
 ‌از طرف‌ ديگر، وظايف‌ استراتژيك‌ يا منبع‌گرا از فعاليتهاي‌ عملياتي‌ يا معامله‌گرا متمايز شده‌اند. اين‌ جدايي‌ از نظر سازماني‌ و همچنين‌ در ارتباط‌ بااستفاده‌ از تكنولوژي‌ اطلاعات‌(IT) نشان‌ داده‌ مي‌شود.
 ‌چند سالي‌ است‌ كه‌ از تكنولوژي‌ اطلاعات‌ در تداركات‌ استفاده‌ مي‌شود، بويژه‌ خودكاركردن‌ وظايف‌ عادي‌ براي‌ حصول‌ اطمينان‌ از فرآيندهاي‌ توليدي‌ روان‌ و يكدست. به‌ ساير حوزه‌ها توجه‌ كمتري‌ صورت‌ گرفته‌ كه‌ منجر به‌ ناكارايي‌هاي‌ عمده‌ مانند فرآيندهاي‌ غير شفاف‌ و پيچيده‌ تاييد مديريت‌ براي‌ خريدهاي‌ غيراستراتژيك‌ گرديده‌ است. 
 كاربردهاي‌ نوآورانه‌ي‌IT ، مبتني‌ بر تكنولوژي‌هاي‌WWW كه‌ در سالهاي‌ اخير ظاهر شده‌اند مي‌توانند از وظايف‌ تداركات‌ در راههاي‌ جديد پشتيباني‌ كنند و احتمالاً‌ بيشتر فرآيند را پوشش‌ خواهند داد. ما فكر مي‌كنيم‌ كه‌ چنين‌ كاربردهايي‌ درواقع‌ ساختار سازماني‌ تداركات‌ را متحول‌ خواهد ساخت. همين‌ كه‌ شركتها شروع‌ به‌ شناخت‌ فرصتهاي‌ جديد كنند و در عين‌ حال‌ خود را تطبيق‌ دهند، احتمال‌ تغييرات‌ قابل‌ توجهي‌ در ساختارهاي‌ سازماني‌ و زنجيره‌ تدارك‌ حاصل‌ خواهد شد، بويژه‌ درباره‌ روابط‌ بين‌ حوزه‌هايي‌ كه‌ مدتهاي‌ طولاني‌ جداگانه‌ به‌ آنها پرداخته‌ مي‌شد.
 ‌اين‌ مقاله‌ به‌ترتيبي‌ كه‌ مي‌آيد سازماندهي‌ شده‌ است. ما ابتدا چهار حوزه‌ي‌ مختلف‌ فعاليتهاي‌ تدارك‌ را كه‌ مي‌توان‌ در اكثر سازمانها شناسايي‌ كرد فهرست‌ مي‌كنيم. پس‌ از مرور كلي‌ كاربردهاي‌ تدارك‌ – الكترونيك‌(E-PROCUREMENT) ، ما تز خود در مورد حوزه‌هاي‌ جداي‌ قبلي‌ سازمان‌ تداركات‌ كه‌ در بستر بهره‌برداري‌ از چنين‌ تكنولوژي‌هايي‌ يكپارچه‌ خواهند شد را مورد بحث‌ قرار مي‌دهيم. 
 ‌مشاهدات‌ ما مبتني‌ بر مصاحبه‌ها و تعامل‌ مستمر پژوهشگران‌ مركز فيشر با تعداد زيادي‌ از شركتها در يك‌ دوره‌ چندساله‌ (بويژه‌ پس‌ از سال‌ ۱۹۹۸)، و منابع‌ ادبيات‌ تحقيق‌ در دسترس‌ بود.
۲ – سازمان‌ تداركات‌ 
 ‌در خيلي‌ از سازمانها، بويژه‌ در بخش‌ توليدي، فعاليتهاي‌ سازمان‌ تداركات‌ را مي‌توان‌ روي‌ دو بعد طبقه‌بندي‌ كرد. از يك‌ طرف‌ تداركات‌ مستقيم‌ (يا توليد-گرا) با تداركات‌ غيرمستقيم‌ (يا غير توليد-گرا) تفاوت‌ دارد. از طرف‌ ديگر و مشابه‌ ساير حوزه‌هاي‌ سازماني، هريك‌ از اين‌ گروهها فعاليتهاي‌ استراتژيك‌ و همچنين‌ عملياتي‌ را در برمي‌گيرد كه‌ منجر به‌ چهار طبقه‌ بشرح‌ زير مي‌شود. 
۱-۲ تداركات‌ مستقيم‌ در مقابل‌ غيرمستقيم‌  
 ‌تداركات‌ مستقيم‌ معمولاً‌ راجع‌ به‌ خريد اقلامي‌ است‌ كه‌ بلافاصله‌ وارد فرآيند ساخت‌ مي‌شود، مانند قطعاتي‌ كه‌ در يك‌ خودرو يا رايانه‌ مونتاژ مي‌شوند. طي‌ دهه‌ ۱۹۸۰، بازيگران‌ قدرتمند سنتي، صنايعي‌ مانند خودرو و الكترونيك‌ شاهد رقابت‌ بسيار فشرده‌ جهاني‌ مخصوصاً‌ از خاور دور بوده‌اند، كه‌ بااز بين‌ بردن‌ سهم‌ بازارشان، آنها را مجبور كرد فرآيندهاي‌ توليد خود را شسته‌ رفته‌ كنند، و به‌منظور كاهش‌ هزينه‌ها موجوديها را پايين‌ بياورند، و به‌منظور كوتاه‌ ساختن‌ زمان‌ تحويل‌ به‌ بازار، توان‌ خود را براي‌ پاسخگويي‌ سريع‌ به‌ نيازهاي‌ در حال‌ تغيير بازار، بهبود بخشند.
 ‌جريان‌ ورودي‌ كالا به‌ سالن‌ ساخت‌ از طريق‌ سازمان‌ كه‌ به‌ آن‌ تداركات‌ توليدگرا نيز مي‌گويند، غالباً‌ ماموريت‌ بحراني‌ تلقي‌ مي‌شود و به‌همين‌ خاطر در مركز توجه‌ پژوهشگران، مديران‌ و مهندسان‌ قرار گرفته‌ است. در اين‌ زمينه، مديريت‌ زنجيره‌ تامين‌ (SCM) به‌عنوان‌ يك‌ ديسيپلين‌ پژوهشي‌ و مديريتي‌ ظهور كرد كه‌ دانش‌ تحقيق‌ در عمليات، مهندسي‌ مجدد فرآيندهاي‌ كسب‌ و كار و مديريت‌ سازماني‌ را با هم‌ تركيب‌ نمود. 
 ‌علاوه‌ بر اين، كاربردهاي‌IT كمك‌ كرد در سراسر زنجيره‌ تامين‌ شفافيت‌ و كارايي‌ تحقق‌ يابد. پيشتر، سازندگان‌ خودرو در پاسخگويي‌ به‌ چالشهاي‌ رقباي‌ خاور دور خود، مفاهيم‌ تحويل‌JIT مبتني‌ برIT را تدوين‌ كردند. به‌تازگي، شركت‌ دل، سازنده‌ رايانه، با مدل‌ توزيع‌ مستقيم‌ خود تاثير عمده‌اي‌ بر كل‌ صنعت‌ رايانه‌ گذاشت. توان‌ دل‌ در ساخت‌ رايانه‌ براساس‌ سفارش‌ و تحويل‌ مستقيم‌ آنها به‌ مشتريان‌ در كمترين‌ زمان، به‌هرحال، به‌ روابط‌ نزديك‌ با تامين‌كنندگان‌ خود شامل‌ سيستم‌هاي‌IT به‌منظور تسهيل‌ دسترسي‌ در زمان‌ به‌ طرحهاي‌ ساخت‌ و همچنين‌ تعديلات‌ تحويل‌ موردي، بستگي‌ دارد.
 ‌تداركات‌ غيرمستقيم‌ براي‌ مدتهاي‌ طولاني‌ توجه‌ بسيار كمي‌ را در سطح‌ سازماني‌ و همچنين‌ در رابطه‌ با كاربردIT به‌خود جلب‌ كرده‌ است. حتي‌ خود واژه‌ <غيرمستقيم> كه‌ اشاره‌ به‌ تاكيد سنتي‌ بر تداركات‌ ساخت‌ دارد، نشانگر ماهيت‌ حاشيه‌اي‌ اين‌ واژه‌ براي‌ شمول‌ بر هر چيزي‌ است‌ كه‌ تداركات‌ مستقيم‌ و توليدگرا پوشش‌ نمي‌دهد. علاوه‌بر تداركات‌ تعمير و نگهداري‌ و عمليات‌ كه‌ براي‌ سرپانگهداشتن‌ فرآيند ساخت‌ موردنياز است، تداركات‌ غيرمستقيم‌ همچنين‌ اقلام‌ بسيار متنوعي‌ مانند لوازم‌ اداري، دستگاههاي‌ رايانه‌اي، اقلام‌ تبليغي، مسافرت‌ و خدمات، و همين‌طور كالاهاي‌ سرمايه‌اي‌ را شامل‌ مي‌شود. 
 ‌ضمناً‌ تفاوت‌ بين‌ تداركات‌ مستقيم‌ و غيرمستقيم‌ در نمودار سازماني‌ ذيل‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است:
 ‌غالباً‌ تداركات‌ مستقيم‌ به‌ معاون‌ مديرعامل‌ در عمليات‌ زنجيره‌ تامين‌ (يا مشابه‌ آن) گزارش‌ مي‌دهد، در حالي‌ كه‌ تداركات‌ غيرمستقيم‌ ممكن‌ است‌ از مسئوليتهاي‌ حوزه‌ مالي‌ شركت‌ باشد. در يك‌ شركت‌ عمده‌ آمريكايي‌ سازنده‌ رايانه، با ساختار سازماني‌ نسبتاً‌ غيرمتمركز، خطوط‌ مديريت‌ براي‌ هردو حوزه‌ فقط‌ در سطح‌ مديرعامل‌ به‌هم‌ مي‌رسند.
 ‌در مقايسه‌ با تداركات‌ مستقيم، تداركات‌ غيرمستقيم‌ دامنه‌ گسترده‌اي‌ از محصولات‌ و خدمات‌ را پوشش‌ مي‌دهد كه‌ نوعاً‌ تعداد زيادي‌ خريدار (تقريباً‌ همه‌ كاركنان) در آن‌ درگيرند، و باتوجه‌ به‌ حجم‌ و فراواني‌ خريد، كمتر قابل‌ پيش‌بيني‌ است. اين‌ واقعيت‌ هم‌ هست‌ كه‌ غالباً‌ به‌آن‌ توجه‌ استراتژيك‌ نمي‌شود بلكه‌ يك‌ كار دفتري‌ تلقي‌ مي‌گردد، و جاي‌ تعجب‌ ندارد كه‌ فرآيندهاي‌ كسب‌ و كارها به‌خوبي‌ استاندارد نمي‌شوند. غالباً‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ خريدهاي‌ گذشته‌ نظير حسابهاي‌ پرداختني، فقط‌ به‌شكل‌ متراكم‌ در دسترس‌ است‌ از اين‌رو نمي‌توان‌ اطلاعاتي‌ در مورد الگوهاي‌ خريد يا عملكرد تامين‌كننده‌ به‌دست‌ آورد. يكي‌ از مديران‌ مي‌گويد ما مي‌دانيم‌ چقدر مي‌خريم، ولي‌ نمي‌دانيم‌ چي‌ مي‌خريم‌ و چرا. اگر قراردادهايي‌ هم‌ اصولاً‌ با تامين‌كنندگان‌ مرجح‌ وجود داشته‌ باشد، نوعاً‌ كمتر بهره‌برداري‌ مي‌شوند كه‌ منتج‌ به‌ قيمتهاي‌ بالاتر و فرصتهاي‌ محدود براي‌ اهرم‌كردن‌ قدرت‌ خريد مي‌شود. 
 ‌براي‌ مثال، يك‌ سازنده‌ بزرگ‌ در صنعت‌ مخابرات، قبل‌ از تلاش‌ براي‌ تجديد سازمان‌ تداركات‌ غيرمستقيم، لوازم‌ اداري‌ خود را تقريباً‌ به‌طور منظم‌ از سيصد تامين‌كننده، مي‌خريد. هيچ‌ كنترلي‌ بر فرآيند كلي‌ وجود نداشت‌ و هر واحدي‌ روش‌ خود را اعمال‌ مي‌كرد. به‌همين‌ ترتيب، پيچيدگي‌ سيستم‌هاي‌IT در دسترس، براي‌ پشتيباني‌ از فرآيند تنوع‌ گسترده‌اي‌ داشت: در حالي‌ كه‌ برخي‌ واحدها سالها بود با سيستم‌هاي‌ سفارش‌ بر خط، كار مي‌كردند، ديگران‌ به‌سختي‌ شروع‌ به‌استفاده‌ ازIT كرده‌ بودند. از نظر شركتي، سازمان‌ چندپاره‌ تداركات، نامطلوب‌ بود زيرا به‌ فرآيندهاي‌ كند، گران‌ و هزينه‌هاي‌ اضافي‌ محصول‌ به‌علت‌ اهرم‌ ضعيف‌ قدرت‌ خريد منجر شده‌ بود. وضعيتهاي‌ مشابه‌ را مي‌توان‌ در بسياري‌ از سازمانها يافت.
۲-۲ وظيفه‌هاي‌ استراتژيك‌ در مقابل‌ وظيفه‌هاي‌ معامله‌اي‌ 
 ‌فعاليتهاي‌ تداركات‌ را همچنين‌ مي‌توان‌ طبق‌ <دسترسي> آنها طبقه‌بندي‌ كرد: فعاليتهاي‌ استراتژيك‌ با گرايش‌ بلندمدت‌ در مقابل‌ فعاليتهاي‌ معامله‌اي‌ با گرايش‌ كوتاه‌مدت.
 ‌وظيفه‌هاي‌ استراتژيك‌ با گرايش‌ بلندمدت‌ شامل‌ منبع‌يابي، شناسايي‌ فروشندگان، و استقرار مديريت‌ روابط‌ تامين‌كنندگان، همينطور مديريت‌ و مذاكره‌ قراردادها است‌ و همچنين‌ طراحي‌ و اجراي‌ روشهاي‌ خريد، و مديريت‌ مالي‌ و دارايي‌ را نيز شامل‌ مي‌شود. اين‌ فعاليتها، گرايش‌ بلندمدت‌ دارند و روابط‌ با تامين‌كنندگان‌ غالباً‌ براي‌ ساليان‌ دراز دوام‌ مي‌آورد.
 ‌براي‌ تداركات‌ مستقيم‌ جايي‌ كه‌ كيفيت‌ و مهيابودن‌ اقلام‌ مي‌تواند از اهميت‌ حياتي‌ برخوردار باشد مانند صنايع‌ شيميايي‌ و تكنولوژي‌ پيشرفته، روابط‌ نزديك‌ با تامين‌كننده‌ از تناسب‌ بالايي‌ برخوردار است، همين‌طور براي‌ ساير بخشها، مثلاً، لوي‌ اشتراوس، توليدكننده‌ جين، هنگامي‌ كه‌ با يك‌ فروشنده‌ جديد براي‌ تامين‌ مواد خام‌ پوشاك، قرارداد مي‌بندد چندسال‌ هم‌ صرف‌ مي‌كند براي‌ استقرار رابطه‌ و حصول‌ اطمينان‌ از اينكه‌ تامين‌كننده‌ استانداردهاي‌ بالاي‌ كيفيت‌ اشتراوس‌ را برآورده‌ مي‌كند. خريدهاي‌ موردي‌ از تامين‌كنندگان‌ ناشناخته‌ در اين‌ زمينه‌ اصلاً‌ به‌فكر خطور نمي‌كند. 
 ‌براي‌ تداركات‌ غيرمستقيم، تلاشها به‌منظور تحكيم‌ پايگاه‌ تامين‌ و استقرار روابط‌ با تامين‌كنندگان‌ مرجح‌ غالباً‌ به‌وسيله‌ ملاحظات‌ هزينه‌اي‌ تحريك‌ مي‌شود تا به‌وسيله‌ تلاشهايي‌ به‌منظور حصول‌ اطمينان‌ از كيفيت‌ و مهيابودن‌ موسسات‌ خريدكننده‌ از روابط‌ نزديك‌ خود قيمتهاي‌ بهتر و هزينه‌هاي‌ كمتر براي‌ مديريت‌ پايگاه‌ تامين‌كنندگان‌ انتظار دارند. جنبه‌ آخري‌ مخصوصاً‌ جالب‌ است‌ چون‌ غالباً‌ در اين‌ بستر صراحتاً‌ ذكر نمي‌شود. بااين‌ وصف، سازمانهاي‌ خريدكننده‌ مكرراً‌ درباره‌ي‌ مشكلات‌ و هزينه‌هاي‌ مديريت‌ يك‌ پايگاه‌ شكننده‌ تامين‌كنندگان‌ شكايت‌ دارند.
 ‌پس‌ از آنكه‌ زيرساختها در سطح‌ استراتژيك‌ به‌شكل‌ قراردادها و تعاريف‌ فرآيند كار استقرار يافتند، به‌عنوان‌ گام‌ منطقي‌ بعدي، عمليات‌ خريد انفرادي‌ در سطح‌ معاملاتي‌ اتفاق‌ مي‌افتد. نوعاً‌ مجموعه‌اي‌ از مقررات‌ كسب‌ و كار مسير تقاضاي‌ خريد يك‌ مصرف‌كننده‌ نهايي‌ را با تاييد مدير مربوطه‌ تعيين‌ مي‌كند كه‌ اين‌ امر پيش‌ از آنكه‌ سفارش‌ خريد تهيه‌ شود و براي‌ تامين‌كننده‌ به‌منظور اجراي‌ آن‌ مثلاً‌ براساس‌ يك‌ موافقتنامه‌ پوشش‌ سفارشات‌ ارسال‌ شود صورت‌ مي‌گيرد. 
 ‌نوعاً، مجموعه‌اي‌ از مقررات‌ مسير تقاضاي‌ خريد را تا تاييد مدير مربوطه‌ تعيين‌ مي‌كند كه‌ پيش‌ از تهيه‌ و ارسال‌ سفارش‌ خريد براي‌ تامين‌كننده‌ به‌منظور انجام‌ آن‌ مثلاً‌ براساس‌ يك‌ موافقتنامه‌ پوشش‌ سفارشات‌ صورت‌ مي‌گيرد.
 ‌در حوزه‌ تداركات‌ مستقيم‌ عمليات‌ خريد نوعاً‌ از طريق‌ فنون‌ پيش‌بيني‌ تقاضا تحريك‌ مي‌شوند، و در فهرست‌ مواد اوليه‌ مندرج‌ و در كاربردهاي‌ برنامه‌ريزي‌ مواد اوليه‌ و نيازها (MRP) اظهار مي‌شود. براي‌ اقدام‌ غيرمستقيم، تقاضا خيلي‌ كمتر قابل‌ پيش‌بيني‌ است، زيرا مي‌تواند تقريباً‌ توسط‌ اكثر كاركنان‌ سازمان‌ بوجود آيد.
 ‌در خيلي‌ از اوقات، در واقع‌ عمليات‌ خريد خارج‌ از قراردادهاي‌ از پيش‌ تعيين‌ و به‌صورت‌ موردي‌ رخ‌ مي‌دهد، بااين‌ نتيجه‌ كه‌ از مزاياي‌ موردانتظار از مشاركت‌ با تامين‌كنندگان‌ نمي‌توان‌ بهره‌برد. اين‌ عدم‌ تطابق‌ يكي‌ از دلايل‌ عمده‌ موجودي‌ پروژه‌هاي‌ اخير تداركات‌ الكترونيكي‌ است. مثلاً‌ در شركت‌ نفتي‌ شورون‌ بيش‌ از دوسوم‌ حجم‌ خريد اقلام‌ و خدمات‌ غيرمستقيم‌ خارج‌ از قراردادها رخ‌ داد. بااجراي‌ كاتالوگ‌ برخط‌ و كاربرد خريد مبتني‌ بر اينترانت، شركت‌ اميدوار است‌ خريد قراردادي‌ را به‌ بيش‌ از ۶۰% حجم‌ كلي‌ خريد برساند و در نتيجه‌ حدود ۱۲% در هزينه‌هاي‌ خريد صرفه‌جويي‌ كند. پروژه‌هاي‌ مشابهي‌ در چند شركت‌ ديگر در سالهاي‌ ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ راه‌ افتاده‌ است. 

شكل‌ ۱ – سطح‌ استراتژيك‌ و معاملاتي‌ فعاليتهاي‌ تداركات‌
 ‌شكل‌ ۱، فعاليتهاي‌ خريد را همانگونه‌ كه‌ در سطوح‌ استراتژيك‌ و معاملاتي‌ رخ‌ مي‌دهند نشان‌ مي‌دهد. در عمليات‌ خريد انفرادي‌ (سطح‌ معاملاتي)، فرآيندهاي‌ كسب‌ و كار ممكن‌ است‌ براساس‌ نيازهاي‌ انفرادي‌ تفاوت‌ داشته‌ باشد كه‌ به‌وسيله‌ فعاليتهاي‌ مندرج‌ در پرانتزها مشخص‌ شده‌ است. علاوه‌بر اين، پيكان‌ها نشان‌دهنده‌ مبادله‌ اطلاعات‌ و تعامل‌ بين‌ سطوح‌ است. 
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdf تهیه شده وسامل موارد زیر است:

مجموعه حاضر در برگیرنده مهم ترین مطالبی است که داوطلبان گرامی شرکت در آزمون کارشناسی ارشد رشته اقتصاد در درس اقتصاد خرد می توانند استفاده کنند سعی شده که نکات درسی به طور خلاصه وجامع در متن در بیان شود
اقتصاد خرد (به انگلیسی: Microeconomics) شاخه‌ای از علم اقتصاد است که به مطالعه منحصر به فرد اقتصاد، تجزیه و تحلیل بازار، رفتار مصرف‌کنندگان و خانوارها و بنگاه‌ها می‌پردازد و اساس آن مدل‌های ریاضی است. اقتصاد خرد چگونگی رفتار انسان‌ها و انتخاب‌هایشان را در سطح واحدهای خرد یا کوچک اقتصادی مانند یک فرد، یک بنگاه، یک صنعت یا بازار یک کالای خاص بررسی می‌کند و به چگونگی تعامل بین خریداران و مصرف‌کنندگان و عوامل مؤثر در انتخاب خریداران می‌پردازد. اقتصاد خرد به‌خصوص به الگوی عرضه و تقاضا برای کالاها و خدمات و همچنین تعیین قیمت خروجی در بازارهای خاص توجه دارد و معمولاً در بازارهایی که در آن کالاها در حال خرید و فروش هستند کاربرد دارد
اقتصاد خرد یا اقتصاد میکرو راجع به رفتارهای گروه های انفرادی است، حال آنکه اقتصاد کلان یا ماکرو، رفتارهای اقتصادی در سطح کلی را مورد بررسی قرار می دهد. اقتصاد خرد، مباحثی چون رفتار مصرف کننده، رفتار تولید کننده و چگونگی تعیین قیمت در بازارهای مختلف را دربر می گیرد. حال آنکه اقتصاد کلان، تغییرات متغیرهای اقتصادی از قبیل درآمد ملی، سطح اشتغال و سطح عمومی قیمت ها را مورد مطالعه و تحلیل قرار می دهد
یکی از اهداف اقتصاد خرد بررسی بازار و برقرار کردن یک رابطهٔ نسبی پولی بین کالاها و خدمات است. همچنین به بررسی موارد شكست بازار (مواردی كه بازار قادر به تولید نتیجهٔ مطلوب و درخور نبوده) می‌پردازد و تئوری‌هایی را برای داشتن یک بازار رقابتی شرح می‌دهد.

در نظریه عرضه و تقاضا معمولاً فرض بر این قرار داده می‌شود که فضا کاملاً رقابتی است. این بدین معناست که خریداران و فروشندگان بسیاری در بازار وجود دارند و هیچ کدام از آنها نمی‌توانند بر قیمت‌ها تأثیر بگذارند. درمعادلات زندگی واقعی این فرض با مشکل مواجه است زیرا بسیاری از خریداران و فروشندگان این توانایی را دارند که بر قیمت‌ها تأثیرگذار باشند. در خصوص نظریهٔ عرضه و تقاضا در اغلب موارد تجزیه و تحلیل پیچیده‌ای نیاز است تا بتوان یک مدل عرضه و تقاضا ارائه داد.
بازار رقابتی کامل، بازاری است که در آن تعداد زیادی فروشنده، کالاهای مشابه را به تعداد زیادی خریدار عرضه می کنند. قیمت در بازار به وسیله عرضه و تقاضا تعیین می شود. آلفرد مارشال، عرضه و تقاضا را به دو لبه قیچی تشبیه می کند که برای بریدن پارچه لازم است. او معتقد است که عرضه و تقاضا مانند دو تیغ قیچی، به یکدیگر کمک کرده، قیمت کالاها در بازار را تعیین می کنند. عرضه منعکس کننده شرایط کمیابی و تقاضا بیان کننده خواسته ها و نیاز افراد می باشد. اگر کالایی کمیاب باشد ولی کسی تمایلی برای خرید آن نداشته باشد، واضح است که آن کالا نمی تواند قیمتی داشته باشد

عتیقه زیرخاکی گنج