• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عقبماندگى هوشى يک بيمارى نيست، بلکه شمارى بيمارىهاى از نظر سببشناختى متفاوت را دربر مىگيرد که در ويژگىهاى زير مشترک هستند:
نقص اعمال هوشي،
نقص تطابق رفتار با نيازهاى زندگى روزانه،
مزمن بودن
وجود از زمان تولد يا آغاز کودکي.
اکنون توافق همگانى بر آن است که بايد هم اعمال هوشى و هم تطابق رفتارى ناقص باشد تا بتوان کسى را دچار عقبماندگى هوشى دانست. و نبايد هيچکس بر پايهٔ تصور و گمان ذهنى دچار عقبماندگى هوشى بهشمار رود. بايد حتىالمقدور اندازهگيرىهاى عينى براى تعيين اعمال هوشى و تطابق رفتارى بهکار گرفته شود، ارزيابى سطح هوش بايد بر پايهٔ اطلاعات در دسترس و از جمله شواهد بالينى (مانند شناخت و ناتوانى مثلاً کلامي)، تطابق رفتارى و يافتههاى روانسنجى باشد 
انواع عقبماندگى هوشى
روانشناسان براى طبقهبندى درجهٔ عقبماندگى هوش مفهوم IQ را بهکار مىگيرند. امتيازهاى IQ بر اين فرضيه قرار دارند که پراکندگى درجهٔ هوش در جامعهٔ کلى از منحنى توزيع نرمال يا توزيع گوس – با ميانگين صد – پيروى مىکند. نيمى از جمعيت امتياز بيش از صد بهدست مىآورند و نيمى ديگر کمتر از صد و سه درصد از کمهوشترين مردم امتيازى برابر هفتاد يا کمتر خواهند داشت. اين دسته را بهطور معمول عقبماندهٔ هوشى بهشمار مىآورند. سازمان بهداشت جهانى طبقهبندى زير را براى تعيين عقبماندگى هوشى بهدست داده است 
عقبماندگى هوشى خفيف IQ بین ۵۰ تا ۷۰
عقبماندگى هوشى شديد IQ بین ۲۰ تا ۳۴
عقبماندگى هوشى متوسط IQ بین ۳۵ تا ۴۹
عقبماندگى هوشى بسيار شديد IQ کمتر از ۲۰
عقبماندگى هوشى بسيار شديد نادر است و بخش بزرگى از اين کودکان بهشدت ناتوان در سراسر زندگى کم يا بيش وابسته باقى مىمانند. بيشتر اوقات عقبماندگى هوشى شامل اختلالات روانى هم هست. عقبماندگى هوشى خفيف بسيار است. بايد تأکيد کرد که طيف IQ پيشنهاد شده نبايد بهصورت انتزاعى و مطلق بهکار گرفته شود. در طول عمر اشخاص سطح IQ ضرورتاً پايدار نمىماند. 
دامنهٔ مشکل
برآورد شده است که نزديک به سه درصد جمعيت جهان عقبماندگى هوشى داشته باشند. در کشورهاى رو به پيشرفت نمىتوان به آسانى رقم عقبماندههاى هوشى تعيين کرد زيرا در سرشمارىها اين افراد بهطور مشخص شمارش نمىشوند.
علل عقبماندگى هوشى 
عقبماندگى هوشى بيشتر اوقات در نتيجهٔ بعضى جراحات يا بيمارىهاى جسمى است. در بسيارى از بيماران هم علت آن ناشناخته است. عوامل سببى شناخته شدهٔ عقبماندگى هوشى عبارتند از:
بيمارىهاى زاگشناختى (ژنتيک)؛ مانند: نشانگان داون، نشانگان کلاينفلتر، فنيل کتونوري، بيمارى تي-ساش، گالاکتوزومي، ميکروسفالي، کمکارى تيروئيد بهصورت مادرزادي، اين بيمارى يک يا چندژن يا ناهنجارى فامتنى (کروموزومي) را در بر مىگيرند. 
عوامل مربوط به دوران بارداري؛ اين عوامل عبارتند از: نقيصههاى لولههاى عصبي، ناسازگارى Rh، برخى عفونتها (مانند سرخجه، سيتومگالوويروس، توکسوپلاسموزيس و سِفليس)، داروها و پرتوتابي. 
عوامل حول زايماني؛ عبارتند از: صدمات وارده، هيپوکسى و فلج مغزي
عوامل پس از زايماني؛ شامل: صدمات وارده به سر، حوادث، آنسفاليتها، عوامل فيزيکى و شيميائى (مانند مسموميت از سرب يا جيوه
عوامل ديگر؛ مانند: سوءتغذيهٔ مادر، سوءتغذيهٔ پروتئين انرژي، کمبود يد (گواتر بومي)، ازدواج همخون و باردارى پس از سن چهل سالگى (ازدواج ديررس) همگى جزء علل شناختهشدهٔ عقبماندگى ذهنى هستند.
پيشگيرى از عقبماندگى هوشى
هدف نهائى از مبارزه با عقبماندگى ذهني، پيشگيرى است. شناخت عوامل سببى اساس پيشگيرى مؤثر را تشکيل داده و بسيارى از اين عوامل را مىتوان شناسائى کرد. اينک ايمنسازى عليه دو علت اصلى خطر (يعنى سرخجه و سرخک) مقدور است. در کشورهاى رو به پيشرفت ممکن است نقش سوء تغذيه و عفونت بسيار بيش از کشورهاى پيشرفتهٔ صنعتى باشد. در جاهائى که گواتر بومى وجود دارد عقبماندگى هوشى فراوانتر است، گواتر بومى را با مصرف نمک يددار مىتوان از بين برد. خدمات مادر و کودک از جمله برنامهٔ تنظيم خانواده ضرورى است و بايد به اندازهٔ کفايت در دسترس باشد. تنظيم خانواده مىتواند نقش خاص و مهمى در تعداد کودکان دختران خيلى جوان يا زنان سالمند داشته باشد. نسبت کمبود وزن به هنگام تولد در نوزادان اينگونه زنان زيادتر است و چنين نوزادانى بيشتر در معرض خطر داشتن نقيصههاى هوشى هستند. کودکانى که پيش از اين با عقبماندگى هوشى بهدنيا آمدهاند هم دشوارىهاى اقتصادى و اجتماعى قابل ملاحظهاى بهوجود مىآورند زيرا برنامههاى بازتوانى و آموزشى و مراقبتهاى درازمدت لازم دارند. از اينرو براى دشوارىهاى سببشناسي، پيشگيرى و چارهجوئى اينگونه کودکان کار ردههائى چند ضرورت مىيابد
علل ذهنى و استعدادى
کمهوشى
براساس تجارب کودکانى که دچار کمهوشى و يا افت ذهنى هستند ممکن است از تنبلى سردرآورند. اين امر در اغلب عقبماندگان ذهنى حضور دارند. آنها برحسب طبيعت کندذهنى متوجه شيطنتهاى اساسى و بنيادين مىشوند. و البته مىدانيم همه کودکان به يک ميزان هوش ندارند عوامل وراثتى و محيطى در اين تفاوت مؤثرند.
اختلال در ادراک
برخى از کودکان دچار تنبلى هستند بدانخاطر که اختلالاتى در ادراک دارند و به تناسب وضع حالشان نمىتوانند رشد و پيشرفتى داشته باشند و حتى ممکن است کار و برنامه خود را رها کنند و طبيعى است که به تنبلى متهم گردند

تنبلى ذهنى
ممکن است فردى از نظر هوش و استعداد در سطح مناسبى باشد ولى بعلت کمکارى و يا عدم بکار انداختن ذهن و يا نازپروردگى و لوسى و واگذارى کار خود به ديگران دچار رکود و در نتيجه تنبلى ذهنى گردد و اينامر در عين حسن نيٌت و صداقت برايشان پديدآيد. مخصوصاً اگر در برابر برنامهاى سنگين قرار گيرند
خستگى ذهن
برخى از کودکان بعلت عدمآشنائى با شيوه کار و تلاش ذهن خود را خسته مىکنند.مثلاً با حفظ مسائل پوچ و بىارزش، با حفظ کردن متن يک کتاب داستانى و يا کار و تلاش بسيار، حلٌ معماها و مسائل سخت خستگى ذهنى دارند و رغبت به کار و تلاش پيدا نمىکنند
ضعف استعدادى
برخى از کودکان درباره مسألهاى خاص و يا زمينهاى مخصوص استعداد ندارند. مثلاً درس رياضى را خوب مىفهمند ولى در ادبيات يا هنر و نقاشى استعداد ندارند و برعکس. و اين کودکان در مقايسه با کل برنامهدرسى با اينکه در يکى دو درس نمره خوب مىآورند متهم به تنبلى مىشوند
ضعف حافظه
و وضع بهمينگونه است درباره کودکانى که دچار ضعف حافظهاند و قدرت حفظشان کافى نيست دروس حفظى را نمىتوانند بخاطر بسپارند در نتيجه راجع به آنها داورى مىشود که تنبل و تنپرورند و البته حافظه آنان به دلايل گوناگونى ممکن است ضعيف باشد

علل اجتماعى
فعاليت غيردرسى
گاهى کودکى را مىيابيد که به عللى فعاليت غيردرسى را بر درسى مقدم وامىدارد. سرگرم کارهاى جنبى و بدان علاقمند است. والدين و مربيان در اين زمينه به او کمتر توجه دارند و اين خود موجب عقبماندگىهاست.
کثرت سرگرمىها
ممکن است شما کودکى را بيابيد که بعلت سرگرمىهاى خارج از مدرسه از درس و تحصيل عقب بماند. برخى از پدران و مادران در تهيه اسباببازى براى فرزندان خويش راه افراط مىپيمايند. کودک به دلگرمى اسباببازى نه در مدرسه توجهى به درس دارد و نه درخانه به آن علاقمند است
معاشران نامناسب
اين هم مشکل بزرگى براى کودکان است که برخى از آنان معاشران خوبى ندارند و با افراد بيکاره و تنپرور همدمند. بخش مهمى از اوقات آنها با چنين دوستانى مىگذرد و جاذبه آنها توان کار و فعاليت را از آنان مىستاند. 
عدم رسيدگى والدين
پدران و مادرانى را مىشناسيم که گرفتار وسرگرم کارند. بعلت فقرها و مصيبتها ناگزيرند بخشى مهم از اوقات شبانهروز خود را دور از خانه و در محل کار و اشتغال بسربرند. امکان و فرصت آن را ندارند که به فرزندان خويش برسند.
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
   اكنون مسلمان حكمران سه قاره‌اند و بيش از نيمي از مناطق مسكوني جهان را به‌خود اختصاص داده‌اند . آن‌ها استراتژيك‌ترين راههاي زميني و آبي و مسيرهاي هوايي بين‌قاره‌اي را در اختيار دارند . بيش از ۵۰ كرسي سازمان ملل متحد از آن مسلمانان است كه تقريباً برابر با يك سوم حدنصاب تعداد اعضا براي تشكيل جلسات است . همچنين ، يك پنجم توليد ناخالص ملي جهان به مسلمان اختصاص دارد كه اين رقم ، سه برابر توليد ناخالص ملي چين است . نكته قابل توجه ديگر اينكه هزينه‌هاي دفاعي اتحاديه عرب (و نه جهان اسلام) به ۵۰ ميليارد دلار در سال مي‌رسد كه اين رقم ، دو برابر بودجه دفاعي چين ـ پرجمعيت‌ترين كشور جهان ـ است . 
   همه اين‌ها را مي‌توان در سخنان نيكسون خلاصه كرد : « شريان‌هاي حياتي صنايع عظيم جهاني در دست‌ مسلمانان است » . آري ، اين يك حقيقت است . عمده ذخاير نفتي جهان ـ كه در واقع قلب جهان صنعتي به‌شمار مي‌آيد ـ در سرزمين‌هاي مسلمانان مدفون شده است . آمارها نشان مي‌دهد كه از مجموع ذخاير نفتي جهان (۹۰۰ ميليارد بشكه) ، ۶۴ درصد (۵۷۶ ميليارد بشكه) به خاورميانه تعلق دارد ، و آمريكا و كانادا ، روي هم‌رفته ، تنها ۴ درصد را در اختيار دارند . سهم آسيا نيز به استثناي خاورميانه و قسمت‌هاي آسيايي روسيه ، چيزي در همين حدود است . از ۱۳ كرسي اوپك كه كسب و كار جهاني نفت را كنترل مي‌كند ، ۱۰ كرسي به كشورهاي اسلامي تعلق دارد . بنابراين ، مسلمانان كانون قدرتي را در اختيار دارند كه چرخ‌هاي صنعت جهاني را به گردش در مي‌آورد . اين حقيقت در اكتبر سال ۱۹۷۳، زماني كه امتناع اعراب از فروش نفت ، قيمت آن را در بازارهاي جهان به‌شدت افزايش داد ، بر همگان ثابت شد . در اثر اين رويداد تقريباً تمام بخش‌هاي خدماتي ، و به‌ويژه صنايع ساخت و توليدي ، به‌خاطر كمبود منابع فلج شدند . به آمريكا نيز ضربه مهلكي وارد آمد . ژاپن و آلمان‌غربي هم جان سالم به‌در نبردند . در ژاپن كار به آنجا رسيد كه كالاهايي همچون صابون و دستمال كاغذي ناياب شد! و دولت به پمپ‌بنزين‌ها دستور داد كه كارشان را در روز‌هاي تعطيل متوقف كنند . فعاليت‌هاي اجتماعي ، پارك‌ها و رستوران‌ها هم به‌شدت محدود شدند . اما بلند‌مدت‌ترين اثر اين بحران ، تغيير الگوهاي توليد خودرو بود و چنان فشاري به بازار خودروسازان آمريكا ـ بزرگترين بازار خودرويي جهاني ـ وارد آمد كه دولت آمريكا مجبور شد به‌جاي ساخت ماشين‌هاي پرمصرف، به واردات خودروهاي كم‌مصرف و كوچك ژاپني بپردازد . 
   گذشته از منابع نفتي ، نمي‌توان وابستگي شديد دنياي صنعتي به منابع معدني دنياي اسلام را نيز از ياد برد . ما در كنار ذخاير نفتي ، ذخاير انبوهي از مواد معدني داريم كه بدون آن‌ها دنياي صنعتي نمي‌تواند به حيات خود ادامه دهد . در حقيقت توسعه باورنكردني دنياي غرب ، وابسته به منابع معدني ماست و به بيان ديگر شكوفايي دنياي صنعتي ، در گرو منابع مسلمان است . جالب است بدانيم كه دنياي غرب در هر دو جبهه سرگرم غارت اموال مسلمانان است . از طرفي مواد خام را به ثمن‌بخس از ما مي‌خرند ، و از سوي ديگر محصولات صنعتي خود را به قيمت‌هاي گزاف به ما مي‌فروشند . شايد بتوان گفت كه ما ثروتمند‌ترين ساده ‌لوحان جهان هستيم . اين حقيقت به‌روشني مشهود است . چرا كه به ‌رغم مواهب بزرگي كه خداوند متعال به ما عطا كرده است ، در همه زمينه‌هاي دانش تخصصي عقب مانده‌ايم . ما هيچ مهندس ، دانشمند يا متخصصي نداريم كه بتواند ثروت‌هاي طبيعي‌مان را به‌كار گيرد . 
   بي‌سوادي ، كم‌ و بيش يكي از ويژگي‌هاي بارز كشورهاي اسلامي است . از ميان دانشمندان دنيا نمي‌توانيم حتي به دو دانشمند مسلمان كه شهرت بين‌المللي داشته باشند ، اشاره كنيم . ميليون‌ها كشف و اختراع بزرگ و كوچك كه دنيا را متحول كرده‌اند ، به نام يهوديان ، مسيحيان و پيروان مكاتب و فرقه‌هاي ديگر ثبت شده است .  به‌سختي مي‌توان در سطح بين‌المللي ، پژوهشگر مسلماني را يافت كه به‌خاطر دستاوردهاي علمي و نقشي كه در پيشرفت دانش و فنآوري داشته است ، زبانزد باشد . البته در اينجا لازم است به پروفسور عبدالسلام ـ تنها مسلماني كه جايزه نوبل را دريافت كرده ـ اشاره كنم . او رئيس آكادمي علوم كشورهاي جهان سوم و مدير مركز بين‌المللي فيزيك نظري ايتاليا بود . 
   براستي علت اصلي اين عقب‌ماندگي چيست ؟ پاسخ روشن است ؛ ما در جوامع اسلامي خود ، حتي يك موسسه آموزشي نداريم كه در چارچوب باورهاي اسلامي فعاليت كند . حتي يك كشور مسلمان وجود ندارد كه تعهدي نسبت به كسب و افزايش دانش علمي داشته باشد . هيچ يك از ما درك نكرده‌ايم كه آموزش عالي مي‌تواند از بار مشكلات بي‌شمارمان بكاهد . 
   براي آنكه به صحت و سقم اين قضيه پي‌ببريد ، كافي است نگاهي به جامعه خود بياندازيد .  ما چندين دهه است كه در جا مي‌زنيم . اما  دشمنان اسلام مدت‌ها پيش مزاياي اين مكتب آسماني را درك كرده‌اند و حال شايع كرده‌اند كه اسلام ، سبب ركود و عقب‌ماندگي است ! در مؤسسات آموزشي آن‌ها به جوانان ما القاء مي‌شود كه اسلام به درد نخبگان نمي‌خورد! اين يك دروغ فاحش است . شاهد من بر اين مدعا ، گذشته درخشان امت اسلامي است . 
   پس از رحلت پيامبر گرامي اسلام(ص) ، مسلمانان تحت رهبري و راهنمائي‌هاي ارزنده معصومين عليهما‌السلام ، در شاخه‌هاي مختلف علوم به دستاوردهاي خارق‌العاده‌اي دست يافتند . آن‌ها مؤسساتي براي تحصيلات عاليه داير كردند و در علوم و فنآوري سرآمد شدند . اين برتري و تفوق ، تا سال ۱۴۵۰ ميلادي ادامه يافت . جابربن حيان كه از شاگردان امام صادق(ع) است ، در زمره نامدارترين شيمي‌دان‌هاي جهان است . ابن هيثم نيز فيزيكدان مشهوري است كه قوانين اينرسي(لختي) را كشف كرد . بعد‌ها اين قوانين الهام‌بخش گاليله و نيوتن براي كشف قوانين پايه‌اي مكانيك بود . او اولين كسي است كه طرح “سد آسوان” را ارائه داده است ؛ البته موفق نشد كه آن را بسازد ، چرا كه فنآوري آن زمان در حدي نبود كه او ايده‌هايش را عملي كند . ابن‌سينا و بسياري از انديشمندان مسلمان ديگر نيز سبب پيشرفت علم شدند و بعد‌ها دانشمندان غربي آن را به ابعاد كنوني رساندند . همه دانش‌پژوهان غربي ، از خدمات فراوان انديشمندان مسلمان به پيشرفت علم آگاهند و تأييد مي‌كنند كه بيشترين سهم در بناي علم مدرن ، از آنِ تمدن اسلامي است .  بريفالت ، كه يك دانش‌پژوه غربي است ، مي‌نويسد: « آنچه كه ما آن را “علم” مي‌ناميم ، نتيجه روش‌هاي نوين آزمايش ، مشاهده و اندازه‌گيري است كه مسلمانان به اروپا هديه كرده‌اند » . 
   پيامبر اسلام(ص) و خاندان مطهرش ، مسلمانان را به كوشش‌هاي علمي تشويق مي‌كردند . آن‌ها علوم نجوم ، فيزيك ، زيست‌شناسي ، زمين‌شناسي ، فيزيولوژي ، آناتومي ، رياضيات و هواشناسي را پايه‌گذاري كردند و بدين ترتيب دامنه دانش بشري را گسترش دادند . در اين نوشته كوتاه ، نمي‌توان تأثير شگرف تمدن اسلام به گسترش علوم در غرب را تحليل كرد . 
   آنچه كه بايد به‌طور جدي تحليل و بررسي شود ، اين است كه با توجه به اين دستاوردهاي ماندگار كه پيشينيان ما در زمينه‌هاي مختلف علم برايمان به ارث گذاشته‌اند ، چگونه است كه ما يك رويكرد خشك و محافظه‌كارانه را در مؤسسات آموزشي خود در پيش گرفته‌ايم ؟  چرا اشتياق ، پويايي و حس كشف و كنجكاوي در ما ناپديد شده است ؟ 
   كساني كه زيربناي اپيستمولوژي اسلامي را مي‌شناسند ، بر اين باورند كه واژه‌ي “علم” از مترادف‌هايش در زبان انگليسي و ساير زبان‌هاي دنيا گويا‌تر است . كلماتي نظير “science” يا
 “knowledge” كه در انگليسي به‌معناي “علم” به‌كار مي‌روند ، از بيان ابعاد مختلف آن قاصرند . در حالي كه پيامبر عظيم‌الشان اسلام ، در حديثي خود را “شهر علم” ‌خواندند و به‌طور دقيق ابعاد نامحدود “علم” را بيان كردند .
   در اينجا مي‌خواهم به ضرورت كسب علم از ديد اسلام اشاره كنيم و توجه شما را به اين نكته جلب كنم كه شرط اصلي موفقيت در رويارويي با تغييرات سريع دنياي كنوني ، تحصيل علم است. همان‌طور كه همه ما مي‌دانيم ، اسلام مكتبي است براي همه زمان‌ها و به‌علاوه كليه جوانب و ابعاد زندگي انسان را در بر‌مي‌گيرد. بنابراين ، لازم است كه در طول زمان و با توجه به ارزش‌هاي اسلامي ، سيستم‌ها و فعاليت‌هاي خود را بازنگري كنيم تا بتوانيم با چالش‌هاي نوظهورناشي از تغييرات روبرو شويم . بدين منظور، قدم نخست آن است كه مؤسسات آموزشي خود را مطابق رويكردهاي اسلامي اصلاح كنيم تا با نيازهاي زمانه همگام شوند. اين كار از نظر تبليغاتي بسيار حائز اهميت است . به‌خصوص در دنياي روشنفكرانه كنوني ، كه مخاطب مبلغان ما ، متخصصان سطوح عالي دانشكده‌هاي تخصصي دنيا هستند ، بايد آن‌ها را به علم و تخصص كافي تجهيز كرد تا بتوانند به‌راحتي با مخاطبان خود ارتباط برقرار كنند و بر آن‌ها تأثير بگذارند .
   در چند سال گذشته ، رهبران و مصلحان جامعه ، نگراني شديدي نسبت به ويراني ارزش‌هاي معنوي جامعه اسلامي ابراز داشته‌اند . اين درك درستي است ، اما كافي نيست . اگر مي‌خواهيم تغييرات مثبتي ايجاد كنيم ، بايد علت اصلي مشكلاتمان را بيابيم . دليل اصلي مشكلات ما ، سيستم آموزشي غربي است كه در مدارس ما پياده شده است و ما هم آن را پذيرفته‌ايم . ما براي نجات جوانانمان و بازگردان آن‌ها به يك فضاي سالم و پاكيزه ، به مدارس و دانشگاههاي جامع و يكپارچه اسلامي نياز داريم و موفقيت در اين راه ، به همكاري رهبران و اعضاي جامعه بستگي دارد . *
________________________________________
   *  خلاصله مقاله اي از دكتر سيد كامون پوري ، استاد دانشگاه دارالسلام پيرامون اسلام سازي دانش
حال به چكيده اي از سخنان ، سيد مجتبي موسوي لاري در خصوص     « علل پيشرفت مسيحيت »   مي پردازم :
   در عصر كنوني مذاهب و اديان موجود در جهان اعم از آسماني و غير آسماني به واسطه تحريفات و نواقص گوناگون رشد و پيشرفتي ندارند ، بلكه روز به روز به سوي انحطاط پيش مي روند . تنها در اين ميان مسيحيت است كه در سراسر جهان تلاش ها و كوشش هاي قابل توجهي دارد ، پس بنابراين در عصر ما تنها اسلام و مسيحيت هستند كه در سراسر دنيا روبروي يكديگر قرار دارند .
   پيشرفت مسيحيت زائده عامل خاصي نيست . عوامل گوناگوني دست به هم داده و موقعيت حساسي را براي آئين مسيح بوجود آورده است ، توسعه دائره تبليغات عامل نيرومندي براي پيشرفت يك دين محسوب مي شد به طوريكه مي تواند افكار جامعه را زير نفوذ گرفته و به سوي هدف مشخصي بكشاند ، چه انسان طبعاً تحت تأثير تلقين واقع مي شود و تبليغات در روحيه و زندگي وي اثر عميقي مي بخشد .
   در نهضت علمي و اجتماعي « رنسانس » قرون اخير اين مسئله به عنوان يك مسئله حياتي مورد توجه فراوان قرار گرفت  مقامات مذهبي مسيحيت دست به يك رشته تبليغات دامنه داري زده و با استفاده از نيروي سازماني خود با تمام قوا كوشش مي كنند آئين خود را در همه نقاط جهان گسترش دهند .
   از طرفي تلاشهاي همه جانبه و امواج تبليغات مذهبي آنها ملل متمدن را فراگرفته و از سوي ديگر علاقه و دلبستگي بيش از حد مردم به ماديات شعاع فكرشان را و نيروي تعمق در امور معنوي را از آنها ربوده است . ظواهر فريبنده ماديات همچنين پرده هاي تاريك و سياه بر افكار مردم گسترده و مجالي برايشان نگذارده است كه به جستجوي حقيقت بپردازند و پيرامون دين و مسائل روحي تفحص و كنجكاوي كنند . از آن طرف دائره فعاليتهاي ما هم بسيبار محدود و فاقد ضروري ترين مسائل تبليغاتي است و با وضع فعلي خود نمي توانيم اسلام را با تعاليم مقدس و چهره درخشان به دنياي متمدن امروز عرضه كنيم و امتيازات آن را به بهترين وجهي روشن سازيم .
   اينها عواملي است كه مسيحيت را به جلو برده و سبب شده است يك سلسله اعتقادات مخالف منطق عقل در اعماق روح ملل غرب ثابت و پايدار بسازد .
   قرن ها است كه ديگر كوشش قابل ملاحظه اي از ناحيه مسلمانان براي توسعه و انتشار اسلام به عمل نيامده و آن نهضت و جنبش كه در قرون اوليه از طرف مسلمين به وقوع پيوست ، در اثر عدم توجه و شايستگي عده اي از زمامداران و گردانندگان چرخ هاي حكومت اسلامي ، تدريجاً متوقف شد و در جبهه واحد اسلامي شكاف عميقي بوجود آمد . كشورهاي اسلامي به واسطه شكست هاي سياسي قدرت جهاني خود را از دست دادند و در زير پنجه هاي استعمار غرب قطعه قطعه شدند .
   روز گاري بود كه بشر اطلاعات ناقص و بسيار ناچيزي در باره اين جهان عظيم داشت ، ولي امروز حقايق حيرت آور و جالبي در باره جهان هستي كشف كرده و با قدرت علم و تحقيق و جستجو در مظاهر طبيعت و مو شكافي در لابلاي آزمايشگاه ها پرده از روي شگفتيهاي عالم و پر غوغاي موجودات ذره بيني برداشته است . لابراتوارها براي مطالعه علوم طبيعي مجهز به انواع وسائل شده و ميكروسكوپ هاي الكترونيكي ، هزاران مرتبه حجم موجودات را بزرگتر از مقدار واقعي آنها نشان مي دهد .
   خلاصه مزايا و فراورده هائي كه در عصر كنوني دنياي غرب به مردم جهان عرضه كرده است قابل اغماض و چشم پوشي نيست ، هيچكس نمي تواند اين همه وسائل توليد ، افزايش منابع ثروت و كليه تسهيلاتي كه از ناحيه تمدن معاصر پديد آمده ، منكر باشد .
   از نظر پزشكي و بهداشت اين تحول و ترقي شايان توجه و كاملاً چشمگير است ، سابقاً علم پزشكي دوران ضعف و ناتواني خود را مي گذرانيد ، براي بسياري از بيماري ها داروئي وجود نداشت ، هنوز كودكان به صحنه دنيا قدم نگذاشته بودند كه مورد حملات بيماري هاي گوناگون واقع مي شدند . برخي از آنها به ديار مرگ و نيستي رهسپار مي شدند و بعضي ديگر كه بيماري ضرباتي سهمگين به آنها وارد آورده بود ، يك عمر را در مشقت و سختي مي گذرانيدند . هنوز خاطرات غم انگيز و ناگوار ديروز را نمي توان از ياد برد .
   گرچه از وقتي كه بشر قدم در اين كره خاكي گذارده ، زندگي او پيوسته در حل تغيير و تحول بوده و اين دگرگوني اختصاص به زمان خاصي نداشته است . اما به قدري در عصر كنوني نيروهاي ابتكاري علمي و فني بشر سريع و شگرف است كه اين قطعه از زمان امتياز خاصي يافته و عصر پيروزي و فتح علم و زمان تحول و تكامل ناميده شده است اضافه اين نكته نيز لازم به نظر مي رسد كه با همه اين ترقيات و پيشرفت هاي حيرت انگيز و كوشش دانشمندان علوم طبيعي به منظور شناسائي اسرار جهان هنوز بيش از الفبائي از اسرار اين كتاب بزرگ خوانده نشده است .
   با كمال تأسف بايد اعتراف كرد كه تمدن كنوني غرب ، باهمه مظاهر چشمگير وقابل توجهش ، نارسائي ونقاط ضعف فراوان دارد ، كه در اهميت و بزرگي از جنبه هاي مثبت آن كمتر نيست همانگونه كه مي بايست از دانش و تمدني كه وسائل رفاه و آسايش جامعه را فراهم كرده و فصل نويني در كتاب عمر بشر گشوده است ، تقدير كنيم نمي توان از دست رفتن فضائلي كه زندگي سعادتمندانه بشر به آن بستگي دارد و در نتيجه انحطاطهائي كه دامنگير جامعه متمدن شده است ناديده بگيريم .     
   مقام صنعتي غرب در اوج ارتقا قرار گرفته و در اين زمينه ابتكارات بشري سريع و پر دامنه انجام        مي گيرد اما زنگي روحي مردم به حد صفر رسيده است . به همان نسبت كه علم پيشرفت كرده ، افكار تنزل نموده ، عوامل اختلاف و كشمكش هردم توسعه مي يابد .
   غرب ارزشهاي روحي وانساني را رها نموده ، وزنجير عبود يت ماشين را بگردن افكنده است ، ترديدي نيست كه بردگان ماشين به خوشبختي وسعادت وآسايش واقعي د ست نخواهند يافت ، دانش زندگي را تحت نظامي در  مي آورد و اين نظام موجب رفاه مي گردد، اما سعادت وخوشبختي را ايجاد نمي كند سعادت كار دانش نيست بلكه سعادت امر ديگري است ، دانش مفيد وزيانبخش و زشت و زيبا را نمي شناسد دانش فقط قادر است صحيح را از غلط تميز وتشخيس دهد ، اگر نظام زندگي بشري تنها نظام دانش باشد جهنمي سوزان است . به گفته « برتر اندراسل » بايد باچنين نظامي به شدت مبارزه كرد .                                                                                                               
   در حالي كه تمدن براي بشريت هداياي ارزنده اي  آورده ، ولي يك بي بند وباري  مهلك وكشنده نيز باهزاران جنايت ومفاسد هولناك به همراه آورده است ، آتش هوي و هوسهاي بي پايان بي رحمانه تاروپود روح وجانها را مورد حمله قرارداده ، آسايش فكري وروح وايمني را از مردم سلب كرده است علم نه تنها در محيط معنوي چراغي روشن نساخته ، بلكه بر تاريكي وتيرگي آن به شد ت افزوده است .   
   اين پيروزي و فتح علمي مانند فتح  پيروزيهاي جنگي ، خسارات وتلفات ومصا ئب وبدبختي هاي غير قابل جبران در برداشته است ، و هر گلي در باغ اين تمدن مي رويد ،در كنار آن  خار جان گدازي هم سبز        مي شود ، اتوبيل و هواپيماو كارخانه ها و وسايل جراحي و ابزار آسايش و رفاه زندگي ارمغان ارزنده تمدن كنوني است ، ولي بمبهاي كوبنده ومخرب و گازهاي كشنده وجتها و موشكها ، واشعه هاي  مرگ ، و توسعه جنايات و فجايع اخلاقي نيز همين تمدن  براي بشريت آورده است .              
   در دنياي متمدن عقل خدمت منافع است ، وغير از نسبتهاي مادي چيز ديگري را درك نمي كند ، لذا فضيلت  مطلق نابود شده ، و بسياري ازمفاهيم اخلاقي به دست مرگ وفراموشي سپرده شده است و اين جراحت قابل التهام نيست . 
   با اين كه محيط زندگي ما از ميدان جنبشها و فعاليتهاي  علمي د ور است ،  ولي مظاهر تمدن در محيط زندگاني ومحيط اجتماعي و محيط تعليم و تربيت ما راه  يافته است ، وسيلاب مظاهر تمدن با شد تي فراوان بسوي ماجاري و سرازير است ، زيرا امروز مرزهاي كشورها به روي كليه افكار و اخلاق خارجي باز است، وعادات و رسوم  از كشوري به داخل كشور ديگر رخنه مي كند ، گرچه دانش ها وافكار صحيح نيز مشمول همين قانون است ، ولي فجايع و مفاسد اخلاقي وروحي بواسطه تناسب با تمايلات شهواني ، و غرائز سركش سريع تر و عميق تر اثرخود را مي بخشد ، لذا با اينكه از لحاظ  پيشرفتهاي علمي و صنعتي اجتماع ما شباهتي به ملل غرب ندارد كامل ترين نمونه مفاسد و بي بند وباريهاي غربي درآن ديده مي شود .     
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عقبماندگی ذهنی توان هوشی كمتر از میانگین جامعه (ضریب هوشی كمتر از ۷۰) كه با یك آزمون استاندارد ضریب هوشی سنجیده میشود. ضریب هوشی ۱۳۰-۸۰ طبیعی در نظر گرفته میشود؛ میانگین طبیعی ۱۰۰ است. اختلال عملكرد هوشی منجر به عدم توانایی فرد در انجام مسؤولیتهای عادی زندگی میگردد.عقبماندگی ذهنی به چهار گروه خفیف (ضریب هوشی ۷۰-۵۰)، متوسط (ضریب هوشی ۴۹-۳۵)، شدید (ضریب هوشی ۳۴-۲۰) و بسیار شدید (ضریب هوشی كمتر از ۲۰) تقسیمبندی میگردد. عقبماندگی خفیف شایعترین نوع است
علایم شایع:
عقبماندگی ذهنی خفیف در بسیاری از موارد تا هنگامی ورود كودك به مدرسه تشخیص داده نمیشوند. فعالیتهای ذهنی نظیر ریاضیات و حساب كُندتر از معمول انجام میشود، توانایی خواندن مختل بوده و هیجانات كودك ممكن است بچهگانهتر از سن واقعیاش باشد. كودك ممكن است فعالتر از حد معمول بوده و یا حركات غیرارادی مكرر داشته باشد. بیمار ممكن است دچار تأخیر تكاملی بهصورت مشكلات تكلم و زبان، تأخیر در مهارتهای حركتی، نقایص حسی (كُندی در پاسخ دادن به مردم، صداها، اسباببازیها یا غیره)، یا اختلالات عصبی باشد. تشنج، بیاختیاری مدفوع و ادرار و مشكلات شنوایی نیز ممكن است وجود داشته باشد. عقبماندگی شدید و بسیار شدید اغلب در بدو تولد تشخیص داده میشوند.
علل بیماری:
0. اختلالات ژنتیكی ـ مادرزادی متابولیسم یا اختلالات كروموزومی. نشانگان داون شایعترین اختلالات كروموزومی عامل عقبماندگی ذهنی است.
0. عفونتهای مادرزادی داخل رحمی، اختلال خونرسانی جفت به جنین، عوارض بارداری (عفونتها، پرهاكلامپسی، اكلامپسی، مصرف الكل یا داروها توسط مادر یا سوءتغذیه مادر
0. قبل از تولد ـ زودرس یا دیررس بودن نوزاد، آسیبهای حین تولد و اختلالات متابولیك
0. پس از تولد ـ اختلالات متابولیك یا غددی، عفونتها، صدمات، عوامل سمی یا سایر علل آسیب مغزی، سوءرفتار با كودك
عوامل افزایشدهنده خطر:
0. سابقه خانوادگی عقبماندگی ذهنی:
1. ۲. مراقبتهای پیش از زایمانی ضعیف در مورد مادر
2. ۳. وضعیت اجتماعیـ اقتصادی نامطلوب خانواده
پیشگیری:
0. در بعضی موارد، علت شناسایی نشده و پیشگیری خاصی وجود ندارد.
1. ۲. مشاوره ژنتیك و تشخیص ژنتیكی قبل از زایمان ممكن است در بعضی موارد كمككننده باشد.
2. ۳. مراقبتهای پیش از زایمانی مناسب و خودداری مادر از سوءمصرف الكل یا داروها نیز كمككننده است.
3. ۴. درمانها و فنآوریهای جدیدی در دست بررسی است كه ممكن است میزان بروز عقبماندگی ذهنی را كاهش دهد.
عواقب موردانتظار:
0. افراد دچار عقبماندگی شدید یا بسیار شدید معمولاً نیازمند مراقبت دایمی هستند.
1. ۲. افراد دچار عقبماندگی خفیف، قابلیت فراگیری برای اداره یك زندگی مفید و بدون وابستگی به دیگران را دارا هستند
2. ۳. افراد دچار عقبماندگی متوسط آموزشپذیر هستند، ولی اغلب نیازمند مراقبتهای حفاظتی (نظیر خانه گروهی) میباشند.
عوارض احتمالی:
0. مشكلات روانی و رفتاری در كودكان
1. ۲. سوءاستفاده از فرد دچار عقبماندگی از جمله سوءاستفاده جنسی
2. ۳. تحمیل استرس به خانواده برای تطبیق دادن خود با فرد دچار عقبماندگی ذهنی
درمان:
0. اقدامات تشخیصی شامل مشاهده نشانههای عقبماندگی در فرد توسط اعضای خانواده است.
1. ۲. معاینه فیزیكی و آزمونهای هوش توسط یك پزشك در مرحله بعد
2. ۳. بیشتر خانوادهها چنین كودكانی را در منزل نگهداری میكنند.
3. ۴. تمرینهای ویژه، آموزش و اصلاح رفتار باعث افزایش مهارتهای كودك خواهد شد. عقبماندگی قابل برگشت نیست، ولی باید سعی شود تا قابلیتهای كودك به حداكثر برسد
4. ۵. حمایتهای خانواده از كودك در این زمینه حیاتی است؛ درمان در جهت آموزش به خانواده در مورد چگونگی پذیرفتن و تطبیق دادن خود با خواستههای كودك و فعالیتهای زمانبر لازم برای مراقبت چنین كودكانی سودمند خواهد بود
داروها:
پزشك ممكن است داروهایی برای درمان مشكلات طبی همراه تجویز نمایید مثلاً داروهای ضدتشنج برای موارد تشنج. در مجموع مراقبت افراد عقبمانده بیشتر آموزشی است نه طبی.
فعالیت:
فعالیت تا حدی كه وضعیت فیزیكی كودك اجازه میدهد.
رژیم غذائی:
رژیم خاصی نیاز نیست.
در این شرایط به پزشك خود مراجعه نمائید:
نگرانی در مورد روند تكاملی كودك خود، بروز هرگونه علایم جدید یا غیرمعمول در كودك پس از تشخیص عقبماندگی ذهنی یا ناتوانی شما در تطبیق دادن خود با وضعیت كودك.
علل فرهنگى
ضعف پايه درسى
گاهى عقبماندگى درسى بدانخاطر است که کودک پايه علمى ندارد و درس او در کلاسهاى قبلى ضعيف بوده است.مثلاً حروف شناسى بلد نيست و يا در کلاسهاى قبلى براثر توصيهها و سفارشها درس نخوانده و نفهميده قبول شده و به کلاس بالاتر ارتقاء يافته است

کمکهاى ناروا
برخى از مادران و پدران دلسوزىهاى بيحسابى در رابطه با کودک دارند. مىخواهند به او محبت کنند ولى نمىدانند چگونه و به چه صورتي. بهمين نظر مثلاً مشق کودک را براى او مىنويسند، مسائل رياضى او را حل مىکنندو…
ضعف روش
گاهى عقبماندگى شاگرد در دروس بعلت روش غلط تدريس است و يا روشى را که او در مدرسه براى تدريس به کار مىبرد با روش والدين کودک که با او کار مىکنند مباين است همچنين ممکن است روشهاى تدريس با ويژگىهاى روانى و فکرى کودکان منطبق نباشد و اين در کار و تلاش شاگرد اثرى منفى برجاى بگذارد.
نيمهوقت بودن مدارس
اين هم مسأله قابل ذکرى است که برخى از دانشآموزان در مدارس نيمهوقت درس مىخوانند و يا در روز فقط ۳ ساعت درس مىخوانند، آنهم در شرايطى غيرعادي، در کلاسى شلوغ، با معلمى کماطلاع و يا بىحوصله.
کثرت عدٌه در کلاس
براين مشکل کثرت عده شاگردان، شلوغىآنها، ضعف معلم در اداره کلاس را هم بايد افزود. بهنگامى که عدٌه دانشآموزان کلاس بسيار، هوا نامطبوع و فشار و درگيرى و سروصدا زياد باشد معلم ديگر نمىتواند نقش معلمى را درباره شاگردان ايفا کند. او همچون مبصرى خواهد بود که به ساکت داشتن شاگردان مشغول است.

عتیقه زیرخاکی گنج