• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق ازدواج و عقد-خرید اینترنتی تحقیق ازدواج و عقد-دانلود رایگان مقاله ازدواج و عقد-تحقیق ازدواج و عقد
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به طور يقين شيرين ترين حادثه اي كه در زندگي همه اتفاق مي افتد ازدواج است و براي دختر و پسري كه با هم ازدواج مي كنند پرداختن به وظايف همسري و جلب رضايت همسر از مهمترين مسائل است 
هدف ما اين است كه شما با ملاك هاي انتخاب همسر مناسب , نحوه گذر از دوران عقد و اصول زندگي مشترك اشنا شويد و فضاي زندگي را براي همديگر ارام بخش كنيد . با خواندن و بكار بردن اين اصول و كمك گرفتن از مشاوران مسائل خانوادگي مطمئن هستيم به موفقيت هايي در زندگي خواهيد رسيد و احساس خوبي از انتخاب همسر خود و از كنار هم بودن خواهيد داشت .
ضمن اينكه به شما مي گوييم : مطالب اين جزوات با يك بار خواندن ممكن است فراموش شوند و يا مدت زيادي طول بكشد تا بتوانيد انها را بكار بگيريد پس اين مطالب را بارها بخوانيد تا فراموش نكنيد و همچنين صبور باشيد تا بتوانيد آنها را در زندگي بكار گيريد و اگر باز هم مشكل داشتيد با يك مشاوره يا روانشناس مسائل خود را در ميان بگذاريد .
اميدواريم با بكار بستن مواردي كه توصيه خواهد شد هميشه زندگي شما با سعادت و شادكامي همراه باشد .          
راهكارهايي براي ايجاد روابط صميمانه تر شوهر با زن
۱- به حرف هاي همسرتان گوش كنيد و سئولاتي از او بپرسيد .
۲- بكوشيد بدون ارائه توصيه هاي نا خاسته , به مدت ۲۰ دقيقه به حرف هاي او گوش كنيد . 
۳- سعي نكنيد در قبال مشكلات او راه حل ارائه دهيد , در عوض با او هم فكري و همدلي كنيد. 
۴- علاوه بر مناسبت هاي ويژه , در مواقع ديگر نيز براي تنوع به او شاخه گلي هديه كنيد . 
۵- از قيافه و ظاهرش تعريف و تمجيد كنيد . 
۶- وقتي ناراحت است به احساساتش احترام بگذاريد .
۷- وقتي خسته است به او پيشنهاد كمك بدهيد .
۸- وقتي مي خواهيد دير تر به منزل برويد , به او زنگ بزنيد و خبر دهيد . 
۹- از محل كار به او زنگ بزنيد و حالش را جويا شويد يا موضوع هيجان انگيزي را براي او تعريف كنيد يا بگوئيد كه او را دوست داريد . كاري كنيد كه بداندوقتي ازاو دورمي شويد , دلتان برايش تنگ مي شود . 
۱۰-در حضور ديگران محبت خود را بيشتر به او نشان دهيد .
۱۱-براي او بيشتر از فرزندان اهميت قائل شويد و كاري كنيد كه بچه ها بدانند شما اول از همه به همسرتان توجه داريد . 
۱۲- با او به گونه اي رفتار كنيد كه در اوايل ازدواج رفتار مي كرديد . 
۱۳- به شيوه اي با گفت و گو كنيد كه نشان دهيد كه شما خواهان رسيدن به خواسته هاي او هستيد . 
۱۴- فرصت خاصي را فراهم كنيد كه با هم تنها باشيد . 
۱۵- وقتي آرايشگاه مي رود و مدل موهايش را تغيير مي دهد , از فرم جديد او تعريف كنيد. 
۱۶- وقتي به حرف هاي او گوش مي دهيد , تماس چشمي خود را با او حفظ كنيد . 
۱۷- اگر از شما در خواست كمك و حمايت كرد , بي آنكه در خواست او را نا بجا تلقي كنيد به او پاسخ مثبت دهيد . 
۱۸- وقتي همسرتان در دكراسيون منزل تغييراتي ايجاد كند از حسن سليقه او تعريف و تمجيد كنيد . 
 براي آزمودن افراد همنشيني كافي است 
                        حضرت علي (ع)
چگونه همسر مناسب خود را انتخاب كنيم 
دوران نوجواني و جواني مانند يك درياي طوفاني است . در اين دوره جسم و روان دچار التهاب و هيجان است . انديشيدن به اينده و طرح هايي براي زندگي , ابزار عقيده , دوست داشتن و دوست داشته شدن , همسر يابي و رسيدن به فرد ايد آل هم به جوان محبت مي دهد و هم احساس ارزشمند بودن , هم احساس بالغ شدن و هم رسيدن به آرزوهاي ديرينه . جواني كه در استانه ازدواج قرار مي گيرد به دليل موقعيت سني و عدم تجربه در اين زمينه با سوالاتي روبرو مي شوند كه دست يافتن به پاسخ سوالاتشان امنيت بيشتري در جهت معيارهاي زندگي مشترك به انها خواهد داد و اب اصول علمي و اخلاقي نسبت به زندگي نگاه خواهد كرد و پايه هاي زندگي آنها از استحكام بيشتري برخوردار خواهد بود . نكات مثبت گفته شده زماني صورت واقعيت به خود مي گيرد كه عشق و علاقه از روي شناخت و با درنظر گرفتن تمام جوانب امر و ملاكهاي لازم باشد . اما ديده مي شود كه اكثر جواناني كه پايه هاي ازدواج خود را با روابط عاشقانه اي كه در ابتدا شور و جوششي بي حد و حصر دارد و بر اساس احساسات زود گذر و بدون شناخت كافي اغاز مي شود بنا مي كنند غالباپس از مدتي روابطشانبه سردي مي گرايد . در اغاز اين روابط , احساسات مانع از در نظر گرفتن حقايق , واقيتها و ارزشهاي خانوادگي و اجتماعي مي شود , اما اندكي بعد از واقيتهاي ريز و درشت زندگي مانند عدم رضايت والدين , قدرت تصميم گيري والدين , نقش انان و سازگار نبودن ديدگاههاي عقيدتي , اخلاقي فرهنگي و واقعيت هاي ديگر زندگي بلعث مي شود اين عشق سطحي كاملا رنگ بازد و حتي گاهي جاي خود را به نفرت دهد . در نظر گرفتن اين مسائل در زندگي باعث ثبات , پايداري و تداوم زندگي مي شود .
در امر ازدواج ابتدا بايد تفكر كرد و منطقي تصميم گرفت و سپس عمل كرد و در نهايت به احساس اجازه ورود داد (به عبارتي ابتدا شناخت پيدا كنيد بعد اقدام كنيد و سپس به خودتان اجازه عاشق شدن بدهيد ) . دختر و پسر جوان براي تشكيل زندگي مشترك هدف خود را بايد معين كنند . هر كاري كه هدف و انگيزه نداشته باشد در نهايت ناتمام و يا دشواري به بار خواهد آورد .
اما مسئله مهمي كه بايد در نظر داشت اين است كه فرد ابتدا بايستي شناخت كافي از خود داشته باشد و ببيند در خود توان بر عهده گرفتن مسئوليت زندگي مشترك را دارد يا نه ؟ وهمچنين انتظاراتش از زندگي با همسر اينده اش چيست و چه انتظاراتي از طرف مقابل دارد . از ديگر ويژگيهاي لازم براي ازدواج موفق اين است كه فرد از رشد عقلي برخوردار باشد يعني :
۱- براي رسيدن به اهداف خود در زندگي برنامه ريزي كند .
۲- در تصميم گيريها بيشتر از عقلش تبعيت كند تا احساساتش .
۳- مسئوليت پذير باشد و مسئوليت اعمال , رفتار وتصميمات خود را بر عهده بگيرد . 
بنا به دلايل مذكور بايد مناسبات و روابط البته در چهارچوب خانواده بايد انقدر باشد كه دختر و پسر بتوانند شخصيت , انگيزه ها و توقعات يكديگر را دقيقا مورد مطالعه قرار دهند . در هنگام همسر بايستي دختر و پسر از همديگر شناخت پيدا كنند ولي ممكن است به واسطه مسائل مختلف ان دو نتئانند لازم و كافي را بدست اورند .
دوران نامزدي زمان بسيار مناسبي است تا دركمال ارامش و خونسردي و با يررسي دقيق , رفتارهاي طرف مقابل را مورد ارزيابي قرار داده و درصورت شناخت كامل اقدام به ازدواج نمايند .
دوستي هاي قبل از ازدواج :
بدون شك ارتباطي كه بين دختر و پسر قبل از ازدواج بوجود مي ايد بايد در جهت شناخت يكديگر براي يك ازدواج موفق باشد و اگر غير از اين باشد مشكلات فراواني براي آنها بوجود مي ايد . تحقيق نشان مي دهد اكثر دوستي هاي خياباني منجر به مسائل خواص شده و موجب شكست خصوصا دخترها بوده است . اگر طرفين        مي خواهند از يكديگر شناخت پيدا كنند بايد اين اشنايي با اطلاع خانواده باشد . دختر و پسر بايد از هم شناخت داشته باشند اما شناخت از جنس مخالف با وجود افرادي از جنس مخالف است كه سالها با مال زندگي كرده و ما انها را در طول زندگي از نزديك مي شناسيم . براي يك دختر شناخت پدر , عمو , برادر , دائي و يا پسرهاي فاميل و دوستان خانوادگي و براي پسر شنالخت مادر , خواهر , عمه , خاله , دختران فاميل و يا دوستان خانوادگي مي تواند نشانگر واقعيت وجودي جنس مخالف باشد . اين شناخت باعث مي شود كه اولا از خيال پردازي و تصور رويائي در مورد جنس مخالف پرهيز شود و دوم اينكه ترسها , دلهرها , احساس خصومت و خشونت به جنس مخالف از ذهن حذف شده يا اصلاح گردد و ديگر اينكه در هنگام برخورد با جنس مخالف خونسردي و متانت حفظ شود و همه اينها كمك مي كند كه دختر و پسر در برخورد با يكديگر احترام متقابل را رعايت كنند , بر اعصاب خود مسلط باشند و واقعيت هاي وجودي يكديگر را بپذيرند و با عقل و منطق تصميم گيري نمايند 
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اقاله در لغت به معناي آزاد كردن و باز كردن چيزي يا رهايي بخشيدن كسي از مبتلا به آمده است علماي حقوق تعاريف گوناگوني از اقاله ارائه داده اند از جمله اين تعاريف (( به هم زدن عقد لازم به تراضي وتوافق يكديگر))[۱] (( اقاله به هم زدن معامله با تراضي و سازش طرفين معامله است )) [۲] (( محل ساختن عقد با تراضي طرفين )) [۳] (( به هم زدن عقد لازم با تراضي متقابلين ))[۴]
ولي با وجود تمامي اين تعاريف تعريف كاملي كه مي توان در مورد اقاله ارائه داد اين است كه اقاله عبارتست از تراضي ترفين بر انحلال عقد و آثار آن زيرا در فرضي كه تعهد اجرا شده باشد يا تمليك صورت پذيرفته باشد . انحلال عقد كافي به نظر نمي رسد و بايد آثار به جاي مانده از بين برود ودر عرض باز گردد 
فصل اول:ماهيت ومبنا ا قاله
ماهيت ومبناي ا قاله دو موضوع جدا گانه است كه بايد هر كدام به طور مستقل مورد بررسي قرار گيرد. 
مبحث اول :ماهيت اقاله
چون اثر اقاله محدود به انحلال عقد پيشين نمي شود ،آثار بجاي مانده از آن عقد را نيز در آينده از بين مي برد ، به همين دليل در باره ماهيت ا قاله اختلاف نظر است .گروهي از فقهاي اماميه اعتقاد دارند كه ا قاله فسخ بيع است زيرا مكان مرسوم در طرح مسئله عقد بيع بوده است خواه در رابطه بين خريدار وفروشنده يا نسبت به ديگران و خواه پيش از قبض دو عرض رخ مي دهد يا پس ا ز آن .پس بنابر اين اگر بيعي اقاله شود ، در نتيجه تمليك دوباره بيع به فروشنده ، براي شريك خريدار حق شفع به وجود نمي آيد و دو طرف ا قاله حق بر هم زدن آن را ندارد وخيار ثمن و حيوان ،كه ويژه بيع است در ا قاله راه نمي يابد .برخي از فقها مانند فقهاي مالكي ا قاله را بيع شمرده اند به اين ترتيب كه در نتيجه تراضي ،با همان انگيزه وعنوان اوليه به فروشنده تمليك مي شود .ثمن در برابر آن قرار مي گيرد پس بيع وعقدي دوباره است وهمه ويژگي ها وآثار عقد را دارا است بر مبناي اين نظر ا قاله عنوان مستقل و خاصي ندارد وتكرار عقدي است كه واقع شده در جهت عكس آن به منظور با زگرداندن دو عرض به جاي نخستين .از ابو حنيفه نقل شده است كه ا قاله را نسبت به دو طرف معامله فسخ مي دانند ودر حق ديگران بيع مي شمارند .در نتيجه شريك خريدار در نتيجه انتقال بيع به فروشنده شفع پيدا مي كند ليكن دو طرف در مجلس ا قاله: وحتي بعد از آن حق بر هم زدن آن را ندارد . از ابو يوسف نيز نقل شده است كه ا قاله را پيش از قبض مبيع (( فسخ )) عقد مي دانند وپس از آن در حكم بيع مي شمارند مگر در مورد فروش زمين در هر حال به نظر او بيع است .انتخاب يكي از اين نظرها علاوه بر جنبه ي علمي آن داراي آثار حقوقي گوناگوني مي باشد .قانون مدني نيز به پيروي از فقهاي اماميه اين نظريه را پيش بيني كرده است كه ا قاله فسخ عقد است .كه با اصل حاكميت اداره ولزوم پيروي از خواست طرفين سازگارتر است .بايد توجه داشته باشيم كه ا قاله كنندگان اثر ا قاله راباز شكست وضع خود به جاي نخستين اراده مي كنند ونمي خواهند معامله جديدي بر پا سازنده دلايل آنهايي كه ا قاله را عقد جديد نمي دانند وصرفا” قطع اثر معامله سابق است اينست:اولا” عقد قابليت آن را دارد كه ا قاله را نمي توان مجددا”ا قاله نمود و به تراضي فسخ كرد چون نتيجه ا قاله دوم تجديد عقد سابق است كه در اثر ا قاله قبلي از بين برده ثانيا” : در عقد احكام مربوط به خيارات اعمال و اجرا مي شود ولي در ا قاله احكام خيار عيب وغبن وشرط اعمال نمي شود . ثالثا” : در عقد مي توان شرطي را گنجاند ولي گنجاندن شرط در ا قاله مورد اختلاف است .
مبحث دوم : مبناي اقاله
مبناي ا قاله حاكميت اراده است .همان دو اراده ا يكه عقد را از بين برده است وخود به جاي آن بر روي كار آمده است .اين دو اراده توان آن را داشته اند كه بند را بگسلند و خود را از قيد عقد رها سازند به همين جهت ا قاله فقط ويژه بيع نيست و شيوه انحلال از قواعد عمومي قرار داد ها است و هر عقد لازمي را بر هم مي زند مگر اينكه با موانع خاصي روبر شود .۱ مانع اصلي ومهمي كه در نفوذ اراده ديده مي شود بر خورد آن با مصالح اجتماعي است .كه آن را نظم عمومي واخلاق حسنه نيز مي نامند . اق له نيز در مقابل نظم عمومي ومصالح اجتماعي از حركت باز مي ايستد و ياراي مقابله ندارد مثلا”در عقد نكاح كه استواري پيوند زناشويي تنها در مورد منافع حقوقي زن وشوهر نيست وجا معه نيز در آن نفع مستقيم دارد .وانحلال خانواده را قانون در دست خود گرفته است وبا ا قاله نمي توان آن را بر هم زد ۲ مانع ديگر نفوذ ا قاله بر خورد آن با حقوق اشخاص ثالث است .اثر ا قاله محدود به انحلال عقد نمي شود وآثاربه جاي مانده از عقد را نسبت به آينده از بين مي برد .اگر اين آثار به سود طرف قرارداد ايجاد شده باشد مشكلي نيست ولي در جايي كه قرار داد باعث ايجاد حقي براي شخص ثالث مي شود ،ا قاله نمي تواند به اين حق صدمه بزند ولي اين اختيار ملازمه اي با امكان اسقاط حق ايجاد شده ندارد.
فصل دوم :شرايط صحت ا قاله:
براي تحقق ا قاله شرايط ذيل لازم وضروري است :
مبحث اول : لزوم تراضي در انعقاد ا قاله : ا قاله تشريفات وشكل خاصي ندارد .به همين اندازه كه طرفين تراضي براي انحلال عقد داشته باشند كافي است و وسييله ا علام اراده يا لفظ است يا عمل وشيوه بيان آن نيز يا صريح است يا ضمني .ماده۲۸۴ ق.م در اين مورد مقرر مي دارد كه ((ا قاله به هر لفظ يا فعلي واقع مي شود كه دلالت بر بهم زدن معامله كند ))پس حتي با معا ملات نيز مي توان معا مله را ا قاله كرد ولي در هر هال بايد تراضي طرفين صورت بگيرد وكافي نيست كه يكي از دو طرف از ديگري اذن بگيرد تا هر وقت مايل بود عقد را فسخ كند .پس ا قاله به ايقاع ماذون واقع نمي شود .اشتباه واكراه در ا قاله از عيوب اراده است ومانع از تراضي بجاي مانده است مثلا” اگر كسي ديگري را فريب دهد يا به اجبار و اكراه وادار به ا قاله كند .ا قاله تحقق نمي يابد
مبحث دوم :اهليت و جواز تصرف : طرفين معامله بايد به هنگام ا قاله، داراي اهليت باشند پس اگر بعد از وقوع معا مله يكي از طرفين ديوانه شود ا قاله موكول به تراضي طرف ديگر باقيم شخص ديوانه است .ممكن است گفته شود چون ا قاله معا مله جديدي نيست اهليت براي انجام آن نيز تابع معامله اصلي است يعني كسي كه صلاحيت براي انجام معامله اي را دارد ، صلاحيت فسخ آن را نيز دارا است .ولي اين نظر با حمايت از محجور كه هدف اصلي قوانين وقانونگذار در اين ضمينه است سازگار نيست.قبول صلح بلا عوض به عنوان مثال هيچ زياني براي كودك مميز ندارد وتنها به او سود مي رساند ولي ا قاله اين صلح به زيان وي است وبدين وسيله مال كسب شده را به صورت رايگان از داراي وي خارج مي سازد . ا قاله ،هر چند معامله جديد نيست ،عمل حقوقي مستقل است و نبايد آن را از هر حيث تابع عقد اصلي شمرد واين عمل خقوقي شرايط خاص خود را دارا است وبه تراضي ديگري وهمچنين اهليت ديگري نياز دارد پس هيچ ملازمه اي بين اهليت قبول رايگان مال با از دست دادن رايگان آن وجود ندارد .ولي هر گاه طبعيتا قاله با قرار داد اصلي يكسان باشد هماهنگي وهمگوني اهليت نيز منطقي به نظر مي رسد مثلا” در زماني كه صفيرمميز مي تواند وكالتي را بپذيرد ،در ا قاله آن وكالت نيز اهليت دارد .
مبحث سوم:موضوع ا قاله:
اقاله ناظر بر آينده است و آثار عقد را در قلمرو خود از بين مي برد .اين آثار به طور معمول تعهد يا تمليك تحقق يافته است و موضوعي دارد كه بايد بيندو طرف معلوم و معين باشد. ولي به هر حال قانونگذار زدودن آثار عقد را تابع انحلال آن مي داند پس فقط كافي است عقد مورد انحلال معلوم ومعين باشد.طرفين معامله نمي توانند معامله ا قاله شده را مبهم بگذارند يا نشانه اي از آن به دست ندهند ولي لزومي ندارد كه ا قاله معا مله كلي مقدار ،جنس واوصاف آن را در تراضي بياورند.يا در معامله اوصاف مورد را به ياد داشته باشند زيرا ا قاله معامله جديدي نيست وانحلال قرار دادي است كه به فرض شرايط لازم را در زمان انعقاد داشته است واكنون نيز بايد با همان وضع به جاي خود باز گردد ولي باوجود اين بايد مقدار از موردي را كه موضوع ا قاله قرار مي گيرد معلوم ومعين سازند ،زيرا معلوم بردن تمام معامله در رفع ا لهام بخشي از آن موثر نيست .
فصل سوم: تلف عوضين در ا قاله : 
ممكن است به چند صورت باشد يا تغيير عوضين يا افزودن وكاستن از عوضين يا تلف عوض معامله.
مبحث اول : تغيير عوضين : چنانچه قبلا” اشاره كرديم نظريه اقوي اين بود كه ا قاله ، فسخ به تراضي طرفين است نه معامله جديد، وقانونگذار ما در تدوين قانون مدني نيز همين نظر را پذيرفته است.فسخ عقد به معناي بريده شدن قرارداد وباز گرداندن در عوض به جايگاه اوليه خود است .و افزودن وكاستن از دو عوض ودگرگوني تعادل قراردادي ماهيت ا قاله را برهم مي زند . مخالفان اين نظر مي گويند كه مقتضاي ا قاله بر هم زدن عقد است و هيچگونه تضادي كه ملاك بطلان در شرط خلاف مقتضاء عقد است با شرط دادن اضافه حاصل نمي شود ، واضافه بر آن عر ف و منطق اجتماعي نيز آن را پذ يرفته است .با زگرداندن دو عوض به جايگاه قبل خود نيز همراه و ملازم با آن است .ا قاله صلاحيت باز گرداندن همان دو عوض را دارد و اگر از آن فرا تر رود مثلا” طرفين بخواهند علاوه بر آن تمليك اضافه اي را با آن انجام دهند ، ديگر ا قاله نيست و معا مله محسوب مي شود .و شرط فزوني يا كاستن از عوض خلاف مقتضاي ذات عقد است زيرا هر شرطي كه ماهيت و لوازم اساسي آن را دگرگون سازد خلاف مقتضاي عقد است .و شرط فزوني يا كاستي نشان مي دهد كه آنچه در تراضي طرفين رخ مي دهد نتيجه فسخ عقد نيست وسببي اضافي است كه آن را نمي توان ا قاله نام نهاد و بايد نام ديگري بر آن گذارده شود .برخي عقيده دارند كه شرط خلاف مقتضاي عقد بايد تراضي را به كلي خنثي كند واين نتيجه را قابل قبول نمي دانند .ولي غافل از اين مستند كه گاه مقتضاي عقد دگرگون مي شود وماهيت ديگري را ارائه ميدهد .
مبحث دوم :آيا افزودن يا كاستن از عوضين ا قاله را بي اثر مي كند :
افزودن و كاستن عوضين به ا قاله چهره معامله مي دهد و ماهيت آن را عوض مي كند .حال بايد ديد كه آيا عمل حقوقي انجام شده باطل است يا بايد آن را معامله جديدي تلقي كنيم .مثلا” اگر در معامله ي زميني كه در زمان عقد هر متر مربع بيست هزار ريال بوده حال در زمان ا قاله فرا رسيده به علت رشد قيمت زمين طرفين با تراضي يكديگر زمين را به قيمت هر متر مربع پنجاه هزار ريال به صاحب اصلي برگردانند .آيا ا قاله باطل وبي اثر است ومالكيت بجاي خود باقي مي ماند يا هر دو طرف تابع قرارداد جديدي هستند پاسخ به اين سوء ال بطلان قرارداد است زيرا به عنوان ا قاله واقع شده است و شرط مذكور با مقتضاي ا قاله منافات دارد ماده ۲۳۳ ق.م نيز اين پاسخ را تاييد مي كند در اين ماده اين گونه مقرر كرده اند (( شروط مفصله ذيل باطل و موجب بطلان عقد است : ۱- شرط خلاف مقتضاي عقد ۲- شرط مجهولي كه جهل به آن موجب جهل به عوضين شود )) در بند يك اين ماده شرط خلاف مقتضاي عقد را باطل وموجب بطلان عقد مي داند .اشكال اين استد لال اين است كه مي‌پنداريم كه عقد وشرط از هم جدايي كامل دارند .گويي كه دو تراضي مستقل روي داده وهر كدام ديگري را نفي مي كند و در نتيجه هر دو از اثر مي افتند.در حالي كه دو طرف مجموع عقد وشرط را با هم خواسته اند .پس اگر آنچه رخ داده است ا قاله تحريف شده است ،اثر ندارد .ولي هر گاه معلوم شود كه تراضي او صاف بيع را دارد كه به اشتباه يا براي فرار از قانون نام ديگري بر آن نهاده اند بايد عمل حقوقي را تابع قواعد بيع شمارد .ولي هر گاه اما اگر پذيرفتيم كه قرارداد تابع اراده واقعي طرفين است .چرا بايد حكم به بطلان اراده اي دهيم كه مورد نظر طرفين بوده است .اگر از مجموع عقد وشرط چنين برداشت شود كه دو طرف معامله اراده ي هماهنگي داشته باشضند وبايد به اين اراده هماهنگ احترام گذارد و معامله را نافذ دانست وبه جاي بطلان عقد انحراف وتقلب را بي اثر كرد .
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق بررسي سه عقد شركت عاريه و وکالت -خرید اینترنتی تحقیق بررسي سه عقد شركت عاريه و وکالت -دانلود رایگان پایان نامه بررسي سه عقد شركت عاريه و وکالت -تحقیق بررسي سه عقد شركت عاريه و وکالت 

این فایل در ۱۶۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
عقد امانت يك عقدي هست كه به موجب آن يك طرف مالي را به شخص ديگري مي دهد تا مجاناً نگهداري كند يا جهت انتفاع شخص مالي را از ديگري بگيرد و در اين خصوص شخص مسئول است و در حد مسئوليت امين در اين جا يد شخص اماني است مصداق بارز اين عقود عقد وديعه و عاريه است.در وديعه شخص مالي را به ديگري مي دهد تا اين كه مجاناً نگهداري كند.در عاريه شخصي مالي را جهت انتفاع از ديگري مي گيرد كه به آن مستعير مي گويند و شخصي كه مال را داده معيرگاه قانونگذار مسئوليت را اندازه امين دانسته مانند عقد اجاره مسئوليت مستأجرعين مسئوليت امين است يا در عقد شركت مسئوليت شركاء در حد مسئوليت امين است در اين جاهم مسئوليتي كه شخص دارد به اين اندازه است.
گاهي بدون اين كه قرار دادي باشد قانون شخص را امين مي داند اگر كسي حيواني گمشده اي را پيدا كند مسئوليت اين شخص تا مالك پيدا شود در حد مسئوليت امين است..
اگر كسي مالي را خريداري كرده و اين مال اضافي بوده مسئولبت شخص دريافت كننده در حد مسئوليت امين است و به اين امانت قانوني گويند.
گاهي عقد است و امانتي ايجاد شده مانند شركت كه از مصاديق امانتهاي قراردادي است.
گاهي قانونگذار مي گويد يدي كه شخص دارد ضماني است و تفاوت است بين مسئوليت اماني و ضماني اگر در عقدي نمي دانيم مسئوليت شخص درحد مسئوليت امين است يا نه آيا مسئوليت او درصد مسئوليت امين است؟
در ظاهر ممكن است بگوئيم مسئوليت اماني است ولي هم طبق قواعد فقهي و هم طبق قانون مدني اصل بر ضماني بودن است و اماني بودن نياز به تصريح دارد.اگر مسئوليت را اماني بدانيم و اگر شخص تعدي و تفريط نكرده مسئول نيست ولي اگر يد را ضماني بدانيم در هر صورت مسئول است بنابراين مسئله افراط و تفريط در ارتباط بايد اماني است در تعدي و تفريط رفتار يك شخص متعارف بايد ملاك قرار داده شود.
حقوق رشته اي تشكيل شده از نوع انواع قوانين مختلف و اين قوانين روح مشتركي به نام حقوق را به وجود مي آورند در كشور ما يكي از مهمترين شاخه‌هاي حقوق حقوق مدني است و چون قواعد حقوق مدني به صورت عام و كلي بيان شده است نياز به تفسير دارد و تفسيري هم كه در حقوق مدني پذيرفته شده تفسير موسع است اين باعث به وجود آمدن تفاسير مختلفي از قانون مي شود يك حقوقدان خوب و موفق كسي است كه نظرات و تفاسير اساتيد و علماي حقوق را ياد داشته باشد و هم بتواند از بين آنها تفسيري را بر گزيند كه عقلائي تر و كارآمد تر است و براي مسلط شدن بر نظرات مختلف ما بايد كتابهاي مؤلفين مختلف در حقوق را مطالعه كنيم و اين هم از لحاظ مادي هزينه زيادي دارد و اين كه باعث صرف وقت زيادي مي شود و اين مسئله مارا براين داشت كه ما نظرات اساتيد مختلف را در يك جا و به طور خلاصه جمع آوري كنيم تا كساني كه اهل علم اند و تحقيق به آساني به آن دست يابند و نظرات مختلف را بيان كرديم و تا حد امكان اشاره كرديم كه كدام نظر بيشتر منطبق با قانون است و جائي هم كه به راحتي نتوانستيم نظر برتر را انتخاب كنيم و نظرات را به خواننده واگذار كرديم باشد كه گامي مؤثر در جهت تسريع و نظم حقوقي برداشته باشيم اين مطالبي كه ارائه شده خالي از اشكال نيست و نگارنده در هر صورت از كساني كه اشكالات را متذكر كردند تا اثر بهتري تحويل جامعه حقوقي دهيم تشكر به عمل مي آورد.
هر چند اين خدمت ناچيز است و قابل مقايسه با خدمات بسيار ارزنده علماي حقوقي نيست ولي به هر حال به اندازه بود بايد نمود.
در اين تحقيق كه شامل سه فصل است ما در فصل اول به بررسي عقد شركت در فصل دوم به بررسي عقد عاريه و در فصل سوم به بررسي عقد وكالت مي پردازيم و قبل از اين كه وارد بحث اصلي شويم خواستيم مواردي را كه اهميت آن بيشتر است در مقدمه به صورت سؤال در آوريم تا خواننده با ذهنيت كامل و آمادگي بيشتر به پي گيري مطالب بپردازد.
در فصل اول كه اختصاص به شركت دارد سئوالاتي زير مطرح مي شود:
۱-آيا تعريفي كه قانونگذار از شركت كرده تعريف شركت است يا اشاعه؟
۲-آيا براي تشكيل شركت دو مالي كه با هم مخلوط مي شوند بايد از يكديگر قابل تميز باشند يا بايد تميز آنها غير ممكن باشد؟
۳-آيا در شركت مالكيت قبلي شركاء باقي بماند يا يك شخصيت حقوقي جديدي به وجود مي آيد؟
۴-آيا شركت مدني تجاري محسوب مي شود يا خير؟
۵-وضعيت تصرفات حقوقي و مادي شركاء به چه صورت است؟
۶-ماهيت تقسيم چيست؟
۷-آيا رجوع از تقسيم امكان دارد؟
۸-آيا تقسيم را مي توان اقاله كرد؟
فصل دوم به بررسي عقد عاريه مي پردازيم كه در اين عقد نيز سؤالات اساسي وجود دارد كه مطرح مي كنيم.
۱-عاريه عقد است يا ايقاع؟
۲-آيا در عاريه معاطلات راه دارد يا نه؟
۳-قرار دادن اموالي كه انتفاع از آنها تلف عين مي باشد.
در صورتي كه مالك اجازه انتفاع آن را به عاريه گيرند.
بدهد آيا عاريه آن صحيح است؟
۴-آيا علم اجمالي به مورد عاريه صحيح است؟
۵-آيا حكم ماده۶۴۴عاريه طلا و نقره را مي توان به ساير اشياء گرانبها تسري‌ داد.
۶-آيا مي توان شرط عدم مسئوليت مستعير حتي در صورت تعدي و تفريط را پيش بيني كرد؟
فصل سوم-اختصاص دارد و به عقد وكالت سئوالات اساسي نيز در عقد وكالت مطرح مي شود.
۱-آيا وكالت به طريق معاطات نيز مي تواند منعقد گردد؟
۲-در چه مسائلي مي توان وكالت داد؟
۳-آيا با تعيين اجرت براي وكيل عقد وكالت تبديل به اجاره مي شود يا نه
۴-اگر وكيل توكيل عقد را داشته باشد وكيل دوم وكيل چه كسي است وكيل براي موكل يا وكيل براي وكيل اول؟
۵-آيا درج عقد وكالت به صورت شرط ضمن عقد باعث لزوم عقد وكالت مي گردد؟
۶-منظور از اقدام منافي با وكالت چيست
 
مبحث اول-كليات
گفتار اول-عناصر تشكيل دهنده شركت
ماده۵۷۱در تعريف شركت مي گويد:
«شركت عبارتست از اجتماع حقوق مالكين متعدد در شي واحد به نحو اشاعه»با توجه به اين تعريف عناصر تشكيل دهنده شركت عبارتند از:اجتماع حقوق-مالكين متعدد-شي واحد-اشاعه در مالكيت
بنداول-اجتماع حقوق مالكيت:
اجتماع به معني امتزاج و اختلاط است يعني دو مال به نحوي با هم مخلوط شوند كه از يكديگر قابل شناسايي نباشد و ممكن است مال مادي باشد(مانند گندم)يا غير مادي (مانند حق وثيقه)و مي تواند مال مشترك به صورت حق باشد مانند حق خيار يا حق شفعه كه بر اثر ارث به ورثه مي رسد.
امتزاج موضوع حقوق شركاء است به گونه اي كه تميز ملك هر يك از ديگري ممكن نباشد خواه بر اثر عقدي به وجود آمده باشد يا نملك مالي در برابر كاري به طور اشاعه
«امتزاج گاه موجب شركت واقعي حقيقي است و آن وقتي است كه خلط و مزج بين دو مايع متجانس يا غير متجانس حاصل شود مانند روغن گردو و روغن باد ام»
همچنين شركت مخصوص اموال مثلي است و اگر اموال قيمي بر اثر شباهت زياد نتوان از هم جدا نمود حكم شركت در آنها جاري نيست بلكه بايد از طريق قرعه يا مصالحه مشكل را حل كرد.
از تعاريفي كه براي امتزاج ارائه شد اين نتيجه بدست مي آيد كه براي تشكيل شركت دو مالي كه با هم مخلوط مي شوند بايد تميز آنها از يكديگر غير ممكن باشد.
بنابراين اگر دو مال با يكديگر مخلوط شوند ولي بتوان آنها را از هم جدا كرد عقد شركت به وجود نمي آيد هر چند كه جدا كردن آنها از يكديگر مشكل و وقت گير باشد و مورد ديگر اين كه اموالي كه با هم مخلوط و امتزاج مي شوند بايد مثلي باشند و اگر اموال قيمي بر اثر شباهت زياد قابل شناسايي نباشند و آنها را با هم اشتباه بگيريم بايد از طريق مصالحه يا قرعه مشكل حل شود.
سؤالي كه در اين جا مطرح است اين است آيا امكان تشكيل شركت بدون امتزاج و به وسيله عقد مستقل شركت امكان دارد؟
حقوقدانان نظرات مختلفي در اين مورد ارائه داده اند كه به بررسي آنها مي پردازيم.
دكتر كاتوزبان بيان مي دارد و امكان تشكيل شركت بوسيله عقد مستقل ترديد است و به نظر مي رسد كه بايد اين امكان و نفوذ عقد شركت را پذيرفت و استدلال خود را مستند مي كند به ماده۱۰ق.م مصطفي عدل در كتاب خود تحت عنوان حقوق مدني بيان مي دارد با توجه به ماده۵۷۳ق.م .كه مقرر مي دارد«شركت اختياري يا در نتيجه عقدي از عقود حاصل مي شود يا در نتيجه عمل شركاء از قبيل مزج اختياري و…»بنابراين ممكن است گفته شود كه امكان دارد و حصول شركت را در نتيجه عقدي تصور نمود بدون اين كه طرفين عقد سهم الشركه خود را ممزوج نموده باشند ولي اگر دقت كنيم مي بينيم كه قانونگذار به جاي عقد شركت خود شركت را تعريف كرده است،بنابراين مشكل است با استفاده به مواد قانون مدني صريحاً اظهار نمود كه عقد مستقل شركت موجود است كه با ايجاب و قبول به وجود مي آيد بدون اين كه اطراف عقد مجبور به مزج سهم الشركه خود باشند،و اگر در ماده۵۷۳به عقد يا عقودي اشاره شده است كه موجب حصول شركت اختياري مي شود آن عقديست غير از عقد شركت از قبيل عقد بيع يا هبه يا صلح كه نتيجاً ممكن است موجب اجتماع مالكين متعدد در شي واحد به نحو اشاعه شود و اگر فرض عقد مستقلي براي حصول شركت ممكن باشد بايد گفت كه تحقيق چنين عقدي ميسر نخواهد شد مگر يا مزج سهم الشر كه ها،پس اگر اين نظر را قبول كنيم بايد عدم تشكيل شركت اختياري در نتيجه عقد مستقل شركت نسبت به اموال مثلي و غيره مثلي با هم،و به طور كلي نسبت به اموالي كه قابل مزج نمي باشند پذيرفت

عتیقه زیرخاکی گنج