• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده شوامل موارد زیر است:

علامه حلی حسن بن یوسف بن مطهر بزرگ فقیه امامیه و یکی از اعجوبه های روزگار در فقه ، اصول ، کلام و فلسفه و منطق و رجال می باشد بیش از یکصد اثر ارزنده از او به یادگار مانده است که تنها کتاب «تذکره الفقهاء» در نشان دادن نبوغ او کفایت می کنند از دیگر آثار فقهی او: القواعد: ارشاد، مختلف الشیعه، المنتهی می باشد…
او در فلسفه و منطق شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی است آنچنان که خواجه در فقه و اصول از او تلمذ نموده است. و در فقه شاگرد دائی بزرگوارش محقق ملی می باشد. علامه در ۶۶۴ متولد و در ۷۲۶ به رحلت ایزدی پیوسته است. وصایای زیر به نام فرزندش علامه محمدفخرالمحققین می باشد که ما شرح حال تفصیلی او را در کتاب «فقهای نامدار شیعه» ص ۱۳۳ تا ۱۴۱ آورده ایم» قابل ذکر است
فرزند عزیزم! دانسته باش خداوند متعال ترا در اطاعت و بندگی خود نصرت و یاری دهد، و ترا بر انجام اعمال نیک موفق داشته و بر کارهای مورد رضایت و پسند خویش ارشاد و راهنمائی فرماید، و پیوسته ترا بر خواسته ها و آرزوهای شرعی فائز و نائل گرداند و عمر طولانی قرین سعادت و خوشکامی را نصیب تو کرده و وجودت را از جمیع آفات و بلاها محفوظ و مصون دارد!
در این کتاب (قواعد) خلاصه تمام فتاوی و احکام الهی و دستورات شرعی را به خاطر تو جمع آوری نموده و راههای سعادت و رستگاری را فراراهت قرار داده و نشان دادم در حالیکه پنجاه و نه سال از عمر خود را طی کرده و از سال شصتم وارد دهمین ماه آن شده ام و سید کائنات پیامبر اکرم (ص) فرموده است: «ابتدای دوره مرگ همانسال یعنی سال شصتم است».
عزیزم! هرگاه دستور و قضا الهی که سرنوشت تمام مخلوقات در اختیار اوست همین امسال نصیب من گردید و پیک اجل به سراغ من رسید به تو سفارش و وصیت می کنم، (چنانکه همین وصیت، را خداوند بر بندگان واجب کرده است): همیشه ملازم تقوی و پرهیزگاری باش! زیرا پیروی از خداوند و پرهیزکاری راه صواب و دستورالعمل واجب و سپری است که صاحبش را از آتش غضب الهی، نگهداشته و بهترین دوست و مصاحب او است، رفیقی است که در درماندگی و زبونی همان روزی که دست از تمام دوستان و آشنایان بریده می شود و هر کس در اندیشه و راه نجات خود می باشد همیشه ملازم اوست.
فرزند من! پیروی از دستورات سعادت آور الهی را همواره سرلوحه اعمال خود قرار ده و همیشه کارهائی را که موجب رضایت و خشنودی پروردگار عالم است انجام داده و از مکروهات و ناخوشیها اجتناب بورز مبادا گرد محرمات و کارهای حرام بگردی! و از آنها سخت منزجر و گریزان باش.
اوقات گرانبهای خود را در تحصیل کمالات روحانی و اکتساب علوم و معارف مصروف گردان تا از حضیض نقصان و پستی به اوج کمال و بزرگی و از ورطة جهالت و نادانی به درجه عالی معرفت و دانش برسی: هیچوقت از دستگیری و مساعدت برادران دینی غفلت نورز با بدان آنها با خوشروئی و ملاطفت روبرو شده و از نیکان و صالحین آنان قدردانی و شکرگزاری کن!
تکرار می کنم:
همیشه مواظب وقت خود باش! آنرا در محافل و مجالس علما و بزرگان مصرف نما تا از خرمن فضل و دانش آنان خوشه ای چیده و از علوم و معارف آنان بهره ای برده باشی. زیرا به وسیله کثرت معاشرت و مصاحبت کمالات روحانی و فضائل معنوی در وجود تو هم نقش بسته و فضیلت در قلب تو راسخ و کامل تر شود. مبادا! مبادا! اوقات عزیز و پرقیمت خود را در مصاحبت و رفاقت مردم پست فطرت و اشخاص نادان تلف نمائی چون ملازمت آنان باعث بدرفتاری و موجب نتایج نکبت باری خواهد بود و وظیفه تو اینست: امروز تو باید بهتر از روز گذشته باشد.
دوستی سادات و ذریه علی (ع):
فرزندم! پیامبر اکرم (ص) اولاد علی و نوادة خویش (ص) احترام آنها را به ما سفارش کرده و اجر رسالت و نبوت را دوستی و مودت آنان قرار داده است در قرآن اینچنین آمده است: «من در مقابل ارشاد و هدایت، زحمات شبانه روزی خودم و جز محبت و مودت نزدیکان و اولاد، چیز دیگری نمی خواهم.»
و پیامبر اکرم (ص) در حدیث شریف می فرماید: من در روز جزا چهار دسته از مردم را شفاعت می کنم ولو اینکه با گناهان فراوان به محشر آمده باشند. ۱-کسیکه به ذریه و اولاد من معاونت و یاری نماید ۲-کسیکه در مواقع گرفتاری مالی به آنها مساعدتی نماید. ۳-آنکه اولاد مرا با زبان و دل دوست داشته باشد ۴-کسیکه در موارد گرفتاریهای سخت آنان که از هر طرف مطرود و مأیوس شدند زحمت کشد و حاجات آنان را روا دارد.
امام ششم حضرت صادق (ع) می فرماید: «هنگامیکه روز محشر بپا می شود و تمام مردم در عرصه آن جمع می گردند هاتفی ندا می کند:
ایها الناس! ساکت باشید پیامبر اکرم (ص) می خواهد با شما نکلم و صحبت نماید سکوت مطلق در عالم محشر حکمفرما می شود آن حضرت به صورت ایستاده شروع به سخن می کند و می فرماید: ایها الناس! وای اهل محشر! هر کسیکه در باره من احسان و نیکوئی و محبت کرده به جلو اید تا جزای آنرا بستاند مردم صدا می زنند: پدر و مادرمان فدیا تو باد! تمام منتها و احسانها از آن خدا و وجود تو است و ما را دربارة شما احسان و منتی نیست
حضرت می فرماید: هر کس در باره اولاد و اهل بیت من احسانی کرده. در هنگام عریانی لباس به آنان پوشانده یا در گرسنگی سیرشان ساخته با هنگام سکنی نداشتن منزلی داده بپا خیزد پس از آنهائیکه این اعمال را انجام داده و در دنیا خدمتی راجع به نفع این خانواده گرامی نموده اند بپا می خیزند از طرف پروردگار عالم دستور می رسد: حبیب من! جزای آنان را که این خدمات را انجام داده اند به خود تو واگذار می نمایم هرجائیکه در بهشت دلت می خواهد آنها را به نشان پس از حضرت پیامبر اکرم (ص) در بهشت به آنان جایی مرحمت می کند: که از دیدار محمد (ص) و اهل بیت اطهار وی محروم نمی گردند و به همسایگی آنان مفتخر و معزز می گردند.
 
احترام علماء:
گرامی فرزندم: به علماء و فقها و آنان که در تحصیل الهی اجتهاد نموده و به مرتبه بزرگ فقاهت نائل شده اند احترام و تعظیم نما! چون پیامبر گرامی (ص) فرمودند: ای (کسیکه بر فقیه مسلمان اکرام نماید در روز محشر خداوند از وی راضی و خشنود می شود و آنکه بر فقیه مسلم اهانت و توهین نماید مورد نفرت و غضب وی قرار می گیرد و در اهمیت این عمل کافی است: که نگاه به روی آنان عبادت و همنشینی با آنان ثواب عبادت را دارد.
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در شب ۲۹ رمضان ۶۴۸ قمري در اين شهر فرزندي از خانداني پاک سرشت ولادت يافت که از مقربان درگاه باري تعالي قرار گرفت. نامش حسن و معروف به آيت الله علامه حلي است. مادرش بانويي نيکوکار و عفيف، دختر حسن بن يحيي بن حسن حلي خواهر محقق حلي است و پدرش شيخ يوسف سديدالدين از دانشمندان و فقهاي عصر خويش در شهر فقاهت حله است.
علامه حلي از طرف پدر به «آل مطهر» پيوند مي خورد که خانداني مقدس و بزرگ و همه اهل دانش و فضيلت و تقوا بودند. از آنها آثار و نوشته هاي گرانقدر به يادگار مانده که تا به امروز و در امتداد تاريخ مورد استفاده دانش پژوهان قرار گرفته است. آل مطهر به قبيله بني اسد که بزرگترين قبيله عرب در شهر حله است پيوند مي خورند که مدت زماني حکومت و سيادت از آنها بود.
حسن بن يوسف پس از آموختن کتاب وحي و خط، کم کم آمادگي فراگيري دانشها را در خود تقويت نمود و در مراحل اوليه تحصيل مقدمات و مبادي علوم را در محضر پدر فاضل و فقيه خود آموخت و به سبب کسب اين همه فضيلتها و نيکي ها در سنين کودکي به لقب «جمال الدين» (زينت و زيبايي دين) در بين خانواده و دانشمندان مشهور گشت.
جمال الدين حسن در شهر حله بزيست و در محضر فقها، متکلمان و فلاسفه والامقام با کمال ادب زانو زد و از روح بلند معنوي و اخلاق و دانش آنان بهره کافي برد و خويشتن را به دانش و تهذيب نفس آراست و به تمام فنون و علوم مسلح گرديد و از دست آنان به دريافت اجازه نامه اجتهادي و نقل حديث مفتخر گرديد. حال به اختصار به نام چند نفر از اساتيد بزرگوار وي اشاره مي کنيم:
شيخ يوسف سديد الدين (پدر ارجمند او)، محقق حلي (۶۰۲ ـ ۶۷۶ ق) خواجه نصير الدين طوسي (۵۹۷ ـ ۶۷۲ ق)، سيد رضي الدين علي بن طاووس (۵۸۹ ـ ۶۶۴ ق)، سيد احمد بن طاووس (متوفي به سال ۶۷۳ ق)، يحيي بن سعيد حلي (متوفی به سال ۶۹۰)، مفيد الدين محمد بن جهم حلي و ….
جمال الدين حسن، ستاره پر فروغ «آل مطهر» و شهر فقاهت حله هنوز مدت زماني از تحصيلش نگذشته بود که با ذوق سرشار خدادادي و علاقه وافر، به تمام دانشهاي بشري مانند فقه و حديث، کلام و فلسفه، اصول فقه، منطبق، رياضيات و هندسه مسلح گرديد و تجربه لازمه را به دست آورد. آوازه فضل و دانش وي به سرعت در سرزمين حله و ديگر شهرها پيچيد و در مجالس درس و محيط فرهنگي نام مقدسش را به نيکي و احترام ياد مي کردند و «علامه» اش مي خواندند.
علامه حلي چون خورشيد فروزان در آسمان فقاهت درخشيد و ديگران از نور وجودش استفاده کردند. در شهر حله حوزه درس تشکيل داد و علاقمندان و تشنه کامان معارف و علوم اهل بيت (ع) از گوشه و کنار جذب آن شدند و از درياي بي کرانش سيراب گشتند.
يکي از دانشمندان مي گويد: علامه حلي نظيري ندارد نه پيش از زمان خودش و نه بعد از آن. کسي که در مجلس درس او پانصد مجتهد تربيت شد.
از جمله فرزانگان و ستارگاني که در محضرش زانو زدند و از انفاس پاک و مکتب پربار فقهي، کلامي و روح بلندش بهره ها بردند و از دست مبارکش به دريافت اجازه نامه اجتهادي و نقل حديث مفتخر شدند اينان بودند:
فرزند عزيز و نابغه اش محمد بن حسن بن يوسف حلي معروف به «فخر المحققين» (۶۸۲ ـ ۷۷۱ ق)، سيد عميدالدين عبدالمطلب و سيد ضياء الدين عبدالله حسيني اعرجي حلي (خواهر زادگان علامه حلي) تاج الدين سيد محمد بن قاسم حسني معروف به «ابن معيه» (متوفي ۷۷۶ ق)، رضي الدين ابوالحسن علي بن احمد حلي (متوفي ۷۵۷ ق)، قطب الدين رازي (متوفي ۷۷۶ ق) سيد نجم الدين مهنا بن سنا مدني، تاج الدين محمود بن مولا، تقي الدين ابراهيم بن حسين آملي و محمد بن علي جرجاني.
بعد از رحلت محقق حلي در سال ۶۷۶ ق که زعامت و مرجعيت شيعيان را به عهده داشت شاگردان ممتاز وي و فقها و دانشمندان حله به دنبال فقيه و مجتهدي بودند که خصوصيات مرجعيت و زعامت را دارا باشد تا او را به عنوان مرجع تقليد معرفي کنند. آنان تنها علامه حلي را که از شاگردان برجسته و دست پرورده مکتب فقهي محقق حلي بود و فقها و مجتهدان بنام آن روزگار در حوزه درس وي شرکت مي کردند شايسته مرجعيت و پيشوايي دين مي شناختند و اين در زماني بود که فقط ۲۸ بهار از عمر شريف علامه گذشته بود. اين امر حاکي از نبوغ و شخصيت والاي اوست که در اين سنين تمام دانشها و فضايل اخلاقي و کرامتهاي معنوي و انساني را به کمال رسانده و از ديگر عالمان و مجتهدان برتري جسته و به مقام شامخ مرجع تقليد و فتوا در احکام شرع مقدس اسلام نايل گشته بود.
آري پس از رحلت محقق حلي زعامت و مرجعيت شيعيان به علامه حلي منتقل گرديد و اين بار امانت الهي بر دوش با کفايت او گذاشته شد. بدين سبب به لقب مقدس و شريف «آيت الله» مشهور گرديد؛ که در آن روزگار تنها او به اين لقب خوانده مي شد و هرکس آيت الله مي گفت منظورش علامه حلي بود. 
حضور فقيه يگانه عصر علامه حلي در ايران و مرکز حکومت مغولان خير و برکت بود و با زمينه هايي که حاکم مغول براي وي به وجود آورده بود کمال بهره را برد و به دفاع از امامت و ولايت ائمه معصومين (ع) برخاست. از اين رو بزرگترين جلسه مناظره با حضور انديشمندان شيعي و علماي مذاهب مختلف برگزار شد. از طرف علماي اهل سنت خواجه نظام الدين عبدالملک مراغه اي که از علماي شافعي و داناترين آنها بود برگزيده شد. علامه حلي با وي در بحث امامت مناظره کرد و خلافت بلافصل مولا علي (ع) بعد از رسالت پيامبر اسلام را ثابت نمود و با دليلهاي بسيار محکم برتري مذهب شيعه اماميه را چنان روشن ساخت که جاي هيچ گونه ترديد و شبهه اي براي حاضر باقي نماند.
پس از جلسات بحث و مناظره و اثبات حقانيت مذهب اهل بيت عصمت و طهارت (ع) اولجايتو (حاکم عصر وي از پادشان مغول) مذهب شيعه را انتخاب کرد و به لقب «سلطان محمد خدابنده» معروف گشت. پس از اعلان تشيع وي، در سراسر ايران مذهب اهل بيت منتشر شد و سلطان به نام دوازده امام خطبه خواند و دستور داد در تمام شهرها به نام مقدس ائمه معصومين (ع) سکه زنند و سر در مساجد و اماکن مشرفه به نام ائمه مزين گردد.
علامه حلي پس از يک دهه تلاش و خدمات ارزنده فرهنگي و به اهتزاز در آوردن پرچم ولايت و عشق و محبت خاندان طهارت (ع) در سراسر قلمرو مغولان در ايران، در سال ۷۱۶ ق. بعد از مرگ سلطان محمد خدا بنده، به وطن خويش سرزمين حله برگشت و در آنجا به تدريس و تأليف مشغول گرديد و تا آخر عمر منصب مرجعيت و فتوا و زعامت شيعيان را به عهده داشت.
 تدريس و تأليف هر يک فضيلت بسيار مهمي براي رادمردان عرصه دانش است و علامه شخصيتي بود که در اين دو جنبه از ديگر محققان و دانشوران پيشي گرفت و سرآمد روزگار شد. چنانکه گفته اند: علامه حلي زماني از نوشتن کتابهاي حکمت و کلام فارغ شد و به تأليف کتابهاي فقهي پرداخت که از عمر مبارکش بيش از ۲۶ سال نگذشته بود.
او در رشته هاي گوناگون علوم کتابهاي زيادي دارد که اگر در مجموعه اي جمع آوري شود دايره المعارف و کتابخانه بسيار ارزشمندي خواهد شد. يکي از دانشمندان مي نويسد: “اگر به نوشته هاي علامه دقت کنيد پي خواهيد برد که اين مرد از طرف خداوند تأييد شده است، بلکه نشانه اي از نشانه هاي خداست. چنانچه نوشته هاي وي بر ايام عمرش ـ از ولادت تا وفات ـ تقسيم شود سهم هر روز يک دفترچه بزرگ مي شود.”
 الف) آثار فقهي
منتهي المطلب في تحقيق المذهب، تلخيص المرام في معرفه الاحکام، غايه الاحکام في تصحيح تلخيص المرام و …………
ب) آثار اصولي:
النکه البديعه في تحرير الذريعه، غايه الوصول و ايضاح السبل و …………
ج) آثار کلامي و اعتقادي:
منهاج اليقين، کشف المراد، انوار الملکوت في شرح الياقوت و …………
د) آثار حديثي:
استقصاء الاعتبار في تحقيق معاني الاخبار، مصابيح الانوار، الدرر و المرجان في الاحاديث الصحاح و الحسان و ………)
ه) آثار رجالي:
خلاصه الاقوال في معرفه الرجال، کشف المقال في معرفه الرجال، ايضاح الاشتباه.
و) آثار تفسيري:
نهج الايمان في تفسير القرآن، القول الوجيز في تفسير الکتاب العزيز و ايضاح مخالفه السنه.
ز) آثار فلسفي و منطقي:
القواعد و المقاصد، الاسرار الخفيه، کاشف الاستار، الدرالمکنون، المقاومات، حل المشکلات و ………..
ح) آثار ارزنده در زمينه دعا:
الادعيه الفاخره المنقوله عن الائمه الطاهره و منهاج الصلاح في اختصار المصباح.
ط) آثار ادبي:
کشف المکنون من کتاب القانون، بسط الکافيه، المقاصد الوافيه بفوائد القانون والکافيه و ……………
 
مرحوم علامه با انديشه و فکر مواج خويش علاوه بر تحولي که در فقه ايجاد کرد و در عصر خويش مسير انديشه فقها را متوجه مباني فقه و معارف اهل بيت عصمت و طهارت (ع) نمود در فنون و دانشهاي ديگر چون حديث تحول بنيادي به وجود آورد و دريچه اي به روي محققان در طول تاريخ گشود که مشعل پر فروغي فراراه آنان شد.
عارف فرزانه و اسوه ايمان و تقوا علامه حلي با آن همه تلاش فرهنگي و تدريس و نوشتن کتابهاي ارزنده، از ياد خدا و تقرب به درگاه حق غافل نبود و موفقيت در عرصه دانش و خدمات ارزشمندي و پر بار را در سايه ارتباط معنوي و تقواي الهي مي دانست. او را از زاهدترين و با تقواترين مردم معرفي کرده اند.
علامه حلي پرچم ولايت را برافراشت و با تمام وجود از ولايت و رهبري صحيح دفاع کرد. اين عشق سرشار به خاندان طهارت (ع) با گوشت، پوست و استخوانش آميخته بود و آنجا که در ارتباط با آنان قلم بر صفحه کاغذ مي گذاشت با اخلاص برخاسته از اعماق جانش چنين مي نگاشت: 
بزرگترين سرچشمه دوستي و محبت اهل بيت عصمت و طهارت (ع) اطاعت و پذيرش حکومت و ولايت آنهاست و قيام بر همان شيوه اي که آنان ترسيم کردند….

عتیقه زیرخاکی گنج