• بازدید : 20 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات :    کد محصول : ۱۵۴۵۵    حجم فایل : ۱۶۱ کیلوبایت   

با عرض سلام و ادب خدمت شما دوستان عزیز

امروز برای شما مقاله ای آماده کردم تحت عنوان تاریخچه عدد

بخشی از مقاله : مردمان روزگاران گذشته كه عدد را نمي شناختند و با عدد نويسي سروكار نداشتند ، چگونه مي توانستند چيزها را بشمارند ؟ چقدر طول مي كشيد تا چوپاني براي شمردن هر يك از گوسفندهاي گله اش يك نشانه به كار ببرد؟ شمردن و عدد نويسي چگونه پديد آمد ؟ چگونه سونياي هندي و يا صفر عربي به رقمهاي عدد نويسي راه يافت و سبب پيشرفتهاي بزرگ در علم و صنعت و بازرگاني نوين شد؟ چه شد كه امروز بي آنكه بينديشيم ، از يكانها، دهگانها ، و صدگانها ،…. استفاده
مي كنيم و عددها را هر قدر هم كه بزرگ باشند به آساني مي نويسيم و مي خوانيم ؟

امروز عدد زبان علم و زندگي است بدون استفاده از عدد هيچ پيشرفتي در
زمينه هاي علمي و صنعتي و اجتماعي و حتي داد و ستد و گردش زندگاني روزانه آدمي امكانپذير نيست.

آيزاك آسيموف دانشمند آمريكايي درباره انديشه ها و تلاشهايي كه از ديرباز براي شمردن و عددنويسي و حساب كردن به كار رفته به پژوهش پرداخته است و از تاريخ پيشرفتهاي آدمي با تكيه بر رگه هاي علمي اين تلاش چندين هزار ساله كه به عدد نويسي و پديد آمدن رياضيات نوين انجاميد به زباني ساده و گيرا سخن
مي گويد …………….

این مقاله در ۲۱ صفحه تنظیم   شده است اگر شما هم خواهان این محصول هستید پس همین الان این محصوول را خریداری کنید

با تشکر از سایت

  • بازدید : 22 views
  • بدون نظر

قیمت : ۴۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۹۰    کد محصول : ۱۰۳۹۱    حجم فایل : ۴۶ کیلوبایت   

پایان نامه ارتباط بین مدیریت آموزش و یادگیری، یک پایان نامه آماده ۹۹ صفحه ای می ­باشد که بسیار مفید و جامع بوده و قابل استفاده برای دانشجویانی که در این زمینه پایان ­نامه یا پروژه دارند، می ­باشد. در قسمتی از این مقاله، پس از نگاهی اجمالی به ابعاد و ویژگی های فناوری و آموزش فناوری و بررسی برخی از خصوصیات و توانایی های سیستم های آموزش به کمک رایانه، با طرح شواهدی از برطرف کردن نیازهای آموزشی به وسیله این سیستم ها به بحث درباره ابعاد و چگونگی این بکارگیری خواهیم پرداخت. در ادامه پیشنهادهایی برای مدیران و مسئولان آموزشی درجهت پیشرفت و ترقی سازمانهای آموزشی خواهیم پرداخت.

  • بازدید : 113 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان پاور پوینت روش تحقیق-خرید اینترنتی تحقیق روش تحقیق-پاورپوینت روش تحقیق-دانلود رایگان مقاله روش تحقیق
این فایل در ۷۹اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هدف غایی پژوهش حقیقت یابی و فهم در کنه یک موضوع است.
پژوهش کوششی است سازمان یافته و برنامه ریزی شده که یک پژوهشگر را در روشن شدن یک حقیقت یاری می دهد. پژوهشگر تلاش دارد با استفاده از واقعیت های موجود در جهان پیرامونی حقایق را کشف کند و این نیازمند انجام یک تحقیق است.
nتحقيق در اصل یک نوع قضاوت است.
nانواع قضاوت:
nقضاوت عینیObjective   براساس اصول علمی و روشهای آماری (مثال: اجراء یک طرح تحقیقاتی بر پایه مسائل آماری).
nقضاوت ذهنی Subjective شامل پیش داوری و تحت تاثیر نتایج دیگران قرار گرفتن (مثال: اجراء یک طرح تحقیقاتی در مسائل شهری جهت کنترل ترافیک بعنوان مثال یکطرفه کردن یک خیابان و یا اجراء یک روش تدریس آزمایشی در آموزش و پرورش که بر اساس تصورات پایه ریزی می شود)
nعلم:معلوم کردن و دانستن روابط علت و معلولی بین نمودهای طبیعت رابه شرط ابژکتیو بودن، علم می گویند.
nفلسفه بررسی روابط علت و معلولی از طریق سوبژکتیو

روشهای علمی قابل اثبات بوده و بر اساس فرضهایی مورد آزمون قرار می گیرد

تحقیق و توسعه عبارت از کار خلاقی است که بطور منظم برای افزایش ذخیره علمی و دانش فنی و نیز استفاده از این دانش در اختراع و طرح کار برهای جدید انجام می شود ( فریمن ۱۹۷۴)
فرایند تحقیق و توسعه و توسعه عبارت از شناسائی نیاز یا استعداد ، پیدایش اندیشه ها ، آفرینش ، طراحی ، تولید و معرفی و انتشار یک محصول یا نظام تکنولوژیک تازه است .(دین ولگدهار ۱۹۸۰)
یونسکو تحقیق و توسعه راچنین تعریف کرده است : هر گونه فعالیت منسجم ، خلاق در جهت افزایش سطح دانش و معرفت علم اعم از دانش مربوط به انسان ، فرهنگ ، جامعه و استفاده از این دانش برای کاربردهای جدید

تحقیق و توسعه عبارت از فرایند پویای به هم پیوسته ای از تحقیقات پایه ای ، تحقیقات کاربردی و تحقیقات توسعه ای است که نتایج علمی آن تولید علم و دانش می باشد ( یونسکو، ۱۹۸۸).
در جهان امروز اکثر کشورها امر برنامه ریزی و سیاست گذاری علمی ( علوم و تکنولوژی ) را جزئی از برنامه سیاست کلان دولت های خود قرار داده اند زیرا براین مسئله معتقدند که علوم و فنون می توانند به بهترین شکل ممکنه در خدمت دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور ، توسعه و پیشرفت اقتصادی و رفاه اجتماعی قرار گیرند . دستیابی به امر فوق می تواند قدرت سیاسی ، ایجاد استقلال ، افزایش در آمد ، توسعه صادرات ، رفاه اجتماعی و بهبود سطح زندگی افراد یک کشور را بدنبال داشته باشد. با این همه اهمیت در زمینه تحقیقات علمی و صنعتی و بهره گیری از دستاورد های مختلف اقتصادی و سایر زمینه ها ، کشورهای جهان سوم منابع انسانی و مالی عمده ای را در خدمت پژوهش قرار نمی دهند
nبنابراین می توان یکی از عوامل زمینه ساز برای گسترش و تولید علم در کشور را تحقیق و توسعه دانست و برای اینکه بتوانیم از تقلید علم از کشورهای پیشرفته جلوگیری کنیم بایستی به تحقیق و توسعه در کشور توجه زیادی داشته باشیم.
متأسفانه در کشور ما نقش تحقیق و توسعه نسبت به کشورهای پیشرفته بسیار کم رنگ است و همین عامل باعث شده که در تولید علم هیچگونه نو آوری نداشته باشیم و صرفأ بعنوان مقلد از علم سایر کشورهای جهان استفاده کنیم .
nسهم «تحقيق و توسعه» از درآمد صنايع؛ در كشورهاي پيشرفته ٣٠درصد، درايران كمتر از يك درصد.
nكمتر از ٢درصد مراكز، شركت ها و كارخانه هاي صنعتي در كشور داراي واحد تحقيق و توسعه (RD)است.  

  • بازدید : 121 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود اهمیت علم از دیگاه خداوند وقرآن-دانلود رایگان تحقیق  اهمیت علم از دیگاه خداوند وقرآن-خرید اینترنتی تحقیق  اهمیت علم از دیگاه خداوند وقرآن-دانلود رایگان مقاله    اهمیت علم از دیگاه خداوند وقرآن
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
پيامبر اسلام(ص) مبعوث بر تمام افراد عالم است. چنين شريعتى طبعا بايد كامل باشد در هر عصر و زمانى و براى هر قوم و دسته اى قابل اجرا باشد. و نيز صاحب آن شريعت به خصوصيات افراد و نفوس آنان تا روز قيامت آگاه باشد در غير اين صورت رسالت او ناقص و اصلاح و عدالت گسترى او فراگير نخواهد بود

  • بازدید : 108 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

انتظار این است که فراگیران پس از فراگیري این درس ، بی اعتبار بودن تعارض
میان علم و دین در حوزه تفکر اسلامی را پی برده و نیز آگاه شوند که تعارض علم
و دین در غرب مسیحی هم واقعی نبوده است ، بلکه عمدتاً عکس العملی بود در برابر
ضدیت مسیحیت تحریف شده کلیسایی با عقل ، علم و نوآوري هاي علمی ، طرح
گردیده است .
یکی از مباحث مطرح در کلام جدید، رابطه علم و دین است ، مبنی بر این که آیا
علم به معناي عام (اعم از علوم تجربی و انسانی و شاخه هاي دیگر آنها) به عنوان
رهاورد فکر و عقل بشر، با دین به معناي واقعی کلمه (دین یا ادیان آسمانی
و وحیانی )، تعارض داشته و با یکدیگر ناسازگارند و دیدگاهها و رهاوردهاي علمی ،
دیدگاهها و داده هاي دینی را نفی و نقض می کند و بالعکس ، یا این که اصلاً
میان علم و دین هیچ گونه ناسازگاري وجود ندارد و این دو در تعامل و
سازگاري کامل بوده و مؤ ید و مکمل یکدیگرند؛ همچنان که
عقل و دین چنین اند؟

بررسی ها نشان می دهد که در گذشته ، چه در دنیاي غرب و چه در جهان
اسلام ، هرگز میان علم و دین جدایی نبوده و در نتیجه ، تئوري ((تعارض علم و دین ))
اصلاً جاي طرح و بحث نداشته است . اما در قرون وسطی در دنیاي
غرب ، به این دلیل بود که نه علم از چنان رشد و بالندگی برخوردار بود
که قادر بر ارائه نظریاتی درباره انسان و جهان برخلاف آموزه هاي دینی  مسیحی
باشد و نه اساساً کلیسا چنین اجازه اي را به کسی می داد تا برخلاف دیدگاههاي
مسیحیت کلیسایی درباره مسائل مختلف اظهار نظر کند.
اما در دنیاي اسلام ،  چنان که اشاره شد و تفصیل آن خواهد آمد  به
این دلیل تعارضی وجود نداشته است که اساساً میان اسلام و علم و عقل جدایی
نیست ؛ و اسلام دین عقل و فطرت است و هرگز آموزه هاي برخلاف عقل و
علم در آن یافت نمی شود. به کار رفتن حدود هزار بار واژه هاي عقل ،
علم ، فکر و مشتقات آنها در قرآن کریم ، گواه روشن آن است ؛ و گواه دیگر آن این
است که در مدارس دینی  اسلامی و حوزه هاي علمیه آن ، همه علوم (اعم از علوم
دینی خاص و غیر آن ) تدریس می شد و از این جهت مرزي میان علوم
قائل نمی شدند. در حلقه درس رئیس مذهب شیعه ، امام جعفر صادق (ع )،
دانشمندان علوم مختلف (از فقه ، کلام ، طب ، شیمی ، تفسیر و…) حضور داشتند و آن
٣
حضرت براي همه آن عالمان رشته هاي مختلف علوم ، تدریس می کردند.
راز این که دانشمندان بزرگی چون جابر بن حیان ، شیمی دان معروف ، محمد زکریاي
رازي ، پزشک مشهور، ابو ریحان بیرونی ، ابو علی سینا، ابو نصر فارابی ، خواجه نصیر
طوسی و صدها و هزاران دانشمند علوم مختلف از قبیل فیزیک ، شیمی ،
ریاضی ، هیئت و نجوم ، زیست شناسی ، تاریخ و جغرافیا و… به همراه عالمان و فقیهان
دینی همگی در یک صف قرار داشته و همه آنها را عالمان اسلامی می گویند، همین است
که اشاره شد.
از این رو، جداانگاري علم و دین ، پدیده اي جدید و غربی است و به دوران رنسانس
علمی  صنعتی در آن دیار و پیشرفت سریع و خیره کننده بشر در علوم تجربی و
انسانی برمی گردد. جهش سریع علمی و توانمندي بالاي علم در پاسخگویی به
بسیاري از پرسش ها و نیازهاي بشر و نیز نقش تعیین کننده تجربه و آزمون در
گشودن مجهولات و پیدایش معلومات از یکسو و ناسازگاري برخی از آموزه هاي دینی 
مسیحی با فرآورده ها و داده هاي علمی از سوي دیگر، موجب شد تا این ذهنیت در
برخی دانش آموختگان دانشگاهی و غیر آنان پدید آید که با وجود توانایی علوم
براي پاسخگویی به مجهولات علمی و حل مشکلات زندگی ، دیگر نیازي به دین نیست ؛
چرا که به باور آنان ، علم (روش علمی و تجربی ) تنها راه قابل اعتماد براي رسیدن به
واقعیت هاست .
  • بازدید : 97 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تمدن اسلامي در نتيجه‌ي سفارش‌هاي اسلام به دانش‌اندوزي و بهره‌گيري از دانش تمدن‌هاي پيشين پديد آمد. اسلام در كمتر از يك سده به سراسر خاورميانه، شمال آفريقا و اسپانيا گسترش يافت و ميانه‌ي زمين، قلمرو جهان اسلام شد. در اين منطقه‌ي پهناور، كه زادگاه چند تمدن درخشان بود، مسلمانان دستاوردهاي تمدن‌هاي پيشين را پذيرفتند و با توسعه‌ي آن‌ها، تمدن شكوهمندي را به وجود آوردند. ايرانيان در پديد آوردن تمدن اسلامي سهم زيادي داشتند و اين تمدن زمينه‌ساز نوزايي در اروپا شد
سفارش‌هاي ماندگار 
معجزه‌ي پيامبر اسلام(ص) كتاب قرآن است، كتابي كه مسلمانان را به تفكر دعوت كرده، به شگفتي‌هاي طبيعت قسم ياد كرده و ايمان دانايان را محكم‌ترين ايمان دانسته است. پيامبر اسلام(ص) نيز پيوسته مسلمانان را به دانش‌اندوزي سفارش مي‌كردند. به فرموده‌ي آن حضرت، دانش‌اندوزي بر هر زن و مردي واجب است و دانش را بايد از هر سرچشمه‌اي گرفت حتي اگر در چين باشد و حتي اگر آموزگار آن فردي غير مسلمان يا كافر باشد. از اين رو، مسمانان از همان سده‌هاي نخستين به فراگيري دانش و توسعه و گسترش آن روي آوردند و با بهره‌گيري از اندوخته‌هاي پيشين بشري و توسعه‌ي آن، توانستند يكي از باشكوه‌ترين تمدن‌هاي بشري را به ارمغان بياورند.

گسترش اسلام 
مسلمانان در سال ۲۱ تا ۲۲ هجري قمري سپاه ساسانيان را در نبرد قادسيه و نبرد نهاوند شكست دادند. مردم ايران كه از ستم و فساد سال‌هاي پاياني حكومت ساساني رنج مي‌بردند از خود مقاومت چنداني نشان ندادند. آنان پيام برابري و عدالت اسلام را به گوش جان شنيدند و به پيروي از اين دين توحيدي روي آوردند. مسلمانان در نبرد يرموك(در سوريه) ارتش امپراتوري روم غربي(بيزانس) را در حالي شكست دادند كه از نظر تعداد، دو برابر مسلمانان بودند. آنان سوريه و فلسطين و درواقع بخش زيادي از بيزانس را فتح كردند. به زودي نداي اذان در مصر و ليبي نيز طنين انداز شد و چندي بعد مسلمانان اسپانيا را نيز فتح كردند. 
زبان بين‌المللي 
اسلام به سرزمين‌هايي با زبان و فرهنگ متفاوت پا گذاشت. مردمان اين سرزمين‌ها كه نداي برابري و بالندگي اسلام آنان را به اين دين جذب كرده بود، به اين دين روي آوردند و براي فهم بيش‌تر كلام خدا به فراگيري زبان عربي پرداختند. به اين ترتيب، براي نخستين‌بار يك زبان بين‌المللي در گستره‌ي وسيعي از جهان رايج شد كه به گسترش دانش و فرهنگ كمك زيادي كرد. زبان مشترك باعث شد كه هيچ دانشمندي در سرزمين‌هاي اسلامي، از هندوستان و آسياي ميانه تا مصر و سوريه و اسپانيا، احساس غربت نكند و براي دانش‌اندوزي به شهرهاي مختلف سفر كند. نگارش كتاب به زبان عربي نيز باعث شد هر دانشمندي از دستاوردهاي علمي دانشمندان ديگر آگاه شود و ارتباط علمي، كه براي پيشرفت دانش اهميت زيادي دارد، به آساني امكان پذير شود. 
نهضت ترجمه 
در زمان هارون الرشيد، خليفه‌ي عباسي، به سفارش يحي بن خالد برمكي، وزير ايراني، كتاب‌خانه‌ي بزرگي به نام خزانه‌ي حكمت(گنجينه‌ي دانش) در بغداد ساخته شد و كتاب‌هاي گوناگون از جاي جاي جهان، به‌ويژه ايران و سوريه، گردآوري شد. مامون عباسي، پسر هارون، كارهاي پدر را پي گرفت و به سفارش ابوسهل فضل بن نوبخت اهوازي، بنيادي به نام بيت الحكمه(خانه‌ي دانش) به تقليد از گندي‌شاپور اهواز ساخت. او گروهي از مترجمان را به رياست يوحنا بن ماسويه، دانشمند ايراني مسيحي، در آن‌جا گرد آورد و همچنين گروهي را به هند، ايران و قسطنطنيه فرستاد تا كتاب‌هاي مفيد را گردآوري كنند. به اين ترتيب، ترجمه‌ي آثار علمي، فلسفي و ادبي از زبان‌هاي سُرياني، پهلوي، هندي و يوناني به زبان عربي، كه از همان سده‌ي نخست هجري آغاز شده بود، شتاب گرفت. 
شكوفايي تمدن اسلامي 
ترجمه‌ي آثار علمي تمدن‌هاي پيشين به عربي باعث شد كه براي نخستين بار بخش عمده‌ا‌ي از دستاوردهاي علمي و فرهنگي بشر تا آن زمان، كنار هم قرار گيرد. مسلمانان به طبقه‌بندي اين دستاوردها و بررسي آن‌ها پرداختند و به اين ترتيب راه را براي پيشرفت‌هاي بعدي هموار كردند. به‌زود توليدي علمي نيز رشد پيدا كرد و ترجمه‌ي دانش ديگران جاي خود را به تاليف و نوآوري‌ داد. كوشش دانشمندان ايراني اين تمدن را به چنان شكوفايي رساند كه تا آن روزگار سابقه نداشت و تا صد‌ها سال پيشاهنگ دنياي متمدن بود. فرهنگ و تمدن اسلامي چنان شكوه و جاذبه‌اي داشت كه تا سال‌هاي زيادي اروپايي‌ها به جهان اسلام سفر مي‌كردند تا در دانشگاه‌هاى شناخته شده‌ي آن روزگار به فراگيري دانش و فن بپردازند. 
زمينه‌هاي نوزايي در اروپا 
مسلمانان در سال ۷۱۱ ميلادي توانستند بخش جنوبي اسپانيا(اندلس) را از فرمان ويزيگوت‌ها، گروهي از بربرهاي اروپا، بيرون كنند. حكومت اسلامي اندلس با پشتيباني از دانشمندان باعث شكوفايي تمدن اسلامي در اين ناحيه شد، به طوري كه برخي از روحانيون مسيحي، از جمله پاپ سيلوِستِر دوم، براى فراگيري دانش به آن‌جا سفر ‌كردند و زبان عربي ‌آموختند. شهر سيسيل(صقليه) در ايتاليا نيز باعث راه يافتن فرهنگ و تمدن اسلامي به اروپا شد. جنگ‌هاي صليبي نيز بر ارتباط اروپاييان با مسلمانان بيش‌تر افزود. در دوران نوزايي اروپا، نخستين دانشگاه‌هاي اروپايي به سبك دانشگاه‌هاي اسلامي كه جامعيه، كليّه و نظاميه ناميده مي‌شدند، ساخته شد. واژه‌ي يونيوِرسيته كه در زبان انگليسي براي دانشگاه به كار مي‌رود، ترجمه‌ي لاتين جامعيه است. 

رو به نشيب 
در سده‌ي پنجم و ششم هجري پاره‌اي از تعصب‌هاي فرقه‌اي روند رشد تمدن اسلامي را آهسته كرد. يورش مغول‌ها با آتش زدن كتاب‌خانه‌ها و كشته شدن يا كوچ بسياري از دانشمندان، همراه بود. اين آسيب‌ها باعث ركود تمدن اسلامي شد. در همين دوران بود كه اروپاييان دوران نوزايي را پشت سر گذاشتند و انقلاب صنعتي را تجربه كردند. اروپاييان قدرتمند به استعمار كشورهاي اسلامي روي آوردند و باعث ويراني بيش از پيش اين سرزمين‌ها شدند. به زودي، سرزمين‌هاي اسلامي چنان از دانش و آگاهي دور شدند كه حتي پيشينه‌ي تمدني خود را نيز از ياد بردند. 
حيات دوباره 
از حدود يك قرن و نيم پيش، برخي از انديشمندان مسلمان، از جمله سيد جمال الدين اسدآبادي و اقبال لاهوري، به احياي تفكر اسلامي در سرزمين‌هاي اسلامي پرداختند. كارهاي آنان آرام آرام به بيداري مسلمانان و بيرون كردن استعمارگران از كشورهاي اسلامي منجر شد. اين حركت‌ها باعث اميدواري بيش‌تر مسلمانان به بازسازي تمدن اسلامي شد. شاهد اين واقعيت نيز پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران است كه بدون وابستگي به بيگانگان و با تكيه بر فرهنگ اسلامي به ثمر نشست و روز به روز بر شكوفايي آن افزوده مي‌شود و براي مسلمانان كشورهاي ديگر، از جمله لبنان، فلسطين، افغانستان، الجزاير و عراق، الهام بخش شده است. بسياري از انديشمندان جهان با اشاره به اين جنبش‌ها از آغاز دوره‌ي دوم شكوفايي تمدن اسلامي سخن مي‌گويند. 
نمونه‌هايي از دستاوردهاي علمي تمدن اسلامي 
پزشكي 
زكرياي رازي(۳۱۳-۲۵۱ هجري قمري)، بيش از ۵۶ اثر در زمينه‌ي پزشكي نوشت كه مشهورترين آن‌ها الحاوي است. كتاب طب المنصوري رازي(در ۱۰ جلد) نخستين كتاب پزشكي است كه در غرب چاپ شده است. او نخستين پزشكي است كه از نخ‌هايي از جنس مو در جراحي استفاده كرده است. همچنين او نخستين پزشكي است كه آبله را از سرخك و نقرس را از روماتيسم، مجزا دانسته و توصيف دقيقي از اين بيماري‌ها نوشته است. 
ابوعلي سينا(۴۲۸-۳۷۰ هجري قمري)،كتاب قانون را نوشت كه تا سال ۱۶۵۰ ميلادي در دانشگاه‌هاي معتبر جهان تدريس مي‌شد. اين كتاب، كه فرهنگ‌نامه‌ي پزشكي است، دست كم ۸۶ بار ترجمه شده است. ابن سينا نخستين پزشكي است كه از بيمار‌‌شدن استخوان‌ها‌ سخن گفته است. 
ابولقاسم زهراوي، كتاب التصريف را در مباني جراحي نوشت كه به لاتين ترجمه شده است. او سه روش بخيه زدن را، كه بيش‌تر در جراحي شكم به كار مي‌رود، ابداع كرده است. همچنين راهكارهايي براي تسهيل زايمان‌هاي غيرطبيعي پيشنهاد كرده است كه امروزه نيز استفاده مي‌شود. خرد كردن سنگ مثانه در مثانه از نوآوري‌هاي ديگر اوست. 
ابن زهر اندلس كتاب مهمي در زمينه پادزهر نوشت. به علاوه، سير بيماري سرطان معده را بسيار خوب شرح داده است. 
حنين بن اسحاق، نخستين كتاب را در چشم‌پزشكي نوشت كتاب او همراه كتاب علي بن عيسي و عمار موصلي، منبع اصلي چشم پزشكي اروپا شد. 
داروشناسي 
ابن بيطار(وفات ۶۴۶ هجري قمري)، در كتاب الجامع المفردات الادويه و الاغذيه كه به صورت الفبايي تنظيم شده است، هزار و چهارصد داروي حيواني، گياهي و معدني، روش استفاده از آن‌ها و اين كه كدام يك را مي‌توان به جاي ديگري استفاده كرد، شرح داده است. او در نوشتن اين اثر بزرگ از مشاهده‌هاي خود در سفرهاي علمي متعدد به سرزمين‌هاي مشهور آن زمان و كتاب‌هاي ۱۵۰ صاحب نظر از جمله ابن جلجل، رازي و ابن سينا بهره گرفته است. او در اين كتاب نام داروهاي مختلف را به زبان‌هاي مختلف آورده است. 
بيمارستان 
تاريخ‌نگاران بيش از ۸۰ بيمارستان پيشرفته را در سرزمين‌هاي اسلامي توصيف كرده‌اند. بيمارستان بغداد كه در زمان هارون‌ الرشيد ساخته شد، مهم‌ترين و پيشرفته ترين آن‌ها بوده است. محل اين بيمارستان با دقت و بر اساس خوبي آب و هوا انتخاب شد و آب دجله با لوله‌هاي سفالي به داخل همه‌ي اتاق‌هاي آن جريان داشت. رازي هنگام انتخاب محل بيمارستان عضدي بغداد، تكه‌هاي گوشت گوسفند را در مكان‌هاي مختلف شهر آويزان كرد و آن‌ها را پس از ۲۴ ساعت باهم مقايسه كرد. هر كدام تمييزتر و سالم‌تر بودند، در محل آويزان شدن آن، بيمارستان عضدي را ساختند. در اين بيمارستان‌ها بيماران را رايگان درمان مي‌كردند. به علاوه، پس از اين كه بيماران بهبود مي‌يافتند، مبلغي به آنان پرداخت مي‌شد تا به كار كردن در چند روز نخست پس از بهبودي نياز پيدا نكنند تا مبادا بيماري آنان بازگردد. 
جامعه شناسي 
ابن خلدون(۸۰۸-۷۳۲ هجري قمري)، كتاب تاريخ جهان خود را به نام العِبَر نوشت و در مقدمه‌ي آن به تجزيه و تحليل رابطه‌هاي حاكم بر سازمان‌هاي سياسي و اجتماعي بشر بر پايه‌ي عامل‌هاي محيطي و رواني پرداخت. او در اين مقدمه در واقع به علل جامعه شناختي پيشرفت و پسرفت تمدن‌ها مي‌پردازد. اين مقدمه از خود كتاب مشهور تر شد و هنوز هم مورد استفاده‌ي پژوهشگران شرقي و غربي است. 
فيزيك 
ابن هيثم(۴۳۰-۳۵۴ هجري قمري)، قانون‌هاي شكست نور را كشف كرد. به روش علمي ثابت كرد كه بازتاب پرتوهاي نور از روي چيزها به چشم، باعث تشكيل تصوير معكوس روي شبكيه‌ي چشم مي‌شود. او نخستين دانشمندي است كه از نقش مغز در تفسير تصوير سخن گفته است. ارتفاع جو زمين را با بررسي شكست نور محاسبه كرد. قانون اول ترموديناميك را شرح داد. اتاق تاريك درست كرد و با آن آزمايش انجام داد. او چرخ تراشي داشت كه با ان عدسي‌ها و آيينه‌هاي خميده را براي تجربه‌هاي خود مي‌ساخت. 
كمال‌الدين فارسي تفسيري بر شاهكار ابن هيثم، كتاب المناظر، نوشت. او علت به وجود آمدن رنگين كمان در آسمان را به درستي شرح داده و براي اثبات نظر خود، آزمايش‌ انجام داده است 
عبالرحمن خازني(تولد ۵۵۰ هجري قمري) كتاب ميزان الحكمه را نوشت كه آن را مهم‌ترين اثر دانشمندان مسلمان در مكانيك دانسته‌اند. او در زمينه‌ي گرانش، مقاومت سيالات در برابر حركت، وزن مخصوص سيالات و اندازه‌گيري وزن مخصوص مواد سخت پژوهش‌هاي دقيقي انجام داده است. 
شيمي 
جابر بن حيان، به جاي روش ساده‌ي ذوب فلز، روش حل كردن فلز را به كمك اسيد نيتريك، اسيد سولفوريك، جوهر نمك و تيزاب سلطاني(كه خود اختراع كرده بود) ابداع كرد. او را پايه‌گذار دانش شيمي مي‌دانند. 
زكرياي رازي الكل را به صورت خالص تهيه كرد، واژه‌ي الكحول كه به زبان انگليسي نيز راه يافته است، به معناي خالص‌ترين است. از آن‌جا كه از اين ماده براي شست و شوي چشم استفاده مي‌كردند، چشم‌پزشكان مسلمان به الكحال مشهور شدند. رازي نخستين دانشمندي است كه شيمي آزمايشگاهي را به خدمت پزشكي گرفت. 
بسياري از نام‌هاي شيميايي كه امروزه در همه‌ي زبان‌هاي دنيا به كار مي‌روند، از يادگارهاي شيمي‌دانان مسلمان است: شيمي(كيميا)، نيل(آنيلين)، تالكوم(طلق)، زرنيق(آرسنيك)، بوره(براق)، قليا، آلدئيد، زاج سفيد، آليزارين، پتاسيم، سولفور، و …. 
كتابخانه 
در بغداد بيش از صد كتاب‌خانه وجود داشته است. هر مسجدي كتاب‌خانه‌اي داشت. تالار اصلي هر بيمارستان كه محل مراجعه‌ي تازه‌واردها بود، قفسه هايي پر از كتاب داشت. 
در زمان حَكَم دوم، خليفه‌ي اموي آندولس، كتابخانه‌ي قرطبه بيش از ۴۰۰ هزار جلد كتاب داشت و فقط فهرست كتاب‌هاي آن بيش از ۴۴ جلد بود. 
كتاب‌خانه‌ي سلطان مراكش، كه هنگام بازگشت از آندلس، به دست دزدان دريايي افتاد، بيش از ۳۵۰ هزار جلد كتاب بود كه به دست فيليپ سوم، پادشاه اسپانيا رسيد و هسته‌ي اصلي كتاب‌خانه‌ي معروف اسكوريال اسپانيا شد. 
  • بازدید : 73 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هر ظرفي با ريختن چيزي در آن پر مي شود ، جز ظرف دانش كه هر چه در آن جاي مي دهي وسعتش بيشتر مي شود . امام علي ( ع) 
اين كلمه كه مي توان گفت در همه زبانهاي دنيا از قديمترين تاريخ تماس آدمي با واقعيتها شايع است ، سرگذشتي پرماجرا دارد . اگر فرض كنيم مواردي كه اين كلمه تا پيش از قرن نوردهم بكار رفته است ، مثلا صد مورد است ، در يك مورد فقط علم بمعناي خاص آن كه عبارتست از انكشاف صد در صد واقعيتست منظور شده است ، بقيه موارد استعمال علم با تعريفي كه امروزه براي علم در دست داريم ، سازگار نمي باشند .
يك اصل كه در گذرگاه پرماجراي علم ديده مي شود ، اينست كه علم ارتباطي است ميان ذهن انسان و جهان خارجي كه مطلوبيت دارد . ولي از اوايل قرن بيستم به اين طرف كه علم وسيله سوء استفاده در راه هدف هاي سلطه گرانه استخدام شد ، آن چهره مقدس خود را از دست داد. از طرف ديگر علم در برابر آن بحرانهايي كه در اصول و قوانين پيش ساخته بوجود آمده بود ، مقاومت خود را از دست داده ، رسما بوسيله پي يررسو ورشكستگي علم اعلام مي شود . البته بايد بدانيم كه علم هرگز شكست نمي خورد ، بلكه اين هدف گيري ها و حذف و انتخاب ها و تكيه عاشقلنه بر اصول پيش ساخته است كه با شكست مواجه مي گردد.

 
علم چيست ؟
امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه (( علم )) بدو معناي متفاوت بكار برده مي شود و غفلت از اين دو نوع كاربرد اغلب به مغالطاتي عظيم انجاميده است :
۱- معناي اصلي و نخستين علم ، دانستن در برابر ندانستن است . بهمه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم مي گويند و عالم كسيرا مي گويند  كه جاهل نيست . مطابق اين معنا ، اخلاق ، رياضيات ، فقه ، دستور زبان ، مذهب ، زيست شناسي و نجوم همه علم اند . و هر كس يك يا چند رشته ارآ‹ها را بداند عالم دانسته مي شود .
خداوند به اين معنا عالم است ، يعني نسبت به هيچ امري جاهل نيست و براي او مسأله مجهولي وجود ندارد . محتواي قرآن به اين معنا علمي است يعني كه مجموعه اي از دانستنيهاست و هر كس آنها را بداند عالم به قرآن است . همه فقها عالمند و هر كس از خدا و صفات و افعال او آگاهي داشته باشد نيز عالم است . ديده مي شود كه در اين معنا علم در برابر جهل قرار مي گيرد . كلمه KNOWLEDGE  در انگليسي و CONNAISSANCE  در فرانسه معادل اين معناي علم اند . 
۲- كلمه علم در معناي دوم منحصرا به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند . علم در اينجا در برابر جهل قرار نمي گيرد بلكه در برابر همه دانستني هايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند . اخلاق ( دانش خوبي ها و بديها ) متافيزيك ( دانش احكام و عوارض مطلق هستي ) عرفان ( تجارب دروني و شخصي ) منطق ( ابزار هدايت فكر ) ، فقه ، اصول ، بلاغت و … همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرار مي گيرند و همه به اين معنا غير علمي اند . كلمه SCHENCE  در انگليسي و فرانسه معادل اين معناي علم اند . 
ديده مي شود كه علم در اين معنا بخشي از علم به معناي اول را تشكيل مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستني هاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد.
رشد علم به معناي دوم عمده از اغاز دوره رنسانس به بعد است ، در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي ( معناي اول ) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است .
بلافاصله پس از شنيدن كلمه علم ما به ياد چيزي مي افتيم كه در ذهن است و مي تواند مطابق با واقع نباشد 
(( سواد )) برايمان تداعي مي شود  ،  به ياد فلسفه و پيچيدگي هايش مي افتيم كه در كتابها نوشته اند و در مدارس و دانشگاه ها مي آموزند . به ياد خطاها و كاستي هاي معلومات خود مي افتيم ، به ياد علم و محتواي شگرف و دستاوردهاي عظيم آن مي افتيم كه بافت خيلي پيچيده تئوري هاي علمي چيست ؟ و آيا اصولا تولد علم به خاطر واقع نمائي است ؟ به خاطر تنظيم پديده هاست ؟ و تازه اين در مورد معناي اعم علم است والا اگر به شاخه هاي بيشتري توأم با پيچيدگي هاي بيشتري پيدا خواهد كرد.
تعاريف عام و خاص علم 
با بررسي كليه تعاريفي كه در مورد علم ارائه گرديده است ، روشن مي شود كه تعاريف علم را مي توان به دو گروه متمتبز تقسيم بندي كرد، يكي تعاريف عام علم و ديگري تعاريف خاص علم .
الف : تعاريف عام علم : در زبانهاي اروپائي و غربي واژه (( SCIENCE )) از لغت لاتين ((SCIENTIA )) به مفهوم  “دانستن” گرفته شده است كه طبق آن ( علم ، دانستن هر موضوع و دانسته اي است ) و يا ( علم عبارتست از تراكم سيستماتيك اطلاعات ) كه به عبارت ساده تر مي شود ( علم مجموعه اي از ذخائر آگاهي منظم و مرتب است ) .
حكماي اسلامي كه ذهن را مركز دانش هاي بشر مي دانستند و آن را به آئينه تشبيه مي كردند و بعدها اين حرف توسط فراسيس بيكن هم تكرار شد مي گفتند : (( العلم هو الصورته الحاصله من الشي عند العقل )) يعني علم عبارتست از تصوير چيز در ذهن ، مثلا از كسي كه هرگز او را نديده ايم چيزي در ذهن نداريم ولي همين كه او را در ذهن حاصل مي شود .
البته صورتي كه در ذهن ايجاد مي گردد ، بر دو قسم است : 
۱- تصور ( REPRESNTATION يا NOTION يا IDDE يا CONCEPT ) و آن عبارتست از صورت ساده ذهن كه استناد چيزي بر چيز ديگر نباشد ، ماند ماه ، ستاره ، خورشيد ، انسان ، درخت و غيره .
۲- تصديق ( JUJEMENT ) كه عبارتست از استناد امري بر امر ديگر خواه ايجاب باشد مانند آتش سوزنده است يا سلب باشد ماند اسب يا خر ، گوشتخوار نيست .
بايد دانست كه تشابه ذهن به آئينه كامل نيست و تفاوتهايي بين آنها وجود دارد ، يكي اينكه آينه صورت اشياء را تا زماني نشان مي دهد كه در مقابل صفحه آن قرار گرفته اند و ديگر آنكه فقط تصوير اجسام قابل لمس و قابل ديدن را نشان مي دهد در حاليكه ذهن هم تصويري را كه گرفته است در خود نگه مي دارد و در مواقع لزوم آن را آشكار مي سازد و مي نمايد و هم علاوه بر متأثر شدن از انواع محسوسات ، حالات و چگونگي دروني و ذهني را نيز نشان مي دهد .
از ديگر تعريف هاي عام علم  آمده است : (( علم معرفتي است جمعي درباره امور كلي )) و (( علم بزرگترين كوشش مغز انسان است .)) 
ب ) تعاريف خاص علم : برخي گفته اند : (( علم نوعي تجزيه و تحليل است كه شخص محقق را كمك مي كند تا قضيه هايي را به صورت علت و معلول بيان مي نمايد )) طبق اين تعريف نمي توان هر نوع آگاهي را اگرچه در كمال نظم و ترتيب هم كسب شده باشد ، علم دانست مگر آنكه متكي بر حقايق و واقعيت باشد .
تعريف هاي زير در شمار تعريف هاي خاص علم مي باشند :
علم مجموعه بزرگي از واقعيت ها و نظرهايي است كه در پيوند با يكديگر قرار دارند .
علم شناخت منظمي است كه با روشهاي خاص اصولي بدست مي آيد .
علم عبارتست از يك سري دانستنيهاي مستدل جهت اكتشاف قوانين واقعيات .
علم مجموعه اي از تئوري ها و احكام قطعي است .
علم از آنچه هست گفتگو مي كند نه از آنچه بايد باشد .
علم عبارتست از اطلاعات قابل آزمايش و اثبات .
علم از محسوسات بحث مي كند نه از موهومات .
علم عبارتست از شناخت حقايق و واقعيات .
علم عبارتست از توافق فكري و وحدت نظر ( تعريفي از اگوست كنت .)
بطوريكه ملاحظه مي شود ، برخي از تعريف هاي علم به هر دانش نظري ، علمي ، هنري ، خبري، فلسفي ، اخلاقي و غيره اطلاق مي گردد ، اين دسته از تعاريف را تعريف هاي عام علم يا تعريف هاي كلي علم مي نامند و بعضي ديگر از تعريف هاي علم ، صرفا به شناخت حقايق غير قابل انكار ، گفته مي شود كه ارتباطي با معتقدات و نظرات افراد جوامع گوناگون و اشخاص مختلف و متفاوت ندارد . اين گروه از تعاريف ، تعاريف خاص علم ناميده مي شوند .
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اقتصاد اسلامي‌ مقوله‌اي‌ است‌ كه‌ از ديرباز مورد بحث‌ و بررسي‌ علماء اسلامي‌ قرار گرفته‌ است‌. دانشمندان‌ اسلامي‌ درباره‌ ماهيت‌ اقتصاد اسلامي‌ بحثهاي‌ زيادي‌ داشته‌اند و كتب‌ و مقالات‌ زيادي‌ دراين‌ زمينه‌ به‌ رشته‌ تحرير درآمده است. به‌ رغم‌ مباحث‌ زياد هنوز بحثهايي حل نشده‌ در اين‌ خصوص‌ وجود دارد. بعضي اقتصاددانان اقتصاد اسلامي را علم اقتصاد از نوع« اقتصاد اثباتي» مي دانند، در حالي که عده اي آ ن را مکتب اقتصادي « اقتصاد هنجاري » مي پندارند و گروهي نيز براين عقيده اند که تفکيک علم اقتصادو مکتب اقتصادي  از يکديگر امري بي حاصل است.
          بحث‌ درخصوص‌ اقتصاد اسلامي‌ بسيار زياد است‌. عده‌اي‌ از دانشمندان‌ اسلامي‌ در پي‌ تئوريزه‌ كردن‌ مباحث ‌اقتصاد اسلامي‌ بوده‌ و هستند.  بعضي‌ از اقتصاددانان‌ مسلمان‌ معتقدند كه‌ اقتصاد اسلامي‌ از مقولات‌ «اقتصاد دستوري‌» است‌. عده‌اي‌ نيز بر اين‌باورند كه‌ اقتصاد اسلامي‌ از نوع‌ «اقتصاد اثباتي‌» است‌. بعضي‌ ديگر بر اين‌ اعتقادند كه‌ در اقتصاد اسلامي‌ نمي‌توان ‌مفاهيم‌ اثباتي‌ و دستوري‌ را از هم‌ تفكيك‌ كرد. علاوه‌ بر نظرات‌ فوق‌ عده‌اي‌ ديگر از علماي‌ اسلامي‌ به‌ نحو ديگري‌ به‌ مسئله‌ نگاه‌ مي‌كنند گروهي‌ بر اين‌ باورند كه‌اقتصاد اسلامي‌ همان‌ «مكتب‌ اقتصادي‌» است‌.  عده اي نيز‌ اعتقاد دارند كه‌ اقتصاد اسلامي‌ نوعي‌ «سيستم‌ اقتصادي ‌است‌» و گروهي‌ به‌ آن‌ با ديده‌ مسائل‌ اخلاقي‌ مي‌نگرند.اين‌ مقاله‌ در پي‌ آن‌ است‌ تا ضمن‌ مروري‌ خلاصه‌ بر مفاهيم‌ «علم‌»، «مكتب‌» و «سيستم‌ اقتصادي‌» جايگاه ‌اقتصاد اسلامي‌ و نوع‌ نگرش‌ به‌ آن‌ را در حد توان‌ روشن‌ سازد.
                                                 
ماهيت‌ اقتصاد اسلامي‌        
          آيا اقتصاد اسلامي‌ از مقولات‌ علمي‌ است‌؟ يا اينكه‌ اقتصاد اسلامي‌ مقوله‌اي‌ مكتبي‌ يا اخلاقي‌ است‌؟ و يا اقتصاداسلامي‌ يك‌ سيستم‌ اقتصادي‌ است‌؟ براي‌ روشن‌ شدن‌ بحث‌ لازم‌ است‌ هر يك‌ از مفاهيم‌ فوق‌ قدري‌ شكافته‌ شده‌ و مورد بحث‌ قرار گيرند. 

 علم‌ اقتصاد( اقتصاد اثباتي )  
 تعاريف  مختلفي براي علم وجود دارد. چون در اينجا هدف بحث در مفاهيم نيست لذا به اجمال به ارائه بعضي از تعاريف مي پردازيم.در يکي از تعاريف علم آمده است:  علم‌ شامل‌ مجموعه‌اي‌ از قضاياي‌ كلي‌ است‌ كه‌ محور خاصي‌ براي‌ آنها لحاظ‌ شده‌ و هر قضيه‌ قابل‌ صدق‌ و انطباق ‌بر مصاديق‌ متعددي‌ است۱ با اين‌ تعريف‌ علم‌ اقتصاد عبارت‌ از قضاياي‌ كلي‌ است‌ كه‌ درخصوص‌ پديده ‌هاي ‌اقتصادي ‌ مصداق‌ دارند. 
تعريف ديگري علم‌ اقتصاد را اينگونه‌ بيان‌ مي‌كند. علم‌ اقتصاد بررسي‌روشهايي‌ است‌ كه‌ بشر به وسيله پول‌‌ يا بدون‌ آن براي‌ بكار بردن‌ منابع‌ كمياب‌ توليد به‌ منظور توليد كالاها و خدمات ‌در طي‌ زمان‌ و همچنين‌ براي‌ توزيع‌ كالاها و خدمات‌ بين‌ افراد و گروه‌ها در جامعه‌ به‌ منظور مصرف‌ در حال‌ و آينده‌انتخاب‌ مي‌كند۲٫       
در تعريفي‌ ديگر علم‌ اقتصاد ‌، عبارت‌ از علمي‌ است‌ كه‌ حيات‌ اقتصادي‌ پديده‌ها وجلوه‌هاي‌ آن‌ را تفسير كرده‌، ارتباط‌ آن‌ پديده‌ها و جلوه‌ها را با اسباب‌ و عوامل‌ كلي كه‌ بر آن‌ حاكم‌ است‌ بيان‌ مي‌دارد۳٫  بنابراين ديدگاه علم‌ اقتصاد مسئوليت‌ دارد تا آن‌ پديده‌هاي‌ اجتماعي‌ و يا طبيعي‌ را كه‌ در زندگي‌ اقتصادي‌ پديد مي‌آيند بررسي‌نموده‌ اسباب‌ و علل‌ پديد آمدن‌ وقايع‌ را در خارج‌  بيان ‌دارد۴٫ اگر چه‌ تعاريف ‌ در اين‌ زمينه‌ زياد است‌  ليكن‌ اگر بخواهيم‌ نقاط‌ مشترك‌ آنها را بيابيم به‌ موارد كلي‌ زير خواهيم‌ رسيد. علم‌ اقتصاد در زمينه‌ كشف‌ روابط‌ علّي‌ بين‌ پديده‌هاي‌ اقتصادي‌ بحث‌ مي‌كند. در اين‌ تعريف‌ محور علم‌ اقتصاد، بررسي‌ و كشف‌ روابط‌ بين‌ پديده‌ها است‌. بر اين‌ اساس‌ اگر بجاي‌ پديده‌هاي‌ اقتصادي‌، هدف‌، بررسي‌ و كشف‌ روابط‌ بين‌خواص‌ ظاهري‌ اجسام‌ باشد، با علم‌ فيزيك‌ سرو كار خواهيم‌ داشت‌. همچنين‌ وقتي‌ راجع‌ به‌ حركت‌ وقوانين‌ و مقررات‌ حاكم‌ بر آن‌ بحث‌ مي‌کنيم‌ در واقع‌ از علم‌ مكانيك يا‌ «علم‌الحركه‌» بحث خواهيم کرد‌. 
يکي از ويژگي‌ هاي علم‌ اقتصاد اين‌ است‌ كه‌ نمي‌تواند مبناي‌ قضاوتهاي‌ ارزشي‌ قرار گيرد. زيرا خواستگاه‌ مسائل‌ ارزشي ، ‌مكتب‌ است‌ در حالي‌ كه‌ علم‌ صرفاً به‌ بررسي‌ روابط‌ و عليت‌ پديده‌ها‌ مي‌پردازد. اين‌ روابط‌ وقوانين علت‌ و معلولهايي‌ هستند كه‌ در طبيعت‌ وجود دارند و هستي‌ براساس‌ آنها قوام‌ يافته‌ و صيرورت  ‌دائمي‌ دارد۵٫بعضي وابط اقتصادي  ‌ثابت‌ و لايتغيرند نظير نياز انسان‌ به‌ خوراك‌، پوشاك‌ وغيره. بعضي‌ ديگر از مسائل‌ اقتصادي‌ رنگ‌ محيط‌ و زمان‌ به‌ خود مي‌گيرند و تغيير مي‌يابند و در ارتباط با شرايط‌ عوض‌ مي‌شوند.  
 ويژگي‌ ديگرعلم اقتصاد ‌ اين‌ است‌ كه‌ خواست‌ و تمايل‌ افراد در تعيين‌چگونگي‌ شکل‌گيري روابط بين‌ پديده‌هاي‌ اقتصادي‌ بي‌تأثير است‌. گرچه‌ به‌  طور غيرمستقيم‌ مي‌توان‌ به‌ نوعي‌ در شكل‌ دهي‌ بعضي‌ ازتغييرات‌ اقتصاد ‌ مؤثر بود وبا تعبيه بعضي سازوکارها در رفتار انسانها تأثير گذاشت ليكن‌ با فراهم‌ شدن‌ بعضي‌ از اسباب‌ و علل‌، وقوع‌ حوادث‌ تبعي‌ امري‌ حتمي‌ است‌ نظير افزايش‌ قيمتها كه‌ با فراهم‌ شدن‌ بعضي‌ اسباب‌ و علل‌ وقوع آن قطعي‌ است‌ و كسي‌ نمي‌تواند از حدوث‌ آن ‌جلوگيري‌ كند. به‌ عنوان‌ مثال‌ كمبود عرضه‌ نسبت‌ به‌ تقاضا موجب‌ افزايش‌ قيمتها مي‌شود اين‌ پديده‌ قضيه‌اي‌ كلي‌ است‌ كه‌ در جوامع‌مختلف‌ صدق‌ مي‌كند ليكن‌ در هر جامعه‌اي‌ با توجه‌ به‌ شرايط‌ و اوضاع‌ و احوال‌ اقتصادي‌، فرهنگي و سياسي كم‌ و بيش‌ مقدار آن‌ متفاوت‌است‌. اثر شرايط‌ در اين‌ قضيه‌ باعث‌ شدت‌ و ضعف‌ آن‌ مي‌شود اما اصل‌ افزايش‌ قيمتها ناشي‌ از كمبود عرضه‌ امري‌ قطعي‌ است‌. در اين‌ مثال‌ كه‌ كمبود عرضه‌ نسبت‌ به‌ تقاضا منجر به‌ افزايش‌ قيمتها مي‌گردد در حقيقت‌ بيان‌ يك‌ واقعيت‌ است‌ كه‌اتفاق‌ مي‌افتد. حال‌ اين‌ پديده‌ امري‌ پسنديده‌ است‌ يا نکوهيده،‌ مسئله‌ جداگانه‌اي‌ است‌. از اين‌ رو علم‌ اقتصاد  جنبه‌ مذهبي ‌و مكتبي‌ ندارد و نمي‌توان‌ گفت‌ كه‌ علم‌ اقتصاد اسلامي‌ يا علم‌ اقتصاد سرمايه‌داري.‌ 
                                                                                                                
 مكتب‌ اقتصادي‌  
واژه‌ مكتب‌ نيز در معاني‌ متفاوتي‌ به کار رفته است‌. از جمله :‌ مجموع‌ انديشه‌ها و افكاري كه‌ درجمعي‌ نفوذ کرده‌ باشد همچنين يك‌ نظر فلسفي‌ ادبي‌ و نظاير آنها را مكتب‌ گويند همين طور‌ اين‌ واژه‌ به‌ ‌ هنرمندان‌يك‌ ملت‌، يك‌ شهر با علايق‌ خاص‌ كه‌ در اجرا و بيان‌ هنر اشتراك‌ دارند، اطلاق‌ شده‌ است مثل‌ مكتب‌ فرانسه‌، مكتب‌پاريس۶٫
  • بازدید : 68 views
  • بدون نظر
خرید اینترنتی تحقیق آداب و آئين نگارش و نگاهدارى كتاب-دانلود رایگان کتاب  آداب و آئين نگارش و نگاهدارى كتاب-دانلود رایگان مقاله  آداب و آئين نگارش و نگاهدارى كتاب-کتاب الکترونیکی  آداب و آئين نگارش و نگاهدارى كتاب-دانلود رایگان پروژه  آداب و آئين نگارش و نگاهدارى كتاب
این فایل رد ۷۳صفحه ابل ویرایش تهیه ده وشامل موارد زیر است:
 موضوع كتابت و نگارش از ارجمندترين و مهمترين مطالب دينى و بزرگترين عامل صيانت نگهبانى شريعت مقدس اسلام است ، شريعت مقدس و قوانين الهى كه از كتاب (قرآن )، و سنت ، و مجموعه اى از علوم شرعى ملهم از آندو، و نيز آن سلسله از معارف عقلى كه فهم و شناخت كتاب و سنت بدآنها وابسته است ، تشكيل مى شود.


علاوه بر اين ، درباره كتابت و نگارش آثار دينى و علمى ، احاديث فراوانى به چشم مى خورد كه بر طبق آنها مسئله نگارش ، مورد تشويق و تحريص قرار گرفته و پاداش مهمى در برابر اداء اين وظيفه دينى مقرر شده است ، از آن جمله پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) فرمود:

((علم و دانش را به بند آريد و از آن صيانت و نگاهبانى كنيد.)) عرض كردند: راه و رسم به بند كشيدن علم و دانش چيست ؟ فرمود: ((كتابت و نگارش ‍ آن (۴۷۵) )) (كه اين كار از تداوم و استمرار و بقاء علم و دانش ، صيانت مى كند).

روايت شده است كه مردى از انصار حضور پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) مى رسيد و در مجلس او شركت مى جست و سخنانى از آن حضرت مى شنيد كه سخت او را به وجد مى آورد و براى او شگفت انگيز مى نمود بطوريكه شيفته سخنان آن حضرت مى شد؛ ولى نمى توانست آنها را به خاطر بسپارد: لذا نگرانى خود را از جهت ضعف و كمبود حافظه ، با حضرت در ميان گذاشت ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) به او فرمود: براى حفظ و نگاهدارى اين سخنان ، از دست خويش مدد گير و به دستش اشاره فرمود كه گفتار و بياناتش را بنويسد(۴۷۶) .

حسن بن على يعنى امام مجتبى (عليه السلام ) فرزندان و خواهرزادگان خود را فرا خواند و به آنها فرمود: اگرچه شما هم اكنون به عنوان افراد كوچك و خردسال فاميل و قوم خويش خود به شمار مى آييد، ولى اين اميد هم وجود دارد كه بزرگان قوم و گروهى ديگر باشيد؛ لذا بر شما لازم است كه علم و دانش را فراگيريد. و اگر در جمع شما كسانى ديده شوند كه نتوانند علم و دانش را فراگيرند و يا در خاطر بسپارند بايد به نگارش علم قيام كرده و آن نوشته علمى را در خانه هاى خويش قرار داده و از آن نگهبانى كنند(۴۷۷) .

ابى بصير مى گويد از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: ((براى نگارش (حقايق دينى ) دست به كار گرديد؛ زيرا شما نمى توانيد اين حقايق را – جز از طريق نگارش آن – در خاطر خود حفظ نموده و از آن نگاهبانى كنيد(۴۷۸) )).

و همو فرمود: ((جان و دل و روح انسان ، بر نبشتار تكيه كرده و بدان آرام و اطمينان مى گيرد(۴۷۹) )).

از عبيد بن زراره روايت شده است كه امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((كتابها و نبشتارهاى خود را حفظ كنيد و از آن نگاهدارى نمائيد؛ زيرا در آينده نزديكى بدان نياز پيدا مى كنيد(۴۸۰) )).

مفضل بن عمر گفت ، امام صادق (عليه السلام ) به من فرمود: ((دست اندر كار نگارش باش ، و علم و آگاهى خود را ميان برادران ايمانى خود منتشر ساز؛ و چون از دنيا بروى ، براى فرزندانت اين نبشتارها را به ارث گذار؛ زيرا روزگارى پرآشوب در پيش است كه مردم – جز با نوشته ها و كتب خود – نمى توانند خويشتن را با چيز ديگرى ماءنوس و سرگرم سازند(۴۸۱) )).

مرحوم صدوق در كتاب ((امالى )) با اسناد خود به پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) آورده است كه آنحضرت فرمود: ((آنگاه كه يك فرد مؤ من از دنيا مى رود حتى اگر برگى از نبشتار از خود باقى بگذارد، نبشتارى كه مطالب علمى در آن انعكاس يافته است ، اين برگ بصورت پرده و حفاظ و سپرى ميان او و ميان آتش جهنم خواهد بود، و او را صيانت خواهد كرد. و خداوند متعال در برابر هر حرفى كه در آن نگارش يافته است ، شهرى گسترده تر از دنيا و آنچه در آنست به وى عطا مى كند.

و اگر كسى لحظه اى در حضور عالم و دانشمند بسر برد، فرشته اى از جانب خداوند متعال به او چنين خطاب مى كند: ((چون تو در كنار بنده من جلوس ‍ كردى ، به عزت و جلال خود سوگند ياد مى كنم كه ترا در معيت او در بهشت سكنى دهم ، و در اين كار هيچ ايراد و اشكالى بر من وارد نيست (۴۸۲) )).

۲- بايد نويسنده داراى خلوص نيت باشد 

بر هر نويسنده اى لازم است كه خداوند متعال و خواسته او را خالصانه ، هدف نگارش خويش قرار دهد – چنانكه بر او لازم است در دانش آموختن و طلب علم نيز داراى خلوص نيت باشد؛ زيرا كتابت و نگارش به عنوان يك امر عبادى و نوعى از تحصيل و صيانت علم و دانش به شمار مى آيد. اگر كسى در مسئله كتابت و نگارش ، جز خداوند متعال ، امثال : حظوظ و بهره هاى نفسانى و لذتها و بالاخره مطامع دنيوى را هدف و منظور خود قرار دهد، همانند كسى است كه در طلب علم ، چنين اهدافى را در مد نظر خود قرار داده باشد. (مسلما چنين فردى – كه در كار نگارش و نويسندگى ، خود را به رنج وامى دارد – بهره و نصيبى در آخرت نداشته ، و در مسير كوشش خود با ناكامى مواجه خواهد بود).

قبلا در بحثهاى مربوط به آداب تعليم و تعلم ، مطالبى درباره اهميت اخلاص نيت و حس جهت يابى مشروع ، مطالبى بيان شد كه اگر انسان در اين مسير مقدس ، داراى هدفى غيرالهى باشد، شايسته نكوهش است . و بيان شد كه اين گونه افراد به كيفرهاى اخروى و معنوى تهديد شده اند. و همان گزارشى كه قبلا در مسئله لزوم خلوص نيت در امر دانش آموختن بيان شد درباره موضوع كتابت و نگارش نيز جارى است .

تهديد و نكوهش و يا تشويق و ستايشى كه در مورد دانش جوئى و علم اندوزى براى غير خدا يادآورى شد؛ در مورد كتابت و بازده خير و شر آن فزونى مى يابد؛ به اين صورت كه كاتب و نويسنده ، با دست خود حقائقى را مى نگارد كه ممكن است نبشتار او در روز قيامت به عنوان حجت و دليلى به نفع و يا ضرر او درآيد.

پس بايد نويسنده دقت كند كه چگونه مطالبى را مى نگارد، و بر نبشتار او چه نتايجى از لحاظ خير و شر مترتب است ، خير و شر و يا بدعت و سنتى كه همزمان با حيات او و نيز پس از مرگ او، در مدتهاى دور و درازى مورد عمل و استناد قرار مى گيرد.

بنابراين ، نويسنده كتاب و يا نگارنده هر مطلبى بايد متوجه باشد كه در پاداش كسانى كه از نوشته او بهره مند مى گردند و آنرا ماءخذ و دستاويز كار خود قرار مى دهند، و در وزر و گناه مردمى كه از رهگذر نوشته او دچار آن مى شوند، سهيم و شريك خواهد بود.

پس بايد هر نويسنده اى ، دقيق بنگرد كه چه انگيزه و علتى او را به نوشتن وامى دارد، و بايد بداند كه پاداش نگارش مطالب سودمند دينى – احيانا – در برخى از موارد، فزونتر از پاداش علم و دانش مى باشد؛ چون نبشتار مفيد – از لحاظ امكان انتفاع بيشتر، و دوام و استمرار منافع آنبر علم و دانشى كه شفاها به ديگران منتقل مى شود، داراى اهميت فزونترى است ، به همين جهت است كه در منطق حديث ، نوشته هاى دانشمندان دينى بر خون شهداء و جانبازان راه حق مزيت دارد؛ زيرا نوشته هاى دانشمندان – پس از مرگ آنها نيز – به مردم سود مى رساند، و سود آن استمرار دارد؛ ولى براى خون شهداء – پس از مرگ آنان – چنين منافع و مزايائى پربار و مستمر وجود ندارد.؟!

next page 3- اهميت جمع آورى كتب مفيد و مورد نياز 

بايد دانشجو در فراهم آوردن كتب علمى سودمندى كه مورد احتياج او است – به قدر امكانات خويشاهتمام ورزد، و از راه نگارش و خريدن (۴۸۳)و اگر نه ، با اجازه و عاريه گرفتن كتب مورد نياز – كوشش خود را به كار گيرد؛ زيرا كتب سودمند علمى ، ابزار تحصيل علم مى باشد.

در دوره هاى سابق براى جمع كثيرى از فضلاء و فرزانگان علمى اين حقيقت به تجربه رسيد، و نيز بسيار اتفاق افتاد كه آنان در سايه جمع آورى كتب سودمند و مورد نياز، از لحاظ علمى به ترقيات و پيشرفتهائى فزاينده و جالب توجه نائل شدند؛ در حاليكه چنين توفيق و پيشرفتى – براى كسانى كه موفق به تهيه كتب مورد نياز نشدند – دست نداد. در اين باره داستانهاى فراوانى وجود دارد كه نقل و گزارش آنها موجب اطاله سخن خواهد گشت

  • بازدید : 102 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق انسان، علم، معنا-خرید اینترنتی تحقیق انسان، علم، معنا-دانلود رایگان مقاله انسان، علم، معنا-تحقیق انسان، علم، معنا
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد یر است:

انسان تقريباً موجود مركبي است كه تجزيه و تحليل آن بآساني صورت نمي گيرد و با تركيب و جسم ظاهري نمي توان نسبت بخصوصياتي دروني او قضاوت نمود و تا كنون هم اسلوب و روش خاصي بدست نيامده كه ما بتوانيم مانند يك مسئله رياضي تمام اعضاء و اجزاء و روابط او را با يكديگر و مخصوصاً روابطي كه با دنياي خارج پيدا مي كند تحت مطالعه قرار مي دهيم. 
در مورد انسان بسياري از چيزهاست كه مختصراً بدون جواب مي ماند، ما مي دانيم كه همگي از تركيب انسان و بافته هاي اعصاب و عضلات و يك رشته تمايلات غرايز مخصوص بوجود آمده ايم اما روابط اين تمايلات با سلولهاي مغز جزء اسراري است كه تا كنون هيچ عالمي روانشناسي نتوانسته است كشف كند.
اگر بخواهيم حقيقت را بگوئيم اين انسان غير حقيقي كه ساخته و پرداخته تمدن امروزي است كاملاً شبيه به قصرهاي مجلل است كه روي كارت نقاشي نشده و ساختگي تر از اين انسان آن انساني است كه روي تئوريهاي غلط و تخيلات شاعرانه ماركس كه مي خواست اجتماع آينده دنيا را بنا كند.
انسان داراي دو صورت است:
ما ميل داريم هميشه زندگي كنيم و در عين اين زندگي مي خواهيم آزاد و مستقل باشيم، آن را از ساير موجودات جدا مي دانيم، سعي و كوشش افراد انسان همين بوده است كه تا سر حد امكان مشكلات زندگي را آسان نمايد و چندان توجهي به مسائل مشكل بدن انسان و نيروي مرموز روحي نداشته اند.
اندازه و شكل بدن انسان:
بدن انسان را مي توان به نسبت يك اتمي كوچك و يك ستاره عظيم اندازه گرفت يعني به نسبت اشيائي كه ما خود را با آن مقياس مي گيريم بدن انسان كوچك يا بزرگ جلوه مي كند. در طول بدن انسان مساوي دويست هزار سلول و بافته هاي بدن يا معادل دو ميليونه ميكروب هاي معمولي است بشرطي كه اين سلولها با ميكروبها را روي هم قرار بدهيم.
طول عمر انسان:
هر انسان زنده اي با پيروي غريزه حياتي مايل است كه زياد عمر كند و مخصوصاً مي خواهد در دوره عمر خود هميشه جوان باشد يعني نيروي جواني در زمان پيري در او وجود داشته باشد پس به چه علت است كه تا كنون نتوانسته ايم اين راه‌ها را پيدا كنيم.
بعضي عقيده دارند كه فعاليتهاي زياد و صرف انرژي بدن باعث كوتاهي عمر مي‌شود اشخاصي كه زياد غصه مي خورند و زندگي ناراحت و هول انگيزي دارند از عمر طولاني محرومند دسته ديگر معتقدند كه زيادي عمر او محال و خارج از قاعده‌اي است و ممكن نيست بشر ناتوان بتواند در اين راه موفقيت پيدا كند ولي پيدا شدن چند دسته از مردماني كه صد سال يا بيشتر عمر كرده اند ثابت مي كند اگر موجباتي فراهم شود، اشخاص ديگر هم مي توانند به آن برسند اما مطلبي كه در اينجا مورد توجه است اينست كه عمر زياد در صورتي مفيد است كه نيروي خيالي انسان به يك نسبت معني پايدار بماند در صورتي كه خلاف اين موضوع بيشتر عموميت دارد يعني غالب جواني در دوره جواني چنان ضعيف و فاقد نيرو مي شوند كه از پيران و سالخوردگان ناتوان‌تر و بي جان ترند از طرف ديگر اگر بنا باشد تمام مردم با اين ضعف و ناتواني به سن هشت يا نود برسند بسياري از دانشمندان در مراحل اوليه در مقابل اين آرزو با شكست هاي سخت واجه گرديد و كسي نتوانست با هيچ وسيله رمز جوان ماندن را بدست بياورد.
با اين حال و با وجود شكست هاي متوالي انسان احتياج دارد و مي خواهد هميشه جوان بماند. اما متاسفانه تمدن علمي و پيشروي در عالمي ماده تا مدتي دريچه دنياي روح و حقيقت را بروي انسان بسته بود و چون بطور دائم و مدام با علم ماده سر و كار داشتيم نتوانستيم در اين زمينه موفقيتي حاصل نمائيم.
در مرحله اول چيزي كه براي ما مسلم است اين است كه نيرومندي بدن ما هميشه بايد حفظ شود اما اين نيرومندي و نشاط زندگي تا كنون نتوانسته است حتي يك روز بر عمر انسان بيفزايد و بطوريكه تجربه نشان داد در قرنهاي اخير يك مرد چهل و پنج ساله نيرومند نمي تواند اميدوار باشد كه فرضاً عمر او تا سن هشتاد برسد بلكه بطور محسوس مشاهده مي شود كه بتدريج طول عمر انسان كم مي شود.
روابط بدن انسان با دنياي خارج:
انسان بوسيله دستگاه و سلسله اعصاب خود تاثيرات خارج را در بدن ضبط و از راه اعضاء و عضلات خود به خارج پس مي دهد براي ادامه زندگي انسان راه باطن بيشتر از راه اعضاي خارج خود نبرد مي كند- انسان داراي دو نوع سلسله عصبي است يك سلسله عصب مركزي آن در مغز و بوسيله عضلات بدن پخش مي شود دوم سلسله عصب مجهول كه برعكس سلسله عصب مركزي از روي اراده انسان نيست و اين سلسله عصب مربوط به سلسله عصب مركزي است و هر دوي آنها تركيبات بدن را مجزا و هر كدام با دنياي خارج با يكي از اعضا ارتباط پيدا مي كند. سلسله عصب مركزي شامل مغز سر و نخاع مي باشد كه مستقيماً با عصب عضلات و غير مستقيم با ساير اعضا ارتباط پيدا مي كند.
يكي از وظايف مهم دستگاه مركزي پاسخ دادن سريع بتمام تاثيرات خارجي و ايجاد حركات منظم بدن ما است بطور كلي بوسيله دستگاه عصبي ما مي توانيم با دنياي خارج ارتباط پيدا كنيم- اعضاي بدن ما، مانند معده، جگر و قلب و غيره تحت اراده ما كار نمي كنند و براي ما تقريباً غير ممكن است مقدار ظرفيت رگها يا حركات قلب خود را كم يا زياد كنيم. استقلال اين حركات بواسطه وجود همان اعصاب حساسه در هر يك از اعضاء است و جريان منظم هر يك بوسيله توده هاي عظيم سلولها و سلسله‌هاي اعصاب هر يك از آنها در زير جلد و ساير قسمتهاي بدن صورت مي گيرد و به عبارت ديگر هر يك از اعضاي بدن داراي دستگاه منظم سلسله عصبي مركزي و مجهول و حساس است كه اجتماع تمام آنها حركت مستمر اعضا را روي نظم و انضباط غير قابل انحرافي اداره مي نمايد.
تجزيه و تحليل بدن انسان:
بدن انسان در ظاهر جسم مركبي است كه بوسيله اجتماع عظيم نژادهاي مختلف سلول كه هر كدام از آنها ميلياردها انسان زنده را در بردارند مشغول فعاليت است- اين موجودات بيشمار در درياي مواجي از مايعات و مواد شيميائي كه خودشان براي زندگي خود ساخته يا از غذاهاي وارده بدن جذب نموده اند شناور مي باشند و در عين حال بوسيله سلسله اعصاب به يكديگر مربوط مي شوند بطوريكه ما بدن انسان را بصورت اجتماع عظيم و منظمي تصور مي كنيم پس با اين ترتيب مي توانيم معتقد شويم كه بدن انسان با وجود مركب بودن چون همه آنها باستعانت يكديگر عمل واحدي را انجام مي دهند جسم بسيار ساده اي است.
يكي از فلاسفه اخير قرن نوزدهم آن قدر تنزل فكر پيدا كرده بود كه عقيده داشت خداوند يعني خالق تمام دنيا يك موجود رياضي داني است از تمام موجودات را روي اصول رياضي از نيستي به عالم هستي آورده است و اگر عقيده او درست باشد بايد گفت دنياي ماده و موجودات زنده و خلقت انسان بوسيله اين خدا بوجود نيامده است به جاي اينكه اين تصورات راهي را در مغز خود تقويت نماييم بهتر است در فعاليتهاي جسمي و روحي بدن خود مطالعه كرده آن قدر پيش برويم تا بتوانيم به دنياي مرموز را سراسر آميز عالم خلقت نزديك مي شويم.
رمز موفقيت انسان:
بدن انسان قابل قسمت نيست اگر اعضاي بدن انسان را از هم جدا كنيم حيات او قطع مي شود. و با اينكه در ظاهر امر غيرقابل قسمت بنظر مي رسد معهذا مي دانيم كه داراي قسمتها و قطعات مختلفي است- بدن انسان هم داراي چنين كيفيتي است و هر كس مي تواند با قوه فكر اين جسم ساده را براي اينكه بخواهيم بدن انسان را مطابق واقع مورد آ‌زمايش و تحقيق قرار دهيم ناچاريم از تمام رشته هاي علم استمداد كنيم و همين موضوع يكي از بارزترين و ميل اشكالات زندگي ما است مثلاً اگر بخواهيم تاثيرات يكي از عوامل روانشناسي بدن انسان را مورد مطالعه قرار دهيم ناچاريم از علم طب و جراحي و فيزيك و شيمي استمداد كنيم هميشه اينطور است كه يك تجربه بسيار ساده اسلوبها و فرضيات و تئوريهاي علوم مختلفه مورد استفاده قرار مي گيرد.
هنرهاي زيبا جزء غرايز انساني است:
انساني را كه ما به اين سادگي نگاه مي كنيم و مي خواهيم با زحمت و كوشش بسيار بوسيله مجموعه افكار و شيوه مطالعات دانشمندان در خصوصيات محسوس و غيرمحسوس او داخل مي شويم اين انسان ساده و كوچك داراي يك مشت غرايز و تمايلات مختلف و عجيبي است كه معلوم نيست سرچشمه هر يك از اين غرايز و تمايلات از كجاي انسان و به كمك كدام قوه غير محصوص تراوش مي نمايد- هنر انساني ميل دارد مذهبي باشد مي خواهد در عالم عرفان قدم بگذارد سعي مي كند به قوه مافوق هوش يعني بقوه مكاشفه و از آنجا به غيب گويي و پيش بيني برسد مي‌خواهد جنگ كند تمام اين غرايز و تمايلات كه شرح داديم خود به خود در وجود انسان موجود است هرچه از انسان صادر و ظاهر مي شود آن چيز در باطن او از روز اول وجود داشته و تا وجود نداشته ظاهر نمي شده منتها در اين مدت طولاني نخواسته يا بواسطه عواملي نتوانسته است آن را ظاهر نمايد از جمله غرايز عجيب انساني غريزه هنر نمائي و علاقه به چيزهاي زيباست كه در اصطلاح روان شناسي نام آن را حس «هنرمندي» يا بفرانسه استيك Eshetig مي نامند. اين حس عجيب در بين مردمان قديم غير متمدن و مردمان امروزي متمدن وجود داشته است و حتي اگر هوش و عقل صحيح هم نباشد اين حس در جاي خود مشغول فعاليت است زيرا ماليخوليائي‌ها و ديوانگان نيز در هنرهاي استعداد دارند.
غريزه عرفاني:
در دنيايي جديد خيلي بندرت اشخاصي پيدا مي شوند كه داراي غريزه عرفان مذهبي باشند ما مي دانيم كه از روز اول بشر عادات داشت كه به چيزي نامعلوم و مجهول پرستش نمايد و كسي را معبود و محلي را پرستشگاه خود قرار دهد و همين عادت باعث شد كه مردماني عارف پيشه پيدا شوند و بسياري از مسائل مشكل را در عرفان و سخنان عرفاني خويش گنجاندند و بشر هم كه تابع تمايلات خودش است مقدرات خويش را در اختيار عرفان و تصوف و خيالبافي ها گذاشت اما در يك چنين دوره اي كه علم و صنعت و مباني فلسفه‌هاي اخلاقي بشر را گمراه بر طبيعت مسلط گردانيده خيلي بعيد بنظر مي رسد كه كسي با آشنا شدن به تمام فلسفه هاي تمدن و اصول اخلاقي يك عمر وقت خود را در تصرف و گوشه نشيني و محروميت از لذايذ ديني بسر برساند. 
اما رشته هاي عرفان و تصرف كه مردم را بگوشه‌گيري و انزوا و زندگي كردن در پناه غارها دعوت مي كرد امروز براي علم تمدن معنائي ندارد و اگر چند نفري علاقه به اين كار داشته باشند روش زندگي يك عده قليل سرمشق توده عظيم اجتماع نخواهد بود صورت ظاهر عرفان چنين نشان مي دهد كه مردماني از دنيا گذشته خود را در اختيار نيروئي نامرئي و نامحدود خارج از عالم ماده مي گذارند و با يك سلسله دعاها و مناجات يكنواخت در جستجوي چيزي هستند كه خودشان هم از ماهيت و نوع آن اطلاعي ندارند. اين عادت و غريزه را مي توان در رديف غريزه هنرهاي زيبا قرار دارد يعني بهمان نسبت كه يك صنعتگر زحمت مي كشد چيزي را خيلي قشنگ از كارگاه صنعتي خود بيرون بياورد و با اينكه نمي داند آن چيز بايستي به چه صورتي بخود بگيرد. عارف هميشه آرزومند است كه روحش به جانب كسي يا چيزي پرواز نمايد كه آن را سرچشمه تمام آرزوهاي خود مي داند نيروي پر عظيمي را طلب مي كند كه مردمان مذهبي نام او را “خدا” مي گويند ”چند كلام از طلوع عمر انسان”.
طول عمر انسان مانند قد و اندازه و بزرگي و كوچكي بدن متناسب يا واحدي است كه عمر را با آن قياس بگيريم اگر طول عمر انسان را با طول عمر موش يا پروانه قياس بگيريم خيلي زياد است و برعكس در مقابل عمر يك درخت بلوط خيلي كم است و همچنين در مقابل موجودات عظيم بسيار ناچيز بنظر مي رسد عمر انسان را از نظر ديگر مي توان با گردش عقربه ساعت كه روي صفحه ساعت به قائق و ثانيه ها تقسيم مي شود مقايسه نمود.
انسان با چشم خود سطح افقي را كه جلو چشمانش مجسم است مي بنيد ولي چشمانش چون براي اندازه گرفتن سطح بي انتهاي افق ساخته نشده نمي تواند سطح بي انتهاي افق ساخته نشده نمي تواند سطح افق را تا انتهايش با چشم ببيند.

عتیقه زیرخاکی گنج