• بازدید : 73 views
  • بدون نظر

فنون پژوهش

آزمایش

مطالعات مبتنی بر مشاهده

بررسی های نمونه ای

مطالعه موردی

تأثیر عامل زمان بر پژوهش

کاربرد آمار

فنون پژوهش

آزمایش

مطالعات مبتنی بر مشاهده

بررسی های نمونه ای

مطالعه موردی

تأثیر عامل زمان بر پژوهش

کاربرد آمار

و…

  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان پایان نامه بررسی میزان تأثیر مراکز مشاوره خانواده انجمن اولیا و مربیان در کاهش مشکلات دانش آموزان-خرید اینترنتی پایان نامه  بررسی میزان تأثیر مراکز مشاوره خانواده انجمن اولیا و مربیان در کاهش مشکلات دانش آموزان-دانلود رایگان سمینار  بررسی میزان تأثیر مراکز مشاوره خانواده انجمن اولیا و مربیان در کاهش مشکلات دانش آموزان-پایان نامه  بررسی میزان تأثیر مراکز مشاوره خانواده انجمن اولیا و مربیان در کاهش مشکلات دانش آموزان

این فایل در ۲۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وبه موارد زیر می پردازد:
 
در اکثر مدارس کشور برای اینکه بتوانند به مشکلات دانش آموزان رسیدگی کنند از بین اولیا افرادی را به عنوان انچمن اولیا ومربیان انتخاب می کنند تا بتوانند به مشکلات دانش آموزان در محیط مدرسه وخانواده رسیدگی کنند برای آشنایی بیشتر با فایل در ادامه توضیحات بیشتری در باره این فایل می پردازیم:

اهداف پژوهش:

در پژوهش حاضر موارد زیر مورد نظر محقق می باشد:

۱- استخراج مشکلات شایع دانش آموزان مراجعه کننده به مراکز مشاوره انجمن اولیا و مربیان شهرستان کرج.

۲- بررسی میزان کارآیی مراکز در کاهش مشکلات شایع دانش آموزان.

۳- بررسی میزان رضایت مندی مراجعان از عوامل دخیل در امر مشاوره در مراکز مشاوره و راهنمایی.

۴- ارائه پیشنهادهایی در جهت افزایش رضایت مندی مراجعان.

تدوین فرضیه ها

نظر به اینکه پژوهش به صورت توصیفی و زمینه یابی است. به جای فرضیه محقق از پرسشهای پژوهشی استفاده کرده است.

پرسشهای پژوهشی:

۱- مشکلات شایع دانش آموزان مراجعه کننده به مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده انجمن اولیا و مربیان چه مشکلاتی است؟

۲- مراکز مشاوره تا چه حد در کاهش مشکلات تحصیلی دانش آموزان مراجعه کننده موفق بوده اند؟

۳- مراکز مشاوره تا چه اندازه در کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان مراجعه کننده موفق بوده اند؟

۴- مراکز مشاوره تا چه اندازه در کاهش مشکلات خانوادگی دانش آموزان مراجعه کننده موفق بوده اند؟

۵- برای بهبود امر مشاوره چه تغییراتی در مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده انجمن اولیا و مربیان می توان انجام داد؟

تعاریف عملیاتی مفاهیم واژه ها:

مراکز مشاوره و راهنمایی خانواده

امروزه موسسات متعددی در زمینه های متفاوت روان شناسی و مشاوره فعالیت می کنند. کلینیک های مشاوره نیز از جمله موسساتی هستند که خدمات مشاوره ای و روان درمانی را به مراجعان خود ارائه می دهند.

کلینیک راهنمایی و مشاوره بر اساس مصوبه شورای عالی جوانان متشکل از حداقل یک مشاور مرد، یک مشاور زن، یک مددکار اجتماعی، یک روان شناس بالینی یا یک روان سنج و یک روانپزشک است.

این گروه با یکدیگر به صورت تیمی همکاری می کنند. کلینیک ها و مراکز مشاوره اصولا به گونه ای طراحی می شوند که مراجعین در آن احساس آرامش نمایند و سعی بر آن دارند تا با ایجاد فضای آرام و دوستانه و بدون هیچ گونه  از شدت ناراحتی مراجعین کاسته شود. در بعضی کلینیک ها و یا مراکز مشاوره که مراجعین کودک را می پذیرند ممکن است کودکان بر اساس یک برنامه روزانه یا هفتگی به کلینیک مراجعه کنند.

برای کودکان جوان تر غالباً از بازی برای ایجاد ارتباط سود جسته، لذا در این مراکز اتاق بازی درمانی پیش بینی شده است.

به طور کلی کودکان بسیار خردسال قادر نیستند، مسائل و مشکلات خود را بیان سازند. ولی می توانند آنها را به کمک بازی نشان دهند و برای این منظور می توان از اتاقهای بازی و اسباب بازیهای خاصی که انتخاب شده اند استفاده کرد.

وقتی کودکان بزرگتر مشکلات آموزشی خاص خود را ظاهر ساختند باید جهت برطرف کردن آنها از معلمین استفاده شود. در این میان نقش روان شناس این است که درباره نگرش ها و ساختمان کلی شخصیت فرد مطالعاتی انجام دهد و اگر شواهدی بدست آمد که کودک به خاطر وجود ناراحتی های عاطفی از یادگیری طفره می رود و در برابر آن از خود مقاومت نشان می دهد، تغییر دادن نگرشها و طرز تلقی او ضروری می نماید. (شاهپوریان، رضا، ۱۳۵۵، صفحه ۲۴)

در کلینیک نیز همچون سایر موسسات درمانی به ایجاد رابطه حسنه ضرورتاً اهمیت داده می شود. قطع نظر از سوگیری ها و گرایشات مکتبی، نظریه های مکاتب در یک ویژگی اساسی با یکدیگر مشترکند. یعنی همه آنها مبتنی بر ایجاد یک رابطه ویژه انسانی بین بیمار و درمانگر می باشند.

(راهنمایی و مشاوره ۱۳۷۳ صفحه ۱۷۳).

مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده به محلی اطلاق می شود که به فعالیتهای راهنمایی و مشاوره خانواده بر مبنای اساسنامه سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران بپردازد.

(شیوه نامه اجرایی مراکز مشاوره خانواده سازمان مرکزی انجمن اولیا و مربیان ۱۳۷۸ ماده یک فصل اول)

اهداف مراکز مشاوره

۱- کمک به دانش آموزان در شناخت بهتر خود (استعدادها، تواناییها، رغبتها، ارزشها، نگرشها و …) به منظور ارتقای سطح فکر و اعتلای هر چه بیشتر توانمندی های خویش.

۲- کمک به دانش آموزان در کسب اطلاعات لازم درباره موقعیتهای گوناگون زندگی (تحصیلی، شغلی، ازدواج، خانوادگی و جز آن) به منظور میل به سازگاری های لازم.

۳- کمک به دانش آموزان در انتخاب و تصمیم گیریهای مهم زندگی مثل انتخاب رشته تحصیلی شغل همسرگزینی و … به منظور برخورداری از سلامت روان

ادامه اهداف مراکز مشاوره

با افراد دیگر در خانه، مدرسه و جامعه.

۹- کمک به دانش آموزانی که دارای مشکلات بحرانی و یا نیازهای مربوط به رشد هستند و به تنهایی قادر به رفع آنها نیستند.

۱۰- کمک به جوانان در یادگیری مهارت های لازم و کسب اعتماد به نفس بیشتر جهت روبرو شدن با مسائل و مشکلات زندگی.

با عنایت به اهداف فوق وظایف ذیل را برای مراکز مشاوره در نظر گرفته اند.

۱- مشاوره های فردی با جوانانی که دارای مشکل و یا نیاز خاصی هستند.

۲- مشاوره های گروهی با گروه هایی از جوانان که دارای مشکلات مشابه هستند.

۳- انجام مشاوره های گوناگون تحصیلی، شغلی، ازدواج و خانوادگی و برنامه ریزی برای استفاده بهینه از اوقات فراغت بر حسب نیاز جوانان.

۴- معرفی خدمات مشاوره ای موجود در جامعه به جوانان.

۵- کمک به جوانان به منظور شناسایی فرصتهای مناسب محیطی و درک تجارب خویش در سازگاری با واقعیت موجود.

۶- تدارک انواع کمک های حرفه ای برای جوانان در جهت شناخت ویژگیها و توانمندیهای خویش به منظور نیل به مفهوم مناسبی از خویشتن.

۷- مشورت با والدین، معلمان، صاحب کار و مسئولان و دیگر افرادی که به گونه ای در بهبود وضعیت جوانان موثرند.

۸- کمک به جوانان در موارد بحرانی مانند مرگ عزیزان، شک در زندگی، تمایل و یا اقدام به خودکشی و …

۹- شناسایی منابع کمکی دیگر در جامعه و ارجاع جوانان به آنها بر حسب ضرورت.

۱۰- تهیه و عرضه کمک های غیر مستقیم از طریق نشر پوستر، مجلات، بولتن های جزی، ایجاد خطوط ارتباط تلفنی به منظور رفع نیازمندیهای عمومی و افزایش سطح آگاهیهای جوانان.

۱۱- ارزشیابی و پیگیری اقدامات مشاوره ای با جوانان به منظور اطمینان یابی از نتایج فعالیت های مشاوره ای در تغییر و بهبود وضعیت جوانان.

۱۲- تحقیقات ضروری در ارتباط با مسائل و نیازهای جوانان به منظور دستیابی به بهترین شیوه های برخورد با آنها.

مشاوره در سال ۱۹۸۰ کمیسیون صادر کننده پروانه، انجمن آمریکایی کارکنان و راهنمایی (APGA) که ترغیب شد تا جهت مشاوران پروانه قانونی کار خصوصی صادر کند، مشاوره را به عنوان «… بکارگیری شیوه های مشاوره و سایر زمینه های علوم رفتاری در یاری رساندن به یادگیری چگونگی حل مشکلات یا تصمیم گیری پیرامون پیشه و حرفه، رشد فردی، ازدواج، خانواده یا سایر موارد بین فردی» تعریف کرد:

مشاوره به رابطه حرفه ای بین یک مشاور آموزش دیده و مراجع دلالت می کند. این رابطه معمولاً میان دو نفر است. اگرچه بعضی مواقع مشاوره با بیش از دو نفر صورت می گیرد. این رابطه برای کمک کردن به مراجعان جهت درک و روشن کردن نظرات آنها در مورد محیط زندگی خود و یا دادن راه رسیدن به اهداف انتخاب شده فردی از طریق انتخاب راههای سنجیده و با معنای فردی و حل مشکلات هیجانی و میان فردی برگزار می شود.

  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
خرید اینترنتی تحقیق روشهاي تدريس علوم اجتماعي -دانلود رایگان تحقیق روشهاي تدريس علوم اجتماعي -دانلود رایگا مقاله روشهاي تدريس علوم اجتماعي -تحقیق روشهاي تدريس علوم اجتماعي 
این فایل قابل ویرایش می باشد وشامل موارد زیر است:

كمك كردن به بچه ها در كاوششان در پي دانش يك هدف اساسي همه نوع آموزش است،‌ مخصوصاً آموزش مطالعات اجتماعي،‌كه قسمتي از برنامه درسي مورد نظر براي تدريس شدن به بچه ها درباره ماهيت آنان،‌جهان و روابط انساني است.
بچه ها آگاهي از همه رشته هاي علومي اجتماعي را در امر يادگرفتن دربارة‌ انسان و جهان نياز دارند. اما مدارس چگونه مي توانند همه آن چيزهايي كه براي دانستن و درك كردن جهان پيچيده وجود دارد را طوري كه جهان ما از حقايق و اطلاعات پر شود به نوجوانان آموزش دهند؟ 
همه حقايق تاريخ، جغرافي يا علم اقتصاد را بررسي مي كنيد. اينجا بايد ميليونها حقيقت كه بچه ها مي توانند از هر يك از اين علوم اجتماعي ياد بگيرند وجود داشته باشد. حقايق يا دانستن چيزهايي كه اتفاق مي افتد هر روز زياد مي شود. در سال ۱۹۶۲ انجمن آمريكايي جوامع علمي و انجمن ملي براي مطالعات اجتماعي تا ۲۰۰۰ صفحه كامل از حقايق را در كتابها، روزنامه ها و گزارشاتي كه هر لحظه در جايي از جهان منتشر شده بود را نشان دادند. به خاطر افزايش هميشگي تعدادشان،‌فكر تدريس مطالعات اجتماعي با توجه به حقايق غير واقع بينانه است.
همچنين،‌ همه حقايق ارزش دانستن يا تدريس ندارند. با تغيير جهانمان ،‌رشد تكنولوژي و تغيير فرهنگها، ارزشها و نگرشها، حقايق مي توانند خيلي فوري در مورد مفيد بودن بي اعتبار شوند. اكثر ما مي توانيم با دقت مقداري از حقايق به خاطر سپرده شده كه مدت طولاني از پذيرش آنها نگذشته را به خاطر بياوريم. «نمي توانيم موضوعات را خلق كنيم و نمي توانيم آنها را نابود كنيم،» «هفتاد و شش عنصر وجود دارند» يا «مردم هرگز نمي توانند به ماه دسترسي يابند به دليل اينكه خيلي زياد از ما دور است. و اين ها به ما كه براي حفظ كردن پايتخت كشورهاي خارجي تلاش مي كنيم باز هم با حقايق ديگر پاداش داده اند – امروزه هيچ كشوري بدون پايتخت نمي تواند وجود داشته باشد.
در يك روش ، تدريس مطالعات اجتماعي خيلي آسانتر خواهد شد،‌اگر هدف آموزش دادن حقايقي از رشته هاي علوم اجتماعي تاريخ، جغرافي ، علم اقتصاد و غيره مي باشد، زيرا بچه ها مي توانند به آساني حقايق را حفظ كنند. اما چون آنها براي نوجوانان معني كمي دارند، و چون با تجارت بچه ها ،‌ارتباط خيلي كمي دارند،‌حقايق فوراً فراموش مي شوند. اغلب وقتي كه نوجوانان از طريق فرستادن حقايق به حافظه تدريس شده اند،‌آنها بيشتر دوست دارند چيزهايي را كه با صحبت كردن تدريس شده است را طوطي وار تكرار كنند – آنها مي توانند از بر بخوانند،‌اما بچه ها و طوطي ها هيچ آگاهي يا دركي از آنچه آنها مي گويند ندارند. 
مفاهيم
بچه ها به يك ذخيره حقايق از هر يك از رشته هاي علومي اجتماعي در دسترسشان نياز دارند. بدون حقايق بچه ها احتمالاً در هنگام يادگيري و درك كردن مشكل دارند. حقايق به آجرهاي ساختمان تشبيه شده اند. اين حقايق براي ساخت آنها خيلي ضروري است،‌اما حقايق مثل يك مجموعه از آجر ها به به كاربردن ،‌جمع آوري كردن و سازماندهي در داخل يك كل با معني نياز دارند يادگيري بوسيله جمع آوري و سازماندهي كردن حقايق رشته هاي علوم اجتماعي ، و يادگيري از طريق به كاربردن آنها براي يادگرفتن چيزهاي جديد،‌ به نظر مي رسد در جهان امروز از يادگيري ساده حقايق مهمتر باشد، نيازهاي بچه ها را براي جمع آوري و سازماندهي كردن حقايق شناسايي كنيد. امروزه معلمان علوم اجتماعي  يه جاي يادگيري حقايق روي پروراندن تكوين تمركز مي كنند. بر عكس حقايق، مفاهيم نظم و ترتيب پديد مي آورند و به زندگي معني مي دهند. آنها براي سازماندهي حقايق و اطلاعات براي بچه ها و كمك كردن به آنها براي آسان كردن زندگي شان كار مي كنند.
مفاهيم، بر عكس حقايق هميشه بايد با معني باشد. كلوس مير و ريپلي تعريف كرده اند يك مفهوم را به عنوان :‌
يك ساخت ذهني يا انتزاعي بوسيله حالت معني دار روان شناختي، سازمان دادن و توانايي منتقل كردن شناخته شده است كه يك فرد را قادر به انجام كارهاي زيرمي سازد(۱) درك كردن موضوعات و وقايع متعلق به طبقه يكسان و همچنين تميز دادن از چيزها و وقايع متعلق به طبقات ديگر، (۲) درك كردن ساير مافوق هاي مرتبط،‌هم تراز و مفاهيم ثانوي در يك سلسله مراتب ،‌(۳) فراگرفتن اصول و حل مسايل مرتبط با مفهوم و (۴) يادگيري مفهومهاي ديگر با سطح پيچيدگي يكسان در زمان كمتر.
مفاهيم مثل يك قفسه بايگاني ذهني به بچه ها براي سازماندهي و طبقه بندي كردن تجربياتشان در داخل واحدهاي بامعني خدمت مي كنند. بدون يك ذخيره، به خوبي ذخيره مفاهيم بزرگسالان ، بچه ها مجبور خواهند شد هر رويارويي با محيط را به طور جداگانه پردازش كنند. با تصاحب كردن مفاهيم يك سيستم تفكر وجود دارد كه از طريق  تداعي عمل مي كند. طبقه بندي ها بوسيله چيزهايي براي مرتب كردن پاسخهاي نسبتاً يك دست بوسيله يك مجموعه هماهنگ از محركها شكل گرفته اند. مفاهيم براي كمك كردن به يادگيري بچه ها به روشهاي زير عمل مي كنند:
۱- آنها به سازماندهي ذهني فرد و كنار هم چيدن روشن اطلاعات بوسيله ربط دادن آنها در يك واحد يا عقايد كلي كمك مي كنند. 
۲- آنها به يك فرد براي تفسير كردن ،‌بررسي كردن، كشف كردن و ضميمه كردن اطلاعات و تجارب جديد كمك مي كنند. 
۳- آنها به يك فرد براي فكر كردن و رسيدن به درك كامل جهانش و درك كامل تغييراتي كه او با آن مواجه است كمك مي كنند.
۴- آنها كمك مي كنند كه مردم به شكل زباني با يكديگر ارتباط برقرار كنند؛ به هر حال، چون مفاهيم فردي شده اند، آنها همچنين مشكلاتي را در ارتباط مؤثر بوجود مي آورند.
۵- آنها وقتي كه به مردم براي يادآوري مشخصاتي كه مورد نياز هستند كمك مي كنند به عنوان سرنخها عمل مي كنند.
۶- آنها با نظم بخشيدن به تجارب بوسيله ربط دادن و در نظر گرفتن معاني در ميان و بين اطلاعات و تجارب ظاهراً ناهم خوان به حيات انسان كمك مي كنند.
  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر

با سلام ، مقاله ای که خدمت شما معرفی می کنم ، مربوط به درس روش و فنون تدریس رشته علوم تربیتی است . در این مقاله نویسنده ابتدا در بررسی روشهای تدریس به معایب روش سنتی و اهمیت آموزش پیشرو پرداخته و عوامل موثر در آموزش را ( شاگرد ، استاد و تدریس ) بررسی نموده است ، مثلاً در مورد استاد به ویژگیهای استاد ( داشتن اطلاعات کافی ، آشنایی با شیوه های تدریس ، شخصیت ، قدرت رهبری ، تفکر حرفه ای ) توجه کرده ، سپس به بهسازی شیوه تدریس که شامل ( مداومت در استفاده از شیوه صحیح تدریس ، ارزیابی شیوه های تدریس ، رفع معایب شیوه  تدریس ، دستیابی به بهترین شیوه  تدریس ، توجه به جنبه های خاصی از آموزش ) می باشد پرداخته ، سپس به بحث در مورد عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی ( هدف ، آمادگی،… ) می پردازد .

سرانجام الگوی تدریس را در چهار خانواده اجتماعی ، اطلاعات پردازی ، فردی و  سیستم رفتاری مورد بررسی قرار می دهد .

  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پيش از ورود به بحث، لازم است مفهوم «اخلاق‏» و «تربيت‏» و نيز موضوع، روش و هدف «علوم تربيتى‏» و «علم اخلاق‏» را بررسى كنيم. از آنجا كه اين مفاهيم بر حسب بينشهاى مختلفى تعريف شده است و عدم تفكيك حدود و ثغور آنها، سؤالها و مشكلات متعددى را در فضاى علمى تعليم و تربيت و اخلاق ايجاد كرده است، از سوى ديگر، برخى از مؤلفان در مقام تبيين رابطه اخلاق و تربيت، در پى خلط مفاهيم، به استنتاجهاى نادرستى رسيده‏اند، پس ايضاح و تبيين مفاهيم مى‏تواند برخى از اين استنتاجهاى نادرست را نشان دهد و راه را بر خطاهاى احتمالى آتى ببندد. غالبا در اين مقوله‏ها دو خطا رخ مى‏دهد; يكى از ناحيه عدم تفكيك و توضيح كامل واژه و مفاهيم، و ديگرى در تعيين جايگاه شايسته‏اى كه از آن انتظار پاسخ داريم. در اين مختصر مى‏كوشيم در هر دو قسمت توضيحاتى دهيم
مفهوم تربيت
تربيت از ريشه ربو گرفته شده است، و از باب تفعيل است. در اين ريشه، معناى زيادت و فزونى لحاظ شده است; بنابراين، واژه تربيت‏با توجه به ريشه آن، به معناى فراهم كردن زمينه فزونى پرورش است. معادل آن (Education) داراى دو ريشه است‏به اين شرح: [Educare] كه به معناى «تغذيه‏» يا خوراك دادن است و [Educere] كه به معناى «بيرون كشيدن‏»، «رهنمون به‏» و «پروراندن‏» است. بدين ترتيب، ريشه دو واژه [Education] و «تربيت‏» معنايى كمابيش يكسان دارند. 
از تاريخچه معانى اين دو واژه و تطور مفهومى آنها كه بگذريم، اكنون Education داراى چهار معناى عمده است. برخى از اين معانى، در زبان فارسى كاربرد نداشته است، اما به تبع ترجمه كتابها، در زبان فارسى كاربردى پيدا كرده است و بار معناى تازه‏اى بر آن افزوده شده است. 
اين چهار معناى عمده عبارتند از: 
۱ – تربيت‏به معنى مؤسسه و نهاد آموزشى; 
۲ – تربيت‏به معناى محتوا و برنامه آموزشى; 
۳ – تربيت‏به معناى عمل و جريانى كه در حيات انسانى به چشم مى‏خورد; 
۴- تربيت‏به معناى محصول و نتيجه تربيت. 
تربيت‏به معناى سوم، فرايندى پيچيده دارد و داراى جنبه‏هاى گوناگونى است. در واقع، معانى ديگر به يكى از اين جنبه‏هاى گوناگونى است. در واقع، معانى ديگر به يكى از اين جنبه اشاره دارد. بدين سبب، اين معناى تربيت‏بيشتر محل نقد و نظر بوده است. فلاسفه و متفكران زيادى در تاريخ انديشه در اين باره به طور صريح يا ضمنى اظهار نظر كرده‏اند; بويژه با ورود علوم تربيتى به دانشگاهها، اظهار نظرها درباره مفهوم تربيت رو به فزونى گذاشت. كتابهاى زيادى براى تدريس در دانشگاهها تدوين و تاليف گرديد كه عمدتا با بحث درباره «مفهوم تربيت‏» آغاز مى‏شود. شيوه معمول مؤلفان چنين است كه تعريف صاحبنظران را درباره تربيت‏بيان كنند. آنگاه با نقد و بررسى آن، تعريفى كه با بينشهاى از پيش ساخته و پرداخته مؤلف، هماهنگى دارد، مطرح و ابرام مى‏گردد. شيوه ديگرى كه مؤلفان و عالمان، براى تفسير تربيت در پيش گرفته‏اند اين است كه تربيت را مجموعه اعمالى در نظر مى‏گيرند اين است كه تربيت را مجموعه اعمالى در نظر مى‏گيرند و با نظر به عناصر موجود در آنها و انواع مناسبات و تعاملهاى بين عناصر، تلاش مى‏كنند آنها را تبيين كنند. 
اين رويكرد تا كنون موفق شده است كه بعضى از مناسبات و روابط بين عناصر را – كه گريزى از پذيرش آنها نيست – نشان دهد، و مهمترين مشخصه آن اين است كه محتواى هيچ مكتب خاصى را همراه ندارد. 
بنابراين، مى‏توان تفاسير مختلف درباره تربيت‏به دو دسته كلى تقسيم كنيم: دسته اول رويكردى است كه جهان هستى را در قالب نظم مشخص ريخته و تربيت را هماهنگ با اين نظام و قالب تفسير مى‏كند. اين رويكرد خود نيز به دو ديدگاه فرعى تقسيم مى‏شود: رويكردى كه تربيت را با اسلوب فلسفى مطالعه مى‏كند و به طور طبيعى جنبه‏هاى خاصى از تربيت را (مانند هدف غايى) توضيح مى‏دهد. دوم رويكردى كه تربيت را به روش تجربى مطالعه مى‏كند. اين رويكرد، رشد ذهنى، جسمى، عاطفى و اجتماعى دانش‏آموز و نيز نهاد مدرسه، رابطه جامعه و مدرسه و مسائل از اين دست را به گونه‏اى عينى‏تر و ملموستر وجهه همت‏خود قرار مى‏دهد و با توجه به آنها، تربيت را توصيف و تبيين مى‏كند. 
دسته دوم، رويكردى است كه سعى مى‏كند تربيت صرف را مطالعه مى‏كند. يعنى مطالعه واقعيتهاى متناظر با اين مفهوم آنچنانكه هست، نه آنچنانكه داوريهاى ما ايجاب مى‏كند شايد بهترين تعريف از اين نوع را «گاستون ميالاره‏» به دست داده باشد. وى با تجزيه و تحليل سه عنصر مربى، متربى و محيط تربيتى، و نيز مناسبات و تعاملهاى اين سه عنصر با هم، تربيت را چنين تعريف مى‏كند: «امر تربيتى عملى است كه روى يك فرد يا گروهى از افراد اعمال مى‏شود، يا عملى است كه گروهى از افراد، آن را مى‏پذيرند…» او پس از اين توصيف ساده، خصايص يك تربيت‏خوب را چنين بيان مى‏كند: 
«۱ – مجموعه منسجمى فرايندهايى از سوى معلم كه از يك سو با اهداف تعيين شده و از سوى ديگر با قوانين زيست‏شناختى و روان شناختى روان – جامعه شناختى كه بر عمل شاگر حكمفرماست‏برابرى كند و هماهنگ باشد; 
۳ – منظومه‏اى از «برگردان عمل‏» يا «عمل مؤثر در گذشته‏» (يعنى ارزيابى به وسيعترين معنا) كه به وسيله آن بتوان مسيرها را پيوسته اصلاح كرد و معلم و شاگرد و فرايندهاى تربيتى را به نحوى بيش از پيش صريح، با يكديگر منطبق ساخت و اهداف انتخاب شده و مجموع منظومه را مورد سؤال قرار داد. 
پداگوژى (علم تعليم و تربيت; (Pedagogy در قرن نوزدهم، با پيشرفت علوم انسانى در زمينه‏هاى روان‏شناسى و جامعه‏شناسى، بعضى از عالمان تعليم و تربيت درصدد برآمدند تا واقعيتها و موقعيتهاى تربيتى را به شيوه علمى مطالعه كنند و براى بررسى مسائل تربيتى، طرحى نو ارائه كنند. از اين رو، بين «تربيت‏» كه به عمل اطلاق مى‏شود و «دانش تربيت‏» كه به مطالعه آن مى‏پردازد فوق گذاشتند و سعى كردند شرايطى را كه دانش تربيت را از عمل تربيت متمايز مى‏سازد، برشمارند و واقعيتها و موقعيتهاى تربيتى را به شيوه تجربى مطالعه كنند. تاريخچه اين كاوشها و كوششها خود بحث مفصلى مى‏طلبد. آنچه در اينجا مى‏توان گفت اين است كه دانش تربيتى تجربى، به عنوان رشته علمى منفردى با معضلات متعددى ثبوتا و اثباتا مواجه است. فعلا مراد ما از علوم تربيتى، علمى تجربى همسنگ و همطراز با ديگر رشته‏هاى علمى مانند روان‏شناسى و جامعه‏شناسى، نيست; بلكه غرض ما از علوم تربيتى، مجموعه بحثهاى رايجى است كه متشكل از مباحث روان‏شناسى تربيتى، جامعه‏شناسى آموزش و پرورش، و حتى تاريخ آموزش و پرورش، تاريخ آراى تربيتى، فلسفه آموزش و پرورش و تفكر درباره آينده آموزش و پرورش است. به اين معنا، علوم تربيتى از جنبه‏هاى مختلف قابل تقسيم است: 
۱ – علومى كه رو به گذشته دارند. اين علوم، روشهاى تربيتى، آراى تربيتى و نهاد تعليم و تربيت را در آينه گذشته تحقيق و بررسى مى‏كند (علوم تاريخى). 
۲ – علومى كه به بررسى پديدهاى تربيتى «آنچنان كه هست‏» مى‏پردازد. (علوم توصيفى) 
۳ – علومى كه روشها و تكنيكهاى براى انتقال معلومات و تغيير نگرشها نشان مى‏دهد. (علوم تجويزى) 
۴ – علومى كه به تفكر درباره آينده تربيت مى‏پردازد. در اين دسته، مسائلى از اين دست مورد بررسى قرار مى‏گيرند: تعيين غايات تربيتى داراى انسجام درونى و بيرونى، تجزيه و تحليل مفاهيم، تعيين پيشفرضهاى عمل مربى، تحقيق درباره امكان تربيت، بيان اصول و مبانى تربيت، پيش‏بينى شرايط آينده با توجه به معارف كنونى و با توجه به تغييرات. 
با توجه به آنچه بيان شد، موضوع علوم تربيتى، واقعيتها و موقعيتهاى تربيتى يعنى معلم، شاگرد، محيط و تعاملهاى بين آنهاست و روش تحقيق در علوم تربيتى نيز، چند نوع پژوهش با شيوه‏هاى خاص هر يك مى‏باشد. 
صاحبنظران و عالمان تربيت عموما اهداف زير را براى علوم تربيتى بسر مى‏شمارند: 
۱ – تجزيه و تحليل دقيق عامل «مربى‏»، «متربى‏»، «محيط‏» و كشف مناسبات و تعاملهاى آنها يا يكديگر. 
۲ – كشف اصول و تعيين پيشفرضها و مبانى تعليم و تربيت و نيز تعيين غايات تربيتى. 
۳ – ارائه الگوها و روشها براى هدايت و راهنمايى عمل به جريان امر تربيت. 
حال با دقت در اين اهداف مى‏توان گفت كه، بالا بردن كيفى و كمى عمل مجريان و دست اندر كاران امر تربيت، هدف غايى علوم تربيتى است. 
در باب اخلاق نيز ارائه تعاريف مشخصى از آنچه امروزه به نام اخلاق مطرح است ما را از دام بسيارى مغالطه‏ها مى‏رهاند. 
اخلاق 
«اخلاق‏» جمع «خلق‏» و «خلق‏» است و در لغت‏به معناى سجيه، سرشت و صفات باطنى آمده است. علماى اخلاق نيز تعريفى قريب به همين معناى لغوى از اخلاق كرده‏اند. در نظر آنان، «خلق‏» سجيه و سرشتى است كه در نفس ملكه شده است و افعال بدون نياز به فكر و تامل از او صادر مى‏شود. 
امروزه راى غالب در تشخيص گزاره‏هاى اخلاقى، چنين بيان شده است: گزاره اخلاقى، گزاره‏اى است كه مسنداليه آن، فعل ارادى اختيارى انسان، و مسند آن يكى از هفت مفهوم «خوب، بد، بايد، نبايد، ثواب، خطا و وظيفه‏» باشد. دانشهايى كه گزاره‏هاى اخلاقى را مطالعه مى‏كنند. چهار دسته‏اند، كه به سه دسته اول، علم اخلاق اطلاق مى‏شود: 
۱ – علم اخلاق توصيفى ;(Descripitive movality) علمى كه گزاره‏هاى اخلاقى را درباره يك قوم و ملت، درباره يك مكتب اخلاقى و نظام خاص، درباره يك گروه و صنف و يا درباره يك فرد خاص توصيف مى‏كند و روشى آن تجربى – نقلى است. كه بر اساس سنخ مدعاى تجربى بودن يا نقلى بودن، فرق دارد; مثلا بيان مى‏كند كه ربا در اسلام حرام است، يا خودسوزى زن براى شوهر در نزد برخى از اقوام هند ممدوح است. 
۲ – علم اخلاق هنجارى ;(Normative morality) عليم كه گزاره‏هاى اخلاقى را بدون انتساب به قومى يا فردى و يا مكتبى بيان مى‏كند; مثل «دروغ بد است‏» يا «احسان به زير دست‏خوب است‏». 
۳- علم پداگوژى (Pedayog) يا علم تعليم و تربيت; اين دانش به ارائه روشها مى‏پردازد. فرض كنيم كه در اخلاق هنجارى گفتيم كه «دروغ بد است‏»; در اين دانش بحث مى‏كنيم كه چگونه فرد مبتلا به دروغگويى را معالجه كنيم (كاربرد واژه پداگوژى كه به معناى علم تربيت اخلاقى و به معناى اعم از تربيت اخلاقى – كه حتى تربيت‏بدنى را هم شامل مى‏شود – مربوط است‏به تاريخچه اين واژه كه در گذشته به معناى اول به كار رفته، ولى امروزه كاربرد اعم آن رايج و شايع است). 
۴ – فلسفه اخلاق ;(Analytic morality) اين دانش پيشفرضها و مبادى تصورى و تصديقى اخلاق هنجارى را مورد نقادى و بررسى قرار مى‏دهد و در واقع، پشتوانه‏اى نظرى براى گزاره‏هاى اخلاقى فراهم مى‏كند; براى مثال، بحث از ماهيت «خوب و بد»، «بايد و نبايد»، و مفاهيم ديگر كه در علم اخلاق واضح و روشن تلقى مى‏شوند، بر عهده اين رشته از اخلاق پرسشهاى عمده‏اى در علم اخلاق مطرح است و هدف علم اخلاق، پاسخ به چنين پرسشهايى است; مثلا آيا زيستن اخلاقى ممكن است؟ غايت زندگى اخلاقى چيست؟ كدام فعل، خوب و كداميك بد است؟ آيا تغييرات اجتماعى،حكم اخلاقى را تغيير مى‏دهد؟ اگر برنامه‏اى براى سير و سلوك لازم است، اين برنامه كدام است؟ 
  • بازدید : 65 views
  • بدون نظر

دانلود گزارش کارآموزی تدریس در مقطع ابتدایی ( دانش آموزان کم¬توان ذهنی )-خرید اینترنتی تحقیق تدریس در مقطع ابتدایی ( دانش آموزان کم¬توان ذهنی )-دانلود رایگان مقاله تدریس در مقطع ابتدایی ( دانش آموزان کم¬توان ذهنی )-گزارش کارآموزی تدریس در مقطع ابتدایی ( دانش آموزان کم¬توان ذهنی )

این فایل در ۷۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خرافات :  اعتقاد برخي افراد به تأثير امور ماوراي در امور دنيوي بدون مدرك عقلي يا نقل معتبر و علمي و يا اعتقاد به وجود پديده هايي كه عقل و يا نقل معتبر علمي آن را تأييد نمي كند (۱) ( قابل ،  1384 ) . 
– تحصيلات :  مجموعة راه و روش هايي كه شخص براي رشد و تكامل توانايي ها ، نظرات و ساير اشكال رفتارش ، كه در جامعه ارزش مثبت دارند در پيش مي گيرد كه اين راهها شامل برنامه هاي آموزشي است كه از طرف مؤسسه استانداردهاي بين المللي تعليم و تربيت به كار رفته است
اهداف جزئي : 
۱ . بررسي اعتقاد به خرافات در زنان . 
۲ . بررسي اعتقاد به خرافات در مردان . 
۳ . بررسي اعتقاد به خرافات در افراد زير ديپلم . 
۴ . بررسي اعتقاد به خرافات در افراد ديپلم و فوق ديپلم . 
۵ . بررسي اعتقاد به خرافات در افراد ليسانس و بالاتر از ليسانس . 
۱-۴ فرضيات پژوهش 
۱ . اعتقاد به خرافات در افراد زير ديپلم بيشتر از افراد ديپلم و فوق ديپلم است . 
۲ . اعتقاد به خرافات در افراد ديپلم و فوق ديپلم بيشتر از افراد ليسانس و بالاتر از ليسانس است . 
۳ . اعتقاد به خرافات در افراد زير ديپلم بيشتر از افراد ليسانس و بالاتر از ليسانس است . 
۴ . اعتقاد به خرافات در زنان بيشتر از مردان است . 
۱-۵ روش انجام تحقيق 
روش تحقيق مجموعه اي از داده ها، انديشه ها و جستجوهايي است كه جستجو را به شناخت حقيقت و پاسخ هاي مسئله مورد نظر مي رساند، كليه مراحل جمع آوري اطلاعات و چگونگي تجزيه و تحليل آنها به صورت سيستماتيك و كلاسيك براي رسيدن به هدف معين و روشن، روش علمي تحقيق است.
۱-۶ اهميت و ضرورت پژوهش 
گاهي مردم در برابر اصرار و پرس و جو به آساني قبول مي كنند كه عمل بخصوصي كه از آنها سر مي زند ( مثلا زدن به تخته ) خرافه اي است كه هيچ مبناي عقلي ندارد اما در عين حال اين عمل را همچنان ادامه مي دهند . اين خود ايراد ديگري را مطرح مي سازد و آن اينكه قسمت اعظم خرافات جنبة فردي نداشته ، بلكه از طريق اجتماعي به افراد مي رسد . اين خرافات به همان صورت حاضر و آماده مورد قبول واقع مي شوند . بي آنكه مشاهداتي در كار بوده باشد كه تازه اشتباهي در آنها راه يابد . اين مسأله بايد به گونه اي تبيين شود ( جاهودا ، براهني ، ۱۳۷۱ ) . 
اگر بپرسيم كه چرا اين همه باورهاي غلط و چه بسا بي معنا در جادو و دين جا خوش كرده اند يكي از پاسخ هاي احتمالي اين است كه وراثت اگرچه به نوع آدمي توانايي مغزي فوق العاده اي مي بخشد ولي قادر نيست كه از او يك ماشين بي نقص تفكر بسازد خيلي آسان اشتباهاتي رخ مي دهد كه رفع آنها مستلزم قرن ها پژوهش دقيق علمي است (همان منبع ) . 
رواج خرافه گرايي كه متأسفانه بعضي عناصر فرهنگي هم آن را تأييد مي كند براي جامعه مضر است و باعث مي شود مردم به رويا و توهم رو بياورند . در واقع خرافه و خرافه 
پرستي جامعه را از كار و كوشش و فعاليت و پيشرفت و توسعه يافتگي به شدت باز مي دارد . خرافات از نظر اقتصادي تن پروري و بيهوده گري را گسترش مي دهد . از نظر اجتماعي هم موجب ضعف روحيه ، تلاش و كوشش در جامعه مي شود و نوعي انفعال را در جامعه تزريق مي كند (۱) ( قرائي مقدم ، ۱۳۸۵ ) . 
حال با توجه به توضيح فوق و با توجه به اين مهم كه آموزش و پرورش و تحصيلات مي تواند نقشي مؤثر در بالا بردن آگاهي مردم و جلوگيري از رواج عقايد خرافي داشته باشد و در حال حاضر نيز كه نيروي انساني مهم ترين عامل جهت رسيدن به توسعه و تقويت ساختارهاي اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي هر جامعه مي باشد ، لذا تلاش جهت بالا بردن سطح آگاهي مردم راجع به خرافات و مبارزه با آن از هر جهت لازم و ضروري مي باشد . محقق قصد دارد با انجام اين تحقيق از ميزان تأثير سواد و دانش در اعتقاد به خرافات آگاهي يابد و راهكار نهايي براي مبارزه با خرافات را ارائه دهد . 
خرافات هنوز هم با ماست و حتي امكان دارد كه بعضي انواع آن رو به افزايش باشد بنابراين هرگونه كوشش در راه درك اين پديدها پيچيده كوشش بسيار پر ارجي است (جاهودا ، براهني ، ۱۳۷۱ ) . 
۱-۷ محدوديت هاي پژوهش
۱- در اين پژوهش محدوديت سني وجود داشت و آزمودني ها فقط سنين ۳۵-۲۰ سال را شامل مي شوند. 
۲- عدم دسترسي محقق به منابع غني در مورد موضوع پژوهش.
۳- عدم دسترسي محقق به پيشينه تحقيق جديد در خصوص موضوع.
۴- عدم وجود مكان مناسب و آرام در حين اجراي آزمون. اجرا آزمون روي برخي آزمودني ها در محيطي پر سر و صدا و ناآرام انجام گرفت كه مي تواند در نتيجه آزمون تاثير بگذارد.
۵- عدم اطمينان كافي نسبت به صداقت آزمودني ها در پاسخ دادن به سوالات پرسشنامه.
۶- محدود بودن پژوهش به منطقه خمين.
۷- محدوديت زماني در انجام پژوهش. محقق در مدت زماني كم اين پژوهش را انجام داد. اگر وقت بيشتري در اختيار داشت مطمئنا پژوهشي غني تر ارائه مي داد.
۱-۸ تعاريف اصطلاحات 
– خرافات :  در قالب عملياتي اعتقاد به خرافات عبارت از نمره اي است كه فرد از پرسشنامة ‹‹  اعتقاد به خرافات ›› مي گيرد . نمرة پايين نشان دهندة اعتقاد كم به خرافات و نمرة بالا نشانه ي بسيار خرافي بودن فرد است . 
– تحصيلات :  تحصيلات در قالب عملياتي عبارت از ۳  گروه« زير ديپلم» ،« ديپلم ، فوق ديپلم» ، «ليسانس و بالاتر از ليسانس» مي باشد . 
۱-۹ تاريخچه مطالعاتي :
كلمة خرافات همواره با زمينة سياسي و اجتماعي هر كشور پيوند دارد . به همين جهت ارائه تعريف دقيق از آن به سختي امكانپذير است . خرافه را هر نوع عقيدة نامعقول و بي 
اساس تعريف كرده اند . 
حقوقدانان نيز براي تمايز قائل شدن بين خرافات از ديگر باورها به مفهوم انسان معقول متوسل مي شوند و بر اين اساس خرافه را چنين تعريف مي كنند : ‹‹  هر عقيده و عملي كه آدم هاي معقول و تحصيل كرده آن را خرافي مي شناسند ›› (۱) ( خادم ، ۱۳۸۵ ) . 
در فرهنگ مردم و اصطلاحات رايج هرگونه اعتقاد به نيروهاي فوق طبيعي ، ايمان به نيروي معجزه يا افسون گري قسمت ، تقدير و از اين قبيل را خرافات تعريف مي كنيم . اما اين تعريف در واقع ناقص بوده و بدين معني است كه آنچه در جامعه اي به خرافات تعبير مي شود ممكن است در جامعه اي ديگر حقيقيتي محض و عرف و سنت باشد ( پاكدامن ، ۱۳۷۸  ) . 
روانشناسان مدت هاست به اين مطلب پي برده اند كه تمايل به داشتن باورهاي خرافي بخشي از شخصيت افراد است و ممكن است به طرز قابل توجهي با تركيب روان شناختي و سبك زندگي آنها در آميخته باشد ( همان منبع ) . 
تحصيلات يك عمل اجتماعي است كه اشخاص را تحت تأثير نفوذ محيط ، برگزيده و مضبوط قرار مي دهد تا شايستگي اجتماعي كسب كنند و به حد نهايي رشد و تكامل فردي برسند ( شعاري نژاد ، ۱۳۷۷ ) . 
در اين فعاليت تحقيقي اين مسأله بررسي مي شود كه آموزش عالي به چه ميزان توانسته در كاهش اعتقاد به خرافات سهيم باشد و اينكه آيا داشتن تحصيلات بالاتر ( عاليه ) توانسته 
تفاوتي در اعتقاد به خرافات در جوانان داشته باشد يا خير ؟ 
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر

این فایل قابل ویرایش می باشد وشامل موارد زیر است:

با بررسي برخي اقدامات مديريت ، متوجه مي شويم از قديم براي واداشتن افراد به كار تدابيري اتخاذ مي شده است . در ايران باستان به مطالعه مراحل كار و شيوه انجام آن به منظور تدوين قوانيني براي پرداخت حقوق و دستمزد اقدام مي كردند (۱) . گويي مشوقهاي مادي وتنبيهات از طريق اعمال فشار و مجازات يكي از روشهاي بكارگيري افراد براي انجام وظايفشان بوده است .با ظهور اسلام مدير به گونه اي ديگر به انسان نگاه مي كند (۲) . انسان آفريده اي است مجهز به نيروي اراده و اختيار . بكارگيري شيوه هاي فشار و حصر و سلب آزادي علاوه بر اينكه انگيزه كار و فعاليت را ضعيف مي كند 


عتیقه زیرخاکی گنج