• بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در ايامي كه روزهاي پاياني سال ۲۰۰۸ ميلادي رقم مي خورد و در حاليكه قرار بود درايالات متحد آمريكا، رئيس جمهوري ظاهراً متفاوت به لحاظ عقيده و كردار روي كار بيايد، اسرائيل به منظور اعاده حيثيت از گذشته ناكام خود، در جنگ جنوب لبنان با حزب الله، يورشي همه جانبه را به نوار غزه با هدف انهدام دولت قانوني حماس در فلسطين به راه انداخت.
اين جنگ كه ۲۲ روز به طول انجاميد و با اعدان آتش بس يكجانبه از سوي اسرائيل، هر چند به صورت موقت و ناپايدار متوقف شد، گذشته از بعد نظامي سخت افزاري، يك بعد نظامي نرم افزاري، يعني عمليات رواني هم داشت. 
جنگ نرم افزاري غزه، گسترده ترين عمليات رواني به اجرا در آمده، توسط طرفهاي متخاصم در تاريخ خاورميانه را در بر مي گرفت و در شرايطي رخ داد كه هر دو طرف با آمادگي كامل به آن وارد شدند.
دراين عمليات اسرائيل سه سال قبل واحد جديد عمليات رواني را در نيروهاي مسلح خود سازماندهي و ۸ ماه قبل از حمله به غزه، مديريت ملي اطلاعات را در قالب يك واحد مستقل براي هماهنگي كليه برنامه هاي اين چنين به وجود آورده بود.
همچنين حماس نيز در كنار سازماندهي نيروهاي رزمي، نيروهاي كاملاً متخصص و ورزيده اي را براي رويا رويي با اسرائيل در اين حوزه، آموزش و در اختيار داشت. 
عمليات رواني غزه، بهره گيري از پيشرفته ترين فناوريهاي ارتباطي و انواع تاكتيك ها و تكنيك هاي فريب را از سوي هر دو طرف به نمايش گذاشت، هرچند درعمل اسرائيل به رغم استفاده از تمام ظرفيت ها و تجربيات حاصل از جنگ سال ۲۰۰۶ خود در جنوب لبنان در آن توفيقي پيدا نكرد و كفه ترازو در اين عمليات نيز به سود «حماس» پايين رفت. 

تعريف عمليات رواني: 
وزارت دفاع آمريكا، عمليات رواني را اين چنين تعريف مي كند: « استفاده برنامه ريزي شده از تبليغات و ساير تداركات رواني، يا هدف اصلي تاثير گذاري روي عقايد، احساسات، برداشت ( نگرش) و رفتار گروههاي متخاصم خارجي به گونه اي كه از دست يابي به اهداف ملي، حمايت كند.»
در خلال جنگ دوم جهاني رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا از جنگ رواني تعريف گسترده تري به شرح زير ارائه داد: 
«جنگ رواني هر گونه سلاحي را كه بر فكر دشمن تاثير بگذارد به كار مي برد. اين سلاحها فقط از نظر تاثيري كه مي نهند، رواني به حساب مي آيند و نه به واسطه خود آنها»
تاريخچه: 
تاريخ جهان، اسكندر كبير را از پيشگامان خبره در عمليات رواني مي داند. وي در طول حكومت خويش ثابت كرد كه در زمينه تحت تاثير قرار دادن ذهنيت توده درم با استفاده از برنامه هاي تبليغاتي اش، مي تواند ايفاگر يك نقش باشد.
چنگيز خان مغول كه بيش از هر رهبري در تاريخ بشر، فتوحات داشت، در سالهاي سيزدهم پس از ميلاد بر اين باور بود كه شكست اراده دشمن در جنگ از الويت بالايي برخوردار است. 
در دوران چنگيز، قبل از آنكه نيروهاي مغول به حماس حمله كنند، ابتدا ژنرال ها از ساكنين آنجا تقاضا مي كردند تا خود را تسليم خان كند، درغير اين صورت آنجا را به كل منهدم مي كردند.
اين رويداد در دوران مغول براي ساكنين دو شهر «خوارزم» و « كيف» روي داد و ساكنين آنجا در پي پيروزي مغولها و امتناع از تسليم، قتل عام شدند.
اين اقدامات، آوازه شهرت مغول را در خشونت، دهان به دهان گسترش داد و باعث شد تا ساكنان مكانهاي بعدي كه قرار بود چنگيز به آنها حمله كند، بدون مقاومت تسليم شوند وبه اين ترتيب چنگيز مرتب بر دامنه فتوحات خود مي افزود. 
جنگ رواني متعاقباً در خلال جنگ دوم جهاني رشد پيدا كرد، به گونه اي كه «آدولف هيتلر» تكنولوژي آن زمان و بلندگو را به اين منظور به كار گرفت. «ژوزف گوبلز» وزير تبليغات «هيتلر» در اين زمينه آنقدر درباره «پيشوا» به اغراق روي آورد كه وي را تقريباً تا حد «شبه خدا» رسانيد.
درخلال آن جنگ، «وينستون چروچپل» نخست وزير انگلستان، استفاده مشابهي از راديو به عمل آورد و تبليغات گسترده اي عليه «نازيها» به راه انداخت.
عمليات رواني در خلال جنگ دوم جهاني، درعرصه رزم نيز كاربرد پيدا كرد به گونه اي كه در جريان حمله به نرماندي، به ابتكار ژنرال جرج پاتن آمريكايي سيگنال هاي دروغين ارسال و تاسيسات غير واقعي به منظور فريب مشاهده هوايي نيروهاي نازي، طراحي وبه به نمايش در آمد.(۱)
رفته رفته پيشرفت تكنولوژي اين امكان را فراهم آورد كه تا ابزارهاي نويني به خدمت عمليات رواني در آيند كه از جمله آنها مي توان از هواپيماي «Ec-130E» معروف به «Commando Solo» آمريكا نام برد كه به عنوان يك فرستنده، راديو تلويزيوني وايستگاه پارازيت انداز قوي عمل مي كند.(۲)
آمريكا در جريان جنگ در افغانستان و عراق، تكنولوژيهاي مختلفي را در جنگ رواني ترساندن مبارزان، توسط هواپيماها هليكوپترها وبلندگوهاي سوار روي وسائط نقليه زميني نظامي، بود.(۳) 

اهم مباني تئوريك: 
عمليات رواني در كل روي مدلهاي تاثير گذاري مخاطبان استوار مي شود و انواع مدلهايي از قبيل موارد زير، مي توانند براي آن مطرح باشد: 
«HYPODERMIC NEEDLE» ( سوزن زير جلدي) كه بر مبناي آن پيام عمدي مستقيم توسط پيام گيرنده دريافت و كاملاً پذيرفته مي شود.
«RECEPTION THEORY» ( نظريه پذيرش) كه بر مبناي آن معني متني در داخل آن قرار ندارد، بلكه مخاطبان بايد معني را براساس زمينه فرهنگي و تجربيات زندگي خود، استنباط كنند. 
«COVER UP» ( سرپوش گذاشتن) 
«SNOW JOB» ( دروغ- فريب) 
«OBSTINATE AUPIENCE THEORY» ( نظريه مخاطبين سرسخت) 
اعتقاد اين نظريه بر آن است كه يك ارتباط كاري بين مخاطبان و رسانه ها وجود دارد. مخاطبان فعالانه به انتخاب پيامهايي مي پردازند كه نسبت به آنها توجه مي كنند.
براي هر يك از مدلهاي فوق، نظرات گوناگوني وجود دارد كه از جمله آنها ميتوان به نظرات «PAUL LAIARSFELD» و «ELIHV KATZ» براي «جريان دو گام» و «ZIMMERMAN-BAUER» براي نظريه مخاطبان سرسخت اشاره كرد. (۴)
رويداد غزه: 
جنگ نرم افزاري اسرائيل و «حماس» ( دولت قانوني فلسطين) درغزه را مي شود از زواياي زير مورد بحث قرار داد: 
الف- تكنولوژي:
۱- شبكه سازي اجتماعي با استفاده از وب سايتهاي زير: 
۱-۱ «TWITTER»
«TWITTER » نام يك وب سايت موجود در چارچوب شبكه سازي اجتماعي 
(SOCIAL NETWORKING) يا رسانه هاي اجتماعي (SOCIAL MEDIA) است. كاربران اين سايت با نام نويسي در آن مي توانند از طريق تلفن همراه تا ۱۴۰ الي ۱۵۰ حرف را در يك « بو لاك» بار گذاري كنند و بلافاصله هم كاربران از طريق تلفن همراه وب سايت، وب لاك، تپ الكترونيك و غيره به مفاد اطلاعات بارگذاري شده دست يابند. (۵) 
عمليات تروريستي در بمبي هندوستان، اهميت اين وب سايت را آشكار كرد.(۶) و جنگ غزه براي اولين بار تاثير شگرف استفاده نظامي از آن را در چارچوب «عمليات رواني »به نمايش گذاشت. 
طبق آنچه كه از سوي رسانه هاي خبري جهان منتر شد، يكي از موارد استفاده از «TWITTER» در عمليات رواني غزه، برگزاري يك نشست رسانه اي (PRESS CONFERENCE) از سوي كنوگلري اسرائيل در نيويورك را در بر مي گرفت كه درآن بيش از ۲۵۰۰ بلاگر ( وب لاگ نويس) حضور پيدا كردند. (۷) 
جنگ غزه به عبارتي اولين جنگي بود كه در آن افراد قادر شدند تا اخبار به وقت حقيقي را بدون آنكه از خروجي يك رسانه چاپي يا راديو- تلويزيون عبور كند، انتشار دهند. (۸) 
۲-۱ «YOU TUBE»
اين سايت شبيه به «TWITTER»  عمل مي كند، با اين تفاوت كه بجاي متني در آن، تبادل فيلم انجام مي شود. 
با استفاده از سايت فوق،در چارچوب عمليات رواني، اقدامات زير از سوي اسرائيل صورت مي گرفت: 
مصاحبه روزانه با خبرنگاران بين المللي توسط وزير خارجه خانم «TIIPI LIVNI» 
پخش يك فيلم كارتوني كه در آن نشان داده مي شد، موشك ها برج «ايفل پاريس» ساعت «بيگ بن» لندن و مجلس آلمان (BUNDESTAH) را هدف قرار داده و به آنها اصابت كرده اند.
در پي نمايش اين صحنه، اين پرسش به ميان مي آيد كه آيا شما اين وضعيت را دوست داريد، چطور است؟ متعاقباً اين موضوع مطرح مي شود كه مردم شهر «SDEROT» در جنوب اسرائيل ۸ سال است در چنين وضعيتي زندگي مي كنند. 
حماس كوشش كرد از اين ابزار براي ارائه نظرات و اطلاعات خودش استفاده كند ولي كارگزاران سايت كه غربي بودند، تصاوير پست شده مربوط به «حماس‌» را سانسور كرده و مانع بارگذاري آن ها شدند. به همين دليل «حماس» اقدام به ايجاد يك سايت اشتراك تصاوير ويديويي مربوط به خود بنام «AQSA TUBE» كرد. تا سه روز پس از جنگ، اين سايت به روز نشده بود و بازديد كنندگان پس از بالا آمدن سايت به يك سايت به زبان عربي ارجاع داده مي شدند. (۹)  
وزارت دفاع اسرائيل در تل آوويو به طور مرتب فيلم هاي ويديويي مربوط به حملات هوايي خود به غزه را در اين سايت به نمايش در مي آورد.(۱۰) 
۳-۱ FACEBOOK:
اين ابزار نيز مشابه «TWITTER » و «YOU TUBE » يك وب سايت مربوط به «شبكه سازي اجتماعي» يا «رسانه هاي اجتماعي» است كه كاربران با استفاده از آن مي توانند تبادل اطلاعات از طريق ويدئو، تصوير، پيوندهاي گوناگون اينترنت و نيز «CHAT» ( گفتگو) داشته باشند. 
گفته شده است كه ‌«FACEBOOK » پنجمين وب سايت بزرگ دنيا با ۱۶۰ ميليون كاربر به شمار مي رود كه اسرائيل نيز زماني در جنگ غزه اظهار داشت كه اين سايت قوي ترين سلاح دراز خانه آن رژيم به شعار مي رود. 
موسسان «FACEBOOK » اظهار مي دارند كه هر كس اظهارات نژاد پرستانه داشته باشد يا آنكه كسي را به مرگ تهديد كند، از استفاده از اين سايت منع مي شود.(۱۱) 
يك سايت خبري در جريان جنگ غزه، گزارش كرد كه اسرائيل پس از مدتي از عملكرد « FACEBOOK» دچار ناخشنودي شد. (۱۲) 



۴-۱ پيامك: 
سيستم پيام كوتاه ( پيامك- SMS) از جمله ديگر تكنولوژيهايي بود كه به عنوان يك وسيله مورد استفاده ارتش اسرائيل براي عمليات رواني در غزه قرار گرفت. 
اسرائيل از اين وسيله در قالب «فهرست توزيع» (DISTRIBUTION LIST)، روزانه ده ها پيام به منظور دعوت از خبرنگاران براي شركت در «نشست هاي رسانه اي» مقامات مختلف آن رژيم يا بازديد دسته جمعي از مناطقي كه مورد اصابت «موشكهاي حماسي» قرار گرفته بود ارسال كرد. 
در اين ميان، يك تيم ويژه ماموريت داشت تا به طور انحصاري ايفاگر نقش برقراري ارتباط با «تلاگرها» باشد.(۱۳) 
۵-۱ موشكها: 
ادبيات منتشر شده در حوزه عمليات رواني جنگ غزه، موشكهاي شليك شده از سوي حماس را قوي ترين سلاح اين نوع عمليات در غزه به حساب مي آوردند.



حماس در مجموع موشكهاي زير را بكار برد: 
حستام ۱- قطر ۶۰ ميلي متر، وزن ۱۲ پوند، داراي يك خرج انفجاري يك پوندي پابرد ۳ كيلومتر كه براي اولين بار در سال ۲۰۰۱ با شليك به سوي اسرائيل معرفي شد. 
حستام ۲- قطر ۱۵۰ ميلي متر، وزن ۷۰ پوند، طول ۶ پابرد ۸ كيلومتر، داراي كلاهك ۱۵-۱۱ پوندي كه در سال ۲۰۰۳ معرفي شد. 
حستام ۳- طول ۷/۶ پا، قطر ۱۷۰ ميلي متر، برد ۱۲ كيلومتر، داراي سرجنگي ۴۴-۲۲ پوندي 
حستام ۴- پابرد ۱۵ كيلومتر 
ناصر ۴- بابرد ۲۰ كيلومتر 
به عقيده مقامات اطلاعاتي اسرائيل، حماس چند صد موشك توليد شده كارخانه اي از نوع BM-21 هر يك بابرد ۲۰ تا ۴۰ كيلومتر هم در اختيار دارد. اين موشك ها ۱۲۲ ميلي متر قطر، ۱۵۰ پوند وزن و ۹ پا طول دارند، ضمن آنكه وزن كلاهك آنها به ۴۵ پوند مي رسد. 
اين مقالات بر اين پوند كه از سال ۲۰۰۱ تا كنون، حماس ۶۰۰۰ موشك به طرف اسرائيل پرتاب كرده باشد. (۱۴) 
اطلاعات فوق در حالي از سوي يك منبع معتبر منتشر مي شود كه در ايام جنگ غزه، خبرگزاريها به طور مرتب از موشكي بنام «GRAD» نام مي بردند كه از سوي «حماس» به سوي اسرائيل پرتاب مي شد. (۱۵) 
به عقيده كارشناسان نظامي، موشكهاي زميني به زمين حماس به لحاظ دكترين سخت افزاري نظامي، ارزش چنداني نداشتند زيرا از قدرت تخريبي محدودي برخوردار بودند ولي به لحاظ عمليات رواني بسيار موثر عمل مي كردند. 
تاثير اين موشكها به لحاظ رواني به قدري بود كه بسياري از مردم شهركهاي جنوبي اسرائيل را از طريق ايجاد رعب و وحشت، وادار به ترك محل زندگي خود مي كرد. 
پرتاب مكرر اين موشكها هميشه، شهرهاي در تيررس به صورت خالي از سكنه و به حالت تعطيل در آيند. (۱۶) 
  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

عملیات روانی عبارت است از استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و سایر امكانات به منظور تأثیرگذاری بر افكار، احساسات، تمایلات و رفتار گروههای دوست، دشمن و بیطرف، برای دستیابی به اهداف ملی?
عملیات روانی دارای دوبعد است:
۱ ماهیت و منطق درونی كه عبارت است از تلاش برای تأثیرگذاری بر افكار، احساسات، تمایلات و نهایتاً رفتار، با استفاده از ارتباط اقناعی.
۲ منظور و كاربرد این تأثیرگذاری و تغییر رفتار با توجه به هر دسته از مخاطبان(دوست، دشمن و بی طرف) است.
هداف مورد نظر در عملیات روانی عبارتند از:

۱ اهداف سیاسی، نظیر تبلیغات فارسی رادیوهای غربی با هدف ایجاد تفرقه در جامعه اسلامی ایران
۲ اهداف نظامی، نظیر تبلیغات دستگاه جنگ روانی یك واحد نظامی براس سست كردن انگیزه نبرد در نفرات نیروی مقابل
۳ اهداف سیاسی نظامی، كه منظور از آن، اهدافی است كه جنبه های سیاسی و نظامی در هم آمیخته و نمی توان آن را در یكی از دو نوع جای داد، نظیر تبلیغات زمان جنگ یك كشور برای كشور دیگر با هدف اعمال فشار بر تصمیمات دفاعی رهبران آن.
تقسیم بندی عملیات روانی: ۱ عملیات روانی استراتژیك ۲ عملیات روانی تاكتیكی
غیر ز تقسیم بندی فوق الذكر كه بر مبنای نوع هدف عمومی مورد تعقیب صورت گرفت، تقسیم بندیهای دیگری نیز از عملیات روانی بعمل آورده اند. معمول ترین آنها، تقسیم عملیات روانی به عملیات روانی استراتژیك و عملیات روانی تاكتیكی است
الف) عملیات روانی استراتژیك
این عملیات، عموماً برای پیشبرد اهداف گسترده یا درازمدت و در هماهنگی با طرح ریزی استراتژیك كلی طراحی شده و معمولاً دارای تأثیراتی درآینده دور است. مخاطبان این عملیات را شهروندان و نظامیان دشمن كه خارج از منطقه جنگی بسر می برند و همچنین كل جمعیت كشورهای دوست، بی طرف، یا دوست دشمن ما (متعهدان دشمن) تشكیل می دهد، نمونه ای از این عملیات، فعالیتهای تبلیغاتی یك كشور برای پایین آوردن تولید صنعتی كشور حریف است.

مقاصد عملیات روانی استراتژیك عبارتند از:
۱ تشریح خط مشی ها، اهداف و مقاصد سیاسی كشور خودی برای مخاطبین و ارائه استدلالهای پشتیبانی از آن خط مشی ها و غیره.
۲ ارتباط دادن و پیوند برقرار كردن بین آن سیاستها و اهداف از یك طرف، و آرزوها و آرمانهای مخاطبان هدف از طرف دیگر.
۳ برانگیختن افكار عمومی با فشارهای سیاسی به طرفداری یا علیه یك عملیات نظامی.
۴ تأثیرگذاری بر روند تعیین تاكتیكها و استراتژیهای دشمن.
۵ پشتیبانی از تحریمهای اقتصادی و دیگر اشكال غیرقهرآمیز اعمال فشار علیه دشمن.
۶ برانگیختن اختلاف بین مقامات نظامی و سیاسی دشمن.
۷ تضعیف اعتماد به نفس در رهبران دشمن و ایجاد تردید آنها نسبت به اهداف جنگی.
۸ كاهش روحیه و كارآیی سربازان و غیرنظامیان دشمن از طریق نمایان كردن ضعفهایی كه در روحیه و كارآیی نظامیان وجود دارد.
۹ تقویت نارضایتی هایی كه ملت دشمن به دلیل مسائل مذهبی، قومی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره نسبت به دولت یا دیگران احساس می كنند.
۱۰ مختلل كردن سیستمهای كنترلی یا ارتباطی كشور.
۱۱ كسب پشتیبانی فكری یا عملی كشورهای بیطرف
۱۲ رهبران خودی را قوی تر، و رهبران دشمن را ضعیف تر نشان دادن.
۱۳ ایجاد امید در عناصر مقاومت فعال در سرزمین دشمن و پشتیبانی روحی از آنها.
۱۴ كمك به ایجاد نخبگان مخالف حكومت.
۱۵ كسب پشتیبانی در میان مردم مناطق تازه آزاد شده.
۱۶ تقویت یا تكمیل عملیات تبلیغاتی تاكتیكی.
ب) عملیات روانی تاكتیكی
این عملیات در منطقه جلویی نبرد و در پشتیبانی از عملیات نظامی تاكتیكی، طراحی و اجرا می گردد. مقاصد آن عبارتند از:
۱ كاهش روحیه و كارآیی رزمی دشمن.
۲ افزایش تأثیر سلاحهای سنگین از جمله بمبها.
۳ آشفته كردن و سردرگم كردن دشمن.
۴ تسهیل اشغال شهرهای دشمن، با ارسال اولتیماتوم و اعلامیه های دعوت به تسلیم.
۵ پشتیبانی از عملیات روانی استراتژیك، با فراهم كردن شناخت به موقع و تفصیلی در مورد آسیب پذیریهای محلی كه احتمالاً قابلیت بكارگیری در الگوی استراتژیك را دارد.
۶ دادن اطلاعات و راهنمائیهای لازم به عناصر دوست كه در منطقه رزمی دشمن عمل می كنند.
۷ پشتیبانی خاص و مستقیم از فرماندهان تاكتیكی با دادن یادداشتهای كوتاه.
۸ ایجاد تصویری مطلوب از سربازان و فرماندهان خودی در ذهن مخاطبان.
نوع دیگری از تقسیم بندی عملیات روانی عبارتند از ۱ عملیات روانی پنهان ۲ عملیات روانی آشكار
الف) عملیات روانی آشكار
عملیات روانی آشكار معمولاً با استفاه از تبلیغات سفید(تبلیغاتی كه هویت منبع آن معلوم است) انجام می شود. اغلب موارد عملیات روانی كه با عناوین رسمی(مانند رادیو آمریكا) به اجرا در می آیند، از مصادیق این نوع عملیات هستند.
ب) عملیات روانی پنهان
عملیات روانی پنهان عملیاتی است كه منبع انتشار آن فاش نمی شود. این عملیات به گونه ای طراحی و اجرا می شود كه دولت مسئول آن معلوم نباشد و یا اگر هم كشف شد، آن دولت بتواند هرگونه دخالتی را انكار كند. عملیات روانی پنهان، معمولاً به وسیله تبلیغات سیاه و خاكستری به اجرا درمی آید.
تبلیغات سیاه:
تبلیغاتی است كه به منبع غیرواقعی نسبت داده می شود. این تبلیغات وانمود می كند كه از داخل سرزمین دشمن( یا سرزمین تحت اشغال دشمن) و یا نزدیكیهای آن پخش می شود و البته گاهی نیز واقعاً همنیطور است. هنگامی كه به ظاهر از سرزمین دشمن پخش می شود، هدایت عملیات های زیرزمینی( كه توسط عناصر برانداز موجود در صفوف دشمن انجام می شود) را امكان پذیر می سازد. از نظر دشمن، این تبلیغات، اقداماتی غیرقانونی و مستوجب عقوبت است. این نوع عملیات، مستلزم مهارت بسار، مخزنی بزرگ از اطلاعات، و توانایی كاركردن با اسم جعلی است. تبلیغات سیاه، به شدت بر اطلاعات متكی است. از این تبلیغات به بهترین وجهی می توان در عملیات استراتژیك استفاده كرد. معذالك، هر چند مقاصد مورد پیگیری در این نوع تبلیغات معمولاً فراتر از سطوح وضعیتهای تاكتیكی است، با این حال، در عملیات روانی تاكتیكی نیز استفاده می شود چون فرض بر این است كه تبلیغات سیاه، در این گونه عملیات، آنقدر ارزش حیاتی دارد كه به كارگیری آن به ریسك نهفته در آن می ارزد. به منظور دستیابی به حداكثر تأثیر و اجتناب از خطر از بین رفتن انسجام در تلاشهای آشكار، باید عملیات روانی پنهان را از عملیات روانی آشكار جدا نگهداشت و پرسنل درگیر در یك نوع عملیات را در عملیات نوع دیگر وارد نكرد.
مزایا و قابلیتهای تبلیغات سیاه عبارتند از:
۱ تبلیغات سیاه، با عمل كردن تحت پوشش، می توان از داخل سرزمین دشمن منتشر شده و پیامهای تبلیغاتی خودی را كه برای مخاطبان خاص به دقت تنظیم شده است، ارسال نماید.
۲ از آنجا كه این تبلیغات، از منبع ناشناس منتشر می شود، می توان با القای این نكته به دشمن كه عناصر مخالف و غیر وفادار در میان صفوفش وجود دارد، روحیه را تضعیف كند.
۳ با بكارگیری ماهرانه اصطلاحات، عبارات و تمهای رسانه ای مناسب، این تبلیغات می تواند وانمود كند كه جزئی از تبلیغات خود دشمن است و بدین ترتیب می تواند در تبلیغات دشمن، تناقض ایجاد كند، نتیجه این خواهد شد كه تبلیغات سفید دشمن، تا اندازه زیادی تأثیر خود را از دست می دهد.
۴ از آنجا كه این تبلیغات، ماهیتی پنهان دارد و تشخیص آن مشكل است، ضد تبلیغ دشمن نمی تواند اقدام مؤثری علیه آن انجام دهد.


عتیقه زیرخاکی گنج