• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي از شاخه هاي جالب عكاسي كه طرفداران زيادي هم دارد، عكس – گرافيك ها هستند. يعني عكسهايي كه با ابزارهاي خاص بر روي آنها كار شده و چيزي بين عكس و گرافيك صرف تبديل شده اند. معمولا در اين عكسها براي بيان موضوعي خاص، از انواع تغييرات گرافيكي اعم از تغيير رنگ كلي يا ناحيه اي، تغيير كيفيت، يا افزودن المانهاي خاص گرافيكي به عكس و … كمك گرفته مي شود. اين شاخه از عكاسي از قديم نيز وجود داشته و بيشتر توسط عكاساني صورت مي گرفته كه خودشان در كار چاپ عكس فعال بوده اند و در لابراتور با انواع فيلترها و روشها ، تغييرات مورد نظر عكاس بر روي عكس اعمال مي شده است.
ریک پوینر یکی از مهم ترین و تیزبین ترین منتقدین و نویسندگان گرافیک در جهان است . پوینر در ویژه نامه صدمین شماره مجله Creative Review مقاله ای درباره رضا عابدینی ، زندگی ، آثار و دیدگاه هایش نگاشته است که ترجمه آنرا می خوانید.
در حالي‌كه طراحي گرافيك در غرب، امكان ظهور در فرم‌هاي مختلف هنري را داراست، افكار، محرك‌ها و اهداف پشت سر آن معمولاً همان راه‌هاي رفته را طي مي‌كنند.
براي يك طراح از لندن، پاريس يا نيويورك آسان است كه با اين تعاريف كه طراحي گرافيك چيست؟ به چه كار مي‌آيد و يا مي‌تواند فراتر از مرزها حركت كند، كنار بيايد.
آثار طراح ايراني، رضا عابديني، عمق اين محدوده‌ها را مشخص مي‌كند. عابديني كارش را با تمركز و احاطه‌ي كامل انجام مي‌دهد و براي هر بيننده‌اي كه با رسانه گرافيك آشنا باشد، ستودني است. عابديني گاهي ترديد مي‌كند كه آثارش قديمي يا از نگاه بيننده غربي ساده انگارانه به نظر آيد.
شيوه تفكر يا معنايي كه طرح‌هاي عابديني با خود حمل مي‌كند حسي از تاريخ و فرهنگي متفاوت را عرضه مي‌كند. طرح‌هايي كه از ديدگاه جامعه سكولار اروپايي و احتمالاً جامعه ايراني تازه و نو هستند.
عابديني شاخص‌ترين طراح نسل نوجوي گرافيك ايران است كه از اواخر دهه نود مطرح گرديد. در بريتانيا كه تمام دريافت‌ها از ايران محدود به فعاليت‌هاي هسته‌اي دولت است هنوز شناختي نسبت به اين نسل از طراحان ايراني وجود ندارد. در سال ۲۰۰۳ آثار عابديني در مجموعه Area از انتشارات Phaidon به همراه صد طراح بين‌المللي به چاپ رسيد. سال گذشته نيز، عابديني كتاب «فرهنگ تصويري معاصر ايران» را در جهت عكس تبليغات جهاني منفي عليه ايران منتشر كرد. اين كتاب شامل تصويرسازي، عكاسي و گرافيك معاصر ايران به همراه تعدادي از آثار عابديني بود.
وي همچنين جايزه يكصد هزار يورويي بنياد پرنس كلاوس هلند را كسب نمود. اين جايزه هر سال به يك هنرمند تأثيرگذار غير غربي تعلق مي‌گيرد و اين نخستين باري بود كه يك طراح گرافيك اين جايزه را دريافت مي‌كرد.
من رضا عابديني را بعد از مراسم اهداي جايزه در آمستردام ملاقات كردم. عابديني درباره آثارش صحبت كرد. او متشخص، با ادب و جدي است و ريش بلندش جذبه خاصي به او بخشيده است. سخنراني روز گذشته او با تصويري از بدن انسان به مثابه پل، به پايان رسيد. «در اعتقادات ايرانيان، بدن انسان جهاني كوچك است. جايي كه كلمات هبوط مي‌كنند، همان‌گونه كه من سعي دارم در آثارم نشان دهم. از اين‌رو بدن انسان مقدس است، مانند كلمات كه مقدس هستند و بدن انسان گذرگاهي است براي عبور معاني به واسطه آن.» اين عبارات، كليدي براي ورود به دنياي رضا عابديني ارائه مي‌كنند و من مي‌خواستم تا بيشتر بدانم.
عابديني ۳۹ ساله، استوديويي با سه همكار- دو نفر از آن‌ها شاگردان‌اش هستند- در تهران دارد. در پروژه‌هايي مانند گرافيك متحرك يا تيتراژهاي تلويزيوني، گروه او بزرگ‌تر هم مي‌شود. او از قرار ملاقات‌ها و قراردادها گريزان است و وقتش را براي طراحي پوستر و كتاب و مجلات متمركز مي‌كند. دو روز از هفته را در دانشگاه تهران تدريس مي‌كند.
بعد از فارغ‌التصيلي از هنرستان هنرهاي تجسمي، جايي كه برنامه‌ريزي آموزشي بر اصول باهاوس پايه‌ريزي شده است، عابديني براساس يك اشتباه در پر كردن فرم امتحان ورودي دانشگاه، ناچار مي‌شود براي تحصيل در رشته مرمت آثار باستاني به شهر اصفهان برود. اين توفيق اجباري، او را به شهري زيبا و تاريخ مي‌كشاند كه ديوار مساجدش با كاشي‌هاي زيبايي از شاهكارهاي خوشنويسي پوشانده شده است. از نزديك با هنر و معماري اصيل ايراني آشنا مي‌شود در حالي‌كه پيش از آن ارتباطي با ميراث گذشتگان خود نداشت.
«در طول تحصيلات گذشته‌ام هيچ شناختي از سنت تصويري‌مان نداشتم»
سرچشمه تأثيرات او از هنرمندان غربي مانند كاندينسكي، پولاك، اندي وارهول و طراح لهستاني رومن سيسيلويچ نشأت مي‌گرفت. كشف فرهنگ تصويري ايران تأثير عميق و ماندگاري بر آرزوها و جاه‌طلبي‌هاي او به عنوان يك طراح گرافيك بر جاي گذاشت. پدر بزرگ و عموي رضا عابديني خوشنويس بودند و او با مباني و روحيات اين هنر در نوجواني آشنا گرديد. در اواخر دهه ۱۹۸۰، فعاليت حرفه‌اي خود را آغاز نمود و از همان ابتدا متوجه ايرادي بنيادين در گرافيك مدرن ايران شد.
«ساختار گرافيك ايران كاملاً غربي است ولي ما در سيستم نوشتاري فارسي براي آن بهره مي‌گيريم و اين دو ارتباط درستي با هم برقرار نمي‌كنند.»
در خوشنويسي فارسي، حروف شخصيت منفردي ندارند و حروف به هم مي‌پيوندند تا كلمه را تشكيل دهند و شكل حروف در موقعيت‌هاي متنوع، تفاوت پيدا مي‌كند.
عابديني با آثار چاپ سنگي دوره قاجار آشنا مي‌شود. آثاري كه نمونه‌هاي ارزشمندي از جهت هماهنگي ميان حروف فارسي و تصوير به شمار مي‌آيند.
«با خودم گفتم، خُب، شايد اين‌ها مرجع خوبي باشند تا بفهمم كه چگونه مي‌توان ساختار گرافيك ايراني را متحول نمود.»
همان‌طور كه با عابديني صحبت مي‌كردم، ارزش و اهميتي كه عابديني براي تاريخ ايران قائل است وضوح بيشتري پيدا مي‌كند. او با غرور از هفت هزار سال تاريخ تمدن ايران مي‌گفت. به اعتقاد او، شعر در ايران مادر همه هنرهاست و او نيز اشعار شاعران ايراني هفتصد، هشتصد سال پيش مانند حافظ و سعدي را مي‌خواند.
«در ايران همه شعر مي‌خوانند و اين امر كاملاً عموميت دارد. من ايده بسياري از پوسترهايم را از شعر الهام مي‌گيرم.»
حالا اين فكر و انديشه را با انگلستان مقايسه كنيد. چه تصور بعيدي كه «نويل برادي» يا «مايكل جانسون» از «دانته» و «چاسر» به عنوان منابع الهامشان كمك بگيرند. آيا بينندگان ايراني هم ارتباط بين اين پوسترها با اشعار كلاسيك را دريافت مي‌كنند؟
«بله، حتماً. در عين حال من انتقادات زيادي بابت كارهايم دريافت مي‌كنم. حدود پنج، شش سال پيش، خوشنويسان سنتي ما از كارهاي من ايراد مي‌گرفتند و انتقاد مي‌كردند كه تو نظام نوشتاري ما را بر هم مي‌زني و من منازعات و جدل‌هايي در اين زمينه داشتم. ما سنت خوشنويسي قدرتمندي در ايران داريم و آن‌ها مي‌خواستند كه اين سنت بدون تغيير باقي بماند.»
خوشنويسان سنتي ايران اعتقاد داشتند عابديني حروف را بيش از اندازه به هم نزديك مي‌كند و در اين بين خوانايي از بين مي‌رود. قضاوت اين امر براي غربي‌ها مشكل است. هر چند كه شكي نيست عابديني شبكه‌اي از حروف به هم تنيده ايجاد مي‌كند، همان‌گونه كه با متن حروف انگليسي چنين مي‌كند. در واقع او مي‌خواهد تايپ كاركردي فراتر از اطلاعات صرف را عرضه كند. او اين نقد را به تايپوگرافي غربي هم وارد مي‌داند كه غالباً تايپ‌هايشان تصوير زيبايي توليد نمي‌كند و فراتر از اطلاع‌رساني عمل نمي‌ کند.
بسياري از پوسترهاي عابديني پيكره‌اي تنها، محصور در فضاي خالي را نشان مي‌دهد. يك ارجاع تاريخي ديگر از چهره‌نگاري نقاشان و عكاسان دوره قاجار كه سوژه‌هاي خود را در جلو زمينه‌اي ساده قرار مي‌دادند.
در پوسترهاي عابديني پيكره‌ها و نوشته‌ها به هم مي‌پيوندند. گاهي سايه‌گون، يك بدن تبديل به ظرفي مي‌شود كه با كيمياي حروف انباشته مي‌گردد.
در طرحي ديگر، كلمات روي پيكره جاري مي‌شوند و فرم آن‌را كامل مي‌كنند. اين‌جا عابديني لباسي متعلق به جنگاوران ۸۰۰ سال پيش را عرضه مي‌كند كه سرتاسر آن پوشيده شده است با حروف و اشعار و دعا براي محافظت از بدن جنگاور.
پيكره‌هاي تنهاي رضا عابديني ارجاعاتي هستند به تفاسير مذهبي. اين پيكرها پل‌هايي هستند براي الهام كلمه. عابديني طبيعت پيچيده گسترش و توسعه اسلام در ايران را تشريح مي‌كند: «مذهب در ابتدا اعتقادات و سنت تصوف و صوفي‌گري را در خود جذب كرد و آن‌را در خود پذيرا شد.»
«تو راه خودت را براي رسيدن به حقيقت خواهي يافت»
«من بسيار خوشحالم كه در چنين شرايطي زندگي مي‌كنم. اين يكي از دلايلي است كه من شعر مي‌خوانم زيرا كه اين ايده‌ها و عقايد از شعر مي‌آيند.»
در دوره‌اي كه در بريتانيا، با توجه به فضاي محور تبليغات، به دشواري مي‌توان به نگاه و زبان شخصي دست يافت، پوسترهاي عابديني براي نمايشگاه‌ها، جشنواره‌ها وساير رويدادهاي فرهنگي ايران، مستقل، منفرد و زبان گرافيكي رمزآلوديست.
عابديني هر سفارشي را تنها با اين شرط كه نقطه نظر شخصي‌اش را درباره آن ارائه خودهد كرد، مي‌پذيرد.
او در پوستر نمايشگاه‌ «قرباني» كه جايزه دوم بي‌ينال ورشو ۲۰۰۶ را كسب نمود از استفاده آثار هنرمندان اين نمايشگاه اجتناب نمود و تفسير و ديدگاه شخصي خود را از موضوع «قرباني» عرضه نمود. اگر سفارش دهنده‌اي اين آزادي را براي او قائل نباشد، عابديني پروژه را نمي‌پذيرد.
عابديني و همكارانش آزادي مطلقي براي ارائه و بيان ديدگاهشان ندارند. «مطمئناً ما با محدوديت‌هايي مواجه هستيم، با سانسور هم مواجه هستيم، ناخواسته تحت فشارهاي سياسي هم قرار مي‌گيريم.» در عين حال عابديني اعتقاد دارد تصويري كه رسانه‌هاي غربي از ايران به عنوان كشوري جنگ طلب، خطرناك و غيرقابل اعتماد نشان مي‌دهند
  • بازدید : 26 views
  • بدون نظر

دنياي عجيبي است كه تكنولوژي هاي مربوط به آن تار جهان گستر “World Wide Web” اغلب بدون پشتيباني كافي عرضه مي شوند و كاربران اين تكنولوژي همه روزه با واژگـان جديدي بر خورد ميكنند كه باعث سر در گمي آنها مي شوند. براي نمونه ميتوان به رشد نرم افزارهايopen source اشاره كرد كه عبارتند از:

برنامه هاي كه بتوان آنها را گسترش داد و يا تغييراتي در ساختار آنها ايجاد كرد
متداول ترين اين برنامه ها سيستم عامل 
Unix و به طور خاص Linux مي باشد. اين برنامه ها با وجود ثبات و پايداري، داراي يك مشكل بزرگ است و آن دشوار بودن آموختن اين برنامه ها مي باشد. كمبود راهنماهايي كه به زبان ساده اين برنامه ها را به مبتديان آموزش دهد باعث شده است كه اين دسته از نرم افزار ها از جايگاه واقعي خود دور نگاه داشته شوند. PHP يكي از زبانهاي اسكريپتي open source است و ابزار مفيدي مي باشد كه تا كنون علي رغم سادگي استفاده از آن هنوز به صورت شايسته اي از آن استقبال نشده است.


  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي از شاخه هاي جالب عكاسي كه طرفداران زيادي هم دارد، عكس – گرافيك ها هستند. يعني عكسهايي كه با ابزارهاي خاص بر روي آنها كار شده و چيزي بين عكس و گرافيك صرف تبديل شده اند. معمولا در اين عكسها براي بيان موضوعي خاص، از انواع تغييرات گرافيكي اعم از تغيير رنگ كلي يا ناحيه اي، تغيير كيفيت، يا افزودن المانهاي خاص گرافيكي به عكس و … كمك گرفته مي شود اين شاخه از عكاسي از قديم نيز وجود داشته و بيشتر توسط عكاساني صورت مي گرفته كه خودشان در كار چاپ عكس فعال بوده اند و در لابراتور با انواع فيلترها و روشها ، تغييرات مورد نظر عكاس بر روي عكس اعمال مي شده است.
ریک پوینر یکی از مهم ترین و تیزبین ترین منتقدین و نویسندگان گرافیک در جهان است . پوینر در ویژه نامه صدمین شماره مجله Creative Review مقاله ای درباره رضا عابدینی ، زندگی ، آثار و دیدگاه هایش نگاشته است که ترجمه آنرا می خوانید.
در حالي‌كه طراحي گرافيك در غرب، امكان ظهور در فرم‌هاي مختلف هنري را داراست، افكار، محرك‌ها و اهداف پشت سر آن معمولاً همان راه‌هاي رفته را طي مي‌كنند.
براي يك طراح از لندن، پاريس يا نيويورك آسان است كه با اين تعاريف كه طراحي گرافيك چيست؟ به چه كار مي‌آيد و يا مي‌تواند فراتر از مرزها حركت كند، كنار بيايد.
آثار طراح ايراني، رضا عابديني، عمق اين محدوده‌ها را مشخص مي‌كند. عابديني كارش را با تمركز و احاطه‌ي كامل انجام مي‌دهد و براي هر بيننده‌اي كه با رسانه گرافيك آشنا باشد، ستودني است. عابديني گاهي ترديد مي‌كند كه آثارش قديمي يا از نگاه بيننده غربي ساده انگارانه به نظر آيد.
شيوه تفكر يا معنايي كه طرح‌هاي عابديني با خود حمل مي‌كند حسي از تاريخ و فرهنگي متفاوت را عرضه مي‌كند. طرح‌هايي كه از ديدگاه جامعه سكولار اروپايي و احتمالاً جامعه ايراني تازه و نو هستند.
عابديني شاخص‌ترين طراح نسل نوجوي گرافيك ايران است كه از اواخر دهه نود مطرح گرديد. در بريتانيا كه تمام دريافت‌ها از ايران محدود به فعاليت‌هاي هسته‌اي دولت است هنوز شناختي نسبت به اين نسل از طراحان ايراني وجود ندارد. در سال ۲۰۰۳ آثار عابديني در مجموعه Area از انتشارات Phaidon به همراه صد طراح بين‌المللي به چاپ رسيد. سال گذشته نيز، عابديني كتاب «فرهنگ تصويري معاصر ايران» را در جهت عكس تبليغات جهاني منفي عليه ايران منتشر كرد. اين كتاب شامل تصويرسازي، عكاسي و گرافيك معاصر ايران به همراه تعدادي از آثار عابديني بود.
وي همچنين جايزه يكصد هزار يورويي بنياد پرنس كلاوس هلند را كسب نمود. اين جايزه هر سال به يك هنرمند تأثيرگذار غير غربي تعلق مي‌گيرد و اين نخستين باري بود كه يك طراح گرافيك اين جايزه را دريافت مي‌كرد.
من رضا عابديني را بعد از مراسم اهداي جايزه در آمستردام ملاقات كردم. عابديني درباره آثارش صحبت كرد. او متشخص، با ادب و جدي است و ريش بلندش جذبه خاصي به او بخشيده است. سخنراني روز گذشته او با تصويري از بدن انسان به مثابه پل، به پايان رسيد. «در اعتقادات ايرانيان، بدن انسان جهاني كوچك است. جايي كه كلمات هبوط مي‌كنند، همان‌گونه كه من سعي دارم در آثارم نشان دهم. از اين‌رو بدن انسان مقدس است، مانند كلمات كه مقدس هستند و بدن انسان گذرگاهي است براي عبور معاني به واسطه آن.» اين عبارات، كليدي براي ورود به دنياي رضا عابديني ارائه مي‌كنند و من مي‌خواستم تا بيشتر بدانم.
عابديني ۳۹ ساله، استوديويي با سه همكار- دو نفر از آن‌ها شاگردان‌اش هستند- در تهران دارد. در پروژه‌هايي مانند گرافيك متحرك يا تيتراژهاي تلويزيوني، گروه او بزرگ‌تر هم مي‌شود. او از قرار ملاقات‌ها و قراردادها گريزان است و وقتش را براي طراحي پوستر و كتاب و مجلات متمركز مي‌كند. دو روز از هفته را در دانشگاه تهران تدريس مي‌كند.
بعد از فارغ‌التصيلي از هنرستان هنرهاي تجسمي، جايي كه برنامه‌ريزي آموزشي بر اصول باهاوس پايه‌ريزي شده است، عابديني براساس يك اشتباه در پر كردن فرم امتحان ورودي دانشگاه، ناچار مي‌شود براي تحصيل در رشته مرمت آثار باستاني به شهر اصفهان برود. اين توفيق اجباري، او را به شهري زيبا و تاريخ مي‌كشاند كه ديوار مساجدش با كاشي‌هاي زيبايي از شاهكارهاي خوشنويسي پوشانده شده است. از نزديك با هنر و معماري اصيل ايراني آشنا مي‌شود در حالي‌كه پيش از آن ارتباطي با ميراث گذشتگان خود نداشت.
«در طول تحصيلات گذشته‌ام هيچ شناختي از سنت تصويري‌مان نداشتم»
سرچشمه تأثيرات او از هنرمندان غربي مانند كاندينسكي، پولاك، اندي وارهول و طراح لهستاني رومن سيسيلويچ نشأت مي‌گرفت. كشف فرهنگ تصويري ايران تأثير عميق و ماندگاري بر آرزوها و جاه‌طلبي‌هاي او به عنوان يك طراح گرافيك بر جاي گذاشت. پدر بزرگ و عموي رضا عابديني خوشنويس بودند و او با مباني و روحيات اين هنر در نوجواني آشنا گرديد. در اواخر دهه ۱۹۸۰، فعاليت حرفه‌اي خود را آغاز نمود و از همان ابتدا متوجه ايرادي بنيادين در گرافيك مدرن ايران شد.
«ساختار گرافيك ايران كاملاً غربي است ولي ما در سيستم نوشتاري فارسي براي آن بهره مي‌گيريم و اين دو ارتباط درستي با هم برقرار نمي‌كنند.»
در خوشنويسي فارسي، حروف شخصيت منفردي ندارند و حروف به هم مي‌پيوندند تا كلمه را تشكيل دهند و شكل حروف در موقعيت‌هاي متنوع، تفاوت پيدا مي‌كند.
عابديني با آثار چاپ سنگي دوره قاجار آشنا مي‌شود. آثاري كه نمونه‌هاي ارزشمندي از جهت هماهنگي ميان حروف فارسي و تصوير به شمار مي‌آيند.
«با خودم گفتم، خُب، شايد اين‌ها مرجع خوبي باشند تا بفهمم كه چگونه مي‌توان ساختار گرافيك ايراني را متحول نمود.»
همان‌طور كه با عابديني صحبت مي‌كردم، ارزش و اهميتي كه عابديني براي تاريخ ايران قائل است وضوح بيشتري پيدا مي‌كند. او با غرور از هفت هزار سال تاريخ تمدن ايران مي‌گفت. به اعتقاد او، شعر در ايران مادر همه هنرهاست و او نيز اشعار شاعران ايراني هفتصد، هشتصد سال پيش مانند حافظ و سعدي را مي‌خواند.
«در ايران همه شعر مي‌خوانند و اين امر كاملاً عموميت دارد. من ايده بسياري از پوسترهايم را از شعر الهام مي‌گيرم.»
حالا اين فكر و انديشه را با انگلستان مقايسه كنيد. چه تصور بعيدي كه «نويل برادي» يا «مايكل جانسون» از «دانته» و «چاسر» به عنوان منابع الهامشان كمك بگيرند. آيا بينندگان ايراني هم ارتباط بين اين پوسترها با اشعار كلاسيك را دريافت مي‌كنند؟
«بله، حتماً. در عين حال من انتقادات زيادي بابت كارهايم دريافت مي‌كنم. حدود پنج، شش سال پيش، خوشنويسان سنتي ما از كارهاي من ايراد مي‌گرفتند و انتقاد مي‌كردند كه تو نظام نوشتاري ما را بر هم مي‌زني و من منازعات و جدل‌هايي در اين زمينه داشتم. ما سنت خوشنويسي قدرتمندي در ايران داريم و آن‌ها مي‌خواستند كه اين سنت بدون تغيير باقي بماند.»
خوشنويسان سنتي ايران اعتقاد داشتند عابديني حروف را بيش از اندازه به هم نزديك مي‌كند و در اين بين خوانايي از بين مي‌رود. قضاوت اين امر براي غربي‌ها مشكل است. هر چند كه شكي نيست عابديني شبكه‌اي از حروف به هم تنيده ايجاد مي‌كند، همان‌گونه كه با متن حروف انگليسي چنين مي‌كند. در واقع او مي‌خواهد تايپ كاركردي فراتر از اطلاعات صرف را عرضه كند. او اين نقد را به تايپوگرافي غربي هم وارد مي‌داند كه غالباً تايپ‌هايشان تصوير زيبايي توليد نمي‌كند و فراتر از اطلاع‌رساني عمل نمي‌ کند.
بسياري از پوسترهاي عابديني پيكره‌اي تنها، محصور در فضاي خالي را نشان مي‌دهد. يك ارجاع تاريخي ديگر از چهره‌نگاري نقاشان و عكاسان دوره قاجار كه سوژه‌هاي خود را در جلو زمينه‌اي ساده قرار مي‌دادند.
در پوسترهاي عابديني پيكره‌ها و نوشته‌ها به هم مي‌پيوندند. گاهي سايه‌گون، يك بدن تبديل به ظرفي مي‌شود كه با كيمياي حروف انباشته مي‌گردد.
در طرحي ديگر، كلمات روي پيكره جاري مي‌شوند و فرم آن‌را كامل مي‌كنند. اين‌جا عابديني لباسي متعلق به جنگاوران ۸۰۰ سال پيش را عرضه مي‌كند كه سرتاسر آن پوشيده شده است با حروف و اشعار و دعا براي محافظت از بدن جنگاور.
پيكره‌هاي تنهاي رضا عابديني ارجاعاتي هستند به تفاسير مذهبي. اين پيكرها پل‌هايي هستند براي الهام كلمه. عابديني طبيعت پيچيده گسترش و توسعه اسلام در ايران را تشريح مي‌كند: «مذهب در ابتدا اعتقادات و سنت تصوف و صوفي‌گري را در خود جذب كرد و آن‌را در خود پذيرا شد.»
«تو راه خودت را براي رسيدن به حقيقت خواهي يافت»
«من بسيار خوشحالم كه در چنين شرايطي زندگي مي‌كنم. اين يكي از دلايلي است كه من شعر مي‌خوانم زيرا كه اين ايده‌ها و عقايد از شعر مي‌آيند.»
در دوره‌اي كه در بريتانيا، با توجه به فضاي محور تبليغات، به دشواري مي‌توان به نگاه و زبان شخصي دست يافت، پوسترهاي عابديني براي نمايشگاه‌ها، جشنواره‌ها وساير رويدادهاي فرهنگي ايران، مستقل، منفرد و زبان گرافيكي رمزآلوديست.
عابديني هر سفارشي را تنها با اين شرط كه نقطه نظر شخصي‌اش را درباره آن ارائه خودهد كرد، مي‌پذيرد.
او در پوستر نمايشگاه‌ «قرباني» كه جايزه دوم بي‌ينال ورشو ۲۰۰۶ را كسب نمود از استفاده آثار هنرمندان اين نمايشگاه اجتناب نمود و تفسير و ديدگاه شخصي خود را از موضوع «قرباني» عرضه نمود. اگر سفارش دهنده‌اي اين آزادي را براي او قائل نباشد، عابديني پروژه را نمي‌پذيرد.
عابديني و همكارانش آزادي مطلقي براي ارائه و بيان ديدگاهشان ندارند. «مطمئناً ما با محدوديت‌هايي مواجه هستيم، با سانسور هم مواجه هستيم، ناخواسته تحت فشارهاي سياسي هم قرار مي‌گيريم.» در عين حال عابديني اعتقاد دارد تصويري كه رسانه‌هاي غربي از ايران به عنوان كشوري جنگ طلب، خطرناك و غيرقابل اعتماد نشان مي‌دهند، نادرست است. به هرحال عابديني خود را محصور در بين اين محدوديت‌ها نمي‌بيند.
«من تعريف خودم را از سياست دارم. به عنوان مثال ده سال پيش هيچ كس درباره سيستم نوشتاري فارسي فكر نمي‌كرد و حالا همه راجع به آن فكر مي‌كنند و درگير هستند. به نظر من اين سياسي است.»

عتیقه زیرخاکی گنج