• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تمام هفت غسل بر زنها با توجه به شرایطش واجب می گردد؛ ولی بر مردها فقط چهار غسل واجب می شود.
● غسلهای واجب. 
غسلهای واجب هفت تاست:. 
۱) غسل جنابت؛. 
۲) غسل میّت؛. 
۳) غل مسّ میّت؛. 
۴) غسل نذر و عهد و قسم؛. 
۵) غسل حیض؛. 
۶) غسل نفاس؛. 
۷) غسل استحاضه. 
توضیح المسائل، بعد از مسأله‏۳۴۴. 
▪ یادآوری. 
تمام این هفت غسل بر زنها با توجه به شرایطش واجب می گردد؛ ولی بر مردها فقط چهارغسل اول واجب می شود؛ بنابراین در چهار غسل اول زنها و مردها شریكند؛ ولی سه غسل آخر مخصوص زنهاست كه ما به شرح سه غسل اوّل می پردازیم؛ اما سه غسل آخر (حیض، نفاس و استحاضه) را در جزوه جداگانه ای مطرح خواهیم كرد
● غسل جنابت. 
▪ علل جنابت. 
به یكی از دو چیز انسان جنب می شود:. 
۱) جماع (آمیزش) كه اگر انسان جماع كند و به اندازه ختنه گاه و یا بیشتر داخل شود، در زن باشد یا در مرد، در قُبل (جلو) باشد یا در دُبر (عقب)، بالغ باشند یا نابالغ، اگر چه منی بیرون نیاید، هر دو جنب می شوند و همچنین اگر كسی – نعوذ باللّه – حیوانی را وطی كند، جنب می شود و در هر صورت اگر شك كند كه به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست. توضیح المسائل، مسأله ۳۴۵، ۳۴۹، ۳۵۰، ۳۵۱. 
۲) بیرون آمدن منی چه در خواب باشد (احتلام)، یا بیداری، كم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی شهوت، بااختیار باشد یا بی اختیار، البته اینها در صورتی است كه یقین دارد آبی كه خارج شده منی باشد و اما رطوبت یا آبی كه از انسان بیرون می آید، ولی نمی داند منی است یا رطوبت دیگر، اگر این شخص مرد و سالم است بایستی آن آبی كه بیرون آمده دارای سه علامت باشد كه حكم به منی بودن آن بشود (البته در صورت شك). 
الف) با شهوت بیرون آمده باشد؛. 
ب) هنگام بیرون آمدن جهندگی داشته باشد؛. 
ج) بعد از بیرون آمدن، بدن سست شده باشد. 
اما اگر شخص، مردی مریض و یا زن باشد، همین مقدار كه آن آب با شهوت بیرون آمده باشد، در جنابت او كافی است و بودن آن دو علامت دیگر لازم نیست، اگر چه شایسته است كه زن و مریض – به خصوص زن – علاوه بر غسل، وضو هم بگیرد (اگر قبلاً وضو نداشته) و بلكه به طور كلی اگر سه علامت جمع نبود، بهتر است علاوه بر غسل، وضو هم گرفته شود، اگر قبلا وضو نداشته است و وظیفه اش هم وضو گرفتن بوده است، منتها در مواردی كه گفته شد علاوه بر غسل، بهتر است وضو هم بگیرد. خوب است كه اول طهارت غسلی خودش را از بین ببرد، بعد وضو بگیرد؛ چون خواهیم گفت كه با غسل جنابت نباید وضو گرفت. 
عروهٔ الوثقی، فی غسل الجنابه، مسأله ۱۱ و تحریرالوسیلهٔ، ج‏۱، ص‏۳۷، توضیح المسائل، مسأله ۳۴۵ و ۳۴۶. 
▪ یادآوری. 
۱) اگر منی از جای خود حركت كند و بیرون نیاید یا انسان شك كند كه منی از او بیرون آمده یا نه، غسل بر او واجب نیست. توضیح المسائل، مسأله‏۳۵۲. 
۲) مستحب است كه انسان بعد از بیرون آمدن منی بول كند (استبرا به بول) و اگر بول نكند و بعد از غسل رطوبتی از او بیرون بیاید كه نداند منی است یا رطوبت دیگر، حكم منی را دارد؛ ولی باید توجه داشت كه استبرا به خرطات نمی تواند جایگزین استبرا به بول شود؛ بنابراین اگر بعد از خروج منی بجای استبرای به بول استبرای به خرطات نماید، رطوبت بعدی، اگر مشكوك بین بول و منی باشد، محكوم به منی بودن است و برای توضیح استبرای از بول و یا استبرای به خرطات، به توضیح المسائل، مسأله ۷۲ مراجعه شود. عروهٔ الوثقی، مستحبات غسل جنابت، مسأله ۷ و توضیح المسائل، مسأله ۳۴۸. 
گاهی استبرای به بول بنابر احتیاط واجب قبل از غسل لازم می شود و آن در صورتی است كه در روز ماه مبارك رمضان محتلم شده و می داند منی در مجرا مانده كه اگر قبل از غسل، استبرا نكند بعد از غسل بیرون می آید و اگر استبرا نكند استبرای بعد از غسل جایز نیست. توضیح المسائل، مسأله ۱۵۹۳. 
آیه تطهیر در تفسیر پیامبر(ص)
روایات بسیار زیاد آمده كه تأكید دارد مقصود از «اهل‏بیت» در آیه تطهیر، اهل كساء هستند. این روایات را دانشمندان و عالمان حدیث مذاهب مختلف نقل كرده‏اند و گذشته از این كه از طریق شیعه متواتر است، از طریق اهل سنت هم به تواتر روایت شده است.
بدون شك رسول اكرم(ص) آگاه‏ترین مردمان به قرآن، معانی، اشارات و اهداف، و به هنگام پیچیدگی امور و نیاز به توضیح و یا تصحیح آن، مرجع و ملاذ دیگران است. آنچه در این جا نظرمان را به خود جلب می‏كند این است كه بعضی اوقات – بی‏آن‏كه پرسشی در كار باشد – رسول اكرم(ص) حتی در مواردی كه در ابتدا گمان می‏رود از امور واضح است، دست به كار شده به‏توضیح و تبیین آن می‏پردازد. با این حال، هنگامی دچار شگفتی می‏شویم كه می‏بینیم خط بازی‏های سیاسی و تعصبات جاهلی تلاش دارد همان چیز را بادستان خیانت‏گر خویش دچار تحریف و دگرگونی سازد كه رسول خدا(ص) به توضیح، تثبیت و تصحیح آن پرداخته است و گویا از ورای پرده‏ای شفاف به‏غیب می‏نگریسته است. لیكن از آن جایی كه این تلاش مذبوحانه به حذف، زیادت و یا تحریف نص قرآن منجر شده، تقریباً ممتنع و غیر عملی نموده‏است. 
آنان برای رسیدن به اهداف شوم و نامیمون خود كوشیده‏اند كه به جای تحریف مبانی و كلمات قرآن، به تحریف معانی و دلالت‏های آن بپردازند. امام باقر(ع) در نوشته خود به سعد الخیر، به همین مطلب اشاره فرموده‏است. آن جا كه می‏فرماید: 
أقاموا حروفه و حرفوا حدوده فهم یروونه ولا یرعونه والجهال یعجبهم حفظهم للروایهٔ والعلماء یحزنهم تركهم للرعایهٔ(۱)؛ 
آنان حروف و كلمات قرآن را محفوظ داشته، حدود و قوانین آن را تغییر دادند، قرآن را روایت می‏كنند، امّا حدودش را رعایت نمی‏كنند. جاهلان از این كه روایت قرآن را حفظ كرده‏اند تعجب می‏كند و عالمان از این كه حدود آن را ترك كرده‏اند اندوهگین هستند. 
این دقیقاً همان چیزی است كه در مورد آیه تطهیر به وقوع پیوست. آیه‏ای‏كه درباره اهل‏بیت پیامبر(ص)، كه مركز رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان هستند نازل گشت. زیرا به رغم تأكیدهای فراوان و پی در پی پیامبر(ص) كه چندین ماه و شاید تا زمان وفات آن حضرت تداوم داشت، مبنی‏بر این كه مراد از «اهل‏بیت» در آیه تطهیر، فقط اهل كساء هستند وبه‏استناد این آیه مباركه از تمامی گناهان پاكیزه‏اند؛ هجوم دیوانه‏واری رامی‏یابیم كه هدف آن منحرف نمودن این مسأله از جایگاه حقیقی‏اش وبرانگیختن شبهاتی پیرامون دلالت آیه مباركه است، حتی اگر به قیمت تكذیب پیامبر(ص) و ردّ گفتار آن گرامی به صورتی زیركانه و پنهانی تمام‏شود! 
 
● روایت مفسّر قرآن 
روایات بسیار زیاد آمده كه تأكید دارد مقصود از «اهل‏بیت» در آیه تطهیر، اهل كساء هستند. این روایات را دانشمندان و عالمان حدیث مذاهب مختلف نقل كرده‏اند و گذشته از این كه از طریق شیعه متواتر است، از طریق اهل سنت هم به تواتر روایت شده است. اهل كساء عبارتند از: پیامبر اكرم، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع). 
محقق كركی؛ می‏گوید: «گذشته از روایات شیعه، كه از شمار بیرون است، این مسأله به تواتر رسیده، مفید یقین می‏باشد. كدام حدیث در سنت از این روایت محكم‏تر است كه روایات اهل سنت و رجال شیعه امامیه – پیروان حقیقت كه یاران خاص و خالص اهل‏بیت می‏باشند – بر نقل آن اتّفاق نظر دارند و اگر قرار باشد كه از راه سنت آن را رد كنند، هیچ روایتی در سنت نمی‏ماند مگر این كه مردود باشد.»(۲) 
به تعبیر مسكانی: «روایات درباره آن فراوان است.»(۳) و به تعبیر دیگری: «كثرت آن قابل شمارش نیست.»(۴) 
دیگری گفته: «مفسران اجماع دارند و جمهور روایت كرده‏اند.»(۵) 
این مطلب را این گونه تفسیر كرده‏اند كه مفسران در شمول آیه تطهیر بر اهل كساء اجماع دارند. اختلاف در این است كه آیا همسران پیامبر(ص) هم در آن داخل هستند یا نه؟ یا منظور، اجماعِ كسانی است كه در امر شأن نزول و مانند آن گفته آنان معتبر است. نقل این گفته پیش از این آمد. 

عتیقه زیرخاکی گنج