• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

علوم زمين به معارف يا شناختهايي اطلاق مي شود كه مسائل مربوط به زمين از قبيل: منشا آن ساختمان تركيب وتحولات گذشته وحال و.. را مورد مطالعه قرار ميدهد. هدف اين علم ،شناسايي ومطالعه تئوري هاي پيدايش زمين، وضعيت زمين در فضا ،تاريخ زمين شناسي، شكل وابعاد زمين ،مشخصات فيزيكي وشيميايي، مواد تشكيل دهنده آن، بررسي عواملي كه در وضعيت زمين تاثير دارند و درآخر مطالعه شناسايي مواد مفيد زمين ونحوه اكتشاف واستفاده از آنهاست.
تاريخچه دانش زمين شناسي در ايران:
بشر از گذشته هاي دور به اين واقعيت پي برده كه استفاده بهينه از زمين مي تواند در برقراري تعادل و سياست خودكفايي، انسانها و كشورها ،نقش بسيار سازنده اي داشته باشد. استقلال سياسي ،‌اقتصادي و حتي فرهنگي كشورها در گرو استفاده صحيح از زمين است در نتيجه مطالعات زمين شناسي يكي از بنيادي‌ترين برنامه هاي دولتهاست كه پايه گذار علومي به نام علوم زمين شده كه در حال حاضر در بسياري از مسائل رومزه تا مسائل پيچيده تكنيكي ،جايگاه بالايي پيدا كرده در بسياري از كشورهاي دنيا مراكز تحقيقاتي و اجرايي گسترده ،گاهي در حد يك وزارتخانه در اين زمينه مشغول فعاليت هستند تا بتوانند به سوالهاي موجود در مورد زمين، نحوه تشكيل ونحوه كاربرد برتر مواد معدني بررسي و تحقيق كنند. به طوريكه امروزه زمين شناسي علم مستقلي شده كه باساير علوم پايه مثل فيزيك، شيمي، رياضي، پيوند ترديك دارد وهم چنين با نجوم تا براي ايجاد محيط امن وسالم رسالت خود را به نحو احسن انجام دهد.در ايران هم اين كار از وظايف دولتي است كه اين مهم برعهده سازمان زمين شناسي كشور است.
پيشرفت زمين شناسي در ايران مقاطع متفاوتي را طي كرده كه به اختصار عبارتند از :
۱-مقطع زماني معدن كاري كهن: كه در ايران به عنوان معدن كاري شدادي معروف است
۲-مقطع پيدايش نفت در زاگرس: از اين زمان بررسي هاي زمين شناسي خصوصا در ناحيه زاگرس روند اصولي و استاندارد پيدا كرد ولي متاسفانه در ساير نقاط ايران روش هاي معدن كاري كهن همچنان مرسوم بود.
۳-مقطع فعلي: كه به لحاظ ضرورت هاي انكار ناپذير قانون تاسيس سازمان زمين شناسي در ۱۳۳۸ تصويب واين سازمان از سال ۱۳۴۱ فعاليت هاي خود را آغاز كرد و تاكنون هم ادامه يافت كه در نتيجه تلاش هاي به عمل آمده در حال حاضر از سطح كشور كه با  121 برگ نقشه   پوشيده مي شود اطلاعات جامعي را داريم و از حدود ۷۰% رويه سطح كشور هم اطلاعات زمين شناسي به مقياس   قابل دسترسي است.
جدا از نقشه هاي زمين شناسي بخشي از اطلاعات به پژوهشها و اكتشافات معدني اختصاص دارد. جدا از سازمان زمين شناسي كه وظيفه اصلي مطالعات زمين شناسي را بر عهده دارد مراكز آموزش عالي، وزارت نفت،وزارت نيرو و… متناسب با اهداف خودشان در زمينه فعاليت زمين شناسي حضور دارند. استفاده از منابع موجود از طريق سايت اينترنتي سازمان زمين شناسي www.GSI.org.IR و پايگاه ملي داده هاي علوم زمين كشور به آدرس www.NGD.IR قابل دسترسي است.

-جايگاه زمين شناسي در ايران:
بر اين باور هستيم كه ايران در بخش مياني كوهزاد آلپ-هيماليا است كه از سواحل شرقي اقيانوس اطلس آغاز مي شود و پس از عبور از قسمتهاي جنوبي اروپا، از آلپ ،مجارستان ،تركيه و ايران و افغانستان ، تبت ، برمه تا جزاير اندونزي در كنار اقيانوس آرام ادامه دارد. در مورد نحوه تشكيل كوهزاد آلپ- هيماليا دو فرضيه يا تئوري وجود دارد:
 
الف) بزرگ ناوديس تتيس :(ژئوسنكينال ها)
در اين نظريه تصور بر اين است كه در ۵/۱ تا ۸/۰ ميليارد سال پيش در سطح  كره زمين يك ابر قاره يا بزرگ زمين به نام Megagea (مگاژا) وجود داشته ولي در اين زمان در اثر پديده اشتقاق(Rifting or spreding) ابر قاره ياد شده به دو قاره جداگانه تقسيم شده كه به قاره جنوبي گندوانا Gond wana و به قاره شمالي Eurasia يا اراسيا و براي اقيانوس از اين اشتقاق با الهام از الهه اقيانوسها تتيس گفته شده اين زمين شناسان تتيس را زادگاه كمربند كوهزايي آلپ- هيماليا گزارش كرده اند. براساس اين فرضيه ،كوههاي البرز ،‌در شمال ايران به لحاظ داشتن سنگهاي آتشفشاني گسترده نوع ايوژئوسنكينال (داراي سنگهاي آتشفشاني ) است. زاگرس به دليل نداشتن سنگهاي دولكانيكي از نوع ژئوسنكينال است و بالاخره ايران مركزي توده اي مقاوم به نام (Median mass) يا توده مياني است. اما اين نظريه در مورد ايران و شرايط آن صدق نمي كند ودلايل آن عبارتند از: 
۱- سنگهاي پركامبرين پسين تا   (ترياس مياني ) در محيط هاي كنار قاره اي وحتي محيط هاي قاره اي وتبخيري انباشته شده اند و در بعضي از مقاطع زماني نسبتا طولاني، هيچ گونه نشانه اي از رسوبگذاري و محيط هاي بزرگ ناوديسي، در زمان گذشته شده وجود ندارد.
۲- سنگهاي(ترياس پسين)   در محيط هاي كولابي و مردابي انباشته شده اند نه در بزرگ ناوديس ،‌در نتيجه تكميل حوضه هاي رسوبي ايران با نظريه بزرگ ناوديس ها هماهنگي ندارد.
ب) نظريه تكتونيك صفحه اي (P.T):
براساس اين نظريه البرز ايران مركزي متعلق به قاره اوراسيا وزاگرس متعلق به قاره گندوانا است.  3 عامل در ارائه اين تئوري نقش داشته اند : ۱- تفاوت چينه شناسي سنگهاي   با ساير نقاط ايران ۲-وجود سنگهاي افيوليتي در امتداد راندگي اصلي زاگرس خصوصا در دو ناحيه كرمانشاه وني ريز ۳-وجود كمان ماگمايي(Magmatic ARC) اروميه –بزمان
اضافه مي كنيم كه اين زمين شناسان بر اين باور هستند كه در محل راندگي اصلي زاگرس اقيانوسي وجود دارد كه همراه با افيوليت زايي (تشكيل پوسته اقيانوسي) است اما در زمان كرتا سه پسين   اين اقيانوس بسته شده و در اثر فرورانش پوسته اقيانوسي به زير پوسته ايران مركزي فرورفته ودر اثر ذوب آن كمان ماگمايي اروميه- بزمان تشكيل شده است.
وجود يك اقيانوس بين ورقه زاگرس و ايران مركزي، حتمي است. ولي بسياري از ويژگيهاي ورق ايران مركزي و البرز مشابه زاگرس و عربستان است كه حاكي از پيوند و تعلق ايران مركزي و البرز به قاره گندوانا است. معهذا مروري بر تاريخچه زمين شناسي ايران مركزي و البرز نشان مي دهد كه بخش از ايران در فاصله پركامبرين تا  ترياس پسين در حاشيه شمالي قاره گندوانا بوده ولي در زمان ترياس پسين  از قاره گندوانا جدا و به قاره اوراسيا ،‌متصل شده و به همين لحاظ از ترياس پسين تا   ، البرز وايران مركزي ويژگي هاي اوراسيايي داشته وبالاخره از كر تا سه به بعد، هر دو قاره اورسيا و گندوانا ، ويژگيهاي مشترك اورسيايي-گندوانايي پيدا كردند
رخدادهاي زمين ساختي در ايران زمين (تكامل ژئوديناميكي در ايران):
براساس داده هاي مغناطيس ديرينه و زمين ساخت ديرينه، ۴ صفحه قاره اي در ايران تشخيص داده شده است كه عبارتند از:
صفحه ايران ،صفحه توران (اروپا آسيا)، صفحه عربستان (گندوانا) و صفحه هيرمند (افغانستان).
ايالتهاي فلززايي موجود در ايران را ميتوان نتيجه شرايط حاصل از زمين ساخت كششي( تشكيل كافت ها و اقيانوس ها ) و فشارشي (كمربند هاي كوهزايي) حاكم بين اين صفحات دانست. ضمنا مرز صفحه ايران با صفحه توران توسط خط در شمالي ايران مشخص مي شود (شكل).برخورد بين صفحات ايران وتوران در پايان ترياس مياني رخ داده است (لنش واشميت ۱۹۸۴).خط درز ايران- توران از جنوب شرق كپه داغ شروع واز طريق لبه شمالي بينالود بطرف درياي خزر جنوبي كشيده مي شود كه از روي بقاياي افيوليتي قابل تشخيص است.
مرز ميان صفحات ايران زمين و عربستان توسط روراندگي زاگرس مشخص مي شود. علوي مرز بين اين دو صفحه را در ۲۰۰ كيلومتري شمال روراندگي زاگرس  و در محل فرورفتگي هاي موجود بين سنندج- سيرجان وسهند- بزمان (كمبرند آتشفشاني ايران مركزي )مي داند. برخورد بين اين دوصفحه در ميوسن رخ داده است. مرز بين صفحه ايران وصفحه هيرمند بخوبي مشخص نيست. فورستر (۱۹۷۸) و اوهانيان (۱۹۸۳) مجموعه هاي افيوليتي واقع در شرق ايران را مرز بين اين دوصفحه مي دانند. برخورد اين دو صفحه در كرتاسه بالايي رخ داده است.
بطور كلي تكامل ژئوديناميكي در ايران به قرار زير است:
پالئوتتيس :
مرز بين ايران وصفحه توران توسط خط درز شمالي ايران كه زمان رخداد واريسكن تا اوايل كامبرين تشكيل گرديده است مشخص ميشود. محل اين خط درز از روي بقاياي افيوليتي مربوط به پالئوزوئيك كه در امتداد آن يافت مي شود مشخص مي گردد. اين مجموعه هاي افيوليتي در واقع بقاياي پالئوتتيس (پالئوزوئيك) مي باشند كه طي ترياس بالايي (يا پرمين بالايي) در نتيجه فرورانش صفحه اقيانوسي پالئوتتيس وبرخورد صفحه اقيانوسي پالئوتتيس و برخورد صفحه گندوانا و صفحه آنگارالند (اشتوكلين ۱۹۷۴)جايگزين شدند. بقايايي از اين اقيانوس در شمال غرب بينالود بصورت فرورفتگي خزر كه در واقع يك اقيانوس برجاي مانده است مشاهده ميشود. بر اساس داده هاي مغناطيسي ديرينه، موقعيت فعلي بخش شمالي ايران زمين همانند موقعيت آن در كرتاسه مي باشد (ونسينك و واركمپ ۱۹۸۰) :بجز آنكه در مزوزوئيك در اين منطقه اقيانوس پالئوتتيس وجود داشته است.
نئوتتيس:
طي زمان پركامبرين و پالئوزوئيك، ايران زمين وعربستان بخشي از گندوانا بوده اند وتوسط اقيانوس پالئوتتيس از صفحه توران جدا مي شده اند. در اواخر پالئوزوئيك يا اوائل ترياس با بازشدن اقيانوس نئوتتيس، ايران از عربستان جدا شده و در پايان ترياس مياني با صفحه توران برخورد نموده است. فرورانش صفحه اقيانوسي عربستان به زير صفحه ايران زمين در اواخر كرتاسه آغاز گرديده و برخودر بين اين دوصفحه در نئوژن به پايان رسيده است. اين برخورد بيشترين تاثير را بر روي زمين ساخت ايران داشته است. در مسافتي بيش از ۲۰۰۰ كيلومتر، پوسته ضخيم شده و ضخامت آن در منطقه زاگرس به ۵۰ تا ۶۰ كيلومتر رسيده است (گيس وهمكاران ۱۹۸۴).
در كمربند اروميه-دختر(كمربند آتشفشاني ايران مركزي يا سهند بزمان)،كانسارهاي مس پورفيري درجنوب شرقي منطقه كه در آن صفحه اقيانوسي داراي شيب بيشتري است واقع مي باشند (گيس وهمكاركان ۱۹۸۴).عكاشه و بركهمر (۱۹۸۴) دريافتند فاصله بين كمربند آتشفشاني اروميه- دختر و تراست اصلي زاگرس از جنوب شرق بطرف شمال غرب افزايش مي يابد و نتيجه گيري نموده اند كه در شمال غرب، صفحه اقيانوسي داراي شيب كمتري است.
در نظريه جديدتر جليني (۲۰۰۰) و وستفال و همكاران(۲۰۰۳) به تشكيل نئوتتيس ۲ در شمال ايران مركزي اشاره مي كنند وكمربند آتشفشاني شمال غرب (اروميه –دختر) را حاصل فرورانش نئوتتيس دوم به زير ايران مركزي مي دانند كه تا پليو-پليستوسن ادامه داشته است .
بطور كلي تكامل ژئوديناميكي ايران را مي توان نتيجه رخدادهاي زمين ساختي در مناطق زير دانست:
۱)شمال ايران باز وبسته شدن اقيانوس هرسينين (پالئوتتيس ) بين صفحه توران در شمال وصفحه ايران مركزي شرقي در جنوب.
۲)جنوب غرب و شمال غرب ايران، باز وبسته شدن اقيانوس نئوتتيس بين صفحه ايران در شمال و صفحه عربستان در جنوب.
۳)منطقه مكران، فرورانش پوسته اقيانوسي عمان (بقاياي نئوتتيس) به زير ايران.
۴)شرق ايران، باز و بسته شدن اقيانوس واقع بين بلوك هيرمند در شرق وبلوك لوت در غرب.
۵)غرب لوت، باز وبسته شدن اقيانوس واقع در غرب صفحه لوت.
زون البرز:
كوههاي البرز يك رشته شرقي –غربي نسبتا پيچ و خم دار را شمال ايران و جنوب درياچه خزر تشكيل مي دهد. رشته كوههاي البرز خود بخشي از قسمت شمالي كوهزايي آلپ- هيماليا در آسياي غربي به شمار مي آيد كه از شمال به حوضه فرورفته خزر واز جنوب به فلات مركزي ايران محدود مي شود.

عتیقه زیرخاکی گنج