• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بحث اصلي ما مقرنس در بناهاي اسلامي است. اين عنصر در دوران اسلامي چه از لحاظ كثرت استعمال و چه از نظر تعداد مواد و چه از نظر وسعت عالم اسلام اهميت بخصوصي را حائز است و شايد به علت همين شرايط بوده است كه بعضي اصولاً اين تزئين را يك روش اسلامي  دانسته اند .
كندوئيهاي ريز و يا لانه زنبوريهاي پوشاننده حالت رها شده اي دارند كه احساس فشردگي، انبوهي و پر حجمي و شتاب و كشش و به طور كلي نوعي سرزندگي و پويايي را القا مي كنند .
شيوه پيچيده لانه زنبوري و شيوه آجر چيني در دوره سلجوقي طلايه دار شيوه بعدي مقرنس كاري است . در نتايج اهميت گذاري به سازه هاي تزئيني بنا ، اين لانه زنبوري ها تشكيل دهنده مقرنسها و يا تركيبات هندسي رو به ظرافت و تازگي گذاشت .
روح ايراني مانند هر انسان ديگر مايل است به قانون جهاني تقارن كه از سازمان بدن خود ما سرچشمه مي گيرد گردن بنهد. البته جز ايران خواستار و جوينده تنوع ، تحرك و زندگي هم هستند . هر چند كه اين مسأله به بهاي ايجاد استثناهايي بر قائده تمام مي شود .
در نگاه اول احساس تشابه و همساني و در ديد و دقت زياد ميزان تشابه زيادي نيست. تقريباً مي توان پذيرفت كه هر يك از لانه زنبوري هاي مثلث شكل يا هر يك از ستاره هاي ما فوق آنها يكتا و بي جفت است و آنها را بايد جفتهاي كاذب قلمداد كرد. اما از دور همسان به نظر مي رسند. بدين قرار قانون كار براي ايراني نوعي تقارن گريزي بر طرحي از قرينه سازي يا بر حسب مقياس قرار و تركيب نوعي قرينه سازي در تقارن گريزي است و اين شيوه اي از انطباق و خود سازگاري با طبيعت است ، مثل بدن انسان كه قلب در چپ و كبد در راست قرار دارد ولي انسان در مجموع متقارن است .
معماري سنتي را مي توان به مثابه گسترش مايه بنيادي تبديل دايره به مربع از طريق مثلث به شمار آورد . مربع متجسم ترين صورت خلقت در حد زمين است نماينده كميت و دايره در حد آسمان است نماينده كيفيت كه اين دو از طريق مثلث كه متضمن هر دو جنبه است ادغام مي شوند .
هنرمند سنتي صورت ظاهر هنر را در پرتو الهامي مي آفريند كه از جانب روح دريافت كرده است. از اين رهگذر صور هنري قادرند انسان را به شئون والاتر هستي و سرانجام به وحدت رهنمون شوند . انسان به ياري نمادها به ميانجي عقل خود فرآيندهاي طبيعت را به تأويل   می گيرد در حاليكه پيشاپيش آمادگي يافته تا از راه شعائر مقدر با اين فرآيندها در هماهنگي باشد . انسان بنابر تصور سنتي از لحاظ صورت ظاهر خود به آفرينش وابسته است و همخواني اش با آن البته نه چون يك سواد عين بلكه به طرز كيفي است مانند اثر مشابهي از ذات حق تعالي . 
مقرنس : عنصري تزئيني كه از يك شروع شده و تا بي نهايت ادامه دارد كه نمايانگر وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت است . از يك شروع شده تا بي نهايت و از بي نهايت      مي آيد تا به يك ختم شود .
مقرنسها جلوه هاي مادي نور خدايي هستند كه از بالاي ايوانها و محرابها به صورت ستاره آويزانند. كلمه مقرنس با قر و قرناس و قرنس ( قرنس) و قرنيز خويشاوند است و مي توانيم بگوئيم قرنس دار و اين معني با شكل عنصر تزئيني مورد نظر ما كه از تعدادي كم و بيش سطوح فرو رفته و برآمده ساخته مي شود موافق است .
قر : چيز فرورفته – هر گاه ظرفي فلزي و ماندد آن بر اثر برخورد به جايي فرورفتگي پيدا كند گويند قر شده است .
قرنيز : هر نوع سايبان را كه بالاي پنجره ها يا درهاي ساختمان با آجر و سيمان و مثل آن   مي سازند – سايبان و در و پنجره
مقرنس به فتح قاف و نون ، گچبري در ساختمان ، گچبري و پله سازي در سقف اطاقها مقرنس كاري، عمل گچبري و هنر نمايي با گچ در داخل ساختمان .
م. الوشار ثابت كرده است كه براي ترسيم نقسه مقرنسها كه طرح آن فوق العاده پيچيده و گوناگون مي نمايد و ظاهراً جزء تابع تصوير و تخيل نيست. در واقع بايد با اخذ مجموع مربع و بكار بردن شيوه مربعها يا ديگر كثير الاضلاعهاي گردان در يك دايره همه طرح ساده را به صورت نقشه ترسيم كرد. بعلاوه اين نقشه با شعاعهايي كه از مركز عبور مي كند تقسيم      مي شود .


مقرنس در دوره صفويه
دوره صفويه را عهد طلايي هنر ايران مي گويند و الحق اين نامگذاري در مورد هنرهاي تزئيني از جمله مقرنس مصداق دارد . ولي اين عنوان به معني آن نيست كه هنرمندان دوره صفوي دست به ابتكار و اختراع فوق العاده زده اند ، بلكه به علت اين است كه بر اثر توجه پادشاهان صفوي دست به ابتكار و اختراع فوق العاده زده اند ، بلكه به علت اين است كه بر اثر توجه پادشاهان صفوي با كراكز هنري زياد شده و رشته هاي مختلف هنري به اوج ترقي رسيدند و با اين توجه و رونق و همچنين حس و هضم عناصر موجود بر روشهاي ما قبل خود امتياز يافت . مقرنس دو دوره صفويه كاملاً جنبه تزئيني داشته و اغلب با كاشي معرق صورت مي گرفت . 
مقرنسها : آخرين كاربرد فرمهاي سنتي هندسي در ساخت مقرنسها به كار مي رود . زينتي كه در ايران پديد آمد و يكي از نمونه وار ترين عناصر معماري اسلامي شد . به نظر مي رسد كه اين زينت از عنصر ساختاري سه كنج tromp در زاويه گنبدها ناشي شده باشد . 
سه كنج tromp در حقيقت نوعي فرورفتگي ( ميان زاويه دو ديوار و طاق يا گنبد ) است كه هنر بيزانس و پيش از آن هنر يوناني – رومي استفاده بزرگي از آن كرده اند . سرانجام فرورفتگي مقرنسها خود به صورت پوشش درآمده و جايگزين گنبد مي شود .
همانطور كه م. الوشار مي گويد : تكنيك مقرنس هنري است از آجر كه در كشورهاي داراي ابنيه آجري مانند ايران و بين النهرين بسط يافته است و در آنجا ( طرح ساده  هندسي تجمع مقرنها همواره طرح سنتي قائم الزاويه اي آجر است .)
مقرنس در اسلام و ايران بيشترين كاربرد را در مساجد و محرابها دارد . كه نمادي از پيامبر اسلام در دين اسلام است ( روابط انسان با خدا و يا زمين با آسمان )
در سردر بازار قيصريه اصفهان به گونه اي متفاوت و جدايي از آثار ديگر معماري به جا مانده از گذشته است . در تمامي مساجد اسلامي و ايراني مقرنس در سه گوش بين طاق و ديوار گوشه كاري به عنوان يك تزئين قطار بندي (مقرنس) براي سبك تر بودن سقف به كار مي رفته كه اكثراً به صورت آويز دار و جلو آمده يا روي هم يا استلاكتيكي (جغرافيايي) طراحي شده است .
فرم در مقرنس قيصريه اصفهان به صورت يك شمسه كاملدر طاق سردر بازار به كار رفته كه از جهت شرقي و غربي اين فرمهاي هندسي گسترش يافته اند كه به صورت تقارن محوري است نه مركزي . علت كاملي اين شمسه اينست كه در زمينه مستطيل كشيده و زمينه طاق و شويزه انجام شده است .
فرمهاي ستاره اي و گل به آلت نام دارند . تنها در همين اثر يافت شده اند كه در نوع خود منحصر به فرد و كمياب است كه از طرح اصلي آويزانند و روش مقرنس روي هم آمده و طاس و نيم طاس مي باشد .
قيصريه از نوع مقرنسهايي است كه اضافه بر جنبه آويزدار جنبه بدون آويز را القا مي كند . اين اثر با گچ و به روش كشته بري كار شده و روي آن با رنگهاي طبيعي نقاشي و طلاكاري شده است . مقرنسهاي مزين به نقاشي از چهار ضلع و چهار گوشه شروع شده و به شمسه زير گنبد (طاق) ختم مي شود كه واحد هاي آن تقريباً منظم است كه در ۶ ضلعي هاي غير منظم ، مثلثها ، ستاره ها و مربعات القا شده است .
اين اثر مربوط به دوران صفويه و در عهد شاه عباس اول در سالهاي ما قبل از پايتختي اصفهان (۹۹۹ق) است كه در ضلع شمالي ميدان شاه (امام) و در طاق سردر قيصريه و بازار شاهي واقع شده است كه در آن تزئينات نقاشي ديوارها و سقف مقرنس ، نقاشي آن قابل توجه است. نقاشيهاي آن به روايتي به قلم رضا عباسي مي باشد . سال ساختمان و اتمام تزئينات سردر قيصريه در هيچ قسمتي از اين بناي تاريخي ذكر نشده ولي بطوريكه مولف كتاب قصص الخاقاني نوشته است ظاهراً در سال ۱۰۱۴ هجري اين بازار و بازار هاي شاهي ديگر در اطراف ميدان به اتمام رسيده بود . مولف مزبور نقل مي كند : ظاهراً سردر قيصريه بعد از ساختمان بازار آن و در سال ۱۰۲۶ هجري به اتمام رسيده است .
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در قرآن، ده‏ها آيه پيرامون آثار و كيفر گناه آمده و در اينجا به ذكر چند نمونه مى‏پردازيم:
«فَاَنزلنا عَلى الّذينَ ظلموا رِجزاً مِنَ السّماءِ بِما كانوا يَفسقُون» (۴۰۳) 
«بر ستمگران بخاطر نافرمانى عذابى از آسمان فرستاديم.»
«يريد اللّه اَن يُصيبَهم بِبَعض ذُنُوبهم» (۴۰۴) 
«خدا مى‏خواهد آنان را به پاره‏اى از گناهانشان مجازات كند.»
«…فَاهلَكناهُم بِذُنوبِهم» (۴۰۵) 
«آنها را به خاطر گناهانشان نابود ساختيم.»
«فاَخذناهُم بِما كانُوا يَكسِبون» (۴۰۶) 
«آنها را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.»
«فَتِلكَ بُيوتَهم خاوِيةً بِما ظَلموا» (۴۰۷) 
«اين خانه‏هاى آنهاست كه بخاطر ظلم و ستمشان خالى مانده است.»== «ممّا خطيئاتِهم اُغرِقُوا» (۴۰۸) 
«آنها به خاطر گناهانشان غرق شدند.»
«فَدَمدَم عَليهِم رَبّهم بِذَنبِهم فَسوّاها» (۴۰۹) 
«آنها (قوم ثمود) را به خاطر گناهانشان درهم كوبيد و سرزمينشان را صاف و مسطح كرد.»
«اِنّ اللّه لايُغَيّرُ ما بقَوم حتّى يُغَيّروا ما بِاَنفُسهم» (۴۱۰) 
«خداوند سرنوشت هيچ قوم و ملتى را تغيير نمى‏دهد، مگر آنكه آنها خود را تغيير دهند.»
«كلاّ بَلْ رانَ على قُلوبِهم ما كانوا يَكسِبون» (۴۱۱) 
«چنين نيست كه آنها مى‏پندارند، بلكه اعمالشان همانند زنگارى بر دل‏هايشان نشسته است.»
«و ما اَصابَكم مِن مُصيبَة فَبِما كَسبتْ اَيديكُم و يَعفُوا عن كثير» (۴۱۲) 
«و هر گرفتارى كه به شما رسد به خاطر اعمالى است كه انجام داده‏ايد و بسيارى را نيز عفو مى‏كند.»
جالب اينكه حضرت على عليه السلام به نقل از رسول خداصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد:
«خير آية فى كتاب الله هذه الاية»
«بهترين آيه خدا در قرآن همين آيه است.»
سپس فرمود:
«يا على! ما من خدش عود و لانكبة قدم الا بذنب» (۴۱۳) 
«اى على! هر خراشى كه از چوبى به انسان مى‏رسد و هر لغزش قدمى بر اثر گناهى است كه از او سرزده است.»
كيفرهاى اُخروى گناه
«و مَن جاءَ بِالسَّيّئة فَكُبّت وُجوههُم فى النّارِ هَل تُجزَون الاّ ما كُنتُم تَعمَلون» (۴۱۴) 
«آنانكه اعمال بدى انجام دهند، به رو در آتش افكنده مى‏شوند، آيا جزايى جز آنچه عمل مى‏كرديد خواهيد داشت.»
«و مَن يَعصِ اللّه و رَسُوله فَاِنّ لَه نار جَهنّم خالِدينَ فِيها اَبداً» (۴۱۵) 
«و هر كس نافرنانى خدا و رسولش كند، آتش دوزخ از آن او است، جاودانه در آن مى‏مانند.»
«يَودُّ الُمجرم لو يَفتَدى من عَذابِ يومئِذ بِبَنيه و صاحِبَته و اَخيه و فَصيلَتِه الَّتى تؤْويه و مَن فى الاَرضِ جَميعاً ثُمّ يُنجيه كلاّ انّها لَظّى‏ نَزّاعَة لِلشَّوى» (۴۱۶) 
«گنهكار دوست مى‏دارد كه فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا كند و (نيز) همسر 
و برادرش را و قبيله‏اش را كه هميشه از او حمايت مى‏كردند و تمام مردم روى زمين را تا مايه‏ى نجاتش شود. اما هرگز چنين نيست، شعله‏هاى سوزان آتش است كه دست و پا و پوست سر را مى‏كند و مى‏برد.»
«تَلفَحُ وُجوهَهم النّار و هم فيها كالِحُون» (۴۱۷) 
«شعله‏هاى سوزان آتش همچون شمشير به صورت آنها نواخته مى‏شود و آنها در دوزخ چهره‏اى درهم كشيده دارند.»
احباط و پوچ شدن اعمال نيك
يكى از پى‏آمدهاى گناه اين است كه موجب پوچى و بى‏خاصيت شدن كارهاى نيك مى‏شود، يعنى گنهكار اگر كار خيرى انجام دهد، بى‏نتيجه و بى‏پاداش مى‏گردد.
در قرآن ۱۶ بار سخن از «حبط عمل» به ميان آمده است كه از مجموع آنها چنين نتيجه مى‏گيريم گناهان بزرگى همچون: كفر، شرك، تكذيب آيات الهى و انكار معاد، ارتداد، مخالفت با پيامبران موجب حبط است.
در دنيا نيز اگر كسى سنگى را از وسط جاده‏اى كنار ببرد تا رهگذرى از آن، آسيب نبيند، اين كار او را نيك مى‏شمرند، ولى اگر همين شخص در چند قدمى آن سنگ، جاده‏اى را خراب كرده و مانع عبور و مرور شود، در اين صورت – ارتكاب گناه بزرگ و خراب كردن جاده – انجام 
كار نيك – سنگ برداشتن از جاده – را خنثى مى‏نمايد.
بنابراين گناهان بزرگ موجب بى‏اثر شدن اعمال نيك و پوچ شدن آنها مى‏شوند، چنانكه تكبر و سركشى ابليس از فرمان خدا در مورد سجده كردن آدم موجب پوچى شش هزار سال عبادت او گرديد. (۴۱۸) 
روى اين اساس بايد توجه داشت كه آدم گنهكار نمى‏تواند به كارهاى نيكش دل ببندد زيرا چه بسا گناهان او ثواب كارهاى نيك او را از بين ببرند.
آثار گناه در روح و روان
تكرار گناه و مداومت آن موجب تيرگى و واژگونى قلب و مسخ انسان از حالت انسانيت به حالت درنده‏خويى و حيوان صفتى مى‏گردد، و نيز باعث گناهان بزرگتر مى‏شود.
به عنوان مثال: گنهكارى كه براى اولين بار لب به شراب مى‏زند، چون مسلمان است، آشاميدن چند قطره از شراب براى او بسيار سخت است، ولى بار دوم كمى آسان مى‏شود و وقتى زياد تكرار شد، آشاميدن چند ليوان از آن براى او از آب خوردن آسانتر مى‏گردد.
آرى! تداوم گناه حتى گناهان بزرگ را براى انسان آسان مى‏گرداند.
در قرآن آيات متعددى در اين رابطه وجود دارد، از جمله:
«ثمَّ كانَ عاقِبةُ الَّذينَ اَساؤا السُوأى‏ اَنْ كَذَّبوا بِآياتِ اللّه و كانوا بها 
يَستَهزِءُون» (۴۱۹) 
«سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به سخريه گرفتند.»
در تاريخ بسيار ديده شده كه افرادى بر اثر تداوم گناه و طغيان كارشان به كفر و انكار حق و به مسخره گرفتن آن رسيده است، اين‏ها از آثار شوم گناه است كه دامنگير گنهكار مى‏گردد، چنانكه مداومت بر كارهاى نيك و عبادات، موجب صفاى دل و نورانيت بيشتر روح و جان مى‏شود. در اين باره به روايات زير توجه كنيد:
امام صادق عليه السلام فرمودند، پدرم مى‏فرمود:
«ما من شى‏ء اَفسَد لِلقَلب من خَطيئَةٍ اِنّ القَلب لَيُواقِع الخَطيئَةَ فما تَزالُ به حتّى تَغلبَ عليه فَيصيرُ اَعلاهُ اَسفَله» (۴۲۰) 
«چيزى بيشتر از گناه، قلب را فاسد نمى‏كند، قلب گناه مى‏كند و بر آن اصرار مى‏ورزد و در نتيجه سرنگون و وارونه مى‏گردد. و موعظه در آن اثر نمى‏نمايد.»
امام كاظم عليه السلام مى‏فرمايد:
«اذا اَذنَب الرّجُل خَرجَ فى قَلبه نُكتَةٌ سَوداء فاِن تابَ اِنمَحتْ و ان زاد زادتْ حتّى تَغلِب على قَلبه فَلا يُفلِح بَعدها ابداً» (۴۲۱) 
«وقتى كه انسان گناه مى‏كند، در قلب او نقطه‏ى سياهى پديد مى‏آيد، اگر توبه كرد، آن 
نقطه پاك مى‏شود و اگر بر گناه خود افزود آن نقطه گسترده مى‏گردد به طورى كه همه قلب او را فرامى‏گيرد و بعد از آن هرگز رستگار نمى‏شود.»
به طور كلى هرگونه نكبت و بلا، خواه روحى و خواه جسمى از گناه سرچشمه مى‏گيرد كه امام باقر عليه السلام فرمود:
«و ما مِن نِكبَةٍ تُصيبُ العَبد الاّ بِذَنب» (۴۲۲) 
«هيچ نكبتى به بنده نرسد مگر به خاطر گناه.»
آثار گوناگون گناه
با بررسى روايات بدست مى‏آيد كه گناهان مختلف، داراى آثار گوناگون است، كه ما در اينجا به ذكر چند اثر شوم گناه مى‏پردازيم:
۱- قساوت قلب
اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود:
«ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِكَثرة الذّنوب» (۴۲۳) 
«اشك چشم‏ها نخشكد مگر به خاطر قساوت و سختى دل‏ها و دل‏ها سخت نشود مگر بخاطر گناهان بسيار.»
۲- سلب نعمت
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: پدرم همواره مى‏فرمود:
«اِنّ اللّه قَضى‏ قَضاء حَتماً الاّ يُنعِمُ على العبد بِنِعمةٍ فَيَسلُبها ايّاه حتّى يُحدِث العبد ذَنباً يَستَحقّ بذلك النّقمة» (۴۲۴) 
«خداوند حكم قطعى فرموده كه نعمتى را كه به بنده‏اش داده، از او نگيرد، مگر زمانى كه بنده گناهى انجام دهد كه بخاطر آن سزاوار كيفر گردد.»
۳- عدم استجابت دعا
امام باقر عليه السلام فرمودند:
«همانا بنده از خدا حاجتى مى‏خواهد، اقتضا دارد كه زود يا دير برآورده شود، سپس آن بنده گناهى انجام مى‏دهد خداوند به فرشته مى‏فرمايد: حاجت او را روا مكن و او را محروم ساز زيرا در معرض خشم من درآمد و سزاوار محروميت شد.» (۴۲۵) 
۴- الحاد و انكار
رسول اكرم صلى الله عليه وآله در ضمن گفتارى فرمودند:
«فاِنّ المَعاصى تَستَولى الضَّلال على صاحِبها حتّى تُوقِعُه رَدّ ولايَة وصىِّ رسول اللّه و دفع نبوة نبى اللّه و لا تزال بذلك حتّى توقعه فى ردّ توحيد اللّه و الالحاد فى دين اللّه» (۴۲۶) 
«همانا گناهان گمراهى را بر گنهكار مسلط مى‏نمايد تا آنجا كه او را به رد ولايت و امامت وصى رسول خدا و انكار نبوت پيامبر و به همين منوال انكار يكتايى خدا و الحاد و كفر در دين خدا، آلوده مى‏گرداند.»
  • بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه‌ صنعت‌ خودروسازي‌ در تمامي‌ كشورهاي‌ صنعتي‌ پيشرفته‌ از جمله‌ صنايع‌ اساسي‌ ومهم‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌ ۱۰ درصد از ارزش‌ افزوده‌ صنعتي‌ و همچنين‌ ۱۰ درصد اشتغال‌صنعتي‌ كشورهايي‌ مانند ژاپن‌ و آمريكا از قبل‌ اين‌ صنعت‌ ايجاد مي‌گردد.
با توجه‌ به‌ اهميت‌ اين‌ صنعت‌ و وجود عوامل‌ عديده‌ رشد و پويايي‌ صنعت‌ خودروسازي‌ همچون‌تقاضاي‌ كافي‌ در مقياس‌ اقتصادي‌، صنايع‌ جانبي‌ و حامي‌، تكنولوژي‌ مرتبط‌ و… در ايران‌ اميدمي‌رود با همت‌ و تلاش‌ دست‌اندكاران‌ و پشتيباني‌ مسؤولان‌ محترم‌ نظام‌ مقدس‌ جمهوري‌اسلامي‌ ايران‌، صنعت‌ خودروسازي‌ در روند رشد شتابان‌ خود علاوه‌ بر پاسخگويي‌ مناسب‌ به‌تقاضاي‌ بازار داخلي‌ و بازارهاي‌ خارجي‌ به‌ خصوص‌ جماهير تازه‌ استقلال‌ يافته‌ آسياي‌ ميانه‌ وحوزه‌ خليج‌ فارس‌ به‌ صنعتي‌ شدن‌ و ورود فعالانه‌ كشور به‌ بازارهاي‌ جهاني‌ كمك‌ موثر نمايد وبا صدور قطعات‌ و محصولات‌ صنعتي‌ مي‌توانيم‌ كشور را از وابستگي‌ با ارز نفت‌ كه‌ دايم‌ درنوسان‌ است‌، نجات‌ دهيم‌.
شركت‌ سايپا يكي‌ از اين‌ شركتها مي‌باشد كه‌ براي‌ بهبود جامعه‌ و مواردي‌ كه‌ در بالا ذكر شد درجامعه‌ تلاش‌ مي‌كند.
تاريخچه‌ سايپا:
بخش‌ اول‌: ورود خودرو به‌ ايران‌
كليات‌: با اختراع‌ موتورهاي‌ چهار زمانه‌ درون‌ سوز در نيمه‌ دوم‌ قرن‌ ۱۹ و تكميل‌ آن‌ متناسب‌ باپيشرفت‌هاي‌ دانش‌ بشري‌ و سرانجام‌ توليد انبوه‌ انواع‌ خودروها در اوايل‌ قرن‌ بيستم‌، موارداستفاده‌ اتومبيل‌ به‌ عنوان‌ وسيله‌اي‌ لوكس‌ و تجملي‌ جهت‌ گشت‌ و گذار آخر هفته‌ و نشان‌ دادن‌برتري‌ و منزلت‌ اجتماعي‌ مالك‌ آن‌ تغيير يافت‌ و به‌ صورت‌ وسيله‌اي‌ ضروري‌ براي‌ رتق‌ و فتق‌مشكلات‌ روزمره‌ زندگي‌ بخصوص‌ در شهرهاي‌ رو به‌ گسترش‌ درآمد و گسترش‌ زندگي‌شهرنشيني‌ نيز بر ضرورت‌ توليد بيشتر و متنوع‌تر انواع‌ خودرو تأثير نهاد.
در ايران‌ نيز متناسب‌ با افزايش‌ ارتباط‌ خارجي‌ و توسعه‌ زندگي‌ شهرنشيني‌، مورد استفاده‌اتومبيل‌ به‌ عنوان‌ يك‌ كالاي‌ لوكس‌ و سپس‌ با تأخير نسبتاً طولاني‌ به‌ عنوان‌ يك‌ كالاي‌ ضروري‌مشهود است‌. براساس‌ اطلاعات‌ موجود، مظفرالدين‌ شاه‌ اولين‌ پادشاهي‌ بود كه‌ اقدام‌ به‌ خريداتومبيل‌ كرد. او در نخستين‌ سفرش‌ به‌ فرنگ‌، دستور خريد اتومبيل‌ مورد علاقه‌اش‌ را صادرمي‌نمايد و سعدالدوله‌ وزير مختار ايران‌ در بلژيك‌ را مسؤول‌ اين‌ امر مي‌گرداند. به‌ هر حال‌اتومبيلي‌ با سليقه‌ شاه‌ ايران‌ خريداري‌ و به‌ همراه‌ راننده‌ بلژيكي‌ كه‌ به‌ همين‌ منظور استخدام‌ شده‌بود، از راه‌ دريا ارسال‌ مي‌گردد تا قبل‌ از مراجعت‌ شاه‌ به‌ پايتخت‌، او سوار بر اين‌ اتومبيل‌ واردتهران‌ شود. هرچند كه‌ اين‌ اتومبيل‌ اولين‌ خودرو وارد شده‌ به‌ خاك‌ ايران‌ نبود اما تمايل‌ و رغبت‌شاه‌ به‌ اتومبيل‌، موجب‌ ترغيب‌ سايرين‌ به‌ خصوص‌ متمولان‌ و دربار ايران‌ به‌ خريد اتومبيل‌جهت‌ ابراز برتري‌ اجتماعي‌ گرديد. عدم‌ وجود راههاي‌ مناسب‌ براي‌ تردد خودروها در ايران‌ وحتي‌ در تهران‌، قيمت‌ نسبتاً بالاي‌ اتومبيل‌ و آشفتگي‌هاي‌ مالي‌ و اقتصادي‌ ايران‌ آن‌ روز، از جمله‌موانع‌ عمده‌ ورود خودرو به‌ ميزان‌ زياد در عهد قاجاريه‌ بود. واردات‌ خودرو به‌ ايران‌ پس‌ از سال‌۱۳۰۰ با توجه‌ به‌ افزايش‌ ارتباط‌ بين‌المللي‌ و بهبود راههاي‌ مواصلاتي‌ تا حدودي‌ رشد يافت‌ امارشد بيشتر روند واردات‌ خودرو مربوط‌ به‌ ساليان‌ پس‌ از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ بود، به‌ طوري‌ كه‌براساس‌ آمار و ارقام‌ موجود واردات‌ خودرو به‌ ايران‌ طي‌ سال‌ ۱۳۳۴ بالغ‌ بر ده‌ هزار دستگاه‌خودرو با ارزش‌ دو ميليارد و دويست‌ و پنج‌ ميليون‌ ريال‌ بوده‌ است‌.
توليد اتومبيل‌ به‌ صورت‌ مونتاژ
از سال‌ ۱۳۳۷ به‌ دنبال‌ افزايش‌ روز افزون‌ تقاضاي‌ خريد خودرو، انديشه‌ ساخت‌ اتومبيل‌ البته‌ به‌صورت‌ مونتاژ در كشور نضج‌ گرفت‌، اما اقدامات‌ عملي‌ در اين‌ زمينه‌ با صدور تصويب‌نامه‌اي‌در سال‌ ۱۳۴۲ از سوي‌ وزارت‌ اقتصاد در خصوص‌ چگونگي‌ شرايط‌ صدور پروانه‌ ساخت‌خودرو صورت‌ پذيرفت‌. پس‌ از صدور تصويب‌نامه‌ مزبور افرادي‌ با مشاركت‌ برخي‌ ازشركت‌هاي‌ خودروساز خارجي‌ تقاضاي‌ صدور پروانه‌ تأسيس‌ شركت‌ سهامي‌ توليد خودرو. رانمودند. از تقاضاي‌ پذيرفته‌ شده‌ در آن‌ زمان‌ مي‌توان‌ به‌ صدور پروانه‌ تأسيس‌ براي‌ شركت‌هاي‌ايران‌ ناسيونال‌ (ايران‌ خودروي‌ فعلي‌) شركت‌ سهامي‌ ايران‌ توليد اتومبيل‌هاي‌ سيتروئن‌(سايپاي‌ فعلي‌) و جنرال‌ موتورز ايران‌ (پارس‌ خودرو فعلي‌) اشاره‌ نمود.
تأسيس‌ شركت‌ سهامي‌ ايران‌
توليد اتومبيل‌هاي‌ ستروئن‌
شركت‌ سهامي‌ ايراني‌ توليد اتومبيل‌هاي‌ سيتروئن‌ در سال‌ ۱۳۴۴ در زميني‌ با مساحت‌ ۲۴۰ هزارمتر مربع‌ و زيربناي‌ ۲۰ هزار متر با سرمايه‌ اوليه‌ ۱۶۰ ميليون‌ ريال‌ تأسيس‌ گرديد. اين‌ شركت‌ درتاريخ‌ ۱۵ اسفندماه‌ ۱۳۴۵ تحت‌ شماره‌ ۱۳۳۱ در اداره‌ ثبت‌ شركت‌ها و مالكيت‌ صنعتي‌ تهران‌ ثبت‌و در اواخر ۱۳۴۷ با شماره‌ پروانه‌ ۳۲۱۰۹ با مشاركت‌ شركت‌ ستروئن‌ فرانسوي‌ به‌ مرحله‌ بهره‌برداري‌ رسيد.
به‌ موجب‌ پروانه‌ تأسيس‌ صادره‌ از سوي‌ وزارت‌ اقتصاد در سال‌ ۱۳۴۴ با تأسيس‌ كارخانه‌ساخت‌ و بهره‌ برداري‌ اتومبيل‌ سواري‌ بياباني‌ به‌ ظرفيت‌ ساليانه‌ چهار هزار و پانصد دستگاه‌ وپس‌ از اجراي‌ كامل‌ ضوابط‌ ساخت‌ توليد در حد نيازمندي‌هاي‌ بازار موافقت‌ گرديده‌ است‌.
همچنين‌ مبتني‌ بر اساسنامه‌ اوليه‌، شركت‌ داراي‌ تابعيت‌ ايراني‌ و با موضوع‌ توليد انواع‌اتومبيل‌هاي‌ سيترون‌ و لوازم‌ و قطعات‌ يدكي‌ آنها در ايران‌ طبق‌ اجازه‌ و امتيازي‌ كه‌ از طرف‌شركت‌ سهامي‌ آندره‌ سيتروئن‌ فرانسه‌ و شركت‌ واگذار شده‌ و فروش‌ مصنوعات‌ مزبور وهرگونه‌ اعمال‌ بازرگاني‌ و صنعتي‌ ديگر كه‌ به‌ نحوي‌ از انحاء به‌ طور مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ به‌موضوع‌ شركت‌ مربوط‌ و يا آن‌ را تسهيل‌ نمايد شروع‌ به‌ فعاليت‌ نمود.
به‌ هر حال‌ با صدور پروانه‌ تأسيس‌ و تعيين‌ اعضاي‌ هيئت‌ مديره‌ شركت‌ فعاليت‌ خود را در اواخرسال‌ ۱۳۴۵ به‌ صورت‌ رسمي‌ آغاز نمود. تهيه‌ زمين‌، احداث‌ نخستين‌ سالن‌ توليد (سالن‌ بدنه‌ ورنگ‌ فعلي‌)، تهيه‌ و تدارك‌ لوازم‌ مورد نياز و تقاضاي‌ ثبت‌ علامت‌  به‌ همراه‌ كلمه‌ SAIPAC(سيپاك‌) كه‌ مأخوذ از عبارت‌ فرانسوي‌ نام‌ شركت‌
Cociete Annonyme Inranienne De Production Automobile Citroen
بود و همچنين‌ تقاضاي‌ ثبت‌ كلمه‌ ژيان‌ براي‌ انواع‌ اتومبيل‌هاي‌ توليدي‌ (هرچند كه‌ بعدها كلمه‌ژيان‌ به‌ يك‌ نوع‌ از محصولات‌ شركت‌ اطلاِ گرديد.) و… از جمله‌ اقداماتي‌ بود كه‌ تا سال‌ ۱۳۴۷يعني‌ زمان‌ بهره‌ برداري‌ از شركت‌ صورت‌ گرفت‌. اولين‌ توليدات‌ شركت‌ كه‌ با روشي‌ كاملاًدستي‌ و بدون‌ به‌ كارگيري‌ تجهيزات‌ مدرن‌ در نيمه‌ دوم‌ سال‌ ۱۳۴۷ توليد و روانه‌ بازار گرديد،شامل‌ اتومبيل‌ وانت‌ ژيان‌ با نام‌ اختصاصي‌ «آكا» و خودرو سواري‌ ژيان‌ با نام‌ اختصاصي‌«ژيان‌» بود. توليد آكا تنها تا سال‌ ۱۳۵۰ ادامه‌ داشت‌ و به‌ طور مجموع‌ ۱۰۳۵ دستگاه‌ آكا در طول‌سه‌ سال‌ توليد و روانه‌ بازار شد. اما توليد ژيان‌ ساليان‌ متمادي‌ ادامه‌ داشت‌ و هر ساله‌ با افزايش‌توليد مواجه‌ شد، به‌ خصوص‌ از سال‌ ۱۳۵۳ با توجه‌ به‌ نصب‌ و راه‌ اندازي‌ ابزارهاي‌ بادي‌ و سايرلوازم‌ و امكانات‌ مورد نياز توليد اين‌ خودرو سير صعودي‌ يافت‌ و در طول‌ ۱۳ سال‌ توليد اين‌خودرو يعني‌ تا سال‌ ۱۳۵۹ تعداد ۹۹۱۲۹ هزار دستگاه‌ ژيان‌ توليد گرديد.
اتومبيل‌ مهاري‌، خودروي‌ ديگري‌ بود كه‌ توليد آن‌ از سال‌ ۱۳۵۰ در شركت‌ سهامي‌ ايران‌ توليداتومبيل‌هاي‌ سيتروئن‌ آغاز و در طي‌ هشت‌ سال‌ توليد (تا پايان‌ سال‌ ۱۳۵۷) مجموعاً ۱۰۵۸۴دستگاه‌ مهاري‌ توليد و روانه‌ بازار گشت‌. از ديگر توليدات‌ اين‌ شركت‌ مي‌توان‌ به‌ توليد انواع‌خودروي‌ پيكاب‌ در چهار مدل‌ معمولي‌، مسقف‌، دولوكس‌ و كار اشاره‌ نمود. توليد خودروي‌بسيار سبك‌ با جنس‌ بدنه‌ فايبرگلاس‌، محصول‌ ديگري‌ بود كه‌ تنها طي‌ دو سال‌ ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳توليد آن‌ در شركت‌ ادامه‌ داشت‌ كه‌ امروزه‌ مي‌توان‌ برخي‌ از انواع‌ نخستين‌ توليدات‌ شركت‌ سايپارا در سطح‌ شهر ملاحظه‌ نمود.
تغيير نام‌ شركت‌
در مورخ‌ ۳۰/۲/۵۴ عنوان‌ شركت‌ با حذف‌ كلمه‌ سيتروئن‌ از انتهاي‌ عبارت‌ فرانسوي‌ آن‌ به‌«شركت‌ سهامي‌ ايراني‌ توليد اتومبيل‌» تغيير يافت‌ و نام‌ سايپا SAIPA از جمع‌ حروف‌ اول‌ عبارت‌فرانسوي‌ عنوان‌ شركت‌ اخذ گرديد.
Cociete Annonyme Inranienne De Production Automobile

توليد رنو ۵
با توجه‌ به‌ لزوم‌ جايگزيني‌ خودروي‌ مناسب‌تر به‌ جاي‌ ژيان‌ كه‌ از تكنولوژي‌ به‌روزتري‌برخوردار باشد مسؤولين‌ وقت‌ شركت‌ اقدام‌ به‌ انعقاد قراردادي‌ با شركت‌ رنو به‌ منظور توليداين‌ خودرو در ايران‌ گرفتند. لذا يكي‌ از محصولات‌ عمده‌ توليد شده‌ در اين‌ شركت‌ خودرو «رنو۵»بود كه‌ توليد ۳ در آن‌ از سال‌ ۱۳۵۵ در شركت‌ سايپا آغاز گرديد و سپس‌ مدل‌ ۵ درب‌ آن‌ تا سال‌۱۳۷۲ ادامه‌ داشت‌. در اين‌ سال‌ با جايگزيني‌ اتومبيل‌ كلاس‌ كوچك‌ «پرايد»، عملا توليد رنو درشركت‌ سايپا متوقف‌ گرديد و خط‌ توليد اين‌ خودرو به‌ شركت‌ پارس‌ خودرو (يكي‌ از اعضاي‌گروه‌ خودروسازي‌ سايپا) منتقل‌ گشت‌.
توليد انواع‌ پرايد
از سال‌ ۱۳۷۱ با توجه‌ به‌ بررسي‌هاي‌ انجام‌ شده‌ و گزارش‌هاي‌ تكميلي‌ كه‌ حاوي‌ توجيه‌ فني‌ واقتصادي‌ لازم‌ بود جايگزيني‌ خودرويي‌ برتر با تكنولوژي‌ روز و قيمت‌ مناسب‌ احساس‌ گرديد.لذا توليد «پرايد» با نام‌هاي‌ ايراني‌ نسيم‌ و صبا در دو مدل‌ ۵ و ۴ از سال‌ ۱۳۷۲ پس‌ از انعقادقراردادي‌ با رشكت‌ كياموتور كره‌ آغاز گرديد. نكته‌ حايز اهميت‌ در توليد «پرايد» روند رو به‌رشد ساخت‌ داخلي‌ قطعات‌ اين‌ خودرو مي‌باشد. در حالي‌ كه‌ در بدو توليد اين‌ محصول‌ در ايران‌اكثر قطعات‌ آن‌ از خارج‌ وارد مي‌شود، امروزه‌ با تلاش‌ مستمر متخصصين‌ داخلي‌ شاهد ساخت‌بيش‌ از ۸۵% كل‌ قطعات‌ اين‌ خودرو در ايران‌ هستيم‌. همچنين‌ با تغييرات‌ به‌ عمل‌ آمده‌ بر روي‌شكل‌ ظاهري‌ اين‌ محصول‌ توسط‌ مركز تحقيقات‌ و نوآوري‌ خودرو شركت‌ سايپا مدل‌هاي‌جديدي‌ از پرايد طراحي‌ گرديد كه‌ در اين‌ ميان‌ مي‌توان‌ به‌ مدل‌ پرايد استيشن‌ با نام‌ اختصاصي‌«نسيم‌ سفري‌» از سال‌ ۱۳۷۷ به‌ بازار عرضه‌ گرديده‌ است‌. و مدل‌هاي‌ ديگر چون‌ «پرايد ليفت‌بك‌»، «پرايد فيس‌ ليفت‌» اشاره‌ نمود.
توليد انواع‌ نيسان‌
از سال‌ ۱۳۶۲، وانت‌ نيسان‌ جونيور نيز با حجم‌ موتور ۲۰۰۰ سي‌سي‌ جزو توليدات‌ شركت‌ سايپاقرار گرفت‌ و از سال‌ ۱۳۶۴ امتياز ساخت‌ اين‌ وانت‌ از شركت‌ زامياد خريداري‌ و توليد اين‌ خودرودر انحصار شركت‌ سايپا واقع‌ شد. در سال‌ ۱۳۶۹ به‌ منظور افزايش‌ قدرت‌ اين‌ اتومبيل‌، با استفاده‌از تكنولوژي‌ پيشرفته‌تر موتور جونيور با حجم‌ ۲۴۰۰ سي‌سي‌ جايگزين‌ موتور قبلي‌ گشت‌.طراحي‌، ساخت‌ و عرضه‌ وانت‌ نيسان‌ دو كابين‌ از سال‌ ۱۳۷۱ و اعمال‌ تغييراتي‌ در اطاِ بار اين‌اين‌ خودرو به‌ منظور افزايش‌ كيفيت‌ آن‌ در سال‌ ۱۳۷۳ از فعاليتهاي‌ ديگر شركت‌ سايپا بود وسرانجام‌ در اواخر ۱۳۷۶ با توجه‌ به‌ خريد ۵۱% از كل‌ سهام‌ شركت‌ زامياد توسط‌ شركت‌ سايپا والحاِ اين‌ شركت‌ به‌ گروه‌ خودروسازي‌ سايپا، خط‌ توليد اين‌ محصول‌ مجدداً به‌ شركت‌ زاميادمنتقل‌ گرديد.

توليد انواع‌ خودرو كلاس‌ متوسط‌
در سال‌ ۱۳۷۱ با نصب‌ تجهيزات‌ توليد خودروي‌ كلاس‌ متوسط‌ در سالن‌هاي‌ توليد، توليد خودرو«رنو ۲۱» با همكاري‌ شركت‌ رنو فرانسه‌ و با حجم‌ موتور ۱۷۲۱ آغاز گرديد اما هنوز دو سال‌ ازتوليد اين‌ خودرو نگذشته‌ نبود كه‌ طرف‌ فرانسوي‌ خواهان‌ افزايش‌ قيمت‌ محصول‌ از سوي‌مديران‌ شركت‌ عملاً قرارداد توليد رنو ۲۱ فسخ‌ اين‌ خودرو در ايران‌ خاتمه‌ يافت‌.
به‌ منظور انتخاب‌ و جايگزيني‌ خودرو سواري‌ كلاس‌ متوسط‌ ديگري‌ به‌ جاي‌ «رنو ۲۱» پس‌ ازبررسي‌  و پيگيري‌هاي‌ لازم‌ و مطالعات‌ فني‌ و اقتصادي‌، خودرو سواري‌ «زانتيا» از محصولات‌شركت‌ سيتروئن‌ بر مبنا و شرايط‌ قرارداد تراز ارزي‌ مطرح‌ و در بهمن‌ ماه‌ سال‌ ۱۳۷۸ قراردادي‌بين‌ شركت‌ سايپا و شركت‌ سيتروئن‌ فرانسه‌ منعقد گرديد كه‌ براساس‌ آن‌ در مرحله‌ نخست‌ وظرف‌ يك‌ سال‌ شركت‌ سيتروئن‌ ۱۳ هزار و ۵۰۰ دستگاه‌ خودروي‌ توليدي‌ سايپا را خريداري‌خواهد كرد. همچنين‌ شركت‌ سيتروئن‌ متعهد گرديده‌ است‌ كه‌ قالب‌ها و ابزار و تجهيزات‌ مربوط‌به‌ قطعات‌ بدنه‌ و وسايل‌ تزييني‌ خودرو را به‌ تدريج‌ به‌ سايپا منتقل‌ نمايد.
با انعقاد اين‌ قرارداد، شركت‌ سايپا به‌ عنوان‌ پايگاه‌ اصلي‌ صادرات‌ خودرو ستروئن‌ به‌كشورهاي‌ تازه‌ استقلال‌ يافته‌ و حوزه‌ خليج‌ فارس‌ عمل‌ خواهد كرد و مي‌تواند توليدات‌ خود رادر ساير كشورها همچون‌ كشورهاي‌ تركيه‌، روسيه‌ و اوكراين‌ نيز صادر كند.
لازم‌ به‌ ذكر است‌ عنوان‌ تراز ارزي‌ در قرارداد فوِ بدين‌ معناست‌ كه‌ طرف‌ فرانسوي‌ موافقت‌نموده‌ به‌ جاي‌ دريافت‌ ارز محصولات‌ توليدي‌ شركت‌ سايپا را دريافت‌ كند. به‌ عبارت‌ ديگرمجموع‌ خريد سايپا از طرف‌ فرانسوي‌ معادل‌ خريدي‌ است‌ كه‌ سيتروئن‌ از سايپا خواهد داشت‌.بديهي‌ است‌ انعقاد چنين‌ قراردادي‌ حاكي‌ از حركت‌ جدي‌ در عرصه‌ صنعت‌ خودروسازي‌ كشوراست‌ كه‌ با سرمايه‌گذاريهاي‌ عديده‌، به‌كارگيري‌ دانش‌ و فن‌آوريهاي‌ نوين‌، و… هر روز بالنده‌ترخواهد شد.
در سال‌ ۱۳۷۷ با توجه‌ به‌ سياست‌هاي‌ جديد سازمان‌ گسترش‌ و نوسازي‌ صنايع‌ ايراني‌ مبني‌ برتمركز بيشتر در فعاليت‌هاي‌ صنعت‌ خودروسازي‌ كشور، استفاده‌ بهينه‌ از امكانات‌ موجود درمجموعه‌ شركت‌هاي‌ تحت‌ پوشش‌ سازمان‌، ايجاد رقابت‌ و… وزارت‌ صنايع‌ زمينه‌هاي‌ ادغام‌مجموعه‌هاي‌ خودروسازي‌ را در قالب‌ دو گروه‌ بزرگ‌ خودروساز ايجاد و تحت‌ عناوين‌:
۱٫ گروه‌ خودروسازي‌ سايپا
۲٫ گروه‌ خودروسازي‌ ايران‌ خودرو
متمركز نمود. امروزه‌ گروه‌ بزرگ‌ خودروسازي‌ سايپا با بيش‌ از ۷۷ شركت‌ وابسته‌ و با دراختيار داشتن‌ سهم‌ عمده‌اي‌ از بازار داخلي‌ خودرو يكي‌ از قطب‌هاي‌ بزرگ‌ صنعت‌ خودروسازي‌ايران‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. به‌ طوري‌ كه‌ ۱۰۰ درصد سهام‌ شركت‌هاي‌ سايپا يدك‌، قالب‌هاي‌ بزرگ‌صنعتي‌ سايپا، آيتسكو، اس‌ سي‌ تي‌ (SCT)، سازه‌ گستر، مؤسسه‌ فرهنگي‌ ورزشي‌ سايپا، نمادسازه‌ خودرو، شيشه‌ ايمني‌، سايكو، سايپا پرس‌، رايان‌ سايپا، توليد رينگ‌ سايپا، مركز تحقيقات‌و نوآوري‌ خودرو سايپا، سايان‌ توسعه‌ سرمايه‌گذار، سايان‌ الكترونيك‌، خدمات‌ بيمه‌اي‌ رايان‌سايپا، سايان‌ اعتبار و شركت‌ مهندسي‌ و بازرگاني‌ تأمين‌ و جمع‌آوري‌ و بسته‌بندي‌ سايپا.همچنين‌ بيش‌ از ۵۰ درصد سهام‌ ۱۵ شركت‌ و سهام‌ ۴۲ شركت‌ را با كمتر از ۵۰ درصد به‌ خوداختصاص‌ داده‌ است‌.

استرتژي‌ و برنامه‌هاي‌ گروه‌ خودروسازي‌ سايپا
گروه‌ خودروسازي‌ سايپا به‌ منظور تبديل‌ شدن‌ به‌ يك‌ خودروساز بين‌المللي‌، با تشكيل‌ شوراي‌برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ در سال‌ ۱۳۷۶ و با عضويت‌ مديران‌ عامل‌ شركت‌هاي‌ عمده‌ تحت‌پوشش‌، مشاورين‌ مدير عامل‌، معاونين‌ شركت‌، و جمعي‌ از اقتصاددانان‌ با رياست‌ مديريت‌عامل‌ شركت‌ سايپا، برنامه‌ بلند مدتي‌ را در سه‌ مرحله‌ با فواصل‌ زماني‌ معين‌ به‌ جهت‌ انطباِ بابرنامه‌ريزي‌هاي‌ كلان‌ اقتصاد كشور به‌ ترتيب‌ ذيل‌:
۱) برنامه‌هاي‌ كوتاه‌ مدت‌ (از ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳):
شامل‌ برنامه‌هايي‌ كه‌ از قبل‌ به‌ مرحله‌ اجراء درآمده‌ و بايد براي‌ تثبيت‌ و نهادينه‌ كردن‌ آنها اقدام‌نمود.
۲) برنامه‌هاي‌ ميان‌ مدت‌ (از ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۰):
شامل‌ برنامه‌هايي‌ كه‌ مباني‌ و مقدمات‌ آن‌ وجود دارد و براي‌ اجراي‌ آن‌ بايد تلاش‌ بيشتر نمود.
۳) برنامه‌هاي‌ بلند مدت‌ (از سال‌ ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۰):
شامل‌ استراتژيهايي‌ كه‌ فعلاً در دسترس‌ نيستند و جهت‌ اجراي‌ آن‌ بايد مقدمات‌ و امكاناتي‌ رافراهم‌ نمود. كه‌ برخي‌ از محورهاي‌ اصلي‌ برنامه‌ به‌ شرح‌ ذيل‌ مي‌باشد:
۱) تبديل‌ شدن‌ به‌ خودروساز بين‌المللي‌ با تنوع‌ توليد انواع‌ خودرو
۲) بهبود كيفيت‌ خودروهاي‌ ساخته‌ شده‌ در حد استانداردهاي‌ جهاني‌ به‌ منظور حفاظت‌ از محيط‌زيست‌ و سلامت‌ و رفاه‌ بشري‌
۳) مشتري‌گرايي‌ و كسب‌ رضايت‌ مشتريان‌ از طريق‌ بهبود كيفي‌، افزايش‌ امكانات‌ خودروها،تنوع‌ محصولات‌ توليد شده‌ و گسترش‌ خدمات‌ بعد از فروش‌
۴) توسعه‌ صادرات‌ با توجه‌ به‌ ظرفيت‌هاي‌ موجود در بازارهاي‌ جمهوري‌هاي‌ تازه‌ استقلال‌ يافته‌آسياي‌ ميانه‌ و حوزه‌ خليج‌ فارس‌
۵) انعقاد قراردادهايي‌ مبتني‌ بر تراز ارزي‌ با خودروسازان‌ معتبر بين‌المللي‌ به‌ منظور راه‌يابي‌ درشبكه‌ بازارهاي‌ جهاني‌ خودرو
۶) كاهش‌ ارزبري‌ واحد محصول‌ با تأكيد بر توانايي‌ طراحي‌ و ساخت‌ كليه‌ قطعات‌ خودرو درداخل‌ كشور
۷) برنامه‌ريزي‌ براي‌ تأمين‌ و اعتلاي‌ سطح‌ توانايي‌هاي‌ نيروي‌ انساني‌ به‌ عنوان‌ اصلي‌ترين‌ عامل‌رشد و توسعه‌
۸) اصلاح‌ ساختار سازماني‌ گروه‌ و دست‌يابي‌ به‌ اصول‌ جديد مديريت‌
۹) متمركزسازي‌ و استفاده‌ از حداكثر ظرفيت‌هاي‌ موجود
۱۰) خصوصي‌سازي‌ گروه‌ سايپا
ناگفته‌ پيداست‌ كه‌ دست‌يابي‌ به‌ برنامه‌هاي‌ فوِ و ايجاد زمينه‌هاي‌ ورود فعالانه‌ به‌ عرصه‌ بازاررقابتي‌ خودرو در سطح‌ جهاني‌، نيازمند افزايش‌ ظرفيت‌ها و توانايي‌ها در كليه‌ موارد اعم‌ ازطراحي‌، قطعه‌سازي‌، پشتيباني‌ و

عتیقه زیرخاکی گنج