• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كاني كروميت تا پيش از سال ۱۷۶۶ به نام « سرب قرمز» شناخته مي‌شد. در سال ۱۷۶۱، johann Gottlob Lehmann دريافت که يک کاني قرمز نارنجي در کوههاي اورال وجود دارد که او آن را سرب قرمز سيبرين Siberian ناميد. 
در سال ۱۷۷۰، Peter Simon PallaS مکان مشابه Lehmann را ديد و يک کاني سرب قرمز رنگ را يافت که خواص خيلي مفيدي را مانند رنگ ها در نقاشي داشت. 
در سال ۱۷۹۷، Nicolas-Louis Vauquelin شيميدان فرانسوي براي اولين بار عنصر كرم (Cr) و نمونه هاي کانسنگ کروکوئيت را در يکي از معادن طلاي سيبري نخستين کاني کروم دار کشف شد و کروکوائيت با ترکيبPbCrO4 نامگذاري شد. او قادر بود که اکسيد کروم CrO3 را از اختلاط کروکوئيت با اسيد هيدروکلريک بدست آورد. 
براي اولين بار در سال ۱۹۱۳، فلز كروم در صنعت توليد فولاد ضد زنگ به كار برده شد، پس از آن اين عنصر در جامعه صنعتي موقعيت استراتژيك يافته و تقريباً در دهه، توليد سالانه كروميت دو برابر شده است، به طوري كه امروزه با ذخيره ۳۶۰۰ ميليون تن، در جهان ميزان توليد ساليانه آن به ۷/۱۳ ميليون تن در سال ۲۰۰۰ رسيده است. 
کلارک (G. L. Clark) و آللي (A. Ally) در سال ۱۹۳۲ نمونه هاي زيادي از کروميت هاي بوشولد، رودزيا، کوبا و يونان را بطريقه شيميايي تجزيه کرده اند. در اين نمونه ها مقدار Cr2O3 بين ۳۳ تا ۵۳ درصد متغير بوده است. اين دو نفر نشان داده اند که پارامتر شبکه کروميت با پائين آمدن مقدار درصد Al2O3 در ترکيب جسم از ۱۷۹/۸ آنگستروم تا ۲۸۵/۸ آنگستروم تغيير مي کند. 
هفتاد نمونه از کروميت هاي شمال و جنوب ايران نيز در سال ۱۳۴۱ مورد تجزيه شيميائي قرار گرفته است، مقدار Cr2O3 در اين نمونه ها بين ۴۸ درصد تا ۶۳ درصد متغير بوده است، ضمنا مقدار a (پارامتر شبکه اي) براي نمونه اي با ۱۲/۶۱ درصد Cr2O3 به مقياس ۲۸۲۷/۸ آنگستروم محاسبه شده است.
كانه كروم يعني كروميت به طوركلي در سنگ‌هاي اولترابازيك (هارزبورژيت، پريدوتيت، دونيت. گابرو، نوريت و پيروكسنيت ) با ويژگي‌هاي فوق الذكر متمركز مي‌شود و در واقع تركيب آن تابع سنگهاي اطراف آن ميباشد، هر چقدر مقدار اوليوين در سنگ بيشتر باشد، مقدار ۳O2Cr نيز در تركيب كروميت بيشتر خواهد بود به لحاظ ساخت، بخشي از كروميت به صورت اتومورف وقسمتي نيز به صورت گزنومورف مي‌باشد، قطر دانه‌هاي آن بين ۲/۰ تا ۱۰ ميليمتر (mm) است، اين بلورها اكثراً ريز و كوچكتر از ۲ ميليمتر (mm) هستند و غالباً در سنگ‌هاي حاوي پيروكسن يافت مي‌شوند، بلورهاي گزنومورف غالباً دانه بندي منظمي دارند. 
بافت اوليه كروميت به ساخت اوليه و منشاء آن بستگي دارد و به همين جهت هم كروميت با بافت‌هاي متنوعي مشخص مي‌گردد و بر اين اساس كرميت از لحاظ بافت به دو دسته كلي، بافت نامنظم (در آن دانه‌هاي كروميت بدون تبعيت از جهت خاص در داخل سنگهاي ميزبان قرار مي‌گيرد) و بافت منظم (دانه‌هاي كروميت تحت تأثير عواملي خاص در جهت مشخصي متمركز و به اشكال مختلف ديده مي‌شود) تقسيم مي‌شوند، كه در ادامه به مشخصات چند نمونه از بافت‌هاي كروميت خواهيم پرداخت. 
بافت نواري :
معرف نوعي بافت منظم است كه در آن لايه‌ها يا نوارهاي كروميت با بخش‌هاي سرپانتين و اليوين به طور متناوب قرار گرفته اند، در اين كانسنگ نسبت مقدار كروميت به سيليكات متغير است. 
بافت پوست پلنگي : 
اين بافت از تجمع دانه‌هاي كروميت تشكيل مي‌شود كه در آن بلورهاي زيادي از كروميت ديده مي‌شود، بخشي از اتومورف و قسمتي نيز گزنومورف است، تجمع دانه‌ها در بخشي از آن به شكل كروي و در قسمتي نيز بيضوي است. درشتي دانه‌ها بين ۳ تا ۳۰ ميليمتر (mm) متغير است. 
بافت كوكاد : 
اين بافت شامل يك هسته كروي كروميت است كه حول آنرا پوسته سرپانتيني فراگرفته و بعد از آن مجدداً حاشيه ديگري قرار گرفته كه داراي بلورهاي ريز زيادي از كروميت است. 
البته مي‌توان به بافت‌هاي ديگري از قبيل بافت افشان، توده اي و متراكم نيز اشاره نمود، به عنوان مثال در منطقه افيوليتي سبزوار، بافت كروميت‌ها بيشتر از نوع متراكم بوده، ولي در بعضي از رخنمون‌ها بافت پوست پلنگي نيز ديده مي‌شود كه در عمق اين بافت به بافت متراكم تغيير مي‌يابد، بافت پوست پلنگي و نواري بيشتر در توده‌هاي تيپ لايه اي اين منطقه و همچنين ساير مناطق از جمله فارياب و اسفندقه در جنوب ايران مشهود است. 
لازم به ذكر است گهگاهي اوقات دانه‌هاي كروميت تحت فشارهاي تكنونيكي خرد شده اند كه به اين فرم شكستگي‌ها در دانه‌هاي كروميت، شكستگي‌هاي كاتاكلاستيك گفته مي‌شود. 
كروم به صورت فرعي در كاني هايي مانند وزوويانيت، ديوپسيد، تورمالين، گرونا، ميكا و كلريت نيز وجود دارند، اما بايد توجه داشت كه كاني اصلي فلز كروم، كروميت است. 
•کروميت
کروميت تنها کاني کروم دار است و فرمول کروميت را بصورت FeO,Cr2O3 يا FeCr2O4 و يا فرمول ترکيبي(Mg,Fe2+)(Cr,Al,Fe3+)2O4 نشان داده اند. در برخي نمونه هاي کروميت نيز عناصر روي، نيکل، منگنز، تيتانيوم و واناديوم به مقدار کم تشخيص داده شده است. ميزان Cr2O3 در کروميت هاي تجاري بين ۲۵ تا ۶۵ درصد متغير مي باشد.
اين کاني به صورت نيمه شفاف تا کدر بوده و رنگ آن در نور انعکاسي سياه با جلاي نيمه فلزي و به صورت بلورهاي نيمه شکل دار و درهم مشاهده مي شود.
ترکيبات ساده تري از کروميت مشخص شده اند که عبارتست از:
فروکروميت FeCr2O4، پيکرو کروميت يا منيزيو کروميت MgCr2O4، اسپينل MgAl2O4، هرسينيت FeAl2O4، منيزيوفريت MgFe2O4 و مانيتيت FeFe2O4.
کروميت و تمام ترکيبات ساده فوق در سيستم کوبيک و رده هگزاکيز اکتاهدرال متبلورمي شود و از نظر ساختمان به گروه اسپينل تعلق دارند. 
کانسارهاي کروميت با وجود تنوع اشکال آن همواره در داخل سنگهاي آذرين قليايي تا بسيار قليايي تشکيل مي شود. سنگهاي آذرين مزبور فاقد کوارتز و فلدسپاتهاي آلکالن بوده، از نظر ترکيبات گوگردي نيز بسيار فقير است. مقدار سيليس اين سنگها از ۴۵ درصد کمتر است. ترکيب کاني شناسي آنها در درجه اول از اوليوين، ارتوپيروکسن ها و کلينوپيروکسن ها تشکيل يافته است. در بعضي از آنها آمفيبول و فلدسپاتهاي قليايي نيز وجود دارد.
کروميت اساساً در سنگهاي بسيار قليايي متمرکز مي شود و ترکيب آن تابع ترکيب سنگهاي اطراف خود مي باشد. هر قدر مقدار اوليوين در سنگ بيشتر باشد به همان اندازه مقدار Cr2O3 در ترکيب کروميت بالاتر است. 
قسمت اعظم تغييراتي که بنام سرپانتينيزاسيون معروف است ناشي از تأثير آبهاي ماگمايي است که بلافاصله بعد از تبلور موجب اين تغيير مي گردد. در برخي از سنگها (مانند فيليت ها و شيست هاي آلومين دار) بخشي از آب از خارج منشأ مي گيرد که در ماگماي سخت شده وارد مي شود. 
عوامل ديگري مانند شکستگي و گسل در سنگها موجب تشديد سرپانتينيزاسيون آنها مي گردد.
بر اساس نظر هيس لايتنر تغييرات سنگهاي اطراف کروميت همواره شديدتر از بخش هاي ديگري است که فاقد کروميت مي باشد، اين دانشمند معتقد است که پديده مزبور ناشي از آب ماگماتوژني است که از خود توده کروميت مجدداً خارج مي شود و به سنگهاي اطراف تأثير مي گذارد. 
اما پديده سرپانتينيزاسيون بطور نسبتاً بي قاعده انجام مي گيرد، اين تغيير در بخش کناري توده سنگ و اکثراً در امتداد شکستگي ها و گاهي نيز در داخل سنگ به اشکال نوار مانند و رشته اي ظاهر مي شود. 
ضمن سرپانتينيزاسيون سنگ ابتدا کاني اوليوين و بعد انواع پيروکسن و بالاخره آمفيبول ها متأثر مي شود و بدين جهت در يک توده آذرين قليايي سنگهاي دونيت شديدتر از پيروکسنيت ها سرپانتينيزه مي شوند. 
از نظر کاني شناسي هر دو نوع سرپانتين يعني کاني کريزوتيل (سرپانتين رشته اي) و آنتي گوريت (سرپانتين ورقه اي) تشکيل مي گردد. 
بنابرنظر آنگل (F. Angel) سرپانتينيزاسيون شامل دو شکل متمايز مي باشد که عبارتست از: 
۱-اتوسرپانتينيزاسيون که ضمن آن سرپانتين کريزوتيل تشکيل مي گردد.
۲-ديناموسرپانتينيزاسيون که در ضمن آن سرپانتين آنتي گوريت ايجاد مي شود. در منطقه بالکان نوع کريزوتيل در سنگهاي کروميت دار بيشتر است.
در توده هاي سنگهاي بسيار قليايي جنوب ايران (فارياب – آبدشت) هر دو نوع سرپانتين تشخيص داده مي شود. در ضمن سرپانتينيزاسيون کانيهاي مختلف ديگري نيز تشکيل مي گردد و از آن جمله سوزنهاي نازک مانيتيت که بطور ثانوي ايجاد مي شود. 
ساخت و بافت کروميت :
براي مشخص کردن ماده معدني کروميت در کانسارهاي آن سه نکته اساسي ساخت و بافت و شکل آن مورد توجه قرار مي گيرد. 
در منابع علمي آمريکا غالباً به جاي ساخت (Structure)، کلمه (Form) و به جاي بافت (Texture)، کلمه ساخت (Structure) بکار رفته است. غرض از ساخت در اين مبحث، حالت خاص دانه هاي کروميت از لحاظ شکل، درشتي و وضع آن نسبت به کاني هاي نجاور بخصوص سيليکاتهاست (ميکروسکپي) و اصطلاح بافت ناظر بر جايگزيني و پخش کروميت در حوزه کانسار است

عتیقه زیرخاکی گنج