• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

كاني كروميت تا پيش از سال ۱۷۶۶ به نام « سرب قرمز» شناخته مي‌شد. در سال ۱۷۶۱، johann Gottlob Lehmann دريافت که يک کاني قرمز نارنجي در کوههاي اورال وجود دارد که او آن را سرب قرمز سيبرين Siberian ناميد. 
در سال ۱۷۷۰، Peter Simon PallaS مکان مشابه Lehmann را ديد و يک کاني سرب قرمز رنگ را يافت که خواص خيلي مفيدي را مانند رنگ ها در نقاشي داشت. 
در سال ۱۷۹۷، Nicolas-Louis Vauquelin شيميدان فرانسوي براي اولين بار عنصر كرم (Cr) و نمونه هاي کانسنگ کروکوئيت را در يکي از معادن طلاي سيبري نخستين کاني کروم دار کشف شد و کروکوائيت با ترکيبPbCrO4 نامگذاري شد
بافت نواري :
معرف نوعي بافت منظم است كه در آن لايه‌ها يا نوارهاي كروميت با بخش‌هاي سرپانتين و اليوين به طور متناوب قرار گرفته اند، در اين كانسنگ نسبت مقدار كروميت به سيليكات متغير است. 
بافت پوست پلنگي : 
اين بافت از تجمع دانه‌هاي كروميت تشكيل مي‌شود كه در آن بلورهاي زيادي از كروميت ديده مي‌شود، بخشي از اتومورف و قسمتي نيز گزنومورف است، تجمع دانه‌ها در بخشي از آن به شكل كروي و در قسمتي نيز بيضوي است. درشتي دانه‌ها بين ۳ تا ۳۰ ميليمتر (mm) متغير است. 
بافت كوكاد : 
اين بافت شامل يك هسته كروي كروميت است كه حول آنرا پوسته سرپانتيني فراگرفته و بعد از آن مجدداً حاشيه ديگري قرار گرفته كه داراي بلورهاي ريز زيادي از كروميت است. 
البته مي‌توان به بافت‌هاي ديگري از قبيل بافت افشان، توده اي و متراكم نيز اشاره نمود، به عنوان مثال در منطقه افيوليتي سبزوار، بافت كروميت‌ها بيشتر از نوع متراكم بوده، ولي در بعضي از رخنمون‌ها بافت پوست پلنگي نيز ديده مي‌شود كه در عمق اين بافت به بافت متراكم تغيير مي‌يابد، بافت پوست پلنگي و نواري بيشتر در توده‌هاي تيپ لايه اي اين منطقه و همچنين ساير مناطق از جمله فارياب و اسفندقه در جنوب ايران مشهود است. 
لازم به ذكر است گهگاهي اوقات دانه‌هاي كروميت تحت فشارهاي تكنونيكي خرد شده اند كه به اين فرم شكستگي‌ها در دانه‌هاي كروميت، شكستگي‌هاي كاتاكلاستيك گفته مي‌شود. 
كروم به صورت فرعي در كاني هايي مانند وزوويانيت، ديوپسيد، تورمالين، گرونا، ميكا و كلريت نيز وجود دارند، اما بايد توجه داشت كه كاني اصلي فلز كروم، كروميت است. 
•کروميت
کروميت تنها کاني کروم دار است و فرمول کروميت را بصورت FeO,Cr2O3 يا FeCr2O4 و يا فرمول ترکيبي(Mg,Fe2+)(Cr,Al,Fe3+)2O4 نشان داده اند. در برخي نمونه هاي کروميت نيز عناصر روي، نيکل، منگنز، تيتانيوم و واناديوم به مقدار کم تشخيص داده شده است. ميزان Cr2O3 در کروميت هاي تجاري بين ۲۵ تا ۶۵ درصد متغير مي باشد.
اين کاني به صورت نيمه شفاف تا کدر بوده و رنگ آن در نور انعکاسي سياه با جلاي نيمه فلزي و به صورت بلورهاي نيمه شکل دار و درهم مشاهده مي شود.
ترکيبات ساده تري از کروميت مشخص شده اند که عبارتست از:
فروکروميت FeCr2O4، پيکرو کروميت يا منيزيو کروميت MgCr2O4، اسپينل MgAl2O4، هرسينيت FeAl2O4، منيزيوفريت MgFe2O4 و مانيتيت FeFe2O4.
کروميت و تمام ترکيبات ساده فوق در سيستم کوبيک و رده هگزاکيز اکتاهدرال متبلورمي شود و از نظر ساختمان به گروه اسپينل تعلق دارند. 
کانسارهاي کروميت با وجود تنوع اشکال آن همواره در داخل سنگهاي آذرين قليايي تا بسيار قليايي تشکيل مي شود. سنگهاي آذرين مزبور فاقد کوارتز و فلدسپاتهاي آلکالن بوده، از نظر ترکيبات گوگردي نيز بسيار فقير است. مقدار سيليس اين سنگها از ۴۵ درصد کمتر است. ترکيب کاني شناسي آنها در درجه اول از اوليوين، ارتوپيروکسن ها و کلينوپيروکسن ها تشکيل يافته است. در بعضي از آنها آمفيبول و فلدسپاتهاي قليايي نيز وجود دارد.
کروميت اساساً در سنگهاي بسيار قليايي متمرکز مي شود و ترکيب آن تابع ترکيب سنگهاي اطراف خود مي باشد. هر قدر مقدار اوليوين در سنگ بيشتر باشد به همان اندازه مقدار Cr2O3 در ترکيب کروميت بالاتر است. 
قسمت اعظم تغييراتي که بنام سرپانتينيزاسيون معروف است ناشي از تأثير آبهاي ماگمايي است که بلافاصله بعد از تبلور موجب اين تغيير مي گردد. در برخي از سنگها (مانند فيليت ها و شيست هاي آلومين دار) بخشي از آب از خارج منشأ مي گيرد که در ماگماي سخت شده وارد مي شود. 
عوامل ديگري مانند شکستگي و گسل در سنگها موجب تشديد سرپانتينيزاسيون آنها مي گردد.
بر اساس نظر هيس لايتنر تغييرات سنگهاي اطراف کروميت همواره شديدتر از بخش هاي ديگري است که فاقد کروميت مي باشد، اين دانشمند معتقد است که پديده مزبور ناشي از آب ماگماتوژني است که از خود توده کروميت مجدداً خارج مي شود و به سنگهاي اطراف تأثير مي گذارد. 
اما پديده سرپانتينيزاسيون بطور نسبتاً بي قاعده انجام مي گيرد، اين تغيير در بخش کناري توده سنگ و اکثراً در امتداد شکستگي ها و گاهي نيز در داخل سنگ به اشکال نوار مانند و رشته اي ظاهر مي شود. 
ضمن سرپانتينيزاسيون سنگ ابتدا کاني اوليوين و بعد انواع پيروکسن و بالاخره آمفيبول ها متأثر مي شود و بدين جهت در يک توده آذرين قليايي سنگهاي دونيت شديدتر از پيروکسنيت ها سرپانتينيزه مي شوند. 
از نظر کاني شناسي هر دو نوع سرپانتين يعني کاني کريزوتيل (سرپانتين رشته اي) و آنتي گوريت (سرپانتين ورقه اي) تشکيل مي گردد. 
بنابرنظر آنگل (F. Angel) سرپانتينيزاسيون شامل دو شکل متمايز مي باشد که عبارتست از: 
۱-اتوسرپانتينيزاسيون که ضمن آن سرپانتين کريزوتيل تشکيل مي گردد.
۲-ديناموسرپانتينيزاسيون که در ضمن آن سرپانتين آنتي گوريت ايجاد مي شود. در منطقه بالکان نوع کريزوتيل در سنگهاي کروميت دار بيشتر است.
در توده هاي سنگهاي بسيار قليايي جنوب ايران (فارياب – آبدشت) هر دو نوع سرپانتين تشخيص داده مي شود. در ضمن سرپانتينيزاسيون کانيهاي مختلف ديگري نيز تشکيل مي گردد و از آن جمله سوزنهاي نازک مانيتيت که بطور ثانوي ايجاد مي شود. 
ساخت و بافت کروميت :
براي مشخص کردن ماده معدني کروميت در کانسارهاي آن سه نکته اساسي ساخت و بافت و شکل آن مورد توجه قرار مي گيرد. 
در منابع علمي آمريکا غالباً به جاي ساخت (Structure)، کلمه (Form) و به جاي بافت (Texture)، کلمه ساخت (Structure) بکار رفته است. غرض از ساخت در اين مبحث، حالت خاص دانه هاي کروميت از لحاظ شکل، درشتي و وضع آن نسبت به کاني هاي نجاور بخصوص سيليکاتهاست (ميکروسکپي) و اصطلاح بافت ناظر بر جايگزيني و پخش کروميت در حوزه کانسار است (ماکروسکپي).
ساخت: 
کروميت بخشي بصورت اتومرف، قسمتي نيز گزنومرف ديده مي شود. قطر دانه هاي آن بين ۲/۰ ميلي متر متغير است. بلورهاي اتومرف آن کمتر از شکل گزنومرف است. اين بلورها اکثر ريز و کوچکتر از ۲ ميلي متر است و غالبا در سنگهاي واجد پيروکسن زياد ديده مي شود. 
بلورهاي گزنومرف غالباً دانه بندي منظم دارد. در سنگهاي آنورتوزيت بلورهاي کروميت داراي يال هاي محدب است که تحت تأثير خوردگي شيميايي قرار گرفته است. در اثر حرکاتي که توده کروميت بعد از سخت شدن ممکن است تحمل کرده باشد ساخت ديگري نيز بصورت برش مانند در آن ظاهر مي شود. 
اگر دانه هاي کروميت در اثر محلولهاي گرمابي و پنوماتوليتي، خوردگي شيميايي پيدا کرده باشد يالها و حواشي آنها بصورت نامنظم و دندانه دار در مي آيد و اين حواشي با خطوط تيره رنگي از مواد آهن دار مشخص مي گردد.
بافت: 
بافت اوليه کروميت که در کانسارهاي مختلف آن ديده مي شود با ساخت اوليه و منشأ آن بستگي دارد، به اين جهت هم کروميت با بافت هاي متنوعي مشخص مي گردد. 
بافت هاي کروميت که انواع آن باز بوسيله حالات حد واسطي بهم نزديک مي شود به صورت ذيل است: 
● بافت نامنظم:
بافتي که در آن دانه هاي کروميت بدون نظم و يا بدون تبعيت از جهت خاصي در داخل سنگ هاي ميزبان قرار مي گيرد.
● بافت منظم:
بافتي که در آن دانه هاي کروميت تحت تأثير عواملي در جهت خاصي متمرکز و به اشکال مختلف ديده مي شود. در زير چند نمونه از بافت کروميت را معرفي مي کنيم: 
•کروميت لک دار: 
معرف نوعي بافت نامنظم است که لکه هاي آن از پريدوتيت يا سرپانتين تشکيل شده است و دانه هاي کروميت بقطر متوسط ۲/۰ تا ۳ ميلي متر بدون نظم در آن پراکنده است، دانه هاي ريز ماده معدني غالباً اتومورف وليکن دانه هاي درشت تر واجد يالها و حواشي محدب مي باشد. در اين کانسنگ نسبت مقدار کروميت به سيليکات بسيار متغير است. 
•کروميت پوست پلنگي:
اين بافت از تجمع دانه هاي کروميت تشکيل مي شود که در آن بلورهاي زيادي از کروميت ديده مي شود. بخشي از آنها اتومرف و قسمتي نيز گزنومرف است و بندرت تک بلورهاي کروميت نيز در آن به چشم مي خورد.
تجمع دانه ها در بخشي از آن به شکل کروي و در قسمتي نيز بيضوي است. درشتي دانه ها بين ۳ تا ۳۰ ميلي متر تغيير مي کند. در نمونه هايي که بافت شکل بيضوي دارد حالات حد واسط بين بافت نامنظم تا بافت منظم جهت يافته مشاهده مي شود. هر يک از اشکال کروي يا بيضوي از يک بخش مرکزي کروميت تشکيل مي شود و دور آن بوسيله يک منطقه کروميتي و اوليوين احاطه شده است. 
حالت ديگري از اين شکل بنام بافت کوکاد ناميده مي شود که در آن در حول هسته کروي کروميت يک پوسته سرپانتيني قرار دارد و بعد از آن مجدداً حاشيه ديگري قرار گرفته است که داراي بلورهاي ريز زيادي از کروميت مي باشد. 
حالت ديگري نيز ديده شده است که در آن هسته کروي کروميت وجود ندارد و يا فقط آثاري از آن ديده مي شود و پوسته هاي داراي دانه هاي کروميت فقط در حول بخش مرکزي متشکل از سرپانتين يا دونيت قرار گرفته است. 
در بافت منظم يک نوع جهت يافتگي از نظر قرار گرفتن دانه هاي کروميت در کانسنگ آن ديده مي شود. حالات لايه اي، ورقه اي، نواري از اشکال بافت منظم کروميت است. در اين کانسنگ، لايه ها يا نوارهاي کروميت با بخش هاي سرپانتين بطور متناوب قرار گرفته است. 
بطور کلي کروميت در مرحله آغازي تبلور بصورت بلورهاي ريز اتومرف تشکيل کانسارهاي نوع بوشولد صفحه اي شکل مي باشند و همراه با سنگهاي لايه اي شکل مافيک و اولترامافيک يافت مي شوند. کانسارهاي اخير مربوط به پرکامبرين مي باشند و در درون نواحي کراتوني قرار دارند. کانسارهاي نيامي کروميت داراي شکل نامنظم تا عدسي شکل مي باشند و در درون پريدوتيت هاي آلپي و يا مجموعه هاي افيوليتي يافت مي شوند. 
همراه با کانسارهاي کروميت نوعي دگرساني بنام سرپانتيني شدن مشاهده مي شود. اين دگرساني توسط آبهاي حاصل از ماگما که ضمن تبلور از آن جدا مي شوند، ايجاد مي شود. اين دگرساني در محل هايي که تعداد شکستگيها و گسلها زياد است گسترش بيشتري دارند. 
سرپانتيني شدن، ابتدا اليوين، بعد پيروکسن و بالاخره آمفيبول را تحت تأثير قرار مي دهد. اين دگرساني در کانسارهاي لايه اي شکل ضعيف، اما در کانسارهاي نيامي گسترش زيادي دارد. ضمن سرپانتيني شدن، هم کريزوتيل و هم آنتي گوريت ايجاد مي شود. کريزوتيل نتيجه اتوسرپانتينيزاسيون و آنتي گوريت نتيجه ديناموسرپانتينيزاسيون است. در منطقه بالکان نوع کريزوتيل در سنگهاي کروميت دار بيشتر است. در سنگهاي بسيار قليائي جنوب ايران (فارياب و آبدشت)، هر دو نوع سرپانتين تشخيص داده مي شود.
نام کروميوم Chromium از واژه يوناني Chroma به معني رنگ گرفته شده است. کروميوم شانزدهمين عنصر فراوان در پوسته زمين است که در حدود ۰۳۷/۰% پوسته زمين را مي سازد.
کروميوم فلزي است نسبتاً سخت به رنگ سياه خاکستري – فولادي با نماد Cr، عدد اتمي۲۴، وزن اتمي ۹۹۶۱/۵۱، وزن مخصوص ۱۹/۷ گرم بر سانتي متر مکعب، سختي ۵/۸ در مقياس موس، داراي جلا و صيقل بالا، گدازپذيري متفاوت، مقاوم در برابر خوردگي، نقطه جوش ۲۶۷۲ درجه سانتي گراد و نقطه ذوب ۱۸۵۷ درجه سانتي گراد. کروميوم در گروه ۶(VI) جدول تناوبي به عنوان Transition Metals بوده و در دوره ۴ قرار دارد. 
در طبيعت بيش از ۲۵ كاني حاوي كروم شناسايي شده است. اما تنها و مهمترين كاني اقتصادي آن كروميت مي‌باشد. رنگ آن از سياه آهني تا سياه قهوه اي تغيير مي‌كند، داراي جلاي فلزي بوده و رنگ خاكه آن قهوه اي مي‌باشد، بر روي شعله ذوب نمي شود و برخلاف كاني مگنتيت در اسيدها حل مي‌شود. 
كروم (Chromium) فلزي است شفاف و به رنگ آبي روشن كه از لحاظ جلاي فلزي مشابه پلاتين مي‌باشد، اين فلز در تماس با هوا بر روي آن قشر اكسيدي بسيار نازك، متراكم و چسبنده و محافظي ايجاد مي‌گردد كه بقيه فلز را از اكسيد شدن و خوردگي حفظ مي‌نمايد، اين فلز در خالص ترين حالت خود (بيش از ۹۹/۹۹% Cr ) به مقدار محدود از طريق روش‌هاي ويژه و تبخير در خلاء توليد مي‌شود و به دليل كاربرد وسيع آن در صنايع، به عنوان فلز استراتژيك مطرح مي‌باشد. 
اين فلز به واسطه ويژگي‌هاي فيزيكي خاص، موارد استفاده وسيعي در صنايع متالورژيكي، شيميايي و ديرگدازها (نسوزها ) يافته است و همچنين در الياژهاي آهني و غيرآهني به منظور ايجاد سختي و مقاومت در مقابل اكسايش و خوردگي به كار برده مي‌شود. 
كروميت داراي متوسط وزن مخصوص ۳cm/ gr 6/4 و سختي ۵/۵ موس بوده و نقطه ذوب آن C &#-3920; 213 مي باشد كه البته به هنگام مخلوط شدن با چسب‌هاي ويژه جهت توليد مواد نسوز اين نقطه ذوب كاهش مي‌يابد، مقاومت حرارتي كانه كروم به مشخصه‌ها و مجموع سيليكات‌هاي موجود در كانه بستگي دارد. چون ماده اصلي مورد كاوش در اين مهم كروم (Cr) مي‌باشد، لذا به طور خلاصه به ويژگي‌هاي فيزيكي و مكانيكي آن نيز اشاره خواهد شد. 

عتیقه زیرخاکی گنج