• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
انسانها در بَدو تولد مانند کاغذ سفیدی هستند که هنوز چیزی بر روی آن نوشته نشده است. (راموز, ۱۹۷۶ : ۱۱۹) هر آنچه که ما بر روی آنها بنویسیم, در آینده همان را خواهیم خواند. به عبارت دیگر، شخصیتِ اجتماعی و فرهنگیِ فرزندان توسط : خانواده، مدرسه، رسانه ها و محیط های اجتماعی دیگر ساخته می شود. یعنی, قاعدتا شکل، فرم و محتویِ هر کدام از این منابع, نسبتا مشابه شکل, فرم و محتویِ شخصیتِ روانی، اجتماعی و هویت فرهنگی جوانان خواهد  این منابع بطور یکسان عمل نکرده و تاثیر یکسانی بر روی افراد جامعه ندارند. در بعضی از افراد، خانواده و در افراد دیگر، مدرسه و در تعدادی دیگر, ممکن است رسانه ها بیشترین تاثیر را داشته باشند
در مواقعی که خانواده بتواند با روابط آموزشی صحیح، فرزند را به سمت خود جذب کند، تاثیر نیروهای دیگر حتی در صورتی که مخالف با فرهنگ رایج خانواده باشند, به حداقل خواهد رسید، و در صورت موافقت نیز تشدید خواهد شد. در صورتیکه خانواده با روابط نا صحیح خود نقش دافعه را نسبت به فرزند داشته باشد، طبیعتا, منابعِ دیگر که رابطه ای بهتر و آموزشی تر از خانواده ایجاد کنند، می توانند بر روی چگونگی شخصیتِ روانی، اجتماعی و فرهنگی فرزندان اثر بسزایی داشته باشند. از منظری دیگر، در صورتیکه رابطة خانواده، رابطه ای بر اساس دمکراسی و آزادی باشد، اولا, فرزند بیشتر به سمت خانواده تمایل نشان خواهد داد، ثانیا, جنبة اجتماعی شدن او بیشتر تقویت شده و وی نقش فعالتری را در جامعه ایفا می کند. در غیر اینصورت غالبا دیده شده که فرد منزوی بوده و با محیط اطراف خود منفعلانه بر خورد خواهد کرد. 
وجود شخصیت سالم روانی و فرهنگی فرزندان در گروِ یک نکتة اساسی است که در اکثر خانواده های مورد مطالعة این پژوهش کیفی (لاپلانتین, ۲۰۰۰) که در سلامت روان بسر میبرند، مشترک به نظر می رسید، و این نکته, مسئلة حضور والدین در جمع خانواده بود. به عبارت دیگر، مدت زمانی است که والدین در خانه می باشند, و یا شکل فضایی که در خانه حاکم است. البته، وجود زمان و یا فضا به تنهایی کافی نبوده، بلکه در این مدت زمانِ حضورِ فیزیکی، داشتن رابطة آموزشی (هس و ویاند, ۱۹۹۴) و مسئلة وجود ارتباطات کلامی, (بودیشون, ۱۹۸۲) یعنی گفتگو در بین اعضاء خانواده لازم و مطرح است. 
رابطة والدین با فرزندان یا شیوه های فرزند پروری, در گذر از اعمالی است که اهداف گوناگونی را در بر دارد. تربیت اخلاقی و روانی، شناسائی, رشد و پیشرفت استعدادهای فرزندان، آموزش مهارت ها، آشنا کردن با قوانین و هنجارهای جامعه از دید والدین، از جملة این اهداف می باشند. ’پارسنز نیز دو کارکرد اساسی یعنی اجتماعی کردن و شکوفایی شخصیت فرزند را برای خانواده در نظر می گیرد.‘ (اعزازی، ۱۳۷۶: ۱۶) 
این گونه اهداف والدین که شامل تمام فعالیت ها و اعمالی می شود که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ارتباط آنها را با فرزندان در رفتارهای روزمره نشان می دهد، هستة اصلی این پژوهش بوده، که تحت عنوان فرزند پروری یا رابطة آموزشی مطرح می باشد. این فعالیت ها برطبق نظریة عمل بوردیو جامعه شناس معاصر فرانسوی (بوردیو, ۱۹۸۹) توسط نیروهائی هدایت و یا کنترل می شوند، که این نیروها به صورت یکسان و به یک اندازه نزد انسانها از جمله والدین وجود ندارد. این نیروها در ارتباط با وضعیت اقتصادی اجتماعی و فرهنگی خانواده می باشند. همچنین تصوراتی که والدین از فرزندان خود دارند, تاثیر بر روی چگونگی نوع روابط یعنی شیوه های فرزند پروری نیز دارند. (منادی، ۱۳۷۸) تصورات نیز تحت تاثیر طبقة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرد (یا سرمایه های فرهنگی) می باشند. تصورات و فرهنگ فرد، یعنی عادت واره (بوردیو، ۱۳۸۰) هر دو عامل به صورت مستقیم و غیر مستقیم اعمال فرد را هدایت و کنترل می کنند. در این پژوهش، فرهنگ و تصورات والدین و نقش فرزند، هدایت کنندة رفتارهای آنها از جمله نوع رابطه با فرزندانشان می باشند. 
رابطة والدین اعم از آموزشی یا غیر آموزشی با فرزندان، رابطه ای یکسان و بر طبق یک الگو و مدل خاصی نیست. بر اساس تحقیقی در فرانسه، این مدلها در ارتباط با طبقة اجتماعی خانواده ها می باشند. (ژیفو لوواسور, ۱۹۹۵) به گفتة کاستلان ’یک مدل فرزند پروری در همة خانواده ها وجود ندارد. بلکه به تعداد خانواده ها, تعداد روش های فرزند پروری وجود دارد.‘ (کاستلان, ۱۹۸۶ : ۷) 
یکی از نکاتی که در شیوه های فرزند پروری نقش مهمی دارند، مسئلة زمانِ حضور اعضاء خانواده در کنار یکدیگر و نوع فعالیت آنها یعنی فضاهای حاکم بر خانواده است. در این زمینه نیز تفاوت هائی بین خانواده ها وجود دارد. به این معنی که خانواده ها زمان های یکسانی را از نظر کار، تفریح، باهم بودن و چگونگی گذراندن ایام ندارند. عوامل تغییرات زمان و فعالیت ها، اولا، تصورات آنها از مسائل مختلف از جمله زندگی, ثانیا طبقة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنها می باشد. 
هانری لوفور بنیانگذار نظریة زمان (لوفور, ۱۹۶۲ و ۱۹۸۹) بوده که به تفصیل این نظریه را معرفی کرده ایم. (منادی، ۱۳۷۹) به طور اختصار لوفور معتقد است، یکی از تفاوت های بین انسان و حیوان وجود زمان در نزد انسانها می باشد. بدین معنی که برای مثال حیوان هر زمانی گرسنه شود به دنبال شکار رفته، در حالیکه انسان برای غذای خود از قبل برنامه ریزی می کند و نه تنها مواد غذائی خود را تهیه کرده، بلکه تحولات و تغییراتی بر روی این مواد خام نیز انجام می دهد. و حتی ۲۴ ساعت خود را به چند زمان اصلی و فرعی از جمله: صبحانه، نهار و شام و برنامه های میانی آنها که بر اساس فرهنگهای مختلف متفاوت است تقسیم می کند. انسانها دارای زمانهای دیگری مثل زمان : کار، استراحت، تفریح، بازی، شادی، عشق ورزیدن, فعالیت های هنری و ورزشی نیز می باشند. در اصل می توان گفت تفاوت بین انسانها در انواع، اندازه و محتوای اینگونه زمانها هم می باشد. (لوفور, ۱۹۸۹) 
در بین زمانهای یاد شده، انسان دارای زمان آموزشی نیز می باشد. (هس, ۱۹۹۴) که اولا، اندازه و محتوایِ آن در نزد همة خانواده ها یکسان نیست. ثانیا, آموزشی بودن رابطة والدین با فرزندان در درون این زمان آموزشی حائز اهمیت است. عوامل آموزشی بودن رابطة والدین با فرزندان در گِرو عناصری چون : زمان آموزشی، اعتماد متقابل، تحمیل نکردن، تعهد و قبول مسئولیت یعنی معنی سازی مشابه، برقراری ارتباط کلامی، همکاری و درک یکدیگر و تخصص یا تبحر یا شناخت می باشد. (منادی، ۱۳۷۷) در چنین شرایطی است که والدین می توانند در جامعه پذیری فرزندان و در انتقال فرهنگ و ارزش های مورد قبول خود و شخصیتِ مورد نظر خودشان موفق تر باشند. 
 
● شخصیت فرزندان : 
شخصیت مجموعة ویژگی های فکری، ذهنی, ذوقی و رفتاری انسان است که غالبا در گفتارها و رفتارها و عکس العمل انسان ها در فعالیت و برخوردهای روزمره اشان قابل رؤیت است. شخصیت به مانند ’وجدان که امری اجتماعی است‘ (لوفور, ۱۹۷۶ : ۶۱), محصول محیط اجتماعی و فرهنگی ای است که فرد در آن متولد شده و بزرگ می شود. پر واضح است که خانواده، فرهنگ حاکم بر جامعه، رسانه ها و نهاد آموزش و پرورش هر یک به نوعی در ساختن ویژگی های شخصیت فرد سهیم هستند. ولی, ’تاثیر خانواده بر شخصیت افراد از امتیاز خاصی بر خوردار است‘ (پروین، ۱۳۷۴: ۱۵) 
اردوآنو (اردوآنو ۱۹۹۴ : ۱۶ و ۱۷)، رفتار و رابطة انسان را با هر نظامی (خانه، مدرسه، محیط کار و غیره) که در آن قرار دارد به سه حالت معرفی می کند. وی معتقد است، وقتی انسان در مقابل قوانین، هنجارها و آداب های آشکار و پنهان نوشتاری و گفتاری یک نظامی قرار می گیرد، امکان انتخاب یکی از سه حالت مختلف را دارد. این سه حالت که هر یک ویژگی خاص خود را دارند، عبارتند از : رفتاری مجریانه، رفتاری بازیگرایانه، و رفتاری خالق گرایانه. این سه حالت هر یک محصول یکی از شیوه های فرزند پروری می باشند که در تجزیه و تحلیل به آنها می پردازیم. 
در این پژوهش، رابطة والدین با فرزندانشان را بر اساس پاسخ های آنها به چند دسته تقسیم کردیم. البته بدون آن که از روشهای مطرح شدة موجود, یعنی دمکراسی، آزادی و استبدادی دنباله روی کنیم، لیکن با توجه به یکسان بودن محتوای روش ها از نامگذاری آنها بهره جستیم. هر مدلی محصول متفاوتی را تولید کرد. یعنی فرزندان شخصیت های مختلفی داشتند. 
مجری : فرزندانی هستند که مطیعِ بدون چون و چرای دستورات و خواسته های والدین خود بوده و هیچگونه مخالفتی نسبت به اوامر آنها نداشته و خود را مسؤل کارهای خود نمی دانند. اینگونه افراد در نتایج بدست آمده از پژوهش های انجام شده متعلق به خانواده هائی بودند که والدین رابطه ای مستبدانه با فرزندان خود داشتند. (۱۰ مورد) البته فقط در بین نمونه های مردم نگارانة خود, نمونه ای از پدر مستبد (استبداد استدلالی) و فرزند مجری برخوردیم که فرزند بعد از رسیدن به مرز نوجوانی از حالت مجری خارج شده و به رفتار بازیگر دست زده بود. در هیچ یک از نمونه هائی که والدین رابطه ای بر اساس دمکراسی و آزادی داشتند، فرزندانشان رفتاری مجریانه نداشتند. 
بازیگر : فرزندانی هستند که هر چند مسؤلیتی در قبال اعمال خود ندارند, ولی سعی می کنند دستورات والدین خود را با توجه به شرایط خودشان تا حدودی تغییر دهند و شرایط را بر وفق مراد خود مهیا کنند. این نوع فرزندان مانند بازیگران نقش های مختلف را ایفا می کنند. به عبارت دیگر، بازیگران بر اساس محیط هائی که در آن قرار می گیرند، معنی خاصی از آن محیط کرده و رفتاری مشابه آن معنی دارند. (فرزاد و دولابار, ۱۹۹۰ : ۹۴) نمونة بارز اینگونه فرزندان در سنین بعد از نوجوانی مربوط به خانواده هائی است که رابطه ای استبدادی دارند. در نمونه های مردم نگاری خود فرزندانی را یافتیم که تا قبل از ۱۸ سالگی روشی صد در صد مجری گرایانه داشتند، ولی زمانیکه توانستند کمی پا را از محیط خانه فراتر بگذارند، رفتار بازیگرانه را در پیش گرفتند. ده مورد از ۱۷ خانواده هایی که در آن شیوة آزادی حاکم بود, رفتاری بازیگرانه داشتند. و فقط دو مورد از ۱۹ خانواده با شرایط دمکراسی, دارای فرزندان بازیگر بودند. 
خالق : فرزندانی که حرفها و دستورات والدین را گوش می کنند، شرایطی را بوجود می آورند که هم رضایت والدینشان را بدست آورده و هم به عقاید و خواسته های خودشان برسند. در واقع, آنها بر اساس خواسته های والدین و امکانات موجود، شرایط جدیدی را بوجود می آورند که مطابق رضایت خود و والدینشان باشند. اینگونه فرزندان بدون استثناء متعلق به خانواده هائی بودند که دمکراسی و یا آزادی در محیط خانواده اشان حاکم بود. ۱۷ مورد از ۱۹ خانواده ای که شیوة دمکراسی را اجرا می کردند, خالق بودند و ۷ فرزند از ۱۷ خانواده با شیوة آزادی، خالق بودند.
نقش دوستان و همسالان در اجتماعی شدن كودكان و نوجوانان 
همسالان و دوستان از مهمترین عوامل اجتماعی شدن كودكان و نوجوانان به شمار می آیند. آنها از طرق مختلف بر یكدیگر تأثیر می گذارند و از یكدیگر تأثیر می پذیرند. بسیاری از محققان بر این عامل تأكید دارند و از  آن به عنوان ارتباط افقی یاد كرده اند، یعنی ارتباطی كه در بین افرادی نسبتاً هم سطح از لحاظ سنی، طبقه اجتماعی، تحصیلی، اقتصادی و … برقرار است.
تا قبل از یك سالگی به ندرت ارتباطی معنی دار بین كودكان برقرار می شود. كودكان ده ماهه به گونه ای با یكدیگر برخورد می كنند كه انگار عروسك اند، برای هم صدا در می آورند، موهای همدیگر را می كشند یا اعتنایی به یكدیگر نمی كنند. از حدود دو سالگی به بعد اولین ارتباط های معنی دار میان كودكان ایجاد می شود. البته دوام این ارتباط ها بسیار اندك است و در حد چند دقیقه بازی با یكدیگر باقی می ماند.
در سنین دبستانی و پیش دبستانی، كودكان علاقه مند به برقراری ارتباط با همسالانی اند كه شاد و زیبا باشند و اسباب بازی ها، خوراكی ها و وسائل خود را در اختیار آنها قرار دهند. ارتباط و دوستی های این دوره حالت موقت و گذرا داشته، به سرعت شكل می گیرند و سریعاً تغییر می كنند. ویژگی های ارتباطات خاص این دوره تقریباً مطابق رشد اخلاقی كودكان این دوره است ( پیش قراردادی). كودك پایبندی مداوم به ارتباطات خود ندارد، به راحتی دوستانش را كنار می گذارد بدون این كه علت خاصی وجود داشته باشد و درك عمیقی از دوستان، صمیمیت و ارتباط متقابل ندارد.
در سال های میانه و پایانی كودكی ارتباط براساس كمك به یكدیگر و رفع نیازهای هم شكل می گیرند و اعتماد به هم نقش مهمی در تداوم آن ایفا می كند. كودكان دركی ذهنی از دوستان پیدا می كنند و دوستان تنها اشخاصی نیستند كه با هم بازی می كنند، بلكه كسانی اند كه ویژگی ها و مشتركات خاصی بین آنها برقرار است كه یكی از آنها دوست داشتن همدیگر است.
در دوران نوجوانی، همسالان مهم ترین نقش را در فرایند اجتماعی شدن فرد بازی می كنند. نوجوانان برای این كه بتوانند هویتی مستقل از والدین پیدا كنند باید ارتباطی صمیمی و متقابل با همسالان خود برقرار نمایند. ارتباط و دوستی دوران نوجوانی دارای این مشخصه هاست: دوستان ، یكدیگر را درك می كنند ؛ افكار و احساسات عمیق و درونی خود را با یكدیگر در میان می گذارند، برای حل مسائل و مشكلات روانی خود به یكدیگر كمك می كنند و سعی دارند باعث دردسر و مشكل برای دوستانشان نشوند. سازگاری علائم و شخصیت دو نفر، ملاك انتخاب دوست است و پایان دوستی منوط به عهد شكنی و عدم وفای به عهد یكی از دوستان است .
تحول و تغییر در استدلال های پنهان مربوط به دوستی با فرد یا اشخاص خاص، با افزایش سن تغییر می یابد. در اولین مرحله رشد دوستی و ارتباط، معمولاً استدلال نهان در ارتباط بین دو كودك و نزدیكی فیزیكی آنها به همدیگر است. یعنی این دو به این دلیل ساده با هم دوست اند كه همسایه، دوست خانوادگی، هم مدرسه یا هم كلاس اند. در مرحله دوم كودكان برای این با هم دوست هستند كه همسایه، هم كلاس، هم مدرسه و دوست خانوادگی بوده، در ضمن قادرند نیازهای همدیگر را به بهترین وجه رفع نمایند و به هم اعتماد كنند. اما در مرحله سوم دوستی، مهم ترین اصل و دلیل برای دوستی نوجوانان شباهت و ویژگی های شخصیتی، قابل اعتماد بودن دو دوست و پای بندی طرفین به ملاك های مورد قبول در خصوص دوستی است. در همین حال ممكن است نوجوانان باهم همسایه، هم كلاس یا هم مدرسه باشند یا نباشند.

تأثیر ارتباط و دوستی بر كودكان و نوجوانان
دوستان و همسالان علاوه بر این كه از عوامل مهم اجتماعی شدن فرد به شمار می آیند، می توانند روی یادگیری، پیشرفتِ و تحصیلی و مهارت های كلامی فرد نیز مؤثر باشند. از مهم ترین آثار مثبت همسالان، از بین بردن خودمداری است.
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انسانها در بَدو تولد مانند کاغذ سفیدی هستند که هنوز چیزی بر روی آن نوشته نشده است. (راموز, ۱۹۷۶ : ۱۱۹) هر آنچه که ما بر روی آنها بنویسیم, در آینده همان را خواهیم خواند. به عبارت دیگر، شخصیتِ اجتماعی و فرهنگیِ فرزندان توسط : خانواده، مدرسه، رسانه ها و محیط های اجتماعی دیگر ساخته می شود. یعنی, قاعدتا شکل، فرم و محتویِ هر کدام از این منابع, نسبتا مشابه شکل, فرم و محتویِ شخصیتِ روانی، اجتماعی و هویت فرهنگی جوانان خواهد بود. 
این منابع بطور یکسان عمل نکرده و تاثیر یکسانی بر روی افراد جامعه ندارند. در بعضی از افراد، خانواده و در افراد دیگر، مدرسه و در تعدادی دیگر, ممکن است رسانه ها بیشترین تاثیر را داشته باشند. اما، همانطوری که تحقیقات نشان می دهند، بیشترین تاثیر در روند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری انسان، در نتیجه, شخصیت روانی و فرهنگی او تا قبل از ۶ سال پایه ریزی می شود و این زمان را انسان بیشتر در خانواده می گذراند. (دادسون, ۱۹۷۲) 
در مواقعی که خانواده بتواند با روابط آموزشی صحیح، فرزند را به سمت خود جذب کند، تاثیر نیروهای دیگر حتی در صورتی که مخالف با فرهنگ رایج خانواده باشند, به حداقل خواهد رسید، و در صورت موافقت نیز تشدید خواهد شد. در صورتیکه خانواده با روابط نا صحیح خود نقش دافعه را نسبت به فرزند داشته باشد، طبیعتا, منابعِ دیگر که رابطه ای بهتر و آموزشی تر از خانواده ایجاد کنند، می توانند بر روی چگونگی شخصیتِ روانی، اجتماعی و فرهنگی فرزندان اثر بسزایی داشته باشند. از منظری دیگر، در صورتیکه رابطة خانواده، رابطه ای بر اساس دمکراسی و آزادی باشد، اولا, فرزند بیشتر به سمت خانواده تمایل نشان خواهد داد، ثانیا, جنبة اجتماعی شدن او بیشتر تقویت شده و وی نقش فعالتری را در جامعه ایفا می کند. در غیر اینصورت غالبا دیده شده که فرد منزوی بوده و با محیط اطراف خود منفعلانه بر خورد خواهد کرد. 
وجود شخصیت سالم روانی و فرهنگی فرزندان در گروِ یک نکتة اساسی است که در اکثر خانواده های مورد مطالعة این پژوهش کیفی (لاپلانتین, ۲۰۰۰) که در سلامت روان بسر میبرند، مشترک به نظر می رسید، و این نکته, مسئلة حضور والدین در جمع خانواده بود. به عبارت دیگر، مدت زمانی است که والدین در خانه می باشند, و یا شکل فضایی که در خانه حاکم است. البته، وجود زمان و یا فضا به تنهایی کافی نبوده، بلکه در این مدت زمانِ حضورِ فیزیکی، داشتن رابطة آموزشی (هس و ویاند, ۱۹۹۴) و مسئلة وجود ارتباطات کلامی, (بودیشون, ۱۹۸۲) یعنی گفتگو در بین اعضاء خانواده لازم و مطرح است. 
رابطة والدین با فرزندان یا شیوه های فرزند پروری, در گذر از اعمالی است که اهداف گوناگونی را در بر دارد. تربیت اخلاقی و روانی، شناسائی, رشد و پیشرفت استعدادهای فرزندان، آموزش مهارت ها، آشنا کردن با قوانین و هنجارهای جامعه از دید والدین، از جملة این اهداف می باشند. ’پارسنز نیز دو کارکرد اساسی یعنی اجتماعی کردن و شکوفایی شخصیت فرزند را برای خانواده در نظر می گیرد.‘ (اعزازی، ۱۳۷۶: ۱۶) 
این گونه اهداف والدین که شامل تمام فعالیت ها و اعمالی می شود که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ارتباط آنها را با فرزندان در رفتارهای روزمره نشان می دهد، هستة اصلی این پژوهش بوده، که تحت عنوان فرزند پروری یا رابطة آموزشی مطرح می باشد. این فعالیت ها برطبق نظریة عمل بوردیو جامعه شناس معاصر فرانسوی (بوردیو, ۱۹۸۹) توسط نیروهائی هدایت و یا کنترل می شوند، که این نیروها به صورت یکسان و به یک اندازه نزد انسانها از جمله والدین وجود ندارد. این نیروها در ارتباط با وضعیت اقتصادی اجتماعی و فرهنگی خانواده می باشند. همچنین تصوراتی که والدین از فرزندان خود دارند, تاثیر بر روی چگونگی نوع روابط یعنی شیوه های فرزند پروری نیز دارند. (منادی، ۱۳۷۸) تصورات نیز تحت تاثیر طبقة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرد (یا سرمایه های فرهنگی) می باشند. تصورات و فرهنگ فرد، یعنی عادت واره (بوردیو، ۱۳۸۰) هر دو عامل به صورت مستقیم و غیر مستقیم اعمال فرد را هدایت و کنترل می کنند. در این پژوهش، فرهنگ و تصورات والدین و نقش فرزند، هدایت کنندة رفتارهای آنها از جمله نوع رابطه با فرزندانشان می باشند. 
رابطة والدین اعم از آموزشی یا غیر آموزشی با فرزندان، رابطه ای یکسان و بر طبق یک الگو و مدل خاصی نیست. بر اساس تحقیقی در فرانسه، این مدلها در ارتباط با طبقة اجتماعی خانواده ها می باشند. (ژیفو لوواسور, ۱۹۹۵) به گفتة کاستلان ’یک مدل فرزند پروری در همة خانواده ها وجود ندارد. بلکه به تعداد خانواده ها, تعداد روش های فرزند پروری وجود دارد.‘ (کاستلان, ۱۹۸۶ : ۷) 
یکی از نکاتی که در شیوه های فرزند پروری نقش مهمی دارند، مسئلة زمانِ حضور اعضاء خانواده در کنار یکدیگر و نوع فعالیت آنها یعنی فضاهای حاکم بر خانواده است. در این زمینه نیز تفاوت هائی بین خانواده ها وجود دارد. به این معنی که خانواده ها زمان های یکسانی را از نظر کار، تفریح، باهم بودن و چگونگی گذراندن ایام ندارند. عوامل تغییرات زمان و فعالیت ها، اولا، تصورات آنها از مسائل مختلف از جمله زندگی, ثانیا طبقة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنها می باشد. 
هانری لوفور بنیانگذار نظریة زمان (لوفور, ۱۹۶۲ و ۱۹۸۹) بوده که به تفصیل این نظریه را معرفی کرده ایم. (منادی، ۱۳۷۹) به طور اختصار لوفور معتقد است، یکی از تفاوت های بین انسان و حیوان وجود زمان در نزد انسانها می باشد. بدین معنی که برای مثال حیوان هر زمانی گرسنه شود به دنبال شکار رفته، در حالیکه انسان برای غذای خود از قبل برنامه ریزی می کند و نه تنها مواد غذائی خود را تهیه کرده، بلکه تحولات و تغییراتی بر روی این مواد خام نیز انجام می دهد. و حتی ۲۴ ساعت خود را به چند زمان اصلی و فرعی از جمله: صبحانه، نهار و شام و برنامه های میانی آنها که بر اساس فرهنگهای مختلف متفاوت است تقسیم می کند. انسانها دارای زمانهای دیگری مثل زمان : کار، استراحت، تفریح، بازی، شادی، عشق ورزیدن, فعالیت های هنری و ورزشی نیز می باشند. در اصل می توان گفت تفاوت بین انسانها در انواع، اندازه و محتوای اینگونه زمانها هم می باشد. (لوفور, ۱۹۸۹) 
در بین زمانهای یاد شده، انسان دارای زمان آموزشی نیز می باشد. (هس, ۱۹۹۴) که اولا، اندازه و محتوایِ آن در نزد همة خانواده ها یکسان نیست. ثانیا, آموزشی بودن رابطة والدین با فرزندان در درون این زمان آموزشی حائز اهمیت است. عوامل آموزشی بودن رابطة والدین با فرزندان در گِرو عناصری چون : زمان آموزشی، اعتماد متقابل، تحمیل نکردن، تعهد و قبول مسئولیت یعنی معنی سازی مشابه، برقراری ارتباط کلامی، همکاری و درک یکدیگر و تخصص یا تبحر یا شناخت می باشد. (منادی، ۱۳۷۷) در چنین شرایطی است که والدین می توانند در جامعه پذیری فرزندان و در انتقال فرهنگ و ارزش های مورد قبول خود و شخصیتِ مورد نظر خودشان موفق تر باشند. 
 
● شخصیت فرزندان : 
شخصیت مجموعة ویژگی های فکری، ذهنی, ذوقی و رفتاری انسان است که غالبا در گفتارها و رفتارها و عکس العمل انسان ها در فعالیت و برخوردهای روزمره اشان قابل رؤیت است. شخصیت به مانند ’وجدان که امری اجتماعی است‘ (لوفور, ۱۹۷۶ : ۶۱), محصول محیط اجتماعی و فرهنگی ای است که فرد در آن متولد شده و بزرگ می شود. پر واضح است که خانواده، فرهنگ حاکم بر جامعه، رسانه ها و نهاد آموزش و پرورش هر یک به نوعی در ساختن ویژگی های شخصیت فرد سهیم هستند. ولی, ’تاثیر خانواده بر شخصیت افراد از امتیاز خاصی بر خوردار است‘ (پروین، ۱۳۷۴: ۱۵) 
اردوآنو (اردوآنو ۱۹۹۴ : ۱۶ و ۱۷)، رفتار و رابطة انسان را با هر نظامی (خانه، مدرسه، محیط کار و غیره) که در آن قرار دارد به سه حالت معرفی می کند. وی معتقد است، وقتی انسان در مقابل قوانین، هنجارها و آداب های آشکار و پنهان نوشتاری و گفتاری یک نظامی قرار می گیرد، امکان انتخاب یکی از سه حالت مختلف را دارد. این سه حالت که هر یک ویژگی خاص خود را دارند، عبارتند از : رفتاری مجریانه، رفتاری بازیگرایانه، و رفتاری خالق گرایانه. این سه حالت هر یک محصول یکی از شیوه های فرزند پروری می باشند که در تجزیه و تحلیل به آنها می پردازیم. 
در این پژوهش، رابطة والدین با فرزندانشان را بر اساس پاسخ های آنها به چند دسته تقسیم کردیم. البته بدون آن که از روشهای مطرح شدة موجود, یعنی دمکراسی، آزادی و استبدادی دنباله روی کنیم، لیکن با توجه به یکسان بودن محتوای روش ها از نامگذاری آنها بهره جستیم. هر مدلی محصول متفاوتی را تولید کرد. یعنی فرزندان شخصیت های مختلفی داشتند. 
مجری : فرزندانی هستند که مطیعِ بدون چون و چرای دستورات و خواسته های والدین خود بوده و هیچگونه مخالفتی نسبت به اوامر آنها نداشته و خود را مسؤل کارهای خود نمی دانند. اینگونه افراد در نتایج بدست آمده از پژوهش های انجام شده متعلق به خانواده هائی بودند که والدین رابطه ای مستبدانه با فرزندان خود داشتند. (۱۰ مورد) البته فقط در بین نمونه های مردم نگارانة خود, نمونه ای از پدر مستبد (استبداد استدلالی) و فرزند مجری برخوردیم که فرزند بعد از رسیدن به مرز نوجوانی از حالت مجری خارج شده و به رفتار بازیگر دست زده بود. در هیچ یک از نمونه هائی که والدین رابطه ای بر اساس دمکراسی و آزادی داشتند، فرزندانشان رفتاری مجریانه نداشتند. 
بازیگر : فرزندانی هستند که هر چند مسؤلیتی در قبال اعمال خود ندارند, ولی سعی می کنند دستورات والدین خود را با توجه به شرایط خودشان تا حدودی تغییر دهند و شرایط را بر وفق مراد خود مهیا کنند. این نوع فرزندان مانند بازیگران نقش های مختلف را ایفا می کنند. به عبارت دیگر، بازیگران بر اساس محیط هائی که در آن قرار می گیرند، معنی خاصی از آن محیط کرده و رفتاری مشابه آن معنی دارند. (فرزاد و دولابار, ۱۹۹۰ : ۹۴) نمونة بارز اینگونه فرزندان در سنین بعد از نوجوانی مربوط به خانواده هائی است که رابطه ای استبدادی دارند. در نمونه های مردم نگاری خود فرزندانی را یافتیم که تا قبل از ۱۸ سالگی روشی صد در صد مجری گرایانه داشتند، ولی زمانیکه توانستند کمی پا را از محیط خانه فراتر بگذارند، رفتار بازیگرانه را در پیش گرفتند. ده مورد از ۱۷ خانواده هایی که در آن شیوة آزادی حاکم بود, رفتاری بازیگرانه داشتند. و فقط دو مورد از ۱۹ خانواده با شرایط دمکراسی, دارای فرزندان بازیگر بودند. 
خالق : فرزندانی که حرفها و دستورات والدین را گوش می کنند، شرایطی را بوجود می آورند که هم رضایت والدینشان را بدست آورده و هم به عقاید و خواسته های خودشان برسند. در واقع, آنها بر اساس خواسته های والدین و امکانات موجود، شرایط جدیدی را بوجود می آورند که مطابق رضایت خود و والدینشان باشند. اینگونه فرزندان بدون استثناء متعلق به خانواده هائی بودند که دمکراسی و یا آزادی در محیط خانواده اشان حاکم بود. ۱۷ مورد از ۱۹ خانواده ای که شیوة دمکراسی را اجرا می کردند, خالق بودند و ۷ فرزند از ۱۷ خانواده با شیوة آزادی، خالق بودند.
نقش دوستان و همسالان در اجتماعی شدن كودكان و نوجوانان 
همسالان و دوستان از مهمترین عوامل اجتماعی شدن كودكان و نوجوانان به شمار می آیند. آنها از طرق مختلف بر یكدیگر تأثیر می گذارند و از یكدیگر تأثیر می پذیرند. بسیاری از محققان بر این عامل تأكید دارند و از  آن به عنوان ارتباط افقی یاد كرده اند، یعنی ارتباطی كه در بین افرادی نسبتاً هم سطح از لحاظ سنی، طبقه اجتماعی، تحصیلی، اقتصادی و … برقرار است.
تا قبل از یك سالگی به ندرت ارتباطی معنی دار بین كودكان برقرار می شود. كودكان ده ماهه به گونه ای با یكدیگر برخورد می كنند كه انگار عروسك اند، برای هم صدا در می آورند، موهای همدیگر را می كشند یا اعتنایی به یكدیگر نمی كنند. از حدود دو سالگی به بعد اولین ارتباط های معنی دار میان كودكان ایجاد می شود. البته دوام این ارتباط ها بسیار اندك است و در حد چند دقیقه بازی با یكدیگر باقی می ماند.
در سنین دبستانی و پیش دبستانی، كودكان علاقه مند به برقراری ارتباط با همسالانی اند كه شاد و زیبا باشند و اسباب بازی ها، خوراكی ها و وسائل خود را در اختیار آنها قرار دهند. ارتباط و دوستی های این دوره حالت موقت و گذرا داشته، به سرعت شكل می گیرند و سریعاً تغییر می كنند. ویژگی های ارتباطات خاص این دوره تقریباً مطابق رشد اخلاقی كودكان این دوره است ( پیش قراردادی). كودك پایبندی مداوم به ارتباطات خود ندارد، به راحتی دوستانش را كنار می گذارد بدون این كه علت خاصی وجود داشته باشد و درك عمیقی از دوستان، صمیمیت و ارتباط متقابل ندارد.
در سال های میانه و پایانی كودكی ارتباط براساس كمك به یكدیگر و رفع نیازهای هم شكل می گیرند و اعتماد به هم نقش مهمی در تداوم آن ایفا می كند. كودكان دركی ذهنی از دوستان پیدا می كنند و دوستان تنها اشخاصی نیستند كه با هم بازی می كنند، بلكه كسانی اند كه ویژگی ها و مشتركات خاصی بین آنها برقرار است كه یكی از آنها دوست داشتن همدیگر است.
در دوران نوجوانی، همسالان مهم ترین نقش را در فرایند اجتماعی شدن فرد بازی می كنند. نوجوانان برای این كه بتوانند هویتی مستقل از والدین پیدا كنند باید ارتباطی صمیمی و متقابل با همسالان خود برقرار نمایند. ارتباط و دوستی دوران نوجوانی دارای این مشخصه هاست: دوستان ، یكدیگر را درك می كنند ؛ افكار و احساسات عمیق و درونی خود را با یكدیگر در میان می گذارند، برای حل مسائل و مشكلات روانی خود به یكدیگر كمك می كنند و سعی دارند باعث دردسر و مشكل برای دوستانشان نشوند. سازگاری علائم و شخصیت دو نفر، ملاك انتخاب دوست است و پایان دوستی منوط به عهد شكنی و عدم وفای به عهد یكی از دوستان است .
تحول و تغییر در استدلال های پنهان مربوط به دوستی با فرد یا اشخاص خاص، با افزایش سن تغییر می یابد. در اولین مرحله رشد دوستی و ارتباط، معمولاً استدلال نهان در ارتباط بین دو كودك و نزدیكی فیزیكی آنها به همدیگر است. یعنی این دو به این دلیل ساده با هم دوست اند كه همسایه، دوست خانوادگی، هم مدرسه یا هم كلاس اند. در مرحله دوم كودكان برای این با هم دوست هستند كه همسایه، هم كلاس، هم مدرسه و دوست خانوادگی بوده، در ضمن قادرند نیازهای همدیگر را به بهترین وجه رفع نمایند و به هم اعتماد كنند. اما در مرحله سوم دوستی، مهم ترین اصل و دلیل برای دوستی نوجوانان شباهت و ویژگی های شخصیتی، قابل اعتماد بودن دو دوست و پای بندی طرفین به ملاك های مورد قبول در خصوص دوستی است. در همین حال ممكن است نوجوانان باهم همسایه، هم كلاس یا هم مدرسه باشند یا نباشند.

تأثیر ارتباط و دوستی بر كودكان و نوجوانان
دوستان و همسالان علاوه بر این كه از عوامل مهم اجتماعی شدن فرد به شمار می آیند، می توانند روی یادگیری، پیشرفتِ و تحصیلی و مهارت های كلامی فرد نیز مؤثر باشند. از مهم ترین آثار مثبت همسالان، از بین بردن خودمداری است.
در محیطی كه همسالان ارتباط صحیح و مناسب با هم دارند، مهارت های اجتماعی مهم مانند همكاری، رقابت و صمیمیت آموخته می شوند. در چنین شرایطی نه تنها یادگیری افزایش می یابد، بلكه رفتارهای اجتماعی مناسب نیز رشد می كند. ناتوانی در برقراری رابطه مطلوب بین همسالان ، موجب طرد و عدم محبوبیت می شود. شواهد پژوهشی نشان می دهند كه دانش آموزان مطرود و فاقد ارتباط افقی سالم، پرخاشگرترند و رفتارهای نامناسب دارند، پیشرفت تحصیلی و انگیزش آنها اندك است و از اختلالات هیجانی، اضطراب و افسردگی بیشتر رنج می برند.
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

با توجه به برخورد جوامع بشري با مسائل ناهمگون بي شمار فزاينده وابستگي متقابل بين كشور‌ها، تحليل رفتن منابع طبيعي، سرعت فزاينده تغييرات و مسائل عديده‌اي از اين قبيل نياز به يافتن تصويري هر چه جامع‌تر و دقيقتر از آينده براي هر جامعه از ضروريات است. (كفايت، ۱۳۷۲). 
تورنس (۱۹۵۹) استدلال مي‌كند كه تصاوير آگاه و ناخودآگاه از آينده، نيروي محرك مهمي در پس دستاوردهاي آينده‌اند. تصاوير مثبت آينده، نيروي پر توان مغناطيسي هستند كه ما را به تحرك واداشته‌اند و به ما انرژي لازم را براي حركت به پيش به سوي امكانات، راه‌حلها و دستاوردهاي خلاقي و جديدي مي‌دهند از طرفي براي آنكه بتوانيم قدرت تصور خود را افزايش دهيم و تصاوير مثبتي از آينده خلق كنيم بايد خلاقيت خود را پرورش دهيم. چه نياز به به خلاقيت اجتناب ناپذير است
جامعه آماري: 
جامعه آماري در پژوهش حاضر دانش آموزان مقطع ابتدايي مناطق بيست‌گانه آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصيلي ۸۷-۸۶ مشغول تحصيل مي باشند. 

نمونه آماري: 
روش جمع آوري اطلاعات از جامعه آماري فوق دو منطقه آموزش و پرورش به صورت تصادفي انتخاب شدند. از هر منطقه دو مدرسه از هر مدرسه تعداد ۱۲ نفر انتخاب شدند. و به كودكان آزمون خلاقيت و به والدين آنها پرسشنامه كسب نمونه ؟؟ ارائه مي شد. 
 تعداد ۹۶ نفر آزمودني كه شامل ۴۸ نفر از والدين و ۴۸ نفر فرزندان مي باشد و آنها به صورت تصادفي ساده ۴۸ برگه پرسشنامه بين والدين و ۴۸ برگه پرسشنامه بين فرزندان توزيع مي‌گردد تا برحسب درجه از كاملاً مخالف، نامخالف، تقريباً مخالفم، موافق و كاملاً موافق به سئوالات پاسخ دهند و پس از تكميل پرسشنامه آن را تحويل دهند. كه اين ۴۸ نفر يا به عبارتي ۹۶ نفر نمونه آماري به تناسب تعداد آزمودني قابل دسترسي انتخاب گرديده اند كه سعي شده است به متغيرهايي نظير وضعيت اقتصادي خانواده، وضعيت اجتماعي خانواده، ميزان تحصيلات والدين و مؤلفه هايي چون سبك فرزند پروري والدين اعم از سخت گيري، سهل گيري و قاطعيت والدين توجه شود. 

روش آماري:
نوع تحقيق حاضر توصيفي كه به كار مي بريم همبستگي مي باشد به اين صورت كه از طريق پرسشنامه هايي كه به گروه نمونه داديم نظرات آنان را از يكسري از عوامل مرتبط با خلاقيت كودكان جويا مي شويم و آنان نيز با پاسخگويي به سئوالات پرسشنامه نظر خود را از تأثير عوامل بر خلاقيت كودكان با درجه كاملاً مخالف، مخالف، تقريباً مخالفم، موافق و كاملاً موافق بيان مي كنند. سپس با توجه به جوابها و تحليل آنها به نتايجي مي رسيم كه در فصل آينده گفته خواهد شد. 
ابزار تحقيق: 
براي اجراي اين طرح از پرسشنامه از نوع بسته استفاده مي كنيم (شيوه‌هاي فرزند پروري) كه شامل ۳۰ سئوال پنج گزينه اي است كه هر ده سئوال آن مربوط به يك فرضيه است. در پرسشنامه اي ديگر كه شامل ۸ سئوال توصيفي و ؟ است از كودكان خواسته مي شود با توجه به معلومات خود در جواب پرسشنامه ها را بدهند كه نشان دهنده ميزان خلاقيت آنها است. 

ابزار تحقيق: 
پرسشنامه شيوه هاي فرزند پروري: 
نمره گذاري و ويژگيهاي ديانابارم ريند از دانشگاه كاليفرنيا در سال ۱۹۷۳ مجموعه بررسيهايي را انجام داد كه طي آن الگوهايي از شيوه هاي فرزند پروري والدين مشخص شد. وي براي مطالعات خود پرسشنامه اي طراحي كرد كه به نام خود او معروف شد. اين پرسشنامه شامل ۳۰ جمله مي باشد كه ۱۰ جملة آن به شيوه‌ي سهل گيرانه (عبارات شمارة ۲۸ ، ۲۴ ، ۲۱ ، ۱۹ ، ۱۷ ، ۱۳۸۴ ، ۱۰ ، ۶ ، ۱) ۱۰ جمله به شيوه مستبدانه (عبارات شمارة ۲۹ ، ۲۶ ، ۸۲۵ ، ۱۶ ، ۱۲ ، ۹ ، ۷ ، ۳ ، ۲) و ۱۰ جملة ديگر به شيوة قاطع و اطمينان بخش (عبارات شمارة ۳۰ ، ۲۷ ، ۲۳ ، ۲۲ ، ۲۱، ۲۰ ، ۱۰ ، ۸ ، ۵ ، ۴) مربوط مي شود. در مقابل هر عبارت ۵ ستون با عناوين كاملاً موافقم، موافقم، تقريباً مخالفم، مخالفم، كاملاً مخالفم قرار درد كه به ترتيب ۴ تا صفر نمره گذاري مي شوند. با جمع نمرات سئوالات مربوط به هر شيوه، سه نمره مجزا به دست مي آيد. 


پايايي و اعتبار آزمون: 
بوري (۱۹۹۱)، ميزان پايايي اين پرسشنامه را با استفاده از روش بازآزمايي در بين گروه مادران به شرح زير گزارش نموده است: 
(۰۸/۰ براي شيوه سهل گيري، ۸۶/۰ براي شيوه استبدادي و ۷۸/۰ براي شيوه قاطع و اطمينان بخش. همچنين پايايي پرسشنامه در بين پدران براي شيوه سهل گيري ۷۷/۰ براي شيوه استبدادي ۸۵/۰ و براي اقتدار منطقي ۹۲/۰ به دست آمده است. وي براي بررسي بيشتر ميزان اعتبار پرسشنامه از روش اعتبار افتراقي استفاده نموده است و مشاهده كرد مستبد بودن، در رابطه معكوسي با سهل گيري (۳۸/-۰) و اقتدار منطقي مادر (۴۸/۰-) دارد. 
همچنين مستبد بودن پدر رابطه معكوسي با سهل گيري (۵۰/۰-) و اقتدار منطقي وي (۵۲/۰-) دارد. (بوري ۱۹۹۱ ، ص ۱۱۹-۱۱۰) 
در پژوهشي كه اسفندياري (۱۳۷۴) انجام داد تا امكان تغيير شيوه‌هاي فرزند پروري والدين كودكان مبتلا به اختلالات رفتاري را بررسي كند، از ۱۰ نفر از صاحب نظران روان شناسي و روان پزشكي خواست ميزان اعتبار هر جمله از پرسشنامه را مشخص كند. نتيجه نشان داد پرسشنامه داراي اعتبار صوري مي باشد. پرسشنامه توسط همان افراد تكميل شد. ميزان پايايي براي شيوة سهل گيري ۶۹/۰ ، براي شيوة استبدادي ۷۷/۰ و براي شيوة قاطع و اطمينان بخش ۷۳/۰ به دست آمد. (اسفندياري، ۱۳۷۴ ، ص ۷۹) 
آزمون سنجش خلاقيت: 
مبناي اساسي ابزار تحقيق آزمون تفكر خلاق نرم كلامي و غيركلامي تورنس است. به لحاظ اينكه تعدادي از سئوالهاي اين آزمون براي دانش‌آموزان اين پايه سنگين است فرمهاي ديگري نيز از هليگارد وجود دارد، تحقق ۸ سئوال با فرم كلامي مشابه به سئوالات آزمون تورنسي از آن اقتباس نموده است و سپس از بررسي سوايي و اعتبار آن آزمون را مورد استفاده قرار داده است. اين آزمون تشكيل شده است از چهار بخش روايي، انعطاف ابداع و بسط كه هر يك به صورت زير تعريف مي شود: 
۱- روايي: تعداد ايده هاي ارائه شده دانش آموز به هر يك از سئوالات هر تعداد پاسخي كه مي دهد تعداد آنها را شمرده و به هر يك ۱ اميتاز مي‌دهيم. 
۲- انعطاف: تعداد ايده هاي متفاوت كه از طرف پاسخ دهنده ارائه مي‌شود كه ايده ها دسته بندي مي شوند به هر دسته يك امتياز مي دهيم. 
۳- ابداع و ابتكار: تعداد پاسخهاي منحصر به فرد كه از طرف افراد داده شده است. يعني اينكه پاسخها پس از دسته بندي شدن، آن پاسخهايي را كه تنها فرد مورد نظر جواب داده است. اما ديگران به آن اشاره نداشته اند. نمره كامل ۱۰ مي گيرد و آن پاسخهايي را كه ۲۵% از افراد ارائه داده اند نمره ۶ مي گيرد و پاسخهايي را كه ۵۰% از آنها به آن اشاره كرده اند نمره ۳ تعلق مي گيرد و به بقيه پاسخها نمره اي داده نمي شود. 
لازم به تذكر است كه به ازاي هر سئوال ۵ دقيقه دقت در نظر گرفته شده است، پاسخ دهندگان پس از توضيح مختصر براي هر سئوال و ذكر يك مثال شروع به پاسخگويي مي كنند. 

عتیقه زیرخاکی گنج