• بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گروهي از صاحب نظران رفتار سازماني فشار رواني  را بيماري شايع قرن نامگذاري كرده‌اند شايد هم براستي دوران ما عصر فشارهاي رواني است. دوره‌اي كه در آن انسان بشر از هر زمان ديگر در معرض عوامل فشارزا  قرارگرفته و مسائل ومشكلات بيشماري از هر سو او را احاطه كرده‌ است. 
اين فشارها به طور حتم با پيچيدگي روز افزون سازمان ها و گسترش تفكيك‌ها،‌ ابزارها و ديگر ابعاد سازمان در صورت عدم برنامه ريزي صحيح و مناسب، افزايش هم مي‌يابد. 
هر چند فشار رواني به شكل‌هاي مختلفي تعريف شده است اما زمينه مشترك همه آن تعاريف اين است كه علت ايجاد فشار عصبي وجود محركي به صورت فيزيكي يا رواني است كه فرد به طريق خاصي نسبت به آن عكس‌العمل نشان مي دهد. فشار رواني داراي پيامدهايي نظير مي‌باشد اگر فشار رواني مثبت باشد ممكن است نتيجه آن فعاليت فعاليت‌جديت و انگيزش بيشتر باشد. البته آنچه بيشتر مورد توجه مي‌باشد پي‌آمدهاي منفي فشار عصبي است. همان طور كه ملاحظه‌ مي‌شود بيشترين عوامل از درون هستند. به عنوان مثال استفاده از مشروبات الكلي يكي از پي‌آمدهاي فردي فشار عصبي است در حالي كه اين مشكل از پي‌آمدهاي سازماني فشار عصبي نيز مي‌باشد زيرا ممكن است به طور مستقيم بر عملكرد سازمان اثر بگذارد هر چند دسته‌بندي پي‌آمدها تا حدودي اختياري به نظر مي‌رسد ولي بايد توجه داشت كه هر پي‌آمدي بر حسب عامل ايجاد كننده اوليه خود دسته بندي شده است. بنابرآنچه كه گفته شد پي آمدهاي فردي نتايجي هستندكه عمدتاً بر فرد اثر مي گذارند هر چند ممكن است سازمان نيز به طور مستقيم يا غير مستقيم از اين پي آمد متاثر شود ولي اين فرد است كه بهاي اصلي آن را مي‌پردازد. 
فشار رواني پي‌آمدهايي نيز دارد كه اثر مستقيم تري بر سازمان دارد يكي از اين پي‌آمدهاي واضح فشار رواني شديد كاهش عملكرد مناسب و درست است اين كاهش در مورد كارگران اجرايي به صورت كيفيت ضعيف كار، افت بهره‌وري متجلي مي‌گردد كناره‌گيري نيز مي‌تواند نتيجة فشار رواني باشد كه مهمترين آنها عبارتند از: غيبت ، استعفا و ترك كار پي آمدهايي فشار رواني كه هم بر فرد و هم بر سازمان اثر مي‌‌گذارد فرسودگي  يا تحليل رفتگي است و هنگامي بوجود مي‌ايد كه فرد احساس كند فشارهايي خيلي زياد را تحمل مي‌كند و منابع رضايت شغلي خيلي كم مي‌باشد ( الواني، ۱۳۷۱). 
فرسودگي ( بي رمقي يا تنيدگي) شغلي از جمله اختلال‌هايي است كه در سال‌هاي اخير مورد توجه روان شناسان باليني قرار گرفته است و نتايج تحقيقات نيز نشان مي دهد كه درصد قابل توجهي از افراد سازمان ‌هاي فعال از اين عارضه، دروغ هستند. به طور كلي مي‌توان فرسودگي شغلي را نوعي اختلال كه به دليل قرار گرفتن طولاني مدت در معرض فشارهاي رواني كه در وي ايجاد مي‌شود و فرد مبتلا از خستگي جسمي و هيجاني نيز فرسودگي شغلي نگرش رنج مي‌برد. براساس تحقيقات ( موس ۱۹۸۱) نتيجة فرسودگي شغلي كاهش كارايي، كاهش علاقه نسبت به كار و كاهش ظرفيت براي حفظ عملكرد مي باشد ( ساعتچي، ۱۳۷۶) 
اين روزها فرسودگي شغلي را به مثابه مشكل عمده در تنش كار تشخيص داده‌اند فرسودگي بيشتر در ميان متخصصيني شايع است كه بايستي به طور گسترده با ديگر افراد، مشتريان زير دستان و مراجعان كاري سروكار داشته باشد. در حدود ۲۰ درصد صاحبان مشاغل مديران و كارشناسان فني در آمريكا مبتلا به عارضه فرسودگي شغل هستند (هاروي ، ۱۳۷۷). 
نتيجة طبيعي فشارهاي رواني فردي براي سازمان كاهش كارايي است كاركنان كه با فشارهاي رواني داراي نرخ بالاتر تاخير، غيبت و ترك خدمت هستند كارايي آنها نيز هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي كاهش يافته و تعداد حوادث و شكايات افزايش مي‌يابد. بديهي است كه اين گونه كاركنان داراي روحية اي پايين انگيزش كم و رضايت شغلي بسيار ضعيف هستند به طور خلاصه كاركناني كه فرسودگي و استهلاك را در خود تجربه مي‌كنند هيجان قبلي را براي كار از دست داده در بسياري از موارد كار و شغل خود را رها مي‌كنند ( جزني، ۱۳۷۸) 
اين روزها موضوع فشار رواني ناشي از كار و زندگي در بيان عامه مردم متخصصان آموزشي، مددكاران، متخصصان بهداشت و ساير كساني كه مسئوليت بهزيستي مردم را به عهده دارند بسيار رايج بوده و در راس امور قرار دارد. 
پژوهشگران عمدتاً به چگونگي ايجاد فشار رواني و نحوه‌اي كه افراد از نظر فيزيولوژيكي و رواني در موقعيت‌هاي فشار زا واكنش نشان مي‌دهند توجه دارند زماني كه اين عوامل شناسايي شد سازمان ها بايد قادر به كنترل اين محرك‌هاي فشار زا باشند زيرا آنها ايجاد اضطراب و نگراني كرده نهايتاً بر هدف‌هاي كلي سازمان آسيب وارد خواهند كرد افزون بر آن شناسايي به موقع و كنترل فشار رواني ممكن است منتهي به افزايش كارايي ، خلاقيت و رضايت خاطر كاركنان گردد ( جزني، ۱۳۷۸) 
علاوه بر آنچه كه ديگران مي‌توانند براي فرد در محيط كار و خانه انجام دهند ضروري است تا هر كس كه فشار زندگي را بر خود احساس مي‌كند و در اين زمينه تجربه فردي دارد دست به كار شده و به خود كمك كند. 
سازمان‌ها و موسسات مي‌توانند سنگ زيربناي سلامتي بيشتر و بهزيستي را بنانهد، اما اين به عهدة خود افراد هست كه از اين فشارها بكاهند يا اينكه شيوه و روش فرد را تغيير دهند و از اين طريق به فرد كمك كنند و به عبارت ديگر تا زماني كه خود نقش فعالي در روند پيشگيري از ايجاد فشار و مقابله با آن به عهده نگيرد سياست‌ها و روش‌هايي كه سازمان ها در پيش مي‌گيرند بهره و نتيجه كلي در پي‌خواهد داشت. 
گروه نمونه اي كه در اين تحقيق مورد آزمون قرار گرفته اند كارمندان اداري و كارگران كارخانة ايران خودرو در شهر تهران بودند با توجه به اينكه در اين كارخانه كارگران با ماشينهاي سنگين كار مي كنند و استرس در آن ها زياد است و همچنين كارمندان اداري نيز در آن‌ها استرس زياد است و در نتيجه باعث فرسودگي شغلي مي‌شود بنابراين آنچه كه به عنوان مسئله اساسي در پژوهش حاضر مطرح است اين است كه آيا بين استرس و فرسودگي شغلي بين كارمندان اداري و كارگران كارخانة ايران خودرو ديزل رابطه معني‌داري وجود دارد يا خير؟ 
 
اهميت و ضرورت تحقيق: 
كاركنان با استرسهاي مختلفي مواجه هستند يكي از نتايج اين استرسها بروز فرسودگي شغلي در بين آنان است اين فرسودگي ناشي از عكس العمل مربوط به استرس عوارض زيادي در سازمان و خانواده و زندگي اجتماعي و فردي بر جاي مي گذارد از مهمترين آن ها مي‌توان غيبت كاركنان از كار، تاخيرهاي متوالي شكايت هاي مختلف روان تني، كشمكش و تضاد در محيط كار، تغيير شغل و در نهايت ترك خدمت را نام برد. هنگامي فرسودگي شغلي رخ مي‌دهد فقدان روز افزون واقع بيني، كاهش انرژي در ادامه فعاليت‌هاي سودمند، از دست دادن فلسفه نهايي زندگي و فقدان احساس همدردي و اختلالات روحي و جسمي ظهور پيدا مي كند براي فائق آمدن بر اين مشكلات بايد استرسهاي رواني و فرسودگي شغلي مقابله كرد. 
راهبردهاي مختلفي براي پيشگيري و درمان فرسودگي شغلي در منابع مختلف گزارش شده‌است و در اين جهت هر فردي راه و روش مقابله‌اي را انتخاب و روشهاي مقابله‌اي انتخاب شده به خود به نحوي در كاهش يا افزاش فرسودگي شغلي تاثير دارد. و با به كار بردن نتايج اين تحقيق در برنامه‌ريزيهاي آموزشي دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالي در مراكز بهداشتي و درماني فراهم خواهد شد تا كسانيكه در آينده به حرفه‌اي وارد خواهند شد با استرسهاي شغلي و فرسودگي شغلي و شيوه مقابله با آن آگاه شوند. 

هدف پژوهش : 
هدف اصلي پژوهش حاضر: 
بررسي تفاوت ميان استرس و فرسودگي شغلي بين كارمندان اداري و كارگران كارخانه ايران خودرو ديزل مي‌باشد. 

فرضيه هاي پژوهش: 
۱ـ بين ميزان فرسودگي شغلي كارمندان اداري و كارگران تفاوت وجود دارد. 
۲ـ بين ميزان استرس در كارمندان اداري و كارگران تفاوت است. 
۳ـ بين استرس و فرسودگي شغلي رابطه وجود دارد. 
۴ـ بين فرسودگي شغلي و سابقه كار رابطه وجود دارد. 
 
تعاريف نظري و عملياتي متغيرها: 
تعريف نظري متغيرها 
استرس شغلي: 
روي هم جمع‌شدن عوامل يا وضعيت‌هاي مرتبط با شغل كه عمدتاً استرس زا‌ شناخته شده‌اند كنش متقابل بين شرايط كار و ويژگي‌هاي فردي شاغل به گونه‌اي است كه خواست هاي محيط كار و در نتيجه فشارهاي مرتبط با آن بيش از آن است كه فرد بتواند از عهده آنها برآيد. ( تيموري، ۱۳۸۳). 

فرسودگي شغلي: 
فريد و نبرگر ( ۱۹۷۹) اولين كسي بود كه به اين واژه به معناي امروزي آن اعتبار بخشيد وي فرسودگي شغلي را يك حالت خستگي و تحليل‌رفتگي مي داند كه از كار سخت و بدون انگيزه‌ و بي علاقه ناشي مي‌شود همچنين معتقد بود كه سندروم فرسودگي خودش را به صورت علايم مختلف نشان مي‌دهد كه اين علايم و شدت آن ها از يك شخص به شخص ديگر تفاوت دارد و معمولاً يك سال بعد از موقعيكه شخص در يك اداره يا موسسه كار مي‌كند شروع مي‌شود. ( فريدونبرگر، ۱۹۷۹). 
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر

این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:


فشار رواني يا استرس كه واژه اصلي آن ريشه در زبان لاتين دارد در قرن هفدهم ميلادي بسيار متداول بوده و به بعضي سختي، دشواري، فلاكت و محنت به كار رفته است. در اواخر قرن هجدهم معني آن به نيرو،‌ فشار، زور و تلاش بسيار متغير يافته است ( تيموري، ۱۳۸۳). 
فشار رواني براي افراد مختلف معاني متفاوتي دارد اختلاف نظر در مورد فشار رواني در پاسخ‌هايي كه مديران به يك سوال مشابه تحت عنوان «منظور از اصطلاح فشار رواني يا استرس چيست» اين موضوع را تائيد مي نمايد. در اين رابطه متداول‌ترين جواب‌هايي كه به اين پرسش داده شده است عبارت بودند از
فشار رواني را پاسخي دانسته‌اند كه فرد براي تطبيق با يك وضعيت خارجي متفاوت با وضعيت عادي به صورت رفتاري، رواني، جسماني از خود نشان مي‌دهد. همچنين فشار رواني را مجموعه واكنش‌هاي عمومي انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پيش‌بيني نشده خارجي يا داخلي از ميان برود ايجاد فشار رواني مي‌‌كند. 
فشار رواني داراي آثار جسماني نيز هست و از اين طريق هم به سازمان صدمات شديدي وارد مي‌آيد. 
استرس‌هاي حاد نيروي انساني سازمان را ضايع مي‌كند و هدف سازمان را دستخوش تزلزل مي‌سازد. افرادي كه دچار استرس مي‌گردند توان مقابله با آن را از دست مي‌دهند ، از جهات جسماني و رفتاري دچار آسيب مي‌شوند و بدين ترتيب است كه استرس در سازمان همچون آفتي نيروها را تحليل مي برد و تلاش ها و فعاليت‌ها را عقيم مي‌سازد. ( تيموري، ۱۳۸۳) 
لذا تحقيق حاضر در نظر دارد كه با بررسي رابطه فشارهاي رواني (استرس‌هاي شغلي) با فرسودگي شغلي هر چند گامي كوچك در جهت تبيين موضوع تحقيق برداشته شود. 

طرح مساله و چهارچوب نظري آن: 
هر چند فشار رواني به شكل‌هاي مختلفي تعريف شده است اما زمينه مشترك همه آن تعاريف اين است كه علت ايجاد فشار عصبي وجود محركي به صورت فيزيكي يا رواني است كه فرد به طريق خاصي نسبت به آن عكس‌العمل نشان مي دهد. فشار رواني داراي پيامدهايي نظير مي‌باشد اگر فشار رواني مثبت باشد ممكن است نتيجه آن فعاليت فعاليت‌جديت و انگيزش بيشتر باشد. البته آنچه بيشتر مورد توجه مي‌باشد پي‌آمدهاي منفي فشار عصبي است. همان طور كه ملاحظه‌ مي‌شود بيشترين عوامل از درون هستند. به عنوان مثال استفاده از مشروبات الكلي يكي از پي‌آمدهاي فردي فشار عصبي است در حالي كه اين مشكل از پي‌آمدهاي سازماني فشار عصبي نيز مي‌باشد زيرا ممكن است به طور مستقيم بر عملكرد سازمان اثر بگذارد هر چند دسته‌بندي پي‌آمدها تا حدودي اختياري به نظر مي‌رسد ولي بايد توجه داشت كه هر پي‌آمدي بر حسب عامل ايجاد كننده اوليه خود دسته بندي شده است. بنابرآنچه كه گفته شد پي آمدهاي فردي نتايجي هستندكه عمدتاً بر فرد اثر مي گذارند هر چند ممكن است سازمان نيز به طور مستقيم يا غير مستقيم از اين پي آمد متاثر شود ولي اين فرد است كه بهاي اصلي آن را مي‌پردازد. 
فشار رواني پي‌آمدهايي نيز دارد كه اثر مستقيم تري بر سازمان دارد يكي از اين پي‌آمدهاي واضح فشار رواني شديد كاهش عملكرد مناسب و درست است اين كاهش در مورد كارگران اجرايي به صورت كيفيت ضعيف كار، افت بهره‌وري متجلي مي‌گردد كناره‌گيري نيز مي‌تواند نتيجة فشار رواني باشد كه مهمترين آنها عبارتند از: غيبت ، استعفا و ترك كار پي آمدهايي فشار رواني كه هم بر فرد و هم بر سازمان اثر مي‌‌گذارد فرسودگي  يا تحليل رفتگي است و هنگامي بوجود مي‌ايد كه فرد احساس كند فشارهايي خيلي زياد را تحمل مي‌كند و منابع رضايت شغلي خيلي كم مي‌باشد ( الواني، ۱۳۷۱). 
فرسودگي ( بي رمقي يا تنيدگي) شغلي از جمله اختلال‌هايي است كه در سال‌هاي اخير مورد توجه روان شناسان باليني قرار گرفته است و نتايج تحقيقات نيز نشان مي دهد كه درصد قابل توجهي از افراد سازمان ‌هاي فعال از اين عارضه، دروغ هستند. به طور كلي مي‌توان فرسودگي شغلي را نوعي اختلال كه به دليل قرار گرفتن طولاني مدت در معرض فشارهاي رواني كه در وي ايجاد مي‌شود و فرد مبتلا از خستگي جسمي و هيجاني نيز فرسودگي شغلي نگرش رنج مي‌برد. براساس تحقيقات ( موس ۱۹۸۱) نتيجة فرسودگي شغلي كاهش كارايي، كاهش علاقه نسبت به كار و كاهش ظرفيت براي حفظ عملكرد مي باشد ( ساعتچي، ۱۳۷۶) 
اين روزها فرسودگي شغلي را به مثابه مشكل عمده در تنش كار تشخيص داده‌اند فرسودگي بيشتر در ميان متخصصيني شايع است كه بايستي به طور گسترده با ديگر افراد، مشتريان زير دستان و مراجعان كاري سروكار داشته باشد. در حدود ۲۰ درصد صاحبان مشاغل مديران و كارشناسان فني در آمريكا مبتلا به عارضه فرسودگي شغل هستند (هاروي ، ۱۳۷۷). 
نتيجة طبيعي فشارهاي رواني فردي براي سازمان كاهش كارايي است كاركنان كه با فشارهاي رواني داراي نرخ بالاتر تاخير، غيبت و ترك خدمت هستند كارايي آنها نيز هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي كاهش يافته و تعداد حوادث و شكايات افزايش مي‌يابد. بديهي است كه اين گونه كاركنان داراي روحية اي پايين انگيزش كم و رضايت شغلي بسيار ضعيف هستند به طور خلاصه كاركناني كه فرسودگي و استهلاك را در خود تجربه مي‌كنند هيجان قبلي را براي كار از دست داده در بسياري از موارد كار و شغل خود را رها مي‌كنند ( جزني، ۱۳۷۸) 
اين روزها موضوع فشار رواني ناشي از كار و زندگي در بيان عامه مردم متخصصان آموزشي، مددكاران، متخصصان بهداشت و ساير كساني كه مسئوليت بهزيستي مردم را به عهده دارند بسيار رايج بوده و در راس امور قرار دارد. 
پژوهشگران عمدتاً به چگونگي ايجاد فشار رواني و نحوه‌اي كه افراد از نظر فيزيولوژيكي و رواني در موقعيت‌هاي فشار زا واكنش نشان مي‌دهند توجه دارند زماني كه اين عوامل شناسايي شد سازمان ها بايد قادر به كنترل اين محرك‌هاي فشار زا باشند زيرا آنها ايجاد اضطراب و نگراني كرده نهايتاً بر هدف‌هاي كلي سازمان آسيب وارد خواهند كرد افزون بر آن شناسايي به موقع و كنترل فشار رواني ممكن است منتهي به افزايش كارايي ، خلاقيت و رضايت خاطر كاركنان گردد ( جزني، ۱۳۷۸) 
علاوه بر آنچه كه ديگران مي‌توانند براي فرد در محيط كار و خانه انجام دهند ضروري است تا هر كس كه فشار زندگي را بر خود احساس مي‌كند و در اين زمينه تجربه فردي دارد دست به كار شده و به خود كمك كند. 
سازمان‌ها و موسسات مي‌توانند سنگ زيربناي سلامتي بيشتر و بهزيستي را بنانهد، اما اين به عهدة خود افراد هست كه از اين فشارها بكاهند يا اينكه شيوه و روش فرد را تغيير دهند و از اين طريق به فرد كمك كنند و به عبارت ديگر تا زماني كه خود نقش فعالي در روند پيشگيري از ايجاد فشار و مقابله با آن به عهده نگيرد سياست‌ها و روش‌هايي كه سازمان ها در پيش مي‌گيرند بهره و نتيجه كلي در پي‌خواهد داشت. 
گروه نمونه اي كه در اين تحقيق مورد آزمون قرار گرفته اند كارمندان اداري و كارگران كارخانة ايران خودرو در شهر تهران بودند با توجه به اينكه در اين كارخانه كارگران با ماشينهاي سنگين كار مي كنند و استرس در آن ها زياد است و همچنين كارمندان اداري نيز در آن‌ها استرس زياد است و در نتيجه باعث فرسودگي شغلي مي‌شود بنابراين آنچه كه به عنوان مسئله اساسي در پژوهش حاضر مطرح است اين است كه آيا بين استرس و فرسودگي شغلي بين كارمندان اداري و كارگران كارخانة ايران خودرو ديزل رابطه معني‌داري وجود دارد يا خير؟ 
 
اهميت و ضرورت تحقيق: 
كاركنان با استرسهاي مختلفي مواجه هستند يكي از نتايج اين استرسها بروز فرسودگي شغلي در بين آنان است اين فرسودگي ناشي از عكس العمل مربوط به استرس عوارض زيادي در سازمان و خانواده و زندگي اجتماعي و فردي بر جاي مي گذارد از مهمترين آن ها مي‌توان غيبت كاركنان از كار، تاخيرهاي متوالي شكايت هاي مختلف روان تني، كشمكش و تضاد در محيط كار، تغيير شغل و در نهايت ترك خدمت را نام برد. هنگامي فرسودگي شغلي رخ مي‌دهد فقدان روز افزون واقع بيني، كاهش انرژي در ادامه فعاليت‌هاي سودمند، از دست دادن فلسفه نهايي زندگي و فقدان احساس همدردي و اختلالات روحي و جسمي ظهور پيدا مي كند براي فائق آمدن بر اين مشكلات بايد استرسهاي رواني و فرسودگي شغلي مقابله كرد. 

عتیقه زیرخاکی گنج