• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پس از تلاش ها و آويز و گريزهاي بسيار مجاهدان و علماي ديني و ملت ايران سرانجام در سيزدهم مرداد ۱۲۸۵ خورشيدي مظفرالدين شاه قاجار فرمان حكومت مشروطه را امضا و صادر كرد و سه روز پس از آن دستخط ديگري در تأييد فرمان مشروطيت صادر نمود كه در آن فرمان صريح نسبت به تأسيس مجلس منتخبين ملت داده شد. از آن تاريخ تا پايان سلطنت وي وقايع سياسي زير به ترتيب در اشعار شاعران انعكاس يافته است
۱۲۸۵ خورشيدي
۱- آغاز مشروطيت و مجلس شوراي ملي:
شاد باش اي مجلس ملي كه بينم عن قريب از توآيد درد ملت را درين دوران طبيب…
(اديب الممالك فراهاني، ديوان، ص ۱۳۷)
… دولت و ملت چو هر دو دست بهم داد پاي به دامن كشد عدوي سبك سر…
(محمدتقي بهار، ديوان، ص ۵۶)
… غريو شعف رفت تا آسمان كه مشروطه شد سرزمين كيان
(نظام وفا، ديوان، ص۲۰۳)
۲- نكوهش از وزيران و مجلس شوراي يكم:
… وزيرا وقت آن آمد كه امروز بياموزي ره رسم تدين… 
براري ريشة انصاف از بيخ براندازي اساس عدل از بن
كني خاموش چراغ دين اسلام كني خاموش چراغ دين اسلام
(اديب الممالك فراهاني، ديوان، ص ۳۸۶)
۳- مدح مظفرالدين شاه به سبب صدور فرمان مشروطيت:
شه مظفر داور گيتي خديو كامران آن كه ذاتش مستطابستي۱ و خلقش مستطيب۲
(اديب الممالك فراهاني، ديوان، ص ۱۳۸)
… شاه جهان مظفر كش فرمان بر مهر و ماه در خور و زيبنده است…
(اديب نيشابوري، ديوان، ص ۱۸۶)
… شه مظفر كه پي چاكري اش پادشهان خط نوشتند و نهادند بر آن خاتمشان…
(ايرج ميرزا، ديوان، ص ۴۷)
… پادشه دادگر مظفرالدين شاه آن كه زعدلش بناي ظلم برافتاد…
(محمدتقي بهار، ديوان، ص ۵۵)
بر سر در عمارت مشروطه، يادگار نقش به خون نشسته عدل مظفر است… 
(شهريار، ديوان، ص ۱۰۵)
۴- مرگ مظفر الدين شاه:
… چو زين باغ شد شهريار كهن بخشيد شاخ مرا بيخ وبن…
(اديب الممالك فراهاني، ديوان، ص ۷۲۴)
اديب الممالك فراهاني را بايد به عنوان سياسي ترين شاعر دوران پادشاهي مظفرالدين شاه معرفي كرد.
پس از مرگ مظفرالدين شاه، در روز بيست و هشتم دي ماه ۱۲۸۵ خورشيدي فرزند وي، محمدعلي شاه قاجار، طي مراسم با شكوهي تاجگذاري كرد و به دستور شاه جديد در جشن تاجگذاري از نمايندگان مجلس دعوت به عمل نيامد و از همين جا عداوت وي با مجلس و مشروطه نمايان گشت و حوادثي در پي آن آمد كه به عزل وي از سلطنت انجاميد وسرانجام در مردادماه ۱۲۸۸ خورشيدي دوران سلطنت وي به پايان رسيد. از بين وقايع دوران پادشاهي محمدعلي شاه قاجار حوادث زير در شعر شاعران بازتاب داشته است:
۱۲۸۵ خورشيدي
۱- به تخت نشستن محمدعلي شاه قاجار:
… اي ملك از فرة جلوس تو امروز نور الهي به تاج تابد و بر تخت …
(اديب الممالك فراهاني، ديوان، ص ۸۴۴)
… المنه لله كه جهان باز جوان شد وين شاه ملك مرتبه سلطان جهان شد…
(محمدتقي بهار، ديوان، ص ۶۲)
۲- صدر اعظمي اتابك اعظم ميرزا علي اصغرخان اتابك:
… اي خرگه وزارت، رو بر فلك بناز وي مسند صدارت، شو بر جهان ببال…
كامد به فر بخت دگر باره سوي تو صدر فلك مقام و عميد ملك خصال …
(محمدتقي بهار، ديوان، ص ۶۴)
۱۲۸۶ خورشيدي
۴- قرارداد ۱۹۰۷ م . روس و انگليس مبني بر تقسيم ايران:
… شاهد روسي نخست از ره بيداد كردعيان حيله هاي سر و علن را…
ليك بت انگليسي از در اخلاص آمد و وارونه كرد طرح سخن را…
(اديب الممالك فراهاني، ديوان، ص ۹۶)
سوي لندن گذر اي پاك نسيم سحري سخن از من برگو به سر ادوارد گري۳…
اندر آن عهد كه با روس ببستي زين پيش غبن ها بود و نديدي تو ز كوته نظري…
(محمدتقي بهار، ديوان، ص ۱۷۴)
۵- تكفير مشروطه:
اين دود سيه فام كه از بام وطن خاست از ماست كه برماست
اين شعله سوزان كه بر آمد ز چپ و راست از ماست كه بر ماست…
(محمدتقي بهار، ديوان، ص ۲۱۲)
۶- انتقاد از اوضاع عدليه:
… طاق و رواق عدليه را بر كند ستون آن كو فراشت سقف سما را بلاعمد…
(اديب الممالك فراهاني، ديوان، ص ۲۱۲)
… زنهار ز عدليه و اعضاش مزن دم گر نان توتلخ است ز نانواش مزن دم….
(نسيم شمال ، كليات، ص ۱۴۸)
۱۲۸۷ خورشيدي
۷- به توپ بسته شدن مجلس به دستور محمدعلي شاه توسط كلنل لياخوف۴ روسي:
… وان شعله كه از توپ تو افتاد به مجلس زودا كه برافروخته ات در به خيام است…
اخگر زدم توپ تو در مسجد و مجلس فرياد زبيداد تو در ركن و مقام است…
تا چند به فرمان لياخوف درين شهر بام و در ما سخره مشتي ز لئام است…

عتیقه زیرخاکی گنج