• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 در فرهنگ ما نمی توان معماری و شهرسازی را صرفاً با نظریه ای کلی و جهانشمول یا با چند فرمول ، چنان که در علوم دیگر میسر است تعریف کرد. چرا که معماری علاوه بر آنکه علم است ،هنر نیز
 هست ، معماری و طراحی شهری ترجمان اندیشه های انتزاعی به صورت فرم است .
یک وجه معماری عینی و عقلانی است حال آنکه وجه دیگر آن ذهنی غیر عقلانی و عاطفی است . معماری و شهرسازی را در مقام یک شیء می توان به صورت کمی سنجید اما معماری در مقام تجربه بر واکنش کم و بیش غیرقابل پیش بینی انسان متکی است که برخاسته از نیازها و دیدگاههای اوست . معماری و شهرسازی به موقعیت ( یعنی ارزشها و نگرشها ) متکی است اما در عین حال به وسیله فرهنگ انتظام می یابد که درک وحدت گذشته و حال و یا به عبارت دیگر ایجاد تعادل بین سنت
بیان مسأله : 
نیمه دوم قرن نوزدهم ، با آغاز رشد عمودی ساختمانها ( بلند مرتبه سازی ) در غرب همراه بوده است از آن زمان تاکنون ، پدیده (( بلند مرتبه سازی )) به عنوان یکی از اشکال غالب ، در صحنه معماری و شهر سازی جهان ، چهره خود را به ثبت رسانده است . بلند مرتبه سازی در طی حیات خود اگر چه همواره از سوی بعضی اندیشمندان مسائل اجتماعی ، اقتصادی … و شهر سازی مورد انتقاد واقع شده و به کاربرد آن با شک و تردید نگریسته اند اما همواره بنا به ضرورت ها ، توانسته است حضور دائمی خویش را به اثبات رسانده و بر عرصه فعالیت و گستردگی خود بیافزاید .
در طی حدود ۵/۱ قرنی که استفاده از ساختمانهای بلند در شهرهای جهان متداول گردید و گسترش یافت ، بلند مرتبه سازی همواره به عنوان یک پدیده مهم و مشکل آفرین مورد بحث بوده است . این پدیده از سویی می تواند به بسیاری از مسائل شهری مانند کمبود زمین ، کمبود مسکن و … پاسخ دهد ، اما از سوی دیگر خود پدید آورنده مشکلات و نارسایی های دیگری می باشد . در کشورهای غربی سعی شده است برای بهره مندی از مزایای بلند مرتبه سازی و برای کنترل مسائل و مشکلات ناشی از آن توسط قوانین و مقررات کاربردی عمل کنند و پدیده را تحت کنترل بیاورند . ضرورت وجود قوانین و ضوابط کنترل کننده در این کشورها بعد از بروز مشکلات و نارسایی های ناشی از گسترش این پدیده خود را نمایاند یعنی زمانی که آثار نامطلوب آن بر چهره محیط صدمه زده بود و جبران خسارات آن به طور کامل میسر نبود . اما به هر حال وجود این ضوابط و مقررات توانسته است تا حد زیادی از گسترش و ادامه آثار نامطلوب بلند مرتبه سازی در زمینه های کالبدی ، زیست محیطی ، اجتماعی … جلوگیری نموده و باعث بهره مندی مطلوب از مزایای آن گردد . 
شهرهای ما ( خصوصا کلان شهرها ) در حال حاضر شاهد رشد وگسترش روزافزون ساختمان های بلند بر چهره خود می باشد و این در شرایطی صورت می پذیرد که شناخت دقیقی از موضوع وجود ندارد و قانون و مقررات کنترل کننده ای نیز در دست نیست . عدم وجود ضوابط و معیارهایی برای کاربرد اجرایی بلند مرتبه سازی ، این نگرانی را باعث می گردد که عوارض نامطلوب آن به علت وجود
 نارسایی های دیگر ، بسیار فاجعه بارتر از آنچه در شهرهای غربی رخ داده ، خود را بنمایاند .

هزینه زیاد زمین و تکنولوژی پیشرفته و مصالح متنوع امروز بلند مرتبه سازی را توجیه
 می نماید یا خیر ؟ 
ساختمانهایی که در شهر ساخته می شوند محل کار یا زندگی مردم هستند . مردم برای اینکه از جایی به جای دیگر بروند احتیاج به کوچه و خیابان و وسیله نقلیه دارند . مردم به مدرسه و بیمارستان و پارک و شهربازی و ورزشگاه و نمایشگاه و … هم نیاز دارند . بنابراین تعداد مردم یک شهر
 ( یعنی جمعیت شهر ) باید در حدی باشد که ظرفیت معابر و فضاها و اماکن عمومی آن بتواند پاسخگوی نیازهای ساکنانش باشد . کنترل تعداد طبقات ساختمان وسیله ای است برای کنترل اندازه و تراکم جمعیت ، و کنترل تراکم جمعیت هم به این دلیل لازم است که بین نیازهای مردم و ظرفیت معابر و اماکن و بناهای عمومی شهر تعادل برقرار شود .
رابطه تراکم جمعیت و ظرفیت معابر و تاسیسات و تجهیزات و خدمات شهری 
با امکاناتی که در حال حاضر برای رفت و آمد و حمل و نقل می شناسیم ( خیابان ، اتومبیل ، اتوبوس ، مترو … ) در شهر بزرگی مثل تهران حدود ۳۰% مساحت شهر به شبکه معابر اختصاص می یابد . معمولا ۲۰ تا ۳۰ درصد سطح یک شهر بزرگ نیز برای احداث خانه ها و سکونتگاه مردم منظور می شود و بقیه سطح شهر نیز سهم انواع خدمات و تاسیسات و تجهیزات عمومی ، فضاهای سبز ، حریم مسیلها و رودها ، مناطق حفاظت شده و … است .
طبق طرح جامع و ساماندهی مصوب تهران ، مجموعا در حدود ۱۶۰ کیلومتر مربع از مساحت ۷۰۰ کیلومتر مربعی محدوده بیست و پنج ساله به (( کاربری مسکونی )) اختصاص دارد .
حال می خواهیم ببینیم که در این ۱۶۰ کیلومتر مربع ( یا ۱۶۰ میلیون متر مربع ) چقدر خانه می توانیم بسازیم به نحوی که بین نیازهای جمعیت و ظرفیتهای شهر تعادل برقرار شود ؟
اگر تراکم ساختمانی را برابر حداقل پیش بینی شده در ضوابط موجود ، ۱۲۰ درصد ( یعنی دو طبقه ساختمان در ۶۰ درصد سطح زمین ) در نظر بگیریم  سطح کل زیربنای ساختمانهای مسکونی شهر برابر ۱۹۲ میلیون متر مربع خواهد شد . حال برای اینکه ببینیم که در این مقدار زیربنا چند نفر ساکن خواهند شد . باید آن را بر عدد متوسط سطح زیربنای مسکونی ، که در تهران حدود ۲۰ مترمربع است ، تقسیم کنیم ، حاصل برابر ۶/۹ میلیون نفر می شود .
معنی محاسبه ساده فوق این است که اگر به فرض در تمام قطعه زمینهای مسکونی محدوده ۲۵ ساله تهران ساختمانهای مسکونی ۲ طبقه ( یعنی تراکم ساختمانی ۱۲۰ درصد ) ساخته شود ، جمعیت ساکن در محدوده ۲۵ ساله تهران به ۶/۹ میلیون نفر می رسد . به همین ترتیب اگر همه ساختمانها ، به فرض سه طبقه ساخته شوند جمعیت محدوده ۲۵ ساله تهران به ۴/۱۴ میلیون و اگر چهار طبقه ساخته شوند به ۲/۱۹ میلیون نفر می رسد وحال سوال این است که این ظرفیت ۷۰۰ کیلومتر مربعی ( یعنی محدوده ۲۵ ساله تهران ) چند نفر را می تواند در خود جا دهد ؟
طبق طرح جامع اول تهران ( مصوب سال ۴۹ برای دوره ۷۰-۱۳۴۵ ) ۵/۵ میلیون نفر ، و طبق طرح ساماندهی تهران ، مصوب ۱۳۷۱ ، ۶۵/۷ میلیون نفر .
آیا می توان از رقم اخیر هم تجاوز کرد ؟ نه چندان ، زیرا اگر حتی از محدودیت جدی منابع آب و نیز محدودیت ظرفیت شبکه های موجود آب و برق و گاز و … هم بگذریم . و حل آن را به کمک سرمایه گذاری زیاد و استفاده از تکنولوژی پیشرفته میسر بدانیم . در مورد شبکه معابر محدودیت وجود دارد : وقتی متوسط تراکم ناخالص جمعیت شهر بزرگی مثل تهران از ۱۰۰ نفر در هکتار فعلی تجاوز کند و به حدود ۱۴۰ نفر در هکتار برسد ( یعنی جمعیت کل ۸/۹ میلیون نفر ) ، دیگر حتی نه فقط شبکه اتوبوسرانی پیشرفته ، بلکه سیستمهای حمل و نقل با ظرفیت سنگین ( مثل مترو ) نیز جوابگوی نیازهای حمل ونقل و رفت و آمد مردم شهر نخواهند بود ، و علاوه بر آن شهر به لحاظ سطوح مورد نیاز فضاهای باز و سبز و انواع خدمات و تأسیسات « زمین بر » شهری نیز با کمبودهای جدی تر مواجه می شود ، معنای حرفهای فوق به طور خلاصه این است که حداکثر متوسط تراکم ساختمانی ، اگر حداقل قابل قبولی از کیفیت را ضروری بدانیم ، ۱۲۰ درصد ، و حداکثر متوسط تعداد طبقات ساختمانهای مسکونی ، دو طبقه ، است ، یعنی چهار طبقه هم خیلی زیاد است ! 

بلند مرتبه سازی در کلان شهرهای ایران آری یا خیر ؟ 
همواره در شهرها تقاضاها و یا نیازهای خاصی وجود دارد که در همه جای شهر قابل پاسخگویی نیست و فقط بخشهای معینی از شهر توان و استعداد پاسخگویی به آنها را دارند : در همه جای شهر نمی توان ساختمانهای اداری و تجاری ساخت . فعالیتهای اداری ،  تجاری و فرهنگی نیاز و تمایل به تمرکز و همجواری دارند . به عبارت دیگر هم نیاز و هم مصلحت حکم می کند که در بخشهایی از شهر با احداث ساختمانهای بلند ، از زمین ( به عنوان منبعی کمیاب ) ، بهتر و بیشتر استفاده شود . و باز به بیان دیگر عرضه محدود و تقاضای بسیار زیاد برای استفاده از زمین در مرکز شهر و مرکز مناطق و نواحی و محلات شهر ، استفاده بیشتر از زمین ، یعنی تراکم ساختمانی بیشتر ، را توجیه می کند . بنابراین ممکن است لازم و منطقی و معقول باشد که در جایی از شهر ساختمان های مرتفع هم ساخته شود.
اما مهم این است که مکانهایی را که می توان در آنها ساختمانهای بلند ساخت ( بیشتر بر مبنای پتانسیلهای اقتصادی و اجتماعی موقعیتهای شهری و نه فقط بر اساس ویژگیهای طبیعی و زیست محیطی ) ، و نیز شرایط و ضوابط لازم برای بلند مرتبه سازی را نیز ( از جمله ابعاد قطعه زمین و موقعیت آن نسبت به معابر همجوار ) ، درست انتخاب و تعیین کنیم . نکته بسیار مهم دیگر اینکه میزان محدودیت تراکم ساختمانی ( یا تعداد طبقات ساختمان ) در مورد ساختمانهای اداری و تجاری می تواند بسیار ناچیز باشد ، اما در مورد ساختمانهای مسکونی ، در موقعیتهایی که برای بلند مرتبه سازی مناسب تشخیص داده می شود ، هدف اصلی افزایش تراکم ساختمانی ( و در نتیجه آن ، افزایش تراکم و اندازه جمعیت ) نیست ،بلکه هدف اصلی این است که با استفاده از الگوی آپارتمانهای بلند مسکونی ، سطح بیشتری از زمین به فضاهای باز و سبز اختصاص داده شود و کیفیت مطلوب تری برای زندگی جمعی تامین شود. بنابراین احداث ساختمانهای مسکونی از ۸ طبقه به بالا در قطعه زمین ۵۰۰ الی ۱۰۰۰ متری منطقی نمی باشد 
رابطه بین بلند مرتبه سازی و توسعه افقی :
محاسبات ساده فوق نشان داد که اگر متوسط ارتفاع ساختمانها در تهران از حدود ۲/۱ طبقه فعلی به حدود ۲ طبقه برسد ، ظرفیت جمعیت پذیری کل محدوده ۷۰۰ کیلومتر مربعی ۲۵ ساله تهران به ۶/۹ میلیون نفر می رسد ، یعنی حدود ۲ میلیون نفر بیشتر از آنچه در طرح ساماندهی تهران پیش بینی شده و به تصویب شورای عالی شهرسازی رسیده است . اداره تهران و تامین امکانات حداقل رفت و آمد و تاسیسات و تجهیزات و خدمات شهری ، در صورتی که به چنین جمعیتی برسد ، بسیار مشکل تر از امروز خواهد بود .
به عبارت دیگر با ارتفاع متوسط ۲ طبقه برای ساختمانهای مسکونی ، بیشترین استفاده قابل تصور از امکانات جمعیت پذیری شهر تهران به عمل خواهد آمد . و اگر جمعیت تهران در آینده از این رقم تجاوز کند ، که می کند ، توسعه افقی ناگزیر خواهد بود ، و برای پرهیز از توسعه افقی نمی توان باربیشتری بر دوش تهران گذاشت . بلکه باید مسئله اسکان و استقرار جمعیت و فعالیت را – نه فقط در شهر تهران – بلکه در عرصه منطقه کلان شهری تهران مورد توجه قرار داد .
نکته حائز اهمیت دیگر اینکه هم اکنون حدود ۵/۳ میلیون نفر در شهرها و آبادیهای کوچک و بزرگ اطراف تهران زندگی می کنند . یعنی توسعه افقی تهران مدتها است که اتفاق افتاده . کرج یک میلیون نفری ، اسلامشهر ۳۰۰ هزار نفری ، اکبرآباد ۸۰ هزارنفری ، قرچک ۱۴۰ هزارنفری و … در واقع مظاهر توسعه افقی کلان شهر تهران هستند . اما ، اگر هم ظرف تهران جا داشت . ساکنان این شهرها و آبادی ها که عموما مردم کم درآمد و یا بسیار کم درآمد هستند – نمی توانستند در ساختمانهای بلند مرتبه شمال شهر تهران زندگی کنند. گرایش این مردم به سکونت در خارج از تهران به این دلیل نیست که در تهران جا پیدا نمی شود ، بلکه به دلیل گرانی زمین و مسکن است . کما اینکه هنوز غرب تهران خالی است ، و زمانی هم که اسلامشهر رشد بالای ۲۰ درصد را تجربه می کرد ، تهران خیلی بیشتر از حالا جای خالی داشت . 
بنابراین می توان با در نظرگرفتن کلیه جوانب و تاثیرات مثبت و منفی اینگونه از ابنیه ، در بعضی مواقع و در مکانهای مطلوب و برای اقشار مناسب این ساختمان ها را ساخت و از مزایای آن بهره مند شد . 
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر

قیمت : ۴۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۳۴    کد محصول : ۱۸۵۴۴    حجم فایل : ۷۷۰۹ کیلوبایت   

عنوان مقاله: بررسی زیبایی شناسی در هنر اسلامی از نظر فرم

فهرست مطالب این مقاله که در قالب فایل word تقدیم حضورتان می گردد به شرح زیر است:

 

● مقدمه
● مضامین مذهبی در آثار هنری از دوران صدر مسیحیت 
● هنر اسلامی
● منابع و مؤاخذ

در مقدمه این مقاله چنین می خوانیم:

"در طی قرون متمادی ، هنرمندان بیشماری از موضوعات مذهبی الهام گرفته وآثار بسیار ارزندهای در زمینه نقاشی ،حکاکی،طراحی،پیکرتراشی،معماری و غیره بوجود آورده اند.

هنر نقاشی اکثرا در ایجاد شیوه ها نقش فعالی داشته و بصورتی پیشرو در روند تکاملی هنر قرار گرفته است ،کتابهای تاریخ هنر در سرار جهان شاهدی زنده و سندی ارزنده در این باره میباشند.

وجود ادیان مختلف که توام با دیدگاههای گوناگون بوده ، با گذشت زمان دریشبرد هنرهای تجسمی نقشی بسزا نمودهاند، در این راه نه تنها مذهب بلکه قوامین سنتی ،فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی یک جامعه نیز دخالت نموده و هر کدام یکی از پایه های اصلی در نظام هنر هایتجسمی به کمال خود نمیرسد.با توجه به این مسائل میتوان هنر یک ملت را که از مبانی فلسفی نیز سرچشمه میگیرد مورد مداقه و تحلیل قرار داد.

نقش مذهب در پیدایش موضوعات مذهبی و انتخاب آن توسط هنرمند از یک سو ودر پیدایش شکل از سوی دیگر مورد تجسس و پژوهش قرار میگیرد.نکته ای که نباید از نظر پنهان بماند.

نقش دوران کهن و عصر بدویت (هنر بدوی ) در دوران مذهبی یعنی از زمانیکه یکتاپرستی آغاز می گردد و اثراتی که تا عصر حاضر از خود باقی می گذارد ، می باشد."

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد و بهره کافی را از مطالب آن ببرید.


عتیقه زیرخاکی گنج