• بازدید : 34 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۴    کد محصول : ۱۵۸۱۹    حجم فایل : ۱۱۲ کیلوبایت   

– آموزش انفرادى هدايت شده (IGE)؛ (individually guided education)
تمام روش‌هاى فوق ريشه در آموزش برنامه‌اي دارند. اين روش‌ها از زمانى که فن‌آورى توليد مواد آموزشى گسترش يافت، در نظام‌هاى آموزشى مطرح شدند.
هدف‌هاى آموزش انفرادى
همان‌گونه که روش‌هاى سخنرانى و بحث گروهى براى هدف‌هاى آموزشى خاصى مناسب هستند، در بسيارى از مواقع لازم است شاگردان به تنهايى کار کنند، اما اين مواقع چه زمان‌هايى هستند؟ يا در چه مواقعى شاگرد را مى‌توان در اجراى فعاليت‌هاى آموزشى با مجموعه‌اى از مطالب چاپ شده يا آموزش برنامه‌اى تنها گذاشت؟ پاسخ به چنين سؤال‌هايى احتياج به شناخت هدف‌هاى آموزشى و تحليل آنها دارد، ولى اينکه آموزش انفرادى چه هدف‌هايى را دنبال مى‌کند، به شرح ذيل است:
رعايت تفاوت‌هاى فردى
انفرادى کردن آموزش يکى از پديده‌هاى مهم سال‌هاى اخير نظام‌هاى آموزشى است. بارها معلمان و مربيان آموزشى نسبت به ميزان کارآيى روش‌هاى سنتى ترديد کرده و عدم رضايت خود را ابراز داشته‌اند. اين عدم رضايت تا حدودى ناشى از تفاوت‌هاى فردى موجود بين شاگردان بوده است. تفاوت‌هاى فردي، حداقل از دهه ۱۹۲۰، مورد توجه بسيارى از صاحب‌نظران تربيتى واقع شده است؛ زيرا در اين سال‌ها بود که با اجراى آزمون‌هاى مختلف، به ميزان اختلاف بهرهٔ هوشى شاگردان پى بردند. طبيعى است که تفاوت‌هاى فردى کار معلم و مربى را در روش‌هاى سنتى و معمول بسيار پيچيده و مشکل مى‌سازد. تفاوت‌هاى فردي، روش سخنرانى و حتى روش بحث گروهى را که در آن يک موضوع واحد با يک روش خاص براى همه اجرا مى‌شود، آشکارا زير سؤال برده است. اگر در کلاس تفاوت‌هاى فردى در نظر گرفته نشود، خستگي، انزجار و تنفر از فعاليت‌هاى آموزشى تقويت خواهد شد. راه‌حل طبيعى چنين مشکلى به کارگيرى روش‌هاى آموزش انفرادى يا طبقه‌بندى شاگردان بر اساس توانايى‌ها است. البته بايد توجه داشت که تکنيک‌هاى آموزش انفرادى به صورت گروه‌بندى مى‌تواند مشکل ويژگى‌هاى ثابت شاگردان را حل کند، ولى هرگز قادر به حل مشکل ويژگى‌هاى متغير آنان نيست؛ مثلاً چه بسا شاگردان در يک موضوع خاص، استعدادى يکسان، ولى قدرت درک و دريافت متفاوتى داشته باشند و ممکن است پاسخ به يک شاگرد، براى شاگرد ديگر حتى در يک گروه هم‌سنخ ارضا کننده نباشد.
رشد استقلال در عمل و يادگيرى
گذشته از اينکه در آموزش انفرادي، شاگردان مى‌توانند با توجه به استعداد خود به هدف‌هاى آموزشى دست يابند، روش آموختن مستقل را نيز ياد مى‌گيرند؛ يعنى در روش آموزش انفرادي، شاگردان ياد مى‌گيرند که چگونه ياد بگيرند و اين خود يکى از هدف‌هاى مهم آموزشى است؛ زيرا شاگردان بايد قادر باشند پس از ترک مدرسه يادگيرى را ادامه دهند.
عادت به مطالعه
معمولاً معلمان و شاگردان انتظار دارند که قوتى در مدرسه يا منزل به تنهايى کار مى‌کنند، بيشتر ياد بگيرند. اين هدف معمولاً از طريق آموزش انفرادى تحقق مى‌يابد و شاگردان با اين روش معلومات زيادترى کسب مى‌کنند. کسب معلومات بيشتر رضايت از فعاليت‌هاى آموزشى را فراهم مى‌کند و بر اثر ادامه فعاليت، شاگرد به مطالعه عادت مى‌کند و استمرار اين عمل، عادت به مطالعه را در او تقويت خواهد کرد.
ايجاد مهارت در مطالعه
معلم مى‌تواند با ارائه روش‌هاى صحيح، بر مهارت شاگردان به هنگام مطالعه بيفزايد. رابينسون (Robinson) در سال ۱۹۷۰ در اين زمينه، روش مطالعه (SQ3R (survey، question، read، recite، review را پيشنهاد کرده است. مراحل اين روش عبارت است از:
الف- مطالعهٔ اجمالي؛ يعنى مطالعهٔ عناوين و يادآورى اطلاعات گذشته.
ب- سؤال (ايجاد سؤال‌هايى در ذهن)؛ يعنى برگرداندن عناوين کتاب به سؤال‌هايى که احتمالاً پاسخ آنها بايد داده شود.
ج- مطالعه (خواندن)؛ يعنى قرائت دقيق متن براى يافتن پاسخ سؤالات.
د- از بر خواندن؛ يعنى تلاش براى يافتن پاسخ‌هاى دقيق‌تر سؤالات، بدون استفاده از کتاب.
هـ- بازنگري؛ يعنى مرور يادداشت‌ها و به ياد‌ آوردن نکات مهم.
مطالعه خود هدايت ‌شده و مستقل
معلم ممکن است تکليفى به فراگير واگذار کند که انجام دادن آن روزها يا هفته‌ها به طور بينجامد. او ممکن است شاگرد را براى انجام دادن اين کار از حضور در کلاس رسمى معاف کند. اين نوع آموزش زمينه را براى مطالعه خود هدايت‌شده و مستقل فراهم مى‌سازد. محققان با توجه به مشاهدهٔ ۱۵۰ نمونه از شاگردان دريافته‌اند که هرگاه هدف‌هاى فعاليت‌هاى آموزشى براى شاگردان باارزش باشد، يادگيرى بارزتر مى‌شود و شاگردان کار را منظم‌تر انجام مى‌دهند. به علاوه، آنان به استفاده از منابع تشويق مى‌شوند و در نتيجه، ماحصل يادگيرى بهتر و بيشتر از آن چيزى خواهد بود که شاگردان توانايى‌اش را داشتند. (.pp. 518 – 519 ؛Gage، N.L. ans David Berliner – ۱۹۷۹) براى مطالعه مستقل، معلمان اغلب بايد چند نکته را براى شاگردان روشن کنند:
الف- موضوع آموزش.
ب- روشى که شاگردان مى‌توانند اطلاعات يا مهارت لازم را به دس

  • بازدید : 87 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق تهاجم فرهنگي وآثارآن بر جامعه امروزي-دانلود رایگان تحقیق تهاجم فرهنگي وآثارآن بر جامعه امروزي-خرید اینترنتی تحقیق تهاجم فرهنگي وآثارآن بر جامعه امروزي-دانلود رایگان مقاله تهاجم فرهنگي وآثارآن بر جامعه امروزي-تحقیق تهاجم فرهنگي وآثارآن بر جامعه امروزي
این فایل در ۶۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موار زیر است:

مستكبران و جهانخواران از ديرباز جهت تحقق اهداف شوم خود سعي بر فرهنگ سازي و تخريب فرهنگ ملت ها را داشته اند آنان مي كوشند تا فرهنگ مبتني بر ادبيات استعماري خود را كه توجيه كننده اين تهاجم مي‌باشد 
فرهنگ مهمترين عامل نگهداري و پايداري ايرانيان است، زيرا ايرانيان در مواردي چند با فرهنگ خويش از پيروز شدگان تطامي مجذ وبين فرهنگي ساخته اند، تجربه نشان داده است كه ايرانيان ملتي فرهنگ پرور، قانع، حق جو، سخت اعتماد، ولي پايدار در پاسداري از باورها و اعتقاد خود هستند موضوع تهاجم فرهنگي نيز براي ايرانيان كه سهم بزرگي در گسترش و ايجاد فرهنگ و تمدن بشري دارند، بسيار جدي و با اهميت است زيرا تنها راه، از پاي درآوردن ايران و ايرانيان، گرفتن اين سه دفاع فرهنگي از اين ملت سرافراز در تاريخ است. ايرانيان حتي در هنگام كمبود امكانات ثبت و نگهداري دست آورد فرهنگي و داشن خود را به روش سينه به سينه (گفتاري) به نسل هاي بعدي منتقل نموده اند، فرهنگ: فرهنگ هر ملت عبارت است از مجموعه باورها و رفتارهاي آن قوم يا ملت در واقع فرهنگ هر ملت مانند شناسنامه آن قوم و ملت است، تهاجم فرهنگي هنگامي آغاز مي شود كه خود خواهان و زياده خواهان، فرهنگ امتي را همچون سوي در مقابل خواسته هاي ببينند.
هدف تهاجم فرهنگي: چون معمولاً انسانها از باورشان پيروي نموده و باورها در واقع الگوهاي رفتاري اقوام و ملت ها را مشخص مي‌كند، ساده ترين راه به خدمت در آوردن مردم، ايجاد باور ديگري در آنان است پيش از آن نيز در فرهنگسازي به صورت هاي ابتدايي تر: بهانه جويي، اشكالتراشي، تهمت ناروا، همجو، تمسخر و انكار فرهنگ هاي ناب الهي انجام مي‌شده است. سابقه تهاجم فرهنگي اگر چه تهاجم فرهنگي قدمتي همپاي تاريخ دارد ولي خطر آن براي ملت ها از زمان بيرون راندن پرتقالي ها از بندرعباس كه انگليسي ها متوجه توانايي هاي رزمي ايرانيان شدند، شكلي جديد به خود گرفت، در زمان تسلط كامل انگليس در ايران( به علت بي رقيب شدن در اثر تغيير نظام روسيه) با روي كار آوردن رضاخان، بازهم روحاني آزاد، آيت الله سيد حسن مدرس يكه و تنها در مقابل استبداد رضاخاني را ادامه و سرانجام به فيض شهاد رسيد نهضت ملي شدن نفت نيز با حمايت آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني شكل گرفت اما روشنفكراني كه روحانيت را فقط براي كسب قدرت مي خواستند با عدم توجه لازم به مذهب، حمايت عامه را از دست داده و زمينه كودتاي، آمريكايي فراهم شد. اولين مقاومت گسترده در مقابل حكومت كودتاي آمريكايي به دنبال افشاگري حضرت امام خميني (ره) در پانزدهم خرداد ماه ۱۳۴۲ آغاز شد، همين مقاومت، سرآغازي شد براي انقلاب اسلامي بهمن ۱۳۵۷ كه همچون بهمني بر توطئه هاي چهار صد ساله انگليس و تسلط ۲۵ ساله، آمريكا فرود آمد. اهميت انقلاب ۲۲ بهمن چنان قاطع بود كه آخرين سفير انگليس پيش از پيروزي انقلاب را وادار به اعتراف شگفت آوري نمود.« رضاشاه در مدت سلطنت خود نتوانست بيشتر از يك خراش سطحي در زير بناي جامعه ايراني به وجود آورد.»
رخنه هاي فرهنگي: هنگامي كه ملت ايران در سايه رهبري روحانيت و مقاومت هاي دين باوران تا حدي جلوي نفوذ هاي استعماري را به درون كشور گرفت، فراموشخانه ايها كه همواره در انديشه كسب و جاهت مردمي بودند با پوشش روشنفكري براي بهره برداري از اين شناخت مردمي و گرايش حاصل از آن، با ظاهر ملي گرايانه براي ترقي كشور، مجاري چندي را به روي استعمار گران مترصد گشودند: ۱- گشودن مدارس خارجي= حتي افراد با استعداد در ميان شاگردان آنها به علت روشن ننمودن علل واقعي عقب افتادگي كشور، در اثر مقايسه آنچه كه از كشور خود مي ديدند، با آنچه را كه از اروپا مي شنيدند، به جهت ظاهر بيني دچار شيفتگي به غرب مي شدند.، و لذا غالباً محصول كار آن مدارس پروردن شيفتگا به غرب بود! ۲- اعزام محصل به خارج= آنچه را در اروپا اين محصلين مي‌ديدند، بسيار برتر از آن چيزهايي بود كه در كشور خود ديده بودند، خصوصاً اينكه بشتر آنها به علت كمي سن و تجربه حاصل از آن و كمبود دانش عقيدتي غالباً دچار خود باختگي شده و بسياري نيز عامل فراموشخانه شدند.۳- تهديد و تدوين كتابهاي درسي توسط اين تربيت يافتگان: مدارس خارجي يا تحصيل كردگان خارج، ذهن پويا ولي خالي جوانان را با آموخته هاي غالباً جهت دار فراموشخنه اي مي انباشتند، اين روش ضمن معمول نمودن فرهنگ غير خلاق حافظه اي، (متكي بر محفوظات) شيفتگان و خود باختگان بسياري را براي فرهنگ غرب ساخت. ۴- مطبوعات مروج فرهنگ اروپايي: خصوصاً طي پادشاهي پهلوي ها كه كم سوادان را هدف قرار مي دادند و زمينه مردمي را براي همراهي با شيفتگان تمدن غربي فراهم مي‌نمودند ۵- احزاب و گروه هاي سياسي= چپ و راست همگي مروج فرهنگ سياسي غرب و بيگانه از خودي بودند غالباً لامذهبي را ترويج مي نمودند، كم دشمن فرهنگ ايراين بود. گسست فرهنگي، از آنان چنان سر گشتگان بي اعتنا به دين و فرهنگ خوري ساخت كه حتي بسياري از فرط بيگانگان از پيرامون خود، به انواع اعتياد گرفتار شدند! خطر اين خود باختگان هنگامي بيشتر مي‌شد كه غالباً خواسته هاي برنامه ريزان تهاجم فرهنگي را با رنگ و لعاب روشنفكر و طنخواه به جامعه خودي تلقين مي‌نمودند.
كارگذاران تاريخي تهاجم فرهنگي: فن شناسان و متخصصان فاقد فرهنگ راستين بدون توجه لازم به اجتماع با ساختن، اهرم عظيم به گور فدا عنه عظمت بخشيدند و توانايي تخصصي خود را اثبات نمودند، اما آيا نسل هاي سازنده آن دچار ستم بودگي نبودند؟ آيا ساختن بناهايي با چنان عظمت بدون دانش و تخصص معماران و مهندسان همراه استثمار و بهره كشي از محرومان مقدور بوده است؟ پس با كنار زدن پرده ها كه كسب مكتوم نگهداشتن حقايق مي‌شوند، در مي يابيم دانشمندان بدون فرهنگ راستين ابزاري در خدمت فراعنه زمان براي بيداد گري و ظلم بر مردم بوده‌اند و خواهند بود. براي اينكه تلقين نشود تحت تأثير احساسات محض چيزي به گزافه آورده شده است، يا نوك پيكان تهاجم فرهنگي، يعني جوسازان حرفه اي، چيزي از اهميت اين واقعيت نكاهند و كساني كه روز به روز بر دانششان افزوده مي شود و در عين حال روز به روز كم فرهنگ تر مي شوند و اين افراد كه نمونه هاي برجسته محيط فرهنگي را تشكيل مي دهند از آنجا كه روز به روز سطح عملشان در محيط محدودتر و كوچكتري ارتقاء مي يابد، و اين متخصصين كه هر روز در رشته هاي محدودتر و فشرده تري متخصص مي شوند براي حيات فرهنگي موجودات خطرناكي مي باشند درپاهاي تهاجم فرهنگي = براي روشن شدن گستردگي تهاجم فرهنگي و ميازن مظلوميت اسلام، از كتاب فرهنگ لغات شروع مي‌كنيم. لغت نامه كه ظاهراً نمي بايد چيزي جز ارائه تعريف واژگان يا مترادف هاي واژه ها باشد، اما در كتاب فرهنگ لغت انگليسي به فارسي كه توسط آقاي سليمان جيم كه از اقليت يهودي تدوني شده ( به تاريخ ۱۱ ديماه ۱۳۲۹) معاني را براي بعضي واژه هاي انگليسي آورده اند كه مي تواند، براي تو هم پنداران تهاجم فرهنگي قابل توجه باشد و جالب تر اينكه در تجديد چاپهاي آن هم اين موضوع تكرار شده است. اسلام آخرين و جوانترين اديان صاحب كتاب و بيش از شش قرن جوان تر از مسيحيت است، حال آنكه مسيحيت ديانتي قديمي است. كه مسيحيت در تكميل و جايگزيني آن براي هدايت شبه از جانب خداوند عرضه شده است از اين رو به جهت تارخي، معني مترادف و منطقي تازه يهودي، واپگرا، كهنه گر يا ساده تر، مرتجع مي‌شود. موردي از گذشته ها تاكنون: چون بخش بزرگي از جزيره العرب را صحرا تشكيل مي‌دهد اروپاييان از اين واقعيت جغرافيايي سوء استفاده نمودند در بخش تبليغاتي جنگلهاي صليبي بر آن تكيه نمودند تمام مسلمانان را صحرانشين مي ناميدند. بعدها اروپاييان با افزايش كينه اي كه در اثر شكست هاي متعدد در جنگلهاي صليبي پيدا نمودند حتي اين كلمه ترد آنان معاني زشتي چون كافر، وحشي حتي زشت تر، همچون اجامروا و باش نيز پيدا نمود. يكي از سياست هاي انگليس از دير باز تفرقه انداختن بود، اكنون صهيونيسم نيز از اين سياست براي تفرقه اندازي بيشتر بين اعراب و همسايگان غير عربشان سود بسياري برده و مي برد در مطلب « ولو آنكه عراق بيش از حد به شرق نگرد تا غرب» در حاليكه دشمن واقعي اعراب، اسرائيل است، كه در غرب كشور عربي اردن آن هم در غرب عراق قرار دارد، نويسنده با تلقين، براي ايجاد توجه بيش از حد عراق به شرق، يعني ايران فارس زبان متوجه مي نمايد. براي اينكه عمق اين تحريك به درگيري اعراب با همسايگان غير عربشان خصوصاً ايران روشن شود، شما را به كتاب صد ميليون عرب» ارجاع مي‌نمايد « عراق، شايد كشوري واقع نباشد و بي گمان ايالت در حدي ايران است» ضمن انحراف توجه اعراب از اسرائيل به همسايگان غير عرب بهانه خريد اسلحه هاي غربي را هم براي شاه فراهم مي‌نموده اند. چون امكان دارد واژه ي صحرانشيني مورد سوء استفاده قرار گيرد. ضروري بي نظر مي‌رسد براي دانش پژوهان درستكار با وجود آگاهي كه دارند، حقيقت و حدود اين صحرانشين يكبار و براي هميشه روشن شود، تا صحرانشيني فقط بخشي از اعراب جزيره العرب كه اصري روشن و قابل قبول است! به جهت پيدايش درخشانترين بخش تاريخ اعراب يعني ظهور اسلام و آخرين پيامبر الهي (ص) كه از ميان صحرانشينان مي‌باشد، همچنين وجود مقدس ترين شهرهاي مسلمانان همچون مكه معظمه و مدينه منوره در كنار صحرا كينه ورزان فراموش كننده شكست هاي صليبي را به واكنش هاي بزرگنمايانه امر صحرانشيني موفق ننمايد تا نتوانند بدينوسيله از علايق مسلمانان براي جريمه دار نمودن احساست يا افكار حقوق آنان سوء استفاده نمايند. تهاجم فرهنگي و فرهنگ خودي = قبل از اينكه به نمونه اي از تهاجم فرهنگي در كتابهاي تحت عنوان فرهنگ فارسي اشاره داشته باشيم، بايد يادآوري نمود، آوردن اين نمونه ها از آن جهت مهم است كه كاربرد كلمه فرهنگ، مسووليت تهيه كنندگان اين كتابهاي پرزحمت را مي افزايد. از اينرو مي باشد همه سونگرانه تر تدارك شوند تا وافق برازنده كلمه فرهنگ باشند، در ارائه مطلب تاريخي نيز رعايت نكاتي چند لازم است: نخست: براي انتقال درست رويداد و اهميت تاريخي آن بايستي ترتيب زماني رويدادها رعايت شود. دوم: بايستي ارزيابي درست يا حتي المقدور تلاش به ارزيابي درستي را براي ارائه داشته باشيم در غير اين صورت علي رغم زحمات طاقت فرسايي كه اين گونه كارها دارند كاري همراه انصاف و عدالت نخواهند بود، زيرا ارائه مطلب بر موضع ارزشي خود قرار نگرفته است، در تعريف سياسي نيز كاري را كه كمتر يا بيشتر ارزيابي شده باشد فرصت طلبي مي نامند. نخست: همانطوري كه در تعريف آورده شده تحولات اروپايي، در قرن نهم هجري ( قرن پانزدهم ميلادي) شروع شده است حال آنكه تحولات ملل اسلامي پنج قرن زودتر در قرن چهارم هجري ( قرن دهم ميلادي) آغاز شده بود. اگر نتايج جنگلهاي صليبي را كه در اواخر قرن پنجم هجري ( ۱۰۹۹ ميلادي) تا اواسط قرن هفتم هجري (۱۲۷۰ ميلادي) پيش آورده شدند نيز در نظر گرفته شود. به راحتي قابل دريافت است كه طي دو قرن جمعاً هشت جنگ به مسلمانان تحميل شد اگر ويراني هايي را به سرزمينهاي اسلامي تحميل نمودند اروپاييان را با فرهنگ و علوم ملل اسلامي آشنا ساخت. دوم: نكته مهمي كه نيازمند ژرفتگري است اينكه اگر ظاهراً رشد و نمو ادبيات و هنر حاصل از تحولات اروپايي با دور شدن از دين صورت پذيرفت، تا ديگر نتوانند گاليله را مجبور به پس گرفتن اظهارات و نظريات خود نمايند يا ژاندارك را به تلي از آتش بسپارند ولي رشد و شكوفايي ملت مسلمان ايران پس از كاهش اقتدار مطلقه خلفاي عباسي ظاهراً اسلامي و امكان توجه بيشتر به خاتم پيامبران (ص) و خاندان حضرتش كه به روشني در آثار بزرگان ادب و هنر ايراني نيز منعكس است آغاز گرديد خلاصه اينكه رشد فرهنگي مسلمانان به ويژه ايرانيان در سايه اسلام و تكامل باورهاي ديني صورت پذيرفت. در اين رابطه اشاراتي هر چند مختصر از اوادات بزرگان علم و ادب و فرهنگ ايران به دين و مقامات مذهبي ضروري به نظر مي‌رسد: ۱- حكيم ابوالقاسم فردوسي، احيا كننده زبان پارسي و بزرگترين حماسه سراي جهان به لحاظ شيعه بودن از دريافت صله و پاداش محروم شد ۲- ابوعلي سينا كه به خاطر تشريح براي كالبد شناسي مورد تهمت كفر قرار مي گيرد، گلايه و اعتراض خود را در قالب شعري اظهار نموده است، تا مسلمان بودن خود را نشان دهد. ۳- ناصر خسرو ملقب به حجت از مبلغين فاطمي ( شيعه هفت امامي) بوده است. ۴- شيخ فريد الدين عطار كه در اواسط قرن ششم متولد شد و در سال ۶۲۷ هجري قمري هنگام حمله مغولان به شهادت رسيد نام شاهكار خود را منطق الطير را از آيه ۱۶ سوره نحل قرآن مجيد گرفته است. ۵- جلال الدين محمد مولوي عارف و شاعر بزرگ هم چنانكه عنوانش نشان ميدهد عنوان مولوي را برادران اهل تسنن براي روحانيون خود بكار مي‌برند. ۶- شيخ مصلح الدين سعدي كه مطالعه آغاز گلستان آرمي را بياد مجلس علماي دين مي اندازد. سوم = تعريف معاني و بيان در مورد اسم معرفه يك رويداد تاريخي غير ضروري است خصوصاً اين كه اين تعريف مغاير با نگرش و باورهاي دين باورانه باشد! در آغاز شرح آورده شده « بحث بعد از موت» اين توضيح به معني معاد مي شود در باور ديني ما مسلمانان، نبوت و معاد، فقط در حيطه قدرت خداوند بي همتا مي‌باشد و بس! ارتباط آنان به هر چه غير از خداوند بي همتا شرك است به فرمايش شهيد آيت الله مطهري نمي بايد به نفي تلويحي اصول همچون توحيد و معاد اقدام نموده، زيرا اين كار حاصل انديشه هاي مات( بايستي، چپ، ماركسيستي) يار است ( فراماسيوني) مي‌باشد. ردپا در كتابهاي قابل قبول= با وجود احترامي كه به جهت وسعت ديد و چند سونگري نويسنده كتاب ژيوپليتيك گرسنگي براي ايشان قايل هستم، زيرا علاوه بر طرح مسأله گرسنگي همراه استدلالهاي ارزشمند علمي و تجربي جنبه هاي جغرافيايي سياسي آن را هم مدنظر قرار داده اند، اما نمي‌بايد تسليم شدن چنين نويسنده محققي در مقابل شيوه هاي حاكم در محيط سياسي غرب همچون توطئه سكوت كه در واقع ارثي از گذشته هاي اروپايي استعمار گر مي‌باشد را نديده گرفت. تحريكات و تشديد جو ضد اسلامي در اروپا سبب آغاز جنگهاي صليبي شد و دامن زدن به اين جو همچنان براي افزايش داوطلبان ادامه داشت اما در اثر شكستهاي مكرر با وجود داوطلبان فراوان، كينه حاصل از آن در اروپا نهادينه شد. پس از قرنها با تشكيل آژانس يهود، صهيونيست ها براي بهره برداري از اين ذهنيت قديمي اروپاييان آنرا احياء نموده و شدت بخشيدند همراه تشديد تبليغات ضد عربي، داستان ارض موعود را كه توسط حضرت موسي (ع) همراه معجزه گذشتن از نيل انجام شده بود و احياء مجدد اين داستان قديمي يهوديان پراكنده در اروپا و ساير نقاط جهان از طريق به خدمت گرفتن باور آن مردم، پياده نظام بي هنر ولي ابداي بيرون آوردن بيت المقدس از دست مسلمين فراهم نمودند تداوم چنين جوي كه پنهان و گاهي آشكار مي شود نويسنده محققي چون ژوزويه و كاستر و كه كار سياسي قطعاً بزرگي را با نوشتن اين كتاب انجام داده به تلاش گسترده اي براي بي طرف و غير سياسي نشاندادن نوشته خود در اين كتاب وا داشته است. همچنين با درك توطئه سكوت در مورد مسلمانان كه در بهترين حالت، امري عادي است، تلاش نموده است، از اين خطر قرمز عبور ننماييد. نخست اينكه اروپاييان براي تخريب نمودن چهره اسلام با كاربرد عناويني ناروا نسبت به اعراب مانند اشغل گر و خشن با تحقير آنچه را كه به اعراب تعلق دارد همچون صحرانشيني در بسياري از اشارات و آثار خود تبليغات گسترده اي را براي عليه اعراب انجام مي دهند.
  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۲۳ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.

چكيده:

ميرزا ابوالقاسم فراهاني، فرزند الوزراء ميرزا عيسي، معروف به ميرزا بزرگ از سادات حسيني و از مردم هزاره فراهان، از توابع اراك بود. در سال ۱۱۹۳ هجري قمري به دنيا آمد و زير نظر پدر دانشمند خود تربيت يافت و علوم متداوله زمان را آموخت.

آغاز سلطنت محمدشاه مصادف بود با يك دوره بسيار بحراني از روابط روس و انگليس بر سر ايران. (نقل از تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس، استاد سعيد نفيسي، ص ۴۳) اما ايران به ظاهر نگراني نداشت چرا كه مردي چون قائم مقام، مصدر قدرت سياسي وحكومتي بود. تجارب و تسلط او بر اوضاع و احوال سياسي در حدي بود كه كسي قادر نبود از او باج بستاند.

قائم مقام همه ي اختياراتي را كه در نظام حكومتي به دست آورده بود، در راه خير و صلاح كشور به كار برد. اما اين شدت عمل و طرز حكومت نه در ميان عوامل درباري و حكومتي هواخواه داشت و نه به سوي سياست هاي دولتهاي استعمارگر بود. توطئه ها، به ثمر نشست. هنوز دو سال از سلطنت محمدشاه نگذشته بود كه به طرزي ناجوانمردانه، مرد بزرگ ادب و سياست و ميهن پرست بلند مرتبه را به قتل رساندند.

جاي قائم مقام را به ميرزا عباس ايرواني معروف به حاجي ميرزا آقاسي دادند. او با نيرنگ و زاهد نمايي شگفتي، سراسر وجود شاه ابله و كودن را تسخير كرده بود.

  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق ساختمان فرهنگی-خرید اینترنتی تحقیق ساختمان فرهنگی-دانلود رایگان مقاله ساختمان فرهنگی-تحیقق ساختمان فرهنگی

این فایل قابل ویرایش می باشد ودر موارد زیر تهیه شده:
این فایل در باره ساختمان چند موزه معروف جهان تهیه شده ونحوه ساخت این موزه ها وطراحی این موزه ها اشاره شده است.
نارا شهری است که قبل از کیوتو و توکیو که بعدها این نقش را بر عهده گرفت، پایتخت ژاپن بوده وامروزه از جایگاه مهمی برخوردار است. شبکه اصلی شهر همچنان دست نخورده، شفاف و خوانا نظیر یک ماتریسی است که بعضی از بخشهای مهم با ساخت راه آهن تخریب گردیده است. ترمیم این خراش در بافت اصلی را کیشو کوروکاوا با آماده نمودن یک طرح جامع جدید و خلق یک مجتمع مسکونی و یک هتل برعهده گرفت. تالار یادبود سده نارا در میان دو توده قرارگرفته و طراحی آن درمتن [سایت] نمایشگاه معماری نارا که درسال ۱۹۹۱ برگزار شده بود، موضوع مسابقه ای در فازهایی گوناگون برای حدود ۳۰۰۰ معمار و شرکت معماری ثبت نام کننده گردید. دریک بررسی اولیه به روش حذفی، لیست کوتاهی از ۵ طرح پنج معمار انتخاب گردید. تادائو آندو، ماریو بوتا، هانس هولاین، کریستین دوپوتزامپارک و آراتا ایسوزاکی که سرانجام به عنوان برنده معرفی شد.

برنامه مسابقه سالنی با ظرفیت ۱۸۰۰ صندلی و نیز یک سالن کنسرت متوسط با ظرفیت ۵۰۰ صندلی و سرویسهای خدماتی گوناگون را پیش بینی کرده بود که با برنده مسابقه،آراتا ایسوزاکی، در میان گذاشته شد. این نیازهای پروژه در یک المان مونومانتال بزرگ درخور توجه که به عنوان یک پروژه بازسازی شهری مطرح و عملیات اجرایی آن بزودی آغاز میگردید، جا گرفت. پلان بسیار باریک بیضی گون، گوشه ای دیگراز یک طرح واقعی را عمومیت بخشید و موازی با محور تعریف شده پلان شهر قدیمی، آن را حفظ کرد.

دریک زاویه از جبهه های شرقی و جنوبی تصمیم به الحاق اختیاری و تعمدی- به لحاظ دیدگاه معماری – خطوط راه آهن و شبکه ای از خیابان های فرعی گرفته شد. اما وجه تمایز بنا از اطراف آن استثنایی بودن عظمت آن به منظور گرامیداشت و ایجاد فضاهای مورد نیاز یادبود سده شهرداری می باشد.

کار ایسوزاکی خصوصا با بیرون کشیدن کاراکتر و احساس ویژه و عجیب در معابد باستانی متصور گردید؛ دو تالار در نتیجه جاگذاری پهلو به پهلو همانند یک مونومان غیرقابل تفکیک ظاهر شدند. حتی اگر فرم و تصویر پوسته بیرونی بنا باعث شود تالار سنگین و جدی همانند یک جسم کامل و دست نخورده به نظر برسد، قواعد و اصول کلی ساختمان بر هر پایه و اساسی که باشد، طراحی “یکپارچه” شده و ساده شده اند. پوسته بزرگ خارجی از پانل های مدولار پیش ساخته تشکیل یافته که ویژگی هم اندازه بودن آنها اجازه حمل و نقل آسان را به سایت می داد. پس از انتخاب تکنولوژی ساختمان، همصدا با آن شرکت پنتا-آپ ساخت آن را میسر گردانید و تمام استراکچر آن را تنها در مدت ۶ روز بدون داربست آماده ساخت. هر پانل در دو بخش تاخورده و بر حول زمین پیرامونی این بیضی گون قرار گرفت، تا باز شده و در یک ارتفاع ۲۵ متری نصب گردد و به این صورت پوسته بزرگ ساختار بنا تمام شد. عناصر منفرد در برگیرنده استخوان بندی ساختمان، با یک مفصل به زمین مهار شدند و مفاصل دیگرآنها را به هم و از طرف دیگر به سقف متصل نمود تا ساختاری منفرد شکل گیرد. 

دیوار خارجی تالار سده نارا با روی و تایل های سرامیکی خاکستری تیره پوشیده شد. دیوار جداکننده بزرگ مستقل با ورودی و تالار در نتیجه دولاسازی یک بخش از دیوار خارجی در شرایط ترکیب با یک چرخش از پلان بیضی وار بوجود آمد.

فضای داخلی از سه تالارمختلف تشکیل گردیده است: یک سالن وسیع با سن و صندلی های متحرک برای اجرای شوها، کنسرت موسیقی کلاسیک، راک و پاپ، همچنین یک تالار چند منظوره با سطوح افقی متغیر و دیوارهایی که ممکن است برای استفاده در نمایشگاهها، نشستها و اجراهای تئاتر تجربی تغییر یابند به همراه یک تالار متوسط که برای اجرای موسیقی انتخاب گردیده است.”سطل واژگون شده”ای که لقب آراتا ایسوزاکی به این بنا می باشد، گواه حد اعلای تعادل و ترکیب میان سادگی فرم معماری و پیچیدگی جزئیات و اجزاء آن است.
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انسانها در بَدو تولد مانند کاغذ سفیدی هستند که هنوز چیزی بر روی آن نوشته نشده است. (راموز, ۱۹۷۶ : ۱۱۹) هر آنچه که ما بر روی آنها بنویسیم, در آینده همان را خواهیم خواند. به عبارت دیگر، شخصیتِ اجتماعی و فرهنگیِ فرزندان توسط : خانواده، مدرسه، رسانه ها و محیط های اجتماعی دیگر ساخته می شود. یعنی, قاعدتا شکل، فرم و محتویِ هر کدام از این منابع, نسبتا مشابه شکل, فرم و محتویِ شخصیتِ روانی، اجتماعی و هویت فرهنگی جوانان خواهد بود. 
این منابع بطور یکسان عمل نکرده و تاثیر یکسانی بر روی افراد جامعه ندارند. در بعضی از افراد، خانواده و در افراد دیگر، مدرسه و در تعدادی دیگر, ممکن است رسانه ها بیشترین تاثیر را داشته باشند. اما، همانطوری که تحقیقات نشان می دهند، بیشترین تاثیر در روند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری انسان، در نتیجه, شخصیت روانی و فرهنگی او تا قبل از ۶ سال پایه ریزی می شود و این زمان را انسان بیشتر در خانواده می گذراند. (دادسون, ۱۹۷۲) 
در مواقعی که خانواده بتواند با روابط آموزشی صحیح، فرزند را به سمت خود جذب کند، تاثیر نیروهای دیگر حتی در صورتی که مخالف با فرهنگ رایج خانواده باشند, به حداقل خواهد رسید، و در صورت موافقت نیز تشدید خواهد شد. در صورتیکه خانواده با روابط نا صحیح خود نقش دافعه را نسبت به فرزند داشته باشد، طبیعتا, منابعِ دیگر که رابطه ای بهتر و آموزشی تر از خانواده ایجاد کنند، می توانند بر روی چگونگی شخصیتِ روانی، اجتماعی و فرهنگی فرزندان اثر بسزایی داشته باشند. از منظری دیگر، در صورتیکه رابطة خانواده، رابطه ای بر اساس دمکراسی و آزادی باشد، اولا, فرزند بیشتر به سمت خانواده تمایل نشان خواهد داد، ثانیا, جنبة اجتماعی شدن او بیشتر تقویت شده و وی نقش فعالتری را در جامعه ایفا می کند. در غیر اینصورت غالبا دیده شده که فرد منزوی بوده و با محیط اطراف خود منفعلانه بر خورد خواهد کرد. 
وجود شخصیت سالم روانی و فرهنگی فرزندان در گروِ یک نکتة اساسی است که در اکثر خانواده های مورد مطالعة این پژوهش کیفی (لاپلانتین, ۲۰۰۰) که در سلامت روان بسر میبرند، مشترک به نظر می رسید، و این نکته, مسئلة حضور والدین در جمع خانواده بود. به عبارت دیگر، مدت زمانی است که والدین در خانه می باشند, و یا شکل فضایی که در خانه حاکم است. البته، وجود زمان و یا فضا به تنهایی کافی نبوده، بلکه در این مدت زمانِ حضورِ فیزیکی، داشتن رابطة آموزشی (هس و ویاند, ۱۹۹۴) و مسئلة وجود ارتباطات کلامی, (بودیشون, ۱۹۸۲) یعنی گفتگو در بین اعضاء خانواده لازم و مطرح است. 
رابطة والدین با فرزندان یا شیوه های فرزند پروری, در گذر از اعمالی است که اهداف گوناگونی را در بر دارد. تربیت اخلاقی و روانی، شناسائی, رشد و پیشرفت استعدادهای فرزندان، آموزش مهارت ها، آشنا کردن با قوانین و هنجارهای جامعه از دید والدین، از جملة این اهداف می باشند. ’پارسنز نیز دو کارکرد اساسی یعنی اجتماعی کردن و شکوفایی شخصیت فرزند را برای خانواده در نظر می گیرد.‘ (اعزازی، ۱۳۷۶: ۱۶) 
این گونه اهداف والدین که شامل تمام فعالیت ها و اعمالی می شود که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ارتباط آنها را با فرزندان در رفتارهای روزمره نشان می دهد، هستة اصلی این پژوهش بوده، که تحت عنوان فرزند پروری یا رابطة آموزشی مطرح می باشد. این فعالیت ها برطبق نظریة عمل بوردیو جامعه شناس معاصر فرانسوی (بوردیو, ۱۹۸۹) توسط نیروهائی هدایت و یا کنترل می شوند، که این نیروها به صورت یکسان و به یک اندازه نزد انسانها از جمله والدین وجود ندارد. این نیروها در ارتباط با وضعیت اقتصادی اجتماعی و فرهنگی خانواده می باشند. همچنین تصوراتی که والدین از فرزندان خود دارند, تاثیر بر روی چگونگی نوع روابط یعنی شیوه های فرزند پروری نیز دارند. (منادی، ۱۳۷۸) تصورات نیز تحت تاثیر طبقة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرد (یا سرمایه های فرهنگی) می باشند. تصورات و فرهنگ فرد، یعنی عادت واره (بوردیو، ۱۳۸۰) هر دو عامل به صورت مستقیم و غیر مستقیم اعمال فرد را هدایت و کنترل می کنند. در این پژوهش، فرهنگ و تصورات والدین و نقش فرزند، هدایت کنندة رفتارهای آنها از جمله نوع رابطه با فرزندانشان می باشند. 
رابطة والدین اعم از آموزشی یا غیر آموزشی با فرزندان، رابطه ای یکسان و بر طبق یک الگو و مدل خاصی نیست. بر اساس تحقیقی در فرانسه، این مدلها در ارتباط با طبقة اجتماعی خانواده ها می باشند. (ژیفو لوواسور, ۱۹۹۵) به گفتة کاستلان ’یک مدل فرزند پروری در همة خانواده ها وجود ندارد. بلکه به تعداد خانواده ها, تعداد روش های فرزند پروری وجود دارد.‘ (کاستلان, ۱۹۸۶ : ۷) 
یکی از نکاتی که در شیوه های فرزند پروری نقش مهمی دارند، مسئلة زمانِ حضور اعضاء خانواده در کنار یکدیگر و نوع فعالیت آنها یعنی فضاهای حاکم بر خانواده است. در این زمینه نیز تفاوت هائی بین خانواده ها وجود دارد. به این معنی که خانواده ها زمان های یکسانی را از نظر کار، تفریح، باهم بودن و چگونگی گذراندن ایام ندارند. عوامل تغییرات زمان و فعالیت ها، اولا، تصورات آنها از مسائل مختلف از جمله زندگی, ثانیا طبقة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنها می باشد. 
هانری لوفور بنیانگذار نظریة زمان (لوفور, ۱۹۶۲ و ۱۹۸۹) بوده که به تفصیل این نظریه را معرفی کرده ایم. (منادی، ۱۳۷۹) به طور اختصار لوفور معتقد است، یکی از تفاوت های بین انسان و حیوان وجود زمان در نزد انسانها می باشد. بدین معنی که برای مثال حیوان هر زمانی گرسنه شود به دنبال شکار رفته، در حالیکه انسان برای غذای خود از قبل برنامه ریزی می کند و نه تنها مواد غذائی خود را تهیه کرده، بلکه تحولات و تغییراتی بر روی این مواد خام نیز انجام می دهد. و حتی ۲۴ ساعت خود را به چند زمان اصلی و فرعی از جمله: صبحانه، نهار و شام و برنامه های میانی آنها که بر اساس فرهنگهای مختلف متفاوت است تقسیم می کند. انسانها دارای زمانهای دیگری مثل زمان : کار، استراحت، تفریح، بازی، شادی، عشق ورزیدن, فعالیت های هنری و ورزشی نیز می باشند. در اصل می توان گفت تفاوت بین انسانها در انواع، اندازه و محتوای اینگونه زمانها هم می باشد. (لوفور, ۱۹۸۹) 
در بین زمانهای یاد شده، انسان دارای زمان آموزشی نیز می باشد. (هس, ۱۹۹۴) که اولا، اندازه و محتوایِ آن در نزد همة خانواده ها یکسان نیست. ثانیا, آموزشی بودن رابطة والدین با فرزندان در درون این زمان آموزشی حائز اهمیت است. عوامل آموزشی بودن رابطة والدین با فرزندان در گِرو عناصری چون : زمان آموزشی، اعتماد متقابل، تحمیل نکردن، تعهد و قبول مسئولیت یعنی معنی سازی مشابه، برقراری ارتباط کلامی، همکاری و درک یکدیگر و تخصص یا تبحر یا شناخت می باشد. (منادی، ۱۳۷۷) در چنین شرایطی است که والدین می توانند در جامعه پذیری فرزندان و در انتقال فرهنگ و ارزش های مورد قبول خود و شخصیتِ مورد نظر خودشان موفق تر باشند. 
 
● شخصیت فرزندان : 
شخصیت مجموعة ویژگی های فکری، ذهنی, ذوقی و رفتاری انسان است که غالبا در گفتارها و رفتارها و عکس العمل انسان ها در فعالیت و برخوردهای روزمره اشان قابل رؤیت است. شخصیت به مانند ’وجدان که امری اجتماعی است‘ (لوفور, ۱۹۷۶ : ۶۱), محصول محیط اجتماعی و فرهنگی ای است که فرد در آن متولد شده و بزرگ می شود. پر واضح است که خانواده، فرهنگ حاکم بر جامعه، رسانه ها و نهاد آموزش و پرورش هر یک به نوعی در ساختن ویژگی های شخصیت فرد سهیم هستند. ولی, ’تاثیر خانواده بر شخصیت افراد از امتیاز خاصی بر خوردار است‘ (پروین، ۱۳۷۴: ۱۵) 
اردوآنو (اردوآنو ۱۹۹۴ : ۱۶ و ۱۷)، رفتار و رابطة انسان را با هر نظامی (خانه، مدرسه، محیط کار و غیره) که در آن قرار دارد به سه حالت معرفی می کند. وی معتقد است، وقتی انسان در مقابل قوانین، هنجارها و آداب های آشکار و پنهان نوشتاری و گفتاری یک نظامی قرار می گیرد، امکان انتخاب یکی از سه حالت مختلف را دارد. این سه حالت که هر یک ویژگی خاص خود را دارند، عبارتند از : رفتاری مجریانه، رفتاری بازیگرایانه، و رفتاری خالق گرایانه. این سه حالت هر یک محصول یکی از شیوه های فرزند پروری می باشند که در تجزیه و تحلیل به آنها می پردازیم. 
در این پژوهش، رابطة والدین با فرزندانشان را بر اساس پاسخ های آنها به چند دسته تقسیم کردیم. البته بدون آن که از روشهای مطرح شدة موجود, یعنی دمکراسی، آزادی و استبدادی دنباله روی کنیم، لیکن با توجه به یکسان بودن محتوای روش ها از نامگذاری آنها بهره جستیم. هر مدلی محصول متفاوتی را تولید کرد. یعنی فرزندان شخصیت های مختلفی داشتند. 
مجری : فرزندانی هستند که مطیعِ بدون چون و چرای دستورات و خواسته های والدین خود بوده و هیچگونه مخالفتی نسبت به اوامر آنها نداشته و خود را مسؤل کارهای خود نمی دانند. اینگونه افراد در نتایج بدست آمده از پژوهش های انجام شده متعلق به خانواده هائی بودند که والدین رابطه ای مستبدانه با فرزندان خود داشتند. (۱۰ مورد) البته فقط در بین نمونه های مردم نگارانة خود, نمونه ای از پدر مستبد (استبداد استدلالی) و فرزند مجری برخوردیم که فرزند بعد از رسیدن به مرز نوجوانی از حالت مجری خارج شده و به رفتار بازیگر دست زده بود. در هیچ یک از نمونه هائی که والدین رابطه ای بر اساس دمکراسی و آزادی داشتند، فرزندانشان رفتاری مجریانه نداشتند. 
بازیگر : فرزندانی هستند که هر چند مسؤلیتی در قبال اعمال خود ندارند, ولی سعی می کنند دستورات والدین خود را با توجه به شرایط خودشان تا حدودی تغییر دهند و شرایط را بر وفق مراد خود مهیا کنند. این نوع فرزندان مانند بازیگران نقش های مختلف را ایفا می کنند. به عبارت دیگر، بازیگران بر اساس محیط هائی که در آن قرار می گیرند، معنی خاصی از آن محیط کرده و رفتاری مشابه آن معنی دارند. (فرزاد و دولابار, ۱۹۹۰ : ۹۴) نمونة بارز اینگونه فرزندان در سنین بعد از نوجوانی مربوط به خانواده هائی است که رابطه ای استبدادی دارند. در نمونه های مردم نگاری خود فرزندانی را یافتیم که تا قبل از ۱۸ سالگی روشی صد در صد مجری گرایانه داشتند، ولی زمانیکه توانستند کمی پا را از محیط خانه فراتر بگذارند، رفتار بازیگرانه را در پیش گرفتند. ده مورد از ۱۷ خانواده هایی که در آن شیوة آزادی حاکم بود, رفتاری بازیگرانه داشتند. و فقط دو مورد از ۱۹ خانواده با شرایط دمکراسی, دارای فرزندان بازیگر بودند. 
خالق : فرزندانی که حرفها و دستورات والدین را گوش می کنند، شرایطی را بوجود می آورند که هم رضایت والدینشان را بدست آورده و هم به عقاید و خواسته های خودشان برسند. در واقع, آنها بر اساس خواسته های والدین و امکانات موجود، شرایط جدیدی را بوجود می آورند که مطابق رضایت خود و والدینشان باشند. اینگونه فرزندان بدون استثناء متعلق به خانواده هائی بودند که دمکراسی و یا آزادی در محیط خانواده اشان حاکم بود. ۱۷ مورد از ۱۹ خانواده ای که شیوة دمکراسی را اجرا می کردند, خالق بودند و ۷ فرزند از ۱۷ خانواده با شیوة آزادی، خالق بودند.
نقش دوستان و همسالان در اجتماعی شدن كودكان و نوجوانان 
همسالان و دوستان از مهمترین عوامل اجتماعی شدن كودكان و نوجوانان به شمار می آیند. آنها از طرق مختلف بر یكدیگر تأثیر می گذارند و از یكدیگر تأثیر می پذیرند. بسیاری از محققان بر این عامل تأكید دارند و از  آن به عنوان ارتباط افقی یاد كرده اند، یعنی ارتباطی كه در بین افرادی نسبتاً هم سطح از لحاظ سنی، طبقه اجتماعی، تحصیلی، اقتصادی و … برقرار است.
تا قبل از یك سالگی به ندرت ارتباطی معنی دار بین كودكان برقرار می شود. كودكان ده ماهه به گونه ای با یكدیگر برخورد می كنند كه انگار عروسك اند، برای هم صدا در می آورند، موهای همدیگر را می كشند یا اعتنایی به یكدیگر نمی كنند. از حدود دو سالگی به بعد اولین ارتباط های معنی دار میان كودكان ایجاد می شود. البته دوام این ارتباط ها بسیار اندك است و در حد چند دقیقه بازی با یكدیگر باقی می ماند.
در سنین دبستانی و پیش دبستانی، كودكان علاقه مند به برقراری ارتباط با همسالانی اند كه شاد و زیبا باشند و اسباب بازی ها، خوراكی ها و وسائل خود را در اختیار آنها قرار دهند. ارتباط و دوستی های این دوره حالت موقت و گذرا داشته، به سرعت شكل می گیرند و سریعاً تغییر می كنند. ویژگی های ارتباطات خاص این دوره تقریباً مطابق رشد اخلاقی كودكان این دوره است ( پیش قراردادی). كودك پایبندی مداوم به ارتباطات خود ندارد، به راحتی دوستانش را كنار می گذارد بدون این كه علت خاصی وجود داشته باشد و درك عمیقی از دوستان، صمیمیت و ارتباط متقابل ندارد.
در سال های میانه و پایانی كودكی ارتباط براساس كمك به یكدیگر و رفع نیازهای هم شكل می گیرند و اعتماد به هم نقش مهمی در تداوم آن ایفا می كند. كودكان دركی ذهنی از دوستان پیدا می كنند و دوستان تنها اشخاصی نیستند كه با هم بازی می كنند، بلكه كسانی اند كه ویژگی ها و مشتركات خاصی بین آنها برقرار است كه یكی از آنها دوست داشتن همدیگر است.
در دوران نوجوانی، همسالان مهم ترین نقش را در فرایند اجتماعی شدن فرد بازی می كنند. نوجوانان برای این كه بتوانند هویتی مستقل از والدین پیدا كنند باید ارتباطی صمیمی و متقابل با همسالان خود برقرار نمایند. ارتباط و دوستی دوران نوجوانی دارای این مشخصه هاست: دوستان ، یكدیگر را درك می كنند ؛ افكار و احساسات عمیق و درونی خود را با یكدیگر در میان می گذارند، برای حل مسائل و مشكلات روانی خود به یكدیگر كمك می كنند و سعی دارند باعث دردسر و مشكل برای دوستانشان نشوند. سازگاری علائم و شخصیت دو نفر، ملاك انتخاب دوست است و پایان دوستی منوط به عهد شكنی و عدم وفای به عهد یكی از دوستان است .
تحول و تغییر در استدلال های پنهان مربوط به دوستی با فرد یا اشخاص خاص، با افزایش سن تغییر می یابد. در اولین مرحله رشد دوستی و ارتباط، معمولاً استدلال نهان در ارتباط بین دو كودك و نزدیكی فیزیكی آنها به همدیگر است. یعنی این دو به این دلیل ساده با هم دوست اند كه همسایه، دوست خانوادگی، هم مدرسه یا هم كلاس اند. در مرحله دوم كودكان برای این با هم دوست هستند كه همسایه، هم كلاس، هم مدرسه و دوست خانوادگی بوده، در ضمن قادرند نیازهای همدیگر را به بهترین وجه رفع نمایند و به هم اعتماد كنند. اما در مرحله سوم دوستی، مهم ترین اصل و دلیل برای دوستی نوجوانان شباهت و ویژگی های شخصیتی، قابل اعتماد بودن دو دوست و پای بندی طرفین به ملاك های مورد قبول در خصوص دوستی است. در همین حال ممكن است نوجوانان باهم همسایه، هم كلاس یا هم مدرسه باشند یا نباشند.

تأثیر ارتباط و دوستی بر كودكان و نوجوانان
دوستان و همسالان علاوه بر این كه از عوامل مهم اجتماعی شدن فرد به شمار می آیند، می توانند روی یادگیری، پیشرفتِ و تحصیلی و مهارت های كلامی فرد نیز مؤثر باشند. از مهم ترین آثار مثبت همسالان، از بین بردن خودمداری است.
در محیطی كه همسالان ارتباط صحیح و مناسب با هم دارند، مهارت های اجتماعی مهم مانند همكاری، رقابت و صمیمیت آموخته می شوند. در چنین شرایطی نه تنها یادگیری افزایش می یابد، بلكه رفتارهای اجتماعی مناسب نیز رشد می كند. ناتوانی در برقراری رابطه مطلوب بین همسالان ، موجب طرد و عدم محبوبیت می شود. شواهد پژوهشی نشان می دهند كه دانش آموزان مطرود و فاقد ارتباط افقی سالم، پرخاشگرترند و رفتارهای نامناسب دارند، پیشرفت تحصیلی و انگیزش آنها اندك است و از اختلالات هیجانی، اضطراب و افسردگی بیشتر رنج می برند.
  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر

کتاب الکترونیکی ميراث فرهنگی و بررسی جنبه های مختلف آن

دوستان عزیز از آنجا كه هر سياستي با تكيه بر تعاريف شكل مي گيرد برداشتن گامي در جهت قبول تعريفي براي ميراث فرهنگي ضروري بنظر مي‌رسد. 

از آنجا كه هر سياستي با تكيه بر تعاريف شكل مي گيرد برداشتن گامي در جهت قبول تعريفي براي ميراث فرهنگي ضروري بنظر مي‌رسد.

بهر حال انتخاب كلمات يك تعريف، بسيار كار حساس وقابل تأملي است زيرا هر كلمه يا عبارت مي‌تواند عاملي تعيين كننده درشناسايي، ارزيابي وحفاظت از بقاياي تاريخي باشد. همچنين عوامل مهمي در هر تعريف وجود دارد كه كلمات كليدي انتخابي براي آن بايد توانايي  پاسخگويي به جنبه‌هاي مختلف آن را داشته حتي المقدور متضمن آگاهي‌هاي لازم در آن باشند.

از سوي ديگر با توجه به نقش اساسي وفزاينده‌اي كه شناخت مباني هر پديده يا رويدادي دردرك ماهيت و سيرتكاملي آن دارد، در مبحث دوم به بررسي اين موضوع مي‌پردازيم.

  • بازدید : 37 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق مقاله تاريخچه حفظ ميراث فرهنگي بين المللي -خرید اینترنتی تحقیق مقاله تاريخچه حفظ ميراث فرهنگي بين المللي -دانلود رایگان مقاله مقاله تاريخچه حفظ ميراث فرهنگي بين المللي -تحقیق مقاله تاريخچه حفظ ميراث فرهنگي بين المللي 
این فایل در ۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ميراث فرهنگي ميتواند شامل اشياء منقول و غيرمنقول ، ملموس يا غيرملموسي همچون ساختمان و مجسمة يادبود، اثر و مجموعه هاي هنري.‌كتاب و دست خط ، بقايا و بسياري اقلام ديگر باشد.
با وجوديكه محافظت ويژه در سطح بين الملل تا زمان كنوانسيون سال ۱۹۵۴ لاهه انجام نپذيرفته بود، اولين گامها به سوي محافظت از اين ميراث از قرن نوزدهم آغاز گرديد، زمانيكه قوانين جنگ معين گرديد . قبل از آن قوانين متعدد زماني جنگ اشاره اي به حفظ مايملك فرهنگي مي نمود. مثلاً ممنوعيت معمول پيرامون تخريب ميراث فرهنگي و قديمي به زمان يونان كلاسيك باز ميگردد . قبل از رميها مردم پذيرفتند كه فرهنگ بايد تنها به عنوان آخرين چاره خراب و نابود شود . و سپس طي جنگهاي ناپلئوني، اين اصل كه مايملك فرهنگي،‌ ميراث تمام انسانهاست اولين بار در قانون بين الملل پديدار گشت .
اين قانون ليبر (Lieber code)   بود كه ارائه شد و اولين تلاش مدرن براي تدوين قوانين جنگ بود . آن طي جنگ داخلي آمريكا توسط پروفسور فرانسيس ليبر كه يك مهاجر آلماني به ايالات متحدة آمريكا و پرفسور دانشكدة حقوق كلمبيا بود تهيه گرديد .
هر چند قانون ليبر تنها نيروي نظامي USA را ملزم مي ساخت، تا حد زيادي نيز مطابق با قوانين و رسوم موجود جنگ در آن زمان بود. خصوصاً، مواد قانوني ۳۵ و ۳۶ آن به حفظ ميراث فرهنگي كمك مي كند. ماده ۳۵ يعني :
اثرهاي كلاسيك هنري،‌مجموعه هاي علمي يا وسايل گرانبهايي مثل تلسكوپهاي نجومي همچون وسايل بيمارستاني بايد در برابر تمام آسيبهاي موجود ايمن شوند، حتي وقتي كه در مناطق محصور شده در حين محاصره يا بمباران واقع مي باشد.
ماده ۳۶ به تسخير املاك دولتي و نه دزديدن ، ويران ساختن يا آسيب رساندن به چنين ميراثي اشاره مي كند :
اگر آثارهنري،‌كتابخانه ها ، كلكسيون ها يا ابزار و وسايل متعلق به يك دولت يا ملت متخاصم بدون صدمه اي منتقل شود، قانونگذار دولت تحت محاصره ميتواند دستور به توقيف داده وبه نفع دولت مذكور آنرا منتقل نمايد. مالك نهايي در نتيجه پيمان صلح في مابين تعيين مي گردد. به هيچ وجه آنها فروخته يا واگذار نمي شوند، اگر اين اقلام توسط ارتش ايالات متحده تسخير شوند، تحت تملك آنها در نخواهد آمد يا به طور عمدي خراب يا ويران نمي شود.
انتشار اين دستورالعملها بعدها به سمت تدوين قوانين جنگ در سطح بين الملل پيش مي‌رود. قانون ليبر شكل گرفته براساس بيانيه مربوط به قوانين و رسوم جنگ در كنفرانس بروكسل سال ۱۸۷۴ ارائه گرديد . به هر حال، اين بيانيه هرگز به طور رسمي پذيرفته نشد. سپس به دنبال كنفرانس لاهه در سال ۱۸۹۹ ، معاهدة بين المللي امضاء شد كه باز هم قانون ليبر را به سختي به تصوير مي كشيد . كنوانسيون با توجه به قوانين و رسوم جنگ در سرزمينها و مقررات ضميمة آن (كنوانسيون لاهة II )   ابتدا به زندانيان جنگ و اشخاص غيرنظامي پرداخت و به هر حال برخي ماده قانوني ها محافظت از اقلام فرهنگي را پيشنهاد ميدهند. مثلاً تخريب يا تسخير مايملك دشمن رسماً ممنوع شد، مگر آنكه بواسطة لزوميات جنگ از سوي مقامات به صورت دستور تقاضا شود .حمله يا بمباران شهرها ، روستاها، مناطق مسكوني يا ساختمانها كه بي دفاع بودند، ممنوع شد . بعلاوه،‌ قبل از آغاز هرگونه بمباران، فرمانده نيروي حمله كننده، به جز در مورد حملة مسلحانه بايد تمام سعي خود را به كار گيرد تا به مقامات محلي هشدار دهد .
اين امر حداقل به طور تئوري اجازة انتقال اشياء منقول قديمي را خواهد داد.
تحت مادة ۲۷ تمام مراحل ضروري بايد طي محاصره و عبارتها در نظر گرفته شوند تا حد امكان از تهذيب مختص مذهب، هنر، علم و دستگيري چشم پوشي شود. اماكن توقيف شده براي اين بود تا اين ساختمانها و مكانها را يا برخي علائم خاص و آشكار نشان دهد، علائمي كه قبل از آغاز بمباران بايد براي مهاجم و حمله كننده مشخص شده باشد . از اينرو برخي امور محافظتي در مورد اشياء غيرمنقول اعمال شد، ماده ۴۶ ضبط املاك خصوصي را نهي كرده و غارت و چپاول نيز رسماً تحت مادة ۴۷ ممنوع شد.
اين معاهده بعدها با معاهدة قوانين و رسوم جنگ در سرزمينها (كنوانسيون لاهه IV )  جايگزين شد به هر حال،‌كنوانسيون لاهه II براي احزابي مهم بود كه آنرا امضاء كرده بودند اما اين احزاب ديگر كنوانسيون لاهه IV را امضاء نكردند ، معاهدة بعدي بسيار مشابه قبلي است اما ماده ۲۷ به شرطي تقويت ميشود كه مراحل “حتماً ” در نظر گرفته شوند و “بناهاي تاريخي” به فهرست ساختمانهاي محافظت شده افزوده شوند. ماده ۵۶ ضرورتاً به خاطر حفظ ميراث فرهنگي بدون تغيير باقي مي ماند .
به هر حال، با وجوديكه هر دو معاهده طي جنگ جهاني اول تحت تأثير احزاب بودند ، آنها در امر حفظ ميراث فرهنگي همچون ؟؟ كاتدرال فرانسه يا دانشگاه لواوااين بلژيك در برابر خسارات وارده  ناكام بودند و در پايان جنگ نيز هيچگونه پيگيري رسمي براي اينگونه بي رحمي ها اعمال نشد . سپس ، USA توافق بين المللي را آغاز نمود كه به معاهدة محافظت از مؤسسات هنري و علمي و يادبودهاي تاريخي منتهي گرديد (تحت عنوان Roerich pact ) .
باز هم جنگ جهاني دوم تخريب و غارت گستردة ميراث فرهنگي سراسر اروپا و غيره را به خود ديد . غارت و چپاول نيروهاي آلماني از آثار هنري در سراسر اروپا به وضوح مشخص ميشود، مثل تخريب علني صومعة مونت كازينو در ايتاليا  از اين جمله است.بعداز پايان جنگ، اين امور بررسي شد و سپس جنايتكاران اصلي جنگ نازيها به خاطر جنايات جنگي تعقيب شدند .
بعلاوه تلاشي در جهت كنترل داد و ستد اشياء غارت شده در پي تسخير آنها صورت گرفت براي پايان دادن به اين امر بيانية سياسي جنگ جهاني دوم توسط USA ، بريتانيا و UK و فرانسه امضاء شد. اين كار تا حدي به كنوانسيون سال ۱۹۴۹ ژنو منجر گرديد. كنوانسيون ممنوعيت تخريب املاك خصوصي، را بدون اشاره اي خاص به ميراث و املاك فرهنگي در بر مي گرفت. با اين وجود، توجه كل جهان به جلوگيري از تخريب وغارت رخ داده در اروپا طي دومين جنگ جهاني معطوف شد و در سال ۱۹۵۴ يونسكو كنفرانسي راخصوصاً در ارتباط با محافظت از املاك فرهنگي ترتيب داد. كنوانسيون ۱۹۵۴ لاهه و محافظت بيشتري كه اين مجمع در مورد ميراث فرهنگي پيشنهاد كرد نتيجة اصلي اين كنفرانس بود.
III كنوانسيون لاهه ۱۹۵۴
كنوانسيون پيرامون حفظ اقلام فرهنگي حين جنگ مسلحانه، ۱۹۵۴  ، چهارچوب قانوني جامعي را براي محافظت از املاك فرهنگي طي جنگ ارائه ميدهد، به طور خلاصه، آن براي محافظت در حين جنگهاي داخلي و بين المللي شامل زمان اشتغال  فراهم شد و اقلام منقول و غيرمنقول را در بر مي گيرد . تعهداتي براي تأمين امنيت و احترام گذاردن به ميراث فرهنگي در هر دو حالت يعني واقع شدن اين ميراث در زمان حمله يا اشغال نيروها اعمال مي شود .
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر

کتاب الکترونیکی موانع فرهنگی ارتقاء شغلی زنان

دوستان عزیز، اين مقاله مسايلي را در مورد اشتغال زنان در روند توسعه، فضاي فرهنگي حاكم بر اشتغال زنان، موانع فرهنگي و نگرش موجود در اشتغال زنان را بيان كرده و همچنين پيشنهادهايي براي هموار شدن زمينه اشتغال زنان ارايه مي‌دهد. در این مقاله هر چه که باید و نباید در مورد ارتقاء شغلی زنان است را به دست خواهید آورد.

با وجود آنكه زنان نيمي از جمعيت فعال جهان را تشكيل مي دهند، اما از آنها به طور مساوي در اداره امور سازمانها استفاده نمي‌شود. البته در سالهاي اخير حضور زنان در محيط كار چشم‌گيرتر شده است وروز به روز بر تعداد آنها افزوده مي‌شود، اما ميزان پيشرفت آنها در مشاغل سطوح بالا متناسب با تعداد آنها در سازمانها نيست. زنان در محيط كار با مسايلي نظير تبعيض شغلي روبرو هستند و پيش داوري هايي كه نسبت به آنها وجود دارد از نگرش هاي فرهنگي جامعه ناشي مي‌شود. زنان يكي از سرمايه هاي مهم و پرارزش كشورهاي جهان بويژه در كشورهاي درحال توسعه هستند. رهبران سازمانها بايد بدانند كه براي پاسخ به بازار متغير مشتريان و رقابت بين‌المللي بايد از استعداد زنان و مردان متخصص در همه سطوح استفاده كنند.

اين مقاله مسايلي را در مورد اشتغال زنان در روند توسعه، فضاي فرهنگي حاكم بر اشتغال زنان، موانع فرهنگي و نگرش موجود در اشتغال زنان را بيان كرده و همچنين پيشنهادهايي براي هموار شدن زمينه اشتغال زنان ارايه مي‌دهد. 

  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

منطقه ۱۲ با حدود ۱۳۵۷ هکتار وسعت ، در مرکز تاريخي شهر تهران ، در سال ۱۳۵۷ داراي جمعيتي معادل ۱۸۹۶۲۵ نفر بوده است . علي رغم برخورداري از ويژگي هايي چون قدمت و ارزش تاريخي ، واقع شدن در مرکزثقل ارتباطات درون شهري و در برگرفتن قلب تجارت شهر يعني بازار قديم تهران ، تحولات جمعيتي آن هماهنگ با تحولات شهر تهران و کشور نبوده است.
در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

اين منطقه تاريخي طي ۲۰ سال اخير روند جمعيت گريزي مداوم ، خروج ساکنان قديمي و خانوارهاي متعارف و ورود مهاجران تهيدست در جستجوي کار را شاهد بوده است ، تا حدي که جمعيت منطقه از ۳۰۱۷۰۱ نفر در سال ۱۳۵۹ تا آخرين سرشماري در سال ۱۳۵۷ ، با نرخ رشد ۸۶/۲- درصد درسال کاهش يافته است 


  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر

دانلود پروژه پایان نامه مجموعه (آموزشی-فرهنگی-تفریحی) رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

برخی از عناوین موجود در این مقاله :

۱- درباره فرهنگ و هویت

۲- بررسی شرایط اقلیمی 

۳- تاسیسات

و بسیاری موارد دیگر..

امیدوارم این مقاله مورد استفاده شما دوستان عزیز قرار بگیره.

مقدمه

پيشرفتهاي اجتماعي و سياستهاي علمي تكنولوژي  بشر ارتباطات فرهنگي مردمان گوناگون را در  سراسر دنيا آسان نموده است.

پيشرفت سيستمهاي ماهواره‌اي مخابراتي آرمانها، انديشه‌ها و سنتهاي اجتماعي را بر بال امواج سوار كرده و از اين سوي جهان به آن سوي جهان در آن واحد انتقال مي‌دهد.

امروزه برخوردهاي فرهنگي تا حدي افزايش يافته كه باورهاي فرهنگي، هويتهاي  فرهنگي، ملي به آساني قابل تغيير و ترديد ميشود.

 باورهاي فرهنگي كه جامعه‌اي  در طول ساليان دراز  به آنها خوي كرده و با آنها زندگي كرده بسرعت رنگ مي‌بازد  و اين خبر در سايه تقابل هاي گسترده انديشه‌ها و سير و انتقال اصول فرهنگي  از طريق شيوه‌هاي صحيح تكنيكي صورت نمي‌گيرد.

در پس اين انتقالها و برخوردهاي فرهنگي هميشه روشهاي انساني و دوستانه بكار مي‌رود به باد يغما رفتن وتاراج اصول فرهنگي جامعه و بر باد رفتن اخلاق و فضيلتهاي اجتماعي آن اهداف سلطه‌گري در زمينه‌هاي اجتماعي  – اقتصادي  را در بر گرفته و شيوه‌هاي  اعمال دشمني‌هاي گسترده نيز در حد گسترده‌اي امروزه رواج يافه و  اين چيزي جز تهاجم فرهنگي نيست زيرا هنگامي كه مباني فرهنگي يك جامعه حتي به زير سوال رفت و جامعه دچار سستي شد با تسلط و اعمال شيوه‌هاي جديد زندگي بيگانگان هموار مي‌گردد بنابراين  برخوردهاي مقابله گرايانه با اين تهاجم فرهنگي امروزه علاوه بر داشتن ابزارهاي  علمي و فني لازم هوشياري اجتماعي خاصي را احتياج  دارد.

متاسفانه مهم‌ترين  قشري كه مورد تهاجم فرهنگي  قرار مي‌گيرند نسل جوان هستند. زيرا نسل جوان در هر مملكتي در واقع پايه گذار  نحوه پيشرفت و زندگي  و آرمانهاي آن جامعه در آينده است. 

  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر

چكيده

اين رساله به بررسي وضعیت موجود و تحليل توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي استان كهگيلويه و بويراحمد مي پردازد.

در اين پروژه تمامي قابليت هاي محيطي و انساني از يك طرف و محدوديت هاي محيطي و انساني نيز شناسايي و بررسي مي شوند . در اين مسير ضمن امكان سنجي منابع داخلي به عواملي كه از بيرون از منطقه مي توانند توسعه يا عدم توسعه يافتگي منطقه دخالت داشته باشند ، پرداخته مي شود در بررسيهاي انجام شده از مجموعه عوامل تأثير گذار در امر توسعه منطقه ضعف زير ساخت ها و شبكه هاي ارتباطي – موانع اجتماعي و فرهنگي و ضعف مديريتي در شبكه هاي اداري سياسي بارزترين و برجسته ترين موانع توسعه يافتگي منطقه بوده اند .

حال با توجه به منابع غني نفت و گاز و معادت كاني غير نفتي و منابع غني آب و خاك و توسعه نيروي انساني در داخل و نيز موقت ممتاز منطقه در محل تلاقي استانهاي صنعتي كشور و مناطق استراتژيك نفت و گاز مثل عسلويه بوشهر – پتروشيمي ماهشهر و بندر امام و دسترسي سريع به بنادر خليج فارس ، مي توان با برنامه ريزي بهتر و اولويت بندي طرحهاي عمراني به توسعه همه جانبه منطقه سرعت بخشيد . كه براي رسيدن به اين امر مهم بايد مهمتر از همه به توسعه انساني به عنوان زير بناي توسعه اقتصادي توجه خاصي نمود .

مقدمه

امروزه در جهان كمتر كشوري شاهد مي شود كه با دقت هر چه بيشتر به امر برنامه ريزي در جهت توسعه منطقه اي مشغول نباشد امر توسعه ؛ مخصوصاً توسعه اقتصادي ؛ سابقه برنامه ريزي در جهان دارد و اين سابقه خوشبختانه تجربيات بسيار سودمندي را در اختيار جهان معاصر قرار داده تا ضمن بررسي آنها به بومي كردن الگوهاي توسعه در كشور و جامعه خود پرداخته تا از قطار سريع رشد و توسعه جهاني عقب نمانند .جامعه توسعه يافته غرب در پي تحول اساسي در تمام زمينه هاي فرهنگي و اقتصادي خود در قرون گذشته موفق به دست يابي به اين امر نموده كه امروزه جوامع كمتر توسعه يافته جهان سوم سعي در تقليد نادرست از آنها هستند . كه به علت عدم تناسب با شرايط داخلي تأثيري منفي در اين جوامع بر جاي گذاشته است

در درون كشورهاي جهان سوم ناهمگوني جمعيت و محيط طبيعي ، مشكلات فرهنگي و قومي زير ساخت هاي لازم جهت توسعه منطقه اي و بخشي و مهمتر از همه عقب ماندگي ساختارهاي سياسي و حكومتي مانع حركت اين جوامع در مسير اصلي توسعه شده است

در ايران نيز عليرغم اينكه سالهاست برنامه هاي (ميان كدام توسعه منطقه اي اجرا مي شود ، به دلايل مختلف اين برنامه ها در عمل به هدف اصلي كه از قبل مشخص مي شود نمي رسند و دخالت هاي عوامل خارجي و داخلي عملاً خاصيت و ارزش اصلي و يا عوامل سياسي و موقعيت خاص توسعه يافته اند به طوري كه ناهمگوني و اختلاف سطح توسعه شهري و روستايي كاملاً ملموس است .قطب اول توسعه كشور تهران به لحاظ موقعيت اداري – سياسي نزديك به نيمي از تمامي امكانات كشور را جذب مي كند و اين امر به رشد كانونهاي ديگر توسع مثل قم . قزوين . كرج كمك نموده است و در شمال شرق اهميت و نقش مذهبي مشهد و موقعيت ممتاز مالي استان فارسي كمك زيادي به توسعه كانون شمال شرق نموده است . حوزه شمال غرب نيز آذربايجان به لحاظ نقش اهميت تاريخي خود و نيز تجارب مرزي و نقش كلان شهر تبريز باعث تقويت آن شده است شهر اصفهان را مي توان بعد از تهران دومين قطب توسعه يافته كشور دانست . توسعه اي كه متكي به خود منطقه است و است و كمتر منطقه اي را مي توان يافت كه چون اصفهان به لحاظ ساختاري توسعه يافته باشد امري كه ناشي از تفكر و تخصص و انديشه هاي نيروي بومي استان است.در جنوب با وجو اينكه  شاهرگ اقتصادي تمام ايران است ، اما از لحاظ توسعه و عمران شهر و روستا رشد چنداني نكرده است. ديار غني  و داغ جنوب فقط مثل شمع مي سوزد تا مردم ايران زمين از روشنايي آن استفاده كنند و چراغ زندگيشان روشن بماند اما غافل از اينكه در كنار اين ذخاير سرشار نفت و گاز و تجارت جنوب ، توده عظيمي از مردم در انتهاي خط فقر زندگي مي كنند . شبكه هاي ارتباطي ضعيف و شهرهاي توسعه نيافته كه با كمي توجه و نگاه  به مناطق بياباني جنوب خليج فارس مي توان نقش ذخاير نفت و گاز را در توسعه كشورها مشاهده كرد .

استان كهگيلويه و بويراحمد يكي مناطقي است كه عليرغم توانهاي محيطي و انساني فراوان چه از نظر موقعيت جغرافيايي و چه از نظر منابع عظيم معدني به دليل بي توجهي در امر برنامه ريزي و ومدیریت استانی. اكنون يكي از كم توسعه يافته ترين مناطق كشور است كه مشاهده اين توسعه نيافتگي نگارنده را  واداشت تا به بررسي اين موضع در اين رساله بپردازد در اين پژوهش به بررسي و تحليل در توسعه نيافتگي پرداخته و ضمن معرفي قابليت هاي اصلي راهكارهايي جهت  دست يابي به توسعه در منطقه پيشنهاد داده است

 

  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر

دانلود تحقیق بررسی ومقایسه اوضاع سیاسی وفرهنگی عصر قائم مقام وپس از شهادت وی-دانلود رایگان تحقیق بررسی ومقایسه اوضاع سیاسی وفرهنگی عصر قائم مقام وپس از شهادت وی-خرید اینترنتی فایل تحقیق بررسی ومقایسه اوضاع سیاسی وفرهنگی عصر قائم مام وپس از شهادت وی-خرید فایل بررسی ومقایسه اوضاع سیاسی وفرهنگی عصر قائم مقام وپس از شهادت وی

این فایل در قالبDOC،ودر ۱۱صفحه قابل ویرایش برای شما تهیه شد است وبه اوضاع دوران قائم مقام فراهانی می پردازد امیدواریم که از این تحقیق لذت ببرید توضیحات کامل تر را در توضیحات کامل مشاهده خواهید کرد دراین جا فقط به مخصات فایل اکتفا می کنیم.

ميرزا ابوالقاسم فراهاني، فرزند الوزراء ميرزا عيسي، معروف به ميرزا بزرگ از سادات حسيني و از مردم هزاره فراهان، از توابع اراك بود. در سال ۱۱۹۳ هجري قمري به دنيا آمد و زير نظر پدر دانشمند خود تربيت يافت و علوم متداوله زمان را آموخت.

آغاز سلطنت محمدشاه مصادف بود با يك دوره بسيار بحراني از روابط روس و انگليس بر سر ايران. (نقل از تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس، استاد سعيد نفيسي، ص ۴۳) اما ايران به ظاهر نگراني نداشت چرا كه مردي چون قائم مقام، مصدر قدرت سياسي وحكومتي بود. تجارب و تسلط او بر اوضاع و احوال سياسي در حدي بود كه كسي قادر نبود از او باج بستاند.

قائم مقام همه ي اختياراتي را كه در نظام حكومتي به دست آورده بود، در راه خير و صلاح كشور به كار برد. اما اين شدت عمل و طرز حكومت نه در ميان عوامل درباري و حكومتي هواخواه داشت و نه به سوي سياست هاي دولتهاي استعمارگر بود. توطئه ها، به ثمر نشست. هنوز دو سال از سلطنت محمدشاه نگذشته بود كه به طرزي ناجوانمردانه، مرد بزرگ ادب و سياست و ميهن پرست بلند مرتبه را به قتل رساندند.

جاي قائم مقام را به ميرزا عباس ايرواني معروف به حاجي ميرزا آقاسي دادند. او با نيرنگ و زاهد نمايي شگفتي، سراسر وجود شاه ابله و كودن را تسخير كرده بود.

دوره صدارت حاج ميزرا آقاسي يكي ديگر ازدوره هاي دشوار اجتماعي براي مردم ايران بود كه شكل خاص خودش را داشت. اوضاع فرهنگي و ادبي ايران پس از شهادت قائم مقام به دليل رواج صنعت چاپ و تأسيس و گسترش روزنامه نويسي، گسترش سواد خواندن و نوشتن بين مردم و رفتن دانشجويان ايراني به اروپا تأسيس مدرسه ي دارالفنون و رواج و گسترش ترجمه از زبان هاي اروپايي به تحول نثر فارسي و رواج ساده نويسي كمك كرد. در پي جنگ هاي ايران و روس آشنايي ايران با غرب بيشتر و بيشتر شد كه البته اين آشنايي با خود آگاهي همراه نبود و اين خود زمينه ي ايجاد تحولاتي در زمينه ي موسيقي، داستان نامه نويسي، نمايش و نقاشي و خوشنويسي شد.

كليد واژه ها: قائم مقام فراهاني- محمدشاه- حاج ميرزا آقاسي- تحولات فرهنگي و ادبي- روابط و آشنايي ايران و اروپا.

مقدمه:

همواره مي خوانيم كه علماي قديم خود را متواضع و اهل عمل نشان مي داده اند. و كوشيده اند كه اصول اعتقادي اديان را به عصر و زمان نزديك كنند. و يا به تناسب روح زمانه و يا روح افكار معاصر آنرا از نوبسازند. تهاجمات فرهنگي غالباً با نحوي غفلت مردماني كه مورد هجوم قرار گرفته اند هم سو است.

در نيمه اول قرن سيزدهم هجري بعضي از كشورهاي غربي كه به اصطلاح پيشرفته تر بودند مثل انگليس و روسيه به طمع كشورگشايي چشم اميد به تصرف قسمتهايي از خاك ايران بسته بودند. در اين عصر مردان همچون قائم مقام فراهاني مانع رفته بيگانگان در ايران بودند. او از افرادي بود كه مي توانست ايران را به خوبي اداره كند. و با همه خدمت به صدارت محمد شاه ديري نپاييد حسادت بعضي از درباريان و مخصوصاً فتنه انگيزيهاي بيگانگان عاقبت شاه را بر وي بدگمان كرد تا در سال دوم سلطنت خود دستور داد او را در باغ نگارستان، محل ييلاق خانواده سلطنتي زنداني و پس از چند روز خفه كردند. بدين قرار به زندگي مردي از بزرگان در ايران پايان دادند. حال بايد به پژوهش پرداخت.

اوضاع سياسي- اجتماعي ايران پس از شهادت قائم مقام به كدام سمت و سوق گرايش پيدا كرد؟ (تجدد و دين زدايي در فرهنگ)

جاي قائم مقام را ميرزا عباس ايرواني معروف به حاجي ميرزا آقاسي دادند زندگي اين مجسمه سالوس و ريا را داستانهايي خنده آور سرشار كرده است او نيرنگ و زاهدنمايي شگفتي سراسر وجود شاه ابله و كودن را تسخير كرده بود.در تمام مدت سيزده سال صدارت حاجي، پادشاه ايران در حقيقت حاجي بود و محمد شاه علاوه بر آنكه به هيچ وجه در مقابل اعمال و اقوال و خواهش و فرمايش حاجي مخالفتي نشان نمي داد، با وجود همه خطاها و خرابكاريهاي حاجي هر كسي هر چه در باب او مي گفت، علاوه بر آنكه نمي شنيدند، به تبعيد و آزار او مي پرداخت و چنين عقيده داشت كه حاجي هر چه بخواهد مي شود. و هر چه بكند عين صدابت مسئله بي جواب چنانچه مي گفت: اين دربار مرا حاجي نمي خواهد خوب بشود. از براي اينكه اين زخمها را در دنيا بكشم و در آخرت بهتر بروم. اگر حاجي بخواهد خوب خواهد شد. (تاريخ ايران در دوره سلطنت قاجار ص ۱۳۰)

حاجي در مدت صدارت ۱۳ ساله (۱۲۶۴- ۱۲۵۱) آن چنان ثروتي به دست آورده بود كه براي اينكه پس از محد شاه در دام بازخواست نيفتد ثروت خود را به شاه جديد هبه كرد.

سال شمار زندگي:

۱۱۹۳ ه. ق: تولد در فراهان اراك.

۱۲۰۸ ه. ق: آغاز خدمت ديواني با شغل نويسندگي.

۱۲۱۶ ه. ق: سفر به عتبات عاليات و ديدار با پدربزرگ.

۱۲۱۸ ه. ق: آغاز جنگ اول ايران و روس.

۱۲۱۹ ه. ق: اشتغال به شغل ديواني در نزد ميرزا شفيع صدراعظم.

۱۲۲۶ ه. ق: انتصاب به شغل وزارت در دستگاه «عباس ميرزا نايب السلطنه».

۱۱۲۸ ه. ق: «معاهدة گلستان» بين ايران و روس.

۱۲۳۷ ه. ق: «مرگ ميرزا بزرگ» (قائم مقام اول)، پدر قائم مقام.

۱۲۳۸ ه. ق: اعطاي لقب «قائم مقامي» و واگذاري كلية مشاغل ميرزا بزرگ به ميرزا ابوالقاسم.

۱۲۳۸ ه. ق: معاهدة صلح بين ايران و عثماني (تركيه امروزي) به تدبير «قائم مقام».

۱۲۴۱ ه. ق: كناره گيري قائم مقام از سياست.

۱۲۴۱ ه. ق: شروع جنگ دوم ايران و روس.

۱۲۴۲ ه. ق: بازگشت به خدمت در دستگاه عباس ميرزا.

۱۲۴۳ ه. ق: «معاهده ي تركمانچاي» بين ايران و روس به تدبير قائم مقام.

۱۲۴۴ ه. ق: قتل «گريبايدوف» سفير روس در ايران.

۱۲۴۹ ه. ق: مرگ «عباس ميرزا نايب السلطنه».

۱۲۵۰ ه. ق: مرگ «فتحعلي شاه» قاجار و جانشيني «محمدشاه»

۱۲۵۰ ه. ق: صدر اعظمي قائم مقام.

۱۲۵۱ ه. ق: قتل قائم مقام به دستور «محمدشاه قاجار».

 


عتیقه زیرخاکی گنج