• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آنچه را که در پیش داریم تاریخ سراسر حماسه دلاوری دیگر است که در نبردهای مختلف، فرماندهی نیروهای اسلام را عهده دار بود و با آشوبگران و منافقان سرسختانه مبارزه کرد و همیشه برای رفتن به جبهه پیشقدم و آماده بود.
(معقل بن قیس) فرمانده رشید و مشاور تیزبینی برای فرماندهی کل سپاه اسلام بود و در صحنه های نبرد با خطابه های آتشین خود، توان رزمی نیروها را بالا می برد. او مرد جهاد و مبارزه بود و در دفاع از حاکمیت حق لحظه ای سستی نکرد تا سرانجام به خوزعظیم شهادت نائل گشت. (معقل بن قیس) سردار بزرگ اسلام در یکی از خانواده های قبیله ی (بنی یرموع) به دنیا آمد. وی آخرین سالهای حیات پیامبر (ص) را درک کرد، ولی به خاطر عواملی نتوانست در محضر رسول خدا (ص) راه یابد. دوران کودکی (معقل بن قیس) در محیطی پاک و جامعه ای اسلامی و آکنده از این ایمان و فداکاری سپری کرد.
معقل در مکتب امام علی (ع) پرورش یافت و با بهره گیری از تعلیمات آن بزرگوار به مقامی والا رسید. سرداری رشید، فداکار، سخت کوش و بانفوذ و نسبت به دشمنان امام علی(ع) سخت گیر بود. او علاوه بر اینکه شیفته و پیرو راستین مولا علی (ع) بود. در میدانهای نبرد همانند سربازی فداکار از فرمانهای آن حضرت اطاعت می کرد. معقل در جنگ صفین، مسئولیت بسیج مردم و مبارزه با سازشکاران و فرماندهی شش طائفه بزرگ تمیم، زبه، رباب قریش، کنانه و اسد را بر عهده داشت. صحنه هایی از تاریخ را که حضور متعهدانه ی او را در راستای دفاع از حق نشان می دهد می آوریم.
بسترهای فرهنگی ایثار و شهادت
حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمید پارسانیا
مسأله مشارکت، ایثار و شهادت، یک عمل، فعل و رفتار انسانی است که در ظرف معانی ای که انسان با آنها انس دارد و در حوزه ی فرهنگ و زندگی فردی و اجتماعی او حاضر است شکل می گیرد. در این صحبت سعی می کنیم این امر را در قالب دو فرهنگ، به صورت مقایسه ای تقدیم کنم.
فرهنگهایی که امروز به صورت قطبهای تمدنی در رقابات با همدیگر قرار می گیرند یکی در دنیای غرب و دیگری در دنیای اسلام است. در درون فرهنگ لایه های مختلفی وجود دارد و رفتار و اعمال انسان که در پایین ترین بخش فرهنگ و در افق تمدن بروز و ظهور پیدا می کند ریشه در همه ی آن لایه ها دارد. عمیق ترین لایه آن معانی هستند که در مرتبه ی بعد به صورت هنر و ادبیات تمثل پیدا می کنند و در نهایت به صورت فعل و رفتار اسوه های فرهنگی تجسم می یابند و مسأله مشارکت، مسأله ایثار و اوج ایثار که شهادت است در درون هر فرهنگی از همین زمینه ها بهره می برد. در دنیای مدرن که ابتدا بحث را در این محور به انجام می رسانیم یک معانی خاصی در حوزه ی هستی شناسی انسان شناسی و حتی مبانی معرفت شناسی دارد که سر سلسله این حرکت به این ابعاد باز می گردد. انسان و عقلانیتی که در آنجاست یک تعریف ویژه ای را برای انسان و جهان به دنبال می آورد. انسان در یک هستی طبیعی و دنیوی مورد نظر قرار می گیرد و به محاسبه گذاشته می شود و عقلانیت در همین چارچوب هدفمند کار می کند و کنش و رفتار دیگران باید در همین چارچوب معنا پیدا کند. اگر از خودگذشتن وجود دارد در ازای پاسخی است که در همین فضا شکل بگیرد و پیدا شود و لذا آنجا بیشتر نوعی تعامل و مشارکت است. تعریفی را که هابز از ایشان می دهد در فضای اندیشه ی سیاسی دنیای غرب به صور مختلفی تداوم پیدا می کند. انسانها گرگهایی هستند که مراقب همدیگر می شوند و بالاخره باید با یک نظام بیرونی در محاسباتی که دارند تعامل کنند. این حوزه عقلانیت پیش از این کشش ندارد و اگر انسانی بخواهد از خود بگذرد و به نفع دیگری ایثار کند «و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه» یعنی این گونه رفتار را اگر بخواهد انجام دهد در چارچوب عقلانیت مدرن تفسیرپذیر نیست و باید نوعی فریب یا نوعی تقلب باشد.
در اندیشه دورکیم می بینیم وقتی او می خواهد از خودگذشتن را تفسیر کند در رقابت دو نفس از آن یاد می کند. یکی نفس خود انسان و دیگری نیز وجدان جمعی است وقتی که انسان ایثار می کند و به صحنه ی شهادت باز می گردد او این را چیزی پیش از خودکشی یاد نمی کند و برای خودکشی اقسامی را بر می شمرد.
در دنیای اسلام می بینیم که مسأله مشارکت و ایثار چگونه و به چه نحوی است و حقیقت مطلقی است که حضور دارد چندان که غیرتش غیر را در جهان باقی نمی گذارد متن حقیقت عالم است و آنچه در چنین عالمی است جزء آیه و نشانه و ارائه و حکایت آن جمال و کمال نامحدود و نامتناهی نمی تواند باشد و انسان خلیفه ی این خداوند سبحان است و در اینجا در تبعید است او تا به آن وطن و موطن اصلی خود باز نگردد غریب و بیگانه است و سعادت و فلاح او در بازگشت به آن هدف نامتناهی و نامحدود است که تأمین می شود.
وقتی این گونه می شود که عاقلانه ترین رفتار این است که در رفتارهای خود آن هدف را جستجو کند و به دنبال هدفهای دنیوی محدود نباشد و با تعامل در رفتار و اعمالی که با انسانهای دیگر دارد وقتی که بخواهد طرفش و هدفش را در معاملات اینجا و مشارکتها این گونه ببیند این رفتار معقول به حساب نمی آید.
درباره شهید داریم وقتی که اولین قطره خون او به زمین می رسد نظر به وجه اله می کند. وجه اله چیست؟ این ذوالجلال و الاکرام وصف رب نیست بلکه وصف وجه هست و در این فرهنگ انسانهای بلندهمت پرورده می شوند و در جامعه ای که چنین فرهنگی وجود دارد اگر ما به دنبال مشارکت مردم و حضور جدی آنها هستیم به یقین باید از این ذخیره فرهنگی تغذیه کنیم و اگر خدایی نکرده به دنبال آن باشیم که از نوعی رفتار که در یک چارچوب فرهنگ دیگری معنادار است و جزء آن نمی تواند باشد الگو بگیریم آن موقع به طور مسلم با واکنش و عکس العمل مطابق آن مواجه می شویم.
راهبری فرهنگ ایثار و شهادت
سرهنگ عبدا… رفیعی
شهادت و ایثار در فلسفه ی انسان شناسی ما مفاهیم و نیز معنای خاص و ویژه دارد. واژه مقدس شهید بزرگترین بار مفهوم و معنی را برای آنچه که می خواهیم دربردارد.
شهید در لغت به معنای حاضر، ناظر، آگاه، آگاهی دهنده، خبردهنده راستین و امین، آگاه، محسوس و مشهور کسی که همه چشم ها به او است و بالاخره به معنای نمونه، الگو و سرمشق است. شهادت در فرهنگ ما و مذهب ما یک حادثه ی خونین و ناگوار نیست ولی در مذاهب دیگر و تاریخ اقوام آنها شهادت عبارت است از قربانی شدن قهرمانان که در جنگها و نزاع ها به دست دشمنانشان کشته شدند و لذا این یک حادثه غم انگیز مصیبت باری است اما در فرهنگ کلی ما شهادت مرگی نیست که دشمن ما بر رزمنده است تحمیل کند بلکه شهادت مرگ دلخواهی است که سرباز اسلام با همه آگاهی ها و همه منطق و شعور خود آن را انتخاب می کند. شهادت یعنی کشته شده در راه عقیده و در اصطلاح حدیث و همچنین در تاریخ و ادبیات اسلامی به کشته شدن ضمن جهاد در راه خدا به دست مخالفین دین گفته می شود. شهادت شامل دو رکن اصلی است یکی که در راه خدا یا فی سبیل ا… باشد هدف مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید. دیگر آن که آگاهانه صورت پذیرفته باشد. نشاط، شهادت یا روحیه ی شهادت طلبی چنین که در بین مسلمانان صدر اسلام وجود داشت در نهضت های اسلامی کنونی نیز مشهود است. اما ایثار یا غیرخواهی با به عبارت کلی و عام از خودگذشتگی نظریه ای است مبتنی بر این اصل که انسان در خطرات خود گرایش به دیگرخواهی دارد و باید منافع خود را فدای جمع کند. تعارف زیر در مورد ایثار صدق دارند؟
۱- گذشت و انصراف از جان و مال و خویشاوند.
۲- امنیت شخصی و آسودگی مقام به خاطر عدالت حق، حقیقت، و منافع جامعه.
۳- بخشیدن همه چیز و گرفتن همه چیز.
۴- برتر و مقدم داشتن دیگر نسبت به خود و …
حضرت امام خمینی (ره) در مورد شهدا چنین فرموده اند.
خانواده های شهدا تا همیشه ی تاریخ این مشعل داران راه اولیاء، افتخار روشنایی طریق الی ا… را به عهده گرفته اند. مجروحان و معلولان، خود چراغ هدایتی شده اند که در گوشه گوشه این مرز و بوم به دین جاودان، راه رسیدن به سعادت آخر را نشان می دهند راه رسیدن به خدای کعبه را. اسرای در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی هستند و احراز جهان آن را زمزمه می کنند. مفقودان عزیز، محور دریای بیکران خداوندی هستند و فقرای ذاتی دنیای درون در حسرت مقام والایشان در حیرت هستند. از شهدا که نمی شود چیزی گفت. شهدا شمع محفل دوستان هستند.
شهدا در قهقهه ی مستانشان و در شادی وصولشان نزد پروردگارشان روزی دهنده هستند و از نفوذ مطمئنه ای هستند که مورد خطاب پروردگارند. اینجا صحبت عشق است و عشق و قلم در ترسیمش بر خود می شکافد.

سخن امام علی در مورد جهاد و ایثار و شهادت
حضرت امام علی (ع) ایثار و شهادت فرموده اند: (ایثار: در رحمت الهی است که تنها بر روی بندگان ویژه خداوند باز می شود و من شب و روز شما را به ایثار و مبارزه دعوت می کنم و پیوسته نغمه جانبازی و فداکاری را در گوشهای شما می نوازم.
ریشه ی ایثار و شهادت
امروز برای آنکه فرهنگ گسترده شهادت در جامعه ایران نفوذ کرده و دیگر زمان برای شناخت آن بی مفهوم است. سخن گفتن مشکل است بخصوص در سیطره فرهنگ ایثار و شهادت، ولی حرکت سخت است و آن به خاطر این است که بضاعت علمی و قدرت فکری من اجازه چنین کاری نمی دهد. محورهای گوناگونی وجود دارد که باید شهادت را بیشتر شناخت یکی اینکه شهادت را به عنوان یک مسأله فکری، علمی و فلسفی و … مطرح کرد و در این حال باید فقط اندیشید و استدلال کرد و تنها از قدرت علم و منطق مدد گرفت و از سوی دیگر حماسه ی شهادت و آنچه که شهادت تداعی می کند به قدری احساسی و هیجان انگیز و عاشقانه است که روح را به آتش می کشد و منطق را فلج می کند و قدرت ناطقه را ضعیف و اندیشیدن را دشوار می کند. اگرچه شهادت آمیزه ای است از یک عشق شعله ور و یک حکمت عمیق و پیچیده که این دو را با هم نتوان بیان کرد و در نتیجه حق سخن ادا نمی شود.
دفاع مقدس ایران اسلامی که سرشار از ایثار و شهادت بود از مردم و بازدمش افتخار آفرینی و عزتمندی متجلی شد . مردم دلیر و نجیب ایران با استقامت و پایمردی در جنگ و تهاجم همه جانبه هشت ساله تفسیر دیگری از ایثار و شهادت و عدالت ، شجاعت و ایمان را برای جهانیان ارائه نمودند و اصولا جنگ ایران تفسیر آیه های عزت، افتخار و شرف بود و گسترش عدالت و ایمان در جهان.
ناسپاسی محض است که با درک این همه ایثار، شهادت و استقامت اگر در ذهنمان حتی حلجان کند که چراغ اقتدار و عزت ما در جنگ و یا به نوعی دفاع بی فروغ شد. بر عکس ملت ایران در این دفاع مقدس علم عزت و سرافرازی را با تمام قدرت در قله های افتخار نشاندند که تا در طول تاریخ نورافشانی خواهد کرد. در اوضاع وانفسای تاریخ معاصر که درخت هرز ستم در باورها ریشه ی گسترده ی ظلم و ستیزی و ستم سوزی با فرهنگ ایثار و شهادت در دفاع مقدس الگوی پرافتخاری بود که فروغ خود باوری را در دلهای هراس خورده تابانید و درد بی خویشی و بی هویتی را بر کند.
فرهنگ ایثار و شهادت در طول هشت سال دفاع مقدس نیروهای توانمند و پر قدرت نظامی در مقابله با استکبار جهانی همت والای خود را مصروف دفاع از ارزشهای دینی و ملی نمودند با این وجود مشاهده می شود از این رهگذر حرکت های غیر استکباری مستضعفان را در ساختار بین المللی در اقصی نقاط جهان عمومیت بخشیدند که روز به روز بر اوج شتاب و وسعت این حرکت ها افزوده می شود. حال باید ملاحظه کرد این تفکر از کجا شروع شده است و به آن اصول تکیه داد و لذا نمایانگر این تفکرات از کلمه جهاد است که در دین مبین و مقدس اسلام قداست خاص خود را دارد.
جهاد و ایثار در اسلام
آنچه که از فرهنگ ایثار و شهادت بر می آید قطره ای از مبانی جهاد در دین اسلام است. انسان به حکم عاطفه انسان دوستی، جنگ را یک اقدام وحشیانه و غیر انسانی می داند، لذا انسان جنگ را در شرایط عادی محکم و تقبیح می کند و این یک احساس بشری است.
دین مقدس اسلام که دین خطری و طبیعی است، به این واقعیات اعتراف دارد و جنگ را از نظر طبیعت بشری نیز سنجیده و می گوید جهاد بر شما واجب گردیده و حال آنکه برای ما موجب دشواری و کراهت است

عتیقه زیرخاکی گنج