• بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نگاهي از بام تيره و هوس آلود سده بيست به روزگاران گذشته ،جهان را پهنه دگرگونيهاي بيشمار نشان مي دهد . دگرگونيهايي كه گاه نابودي و نامرادي ، و زماني اميد و كامروايي به ارمغان آورده اند ،و پرونده زندگي انسان را از لحظه هاي زشت و زيبا آكنده اند . بررسي مجموعه فراز و نشيبهاي تاريخ ،بشر را بدين حقيقت رهنمون مي كند كه : پديده هاي خوب و بد جوامع انساني چيزي جز بازتاب روشن فرهنگها نيست به عبارت ديگر فرهنگ ، خاستگاه همه پيشرفتها ،نوآوريها و منشأ همه عقب ماندگي به شمار مي آيد 
فرهنگ 
هر چه وسيع و جامع بودن مفهوم فرهنگ ،شناخت و شناساندن همه جانبه آن را دشوار ساخته است اما از ديرباز هر يك از انديشمندان ،به فراخور آگاهيهاي خويش ، در اين حقيقت نگريسته و تعاريفي از آن را ارائه داده اند . اما مع الوصف هر يك از اين تعاريف پيرايه هايي از كاستي را نيز به همراه داشته و به تنهايي نمي تواند تعريف كاملي از فرهنگ به شمار آيد .
به عنوان مثال ( تايلر ) – دانشور آمريكايي – مي گويد :
(( در روزگار ما اين كلمه ( فرهنگ ) بر همه ابزارهايي كه در اختيار ماست دلالت دارد . و همچنين بر همه رسمها و باورها ،دانشها ،هنرها ، نهادها ،و سازمانها ي جامعه . انسان از گذرگاه فرهنگ جامعه خود و به بركت آن ،موجود اجتماعي مي شود . و با مردم پيرامون خود از صدها جهت ، همرنگي و همنوايي مي يابد ، و از مردم جوامع ديگر متمايز مي شود . ))
(( نيم كوف )) جامعه شناس برجسته غرب در اين باره مي نويسد :
(( فرهنگ عصاره زندگي اجتماعي است . و در تمام افكار ،اميال ،الفاظ و تكاپوهاي ما منعكس مي شود و حتي در اطوار و حركات خفيف چهره ما راه دارد .))
بر اين اساس ،(( فرهنگ مجموعه پيچيده أي است – متضمن معلومات ،معتقدات ،هنرها ،اخلاق قوانين ،آداب و رسوم و تمامي تمابلات ،قابليتها و عادات مكتسبه – كه آدمي در حالت عضويت در يك جامعه حاصل مي نمايد . ))

انواع فرهنگ
در يك نگاه كلي مي توان همه فرهنگهاي موجود را به دو مادي و الهي تقسيم كرد و مورد بازنگري قرار داد :

فرهنگ مادي 
اين فرهنگ بر پوچ انگاري ارزشهاي الهي و انساني بنا نهاده شده است . جنبه انساني به فراموشي سپرده شده و تنها به عنوان ((موجودي مادي )) مورد ارزيابي قرار      مي گيرد . چنين فرهنگي افراد پيرو خويش را پيرامون رفاه فزونتر ، آزادي و بهره وري بيشتر از غرايز و سودپرستي به جنبش در مي آورد .
در فرهنگ مادي ،هدف وسيله را توجيه مي كند .بنابراين ، پيروان چنين فرهنگي براي رسيدن به اهداف مادي و بهرمندي هر چه بيشتر از مزاياي زندگي به هر وسيله أي دست ميازند و از هر شيوه ممكن سود مي جويند . بدين ترتيب در سايه چنين فرهنگي ، بنيادهاي اخلاقي جامعه فرو مي ريزد ، ارزشهاس انساني كم رنگ مي شود ، آمار بزهكاريها فزوني ميابد و بشر در گرداب بي پناهي و تنهايي گرفتار آمده اضطراب و تشويش بر سراسر زندگي وي حاكم مي شود . در اين باره نمونه أي از اظهارات جامعه شناس معروف (( سوروكين )) را به عنوان شاهد مي آوريم كه چنين گفت :
<< هر يك از جنبه هاي مهم زندگي ، سازمان و تمدن جامعه غربي دستخوش بحراني غير عادي شده است …كالبد و روح اين تمدن هر دو به شدت بيمار است به سختي نقطه أي كه مجروح نباشد در پيكر تمدن غرب و يا عصبي كه به درستي انجام وظيفه كند در سلسله اعصاب آن مي توان يافت ما آشكارا در برزخ ميان دو عصر بسر مي بريم در پايان عصر محتضر فرهنگي مادي ديروز پر شكوه وطلوع تمدن معنوي فردائي زايا ، ما در حال زندگي انديشه و عمل در واپسين دقائق روز طولاني تمدن مادي بسر مي بريم كه مدت شش قرن مي درخشيده است هنوز پر تو هاي لرزان و كم فروغ خورشيد شامگاهي بر شكوه عصري وداع گر مي تابد ، ليكن اين روشنايي ديگر درخشاني نيست فروغش اميد بخش و تابان نيست در پرتو غروب در سايه هاي مه پيوسته ژرفي تيرگي شان فزوني مي يابد، در جهت يابلي و تشخيص سالكان راه بمراتب دشوار مي گردد، شب يلداي برزخ مدني با همه كابوسها با همه اشباح و سايه هاي دلهره انگيزش با همه هراسها و دهشت هاي دل آزار و جان كاهش در برابر ماه چهره مي نمايد .>> 
فرهنگ الهي 
فرهنگ الهي ، انسان را آميزه أي از پيكر خاكي و روان آسماني مي داند كه فرهنگ اسلامي تبلور تمام و كمال آن است ، هدفش دستيابي به كمالي است كه در تابش آفتاب (( وحي )) حاصل مي شود و معيارهاي برتري افراد را نيز پرهيزكاري و پايبندي به اصول ثابت اخلاقي مي داند .
قرآن در اين رابطه مي فرمايد :   هر آينه گرامي ترين شما نزد خدا ، پرهيزكار ترين شماست .
اصولاً براي شناخت اصالت و ميزان برخورداري يك فرهنگ از روح و حيات نياز به مطالعه و شناخت ، عناصر برجسته ، جهت و حركت ، آهنگ رشد و انگيزه هاي حاكم بر آن فرهنگ مي باشد . تا مشخص شود كه آيا داراي شخصيت مستقلي مي باشد ؟ و يا اينكه التفاطي بوده و دنباله رو فرهنگهاي ديگر است .
فرهنگ اسلامي بر خلاف فرهنگ مادي كه ساخته و پرداخته دست بشر است ، به اين ويژگي منحصر به فرد ،آراسته گشته و به حيات خود ادامه مي دهد .
متفكر بزرگ اسلامي ، استاد شهيد مرتضي مطهري در اين باره مي فرمايد :
<< فرهنگ اسلامي مانند يك سلول زنده رشد كرد و فرهنگهايي را از يونان و هندي و ايراني و غيره در خود جذب كرد و به صورت موجود جديد با چهره و سيماي مخصوص به خود ظهور كرد و به اعتراف محققان تاريخ فرهنگ و تمدن ، تمدن اسلامي در رديف بزرگترين فرهنگها و تمدنهاي بشري است . >> 
برخي از ارزشهاي ديني در فرهنگ اسلامي 
۱-پرستش خدا اساسي ترين ارزش دين ۲-پرورش روح عدالتخواهي ۳-مسؤوليت فرد ۴-پرورش روح اجتماعي 
وجه تمايز فرهنگ مادي و الهي
زير بناي فرهنگ مادي ((اقتصاد )) و (( بهره جوئي از لذتهاي مادي )) است از اين رو ، انسان را تنها از اين ديدگاه مي نگرند و تمام هدف را در رفاه و آسايش و كاميابي و لذت جوئي خلاصه مي كنند ، قدرت و بهره جوئي حيواني را كمال انسان مي دانند و او را در اين مسير به پيش مي رانند . به همين دليل است كه دنياي امروز دنياي تبليغات فريبنده و ميدان نمايش و عرضه كالاهاي متنوع مصرفي شده است زيرا در اين فرهنگ ، اخلاق ، معنويت و ارزشهاي انساني جايي ندارد 

عتیقه زیرخاکی گنج