• بازدید : 30 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اخلاص به معني «خالص كردن، ويژه كردن، ارادت صادق داشتن …» است 
بر اساس اين معني، مخلص كسي است، كه طاعات عبادات و تمامي اعمال صالح خود را از هرگونه آلودگي و آميختگي به غير خدا خالص كرده ، انگيزه اي جز تقرّب به درگاه خدا ندارد. از اين رو، فقط به او دل مي بندد و تعريف و تكذيب ديگران، در نظرش يكسان است و هدف از عبادت، جلب رضايت خالق است نه كس ديگر. 
حضرت علي ـ عليه السلام ـ در اين باره فرمود: 
«العبادة الخالصه أن لا يرجو الرّّجل إلاّ ربَّهُ، و لا يخاف إلا ذنبه»  
عبادت خالص آن است كه مرد جز به پروردگارش اميدوار نبوده و جز از گناه خويش نهراسد. 
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: 
«لا يصير العبد عبداً خالصاً لله عزََّوجلَّ حتّي يصير المدح و الذَّمُّ عنده سواء ً…»  
انسان، بنده خالص خداي بزرگ نمي شود تا اينكه تعريف و تكذيب (ديگران) در نظرش يكسان باشد. 

ارزش و اهمّيّت اخلاص 
اخلاص، معيار ارزش عبادت، مقامي از مقامات مقرّبان الهي و هدف دين است. هر كس آن را يافت، موهبتي الهي نصيبش گشته كه به وسيله آن به مقامات بزرگي خواهد رسيد. چرا چنين نباشد، در حالي كه خداوند متعال، بندگانش را به آن امر كرده، مي فرمايد: 
«فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»  
خدا را بخوانيد، در حالي كه تنها براي او در دين اخلاص مي ورزيد، اگر چه كافران را ناخوش آيد. 
در سخنان پيشوايان معصوم، تعابير گوناگوني، از قبيل بهترين عبادت، ثمره عبادت، غايت دين، عبادت مقرّبان الهي و مانند آن دربار فضيلت اخلاص آمده است. در اهميت اخلاص همين بس كه شرط قبولي عمل است و اگر در عملي موجود نباشد، بي هدف و بي نتيجه خواهد بود. از اين رو، علي ـ عليه السلام ـ فرمود: 
«من لم يصحب الإخلاص عمله لم يقبل»  
عمل هر كس كه با اخلاص همراه نباشد، قبول نمي شود. 
مراتب اخلاص 
خالص كردن و پاكيزه نمودن عمل از غير خدا مراتبي دارد. هر چه درجه اخلاص بيشتر باشد، عمل ارزش بيشتري نزد خدا پيدا مي كند، به هدف و مقصد نزديك‌تر شده و شخص را زودتر به كمال مطلوب خود مي رساند و هر چه درجه اخلاص كمتر باشد، به همان اندازه از ارزش عمل كاسته شده و شخص از كمال مطلوب باز مي ماند و از اين رهگذر درجات مؤمنان در نزد خدا متفاوت خواهد بود، چنانچه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله ـ فرمود: 
«بالإخلاص تتفاضل مراتب المؤمنين»  
درجات مؤمنان به وسيله اخلاص برتري مي يابد. 
اينك براي رعايت اختصار، سه مرتبه از مراتب اخلاص را ذكر مي كنيم : 
الف ـ خالص كردن عمل، به دليل ترس از عذاب روز قيامت،‌ كه گرچه عمل مخلصانه است، اما اين نوع عبادت، عبادت بردگان است. 
ب ـ اخلاص در عمل، براي رسيدن به بهشت و آنچه در آن است مثل حورالعين، قصرهاي بهشتي و مانند آن؛ كه اين گونه مخلصانه عمل كردن نيز روشن اجيران است. 
ج ـ تصفيه عمل از هر نوع شايبه اي، اعم از طمع به بهشت، ترس از جهنم، رضاي مخلوق و جلب قلوب آنها، طمع به مقاصد دنيوي و مانند آن، كه فقط منظور رضايت خداست. 
اين مرتبه كه بالاترين مراتب اخلاص مي باشد، از آن كساني است كه غرق در محبت، عظمت و جمال الهي هستند و خدا را سزاوار پرستش يافته، عبادتش مي كنند و اين، عبادت آزادگان است .
راه هاي كسب اخلاص 
همان گونه كه ذكر شد، اخلاص، پاكيزه كردن عمل از هرگونه آلودگي به غير خداست و انسان مخلص، در انجام عمل محرّكي غير از خداوند ندارد، فقط قصد تقرّب به خداست كه او را به كار وا مي دارد و بس. اين حالت، مقام بسيار بزرگي است و كسي مي تواند، به آن برسد كه غرق در محبّت خدا باشد، به حدّي كه در دلش براي محبت هاي دنيايي، جايي نبوده و اگر از خوراك، پوشاك، مسكن و امور مادي استفاده مي كند، به خاطر لذّت بردن از آنها نباشد، بلكه به خاطر آن باشد كه نيروي بيشتري براي عبادت خدا، به دست آورد. 
حال چه كنيم كه به اين درجه از اخلاص برسيم؟ 
در سخنان پيشوايان معصوم، راه هايي براي رسيدن به اخلاص بيان شده كه به اختصار ذكر مي كنيم؛ 
الف ـ قطع طمع از غير خدا 
امام باقر ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد: 
«بنده، پرستشگر واقعي خدا نمي شود، مگر آنكه از همه مخلوقات بريده و به او بپيوندد، آن گاه خداوند مي فرمايد: اين عمل خالص براي من است و به كرمش آن را مي پذيرد.»  
ب ـ افزودن بر علم و يقين 
علي ـ عليه السلام ـ در اين باره فرمود: 
«ثمرة العلم إخلاص العمل » 
اخلاص عمل، ثمره و ميوه علم است. 
يعني هر چه آگاهي انسان از حقايق هستي بيشتر شود و به عظمت خالق و ناچيزي خود علم پيدا كند، اخلاص او بيشتر مي شود. و نيز فرمود: 
«اخلاص العمل من قوّة اليقين…»  
اخلاص عمل از قوت يقين است. 
ج ـ كم كردن آرزوها 
امير مؤمنان در اين زمينه فرمود: 
«قلِّل الامال تخلص لك الأعمال » 
آرزوها را كم كن، با اعمالت خالص گردد. 
د ـ پرهيز از گناه و هواي نفس 
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله ـ فرمود: 
«تمام الاخلاص اجتناب المحارم » 
دوري كردن از كارهاي حرام كمال اخلاص است. 
آثار اخلاص 
اخلاص، آثار ارزنده اي در سعادت انسان دارد كه برخي از آنها به شرح زير است؛ 
الف ـ تقرّب به خدا 
حضرت علي ـ عليه السلام ـ در اين باره فرمود: 
«تقرّب العبد إلي الله سبحانه بإخلاص نيَّته » 
نزديك شدن بنده به خداي سبحان به سبب خالص كردن نيت اوست. 
ب ـ امدادهاي الهي 
اثر ديگر رعايت اخلاص، ياري، پشتيباني و امدادهاي الهي در زندگي فرد مخلص است. حضرت فاطمه زهرا (س) فرمود 
«من أصعد إلي الله خالص عبادته، أهبط الله إليه أفضل مصلحته » 
كسي كه عبادت خالصانه اش را به سوي خدا بالا بفرستد، خداوند بهترين مصلحتش را به سوي او فرو خواهد فرستاد. 
ج ـ بصيرت و حكمت 
از ديگر آثار رعايت اخلاص، اعطاي روشن بيني، بصيرت، حكمت و معيار شناسايي حق و باطل از جانب خدا به فرد مخلص است، بگونه اي كه اين اثر در تمام برخوردهاي او به روشني ديده مي شود. چنانچه رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله ـ فرمود: 
«ما أخلص عبد لله عزَّوجلّ أربعين صباحاً إلاّ جرت ينابيع الحكمة من قلبه علي لسانه » 
هيچ بنده اي براي خدا چهل روز اخلاص نورزيد، مگر اينكه چشمه هاي حكمت از قلب او، بر زبانش جاري گرديد.
همچنين حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرمود: 
«عند تحقيق الإخلاص تستنير البصائر » 
همگام محقق شدن اخلاص، ديدگاهها نوراني مي شوند.
د ـ پيروزي و موفّقيّت 
موفقيت در كارها، يكي ديگر از آثار اخلاص است. علي ـ عليه السلام ـ دراين باره فرمود: «في إخلاص النّيّات نجاح الأمور » 
موفقيت در كارها، به خالص كردن نيتهاست. 
ه ـ هيبت و شوكت 
انسان مخلص بر اثر رعايت اخلاص، چنان هيبتي به دست مي آورد كه حتي همه جنبندگان، حيوانات وحشي و پرندگان نيز از هيبت و شوكت او مي هراسند، چنانچه امام صادق ـ عليه السلام ـ دراين باره فرمود: 
«إنّ المؤمن ليخشع له كلّ شيءٍ و يهابه كلّ شيءٍ ثمّ قال: إذا كان مخلصاً لله أخاف الله منه كلّ شيءٍ حتّي هوامّ الأرض و سباعها و طير السّماء » 
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

–  تسليم محض خدا
وَ قُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ‏(۱).
و مطيعانه براى خدا قيام كنيد.
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ‏(۲).
ابراهيم، بزرگوار مردى كه [به تنهايى‏] يك امت بود، مطيع فرمان خدا و صاحب دين حنيف و از مشركان نبود.
فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ‏(۳).
پس زنان شايسته، فرمانبردارند و در غيبت شوهر، عفيفند و فرمان خدا را نگاه مى‏دارند.
وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْقَانِتِينَ وَ الْقَانِتَاتِ … لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً(۴).
مردان مؤمن و زنان مؤمن، مردان اهل طاعت و زنان اهل طاعت،… (خداوند) براى آنان آمرزش ومزدى بزرگ آماده كرده است.
أَلصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ و الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ(۵).
شكيبايان و راستگويان و فرمانبرداران و انفاق كنندگان وآنان كه در سحرگاهان آمرزش مى‏طلبند.
وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَالِحاً نُؤْتِهَآ أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ‏(۶).
هر كس از شما كه مطيع خدا و پيامبرش شود و كار شايسته كند، دوبار به او پاداش دهيم.
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ‏(۸).
به تحقيق مؤمنان رستگار شدند، آنان كه در نمازشان خشوع مى‏ورزند.
وَ الْخَاشِعِينَ وَ الْخَاشِعَاتِ وَ الْمُتَصَّدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقَاتِ… لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً(۹).
مردان شكيبا و زنان شكيبا و مردان خدا ترس و زنان خدا ترس…، براى آنان آمرزش و پاداشى‏بزرگ (از سوى خدا) در نظر گرفته شده است.
إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِىَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ‏(۱۰).
تنها، تو كسى را بيم مى‏دهى كه از قرآن پيروى كند و از خداى رحمان در پنهانى بترسد، چنين كسى را به آمرزش و مزدى گران مژده بده.
فَلاَ تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لاَ تَشْتَرُوا بَاياتِى ثَمَناً قَلِيلاً(۱۱).
از مردم نترسيد. از من بترسيد و آيات مرا به بهاى اندك مفروشيد.
فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏(۱۲).
اگر ايمان آورده باشيد، سزاوارتر است كه از خدا بترسيد و بس.
فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِى وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِى عَلَيْكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ‏(۱۳).
از ايشان مترسيد. از من بترسيد تا نعمت خويش بر شما تمام كنم، باشد كه هدايت شويد.
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَآئِزونَ‏(۱۴).
و كسانى كه از خدا و پيامبرش اطاعت مى‏كنند و از خدا مى‏ترسند و پرهيزگارى مى‏كنند، از رستگارانند.
أَلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لَا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفَى‏ بِاللَّهِ حَسِيباً(۱۵).
كسانى‏كه پيامهاى خدا را مى‏رسانند و از او مى‏ترسند و از هيچ كس ديگر نمى‏ترسند، خدا براى حساب كردن اعمالشان كافى است.
إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ(۱۶).
تنها دانشمندان از او مى‏ترسند و خداوند پيروزمند آمرزنده است.
رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِىَ رَبَّهُ‏(۱۷).
خداوند از آنها راضى و آنها از خدا راضى‏اند و اين حال كسى است كه از خدا بترسد.
۲- فداكارى
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفِسِهمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ(۱۸).
و ديگران را بر خويش ترجيح مى‏دهند، هر چند خود نيازمند باشند.
۳- انفاق
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِى السرَّآءِ والضرَّآءِ(۱۹).
كسانى كه در توانگرى و تنگدستى انفاق مى‏كنند.
وَ أَنْفِقُوا خَيْراً لاَنْفُسِكُمْ‏(۲۰).
و به سود خود از مالتان انفاق كنيد.
فَاَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‏ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى‏(۲۱).
كسى كه بخشيد و پرهيزكارى كرد و بهترين را تصديق نمود، پس براى بهشت آماده‏اش مى‏كنيم.
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى‏ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ‏(۲۲).
نيكى را نخواهيد يافت، مگر آن‏كه از آنچه دوست مى‏داريد انفاق كنيد.
۴- عفت و حيا
يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغنِيآءَ مِنَ التَّعَفُّفِ‏(۲۳).
آن‏چنان در پرده عفافند كه هر كه حال ايشان نداند، پندارد كه از توانگرانند.
مَنْ كانَ غَنِيّاً فَلْيَسْتَعْفِفْ …(۲۴).
هر كه [از سرپرستان يتيم‏ها] توانگر است، عفت ورزد. [و از مال يتيم ارتزاق نكند]….
وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتّى‏ يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏(۲۵).
آنان كه استطاعت زناشويى ندارند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تاخدا از كرم خويش توانگرشان سازد.
وَ اَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ‏(۲۶).
و اگر پاكدامنى پيشه كنند، بر آنها بهتر است. و خدا شنوا و داناست.
… تَمْشى‏ عَلى اسْتِحْياءٍ …(۲۷)
(حضرت موسى(ع)) باحيا راه مى‏رفت….

۵- عفو و گذشت
فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ اِنَّ اللَّهَ يُحبُّ الُْمحْسِنينَ‏(۲۸).
از آنان درگذر (عفوشان كن) كه خداوند نيكوكاران را دوست مى‏دارد.
وَ اِنَّ السَّاعَةَ لَأتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ‏(۲۹).
بى‏ترديد قيامت فرا مى‏رسد، پس گذشت كن، گذشتى نيكو.
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُوْنَ‏(۳۰).
پس از آنان درگذر و بگو در امان هستيد، آرى به زودى خواهيد دانست.
و الْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الُْمحْسِنِينَ‏(۳۱).
و كسانى كه از خطاى مردم مى‏گذرند، خدا نيكوكاران را دوست مى‏دارد.
فَمَنْ عَفَا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ‏(۳۲).
پس كسى كه عفو كند و آشتى ورزد، مزدش با خداست.
و ليعفوا وَ ليَصفحوا ألا تُحِبّونَ أنْ يَغفِرَ اللّهُ لَكُم‏(۳۳).
و درگذرند و ببخشايند، آيا دوست نداريد كه خداوند شما را ببخشد.
فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتّى‏ يَأْتِىَ اللَّهُ بِاَمْرِهِ‏(۳۴).
عفو كنيد و گذشت كنيد، تا خداوند فرمانش را بياورد.
۶ – حلم و بردبارى
فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلاَمٍ حَليمٍ‏(۳۵).
پس او را به فرزندى بردبار مژده داديم.
اِنَّ اِبْراهيمَ لَحَليمٌ أَوَّاهٌ منيبٌ‏(۳۶).
ابراهيم بردبار و بسيار به درگاه خدا تضرّع داشت.
وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ اِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ(۳۷).
و آن‏كه صبر كند و از خطا درگذرد، اين از كارهاى پسنديده است.
فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ اُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ…(۳۸)
پس صبر كن، هم‏چنان‏كه پيامبران اولوالعزم صبر كردند، و در عقوبتشان عجله مكن….
سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ(۳۹).
سلام بر شما، به خاطر آن همه شكيبايى كه ورزيديد، سراى آخرت چه نيكو سرايى است.
وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدوةِ وَ الْعَشِىّ يُريدُونَ وَجْهَهُ‏(۴۰).
و همراه كسانى‏كه هر صبح و شام پروردگارشان را مى‏خوانند و خشنودى او را مى‏طلبند، خود را به صبر وادار كن.
فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ ءَانَاىِ الَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى‏(۴۱).
بر آنچه مى‏گويند شكيبا باش و پروردگارت را پيش از طلوع خورشيد و پيش از غروب آن به پاكى بستاى و در ساعات شب و اول و آخر روز تسبيح بگو، اميد است كه خشنود گردى.
وَ اصْبِرْ عَلى‏ مآ اَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ(۴۲).
و بر هر چه كه به تو مى‏رسد، صبر كن، كه اين از نشانه تدبير در كارهاست.
فَاصْبِرْ اِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ‏(۴۳).
پس صبركن كه وعده خدا حق است، مبادا آنان كه به مرحله يقين نرسيده‏اند تو را بى‏ثبات و تحقير كنند.
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ‏(۴۴).
در برابر فرمان پروردگار صابر و استوار باش و چون صاحب ماهى (يونس) مباش.
وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً(۴۵).
و بر آنچه مى‏گويند صبور باش و به گونه‏اى پسنديده از ايشان دورى بجوى.
يآ اَيُّها الَّذِينَ ءَامَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‏(۴۶).
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، شكيبا باشيد و ديگران را به شكيبايى فرا خوانيد و منسجم شويد [تا در جنگهاپايدارى كنيد] و از خدا بترسيد، باشد تا رستگار شويد.
وَ اِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ‏(۴۷).
اگر از شما بيست تن باشد و در جنگ پايدارى كنند، بر دويست تن غلبه خواهند كرد.
يآ أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ اِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ‏(۴۸).
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از شكيبايى و نماز مدد جوييد، كه خدا با شكيبايان است.
الصَّابِرينَ وَ الصَّادِقينَ وَ الْقانِتينَ وَ الْمُنفقينَ وَ الْمُسْتَغْفِرينَ بِالْأَسْحارِ(۴۹).
شكيبايان وراستگويان و فرمانبرداران و انفاق كنندگان و آنان كه در سحرگاهان آمرزش مى‏طلبند.
وَ الصَّادِقينَ وَالصَّادِقَاتِ وَ الصَّابِرينَ وَالصَّابِرَاتِ … أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً و أَجْراً عَظيماً(۵۰).
مردان راستگو و زنان راستگو، مردان شكيبا و زنان شكيبا… براى همه آنها خدا آمرزش و پاداش بزرگ مهيا ساخته است.
وَ كَاَيِّنْ مِنْ نَبِىٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبّيُّونَ كَثيرٌ فَما وَهَنُوا لِمآ اَصابَهُمْ فِى‏ سَبيلِ‏اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرينَ‏(۵۱).
چه بسا پيامبرانى كه خدا دوستان بسيار همراه آنان به جنگ رفتند و در راه خدا هر چه به آنها رسيد سُستى نكردند و ناتوان نشدند و سر فرود نياوردند و خدا شكيبايان را دوست دارد.
اِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ‏(۵۲).
تنها، مزد صابران بى حساب ادا مى‏شود.

عتیقه زیرخاکی گنج