• بازدید : 70 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فضای مسکونی با نیازهای اولیه جهت حفظ شدن از عوارض محیطی، با اسکان در غارها و اجتماع گروهی در آن رخ نمود و بعدها در طول زمان و تحولات تاریخی، هر کجا انسان وجود داشته به هر تقدیر به خلق این فضا اقدام نموده است.
مسکن برای انسان اولیه تنها برای رفع نیاز به سر پناه و ایجاد فضای امن مد نظر قرار گرفت تا اینکه به تدریج کسب آسایش بیشتر و رفع سایر نیازهای فیزیکی و روانی با توجه به پیشرفت انسان در طول تاریخ به عنوان الولویتهای بعدی مطرح گردید.
خانه محل زندگی، پرورش کودکان و استراحت، تجدید قوای از دست رفته در طول یک روز کار، فعالیت برای ادامه فعالیت، برای روز دیگر است.
در محیط های نامناسب یا در شرایط نامناسب محیط، انسان زودتر خسته می شود. استراحت و تجدید قوا به طور کامل صورت نمی گیرد و قوای فکری، جسمی، انسان به مرور تحلیل می رود.
بنابراین طراحی مسکن مناسب که بتوان در آن به آسایش رسید و پاسخگوی تمام ابعاد فیزیکی و روانی وجود انسان باشد اهمیت فراوانی دارد. لذا مفهوم مسکن در هر زمان و مکان، مطابق نیاز مصرف کننده، تغییر و تحول یافته و با جنبه های وجودی مخاطبان خود امیخته شده است.
از این رو است که می توان گفت مسکن با اهمیت ترین فضای معماری در میان انواع فضاها یا کاربردهای متفاوت با توجه به پیشینه تاریخی و همچنین میزان صرف وقت در طول شبانه روز در آن برای بشر است. با توجه به اهمیت موضوع و دلایل ذکر شده موضوع مسکن برای طراحی انتخاب گردید.
تعریف مسکن:
مسکن از کلمه سکنه ( یعنی ساکن بودن و قرار یافتن) گرفته شده است و به معنای هر چیزی است که انسان به وسیله ان سکونت یابد. در فرهنگ اسلامی کلماتی از قبیل بیت، منزل و دار نیز بکار رفته است که از لحاظ مفهوم با کلمه مسکن متفاوتند.
بیت مکانی است که در آن بیتوته شود ( شب به روز آورده شود) منزل جای فرود آمدن و وارد شدن می باشد، در حالیکه مسکن مفهوم کلی تری داشته و منظور مکانی است که انسان در آن ساکن بوده و آرامش ومکان محفوظ می باشد تامین مسکن مناسب یکی از مسائل مهم زندگی و معیشت بشر محسوب می گردد.
از طرفی موضوع مسکن در میان موضوعات معماری دقیقا همانی است که شدیدترین پیوندها را با ظرفیترین اشکال با میراث و ویژگی های محیطی، فرهنگی داشته و از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
سنت سکونت ظریفترین عامل در ساخت مسکن و فن معماری محسوب می شود و آن دسته از مسائلی را شامل می شود که تجسم یافته اعتقادات و باورهای انسان در فضای زیست اوست.
به عبارت دیگر اگر به خانواده بنگریم که فضای خانه را براساس آداب و سنن و سلیقه های خود تصاحب می کند، در برخی مکانها گرد می آیند و در جاهای دیگر حضور جمعی ندارد، در می یابیم که چگونه روابط جاری بین افراد بر نحوه استفاده از مجموعه فضاهای خانه سایه می افکند جا به جا شدن افراد در خانه تابع فرهنگی است که در ژرفای اندیشه ها و رسوم دارد و روی به اتفاقاتی که در جامعه می افتند.
در کل می توان گفت که خانه ها معنای مختلفی برای افراد مختلف دارند، اما آنچه برای همه مشترک است مفهوم سرپناه بودن خانه است. مسکن برای کسی که در آن زندگی می کند معنای بخصوص HOME خانه را پیدا می کند. مکان بخصوصی که از میان تمام مکان های دنیا متعلق به فرد است. به خاطر احساس مخصوص هر کس برای خانه اش است که فرد می کوشد خانه اش را به گونه ای بسازد که بر شخصیتش بیافزاید و نیاز زیبایی خواهی او را پاسخگو باشد.
خانه، جایی است که نسلها در آن پدید می آیند، رشد می کنند و شکل می گیرند. خانه به مثابه یک کالبد معماری حاوی ایده ها و ارزشهاست، آنچه که در لحظه آفرینش در آن گنجانده شده باشد از سطوح و دیوارهای ان تشعشع کرده و به کسانی که در فضای آن قرار می گیرند، انتقال می یابد.
این پیامدهای مستمر و حضور ضمیر ناخودآگاه وضعیتی خطیر ایجاد می کنند.
رفتارها، بازتابها و الگوهای زندگی شکل می گیرند و مثابه برداری موثر بر زندگی اجتماعی عمل می کنند. از سویی دیگر و نظرگاهی متفاوت، بافت مسکونی به دلیل گستردگیش وجه غالب و مشخصه کالبدی و ریخت شهرهاست و به این جهت خانه و چگونگی شگل گیریش و تکثیر و تکرار آن اهمیت و مقیاسی مضاعف پیدا می کند.
به همین دلیل است که گفته می شود تامین زندگی خصوصی بس عاجل و مهم است و آدمیان باید در محل زندگی خود هر جا که باشد خانه، آپارتمان، یا هر دو نوع مسکن دیگر از آن برخوردار شوند. طراحان فضای زندگی نمی توانند با ایجاد چهار دیواری متوقف شوند. چند سال پیش، هنگامی که دلیل غالب و اجباری سرپناه و محافظ بود کلبه های کوچک با طرح های ساده مثل خانه های اسکیموها، راه حل خیلی خوبی برای حل سریع مسئله بود.
در عرض قرن ها، تغییراتی کیفی و کمی مسکن چندان چشمگیر نبود تا اوایل قرن بیستم که با بوجود آمدن تمدن ماشینی و کاربرد مصالح مدرنی چون آهن، بتن، شیشه های بزرگ و غیر بنیاد ساختمان از لحاظ فرم با دگرگونی های بسیار بزرگی روبرو شد.
از لحاظ کیفی بوجود آمدن وسائل مدرن نیز بدین امر کمک فراوانی کردند. و نتیجتا امروزه ما دارای ابزار و وسایلی هستیم که با امکان بهتر کار کردن را می دهد.
در اصل ۳۱ قانون اساسی کشور ما نیز امده است دسترسی به مسکن مناسب حق هر خانواده ایرانی است. که  البته در این اصل دو ویژگی « دسترسی» و « مناسب» باید معنی شود. برای دسترسی عمدتا نمی توان کلمه مالکیت را قید کرد پس می توانیم به منزل استیجاری نیز توجه نماییم.
مطالعات پیش و بیش از این هم نشان می دهد  بسیاری از خانواده ها مسکن مناسب با نیازهای خود ندارد. پس این دو معنا تاکنون حصول نشده اند و این در حالی است که مسکن به عنوان یک نیاز اولیه انسان به همراه پوشاک و بعد خوراک مطرح است.
این قضیه که دسترسی به مسکن به عنوان یک هدف اجتماعی باید تلقی شود، خود را بیش از حد یک شعار نتواسته بالا بکشد و همه این مسائل در حالی است که ما به هدف دین اسلام نیز ابدا توجهی نکرده ایم. در مذهب ما مسکن نمی تواند فقط یک سرپناه برای بیتوته و زندگی محسوب شود.
از این رو می توان گفت، مسکن با اهمیت ترین فضای معماری در میان انواع فضاها با کاربری های متفاوت با توجه به پیشینه تاریخی و همچنین صرف وقت در طول شبانه روز در آن برای بشر بوده و است، بنابراین نقش عمده طراحان و معماران در پاسخگویی به این مهم  نیاز به تفصیل بیشتر ندارد.
در این جا به تعاریفی از خانه اشاره می کنم:
تعریف اول: خانه جایی است که ساکنان آن احساس ناراحتی نکنند، اندرون خانه یا جایی که زن و بچه زندگی می کنند می بایست تنوع زیادی داشته باشد تا خستگی احساس نشود. ( پیرنیا)
تعریف دوم: خانه پوششی است که در تطابق با برخی از شرایط رابطه صحیحی را بین محیط خارج و پدیدهای زیستی انسان برقرار می سازد در خانه باید یک فرد یا یک خانواده زندگی کند، یعنی بخوابد، راه برود، دراز بکشد، ببیند و فکر کند.
تعریف سوم: خانه مرکز جهان است برای ساکنانش و برای محله اش شاخص ترین بنا در تحکیم مکان.(مور)
تعریف چهارم: خانه در وجه اول یک نهاد است و نه یک سازه و این نهاد برای مقاصد بسیار پیچیده ای به وجود آمده است. از آنجایی که احداث یک خانه پدیده ای فرهنگی است شکل و سازمان فضایی آن به شدت تحت تاثیر فرهنگی است که بدان تعلق دارد، حتی در آن زمان نیز که خانه برای بشر اولیه به عنوان سرپناه مطرح بود مفهوم عملکرد تنها در فایده صرف یا فضای عملکردی محض خلاصه نمی شد. وجه سرپناهی خانه به عنوان وظیفه ممکن ضروری و انفعالی مطرح بود و جنبه مثبت مفهوم خانه ایجاد محیطی مطلوب برای زندگی خانواده به مثابه واحد اجتماعی بود. ( راپایورت).
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يادم هست كه يكي از اساتيد بزرگواردر يكي از كلاس هايش صحبتي فرمود كه نصف كلكسيون بچه ها مردود شد : * درس۱ : معماري  يعني خلق فضاهايي براي زندگي انسانها * درس۲. ايجاد برنامه ريزي شبانه روزي و هدفمند و جهت دار براي رفتار كردن انسانها در تجربه ي  فضاهايي كه معمار مي آفريند  و…
 نتيجه ايي كه آنروز ما گرفتيم اين بود كه : ۱٫عملكرد را فداي فرم نكنيم ۲٫ فضاها را طوري طراحي كنيم كه قدرت  انتخاب زيبايي شناسانه ا نسان مورد اهانت قرار نگيرد و منجر به ايجاد تنوع در آن باشد ؛ و اكنون اين نتايج در تناقض با طراحي هتل   Omm توسط 
مهمترين نماي خارجي اين ساختمان را كه مشاهده مي كنيد چالش اصلي من را با تفكرات اين معمار مواجه مي كند! نمايي كه مشاهده مي كنيد به عنوان يك پوسته نا متقارن و موج دار مي تواند زيبا و جديد تلقي گردد اما هنگامي كه در بطن قضيه وارد مي شويم مي بينم كه همان نتيجه گيري اول و دوم رعايت نشده است . اين نما با سنگ مرمري فرمي است كه پاسخگوي نماي اصلي يك هتل نخواهد بود و بيشتر به مسئله اول اشاره دارد كه : عملكرد فداي فرم شده است ! اما براي نقد صحيح تر از گفته هاي معمار اين بنا استفاده ميكنيم ؛ Juli Capella در يكي از دفاعياتش در استفاده از اين فرم اشاره كرده است كه جداره هاي بيرون آمده براي جلوگيري از نويز و نوفه هاي ترافيكي خيابان منتهي به اين هتل هست ؟! اگر به عكس زير توجه كنيد و با آگاهي به اينكه سايت اين هتل در يك منطقه نسبتا شلوغ شهري است پس گريز از نوفه راه حل اين معضل نيست اما اين زبانه هاي بيرون آمده هم با توجه به حركت ماشين ها در اين خيابان هم مشكلي را حل نمي كند 
جولي كاپولا به منظره قسمتي از هتل ( شايد طبقات سوم و چهارم )به بافت قديمي شهر و يك اثر تاريخي كه در عكس بالا مشاهده مي كنيد اشاره دارد كه معتقد است اين بنا كششي به سمت اين view ايجاد كرده است كه متاسفانه اين فرضيه هم با توجه به زواياي گردش اين ديواره ها نتوانسته است اين امر را ميسر سازد و تنها در سويت هاي بالا ممكن است زواياي پرسپكتيوي ناقصي ايجاد كرده است و حتي نتيجه گيري دوم را نقض مي كند ( داشتن تنها يك منظره ) كه هر چند به نظر حقير ميشد يا ايجاد چند حفره هندسي در انتهاي ديواره ي بالكن ها ديد به قسمت ديگر ساختمان را مهيا ساخت و همچنين به سبك تر كردن بنا نيز بيانجامد 
اما سومين ايرادي كه براي اين بنا وارد است و متاسفانه در بسياري از هتل هاي ايران هم مشاهده مي شود نبودن دعوت كنندگي مناسب به اين بناهاي جذب توريسم است كه شايد يكي از مهمترين ركن ها در طراحي هتل باشد ! ورودي اين بنا به هيچ و جه تعريف نشده است و در صورتي كه كنسول بيرون آمده و آن گلدان را حذف كنيم متاسفانه ورودي براي اين پروژه ديگر باقي نمي ماند و به بيان ديگر هويت خود را از دست مي دهد كه شايد مي شد با ايجاد يك المان قوي تر در ورودي و متمايز ساختن در رنگ يا جنس مصالح در ديواره بنا و ايجاد سنگفرشي متفاوت با ديگر قسمت ها پياده رو آن را شاخص تر كرد . ( اين پيشنهاد ها در مقياس خرد مطرح مي شود كه تنها تغييراتي جزئي و شايد موثر به حجم بناست و به كليات آسيبي نرسد! )
 
اما در طراحي داخلي بنا سندرا تاروالا و ايزابل لوپز موفق تر بودند استفاده از نور طبيعي و هدايت شده و هدفمند ( پنجره هاي سقفي ) و تركيب آن با نور مصنوعي و متمركز – تناليته هاي رنگ مناسب در فضاهاي رستوران و كافي شاپ  – چيدمان هاي مناسب مبلمان در اتاق ها و فضاهاي عمومي – پويا كردن فضاي پشت بام – استفاده از گياهان مناسب در شكل دهي و شاداب تر كردن فضا  –  احيا و نمايش از معماري آسيايي به كمك المان هايي از آن معماري ها و چندين نكته ديگر … كه مي تواند درسي باشد براي طراحان معماري داخلي كه اين روزها كپي برداري از ژورنال هاي خارجي بخش عمده ايي از قوه فعال خلاقيت آنها شده است ! 

عتیقه زیرخاکی گنج