• بازدید : 68 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اینکه سینما چگونه و چرا به معماری شباهت دارد سوال پیچیده ایست سوال اساسی تر را باید در مخاطب این دو هنر جستجو کرد . این که تماشاگر معماری و بیننده سینما از چه نقطه دید و دیدگاهی به این دو هنر انسانی می نگرد چگونه آنها را درک می کنند؟!
و چگونه در هر یک صورتی از دیگری می بینند ؟ 
البته همه فیلم ها را نمی توان سینما نامید و همه بناها هم به معماری نزدیک نمی شوند. بی شک بحث های زیبایی شناختی درباره نقاط مشترک و انطباق سینما و معماری جز از طریق مقایسه برخی آثار سینمایی و تبیین آنها به گونه تشریح یک کالبد معماری امکان پذیر نیست . برای دستیابی به این هدف نمی توان جز جست و جوی معماری در سینما راهی در پیش گرفت. تاریخ تحلیل فیلم آکنده از موضع گیری های عینی درباره فضا در تصویر فیلم است . 
دو نوع فضا در سینما داریم یکی فضای کلی فیلم که مربوط به زمان است و دیگری فضای معماری که مربوط به ساختمان یا محل اجرای فیلم است. 
غالب تحلیلگران به فضا در تصویر سینمایی از جنبه معماری صحنه پرداخته اند. در حالی که بین فضاهای معماری گونه صحنه های فیلم، چیزی بیشتر از ابزار تحریک ذهنی بیننده ساکن در سفر ذهنی به درون فیلم است که به درک نهایی از معنا و مفهوم آن می رسد . در حالی که نظاره گر معماری ساز عینی است و از طریق حرکت درون معماری و احساس ریتم و تداوم و پیوستگی فضاهای آن به ماهیت فضا پی می برد.
سینما نیز به دو شکل برای معماری جلب توجه می کند :
۱-علاقه معمار به خلق فضاهای معماری و سینمایی
۲-درک معماری حقیقی از طریق زبان فیلم 
مثلا در فیلم های آنتونیونی معماری نقش مهمتری می گیرد (کسوف,خبرنگار که در مکان های مهمی اتفاق افتاده اند.
در نگاهی به تاریخ این دو هنر سینما و معماری در می یابیم که خالقان آنها برای بیان ذهنیت خود از سبک های مختلفی دستمایه گرفته اند . تاریخ معماری به قدمت تاریخ انسان است در حالی که تاریخ سینما جزو محدوده زمانی انسان نوین و مدرن را طی نکرده است . اما در همین مدت  زمان اندک در قیاس با تحولات شگرف معماری، سینما توانسته است با تکیه بر توانایی های ذاتی خود ادعای فضا – زمانی معماری را بر سطحی دو بعدی به اثبات برساند . 
 
فهرست:
پیشگفتار
مقدمه
سینما چیست؟
معماری چیست؟
فضا در سینما و معماری
مونتاژ به مثابه معماری سینما
انقباض و انبساط زمان در مکان
رابطه زمان و مکان در سینما
روابط زمان و مکان در معماری
نقش تدوین دراحیای زمان سینمایی
نقش زمان و فضا در روایت فیلمی
روایت زمان و فضا
شیوه های روایت در سینما
حرکت عنصر اصلی سینما
ریتم در سینما و معماری
سینما معماری و حرکت
گزیده فیلمی متاثر از”انسان،طبیعت،معماری”










سینما چیست :

سینما شکل خلاقه بیانی است و فیلم ساز نیز مثل هر هزینه دیگر در پی عرضه یک بینش شخصی است. در بدو امر می توان چنین تصور کرد که رسانه سینما ترکیبی از همه 
عناصر هنری است. اما در سینما چیزی نو، ویژه و نادر وجود دارد.
مجموعه عملیات فیلم برداری عکس های انفرادی و نمایش آن ها با سرعتی مشخص به رسانه جدید امکانی بیانی و شرایطی ترکیبی عرضه کرد که در فن آن نهفته بود در عمل ساخت یک فیلم با ثبت موضوع به صورت تصویر و صدا بر نوارهای فیلم آغاز می شود که نما خوانده می شود.
شکل دهی به نماها چیزی است که فیلم ساز را قادر به بیان افکار و احساساتش می کند بنابراین نما عنصر اولیه و بیانی سینماست. بطوری که می توان آن را به عنوان ماده اولیه و بنیادی رسانه سینما به شمار آورد که به کمک آن یک فیلم کامل ساخته می شود. از نظر ساختاری یک نما کوچکترین جزء بیان فیلمی است.
نماها در اجزا و عناصرشان ثابت نیستند. بلکه ناپایدارند. به موضع می توان چنان پرداخت ظاهر، دیدگاهها، وجوه حرکتی، رنگ مایه، رنگ، سرعت و صداهای متفاوتی داشته باشد.
لازم نیست نماها، نمایش مستقیم موضوع باشند. همان طور که لازم نیست رنگ نقاش، نمایشگر رنگ در طبیعت باشد.
نماها برای موضوع واقعیتی فراهم می سازند که صریح و قابل شناخت و همچنین حاوی تداعی معانی، اشارات احساسات و افکارند.
از واژه تا تصویر محرک:
واژه ها نمادهایی از افکار انسان اند. یک واژه فقط وقتی یک نشانه است که به شیوه کاملاً کاربردی از آن استفاده می شود. یعنی برای اشاره و دلالت بر چیزی و یا برای هدایت و رهبری.
یک واژه می تواند یک نماد هم باشد در حالیکه یک عکس فقط می تواند یک نشانه باشد. نشانه ای روشن و بدون ابهام عبور یک شی مادی از جلو چشم دوربین. آثار و شناسایی یک واژه بدون دستیبای به معنای آن کاملاً بیهوده است، برای دستیابی به معنای آن باید به نحوی تجربه کشف آن را تکرار کنیم.
آرتگایی کاست می گوید:
درک یک مباحثه نه تنها مستلزم فهم آن چیزی است که بیان می شود بلکه به فهم آنچه گفته نمی شود و آن چه نمی توان عنوان شود نیز بستگی دارد. اما تصور یک نشانه کاملاً صریح است. این موضوع هم نکته قدرت و هم نقطه ضعف آن بشمار می رود.
تصویر می تواند همه آن چه را که نمایش دادنی است نشان دهد.
احساسی که تصویر بر می انگیزد اثرات روانی هستند، اما احساسی که یک واژه در ما بر می انگیزد نمی توان اثر آن واژه محسوب کرد. زیرا احساسی است که بلافاصله پس از شنیدن واژه در ما ایجاد می شود. معنی آن را از بین نمی برد.
معنا و مفهوم یک تصویر منفرد در فیلم کاملاً به مضمون سینما ی اش بستگی دارد. پدوفکین در ربط نظریه تدوین خود این موضوع را جذب توضیح می دهد. او نشان می دهد چگونه هنر کار کردن در اجبار تماشاگر به تجربه یک احساس ویژه موفق است.
کارگردان بازتاب حساسی مورد نظرش را در تماشاگر از طریق جا به جایی تصاویر و دسته بندی آنها بیدار می کند. به عبارت دیگر، آنچه بیننده به عنوان طرح یا 
مفهوم فیلم می پذیرد چیزی جز نظمی نیست که کارگردان به مجموعه ای از تصاویر داده است.

عتیقه زیرخاکی گنج