• بازدید : 53 views
  • بدون نظر

دانلود تحقیق آموزشی با موضوع عناصر بصری که شامل ۱۰ صفحه میباشد:

نوع فایل : Word

فهرست محتوا

عناصر بصری 

مقدمه: 

در دنیای امروز که مقادیر روز افزون و قابل توجهی خبر و پیام درسطح جهان از راههایی به غیر از زبان و گفتار به صورت تصویر ( عکس، فیلم و علایم گرافیکی) نقل و پراکنده می شود، دانستن نکاتی در مورد فهم بیشتر و بهتری از اخبار و پیامهای بصری ایجاب می کند.

ما برای بهتر دیدن نیازمند چیزی فراتر از مهارت در یادگیری زبان داریم، . دیدن تصویر و شرکت در فرآیند سازماندهی آن، عملیخلاقاست.

باید در زبان تصویری از حد موهبت طبیعی توانایی دیدنِ تشخیص بصری خود فراتر رویم. امروزه آموختن اصول و عناصر اولیه ی بصری امری واجب است.

به این ترتیب، درست دیدن و درست استفاده کردن از تصویر و پیامهای بصری به طور کلی، فنی است که باید قدم به قدم فراگرفته شود – البته به ضرورت این فراگیری منجر به تبدیل انسان به یک هنرمند نمی شود ولی با این وصف، لزوم آن در زمان حاضر روز به روز برای عده ی بیشتری مطرح می شود. 

عناصر اولیه بصری

ترکیب بندی یا کمپوزیسیون

سرآغاز:

نقطه:

خط:

خطوط افقی:

خطوط عمودی:.

خطوط مورب:

خطوط منحنی: این خطوط بیشتر نرمش و ملایمت را در یک کادر القا می کنند. و دارای حرکتی روان و لغزنده هستند.

خطوط شکسته و زاویه دار:

سطح ( شکل):

مثلث:

مربع:

دایره:

حجم:

بافت:

فضا:

حرکت:

  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق زبان فضا در معماری مسجد گوهرشاد و تزئینات آن-خرید اینترنتی تحقیق زبان فضا در معماری مسجد گوهرشاد و تزئینات آن-دانلود رایگان تحقیق زبان فضا در معماری مسجد گوهرشاد و تزئینات آن-دانلود رایگان مقاله زبان فضا در معماری مسجد گوهرشاد و تزئینات آن
این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


خرابی و بازسازی؛ داستان همیشگی حرم 
از تاریخ آستانه در فاصله سال ۲۰۳ تا نیمه دوم سده چهارم هجری اطلاع دقیقی در دست نیست. اما به نظر می رسد تغییر قابل توجهی در ساختمان بقعه به وجود نیامده. در ابتدای دوره غزنوی «سبكتگین» به گمان آن كه مبادا روضه رضوی جایی برای تجمع و همبستگی شیعیان باشد، حرم امام را ویران كرد، اما فرزندش «سلطان محمود غزنوی» گرچه صبغه ای كاملاً ضد شیعی داشت، از روی تدبیر به مرمت آن همت گمارد و آستانه را اندكی گسترش داد. گفته اند نخستین بار در همین زمان گنبد و مناره ای برای حرم افراشته شد. همچنین مسجد كوچك «بالاسر» از یادگارهای دوره غزنوی است كه بانی آن «ابوالحسن عراقی» بوده است.بعدها در سال ۵۱۰ ه- . ق و به روزگار حكومت سلجوقیان بر اثر نزاعی كه میان شیعیان و سنیان در مشهد و توس پدید آمد، بار دیگر حرم رضوی در روز عاشورا مورد حمله قرار گرفت و ویران شد. 
آثار خرابی پس از چند سال به وسیله یكی از علویان به نام «ابوالقاسم احمدبن علی بن احمد علوی حسینی» از میان رفت. قدیمی ترین سنگ مزاری كه از بارگاه امام به دست آمده و از شاهكارهای هنر سنگ تراشی در ایران است، نام همین فرد را به همراه تاریخ ۵۱۶ ه- . ق در بر دارد.۳۲ سال بعد در یورش غزها (غز بر وزن لر، گروهی از تركان آسیای مركزی) به خراسان، دوباره خساراتی به روضه رضوی وارد آمد كه توسط «شرف الدین ابوطاهربن سعد بن علی قمی» از عمال حكومت سلجوقی به سال ۵۵۶ ه- . ق ترمیم شد و ازاره حرم با كاشی های بسیار نفیس كه هنوز باقی هستند، زینت یافت. گفتنی است ریشه تاریخی داستان «ضامن آهو» به همین دوران راه می برد و آن شكارچی كه آهوان از كمندش به حرم امام پناه بردند، فرزند بیمار سلطان سنجر سلجوقی بود. گفته اند او در این واقعه طی مكاشفه ای شفا یافت و از این رو پدرش امر به تجدید بنای حرم داد.از دوره خوارزمشاهیان (۶۲۸ – ۴۹۰ ه- . ق) دست كم سه محراب، یك كتیبه كاشی خشتی بر دیواره حرم و چند كتیبه دیگر در مجموعه بناهای آستانه به جا مانده است. این آثار اگرچه از حیث عددی قابل توجه نیستند، اما به لحاظ نفاست از شاهكارهای هزاسلاتی تلقی می شوند. خصوصاً محراب كه تاریخ آن به سال ۶۱۲ ه- . ق بر می گردد. از ظریف ترین و چشم نوازترین محرابهای موجود در ایران است.خوشبختانه در واقعه حمله مغول به ایران (۶۱۶ ه- . ق) حرم رضوی از معدود بناهایی بود كه به ملاحظه احساسات عمومی ویران نشد و سالم ماندن بخشی از آثار دوره سلجوقی و خوارزمشاهی تا به امروز مؤید این مدعاست. حتی بعدها كه مغولان خوی انسانی گرفتند و آیین مسلمانی اختیار كردند، در رسیدگی به آستانه امام رضا (ع) كوششها به خرج دادند. چندان كه عده ای ساختمان گنبد امام را نه به دوره غزنوی كه به دوره «سلطان محمد خدابنده» از نوادگان چنگیز نسبت داده اند.
مسجد گوهرشاد
یکی از مساجد با شکوه و دیرینه سال اسلامی که پس از قریب شش قرن در شهر مقدس مشهد برپاست و شکوه و عظمت خود را همچنان حفظ کرده است ، مسجد گوهرشاد است که آیینه ای از جلوه ملکوتی و هنر معماری کشور اسلامی ما، ایران بشمار می آید. این مسجد بزرگ ، به همت بانوی نیکوکار گوهرشاد آغا همسر میرزا شاهرخ فرزند امیر تیمور گورکانی به دست معماران . هنرمندان ایرانی که در بارگاه شاهرخ می زیستند پی ریزی شده و در سال ۸۲۱ هجری قمری ساختمان آن به پایان رسیده است
فصل دوم
▪ شکل مسجد در آغاز اسلام 
در زمان پیامبر اسلام و خلفای راشدین ، چنانکه سادگی و بی آلایشی در تمام امور مسلمانان حکمفرما بود ، در ساختمان مسجد نیز همین حال سادگی وجود داشت. مساجد زمان پیامبر (ص) در مدینه و مکه عموماً عبارت بود از قطعه زمینی محصور که چند ستون چوبی در آن استوار و سقفی از حصیر و لیف و برگ خرما و چوب بر آن نهاده شده بود، تا مؤمنان از گزند آفتاب و باران در امان باشند و منبر ساده ای نیز برای خطابه و وعظ در گوشه ای نهاده بودند. دیگر هیچ تزئینات و صنایع معماری ونقوش که حاکی از شکوه ظاهری باشد در آنها وجود نداشت، ولی روحانیت و عظمت معنوی بر سراسر آن پرتو انداخته بود و همان ساده و بی آرایش جایگاه نماز جماعت و جمعه ی مؤمنین پاک اعتقاد و محل مواعظ پیامبر بزرگ اسلام و مرکز جنب و جوش و فعالیت های اجتماعی مسلمانان بود. 
▪ ساختمان مساجد در قرون اولیه اسلامی 
اما دوران این سادگی و بساطت بسیار کوتاه بود و از اوسط قرن اول هجری که فتوحات اسلام گسترش یافت و حکومت اسلامی در دست امویان و عباسیان به صورت پادشاهی درآمد، ساختمان های بزرگ و با شکوهی به نام مساجد و مدارس در کشور های شام و مصر و عراق و پس از آن ایران و هند و آفریقا و مغرب (مراکش و تونس ) واندلس (اسپانیا) بنیان گذارده شد و موقوفات بسیاری برای اداره و ادامه عمران آنها تعیین گردید. در نتیجه رواج و گسترش این گونه ساختمان ها بالضروره در فن معماری و خطاطی و کاشیکاری و… نیز پیشرفت های بزرگ حاصل گردید و سبک های خاصی در هر یک از کشورهای اسلامی برای ساختمان مساجد و بقاع متبرکه بوجود آمد و با آنکه منظور و غرض از ساختمان مساجد در همه ممالک اسلامی یکی بود و همه دارای یک قبله و یک مقصد و یک حکم داشتند و همه مشتمل بر محراب و جایگاه اذان (مأذنه) بودند ، ولی از نظر سبک معماری و تزئینات دارای مشخصات و اوصاف هنری خاصی گردیدند که در نظر اهل فن روشن است. این مشخصات در مساجد ایران نمایانتر و ابتکارات معماری ایران در این گونه ساختمان ها از سایر کشور های اسلامی ممتاز است . 
▪ مسجد گوهرشاد 
یکی از مساجد با شکوه و دیرینه سال اسلامی که پس از قریب شش قرن در شهر مقدس مشهد برپاست و شکوه و عظمت خود را همچنان حفظ کرده است ، مسجد گوهرشاد است که آیینه ای از جلوه ملکوتی و هنر معماری کشور اسلامی ما، ایران بشمار می آید. این مسجد بزرگ ، به همت بانوی نیکوکار گوهرشاد آغا همسر میرزا شاهرخ فرزند امیر تیمور گورکانی به دست معماران . هنرمندان ایرانی که در بارگاه شاهرخ می زیستند پی ریزی شده و در سال ۸۲۱ هجری قمری ساختمان آن به پایان رسیده است. 
▪ گوهرشاد آغا کیست؟ 
شادروان گوهرشاد آغا در سال ۷۸۰ هجری دیده به جهان گشود . وی بر خلاف طاغوت ها و طاغوتچه های گذشته که هدفی جز کشور گشایی و ستمگری و افزون طلبی و به اسارت درآوردن حق طلبان و متفکران زمان و یا معدوم کردن آنها کاری نداشتند ، در دوران زندگی خود خدمات گسترده ای به عالم اسلام و مسلمین و روحانیت کرد. گوهرشاد در سال ۸۶۱ هجری در زمان ابوسعید نوه میرانشاه فرزند امیر تینور گورکانی کشته و در هرات به خاک سپرده شد، ولی در سال ۸۷۲ هجری یادگار محمد فرزند میر سلطان محمد بن بایسنقر به قصاص قتل جده خود ، گوهرشاد ابوسعید را به قتل رساند. 
این بانوی نیکوکار ، علاوه بر مسجد گوهرشاد ، ابنیه خیریه دیگری در هرات ساخته است مانند مسجد جامع ، مدرسه و خانقاه که به نام گوهرشاد شهرت دارد. وی برای بقاء و عمران این مساجد مستغلات خوب و هبات مرغوب وقف کرده است. 
● مشخصات مسجد جامع گوهرشاد : 
▪ مسجد جامع گوهرشاد 
این بنا در مجموعه آرامگاهی آستان قدس رضوی و جنوب حرم مطهر واقع گردیده و به خاطر ویژگی های ساختمانی و دارا بودن تزئینات غنی کاشی و کتیبه،یکی از برجسته ترین بناهای تاریخی ایران است. همان طور که گفته شد، ساخت این مسجد به همت گوهرشاد و استادی قوام الدین شیرازی در سال ۸۲۱ ه.ق به اتمام رسیده است. در دوره های صفوی و قاجاریه و دوره اخیر تعمیراتی در مسجد به عمل آمده و با این حال ، اصالت هنری و تاریخی خود را حفظ کرده است. 
بنای جامع گوهرشاد از آجر و گچ به شیوه معماری مشرق زمین ساخته شده است. مساحت کل مسجد تقریباً ۹۴۱۰ متر مربع است که حدود آن از جهت غرب ۱۰۹.۳۰ متر و از جهت شرق ۱۰۷.۱۰ متر و از حد شمالی ۸۷ متر و حد جنوب ۹۸.۶۵ متر می باشد. این مسجد با توحه به نقشه ساختمانی ، در زمره مساجد چهار ایوانی است؛ با این تفاوت که در انتهای هیچ یک از ایوان ها ، تالار مربع گنبد داری وجود ندارد و تنها با عقب کشیدن بخشی از دیوارهای ایوان جنوبی ، فضای مربعی را به وجود آورده و گنبدی بر آن ساخته اند. همچنین موقعیت مسجد در کنار دیگر بناهای حرم مطهر سبب شده که بخش عمده ساختمان در سمت جنوب بنا متمرکز شود و جبهه شمالی از عمق کمتری برخوردار باشد. 
مسجد گوهرشاد در حال حاضر ، هفت در ، در جهات مختلف از جمله از طرف حرم مطهر دارد. در میان مسجد ، صحن وسیعی به ابعاد تقریبی ۵۵×۵۰ متر واقع است که با چهار ایوان در چهار جهت اصلی و رواق های دو طبقه محدود شده است. این صحن در اصل آجر فرش بوده که در دوره اخیر سنگفرش شده است. در وسط صحن در گذشته ، بنایی معروف به مسجد پیره زن (بیوه زن) واقع بوده که در دوره اخیر به حوض بزرگی تبدیل یافته است. 
همچنان که اشاره شد ، مسجد دارای چهار ایوان به نام های مقصوره (جنوبی) ، دارالسیاده (شمالی)، حاجی حسن (شرقی) و ایوان آب (غربی) است. از بین این ایوان ها ، ایوان مقصوره ، بزرگترین ایوان مسجد است. این ایوان به دهانه ۱۵.۲۵، عمق ۳۸ و ارتفاع ۲۷ – تا تیزه طاق- به همراه دیواره پیشانی و مناره ها ، ۴۳ متر ارتفاع دارد و به شیوه های مختلفی پوشش یافته است: 
ابتدا یک باریکه طاق آهنگ به عمق ۳ متر و در دنبال آن ، باریکه طاق دیگری به عمق ۵ متر قرار دارد. بعد از این قسمت، با عقب کشیدن دیواره های ایوان ، فضای مربع مستطیلی پدید آمده که گنبدی به قطر ۱۵متر بر آن نهاده اند. بقیه ایوان با نیم گنبدی پوشش یافته است . سطح زیرین این نیم گنبد با مقرنس های زیبای گچی تزئین یافته است . 
بالای ایوان مقصوره ، گنبدی بزرگ با ارتفاع ۴۰ متر قرار دارد که دارای دو پوشش است: پوشش زیرین به نام عرق چین و پوشش دوم گنبد بیرونی با محیط ۶۱.۸۵ متر است که از خارج نمایان است و در شکل(۱) مشخص می باشد. 
گلدسته های ایوان که نقش کنترل فشار را بر عهده دارند ، در پایه ،تا کف پشت بام مسجد تو پر و به ضخامت ۶ متر هستند و ارتفاع کلی آنها به ۴۳ متر می رسد و پلکان آنها در بنای ایوان تا پشت بام گنبد قرار داده شده و از آنجا وارد مناره ها می شوند تا به مأذنه می رسند. در پایین این گلدسته ها ، قصیده ای به خط نستعلیق بر روی کاشی در ۱۸ بیت نوشته شده است. 
مسجد گوهرشاد دارای هفت شبستان بزرگ است که به ترتیب شماره عبارتند از: 
۱) علوی 
۲) نجف آبادی 
۳) میلانی 
۴) نهاوندی 
۵) تبریزی 
۶) سبزواری 
۷) شبستان گرم که توسط معمار معروف ایرانی قوام الدین شیرازی با بکارگیری سبک معماری دوران تیموری ساخته شده است. تاریخ بنای مسجد در کتیبه ایوان مقصوره به خط بایسنقر خطاط نامی و معروف فرزند شاهرخ به این عبارت است “کتیبه راجیاً الی الله بایسنقربن شاهرخ بن تیمور گورکانی سنه ۸۲۰” و در پایان کتیبه ، نام هنرمند نامی که اندیشه و هنر وی پی ریزی شده به نام ” قوام الدین شیرازی ” نیز یاد شده است . 
در کتیبه سمت راست و همچنین در کتیبه دست چپ پیشانی در نقره ای دارالسیاده نام بانوی نیکوکار گوهرشاد آغا بانی مسجد نقش بسته است. بدین سان :”الامره بعماره هذا المسجد صاحب الرشاد المعظمه گوهرشاد”در انتهای ایوان مقصوره محراب بسیار بزرگ و یکپارچه ای از سنگ مرمر با تزیینات و کنده کاری های ظریف و مقرنس کاری های زیبا و جود دارد و در میان کتیبه ها کتیبه ای به چشم می خورد که نمایانگر خط و هنر دوران تیموری است. 
این منبر رفیع و مجلل از چوب گردو و گلابی با شیوه منبت کاری بدون بکار رفتن میخ و یا هر فلز دیگر به دست این هنرمند منبت کار عصر فتحعلی شاه ساخته شده است و اکنون در محفظه شیشه ای مستحکم و شفاف قرار گرفته تا آسیب نبیند. 
ایوان شمالی که کم عمق ترین ایوان مسجد است (به ابعاد ۱۲×۱۸ متر) با طاق آهنگ پوشیده شده و دارای تزیینات غنی کاشیکاری و کتیبه های مختلف از دوره شاه عباس، شاه سلطان حسین و شاه سلیمان صفوی به خط محمدرضا امامی است. این ایوان به دارالسیاده و رواق های اطراف حرم راه پیدا می کند. 
بایسنقر میرزا – فرزند گوهر شاد خاتون – که کتیبه های ایوان مقصوره را نگاشته است. 
محمدرضا امامی – کتیبه نگار عصر صفوی – که کتیبه های بخش فوقانی طاق ها و پیشانی این ایوان با شکوه به دست اوست. 
مسجد گوهرشاد از حوادث روزگار مصون نمانده است از جمله بر اثر زمین لرزه سال ۱۰۸۴ هجری قمری به ویژه ایوان مقصوره آسیب دیدکه پس از آن مرمت شد. در گلوله باران روسها در سال ۱۳۳۰ هجری قمری گنبد و ایوان های مسجد آسیب دید که سرانجام در سال ۱۳۳۹ هجری قمری اساساً بازسازی شد. 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی اقدامات تکمیلی و عمرانی صورت گرفته به شرح زیر است: 
۱) تأسیس کتابخانه و قرائت خانه مسجد گوهرشاد با ۴۵ هزار جلد کتاب چاپی و نسخ خطی 
۲) ارتباط شبستان های «میلانی» و « تبریزی» به صحن قدس 
۳) تامین تهویه مطبوع سراسری شبستان ها از طریق پشت بام 
۴) ایجاد ارتباط میان دو تالار تشریفات صحن سابق امام و مسجد از طریق احداث راهروی بالای شبستان گرم 
۵) نصب کاشی اذن دخول در طرفین ایوان شمالی (ایوان دارالسیاده) 
۶) نصب قاب شیشه ای بر پنجره نقره سردر ورودی رواق دارالسیاده 
۷) مسدود کردن ایوان های شرقی و غربی که سابقاً در حکم راهرو بود و تبدیل کاربری راهرو به ایوان 
۸) سامان دهی نمای ورودی شمال غربی از طرف کفش داری های ۱۳ و ۱۴ 
تعبیه محفظه شیشه ای برای منبر صاحب الزمان (عج) در ایوان مقصوره

خصوصیات مسجد به طور خلاصه:

 از بناهای باشکوه عهد تیموری اوایل قرن نهم هجری مسجد گوهرشاد است که در جنوب حرم قرار داردـ بانو گوهرشاد ، همسر شاهرخ میرزاتیموری ، در سال ۸۲۱ هـ ق این مسجد را بنا نهاد . 
ـ در تزئین مسجد دستانفرزند هنرمندش بایسنقر میرزا شاهکارهایی استثنایی برجای گذاشته شده است . 
ـ این مسجد توسط معمار معروف ایرانی قوام الدین شیرازی ساخته شده است . 
ـ تاریخ بنایمسجد در کتیبه سردر ایوان مقصوره با کاشی معرق به چشم می خورد . 
ـ مسجد با صحنیبه وسعت ۲۸۰۰ متر مربع و ۶۰۴۸ متر مربع زیربنا دارای ۴ ایوان و ۷ شبستان و ۶ درب میباشدـ نام بانوگوهرشاد بانوی مسجد در ایوان شمالی معروف به ایوان دارالسیادهبرکاشی معرق به خط ثلث نوشته شده است .
ـ این ایوان با معرق کاری زیبا تزئین شدهاست و در سر درب ورودی آن به حرم مطهر پنجره ای نقره ای از آثار قاجاریه نصب شدهاست . 
ـ طاقهای گنبدی شکل و بنای گنبد و مناره های مسجد با ویژگی و تزئینات خاصو با استفاده از سبک مقرنس ، هم چنین نقوش و خطوط دیواری بر روی زمینه گچی و معرقکاری عصر تیموری جلوه های بی نظیر را به نمایش گذاشته است . 
ـ گفتنی است اینبنای باستانی نمونه کامل و برجسته هنر ایرانی به شمار می رود که تمام خصوصیات وویژگیهای معماری سنتی در آن به کار رفته است . 
ـ ایوان جنوبی مسجد با نام ایوانمقصوره دارای ۵۰۰ متر مربع مساحت و ۳۷ متر طول و ۵/۲۵ متر ارتفاع می باشدـگنبد رفیع فیروزه ای مسجد بر فراز ایوان مقصوره بر عظمت این بنا افزوده. 
ـارتفاع گنبد ۴۱ متر و فضای خالی بین دو پوشش گنبد ۱۰ متر است.

ـ سطح خارجی آن با آجر لعاب دار و یک کتیبه با خط کوفی تزئین یافته است.

ـ در دوطرف ایوان دومناره با ارتفاع ۴۳ متر از کف مسجد ساخته شده است که بر شکوه و عظمت هرچه بیشتر آنافزوده استو برروي آن ها اسامي مقدس الله نقش بسته استـ محراب یک پارچه از سنگ مرمر با تزئینات و کنده کاری و کتیبه ایدر میان مقرنس کاریها حکایت گر هنر آن دوران است .
 ـ منبر معروف صاحب الزمان : در کنار محراب ایوان مقصوره منبر بزرگی قرار دارد که در بین مردم به منبر امامزمان ( عج ) معروف است . 
ـ این منبر نفیس از چوب گردو و گلابی با شیوه منبتکاری بدون به کار رفتن میخ و یا هر فلز دیگر در آن به دست پرتوان استاد محمد نجارخراسانی منبت کار معروف عصر فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است به اميد اينکه در زمان ظهور صاحب الزمان (عج) مولا از اين منبر استفاده بفرمايند انشا الله .
 همينک بانو گوهر شاد در مسجدي که در هرات افغانستان با سبک معماري و وسعت و ابعاد همين مسجد بنا نموده است دفن گرديده است




فصل سوم:
زبان فضا در معماری مسجد گوهرشاد
مقدمه
گاهی اوقات در فضایی قرار گرفته ایم و ناخودآگاه گویی کسی به ما گفته است که در این فضا باید عملی را انجام دهیم. به راستی اين احساس از کجا سرچشمه می گیرد؟ آیا می توان آن را به فضای معماری نسبت داد؟ به عبارت ديگر، آیا فضای معماری می تواند انسان را به انجام عملی دعوت نمايد؟ در این نوشتار ضمن مرور مفهوم فضا، و بررسی نقش زبان فضا در معماري، با رویکردی نو به مسجد جامع گوهرشاد  پرداخته شده است.
۱- مفهوم فضا
ارسطو فضا را در برگیرنده چیزهای گوناگون تعریف می کند، گویی فضا مجموعه ای از غلافهای جهان شمول است که از آنچه در زیر گنبد آسمان می گنجد تا ریزترین چیزها را در بر می گیرد فضا الزاماً از برون، محدود و خالی؛ و از درون انباشته است. فضای خالی وجود ندارد ، هر چیز جای خود ، مکان خود و وضع خود را داراست. در واقع برای معمار، فضا یا فاصله بین زمین، دیوارها و سقف، هیچ و پوچ نیست بلکه بر عکس، کار اصلی او ایجاد جای خالی است تا چیزی را در بر بگیرد. معمار به فضا شکل قطعی می دهد تا آسایش و آزادی برای حرکت نسبی مورد نیاز مردم حاصل شود.
معماری، هنر ساختن فضاهای درون تهی است و از درون و برون تعریف می شود. دیواها دو سوی دارند. ما نه تنها با ذهن، بلکه با جسم خویش به آثار معماری نفوذ می کنیم. هر نوشتار انتقادی یا تاریخ معماری، باید به این وجه دو گانه پر و خالی در ساختمان توجه داشته باشد. و اثر معماری که تنها از بعد خارجی طراحی شده باشد دیگر اثر معماری نیست بلکه صحنه نمایش است.
مفهوم فضا یکی از مفاهیم بنیادی در معماری است. معنی عام فضا یک جای تهی است. مانند هوا، اگر چه در لغتنامه های کهن، هوا و فضا یکسان نیستند. گستره فضا، همه هستی است و فضا، همان جای تهی است که می تواند پُر شود. فضا همان مکان و جای تهی برای حضور و یا عبور انسان است. به گمان ما هر برداشت حسی، کاربردی و فیزیکی و نیز شهودی، فراطبیعی (متافیزیکی) و عرفانی از فضا، باید سرآغاز آن بر پایه همین تعریف ساده از فضا باشد. با توجه به تأکیدی که بر جای خالی می شود، در عالم واقع، فضا به معنی خالص آن، در معماری معنی ندارد. گرچه شاید چنین فضایی کاملاً تهی میان کهکشانها وجود داشته باشد. فضای معماری فضای خنثی نیست بلکه فضایی در ارتباط با انسان است. برای روشن شدن این مسأله باید انواع فضا را تشریح نمود.

۱-۱- انواع فضا: 
گروتر ویژگیهای دوگونه فضا را به نام فضای ریاضی و فضای ادراکی معرفی می کند. می توان دریافت که مقصود از فضای ریاضی او، فضایی است که در عالم ذهن و به صورت مجرد وجود دارد و البته هم دارای ویژگیهای کمي و هم کیفی است. و فضای ادراکی، فضایی است که در ارتباط با ادراک انسان از آن فضای ریاضی پدیدار می شود و بدون ارتباط با انسان، معنای خود را از دست می دهد. بنابراین فضای معماری، بدون کالبد آن یعنی بدون عناصر مادی که آنرا به گونه ای شکل داده باشد و به قول مشهور فضا را تعریف کرده باشد، و بدون در نظر گرفتن تأثیر آن بر حضور انسان، بی معنا است.

۱-۲- فضای علمی:
 ارسطو فضا را با ظرف مقایسه می کند و آنرا جاي خالی می داند که بایستی پیرامون آن بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد ودر نتیجه همواره برای آن نهایتی وجود دارد. جیوردانو برونو در قرن ۱۶ نظریه هایی در مقابل نظریه ارسطو عنوان کرد. به عقیده او فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد درک می شود و به فضای پیرامون تبدیل می گردد. فضا مجموعه ای است از روابط میان اشیاء و آنگونه که ارسطو بیان داشته حتماً نمی بایست که از همه سمت محصور باشد و بدین سان اجباری نیست که همواره نهایتی داشته باشد. همچنین همواره ارتباطی میان ناظر و فضا وجود دارد و یک نسبت نظم یافته كه این دو را به یکدیگر مربوط می سازد، فقط چیزی از پیش تعیین شده و ثابت نیست بلکه این موقعیت مکانی شخص است که فضا را تعیین می کند و بنا به نقطه دید وی به صور مختلفی قابل ادراک می باشد. 
محیط ساخته شده به دست انسان یا به عبارتی معماری، مجموعه ای است کم و بیش پیچیده از سامانه هاي فضایی که بر یکدیگر تأثیر می گذارند، یکدیگر را می پوشانند، در یکدیگر تداخل می کنند و یا با یکدیگر به رقابت می پردازند.
۲- فضاي معماري

۲-۱- سیر تاریخی تحول فضا در معماری: 
بحث بر سر فضا تنها در آغاز قرن ۱۹ و با کتاب فلسفه هنر اثر فیلسوف آلمانی شلینگ آغاز شد. در اواخر قرن ۱۹ مورخانی چون ریگل، ولفلین و اشمارسو، این بحث را پروردند. اشمارسو در کتاب خود با عنوان باروک و روکوکو بر اولویت فضا در معماری تأکید می ورزد:
” آدمی در وهله اول فضای پیرامون خود را تصور می کند و نه اشیای مادی را که به تعبیرهاي نمادین کمک می کنند. تمامی ترفندهای ایستایی و مکانیکی به سان تبلور مادی غلاف فضایی، تنها وسیله ای برای تحقق یک اندیشه اند، که در خلق اثر معماری به طور گنگ احساس یا آشکار را تصور می شود وقتی که طراحی فضا آشکارا بر طراحی شیئ اولویت می یابد معماری به هنر تبدیل می شود. روح و جان خلق آثار معماری مقاصد فضایی معمار است.
مفهوم فضا یکی از مفاهیم بنیادی در هستی شناسي است و از این رو سیر تاریخی آن درگذر زمان می تواند شایان بررسی باشد. به گمان ما مهمترین نکته بررسی تحول نگاه از کیفی به کمی در مورد فضای معماری است. آغاز برخورد کمی به فضا در یونان باستان از سوی اقلیدس روی داد. هندسه او بهره های زیادی از کیفیتهای ارزشی داشت. اما کار او در مقوله فضا را شاید بتوان همسنگ کار ارسطو در مقوله زمان دانست چرا که هر دو تلاش کردند تا بسیاری از کیفیتهای رازگونه، اساطیری و مبهم را از فضا و زمان بگیرند و آنرا تبدیل به موضوعی ساده برای مطالعه و پژوهش کنند (و نه مکان و محیطی برای زندگی). نتیجه تفکرات اقلیدس آن بود که انسان به جای آمیخته بودن با فضا و یکی بودن با آن، از آن فاصله گرفت و به مطالعه و بررسی آن پرداخت؛ چنانکه ارسطو هم ریشه های یک نگاه خطی و پیشرفت گرا را که عاری از کیفیت های زمانی است در غرب ایجاد کرد.
در دوران رنسانس همزمان، دگرگونی های بزرگ در نگرشهای اندیشمندانی پدیدار شدند که شاید بدون آنکه خود بخواهند در نگرش کمی به فضا موثر بودند. کار دکارت تکمیل این حرکت بود. در تبیین هندسی او هر نقطه متناظر با یک عدد وکمیت محض شد و برای ارايه شناسنامه هویتی هر نقطه، تنها باید مختصات آنرا تعیین کرد. در این نگرش، نقاط فضا کاملاً هم ارز و همگون هستند. این سامانه بهترین ابزار برای تبیین سامانه یکپارچه مکانیکی عالم بود که بعدها نیوتن به بهترین شیوه از آن بهره برد. پس به این ترتیب چند گام مهم در راه کمی کردن فضا در طول تاریخ وجود دارد. اما در تحلیل دو تن از مشهورترین نظریه پردازان معماری گيدئون و گروتر این سیر به گونه ای دیگر و به صورت تکاملی تا عصر نوین توضیح داده شده است و بهترین نوع ارتباط انسان با فضا مطابق با کشفیات نوین علمی دانسته شده است. گیدئون در کتاب فضا، زمان، معماري؛ سه گام تکاملی فضای معماری را به صورت زیر توضیح می دهد.
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

واژه اسطوره(myth) در میانه قرن ۱۹ بطور مستقیم و یا از واژه فرانسوی mythe  از واژه لاتین جدید mythus از یونانی muthos به معنای سخن(speech) به انگلیسی وارد شده است. واژه یونانی همانطور که ازمعنای نیز برمی‌آید برای هر روایتی بکارگرفته می‌شده است.
ریشه تحلیل اسطوره را می‌توان تا قرن ۶ قبل از میلاد به عقب برد. متفکران یونانی اولین کسانی بودند که صحت اسطوره‌ها را به زیر سوال بردند وبا این به چالش کشیدن مضامین اسطوره‌ها واژه mythos به تدریج معنای قصه‌های باورنکردنی را پیدا کرد
در قرن ۵ قبل از میلاد متفکران یونانی اسطوره را توضیح خامی برای پدیده‌های طبیعی دانستند. در سده ۴ ق.م. افلاطون اسطوره را در مقابل لوگوس قرارداد.یوهمروس در قرن ۴ قبل از میلاد خدایان اسطوره‌ها را همان قهرمانان تاریخی دانست و بعدها رواقیون و نوافلاطونیان اسطوره‌ها را به عنوان تمیثلها تفسیر کردند.این چالش تا جایی پیش رفت که در قرن ۱ بعد از میلاد هجونامه نویسی یونانی اسطوره‌های زاده شدن آتنا از سر زئوس و قضاوت پاریس را که منجر به جنگ تروا شد به سخره گرفت.
بر خلاف سنت یونانی در سنت عبری جدایی از اسطوره نه به دلیل ناهمخوانی اسطوره با عقل (لوگوس) آنچنان که در یونان اتفاق افتاده بود، بلکه به دلیل ناهمخوانی چند خداپرستی شرق نزدیک و تک خداپرستی یهود ایجاد شد. یونانی‌ها این تناقض را با منتسب کردن عناصر مقدس اسطوره‌های شرق نزدیک به نیروها و عوامل طبیعی رفع کردند و کتاب مقدس یهود با تاکید بر نقش خدای بزرگتر و تضعیف دیگر خدایان توانست ناهمخوانی مذکور را برطرف سازد. 
در آغاز مسیحیت نقد یونانیان بر اسطوره‌ها به دست عالمان مسیحی رسیده بود و آنها این نقدها را ابزار خوبی برای مقابله با کافران دانسته و از آن استفاده کردند. برخی از آنها نیز سعی کردند که میان اسطوره‌ها و مسیحیت تناظرهایی پیدا کنند که منجر به پیدایش تمثیلهای برگرفته از اسطوره‌ها در هنر مسیحی شد.از قرن ۵ تا ۱۵ قبل از میلاد این تفسیر تمثیلی از اسطوره غالب بود. این رویکرد تا قرن ۱۷ نیز ادامه پیدا کرد و در فاصله قرنهای ۱۴ تا ۱۷ با علاقه به کیهان شناسی در آمیخت و سیارات نام خدایان یونانی را به خود گرفت.عمده تفسیرهای تمثیلی این دوران متکی بر تخیل بوده و از نظریه خاصی پیروی نمی‌کردند. 
با آغاز دوران روشنگری در اوایل قرن ۱۷ با توجه به فضای ضد مذهب ایجاد شده و تاکید بر عقلانیت با هر شکل از مذهب و از آن جمله اسطوره مخالفت شد. پس از آن به تدریج در اواخر قرن با توجه به کسب اطلاعات بیشتر راجع به جماعتهایی که اسطوره ساز بودند و از آن جمله آمریکایی‌ها رویکرد جدیدی آغاز شد. عالمان اروپا در پی ردیابی سالهای پیش از تاریخ حیات انسان در زندگی این جماعتها، اسطوره را به عنوان پاسخهای انسان به نیازهای فیزیکی و اجتماعی در دوران کودگی نوع انسان تفسیر کردند.
با فتوحاتی که اروپاییان در سرزمینهای دیگر داشتند و هرچه بیشتر با فرهنگهای دیگر آشنا شدند، عالمان اروپایی پیچیدگی بیشتری را در اسطوره‌ها پیدا کردند. آنها مخصوصا با دست یافتن به بهاگاوات گیتا و زنداوستا به این نتیجه رسیدند که که خصیصه اسطوره‌ها در مکانها و زمانهای مختلف به شدت تغییر می‌کند.کارل اوتفرید مولر در ۱۸۲۵ این موضوع را در ” مقدمه‌ای بر اسطوره شناسی علمی” دنبال کرد و مطرح کرد که اسطوره نسبتا ساده یونانی پرسفونه، علائق یک جامعه کشاورز را نشان می‌دهد ، حال آنکه دیگر اسطوره‌ها به جوامع رشدیافته‌تری مربوطند.
از اواخر قرن ۱۸ تا اوایل قرن ۱۹ مشابه تلاشی که برای یافتن زبان مادر زبانهای هندواروپایی صورت گرفت ، تلاشهایی نیز برای یافتن اسطوره مادر شکل گرفت. ماگس مولر ریگ ودا را که اولین ادبیات مکتوب زبان هندواروپایی است را بازنماینده مراحل اولیه اسطوره هندواروپایی دانست که اسطوره‌های بعدی از فهم نادرست عبارات تصویری آن برخاسته اند.
در قرن ۱۹ نظریه تطورگرایی چارلز داروین بر اسطوره شناسی به شدت تاثیر گذاشت و باعث ترسیم مراحل تحول حیات انسانی که اسطوره نیز در مرحله مشخصی از آن جای می‌‌گرفت شد . می‌توان این رویکرد را در ” فرهنگ ابتدایی” ادوارد برنت تایلور و شاخه زرین فریزر دید.تحقیقات متخصص انگلیسی رابرتسون اسمیت که در ۱۸۸۹ چاپ شد نیز فریزر را تحت تاثیر قرارداد. با توجه به این مطالعات فریزر به این نتیجه رسید که بسیاری از اسطوره‌ها ریشه در اعمال مناسکی مردمان کشاورز دارد که برداشتهای سالانه برای آنها بسیار مهم بوده‌اند.هریسون این رویکرد را کاملا بسط داد و به این نتیجه رسید که تمام اسطوره‌ها در مناسک جمعی یک جامعه ریشه دارند و این تفکر در کارکرد گرایی رادکلیف براون به کمال خود رسید و به این صورت درآمد که هر اسطوره‌ای بیانگر منسکی است و هر منسکی به اسطوره‌ای اشاره دارد.
تمام تحلیلهای اسطوره در قرون ۱۸ و ۱۹، تمایل داشتند که اسطوره را به یک هسته مرکزی که می‌توانست چرخه‌های طبیعی، شرایط تاریخی یا مناسک باشند، تقیل دهند. 
در قرن ۲۰ محققان به محتوای اسطوره‌های این اسطوره‌ها توجه کردند.زیگموند فروید اسطوره‌ها را همچون رویاها، نمادین شده تجارب واقعی در نظر گرفت و یونگ با همین رویکرد اسطوره‌ها را بازنمایاننده الگوهای باستانی( archetype) مشترک در ناخودآگاه ذهن انسانها دانست که به صورت تصویرها و نمادهای مشترک بازنمایانده شده‌اند. کلود لوی استروس نیز اولین کارکرد اسطوره را حل تناقض میان دوتایی‌های مفهومی همچون زندگی و مرگ، طبیعت و فرهنگ و خود و جامعه دانست.

اسطوره از منظر کاسیرر
از منظر کاسیرر اسطوره یکی از اشکال مختلف فهم انسان است. وی انسان را جانور سمبل ساز تعریف می‌کند که در مواجهه با جهان خارج، شناخت خود از آن را بر پایه نظامهای سمبلیک بنا می‌کند. به عبارت دیگر انسان در مواجهه با جهان، جهانهای سمبلیک می‌سازد و این جهانهای سمبلیک میان او و واقعیت قرار می‌گیرند.علم، هنر، زبان و اسطوره هریک جهانهای سمبلیکی هستند که کاسیرر از آنها نام می‌برد. کاسیرر معتقد است که این جهانها خود بسامان و مستقلند و هریک به تنهایی کل جهان را تبیین می‌کنند. 
وی بر این باور است که برای رسیدن به یک روش شناسی علوم انسانی نیاز به شناخت شیوه‌های گوناگون فهم  انسان و مقتضیات هریک از آنها وجود دارد. رسیدن به یک ریخت شناسی از انواع شناخت و سپس بررسی  هریک بنا بر عقیده کاسیرر راه را برای بررسی اجتماعی که انسان می‌سازد، هموار می‌کند. 

فضا در اندیشه اسطوره‌ای:
کاسیرر مطالعه خود بر مفهوم فضا در اندیشه اسطوره‌ای را با گونه شناسی انواع ادراک فضا آغاز می‌کند. وی سه نوع ادراک حسی، ادراک اسطوره‌ای و ادراک نظری(عقلانی) را بر می‌شمارد که در ادراک فضایی منجر به سه نوع فضای حسی، فضای اسطوره‌ای و فضای هندسی می‌شوند.
کاسیرر با مطالعه تطبیقی، تمایزات هریک از این سه فضا با دیگری را مطرح می‌کند و به این ترتیب سعی در شناخت چگونگی مفهوم فضا در اندیشه اسطوره‌ای دارد.
مقایسه خصوصیتهای بارز فضای اقلیدسی که همگنی، پیوستگی و بی‌نهایت بودن است با ویژگیهای فضای حسی تمایز تفاوت دو نوع ادراک را روشن می‌سازد. از آنجایی که حس، فضا را بدون محتوای درونیش نمی‌تواند تشخیص دهد وبه عبارت بهتر هیچ چیزی جز محتویات فضا بوسیله حواس شناسایی نمی‌شوند، هیچ دو نقطه‌ای از فضا شبیه یکدیگر نبوده و هریک با ویژگی محتواییش تعریف می‌شود. بنابراین ادراک حسی باید وارونه گردد تا خاصیت همگنی و پیوسته بودن فضای اقلیدسی حاصل شود. علاوه بر این  مفهوم بی نهایت، اساسا به تجربه و حس در نمی‌آید. 
آنچه منجر به تمایزاتی از این دست می‌شود، مهمترین تمایز میان فضای هندسی با فضای حسی و اسطوره‌ای، یعنی تفکیک محتوا از مکان در ادراک هندسی و نظری است که در مورد هیچ کدام از ادراک حسی و اسطوره‌ای صدق نمی‌کند.این تمایز ویژگیهایی به ادراک هندسی فضا می‌بخشد که متفاوت از ویژگیهای ادراک حسی و اسطوره‌ایست.
اما فضای اسطوره‌ای نیز به شدت متفاوت از ادراک حسی فضا است. فضای اسطوره‌ای حاصل شیوه‌ای از اندیشیدن است.آگاهی اسطوره‌ای از منظر کاسیرر در اینکه یک جهان سمبلیک است با زبان، علم وهنر مشترک است. اسطوره یک ساختار است و جهان را بر اساس قوانین ساختار خودش طبقه بندی می‌کند و در این طبقه بندی با ادراک نظری مشترک است و نوع این طبقه بندی است که آن را از علم و اندیشه نظری جدا می‌کند.به همین سبب فضای هندسی متمایز از فضای اسطوره‌ای می‌شود. اما فضای حسی یک مکانیسم بیولوژیک است که نمی‌توان آن را یک جهان سمبلیک برشمرد.
کاسیرر برای مطالعه اسطوره از آنجا که آن را نظامی سمبلیک همچون علم می‌داند، روش مقایسه‌ای را پیش می‌گیرد و تفکر اسطوره‌ای را به مثابه یک جهان سمبلیک در مقابل تفکر عقلانی می‌گذارد و این دو را با یکدیگر مقایسه می‌کند.
حاصل مطالعه وی را می‌توان به شیوه ذیل طبقه بندی کرد:
فضای اقلیدسی یک فضای همگن است در حالیکه فضای اسطوره‌ای و ادراک حسی فضا ناهمگن.
همسانی به این مفهوم که فضایی را متصور شویم که تمام نقاطش شبیه یکدیگرند و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. بنابراین تمام جهتها یکسانند و هیچ معنای متفاوتی را بیان نمی‌کنند. در فضای حسی هر مکانی ویژگی خاصی دارد و هیچ دو نقطه‌ای شبیه به یکدیگر نیستند. چرا که هر نقطه بنا بر آنچه در آن واقع شده است ، بوسیله حس شناسایی می‌شود. 
فضای اقلیدسی یک فضای منتزع و خالی از معناست، حال آنکه فضای اسطوره‌ای با معنا یکی شده است. تصور فضای هندسی به معنای تصور و ایجاد تمایز میان محتوا و بستر وقوع آن یعنی فضا است .یعنی تفکیک محتوا از مکان و این تفکیک نه در ادراک حسی و نه در اندیشه اسطوره‌ای یافت نمی‌شود. ما فضای بدون ویژگی را نه می‌بینیم و نه حس می‌کنیم. 
به لحاظ ایجاد طبقه بندی در فضا، آگاهی اسطوره‌ای در میانه ادراک حسی و ادراک هندسی قرار می‌گیرد. از لحاظ ایجاد طبقه بندی با ساختمان هندسی مشابهت دارد. به این معنا که عناصری ناهمجنس را با یکدیگر مرتبط می‌کند و همین نکته آن را از فضای حسی متمایز می‌سازد چرا که برای ادراک حسی هیچ دو نقطه‌ای از فضا یکسان نیست. اندیشه اسطوره‌ای از طریق معنای مشترکی که به نقاط می‌دهد، نقاط ناهمجنس را به یکدیگر مرتبط می‌کند. در هندسه اقلیدسی فضا بصورت مجزای از معنا به نقاط مشابه تقسیم می‌شود، حال آنکه در اندیشه اسطوره‌ای معنا ساختار می‌یابد و خود را به فضا منعکس کرده ، با آن پیوند تنگاتنگ می‌خورد و از آن جدا نمی‌شود.به عبارت بهتر فضا و معنا با یکدیگر و بدون تفکیک از هم طبقه‌بندی می‌شوند . در اندیشه اسطوره‌ای فضا و جهتهای گوناگون آن خود بخشی از کیهان بوده و در ساختار اندیشه اسطوره ای معنا می‌یابند و به همین سبب از دیدگاه اسطوره در اختلاف کیفی و معنا همواره جنبه‌ای وجود دارد که در عین حال فضایی است.
به نظرمی‌رسد به همین دلیل معماریی که بر اساس این اندیشه ساخته می‌شود، متنوع تر، پر نمادتر و پر تزئین تر است چرا که هر مفهومی ما به ازایی فضایی دارد که در معماری بیان می‌شود. 
بنا بر پژوهشهای کاسیرر این پیوستگی را از طریق دیگری نیز می‌توان نشانه‌هایی از آن یافت.وی متذکر می‌شود که در «…بسیاری مواقع تعداد زیادی از روابط کیفی و الگویی فقط بطور غیر مستقیم وارد گستره زبان می‌شدند.یعنی از طریق مختصات و تعینات فضایی»(کاسیرر.۱۵۵:۱۳۷۸ ) و به این ترتیب تمایزات فضایی زبان بیان تمایزات کیفی می‌شدند. اولین و اساسی ترین طبقه‌بندی، تقسیم فضا به دو حوزه مقدس و نامقدس است که بسیاری همچون دورکیم معتقدند که اولین تقیسم بندی آگاهی بشری به حساب می‌آید. توتمیسم بر اساس الگوی توتمها همه چیز را طبقه بندی می‌کند . انسانها، اشیا و فضا را. تقسیم‌بندی فضایی، پیچیدگی الگوی توتم را تا حدودی آشکار می‌کند.بنابراین از روی تقسیم‌بندی فضایی می‌توانیم به الگوی توتم پی ببریم. « مثلا در جهان بینی اسطوره‌ای- جامعه شناختی سرخ پوستان سوونای (zuni) که کوشینگ(Cushing) به تفصیل آن را توصیف کرده است شکل هفتگانه سازمان توتمی به کل جهان تعمیم یافته است و بویژه در درک آنان از فضا بازتاب پیدا کرده است. فضا به منزله یک کل، به هفت منطقه بخش شده است، شمال و جنوب، خاور و باختر، جهان بالا و جهان زیرین و سرانجام مرکز جهان؛ و در این طبقه بندی عمومی به هر واقعیتی جای مشخصی تخصیص داده شده است. طبق همین شکل هفتگانه سازمان توتمی، عناصر طبیعت و جوهرهای مادی و نیز هریک از مراحل فراگرد جهان متمایز شده‌اند. هوا به شمال، آتش به جنوب ، خاک به خاور و آب به باختر متعلق است.شمال آشیانه زمستان، جنوب آشیانه تابستان و خاور آشیانه پاییز و باختر آشیانه بهار است و دسته‌های مختلف انسانها و مشاغل و نهادها نیز تحت همین الگو قرار دارند: جنگ و جنگجویان به شمال متعلقند ،شکار و شکارچی به باختر، پزشکی و کشاورزی به جنوب و جادو و دین به خاور تعلق دارند. گرچه چنین طبقه‌بندیهایی ، در نخستین نگاه، عجیب و غریب می‌نمایند اما مسلما آنها از روی هوس صورت نگرفته‌اند بلکه نوعی دیدگاه را بیان می‌کنند»( کاسیرر. همان: ۱۵۶)
در فضای هندسی ( علمی ) فضا ابزاری سیستماتیک برای تبیین جهان است در حالیکه در آگاهی اسطوره‌ای فضا بخش از جهان است. در فضای اندیشه علمی فضا ابزار و آلتی برای تبیین جهان است و وجود خارجی ندارد به همین دلیل بصورت تابعی تعریف می‌شود. نقطه با تابعی خط را ایجاد می‌کند و خط سطح را و سطح حجم را می‌سازد. به این ترتیب جزء فضای هندسی به واسطه یک رابطه سیستماتیک جزء به کل، به کل پیوند می‌خورد  شبیه آن نیست. حال آنکه تقسیم بندی فضایی در آگاهی اسطوره‌ای یک ساختار واقعی و خصلت جهان است که در تمام اجزاءش تکرار می‌شود و با کوچکتر شدن این خاصیت تغییرنمی‌کند.«هر قدر کل فضایی را به اجزایش تقسیم کنیم باز در هر جزء، فرم یا ساختار کل را می‌یابیم. این فرم مانند فرمی که در تحلیل ریاضی فضا به عناصر همسان و همگون و بنابراین بی‌شکل تجزیه می‌شود نیست بلکه برعکس، فرم کل فضای اسطوره‌ای در تک تک اجزای آن نیز پایدار می‌ماند و بر اثر تقسیم از میان نمی‌رود».( کاسیرر. همان:۱۵۹)پ
کاسیرر معتقد است که اندیشه اسطوره‌ای نیز در خود متحول شده و دوران گوناگونی را پشت سرگذاشته است. به باور وی « جهان بینی اسطوره‌ای از محدودترین قلمرو وجود حسی – فضایی شروع به رشد می‌کند و به تدریج توسع می‌یابد»(همان:۱۶۰). سمتهای فضایی عقب- جلو، بالا – پایین از شهود انسان از کالبد خودش گرفته می‌شود. اولین تصاویر اسطوره‌ای تقسیم بندی هر کلی را بر اساس مدل کالبد انسان، نشان می‌دهد. منشا جهان همواره از کالبد یک انسان و یا یک موجود فوق انسانی ایجاد شده است. در ریگ ودا آمده است که چگونه جهان از کالبد پوروشا به موقع ذبح او توسط خدایان بوجود آمد.و این جهت یابی در سالهای رشد خود به طالع بینی چینی و جغرافیای اسطوره‌ای می‌رسد
  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شعرو ادبیات دو ابزار نیرومند برای طراحی به شمار می‌روند تمامی شیوه‌های ادبی سودمند هستند، اما برای اهداف طراحی خلاق، شعر بر ادبیات رجحان دارد. شعر به مثابه مجموعه‌ای از كلام مكتوب است كه رویكردهای جمعی مردم را خلاصه می‌كند و به عنوان بیانگر «یكتایی» ویژه فضا و مكان لازمه هر طرح ملی، منطقه‌ای و محلی است. 
قطعات ادبی، مانند «صورت مساله» معماری از اواسط دهه ۱۹۷۰ تا اواخر دهه ۱۹۸۰ مورد توجه بسیاری قرار گرفته بود. آنها از اولویتهای عملی معماری، دست به ساخت گزیده‌هایی زدند كه آنها را می‌توان با ارزش هنری‌شان به عنوان قطعات ادبی تلقی كرد. 
فضا جایی است که در آن زندگی می کنیم یا جایی که در خیال خود می پرورانیم. فضا خیال و خیال فضا است . هر چیزی که انسان به آن فکر می کند و یا در خیال خود می پروراند دارای فضایی است . فضا وجود مادی ندارد ولی این قابلیت را دارد که در وجود خود عناصری مادی و یا معنوی را جای دهد . انسان تنها زمانی قادر است حالتی خاص، مثلاً ناراحتی یا خوشحالی را به فردی دیگر منتقل نماید که فضایی غمگین یا شاد ایجاد کرده باشد و این فضا نیز توسط دیگران قابل درک باشد . 

باید نکته ای را در اینجا ذکر نمود : « فضا جایی نیست که اشیاء در آن حضور پیدا می کنند بلکه وسیله ای است که به واسطۀ ذات خود زمینه حضور اشیاء را در خود فراهم می سازد . » برای درک این مفهوم کافی است به این نکته توجه داشته باشیم که فضا عنصری غیر مادی است ولی دارای ذاتی خاص ، که می تواند اشیاء را در خود جای دهد . یا می توان به این صورت گفت که این اشیاء نیستند که فضایی را شکل می دهند ، بلکه این ذات فضاست که اشیائی خاص را در خود جای می دهد و به آنها شکل و شمایلی خاص می بخشد .
حال می خواهیم از تعاریف و توضیحات فوق استفاده نماییم و به تعریفی از فضا در شعر و معماری برسیم تا بتوانیم از پس آن شباهتها و تفاوتهای این دو را بررسی کنیم .

 شعر و فضای آن :
 در پیش در آمد این گفتار ذکر کردیم می توان فضا رابه عنوان وسیله ای در نظر گرفت تا انسانها از طریق آن عواطف ، احساسات ، تفکرات و ا ندیشه های خود را به دیگران منتقل نمایند . تا انسانی نتواند فضای ذهن خود را که در قالب تفکر یا احساسی خاص به وجود آمده است به تصویر بکشد هیچ فرد دیگری نمی تواند آن را درک نماید . تمامی هنرها وجود خود را از طریق ایجاد فضا به دست آورده اند . فضایی که هنرمندی با نگرشی خاص نسبت به دنیای پیرامون خود آن را خلق کرده است . 

شاعر کیست و شعر چیست ؟ شاعر هم فردی مثل سایر انسانهاست . او در زندگی خود به نگرشی خاص می رسد . او می خواهد سایرین را از این نگرش آگاه کند بنابران نیاز دارد تا فضایی را ایجاد نماید .
شعر ، فضای اوست . و شعر در خود کلماتی منظوم ، دارای وزن و ریتم را جای داده است . 
فرو داشت دست از کمربند اوی
تهمتن چنان خیره مانده بدوی

دو شیر اوژن از جنگ سیر آمدند 
تبه گشتهو خسته و دیر آمدند 

دگر باره سهراب گرز گران 
ز زین برکشید بیفشرد ران
 
بزد گرز و آورد کتفش به درد 
بپیچید و درد از دلیری بخورد

بخندید سهراب گفت ای سوار 
بزخم دلیران نهی پایدار

شعری که در بالا آورده شد گوشه ای از نبرد رستم و سهراب در شاهنامه فردوسی بود . هدف فردوسی ایجاد فضایی بوده که نحوۀ نبرد این دو را به تصویر بکشد . فضایی که او در خیالش به آن شکل داده به گونه ای بسیار زیبا در شعرش به تصویر در آمده است . کلمات در شعر او به واسطه فضایی که در ذهن او بوده است به این شکل آمده اند . و این دقیقاً همان نکته ای است که در پیش درآمد این گفتار ذکر کردیم . این کلمات نیستند که فضای شعر فردوسی را بوجود آورده اند بلکه این فضای شعر اوست که کلماتی اینچنین را طلب می کند .
تمامی شعرا شعر می گویند و نگرش خاص خود را از طریق فضای شعر خود به دیگران منتقل می نمایند . و چون انسانها دارای قالبهای فکری مختلف می باشند هر کدام نگرشی خاص به خود را دارند . نتیجۀ این امر ایجاد زبانهای گوناگون در شعر است که هر کدام تنها مختص به یک فرد می باشد و به راحتی می توان آنها را از هم تمیز داد. 


به نام خداوند جان و خرد 
کزین برتر اندیشه بر نگذرد 

بشنو از نی چون حکایت می کند 
و ز جدایی ها شکایت می کند 

الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها 
که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها 

اهل کاشانم . 
روزگارم بد نیست . 
تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی . 

در مورد شعر هر شاعر می توان گفت ، فضایی خاص به خود را برای مخاطب پدید می آورد . فضایی که زمینه بروزش را در ذهن مخاطب و به شکل خیالی در خاطر وی به دست می آورد . در اصل فضای شاعر به شکل خیال برای مخاطب قابل درک است و مخاطب نمی تواند آن را به صورت بصری درک کند . 
البته درک فضای مورد نظر تمامی شعرا به راحتی برای تمامی افراد میسر نیست . زیرا همانطور که ذکر شد فضای شاعر به شکل خیال در ذهن مخاطب بروز می کند . و مخاطبی که شعری را می خواند دارای سطحی خاص از اطلاعات و دانش می باشد ، در اینجا این احتمال وجود دارد خیال وارد شده در مخاطب سطحی یا عمقی باشد ، که در هر صورت ممکن است با فضای مورد نظر شاعر در شعرش تفاوت داشته باشد . 

آنکس که به دست جام دارد
سلطانی جم مدام دارد
آبی که خضر حیات از او یافت
در میکده جو که جام دارد
فضا در معماری
فضای معماری نیز به وجود آمده است ؛ تا علایقی خاص ، احساساتی ناب وب تفکری برتر را به تصویر بکشد . فضای معماری فضایی کالبدی است که به صورت بصری قابل درک می باشد . گرچه همیشه این امکان وجود دارد یا شاید هدف برخی از فضاها در معماری اینچنین بوده است ؛ که فکر را به سویی خاص و به فضای خیالی دیگری معطوف نمایند . نظیر آنچه که در باغ ایرانی مشاهده می کنیم که هدف آن فرار از فشارها و روزمرگیها و سوق دادن فرد به سوی زیبایی های طبیعت و در نهایت به تصویر کشیدن بهشت بوده است .
معماری یعنی خلق و ساماندهی فضاها ، فضاهایی که ممکن است هر کدام القا کننده حالتی خاص در مخاطب خود باشند . منتهی مسئله ای که در مورد درک از فضاهای معماریمهم می نماید این نکته می باشد که بیشترین درک از فضای معماریبه وسیله چشم صورت می گیرد البته نقش سایر حواس هم در درک برخی از فضاها اهمیت دارد .
معمار یک بنا ایده ای خاص را در سر می پروراند و برای اینکه بتواند این ایده را به تصویر بکشد نیاز به خلق فضا دارد . و این فضای اوست که تعیین می کند کدام دیوار از چه نوع مصالحی  به چه رنگی در کجای فضای او ظاهر شود . شاید خیلی از مردم به غلط این برداشت را داشته وباشند فضای معماریرا دیوار ها ، ستونها و سقفهایی که محصورش کرده اند به وجود آورده است . در صورتی که این برداشت نسبت به فضای معماریکاملاً غلط می باشد چون همانطور که در پیش درآمد ذکر شد این ماهیت فضاست که تعیین می کند کدامین عنصر در کجا قرار گیرد .
معمار می خواهد فضایی خاص را با هدفی خاص خلق کند ؛ مثلا در مساجد ، او فضایی را شکل می دهد که احساس تقدس ، توحید و هرآنچه که انسان را به خالق خود نزدیک تر می کند در ذهن مخاطب رسوخ کند . نظیر مسجد شیخ لطف الله درمیدان نقش جهان اصفهان که حتی فردی مسیحی نیز آنجا احساس تقدس و سبکی روح می کند و این امر به دلیل فضای خاص خلق شده در آن مسجد است .
آنچه که می توان در مورد فضای معماری به اختصار بیان نمود به شرح زیر می باشد :
– فضای معماریفضایی کالبدی است و از طریق بصری درک می شود
– فضای معماریهدفی خاص را دنبال می کند که القاء هدف آن در تمام افراد جامعه و در سطوح فکری مختلف تقریباً یکسان می باشد . ( نظیر مسجد شیخ لطف الله  )
– فضای معماریفضایی است که در دل خود عناصری مادی را جای داده است .
– فضای معماری دارای روح است و در ذهن انسان رسوخ می کند و خیالاتی خاص را پدید می آورد .

_بافت و شناسه

بافت عناصر ، تصویری از تداوم وگستره ای است که تا بینهایت امتداد می یابد . و هر عنصر نیز دارای مکانی محدود و محصور می باشد ، که به نوعی کلیت وجود آن درک می شود . به بیان ساده تر بافت یک پس زمینه حاصل از تکرار و تداوم عناصری هم خانواده می باشد . برای نمونه لباسهایی که می پوشیم دارای بافتی خاص به خود است . ممکن است در هر بافتی عناصر شاخص خود نمایی کنند که به این عناصر شناسه می گویند برای مثال در بافت پارچه ای به رنگ زرد گلهایی به رنگ قرمز به صورت شناسه خود نمایی می کنند . 
هر شناسه ای وجود خود را مدیون یک بافت است . تا بافتی نباشد شناسه ای هم وجود نخواهد داشت . در اصل شناسه جزئی از یک بافت است که به دلایلی خاص بروز و نمود پیدا می کند و می تواند خاصیتهای فرهنگی ، معنوی و اندیشه ای یک بافت را به بهترین شکل و کوتاهترین زمان به تصویر درآورد .
 شناسه در مقابل بافت خود حجمی بسیار کوچک را اشغال می نماید ولی قادر است معانی بسیار عظیمی را در خود جای داده و به نوعی معرف خاصیتهای موجود در بافت خود باشد .
 برای رسیدن به درک درستی از بافت و شناسه ، در این مقطع به سراغ این مفاهیم در شعر و معماری می رویم و در هر مورد مسئله را با مثالهایی پیگیری می نماییم . 

 بافت و شناسه در شعر : 

بشنو از نی چون حکایت می کند 
وز جداییها شکایت می کند 
کز نیستان تا مرا ببریده اند 
از نفیرم مرد و زن نالیده اند
 سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من بهر جمعیتی نالان شدم 
جفت خوش حالان و بد حالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من 
از درون من نجست اسرار من 
سر من از نالۀ من دور نیست 
لیک چشم و گوش را آن نور نیست 
تن زجان و جان زتن مستور نیست 
لیک کس را دید و جان دستور نیست 
آتش است این بانگ نای و نیست باد 
هرکه این آتش ندارد نیست باد 
آتش عشق است کاندر نی فتاد 
جوشش عشق است کاندر می فتاد 
نی حریف هرکه از یاری برید
پرده هایش پرده های ما درید 
همچو نی زهری و تریاقی که دید
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید
نی حدیث راه پر خون می کند 
قصه های عشق مجنون می کند
 محرم این هوش جز بی هوش نیست
مرزبان را مشتری جز گوش نیست 
گر نبودی نالۀ نی را ثمر
نی جهان را پر نکردی از شکر
در غم ما روزها بی گاه شد 
روزها با سوزها همراه شد
 روزها گر رفت گو رو باک نیست 
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست 

شاعری همچون مولانا هزاران بیت شعر سروده است که هر کدام ماهیت و مرتبت خاص به خود را دارند ولی نی نامۀ وی همچون گوهری در اشعار او می درخشد . تعداد زیادی از مردم مولانا را به واسطه همین مثنوی می شناسند . مولانا در این مثنوی در ابیاتی نسبتاً محدود خودش را به تصویر کشیده است . نی نامه همچون شناسه ای در بافت اشعار وی خود نمایی می کند . و در آن نی به عنوان شناسه قابل درک است.

بشنو از نی چون حکایت می کند 

همچو نی زهری و تریاقی که دید

همچو نی دمساز و مشتاقی که دید

نی حدیث راه پر خون می کند
 
نی خود مولانا است و مولانا به دلایلی خود را به نی تشبیه کرده است . زیرا نی خواصی دارد که می تواند گویای حال و اندیشه های مولانا باشد . 
نی زرد رنگ است و نشان از زردی روی عاشق در رسیدن به معشوق خود دارد و این زردی به دلیل ریاضتهای جسم و روح عاشق در راه رسیدن به معشوق خود می باشد : 
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید

در وجود نی سوختگیهایی دیده می شود که نشان دهنده مرارتهای راه عشق بر تن عاشق هستند : 

نی حدیث راه پر خون می کند 
نی از خود حرفی ندارد تادر او ندمند آوازی نمی خواند نشان از اینکه عاشق به واسطه دمیده شدن نفس معشوق در جان خود سر به آواز بر می آورد : 
با لب دمساز خود گر جفتمی همچو نی من گفنی ها گفتمی نی دارای ۷ بند است که نشان از ۷ مرتبت وادی عرفان دارد.
ملاحظه می شود مولانا وجود خود را در یک کلمه که از دو حرف تشکیل شده است به بهترین نحو به تصویر کشیده است . نی نامه داستان زندگی مولاناست و نی خود اوست . در اصل او از تعداد کلمات کاسته و به بار معنایی آنها افزوده است ؛ نکته ای که زمیه ساز به وجود آمدن یک شناسه در هر بافتی و در هر هنری خواهد شد .و نی شناسه بافت اشعار مولاناست .
بافت و شناسه در معماری : 

بافت و شناسه در معماری نیز بی شباهت به بافت شناسه در سایر هنرها نیست . برای درک بهتر این مسئله مثالی را مورد بررسی قرار می دهیم . شهر یزد را می توان به عنوان بهترین نمونه در این زمینه به میان آورد . 
یزد شهری دارای بافت تاریخی متمایز است و این بافت از ساخت خانه ها ، مساجد و سایر فضاها شکل گرفته است . بافتی یکدست به رنگ خاک که در آن فضایی همچون مسجد جامع خود نمایی کرده و خود را به صورت شناسه ای در داخل بافت مطرح می کند . وقتی بنایی همچون مسجد در بافتی خاص و به این شکل به صورت شناسه ظاهر می شود نشان از اعتقادات دینی و مذهبی ساکنان آن دیار دارد . مسجد جامع یزد به واسطه دلایلی در جایگاه یک شناسه شهری خود نمایی می کند که می توان برخی از این دلایل را به شرح زیر بیان نمود : 
– تغییر در تناسبات : ابعاد بزرگتر این بنا در سه بعد طول ، عرض و ارتفاع در مقایسه با سایر بناها باعث خودنمایی بیشتر بنا شده و آن را به صورت یک شناسه مطرح می نماید .

– تغییر در رنگ و انعکاس : خاک به عنوان عمده ترین ماده ساختمانی در ساخت بناهای یزد به کار ر فته است ؛ اسکلتی از خشت که به وسیله کاهگل اندود شده است . بنابراین بافتی به رنگ خاک دارد و در خاک نیز انعکاس کمی به چشم می خورد . ولی گنبد کاشی کاری شده با کاشی های رنگی و انعکاس نور آن به واسطه لعاب کاشی ها ، مسجد را به عنوان شناسه ای بی بدیل معرفی می نماید . 
– استفاده از عناصر معماری : استفاده از گنبد و نیز سردری با تناسباتی اینچنین خود گویای شناسه بودن این بنا است . همه مسجد جامع یزد را به واسطه سردر ورودی آن می شناسند . 
حال می دانیم مسجد جامع یزد به عنوان شناسه در بافت شهری یزد خود نمایی می کند . و در درون مسجد جامع نیز دو عنصر گنبد و سردرورودی خود را به عنوان شناسه مطرح می نمایند . ولی همانطور که در قسنمت ذکر شد شناسه از حجم کاسته و به معنا می افزاید . حال این دو عنصر چه معنایی در دل خود نهفته دارند . 
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
ICU – معماری و عملکرد فضاها تجهیزات پزشکی تاسیسات مکانیکی تاسیسات الکتریکی
استاندارد برنامه ريزي و طراحي بيمارستان ايمن ……………………………………………………معماري- بخش ICU – كليات، حدود و دامنه كاربرد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي- دفتر مديريت منابع فيزيكي و مجري طرح هاي عمراني ۱-۲- كليات، حدود و دامنه كاربرد ۱-۱-۲- تعريف و عملكرد بخش ، ارائه خدمات درماني به بيماران با وضـعيت بحرانـي و وخـيم اسـت كـه نيازمنـد ١ عملكرد بخش مراقبت هاي ويژه (ICU) پشتيباني ويژه، سطوح بالاي مراقبت هاي پرستاري، تجويز دارويي و درمان هاي پيچيده حياتي است. منظـور از بيمـاران بـا وضعيت بحراني و وخيم، افرادي هستند كه تحت عمليات درماني تهاجمي (عمل جراحي) يـا شـرايط غيـر تهـاجمي خـاص (داخلي) قرار گرفته و نيازمند مراقبت هاي ويژه هستند . كليه خدمات اين بخش به صورت ويژه و توسط رده هاي مختلف كاركنان بيمارستان از هنگام پذيرش تا هنگام ترخيص ارائه مي شود. اين خدمات توسط گروه پزشكي متخصص، گروه پرستاري، گروه بهداشت و كنترل عفونت، گروه آموزش، گروه اداري و گروه پشتيباني انجام مي گردد كه به شرح زير هستند : پزشكي گروه -۱ -۱-۱ -۲ مسئوليت معاينه، تشخيص و درمان بيماران بر عهده پزشكان متخصص بخش است كه تحت نظر مدير بخش انجام وظيفه مي كنند. اين گروه در زمان هاي اضطراري و يا ساعات معيني از روز با حضور سرپرستار، بيماران را مورد معاينه قرار مي دهد. همچنين انجام اموري از قبيل تجويز دارو و خوراك بيماران، دستور موارد تشخيصي مانند راديوگرافي، آندوسكوپي و ساير آزمايشات پزشكي، دستور انتقال و ترخيص بيماران و همچنين تشكيل شوراي پزشكي از وظايف گروه پزشكي بخش است. تكنسين هاي پزشكي از بخش هاي تشخيصي و درماني به اين بخش مراجعه كرده و تحت نظر سرپرستار يا پرستار، مسئوليت برخي خدمات از قبيل گرفتن نمونه هاي خون، ادرار، بافت و غيره و يا انجام امور راديوگرافي، فيزيوتراپي و … را به عهده دارند. پرستاري گروه -۲ -۱-۱ -۲ اين گروه مسئوليت مراقبت و ارائه خدمات به بيماران بخش را بر عهده دارد. هر گروه پرستاري تحت نظر سرپرستار بخش است و هر عضو از آن داراي وظايف مخصوص به خود است كه شرح اين وظايف توسط مديريت كل پرستاري و مطابق با سياست هاي داخلي هر بيمارستان تعيين مي گردد. 
  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر

قیمت : ۳۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۶    کد محصول : ۱۸۸۳۱    حجم فایل : ۶۲ کیلوبایت   

عنوان مقاله: راکت فضایی

فهرست مطالب این مقاله که در قالب فایل word تقدیم حضورتان می گردد به شرح زیر است:

● تاریخچه
● مختصري درباره‌ي پيش‌ رانش (جرم عكس العملي)
● فيزيك راكت 
الف) قانون اول نيوتن (اينرسي)
ب) قانون دوم نيوتن (ممنتم)

ج) قانون سوم نيوتن (عمل و عكس‌العمل)سناریوی توپ بیسبال در فضا
● نیروی پرتاب 
● پارامترهاي مؤثر در عملكرد راكت
۱) نیروی تراست (Thrust)

۲) ضربه مخصوص (Specific Impulse)
۳) نسبت جرم (Mass Ratio)
● فنون پيش‌رانش
۱) انبساط ترموديناميكي
۲) پيش‌رانش الكتریکی
● سوخت های راکت
● راکت های سوخت مایع

● راکتهای سوخت جامد

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد و بهره کافی را از مطالب آن ببرید.
 


عتیقه زیرخاکی گنج