• بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بهترين راه شناسايي يك پديده، مطالعه‌ي فرانگر و بررسي در محمل‌هاي گوناگون است. شناخت همه‌جانبه و كشف فلسفه‌ي ازدواج نيز ميسّر نمي‌باشد، مگر در پرتو تطبيق و مقايسه. يكي از ابعاد مؤثر و حايز اهميت اين تطبيق، مقايسه‌ي ازدواج در دو آيين آسماني اسلام و مسيحيت است. از اين رو نوشتار حاضر، به بررسي تطبيقي علل و چرايي، جايگاه و اهداف ازدواج در اسلام و سپس در مسيحيت مي‌پردازد و در آخر يافته‌هاي حاصل را مورد مقايسه قرار مي‌دهد. مهمترين دستاورد اين تطبيق عبارت است از اين‌كه هر دو آيين، تنها راه مشروع تأمين نياز جنسي، ايجاد نسل پاك و تأمين محبت را در پرتو ازدواج و خانواده مي‌دانند؛ با اين تفاوت اساسي كه رهبانيت و تجرد نسبت به ازدواج در آيين مسيحيت از جايگاهي ويژه برخوردار است؛ در حالي كه در دين مبين اسلام، تجرد و رهبانيت امري كاملاً مردود است و برخلاف مسيحيت عامل تقرب به خداوند محسوب نمي‌شود؛ بلكه اين ازدواج است كه زمينه‌ساز تكامل و تقرب الهي خواهد بود.
كلام خداوند و سخن وحي نه تنها با پيام و محتواي عالي و نغز خود راهنماي حق جويان و حقيقت‌طلبان است، بلكه در ارائه‌ي حقايق آييني و معرفي راه و روش نيز راهنمايي بي‌بديل و بي‌همتا است. يكي از روش‌هاي قرآن در اعطاي بصيرت و ايجاد بينش، مقايسه‌ي دو سوي موضوعات است. آن‌گاه كه قرآن آگاهان را در برابر جاهلان قرار مي‌دهد و استفهام معرفتي ارائه مي‌نمايد، همين شيوه از بصيرت‌آفريني را به كار مي‌گيرد: «هل يستوي الذين يعلمون و الذين لايعلمون»(زمر، ۹) هم‌چنان‌كه با مقايسه‌ي نابينا و بينا و اهل ايمان و عمل صالح با انسان بدكار «و ما يستوي الاعمي و البصير و الذين امنوا و عملوا الصالحات و لا المسئ» (غافر، ۵۸) روشي ديگر جهت نيل به علم و معرفت را به آدميان مي‌آموزد و در پرتو تطابق و تناظر، حوزه‌هاي ناگشوده‌ي معرفت را به روي انسان‌ها مي‌گشايد.
مطالعه‌ي تطبيقي در كنار ديگر روش‌هاي مطالعه، از جايگاه ويژه و منحصر به فردي برخوردار است. روي آورد مستقيم در شناخت يك پديده و بررسي يك مسئله، محقق و مخاطب را از آگاهي نسبت به ابعاد متعدد موضوع محروم كرده و هر دو را به سطحي‌نگري مبتلا مي‌نمايد و در نهايت به از دست دادن فهم عميق مي‌انجامد وليكن مطالعه‌ي مقايسه‌اي و تطبيقي، محقق و مخاطب را از حصرگرايي رها ساخته و ابعاد ناپيداي موضوع مورد نظر را در خلال مقايسه فرا روي وي مي‌گشايد.
ازدواج در اسلام
الف- فلسفه ازدواج در اسلام
از ديدگاه اسلام، ماهيت ازدواج يك قرارداد و پيمان با شرايطي ويژه است. (رك. نجفي، ۱۳۶۵: ج۲۹، صص۸-۵) اين پيمان و قرارداد افزون بر اين‌كه از استحكام خاص برخوردار است، «ميثاقاً غليظاً» (نساء، ۲۱) داراي يك ارزش و منزلت الهي و خدايي ويژه مي‌باشد و در سطح ديگر قراردادهاي اجتماعي قرار نمي‌گيرد تا صرفاً از قواعد عمومي آن قراردادها پيروي كند. شايد بتوان گفت: قويترين پيمان و مقدس‌ترين قرارداد است كه آدمي با اعتماد به آن، والدين و خواهر و برادر خود را رها كرده و راضي مي‌شود با فردي كه شناخت زيادي از وي ندارد، هم پيمان شود و همه‌ي دارايي خود را با او به مشاركت گذارد. گويا به همين جهت است كه در روايات از اين قرارداد به «قلاده» تعبير شده و هشدار داده شده است كه متوجه باشيد عنان اختيار خود را به دست چه كسي مي‌دهيد. (رك. الحرالعاملي، ۱۴۰۳ق: ج۱۴، ص۱۷) و چه كسي را كنار خود قرار مي‌دهيد و شريك مال و دين و اسرار خويش مي‌سازيد. (همان: ص۱۴)
اينك بايد ديد كه اسلام اين پيمان وثيق را به چه قصدي پي مي‌ريزد و بر آن اهتمام مي‌ورزد؟ ليكن قبل از بيان علل و فلسفه ازدواج، ذكر يك نكته ضروري است و آن تفاوت «فلسفه و چرايي» با «هدف يا اهداف» است كه اين دو چه سان در اين بحث از يكديگر منفك شده‌اند؟ مقصود از هدف، وضعيت مطلوبي است كه به طور آگاهانه سودمند تشخيص داده شده و براي تحقق آن تلاش مي‌شود (اعرافي، ۱۳۷۶: ص۵) ولي در «علت يا فلسفه» نسبت به انتخاب آگاهانه، تلاش هدفمند و تأثير اراده‌ي انساني در تحقق آن هيچ توجهي نيست؛ يعني علت وقوع يك پديده مي‌تواند عاملي غير انساني باشد؛ ولي اهداف هميشه با اراده نيرويي انساني و هدفدار محقق مي‌شود. در اين نوشتار نيـز اهـداف ازدواج با تـلاش انسان‌هـايي كه ازدواج نموده‌انـد فـراهم مي‌شـود و بايد اين‌چنين باشد؛ در حالي كه وقتي از علل تشريع ازدواج سخن گفته مي‌شود، توجهي به اراده‌ي انساني در تأمين آن‌ها نمي‌باشد؛ به عنوان مثال چه بخواهيم و چه نخواهيم فلسفه‌ي ازدواج، پاسخ به نداي فطرت و تأمين آرامش است.
ب- اهميت و جايگاه ازدواج در اسلام
۱- محبوبيت ازدواج نزد خداوند
ازدواج از منظر اسلام بسيار پسنديده و مطلوب است و از منظر فقه اسلامي، عملي مستحب و چه بسا مستحب موكد و در برخي موارد واجب شمرده مي‌شود (مشكيني، ۱۳۶۶: ص۱۰) و مانند هر عمل مستحب بر انجام آن ثواب و پاداش دنيوي و اخروي مترتب مي‌شود؛ چرا كه مورد طلب و درخواست الهي واقع شده است: «وانكحوا الايامي منكم و الصالحين من عبادكم و امائكم ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله و الله واسع عليم» (نور، ۳۲) هر عملي كه مورد درخواست اولياي دين واقع شود، نشان از فضيلت و رجحان آن عمل در ديدگاه اولياي دين دارد و از مطلوبيت ذاتي آن عمل حكايت مي‌كنـد. لذا در منظر اسلام، ازدواج عملي مطلوب درگاه الهي و مستحب موكد شمرده مي‌شود و انجام دهنده‌ي آن مستحق ثواب و پاداش الهي است.
۲- ازدواج، پيماني مقدس
در حالي‌كه براي بيان اهميت ازدواج، مطلوبيت ذاتي و الزام استحبابي آن در اسلام كفايت مي‌نمايد، اما قداست ويژه آن در بارگاه الهي خود شاهد ديگري بر اين اهميت و جايگاه خاص است. به بياني ديگر، افزون بر الزام الهي در ازدواج كه خود به صورت غير مستقيم از اهميت ازدواج حكايت مي‌كند، در برابر برخي مكاتب و مذاهب كه با نگاهي حيواني، دنيوي و فرو افتاده به ازدواج مي‌نگرند و فضيلت انساني را در ترك ازدواج مي‌جويند، اسلام براي ازدواج جايگاهي قدسي قائل است. اسلام ازدواج را از مجموعه‌ي رفتارهاي برخاسته از شهوت و تمايلات حيواني خارج نموده و در پايگاه قدسي خاص، آن را معركه‌ي فضيلت‌جويي معرفي مي‌نمايد و به انسان‌ها توصيه مي‌كند كه فضائل را در اين وادي جستجو كنند. لذا ازدواج را موجب آباداني خانه‌ها مي‌داند و مي‌فرمايد: هيچ چيزي نزد خدا محبوب‌تر از خانه‌اي كه با ازدواج آباد مي‌شود، نيست: «ما من شيء احب الي الله من بيت يعمر بالنكاح» (الحرالعاملي، ۱۴۰۳ق: ج۱۴، ص۸)
افزون بر روش‌هاي فوق، اسلام در مقام بيان اهميت ازدواج، از دريچه‌هاي مختلف به آن نگاه مي‌كند و بر اساس نقشي كه براي ازدواج قائل است، اهميت و جايگاه آن را گوشزد مي‌نمايد. بنابراين، بر پايه نقش‌هايي كه اسلام براي ازدواج در نظر گرفته است، اهميت ازدواج مشخص مي‌شود.
۳- ازدواج، فضيلت بخش عبادت‌ها و اعمال
در اسلام، افزون بر اين‌كه ازدواج خود عملي ارزشمند و مورد پسند خداوند تلقي مي‌شود، بلكه موجب ارزشمند‌ي ديگر اعمال و به خصوص عبادات افراد نيز خواهد بود؛ يعني ازدواج سبب مي‌شود عبادت فرد متأهل از فضيلت برتري نسبت به فرد مجرد برخوردار باشد. اين برتري گاه بدان مرتبه مي‌رسد كه هفتاد ركعت نماز انسان مجرد نمي‌تواند با دو ركعت نماز انسان متأهل برابري كند: «ركعتان يصليهما المتزوج افضل من سبعين ركعة يصليها اعزب» (همان: ج۱۴، ص۶، ح۱) و حتي اگر فرد مجرد تمام شب‌ها به نماز و روزها را به روزه مشغول باشد، باز هم نمي‌تواند در فضيلت با دو ركعت نماز شخص متأهل هم‌ترازي كند: «الركعتان يصليهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب يقوم ليله، و يصوم نهاره…» (همان: ص۷، ح۴) در برخي تعابير شخص متأهلي كه خوابيده است، فقط به عنوان اين‌كه متأهل است بر انسان مجردي كه روزه‌دار و نمازگزار است، برتري دارد، «المتزوج النائم افضل من الصائم القائم العزب.» (قمي، ۱۴۰۳ق: ج۱، ص۵۶۱)
۴- ازدواج، مايه بركت و موجب خير
از جمله تعابير رسا و نغز اسلام در بيان اهميت ازدواج، همانا بيان ثمرات و فوايد مادي و معنوي مترتب بر آن است. با اين روش، هم جايگاه ازدواج را نزد خداوند بيان مي‌كند و هم انسان‌ها را به انجام آن ترغيب مي‌نمايد. بر همين اساس، در مكتب اسلام، ازدواج مايه‌ي فزوني رزق و روزي و سبب زيادي ثروت معرفي شده (همان: صص۲۵-۲۴، ح۳؛ عندليب، ۱۴۲۲ق: ص۱۹۰) و موجب به تاخير افتادن مرگ و بلندي عمر، دانسته شده است. (مجلسي، ۱۴۰۳ق: ج۵، ص۳۱۱) به هنگام ازدواج ابواب آسمان گشوده و رحمت الهي به زمين فرو مي‌ريزد.
۵- ازدواج، سيره‌ي عملي انبيا و اولياي دين
همان‌گونه كه در بين انسان‌ها مرسوم است، از جمله راه‌هاي نشان دادن اهميت يك عمل و ترغيب مردم به انجام آن به عنوان يك الگوي اجتماعي، انجام آن عمل توسط انسان‌هاي برجسته و شاخص آن جامعه همانند معلمان، مربيان، متوليان و حاكمان است. در اين‌جا هم اسلام براي بيان جايگاه ازدواج و ترغيب مردم به آن، اعلام مي‌كند كه ازدواج سيره و روش اوليا و انبيا است. اگر شما مي‌خواهيد در زمره‌ي ائمه هدي و حضرات معصومين(ع) باشيد، پس همانند آن‌ها عمل كنيد و به آن‌ها تأسي نماييد. از اين رو، در دين اسلام، پيامبر اين آيين حنيف، به مسلمانان گوشزد مي‌نمايد كه اگر دوست داريد، پيرو سنت و مرام من باشيد، ازدواج كنيد و توجه داشته باشيد كه اگر از ازدواج روي گردانيد، نمي‌توانيد از پيروان آيين من باشيد: «فان التزويج سنة رسول الله (ص) فانه كان يقول من كان يحب ان‌يتبع سنتي فان من سنتي التزويج» (الحر العاملي، ۱۴۰۳ق: ج۱۴، ص۳، ح۶) و در كلامي ديگر با صراحت بيشتر ازدواج را سنت خويش قرار داده و ترك آن را خروج از دايره‌ي سنت نبوي بيان فرموده‌اند: «النكاح سنتي فمن رغب عن سنتي فليس مني» (مجلسي، ۱۴۰۳ق: ج۱۰۳، ص۲۲۰) در برخي تعابير اين اهتمام آن‌قدر شدت پيدا مي‌كند كه پيامبر خدا مي‌فرمايد: «هر كه مي‌خواهد بر فطرت من (دين فطري) باشد، بايد طبق سنت من رفتار كند، يكي از سنت‌هاي من ازدواج است.» (مشكيني، ۱۳۶۶: ص۲۱) گويا ازدواج نكردن برابر با خروج از فطرت و دين رسول خاتم(ص) است.

عتیقه زیرخاکی گنج