• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فقر را می توان به غده یی سرطانی تشبیه کرد که اگر به موقع درمان نشود، تمام پیکره ی جامعه را دربر می گیرد و از پای در می آورد. به رغم دیدگاه های مختلفی که در طول تاریخ درباره ی علت پیدایش فقر و شیوه ی رویارویی با آن وجود داشته است، امروزه محرومیت زدایی یکی از اهداف همه ی نظامها و مکاتب شمرده می شود؛ هر چند درباره ی راه رسیدن به آن اختلاف وجود دارد. 
اسلام، چون دیگر ادیان الهی، به این مسأله اهمیت بسیار داده و بر ریشه کن کردن فقر و تأمین رفاه عمومی، به عنوان یک هدف اقتصادی، تأکید کرده است.»
دکتر سعید فراهانی فرد عضو هئیت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و سردبیر فصلنامه اقتصاد اسلامی است. تحصیلات دانشگاهی وی دکترای اقتصاد است و درس خارج فقه را نیز در کارنامه تحصیلات حوزوی خود دارند. 
تألیف کتاب «نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اسلام» یکی از چند صد کتاب منتشر شده توسط کانون اندیشه جوان است که در سال ۱۳۷۸ توسط دکتر فراهانی فرد به رشته تحریر درآمده است. در این کتاب به مباحثی چون عوامل فقر، درمان فقر و پیشگیری از آن، بررسی علل عقب ماندگی مسلمانان و … پرداخته شده است. 
گفت و گوی زیر، با دکتر فراهانی فرد در خصوص کتاب مذکور است. 
به چه دلیل به موضوع فقر و فقرزدایی علاقه مند و نسبت به تألیف این کتاب با محوریت «فقر از دیدگاه اسلام» اقدام نمودید. 
زمانی که در حوزه تحصیل می کردم و در خدمت اساتید بودم، محور اساسی مطالعاتم شامل مباحث حوزوی بود. از سوی دیگر به لحاظ تحصیلات دانشگاهی در رشته اقتصاد و بررسی و مطالعه در این زمینه به نظرم رسید یکی از مهم ترین مشکلات مطروحه برای نسل جوان، بحث فقر است. در تألیف این کتاب به پدیده فقر از دیدگاه اسلام توجه نموده و تلاش کردم با توجه به اندیشه ها و آموزه هایی که در مکتب اسلام برای برخورد با این پدیده وجود دارد و همچنین استفاده از مطالعات حوزوی – بالاخص موضوع شناسی در مواضع اقتصادی- و سایر مطالعات قبلی به این موضوع به شکل عمیق تری بپردازم. 
شما در این کتاب «فقر» را از چندین منظر بررسی کرده اید. لطفاً در این رابطه توضیح بیشتری بفرمایید. 
با توجه به اینکه کتابهای کانون اندیشه جوان به صورت خلاصه و مفید به نگارش درمی آید سعی کردم بحث خیلی مفصل نباشد و به همین منظور کتاب را در ۵ فصل پی ریزی نمودم. 
فصل اول یا کلیات که دارای چند بخش است. در بخش اول، ماهیت فقر و مفهوم ذهنی که از فقر داریم تبیین شده است. زیرا احساس کردم شبهات و مشکلاتی برای نسل جوان در ارتباط با معنای فقر وجود دارد. ضمن اینکه فقر را از نگاه اهل لغت، اهل تفسیر، فقها، فلاسفه و عرفا بررسی کردم، بدلیل اینکه مسأله فقر از منظر فلاسفه، عرفا یا فقها متفاوت است. به طور مثال فقر فلسفی و فقر عرفانی، معنا و مفهوم مثبتی دارد، در حالیکه فقر مورد نظر فقها و مفسرین منفی است. فقر فلسفی آن است که انسان خودش را نسبت به خداوند فقیرتر احساس و او را دارای کمال بیشتری می داند. در ادامه این بحث به اقسام فقر پرداختم. برای نمونه فقر جسمی(مثل افراد ناقص الخلقه)، فقر فرهنگی، فقر روحی، فقر اقتصادی یا مالی و …. 
در ادیان، مذاهب و مکاتب مختلف راجع به فقر دیدگاه های مختلفی وجود دارد. به دیدگاه های دین یهود، مسیحیت و نیز مکاتب سرمایه داری چون مارکسیسم و نهایتاً دیدگاه اسلام نسبت به فقر – خصوصاً فقر مالی و اقتصادی – توجه کرده و نیز به آثار فقر از جهت اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی بطور گذرا اشاره نمودم. 
در فصل دوم کتاب، عوامل فقر را تبیین کردم و اینکه چه عواملی باعث به وجود آمدن فقر می شود. در این فصل به این موضوع پرداختم که فقر اقتصادی یا مالی که افراد به آن مبتلا هستند، انتخابی یا تحمیلی است. 
فقر انتخابی می تواند مثبت یا منفی باشد. فقر انتخابی مثبت مثل اینکه دانشمندی بدون داشتن امکانات مالی برای رسیدن به دانش مجبور است سالها درس بخواند، در حالیکه شرایط مالی مناسبی ندارد، بنابراین این فرد برای رسیدن به کمال در علم و دانش آگاهانه فقر را انتخاب کرده است. مورد دیگر حضرت خدیجه(س) است. ایشان با اینکه ثروتمندترین بانوی عربستان بود، اما بدلیل اعتقادی که داشت فقر را انتخاب کرد. 
از طرفی ممکن است مسبب فقر انتخابی منفی که گریبانگیر بسیاری از جوانها و بعضی از قشرهای جامعه شده، خود آنها باشند. مثلاً به دلیل تنبلی و اینکه زمانی که فرد می توانسته آموزشی ببیند تنبلی کرده و بعدها به صورت طبیعی آثار تنبلی به شکل فقر بر او نمایان می شود، یا شخصی که برنامه ای برای زندگی اش ندارد و نیز موارد معنوی مثل ارتکاب گناه، همانطور که در روایات هم داریم ارتکاب گناه باعث فقر می شود. 
فقر تحمیلی که بخشی از فصل دوم کتاب را تشکیل می دهد، آنست که فرد در به وجود آمدن آن نقشی نداشته و عوامل بیرونی باعث به وجود آمدن آن شده است، مثل عوامل طبیعی، اقتصادی، فرهنگی. از جمله مهم ترین عوامل فقر فرهنگی، مسئله خودباختگی است که اشخاص به دلیل خود باختگی سبب فقر خود شده اند. 
در فصل سوم، بحث درمان و پیشگیری فقر را مطرح نمودم و به این موضوع پرداختم که چه کنیم که جامعه یا فرد فقیر نشود و در مرحله بعد، در زمان مواجه شدن با اینگونه پدیده ها در جامعه ای که فقیر است چه باید کرد. همچنین در این قسمت بحث شناسایی فقرا آمده است و به بررسی امکانات جامعه و سیاستهایی که برای درمان فقر وجود دارد اشاره شده است. 
فصل چهارم، بحث فقر زدایی است. در یک نگاه کلان به مسأله « سرمایه گذاری در بستر رشد و توسعه اقتصادی» و با این نگاه که اکثر نظریه های اقتصادی به یکی از موارد مهم که آن « سطح فقر و ایجاد رفاه عمومی است» توجه ویژه ای دارند. نهایتاً در موقعیت های مختلف دیدگاه اسلام را نسبت به توسعه – خصوصاً به جهت سطح فقر- مطرح کردم. 
در فصل آخر به سؤالات اساسی که معمولاً در ذهن همه وجود دارد، پرداختم. سؤالاتی از قبیل اینکه چرا مسلمانان عقب مانده هستند؟ علل عقب ماندگی و به تعبیری فقر جوامع اسلامی علیرغم یک پیشینه غنی چه می تواند باشد؟ 
 
با توجه به اینکه جنابعالی در زمینه فقر، مطالعات و تحقیقات بسیاری داشته اید، لطفاً در مورد عواملی که سبب فقر مسلمانان می شوند توضیح بفرمایید. 
همانگونه که قبلاً گفته شد فقر می تواند انتخابی یا تحمیلی باشد. فقر مسلمانان هم مثل سایر جوامع از این دو مقوله خارج نیست. فقر انتخابی مثبت در جوامع اسلامی، مثل افرادی است که اهداف والایی را مورد نظر داشتند. در مورد فقر تحمیلی با نگاه کلان می توان درصدی را به تنبلی، بی برنامه بودن و عمل نکردن به ارزشهای اسلامی اختصاص داد. قبلاً گفتم ارتکاب گناه فاصله گرفتن از دین است و به اصطلاح سبب فقیر شدن قشر یا گروهی از جوامع اسلامی می شود. از طرفی برخی عوامل اقتصادی مثل توزیع ناعادلانه ثروت نیز می تواند تأثیرگذار باشد. به عنوان مثال در کشورهای اسلامی مثل عربستان – با آن همه ثروت- فقر در جامعه بیداد می کند. حتی در کشور خودمان هم بحث توزیع ناعادلانه ثروت وجود دارد. خداوند این ثروتها را به مصداق آیه شریفه« خلق لکم ما فی السموات و ما فی الارض» برای همه انسانها آفریده، اما توزیع ناعادلانه این ثروتها سبب شده که عده ای فقیر بمانند. یکی از عوامل فقر می تواند ضعف مدیریت در جوامع اسلامی باشد. 
در بحث فقر فرهنگی به موضوع «خود باختگی» اشاره می شود. متأسفانه بسیاری از خانواده هایی که در جوامع اسلامی زندگی می کنند، علیرغم داشتن پیشینه تمدن قومی، به این باور رسیده اند که هر آنچه از دانش و تخصص وجود دارد از طرف کشورهای غربی به آنها می رسد. 
در یک جمع بندی کلی می توان گفت فقر در جوامع اسلامی به فاصله گرفتن از آموزه های دینی و فقر تحمیلی که از جانب کشورهای دیگر بر ما روا شده است مربوط می شود. 
همچنین دلیل ثروتمند شدن کشورهای دیگر، زیر ساختهای اقتصادی توسط منابع طبیعی است که توسط نیروهای کار ارزان و متخصص کشورهای جوامع اسلامی و جهان سوم فراهم شده است. زمانی که این کشورها مشغول ساختن زیرساختهای اقتصادی بودند و فاصله خود را با کشورهای دیگر کم می کردند، حاکمان و مسؤولان اقتصادی و سیاسی جوامع اسلامی دچار غفلت بودند یا به عبارت دیگر اصلاً از مهره ها و عوامل کشورهای ثروتمند بودند، تا بتوانند راحت تر به غارت و یغمای کشورشان توسط استعمارگران کمک کنند. 
سؤالی که معمولاً در اذهان جوانان و دانشجویان وجود دارد این است که چرا افراد گناهکار از نظر مالی تأمین هستند ولی انسانهای باتقوا در فقر و تنگدستی به سرمی برند. پاسخ شما بعنوان مؤلف کتاب فقرزدایی از دیدگاه اسلام به این پرسش چیست؟ 
نگاه خرد و کلان به این تعبیر درست نیست. زیرا جوامع اسلامی و جهان سومی هم وجود دارد که مسلمان نبوده، اما فقیرند. افراد غیرمسلمان فقیر زیادی هم به صورت پراکنده در جهان وجود دارند. در آمریکا و کشورهای افریقایی تعداد کثیری از مردم غیر مسلمان فقیر هستند. از آن طرف مسلمانان ثروتمند زیادی هم داریم. چنین نظریه ای اصلاً قابل قبول نیست. باید نگاه کلی تری به موضوع داشت. از طرفی باید سؤال کنیم مگر می شود 
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در عصري كه پيشرفت‏هاي مادّي به اوج خود رسيده امّا معنويات كمرنگ و بي جان شده و دين داري از جوامع بشري رخت بسته، و اديان تحريف شده و يا مكاتب ساخته دست بشري جوابگوي نيازهاي بشر امروزي نيست، بشر، سخت سرخورده و نااميد شده است نااميدي از آينده‏اي روشن، نااميدي از عدالت واقعي، و رفاه حقيقي، نااميدي از آرامش و امنيّت و سلامت عاطفي و… در اين آشفته بازار تنها ديني كه به بشريّت مخصوصاً مستضعفان و محرومان جهان اميدها و نويدهاي روشني مي‏دهد، و يأس و نااميدي از آينده را گناه نابخشودني مي‏داند اسلام حقيقي يعني مذهب تشيّع است، اين مذهب، امامي را چشم به راه است كه جهان را پر از عدل و داد، علم و تكامل، امنيّت و سلامت مي‏كند و مقدم امامي را انتظار مي‏كشد كه صالحان و پاكان و مستضعفان و پا برهنه گان متدين را، حاكمان زمين قرار دهد. اين اميد و انتظار، بشريت را طراوت و زندگي مي‏بخشد.
به اعتقاد شيعه رابطه خدا و خلق پيوسته از طريق حجّت خدا و وليّ او ادامه دارد و فيض الهي با واسطه فيض جريان مي‏يابد. و در آخر الزمان با ظهور آخرين حجّت خدا، مردم از بهترين فيوضات الهي بهره‏مند خواهند شد.
«هانری كربن» استاد فلسفه و مستشرق نامدار فرانسوي شیعه مي‏گويد:
«به عقيده من مذهب تشيّع تنها مذهبي است كه رابطه هدايت الهي را ميان خدا و خلق براي هميشه نگه داشته و به طور مستمر و پيوسته ولايت را زنده و پا برجا مي‏دارد.
مذهب يهود، نبوّت را كه رابطه‏اي است واقع ميان خدا و عالم انساني در حضرت كليم ختم كرده، و پس از آن به نبوت حضرت مسيح و حضرت محمد(ص) اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع مي‏كند، همچنين مسيحيان در حضرت مسيح متوقف شده‏اند، اهل سنّت از مسلمانان نيز در حضرت محمد(ص) توقف كرده و با ختم نبوت در ايشان ديگر رابطه‏اي ميان خلق و مخلوق، موجود نمي‏دانند. تنها مذهب تشيّع است كه «نبوّت» را با حضرت محمد(ص) ختم شده مي‏داند ولي «ولايت» را كه همان رابطه هدايت و تكميل مي‏باشد بعد از آن حضرت و براي هميشه زنده مي‏داند.»(۱)
آنچه پيش رو داريد بخشي از اميدها و نويدهايي است كه در مورد دوران پس از ظهور امام زمان (عج) داده شده است، باشد كه روشناي دل مستضعفان و منتظران گردد.
اميد دهي گاه به صورت كلّي در قرآن و روايات آمده و گاه به صورت تبيين مصداق‏هاي خاص در منابع اسلامي وارد شده است.
بخش اوّل: در منابع اسلامي، آيات و روايات فراواني به صورت كلّي بشريت و مستضعفان صالح را به آينده‏اي روشن اميد و نويد داده است كه به بخشي از آن‏ها اشاره مي‏شود
الف: قرآن و اميد دهي 
۱ـ بندگان صالح وارثان زمين: قرآن كريم مي‏فرمايد:
«و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذّكر انّ الارض يرثها عبادي الصّالحون انّ في هذا لبلاغاً لقومٍ عابدين؛(۲)
ما در كتاب زبور علاوه بر قرآن مجيد(يا پس از تورات) نوشتيم كه زمين را بندگان صالح و شايسته من در اختيار خواهند گرفت، و همين براي گروه عبادت كنندگان (و آنها كه در مسير بندگي خدا گام برمي‏دارند) براي رسيدن به اهدافشان كافي است».
جالب اين است كه در كتاب «مزامير داود» كه امروز جزء كتاب عهد قديم (تورات) شمرده مي‏شود عين اين موضوع به تعبيرات گوناگون ديده مي‏شود:
از جمله: «زيرا كه شريران، منقطع خواهند شد و امّا متوكلان به خداوند وارث زمين خواهند شد، هان بعد از اندك مدتي شرير نخواهد بود… اما حكيمان وارث زمين خواهند شد»(۳)،
در بخش ديگر مي‏خوانيم «زيرا متبركان خداوند وارث زمين خواهند شد، امّا ملعونان وي منقطع خواهند شد، صديقان وارث زمين شده ابداً در آن ساكن خواهند شد»(۴)
آيه فوق به صراحت به صالحان و مستضعفان متديّن، بشارت و اميد مي‏دهد كه آينده جهان و زمين از آن آنها مي‏باشد. و امام باقر (ع) هم فرمود:
«هُم اَصحابُ المَهدِيّ في آخَرِ الزَّمانِ؛(۵)
بندگان صالحي را كه خداوند در اين آيه به عنوان وارثان زمين ياد مي‏كند ياران مهدي (عج) در آخر الزمان هستند».
 
۲ـ مستضعفان پيشوايان زمين:قرآن كريم چنين بشارت مي‏دهد:
«و نُرِيدُ اَن نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ استُضعِفُوا في الاَرضِ و نَجعَلَهُم اَئِمّةً و نَجعَلَهُم الوارِثين؛(۶) 
اراده (و مشيّت) ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين (منت نهاده) نعمت بخشيم، و آنها را پيشوايان و وارثين روي زمين قرار دهيم».
روايات تبيين نموده كه اين پيشوايي و وراثت در زمان مهدي آل محمد(ص) تحقق خواهد يافت، چنانكه علي (ع) فرمود: 
«هُم آلُ مُحمَّد يَبعَثُ اللّهُ مَهديَهُم بَعدَ جُهدِهِم فيُعِزُّهُم وَ يُذِلُّ عَدوَّهُم؛(۷)
 اين گروه آل محمد (ص) هستند خداوند مهدي آنها را بعد از زحمت و فشاري كه بر آنان وارد مي‏شود بر مي‏انگيزد و به آنها عزّت مي‏دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مي‏كند».و در نهج البلاغه حضرتش مي‏خوانيم 
«لَتَعطِفَنّ الدُّنيا عَلَينا بَعد شِما سِها عَطف الضَّرُوس عَلي وَلَدِها وَتَلي…؛(۸)
 دنيا پس از چموشي و سركشي ـ همچون شتري كه از دادن شير به دوشنده‏اش خودداري كند و براي بچه‏اش نگه مي‏دارد ـ به ما روي مي‏كند…سپس آيه «و نريدان نمنّ…» را تلاوت فرمود.
 
۳ـ پيروزي نهائي حق: «هُوَ الَّذي اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدي وَدِينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَي الدين كُلّه وَلوكره المشركون ؛(۹)
خداوند كسي است كه پيامبرش را با هدايت و آيين حق فرستاد تا او را بر همه اديان پيروز گرداند اگر چه مشركان ناخشنود باشند». همين وعده با تفاوت مختصري در آيات ديگر هم آمده است.(۱۰)
امام باقر (ع) فرمود:
 «اِنَّ ذلِكَ يَكُونُ عِندَ خُروجِ المَهدِيِّ مِن آلِ‏مُحَمّدٍ فَلا يَبقي اَحَدٌ اِلاّ اقَرَّ بِمُحمّدٍ(ص)؛
اين پيروزي به هنگام قيام مهدي از آل محمد(ص) خواهد بود، آنچنان كه هيچ كس در جهان باقي نمي‏ماند مگر اين كه اقرار به محمد(ص) خواهدكرد».(۱۱)
اصلاحات اقتصادي 
۱ـ برقراري عدالت جهاني:
هنوز آهنگ سنگين ناله‏هاي كودكاني كه به بيگاري كشيده شده‏اند، و زناني كه شوهران خود را به بي عدالتي قرباني داده‏اند، و مرداني كه به جبر كمر در برابر ظلم خم كرده‏اند، گوش تاريخ را مي‏خراشد. ضجّه‏هاي دردناك، و دردهاي بي درمان، زخم‏هاي بي مرهم، نااميدي‏هاي بي‏پايان، نگاه‏هاي خسته و بي سو، دست‏هاي لرزان و بي رمق، لب‏هاي خشك و چروكيده، بدن‏هاي رنجور و زجر كشيده، انسان‏هاي مستضعف سرا پا ظلم و بيداد ديده، هنوز اين همه در خاطره تاريخ ثبت است و اگر تاريخ با ياد اين حجم عظيمي از نامردمي و ظلم هنوز پابرجا ايستاده و قالب تهي نمي‏كند به دليل اميدي است كه دنيا و مستضعفين به عدالت جهاني مكتب مهدويت دارند، چرا كه عدل آشكارترين صفات نيك آن امام است كه در دعا مي‏خوانيم:
 «اَللهُمَّ وَصَلِّ عَلَي وَليِّ اَمِرك القائِمِ المُؤَمَّلِ وَ العَدلِ المُنتَظَرِ؛(۱۵)
 خداوندا! به وليّ امر خود كه قيام كننده مورد آرزو و عدل مورد انتظار همه است درود فرست». و مي‏خوانيم: «اَوَّلُ العَدلِ وَ آخِرهُ؛ اول و آخر عدل است». و يا
 «العَدلُ المُشتَهَرُ؛(۱۶) 
عدل مشهور است».
به برخي روايات در اين زمينه توجه كنيد:
يك ـ امام صادق فرمود:
«يُفَرِّقُ المَهدِيُّ اَصحابَهُ في جَميعِ البُلدانِ وَ يَأمُرُهُم بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ؛(۱۷) 
مهدي اصحاب خويش را به تمامي شهرها اعزام مي‏كند و آنان را به عدالت و احسان فرمان مي‏دهد.»
دو ـ امام باقر (ع) فرمود:
«اِذا قامَ قائِمُنا فَاِنَّهُ يُقَسِّمُ بِالسَّوِيِّه وَ يَعدِلُ في خَلقِ الرَّحمانِ البِرّ مِنهُم وَالفاجِرَ؛(۱۸) 
چون قائم ما قيام كند به طور مساوي تقسيم مي‏كند، و در ميان خلق خدا ـ با نيك و بد ـ به عدالت رفتار مي‏نمايد.»
۲ـ فقر زدايي عمومي :
امام باقر (ع) فرمود:
 «اِذا ظَهَرَ القائِمُ سَوّي بَينَ النّاسِ حَتّي لاتري مُحتاجاً اِلَي الزَّكاةِ؛(۱۹)
چون قائم ظهور كند آنگونه بين مردم به مساوات رفتار نمايد كه نيازمند به زكات ديده نشود.» اين روايات نشان مي‏دهد كه در دوران ظهور حضرت خواستها و اميدها و آرزوهاي انسانها ومستضعفان نه تنها از ياد برده نشده بلكه حتي در صدر توجّه و عنايت قرار گرفته است.
 
۳ ـ ايجاد اصلاحات گسترده و آباداني فراگير
يكي از آرزوهاي ديرين مستضعفين آباداني فراگير، عمومي و جهاني است ؛ به گونه‏اي كه ديگر جهان سوم، و كشورهاي عقب مانده‏اي در كار نباشد. اين آرزو در دوران حضرت مهدي (عج) تحقق عيني خواهد يافت.
توسعه عمومي 
امام باقر (ع) فرمود:
 «اِذا قامَ القائِمُ يُوَسِّعُ الطّريقَ الاَعظم وَ يهدِمُ كُلَّ مَسجدٍ عَلي الطَّريق و يَسُدُّ كُلَّ كَوَّةٍ اِلي الطَّريقِ وَ…؛(۲۰)
 چون قائم قيام كند راههاي اصلي را توسعه مي‏دهد و هر مسجدي را كه مانع راه باشد ويران مي‏سازد و هر پنجره را كه به سوي راههاي عمومي گشوده باشد و نيز هرگونه ايوان و آبريزگاه و ناوداني را كه به طرف راههاي عمومي باشد مي‏بندد».
۲ـ سازندگي گسترده: امام باقر (ع) فرمود:
 «اَلقائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بِالرُّعبِ مُؤَيَّدٌ بِالنَّصرِ يَبلُغُ سُلطانُهُ المَشرِقَ وَ المَغرِب… فَلا يَبقي عَلي وَجهِ الاَرضِ خَرابٌ اِلاّ عُمِّرَ؛(۲۱) 
قائم ما به وسيله بيم، ياري شود و با پيروزي تأييد گردد، حكومت او مشرق و مغرب را فرا مي‏گيرد… سپس در تمامي روي زمين خرابي باقي نمي‏ماند مگر آنكه آباد شود».

عتیقه زیرخاکی گنج