• بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي از بزرگترين آثار قيام حسيني كه مجزا كرد بين قيام عليه خلفا و قيام عليه خلفا و قيام عليه اسلام را. همانطوري كه قبلاً گفتيم اگر امام حسين عليه يزيد قيام نمي كرد ممكن بود خرابكاريها و سوء سياست يزيد منجر به قيامي از طرف عناصري بشود كه به اسلام هم علاقه اي نداشتند. اكنون مي گوئيم اگر چه در تاريخ اسلام قيامهاي زيادي مي بينيم كه عليه دستگاه خلفا است و در عين حال جنبة حمايت از اسلام را دارد مثل قيام ايرانيان عليه امويان، ولي بايد دانست كه اين امام حسين بود كه اولين بار قيام دسته جمعي مسلحانه عليه دستگاه خلافت كرد و او بود كه حساب اسلام را از حساب متصديان امر جدا كرد بلكه راه قيام عليه دستگاه را از نظر اسلامي باز كرد و قيام آن حضرت نمونه و سر مشق ديگران قرار گرفت، ديگر نقش خلفا به عنوان حاميان اسلام باطل شد، اسلام در طرف مخالف قرار گرفت. 
قبل از امام حسين هم قيامهايي فردي يا دسته جمعي انجام شد. آنها يا مسلحانه و فردي بود يا جمعي و غير مسلحانه. ولي قيام و شورش دسته جمعي و مسلحانه را امام حسين آغاز كرد. ( قيام عليه عثمان نيز نوعي تفكيك بين اسلام و خلافت بود ).
مقام خلافت در آنروز عاليترين مقام روحاني و سياسي بود و چنانكه مي دانيم باز هم تا اندازه اي لفاي عباسي مقام روحاني خود را حفظ كردند و كسي كه اين قسمت را بري آخرين بار در هم شكست كه ديگر بپا نخواست خواجه نصيرالدين طوسي بود كه از علماء بزرگ شيعه است. خواجه با هلاكو همكاري كرد براي اينكه دستگاه جبار خلافت را از ميان بردارد. اما سعدي در مرثية مقام خلافت مي گويد:
آسمان را حق بود گر خون ببارد بر زوين
از براي قتل مستعصم اميرالمؤمنين
علوم مي شود سعدي هم حتي ‌‌] تحت [ تأثير جلال روحاني مقام خلافت بوده.
وَ اِذْقالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَهِ اِنّي جاعِلٌ فِي الْاَرْضِ خَليفَهً قالوا اَتَجْعَلُ فيها مَن يُفْسِدُ فيها ويَسْفِكُ الدَّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ، قالَ اِنّي اَعْلَمُ مالا تَعْلَمونَ.
زندگي بشر مجموعه اي از تاريكي و روشنايي، زشتي و زيبايي، شر و خير است. آنچه فرشتگان ديدند جنبة تاريك فرزند آدم بود و آنچه خداوند اشاره كرد قسمتهاي روشن آن بود كه بر قسمتهاي تاريك بسي ترجيح دارد.
حادثه كربلا داراي دو ورق است: ورق سياه و ورق سفيد. از لحاظ ورق سياه يك داستان جنائي است، داستاني خيلي تاريك و وحشتناك، و ما بعداً در حدود بيست مظهر از بيرحمي و قساوت و دنائت و نامردمي ]را كه در اين حادثه انجام شده[ نشان خواهيم داد. از اين جنبه در اين داستان حداكثر بيرحمي و قساوت و سبعيّت ديده مي شود.
از لحاظ ورق سفيد، يك داستان ملكوتي است، يك حماسه انساني، مظهر آدميت و عظمت و صفا و بزرگي و فداكاري است.
از لحاظ اول نام اين قضيه فاجعه است و از لحاظ دوم قيام مقدس. از لحاظ اول قهرمان داستان شمر است و ابن زياد و حرمله و عمرسعد و … و از لحاظ دوم قهرمان داستان امام حسين است و ابي الفضل و علي الاكبر و امثال حبيب ابن مظهر، و زينب و ام كلثوم و ام وهب و امثال اينها. از لحاظ اول اين داستان ارزش آنرا ندارد كه بعد از هزار و سيصد و اند سال، با اين عظمت ، خاطره و ذكرايش تجديد شود، وقتها و پولها و اشكها و تأثرها و احساسات صرف آن بشود، نه از آن جهت كه از داستان جنايي نميتوان استفاده كرد ( زيرا جنبه هاي منفي زندگي بشر نيز ممكن است آموزنده باشد. از لقمان پرسيدند ادب از كه آموختي؟ گقت: از بي ادبان ) و نه از آن جنبه كه اين داستان از جنبة جنايي چندان مهم نيست يا چندان آموزنده نيست. ما قبلاً ثابت كرديم كه ] اين داستان [ از اين نظر مهم است و گفتيم كه كشته شدن امام حسين بعد از پنجاه سال از وفات پيغمبر به دست مردمي مسلمان بلكه شيعه معماي بسيار قابل توجهي است. بلكه از آن نظر جنبة جنايي قضيه ارزش اينهمه بزرگداشت ندارد كه داستان جنايي در هر شكل و قيافه زياد است، در قرون قديم، قرون وسطي، قرون جديد، قرون معاصر زياد بوده وهست. در حدود بيست سال پيش يعني در حدود سالهاي ۱۹۴۰ ميلادي بود كه بمبي بر شهري فرود آمد و شصت هزار نفر صغير و كبير و بيگناه تلف شد. در شرق و غرب داستان جنايي زياد واقع شده و مي شود، و ( مثلاً ) تادر يك قهرمان جنايي است. همچنين ابومسلم، بابك خرم دين. جنگهاي صليبي، جنگهاي اندلس مظهرهاي بزرگي از جايت بشرند
  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فطرتاً هر موجودي كه لباس هستي پوشيده و از عدم پاي به عرصة حيات و زندگي نهاده، به طور مرموز و ناخودآگاه، خواستار و پوياي آفريدگار و صانع خويش است و از هر سوي به سوي ديگر خالق و پروردگار خود را مي‌جويد، تا پاس حرمت، و احترام لازم او را بنمايد، و از فضل و رحمت و اكرام او، تشكّر و سپاسگزاري نموده، و به مصداق اينكه «انسان بندة احسان است» به پيشگاه با عظمت او سرتعظيم فرود آورد.
خداوند مي‌فرمايد:
فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حنيفاً فِطْرَتَ الله الَّتي فَطَرَ‌النّاسَ عَلَيْها لاتَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيِّمُ، وَلكِنَّ اَكْثَرَ لايَعْلَمُونَ». 
به آيين راست خداوند روآور، آييني كه خدا آفرينش انسان را بر روي آنها نهاد، و خلق خداوند تغييرپذير نيست. اين است دين استوار و محكم، ولي بيشتر مردم جاهل هستند و به آن علم ندارند.
فطرت چيست؟
فطرت يك شعور باطني است كه انسان را به طور ناخودآگاه به سوي خالق و آفريدگار رهبري و هدايت مي‌نمايد، و در هدايت خود به سوي خدا به هيچ‌گونه استدلال و برهاني نياز ندارد، و ناخودآگاه آدمي را خداخواه و خداجو نموده و اين امر غريزي را در نهاد انسان، شكوفا مي‌سازد.
بنابراين آدمي بايد بالفطره مؤمن و مسلمان و موحد بوده باشد، و صراط مستقيم الهي را بپيمايد، و از هرگونه اعوجاج و انحراف به دور باشد. مگر اينكه در سر راه او خار تبليغات سوء و انحرافات و اعوجاج اخلاقي باشد، كه در اين صورت مسير طبيعي مذهبي و ايماني او را تغيير مي‌دهد نهالي كه از زمين بالا مي‌آيد تا زماني كه خاري، و مانعي در سرراهش نباشد و مسير او را عوض نكند، راست و مستقيم بالا مي‌رود، و از كج شدن و انحرافات به دور مي‌ماند. و آدمي نيز همين حكم را دارد، اگر شيطنت شيطانها و خنّاسها، در سرراهش سبز نگردد، فطرت خداجويي و خداخواهي، او را به سرمنزل فلاح و رستگاري مي‌رساند. در حقيقت فطرت نوري است كه در جوهر وجود انسان نهفته است تا از تاريكيها و از چنگال شياطين رهايي يابد، و صراط‌مستقيم الهي را با نورانيّت فطرت بپيمايد و به هدايت ابدي راه يابد. فطرت پديده‌اي است مرموز، كه در كنه جوهر عبوديت نهفته است وسخن حكيمانة «عبوديت جوهري است كه در نهاد آن ربوبّيت نهفته است» بيانگر آن است.

إذعان دانشمندان غرب بر خداجويي بشريّت
جان ايورث استاد دانشگاه كلمبيا دربارة مذهب چنين مي‌گويد:
«هيچ فرهنگ و تمدّني در نزد هيچ قومي نمي‌توان يافت مگر آنكه در آن فرهنگ و تمدن، شكلي و نقشي از مذهب وجود داشته است، و ريشه‌هاي مذهب تا اعماقي تاريك از تاريخ، كه ثبت نشده و به دسترس بشريّت نرسيده، كشيده است».
ناگفته نماند! اگر رهبري و هدايت انبياي عظام نبود، اگر مراقبتهاي صحيح و منظم پيامبران الهي نبود، فطرتهاي روي زمين شكوفا نگشته و به ثمر نمي‌رسيد، و بشريّت به كلي سر از بت‌پرستي با ابعاد مختلفش درمي‌آورد، و به انحراف كشيده مي‌شد. بنابراين، انسانها بايد از رهروان أنبياء و پيشوايان پاك ديني و مذهبي باشند، تا در مكتب أنبياء و ائمه ـ عليهم‌الصلاه و السلام ـ درس توحيد و خداشناسي بياموزند و از انحراف مصون بمانند.


«ژان ژاك روسو» مي‌گويد:
«راه خداشناسي منحصر به عقل نيست؛ بلكه شعور فطري بهترين راهي است براي اثبات اين موضوع كه همة موجودات غيرانسان باشعور خدا را مي‌پرستند».
آلكس كارل مي‌گويد:
«احساس عرفاني جنبشي است كه از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است، و يك غريزة اصلي است. انسان همان‌طور كه به آب نياز دارد، به خدا نيز محتاج است».
هرگونه شناخت و عرفاني كه از خدا در وجود ما نهفته است از فطرت سرچشمه مي‌گيرد و خداشناسي با خلقت انسان عجين است. تمامي موحّدين و معتبّدين در محور فطرت و به استمداد از آن، به عبادت و اطاعت معبود واقعي خويش مي‌پردازند. كه تمامي أنبياء و أولياء به تبعّيت از فطرت راه الهي و ربّاني در پيش گرفتند، و بديدن وسيله هدايت و ارشاد جوامع بشري پرداختند.
كفّار و مشركين و پرستندگان بت و خدايان چوبين و سنگي نيز خداپرستي و خداجويي دارند، الاّ اين كه به علت دوري و فاصلة زياد از مكتب أنبياء، شناخت خدا و پرستش صحيح را از دست داده‌اند و به ضلالت و گمراهي افتاده‌اند.

تحليلي از امام صادق (ع)
عبادت و نماز را از ديدگاه حضرت صادق ـ عليه‌السلام ـ وقتي كه مطالعه مي‌كنيم مي‌بينيم كه ما را توصيه به اخلاص آن براي خداوند مي‌نمايد هر چند كه كميّتي قليل داشته باشد.
از كتاب مصباح‌الشريعه از آن حضرت نقل شده كه فرموده:
مداومت كنيد بر تخليص و پاك ساختن فرائض و سنن از غل و غش و كلّ ناخالصيها.
همانا فرائض و مستحبات «در اسلام» اصل و اساس و پايه است، پس كسي كه به آنها رسيد و حقّ واقعي آنها را به خوبي ادا كرد پس گويا همة عبادتها را به جا آورده است.
به راستي بهترين عبادات عبادتي است كه از بطلان و يا سهو و نسيان در امان و از آفات ريا، سمعه و تظاهر خالص بوده باشد. و بهترين عبادات عبادتي است كه دائمي و كامل باشد اگر چه از نظر كميّت اندك باشد.
امام ـ عليه‌السلام ـ به دو اصل «فرائض» و «سنتهاي اسلامي» فوق‌العاده توجه فرموده و جزو اصول اساسي اسلام معرّفي نموده است، كه از عهدة آنها به خوبي برآمدن و نيكو و خالص انجام دادن آن را بهترين عبادات و طاعات معرفي مي‌نمايد. بنابراين نماز، كه در رأس فرائض قرار دارد جزو اصول و اساس اسلام است و بنيان و اساسش در نهاد هر انساني، فطرت پاك و خداجوي او خواهد بود و تمامي اعمال عبادي انسان از فطرت او سرچشمه مي‌گيرد.

عتیقه زیرخاکی گنج