• بازدید : 58 views
  • بدون نظر

خرید اینترنتی پایان نامه بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی-دانلود رایگان مقاله بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی-دانلود رایگان پایان نامه بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی-پایان نامه بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی

این فایل در ۱۴۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

زندیان یا زندیه یا دودمان زند نام سلسله ای ایرانی و لر تبار است و میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. این سلسله به سردمداری کریم خان زند از طایفه زند از سال ۱۱۶۳ هجری قمری در ایران به قدرت رسید. کریم‌خان، ایلخان طایفه زند بود. پدرش «ایناق خان» نیز ایلخان بود. کریم خان در آغاز یکی از سرلشکران سپاه نادرشاه افشار بود که پس از مرگ نادر با همراهانش بازگشت. او فردی مدبر[۱] بود. او را لحاظ برخورد با مردمان نیکوترین فرمانروا پس از حمله اعراب به ایران دانسته‌اند. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب شاه پرهیز کرد. او بطور موقتی ملایر را پایتخت و مقر فرماندهی خود نمود توانست بر کل ایران مسلط شود و سپس[۲][۳] شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.
آشنایی با سلسله زندیان
طایفۀ زند از طوایف لر هستند که پیش از ظهور کریم خان چندان اسم و رسمی در تاریخ نداشته اند. ایل زند که اصلاً در یکی از مضافات ملایر اقامت داشتند در ایام تسلط عثمانی ها بر مغرب ایران در عهد افاغنه گاهی بر ترکان می تاختند و زمانی بر افغانان. نادر پس از بیرون کردن این دو طایفه از ایران زندیه را سرکوبی نمود و جمع کثیری از ایشان را به خاک دره گز خراسان کوچ داد و آنان را در مقابل مساکن ترکمانان حوالی ابیورد نشاند.
در زمان عادل شاه زندیه به خیال مراجعت به اوطان اصلی اختیار خود را به دست یکی از سپاهیان قدیم نادری که کریم توشمال نام داشت سپردند. کریم به یاری برادر خود صادق زندیه را با وجود تعرضات اردوی علی شاه به خاک ملایر برگرداند و از این ایام ریاست ایل زند به عهدۀ کریم نهاده شد.
سلطنت کریم خان زند
از بعد از قتل محمد حسن خان قاجار کریم خانو که در ۱۱۶۳ ظهور کرده بود تقریباً با استقلال بر تمام ایران به استثنای خراسان حکومت یافت و تا سال مرگ خود پیوسته این حال برقرار بود. کریم خان به پاس حق نعمت هیچ وقت متعرض خراسان که در دست شاهرخ میرزا نابینا بود نشد و شاهرخ تا آخر حسات با اسمی از سلطنت در آن جا حکمرانی می کرد.
بعد از محمد حسن خان کسی که با مخالفت با کریم خان برخاست فتحعلی خان افشار از اتباع آزاد خان افغان بود. کریم خان و شیخ علی خان به دفع او به ارومیه رفتند. شیخ علی خان از معرکه گریخت، ولی کریم خان مقاومت به خرج داد و فتح علی خان پس از عذرخواهی عفو شد و کمی بعد در نتیجۀ سوء رفتاری بدست یکی از کسان خان به قتل رسید و در همین اوقات بود که کریم خان درست معلوم نیست به چه علتی شیخ علی خان زند را کور کرد و ظاهراً این سردار که به فتوحات خود مغرور شده بود، در توطئه ای که برای قتل کریم خان در حین محاصرۀ ارومیه شد دخالتی داشته است.
پس از دفع فتح علی خان افشار و مسلم شدن آذربایجان، زندیه کرمان و یزد و جنوب خراسان را هم تحت امر خان خود آوردند و کریم خان از این تاریخ تا سال آخر عمر خویس به لشکرکشی مهمی مبادرت نورزید، بلکه بیشتر اوقات خود را در شیراز که آن جا را به پایتختی اختیار نموده بود، صرف خوشگذرانی و ترفیه حال مردم و آبادی نمود و کوششی که به خصوص در تیه اسباب عیش و راحت مردم دو دفع ظلم و تعدی از ایشان داشته است بیش از هر چیز کریم خان را محبوب معاصرین و در نزد همه سربلند و نیک نام ساخته است.
مرگ کریم خان در ۱۳ صفر ۱۱۹۳
کریم خان در اواخر عمر به مرض سل مبتلی گردید و چون سن او در این تاریخ قریب به هشتاد بود روز به روز ضعف و انکسار بر مزاج او راه یافت. واقعۀ قتل علی محمدخان و شورش اعراب و بعضی انقلابات دیگر که در پارده ای از ولایات بر اثر انتشار خبر دروغی مرگ او بروز کرده بود، کریم خان را روز به روز نحیف تر و افسرده تر می کرد تا آن که در سیزدهم صفر قولنجی سخت بر او دست داد و خان بلند نظر زند از همین مرض در تاریخ مذکور در شیراز فوت نمود. مدت کرّ و فرّ و حکومت کریم خان مجموعاً بالغ بر سی سال و هشت ماه بود.
پادشاهی لطفعالی خان و پایان سلسله زندیه
لطفعلی خان که آخرین پادشاه خاندان زند و پسر جعفر خان یعنی نوادۀ برادری کریم خان است در قلیل مدتی که پادشاهی کرد با وجود کمی سن به فتوحات مهم نایل آمد و از خود رشادت ها و شجاعت های بسیار بروز داد و تا زنده بود، آقا محمدخان قاجار از دست او بر جان و دولت خود اطمینانی نداشت، اما بدبختانه لطفعالی خان به علت جوانی و بی تجربگی از سیاست و مردم داری خالی بود و تدبیر ملک رانی نداشت و به علت غرور و جهل به نصیحت خیراندیشان گوش فرا نمی داد و همین معایب نگذاشت که او از فتوحات خود نتیجۀ ثابتی بردارد. به زودی از پا درآمد و دولت زندیه به قتل او انقراض یافت.

  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق اقتصاد ایران در دوران قاجاریه-خرید اینترنتی تحقیق اقتصاد ایران در دوران قاجاریه-دانلود رایگان مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه-تحقیق اقتصاد ایران در دوران قاجاریه-دانلود فایل تحقیق اقتصاد ایران در دوران قاجاریه

این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
در این شماره به فرایند جریان تجزیه اقتصاد ایران و بند از بند گسستگی آن از دوران صفوی تا آخر دوران قاجار و تا کودتای رضا شاهی میپردازیم در ادامه برای آشنایی بیشتر شما به ارائه توضیحات مفصل می پردازیم. 

در واقع، آن زمان پایه یول ایران نقره بود وریال ( نظیر نام ” شاهی ” که ترجمه ” ریال ” به فارسی بود ) از اسپانیاییها به وام گرفته شده بود . و در قرن ۱۳ هجری ( ۱۹ میلادی ) به سکه نقره رایج بدل شد . ریال در ابتدا معادل یک هشتم تومان بود . اما از سال ۱۱۹۵ ( ۱۸۱۶ میلادی ) که دوباره به نام سکه صاحب قرانی یا قران ضرب شد ، ارزش آن به یک دهم تومان کاهش یافت . این کاهش ارزش پول در طول قرن به دو شکل صورت می گرفت :

۱ – کاهش رسمی وزن سکه و۲- تنزل ” غیر رسمی ” مرغوبیت اوزان سکه ها عامل دوم کاهش ارزش درونی پول ، صرفا به حساب سوء عمل گذارده شد و به تمرکز ضرابخانه در اواخر قرن انجامید . 

سعید نفیسی در تاریخ اجتماعی و اقتصادی ایران در قرون معاصر می نویسد : ” قران در آغاز ( هنگام ضرب در ۱۲۰۵ – ۱۲۴۲ ) معادل بود با دو مثقال ( ۲/۹ گرم ) نقره و پس از اندک مدتی در زمان فتحعلیشاه مقدار نقره آن به یک مثقال و نیم ( ۹/۶ گرم ) و سپس در زمان محمد شاه ۳۰ نخود ( ۷۵/۵ گرم ) شد . در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه ، وزن آن به ۲۸ نخود ( ۳۷/۵ گرم ) تنزل یافت و سپس برای آنکه نقره ایران را به روسیه و هندوستان نبرند وزن آن را ۲۶ نخود ( ۹۸۳/۴ گرم ) کردند … در ۱۲۸۹ – ۱۳۲۷ هجری یک قران ۵۴/۴ گرم نقره داشت “. این روند نشان می دهد که طی یک قرن عیار نقره پول کشور بطور رسمی نزدیک به ۵۰ درصد کاهش یافته است . قریب به چهار پنجم این کاهش در دوره اول قرن و حدود یک پنجم آن در نیمه دوم قرن روی داده بود . در اقتصاد های ما قبل صنعتی کاهش عیار مسکوکات شیوه معمول برای افزایش دلبخواه حجم پول بوده است و این اقدام بر توان مالی حکومتها می افزود و- بر فرض ثابت ماندن کل عرضه کالاها و خدمات و سرعت گردش پول – موجب افزایش بهای کالاهای داخلی میشد و از این رو به مثابه مالیات نامشهودی بر توده مردم تحمیل میشد. زیرا پی آمد آن انتقال منابع واقعی از دست آنها به حکومت بود . و علاوه بر آن کاهش رسمی عیار پول کشور به کاهش نسبی ارزش آن در مقایسه با پولهای خارجی نیز می انجامید. در طول قرن ۱۹ میلادی ارزش برابری پول ایران ۴۱ در صد کاهش یافت . طی دوره۱۲۵۰/ ۱۱۸۰ هجری= ۱۸۷۰/ ۱۸۰۰ میلادی، تنزل سالانه نرخ برابری ارز نزدیک به ۶/۱ در صد و در سی سال آخر قرن به۲/۸ درصد میرسد.

ابوالحسن بنی صدر ( در کتاب موقعیت ایران و نقش مدرس آذر ۱۳۵۶) مینویسد :” امرابزار انتقال ثروتها و سرمایه های ایران به خارج شدن پول ایران ، امکانات سرمایه گذاری و بازار را محدودتر میکرد. تولید به ویژه تولید صنعتی نقصان میگرفت و در نتیجه سرمایه ها و نیروی انسانی ماهر روی به مهاجرت از کشور می آوردند. از سال ۱۱۳۴ تا ۱۲۵۰ فشار اقتصادی حاصل از متلاشی شدن حوزه و فشار قدرتهای نوخاسته و انعکاس آن در داخل کشور بصورت جنگهای داخلی پیاپی ، از سویی و انتقال ناقص و جزئی عناصر فرهنگی و ضد ارزشهای غرب سلطه گر که با هدفهای اقتصاد های مسلط در زمینه تهیه ماده اولیه و بدست آوردن بازار فروش و استفاده از نیروی انسانی دمساز و بیشتر از آن زمینه تحقق آن هدفها میبود ، به ویرانی اساس فرهنگ و از آنجا به انحطاط اقتصاد ایران و قرار گرفتن آن در مسیر تجزیه و تلاشی مدد میکرد. بازار های همجوار ( عثمانی و آسیای میانه و افغانستان و هندوستان و حتی بخارا ) نیز از دست او بدر میشد . سرمایه ها بسرعت از فعالیتهای اقتصادی خارج میشدند و امنیت و منزلت را در غیر فعال شدن ( نقدینه ) و فرار از کشور میجستند” این انحطاط شتاب گیر اقتصادی درست وقتی گریبانگیر کشور میشد که نیاز دولت بعلت فشار عظیم قدرتهای نو خاسته به منابع مالی افزایش مییافت . کشوری که در قرن ۱۴ میلادی ، مالیات پایتختش تبریز از مالیات فرانسه بیشتر بود . سه قرن بعد بودجه اش تا یک دهم بودجه های فرانسه و انگلیس آن روز کاهش یافته بود . و این در حالی که در قلمرو جمعیت از آن کشور ها بزرگتر بود . 

عیسوی در کتاب خود ، تاریخ اقتصاد ایران ، معتقد است : ایران تا پایان قرن ۱۳ هجری – ۱۹ میلادی مازاد بازرگانی داشته است و این مازاد که از ۱۲۰۹ هجری – ۱۸۳۰ میلادی رو به افزایش نهاده ، از بعد از ۱۲۴۳ هجری – ۱۸۶۴ میلادی تا سر آغاز قرن ۱۴ هجری – ۲۰ میلادی به کسری بدل می گردد . متوسط سالانه در کسری پرداختها ( تراز بازرگانی ) در بین سالهای ۱۲۴۷ تا ۱۲۶۴هجری ( ۱۸۶۸ – ۱۸۸۵ میلادی ) برابر با ۹/۷ درصد و ۹۶ % کاهش سالانه در بین سالهای ۱۲۶۴ تا ۱۲۷۹ هجری = ۱۸۸۵ – ۱۹۰۰ میلادی را بدست می دهد . در واقع شکاف فزاینده ای بین صادرات و واردات در سالهای ۱۲۴۷ تا ۱۲۶۴ هجری مشاهده می شود . 
دکتر محمد علی کاتوزیان در کتاب اقتصاد سیاسی ایران چاپ نهم ۱۳۹۰ می نویسد : ” سهم منسوجات در صادرات ایران در بین سالهای ۱۲۳۰ تا ۱۲۶۰ هجری شمسی – ۱۸۵۰ تا ۱۸۸۰ میلادی ، بشدت پایین آمد: از ۶۱ به ۱۹ درصد . و سهم منسوجات نخی و پشمی از ۲۳ درصد به ۱ درصد کل صادرات کاهش یافت .و این در حالی بود که سهم پنبه از ۱ به ۷ درصد کل افزایش یافت . افزون بر این ، صادرات پارچه ایران نه فقط بطور نسبی ، بلکه بطور مطلق نیز کاهش یافته و از سوی دیگر واردات پارچه ( بطور مطلق ) افزایشی سریع داشت . و از مجموع این موارد می توان دریافت که بر سر بازار داخلی و صنعت نساجی ایران چه آورده شد . بدین سان محرز می شود که محور اصلی تغییر مزبور این بود که صادرات مواد اولیه بطور قابل ملاحظه ای جایگزین صادرات محصولات ساخته شده بشود . و تغییر الگوی صادراتی در دورانی رخ می نمود که در بخش اعظم آن رابطه مبادله بین المللی به زیان مواد اولیه و به سود محصولات ساخته شده در حال تغییر بود .بهای کالاهای خارجی که جایگزین محصولات داخلی می شد ، می بایست حتی الامکان از طریق افزایش قابل ملاحظه تولید فرآورده های کشاورزی- تجاری ، عمدتا تریاک و برنج و پنبه و توتون و تنباکو پرداخت می شد . این امر در دورانی که بازدهی کار افزایش چندانی ندارد و نیز نهادهای جامعه انعطاف پذیری ندارند و از پیشرفت فنی خبری نیست ، به کاهش – و چه بسا کاهش مطلق – تولید مواد غذایی اصلی برای مصرف داخلی می انجامد . و بدینسان با توجه به افزایش روز افزون جمعیت علل بالا بودن میزان تورم و کم بود دایم مواد غذایی و گسترش فقر آشکار می شود و جای شگفتی نیست که در پایان قرن ۱۳ هجری- ۱۹ میلادی ، ثبات و تعادل داخلی ایران در گرو ورود مقادیر قابل ملاحظه ای مواد غذایی بود .”



عتیقه زیرخاکی گنج