• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده شوامل موارد زیر است:

اصطلاحات پيشداوري ، تبعيض و حتي قالبي در محاورات روزانه و رسانه ها گاه به يك معنا به كار مي روند ، ولي در واقع هر يك به مفهوم خاص اشاره دارد از اين رو متون روان شناسي اجتماعي به طور متمايز بررسي مي شوند. روان شناسي اجتماعي براي پيشداوري تعاريف متعددي ارائه داده اند كه به چند نمونه اشاره مي كنيم :
« پيشداوري، دوست داشتن يا بيزاري از افراد به دليل عضويت آنان در يك گروه اجتماعي است كه معمولاً بيشتر به سوگيري منفي اشاره دارد». (فورسيث ، ۱۹۹۵) 
« پيشداوري نگرش ويژه نسبت به اعضاي گروههاي اجتماعي است كه صرفاً به جهت عضويت آنها در آن گروهها شكل مي گيرد و معمولاً منفي است 
پيشداوري قضاوت زود هنگام ، پندار يا احساس ويژه نسبت به يك موضوع است كه معمولاً قبل از جمع آوري و بررسي اطلاعات لازم پديد مي آيد و بر شواهد ناكافي يا حتي خيالي مبتني است. (كلاين برگ ، ۱۹۶۸) .
پيشداوري مفهومي عام است ولي در متون روان شناسي اجتماعي در اغلب موارد فقط پيشداوري منفي نسبت به اعضاي گروههاي اجتماعي بررسي گرديده و كمتر به موارد ديگر پيشداوري اشاره شده است. در حالي كه ممكن است پيشداوري نسبت به اشخاص ، اشيا و حتي مكان ها باشد. افزون بر اين پيشداوري ممكن است مثبت باشد كه در بحث تصورات قالبي به آن اشاره خواهيم كرد.
پيشداوري نسبت به گروههاي اجتماعي معمولاً به صورت نگرش در مي ايد و خصوصيات آن را به همراه دارد. نگرش ها به عنوان طرح ذهني عمل مي كنند. طرحهاي ذهني چارچوبهايي شناختي اند كه تفسير و يادآوري اطلاعات را سازماندهي مي كنند. به همين جهت افرادي كه نسبت به برخي گروهها پيشداوري دارند مايلند اطلاعات مربوط به اين گروه ها را به نحو متفاوتي پردازش كنند . آنان اطلاعات هماهنگ با ديدگاههاي خويش را بيشتر مورد توجه قرار مي دهند و آنها را با دقت به خاطر مي سپارند . يكي از خصوصيات ديگر نگرش ، احساسات و عواطف مربوط به موضوع نگرش است. معمولاً افراد دچار پيشداوري نسبت به اعضاي گروه هاي اجتماعي احساسات و عواطف منفي دارند.
تصورات قالبي : اين اصطلاح را نخستين بار ليپمن ۱۹۹۲ به كار برد وي آن را تصويري ذهني در نظر گرفت كه ماهيت و كاركرد گروههاي اجتماعي را نشان مي دهد بعد از وي تصور قالبي معناي فراتر به خود گرفت و بدين صورت تعريف شد : « تصورات قالبي مجموعه اي از چارچوب هاي شناختي است كه مشتمل بر شناخت ها و باورهايي راجع به گروههاي اجتماعي خاص است. (بارون ، بايرن ، ۱۹۹۷) .
تصورات قالب نقش ميان برهاي دهني را ايفا مي كند و به كارگيري آنها ما را در بسياري از موارد از كوشش هاي شناختي بي نياز مي سازد. وقتي توانايي ما براي فعاليت شناختي محدود است بيشتر احتمال دارد كه براي قضاوت درباره ديگران به تصورات قالبي ميان برهاي ذهني رجوع كنيم. بنابراين تصورات قالبي را مي توان نخستين عناصر شناختي پيشداوري در نظر گرفت.
تبعيض : پيشداوري معمولاً به صورت رفتار تبعيض آميز آشكار مي شود. البته نگرش ها هميشه در رفتار آشكار تجلي نمي نمايد و پيشداوري نيز از اين امر مستثني نيست . در برخي موارد اشخاصي كه نسبت به اعضاي گروههاي مختلف اجتماعي نگرش هاي منفي دارند نمي توانند نظر خويش را مستقيماً ابراز كنند. زيرا محدوديت هاي اجتماعي و ترس از انتقام آنان را از چنين امري باز مي دارد و همچنين افرادي كه اعتقاد دارند تبعيض تعدي به حقوق ديگران است ، هنگامي كه خود به رفتار تبعيض آميز دست مي زنند دچار احساس گناه           مي شوند.
انواع پيشداوري
هرگاه افرادي در يك صفت قابل ملاحظة اجتماعي مانند دين ، قوميت ، جنس ، سن ، گرايش سياسي ، جايگاه اجتماعي و زمينه فرهنگي مشترك باشد يك گروه اجتماعي محسوب مي شوند، هر چند ديگران آنان را يك گروه در نظر نگيرند و گاه خود نيز از اين كه يك گروه تشكيل داده اند بي خبرند. مثلاً مسافران يك كشتي كه سفري نسبتاً طولاني در پيش دارند يك گروه محسوب مي شوند ، هر چند روابط اعضاي چنين گروهي اغلب با پايان سفر بيشتر ادامه نخواهد يافت . پيشداوري مبتني بر ملاك هاي فوق شكل مي گيرد و به همين جهت در جوامع بشري شاهد پيشداوري گروهي بر اساس علايق ديني ، نژادي ، قوميت و ساير ملاك ها هستيم. نتايج بررسي هاي بارن ، بايرن نشان مي دهد كه غير از گروههاي اجتماعي ، گاهي افراد داراي تيپ هاي جسماني مختلف چاق ، لاغر و عضلاني در معرض پيشداوري قرار مي گيرند. مثلاً افراد چاق در مصاحبه هاي شغلي بي كفايت تر از ديگران ارزيابي مي شوند و پرستاران نيز از همدلي كمتر خويش با افراد چاق و بي ميلي به مراقبت از آنان گزارش مي دهند. اين در حالي است كه هيچ افراد چاق يك گروه اجتماعي محسوب نمي شوند.(بارون ، بايرن، ۱۹۹۷) .
روشن شده است كه در جريان پيشداوري به هر دو دستة پيشداوران و كساني كه هدف پيشداوري قرار مي گيرند آسيب هاي شديدي وارد مي شود. اگر چه مضرات پيشداوري در موارد مختلف يكسان نيست ولي تاثير فراگير آن در رفتار و روابط افراد و گروهها قابل مشاهده است. ما در اين بخش اشاره اي به پيشداوري ديني و قومي مي كنيم و سپس پيشداوري جنسي را بررسي خواهيم نمود.
الف) پيشداوري و تعصبات قومي و ديني 
يكي از قديمي ترين منابع اختلاف گروهها كه پيشداوري ، تعصب ناروا به دنبال داشته است . عقايد ديني و گرايش هاي مذهبي بوده است بسياري از جنگ هاي خونين ، قتل و پرخاشگري و تفتيش عقايد را مي توان از پيامدهاي ناگوار تعصبات ديني بر شمرد مخالفت هاي يهوديان با عيسي (ع) معارضة يهوديان مدينه با پيامبر اسلام جنگ هاي صليبي ، اشغال سرزمين فلسطين و سرانجام جنگ نابرابر صربستان با مسلمانان بوسني و تجاوز به كوزور از تعصبات ديني نشأت گرفته است. در آسيا به ويژه هند و پاكستان نيز شاهد اختلاف اديان هستيم . در ميان گروندگان به هر دين نيز اختلافات فرقه أي متداول است كه اختلاف بين كاتوليك ها و پروتستان ها در مسيحيت و اختلاف شيعه و اهل سنت در اسلام از اين                نمونه اند . در همة اين موارد آميزه اي از علايق ديني و قومي موجب اختلافات شده است. بررسي ها نشان مي دهد كه طرفداران و معتقدان به اديان و مذاهب در قبال دين يا مذهب مقابل، تصورات قالبي منفي شديدي داراند كه موجب پيشداوري نسبت به آنها مي شود. و زمينة اختلاف و تعارض شديد را فراهم مي كند. گر چه اين نوع پيشداوري و تعصب اهميتي در رديف انواع ديگر پيشداوري دارد و حتي در خور توجه بيشتري است ، ولي در متون روانشناسي اجتماعي از آن غفلت شده است . 
ب) پيشداوري جنسي
نيمي از جمعيت دنيا را زنان تشكيل مي دهند ، ولي با وجود اين واقعيت در برخي فرهنگها با آنان مشابه گروه هاي اقليت برخورد مي شود؛ تصورات قالبي منفي بر ضد آنان رواج مي يابد و در نتيجه از برخي مزاياي اجتماعي محروم مي شوند. در برهه اي از تاريخ حتي انسانيت زنان مورد ترديد قرار مي گرفت ولي اكنون به توانايي ها و استعدادهاي اين جنس توجه بيشتري مي شود. اگرچه رفتار تبعيض آميز آشكار در برخي كشورها بر اساس قوانيني منع شده است ولي هنوز پيشداوري جنسي در مناطقي از جهان ادامه دارد و بايد اذعان كرد كه اين نوع پيشداوري فراگيرتر از ساير انواع پيشداوري است. 
« ربودن و به اسارت بردن زنان ، تجاوز با آنان در اردوگاه هاي پناهندگي و كشتار كودكان بي پناه ، جناياتي است كه صرب ها در هر جنگ تكرار مي كنند. حملة صرب ها به كوزور و كشتار آلباني تبارها نيز از اين قاعده مستثني نبود. صرب ها از زنان و كودكان آلبانيايي به عنوان سپر انساني استفاده مي كنند و براي جلوگيري از حملات هوايي و موشكي ، آنها را به ناطق تحت كنترل خود نظير پل ها و تاسيسات نظامي مي بردند.
تصورات قالبي جنس : 
هستة شناختي تبعيض جنسي ، تصورات قالبي مربوط به جنس است. اغلب نسبت به زنان تصورات قالبي نيرومند و پايداري وجود دارد . اگر چه در مورد مردان نيز تا حدي اين گونه است ، ولي تصورات قالبي مربوط به زنان از نظر تعداد بيشتر و در محتوي منفي تر است. مثلاً در بسياري از فرهنگ ها فرض مي شود كه مردان داراي خصلت هاي مطلوبي مانند قاطعيت ، قوت ، اعتماد به نفس ، بلند پروازي و عقلايي بودن هستند. در مقابل فرض مي شود كه زنان از صفات ظاهراً نامطلوبي مانند انفعال ، سلطه پذيري ، عدم قاطعيت ، عاطفي بودن و وابستگي برخوردارند (بايروت ، بايرن، ۱۹۹۷) . 
ج) پيشداوري بر توانايي هاي جسمي 
در اين بخش به يكي از ابعاد كاربردي پيشداوري كه مربوط به امور جسماني است              مي پردازيم . شواهد اخير نشان مي دهد كه تصورات قالبي و به دنبال آن پيشداوري علاوه بر تاثيري كه بر افكار و تعامل هاي اجتماعي دارد بر سلامت جسماني و توانمندي هاي افراد نيز اثر مي گذارد. بررسي لوي ولانگر درباره آثار افزايش سن بر حافظه شواهدي بر اين امر فراهم مي كند . بسياري از افراد باور دارند كه قدرت حافظه انسان با افزايش سن، كاهش مي يابد. از جمله در امريكا تصورات قالبي پيري بسيار منفي است. افزايش سن در اين كشور با نقصان در سلامت و توانايي هاي شناختي و قيافة ظاهري قرين شمرده مي شود . به عبارتي پير شدن خوشايند قلمداد نمي شود ، ولي فرهنگ هاي ديگر ديدگاه بسيار متفاوتي از پيران دارند. در فرهنگ اسلامي يا در فرهنگ هاي شرقي ، اشخاص پير به علت عقل و دانش انبوه و تجربه بسيارشان مورد احترام و ستايش قرار مي گيرند. مثلاً در فرهنگ چيني نمي پذيرند كه پيران حافظة خود را از دست مي دهند يا توانايي شناختي آنان كاهش مي يابد .
  • بازدید : 95 views
  • بدون نظر
با سلام خدمت شما دوسداران رشته حقوق، کارآموزان و وکلا . این مجموعه را که پیشه رو دارید گزارش کارآموزی وکالت و مطالعه پرونده به طرفیت می باشد که شامل ۵۵ فرم گزارش کارآموزی است. وکلا و کارآموزان عزیز می توانند با مطالعه این مجموعه با روش عملی دادگاه ها در سراسر کشور آشنا شوند و آرای دادگاه ها را مورد بررسی قرار دهند تا دانش حقوقی خود را بهبود ببخشند و در زمینه عملی در دادگاه های کشور موفق باشند. بخشی از موضوعات گزارش کارآموزی که در مجموعه مورد بررسی قرار گرفت عبارتند از: تعديل اجاره بهاء، تخليه مغازه، فروش ملك مشاع، مطالبه وجه، پرداخت قيمت متعارف ملک، سرقفلی مغازه، توقف عملیات ساختمانی و…
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر

خرید اینترنتی تحقیق بررسي رشد قضاوت اخلاقي در دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني (ره)-دانلود رایگان تحقیق بررسي رشد قضاوت اخلاقي در دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني (ره)-دانلود رایگان مقاله بررسي رشد قضاوت اخلاقي در دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني (ره)-دانلود رایگان پایان نامه بررسي رشد قضاوت اخلاقي در دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني (ره)

این فایل در ۱۰۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
بيان موضوع:
موضوع اين پژوهش بررسي رشد قضاوت اخلاقي در دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) و همچنين مقايسه‌اي بين متولدين سالهاي ۶۳، ۶۱، ۶۰ و ۵۹ است.
گروه نمونه از دانشكده علوم انساني، دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين انتخاب شده است. تعداد افرادي كه در اين پژوهش شركت داشتند ۹۶ نفر بود كه به چهار گروه ۲۴ نفري تقسيم شدند.
تلاش اين بررسي، تحقيق دربارة نظريه روان شناسان شناختي به خصوص پياژه و كهلبرگ است و در پي پاسخ به اين سؤال است كه آيا اخلاق تابع مراحل رشد عقلي است، به عبارتي دقيق‌تر آيا قضاوتهاي اخلاقي همراه با افزايش توانش‌هاي شناختي و سن، رشد مي‌يابد؟
هدف پژوهش:
مسأله تحول اخلاقي – اجتماعي با فرايند اجتماعي شدن يا جامعه‌پذيري و همنوايي همبستگي زيادي دارد. جامعه‌پذيري و همنوايي دو زاويه دارد؛ يكي شيوه‌ها و الگوهايي است كه متوليان جامعه براي دروني كردن يا آموزش دادن هنجارهاي اقتصادي، عرفي، حقوقي، اجتماعي، فرهنگي و اخلاقي به كار مي‌گيرند.
ديگر اين‌كه اين الگوها بايد از سوي كسي آموخته شود و فرد بخصوصي بايد با اين الگوها خود را انطباق دهد و سازگار كند. در جامعة ما در آموزش عمومي و اختصاصي مقولة اجتماعي شدن، از هر دو زاويه نقص آشكاري وجود دارد. چنين آموزشي نياز فردي جامعه است و براي فرهنگ‌پذيري لازم است.
اگر آموزش فرهنگ‌پذيري وارد يك فراسة عملي آموزشي شود، در حد بسيار وسيعي از تعارض‌ها كاسته شده و يك وفاق فرهنگي – اجتماعي بر مبناي معيارهاي عام و پذيرفته شده، به وجود مي‌آيد.
آموزش و پرورش به عنوان يكي از نهادهاي اصلي اجتماعي، مهم‌ترين نهادي است كه فرايند جامعه‌پذيري را ميسر و تسهيل مي‌كند و فرد را مهياي پذيرش نقش‌هاي محول و محقق خود مي‌سازد. اميل دوركيم  در اين خصوص عقيده دارد كه كنش اساسي آموزش و پرورش اتصال هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي است. بقاي جامعه به تجانس و تشابهات لازم بين اعضاي آن بستگي دارد و جامعه با انسجام و يگانگي اجتماعي شكل مي‌گيرد و متكي بر احساسات و كار مشترك اعضاي خود است. (كديور، ۱۳۷۸)
با به دست آوردن يافته‌هاي عيني و پژوهشي و شناخت مقطع‌هاي مختلف تحولات اخلاقي-اجتماعي مي‌توان مبتني بر يافته‌ها راجع به برنامه‌هاي آموزشي، كتابهاي درسي، شيوه‌هاي آموزشي و نوع آموزش پيشنهادهايي ارايه داد كه اين پيشنهادها مستقيماً در مراكز آموزشي به كار گرفته مي‌شود.
از طرف ديگر رشد اخلاق به معناي روان شناختي و علمي با آنچه كه به معناي عام آن مراد مي‌شود، تفاوت دارد و اين پژوهش مي‌تواند اين تفاوتها را روشن سازد. همچنين با تبيين روان شناختي اخلاقي و رشد آن مي‌توانيم بازخورد اجتماع را نسبت به اخلاق تصحيح كرده و بستر آموزشي آن را تسهيل كنيم.

ضرورت و اهميت پژوهش:
اخلاق يكي از موضوعات مهم روان شناسي رشد است، اخلاق در روان شناسي تربيتي و تعليم و تربيت جايگاه مخصوص و ويژه‌اي دارد. اگر به اخلاق در فرايند تعليم و تربيت توجه شايسته شود، آنگاه تعليم و تربيت مي‌تواند به حالت آرماني خويش نزديك شود و چنان‌چه نظام تعليم و تربيت در شناخت و آموزش و ارايه اخلاق شايسته ناموفق و نارسا باشد حتماً اگر توان مناسب در جهت رشد ذهني، ‌بدني، اجتماعي و عاطفي را داشته باشد ولي باز هم احساس مي‌شود كه عنصري اساسي و فرايندي همه جانبه در كنار خود ندارد و اين چيزي غير از اخلاق نمي‌باشد. 
(رمضاني، ۱۳۷۸)
مطالعات روان شناسان شناختي نشان مي‌دهد كه فرايند تحول قضاوت‌هاي اخلاقي، مانند تحول شناختي، مراحلي ثابت غير قابل تغيير و جهان شمول را طي مي‌كند. در اين ديدگاه با تأكيد بر مرحله‌اي بودن تحول اخلاقي، مفهوم آمادگي براي تربيت اخلاقي يكي از مفاهيم اساسي است. از نظر روان شناسان شناختي، هر مرحله محدوديت‌ها و نكات قوت خاص خود را دارد. افزودن بر اين ، مرحله زبان خاص خود را داشته و بايد از آن براي تربيت اخلاقي كودك و نوجوان استفاده كرد. در مرحلة واقع‌گرايي اخلاقي، اخلاق رشد چشمگيري ندارد، زيرا ارتباط كودك و بزرگسالان يك رابطة‌ يك جانبه و مبتني بر اطاعت است و در آن احترام و همكاري متقابل وجود ندارد. مرحلة اصلي تحول اخلاقي و تربيت اخلاقي با احترام متقابل شروع مي‌شود، رفتار اخلاقي خود پيرو در جريان احترام متقابل با همسالان شكل مي‌گيرد. از اين‌رو شرايط براي ايجاد ارتباطهاي اجتماعي كودكان و نوجوانان با همسالان بايد هر چه بيشتر فراهم آيد. (كديور، ۱۳۷۸)
آگاهي از پيشروي رشد اخلاقي مي‌تواند از جهات مختلف با ارزش باشد. دانستن اين‌كه چگونه و چرا كودكان از نظراخلاقي مسايل را درست يا غلط مورد قضاوت قرار مي‌دهند ممكن است مستقيماً با انواع استدلال‌هايي كه مربي در مورد خوبي و بدي امور به آنها عرضه مي‌دارد، در رابطه باشد. نتايج تحقيقات مختلف در باب رشد اخلاقي مبين اين واقعيت است كه گرچه توانايي‌هاي شناختي روبه رشد نقش مسلمي در تكوين مفهوم درست و غلط در كودك دارند، اما به همان اندازه عوامل ديگري نيز در اين ميان نقش دارند. در صورتي كه بخواهيم تربيت اخلاقي كودكان و نوجوانان كه يكي از اهداف مهم هر نظام به منزلة نوعي سرمايه گذاري جهت تأمين 
آينده‌اي بهتر است، محقق گردد بايد قوانين تحول را شناخته و اين شناسايي را به كار گيريم.
مسأله تربيت اخلاقي درست همگام با مسايلي است كه ما دربارة منطق و آموزش رياضيات بيان مي‌داريم.
آيا مدرسه مي‌خواهد افرادي بار بياورد كه زير فشار و اجبار سنتهاي قبل باشد. در اين صورت اصل اقتدار يا استناد به قدرت اخلاقي معلم با نظام تشويش و تنبيه كه اخلاق اطاعت را تحكيم مي‌كند، كافي است.
اما برعكس اگر مدرسه بخواهد افرادي را بار بياورد كه داراي وجدان آزاد باشند و حقوق و آزادي ديگران را محترم شمرند، بديهي است كه در اين صورت توسل به اقتدار معلم و دروس كه به بهترين وجهي در مورد اخلاق ايراد گرديده است، براي ايجاد روابط زنده‌اي كه از استدلال و خود پيروي و تقابل سرچشمه مي‌گيرند، كافي نخواهد بود.
تنها يك زندگي اجتماعي بين خود شاگردان يعني يك خود رهبري حتي‌الامكان نامحدود كه به موازات كار فكري در بين جمع تشكيل شده باشد، مي‌تواند شخصيت‌هايي بار آورد كه به خود حاكم باشند و بين آنها احترام متقابل برقرار باشد. (پياژه، ۱۳۶۹ )
بشر در سير تحولي خويش همواره ميان دو قطب ميان گرايي  و ميان واگرايي  قرار مي‌گيرد. اين وضعيت در تمام زمينه‌هاي شناختي، عاطفي و اجتماعي خود را نشان مي‌دهد. انسان در هر مرحله از رشد خود از ميان گرايي شروع مي‌كند و در پايان آن مرحله به ميان واگرايي مي‌رسد، اين آزادسازي ضروري نياز به تلاش‌هاي فكري و اخلاقي فراوان دارد. در اين ميان تعادل جويي از راه خود نظم جويي  و به كمك سه عامل ديگر تحول رواني (رشد ارگانيگ، تمرين و تجربه، تعامل‌ها و انتقال‌هاي اجتماعي) به تشكيل شناخت‌ها در طي سال‌ها منتهي مي‌شود. (منصور، دادستان، ۱۳۶۷)
با توجه به مطالب فوق مي‌توان گفت كه هدف والاي تربيت چيزي جز رهايي فرد از خود ميان بيني عقلي و اخلاقي و رسيدن به روابط متقابل كه وابسته به هر نوع زندگي اجتماعي است،‌ نخواهد بود. به عبارت ديگر تربيت اخلاقي پابه پاي تربيت عقلي، بر آن است كه افراد را با وجداني آزاد، بارآورد تا حقوق و آزادي ديگران را محترم بشمارند، ضمن آنكه استقلال و خود پيروي خود را حفظ كنند، اين را نبايد از نظر دور داشت كه بشر از طريق تماس دايم با محيط اجتماعي است كه موفق مي‌شود، وجدان اخلاقي را در خود پايه‌ريزي و تقويت نمايد. (پياژه، ۱۳۶۹)
در يك نظام آموزش و پرورش هدفمند كه به سوي شكوفايي همه جانبه استعدادها و توانايي‌هاي دانش پژوهان گام بر مي‌دارد، بايد به موازات پرورش منطقي و عقلاني، جريانات عاطفي، اخلاقي و اجتماعي را مد نظر داشته باشد. دانستن سطح قضاوت اخلاقي كودك ممكن است به والدين و ديگران كمك كند تا با آنها به نحوي متقاعدكننده و منطقي گفتگو كنند. كودكان استدلال ديگران را در صورتي كه با سطح قضاوت اخلاقي آنها متناسب باشد، درك مي‌كنند.
متناسب بودن استدلال اخلاقي با سطح درك كودك باعث مي‌شود كه كودك حتي در غياب بزرگسالي‌كه‌استدلال‌آورده‌است‌در‌برابر‌وسوسة كار خلاف مقاومت كند. (ماسن – پاول هنري،‌۱۳۷۰)
آزمودني‌هاي اين پژوهش در سنين جواني، واقع مي‌باشند. با عنايت به اين‌كه تمامي قواي زيستي، رواني، فكري و عاطفي فرد از دوران بلوغ تغيير و تحولات اساسي مي‌يابد و بر هر يك از اين تغييرات و تحولات نيز قانونمندي خاصي حاكم است،‌ مي‌توان اذعان نمود كه هيچ برنامه‌ريزي‌اي براي اين دوران بدون آگاهي نسبت به اين قانونمندي‌هاي مؤثر و كارگشا نخواهد بود. البته به اندازه‌اي كه وقوف به اين قانونمندي‌ها لازمة يك برنامه‌ريزي جامع و اصولي است،‌ آگاهي به اهداف و مقاصدي كه بايد رهنماي رشد و شكوفايي استعدادهاي جوانان باشد نيز از اركان اصلي برنامه‌ريزي براي نوجوانان و جوانان خواهد بود.
بنابراين پس از تبيين قانونمنديهاي حاكم بر رشد و شكوفايي قوا و استعدادهاي نوجواني و جواني و برنامه‌ريزي مبتني بر اهداف و مقاصد تعليم و تربيتي اين دوره، نوبت به تعيين نقش و جايگاه هر يك از دستگاهها و نهادهاي دولتي و غير دولتي در عرصه‌هاي آموزشي، تربيتي، تبليغي، ورزشي، هنري، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي خواهد رسيد تا هر يك به عنوان جزيي از يك مجموعة منظم در برنامة ساماندهي امور جوانان كشور نقش آفريني كنند. (لطف آبادي، ۱۳۸۰)

عتیقه زیرخاکی گنج