• بازدید : 74 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

قطعیت قیامت کبرى از نظر قرآن به نظر مى رسد ما اول باید از اینجا شروع کنیم که یک مطلب از نظر قرآن قطعى ومسلم است و قرآن روى آن خیلى اصرار دارد و آن این است که یک قیامت کبرایى در آینده مجهولى هست و قرآن اصرار دارد که آینده قیامت را جز خدا کسى۱) در یک آینده مجهولى که به هیچ نحو نمى شود آن را ) « علمها عند ربى » : نمى داندتوقیت کرد و وقت برایش معین کرد.در آن قیامت کبرى مساله تنها این نیست که اوضاع دنیا و زمین وآسمان به شکلى که امروز هست باشد ولى فقط مرده ها یکدفعهاز قبرها بیرون بیایند براى حساب و کتاب.این حشر قبورى که قرآن بیان کرده است(که واقعا تعبیر قرآن این است که مرده ها زنده مى شوند)مقرون است با یک تغییر کلى و اساسى در تمام عالم، از خورشید و ستارگان و زمین و هر چه در زمینه هست و آن موجودهاى خیلى عظیم و وسیع زمین که چشم انسان را پر مى کند وآدم باور نمى کند اینها دیگر طورى بشوند مثل دریاها و کوهها، همه اینها را قرآن مثال ذکر مى کند
به نظر مى رسد ما اول باید از اینجا شروع کنیم که یک مطلب از نظر قرآن قطعى و
مسلم است و قرآن روى آن خیلى اصرار دارد و آن این است که یک قیامت
کبرایى در آینده مجهولى هست و قرآن اصرار دارد که آینده قیامت را جز خدا کسى
۱) در یک آینده مجهولى که به هیچ نحو نمى شود آن را ) « علمها عند ربى » : نمى داند
توقیت کرد و وقت برایش معین کرد.در آن قیامت کبرى مساله تنها این نیست که
اوضاع دنیا و زمین وآسمان به شکلى که امروز هست باشد ولى فقط مرده ها یکدفعه
از قبرها بیرون بیایند براى حساب و کتاب.این حشر قبورى که قرآن بیان کرده
است(که واقعا تعبیر قرآن این است که مرده ها زنده مى شوند)مقرون است با یک
تغییر کلى و اساسى در تمام عالم، از خورشید و ستارگان و زمین و هر چه در زمین
هست و آن موجودهاى خیلى عظیم و وسیع زمین که چشم انسان را پر مى کند و
آدم باور نمى کند اینها دیگر طورى بشوند مثل دریاها و کوهها، همه اینها را قرآن
مثال ذکر مى کند:آن یکى مثل پشم زده شده باشد، آن یکى مثل غبار پراکنده باشد،
نور از خورشید گرفته شود، ستارگان منکدر شوند، خلاصه یک تغییر کلى در تمام
عالمى که ما آن را عالم طبیعت مى شناسیم [و در آسمان صورت مى گیرد].عالمى
٢
که ما عالم طبیعت مى شناسیم همین زمین است و آنچه که ما آسمان مى نامیم
مجموع خورشید و ستارگان است.دیگر چیزى نمانده است که قرآن روى آن دست
یوم تبدل الارض غیر » : نگذاشته باشد که در آن قیامت کبرى آن هم تغییر مى کند
از این جور تعبیرات خیلى زیاد « و السموات مطویات بیمینه » ، (۲) « الارض و السموات
است.منکرین زمان پیغمبر هم نسبت به قصه حشر انسان از قبرهابوده که اعتراض
تلقى « نیارستنى » مى کردند، یعنى این را یک امر ناشدنى و به قول کسروى
مى کردند.قرآن هم با تکیه به قدرت خدا یا با تکیه به نظام موجود(که نظام موت و
حیات است و مرده ها دائما برروى این زمین زنده مى شوند)یا با تکیه به خلقت
اولى(که برگرداندن بعدى از ایجاد ابتدایى مهمتر نیست)و یا با این نوع استدلال که
ما که آفریدیم مگر عبث آفریدیم؟به آنها جواب مى دهد.

عتیقه زیرخاکی گنج