• بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

قيمت گذاري را چگونه انجام خواهيد داد ؟
قيمت گذاري هنوز يك هنر است
اهمیت قیمت در شرکت:
قیمت گذاری بر اساس هزینه ها 

قیمت گذاری بر اساس ارزش کالا 
اهمیت قیمت در امیخته بازاریابی:

تمام عناصر آمیخته بازاریابی باید برای حمایت از استراتژی کلی هماهنگ شوند و این امر شامل قیمت نیز می شود  
۱- قیمت و محصول 
۲- قیمت و ترفیع 
۳- قیمت و توزیع 
قیمت گذاری در انواع مختلف بازارها:
– در حالت رقابت کامل  
۲- در حالت رقابت انحصاری  
۳- در حالت رقابت انحصاری چند جانبه
۴- در حالت انحصار کامل  
تجزیه وتحلیل رابطه بین قیمت وتقاضا:
قیمت بالا = تقاضا پائین و باالعکس  
 
۱- کنش پذیری
  
۲- عرضه محصولات و قیمتها رقبا
فرایند قیمت گذاری:
-مرحله اول :
تحليل وضعيت بازار  که شامل :
              1-فرايند قيمت گذاري است . 
                2-كنش پذيري تقاضا .
                 3-ارزيابي – تقاضا در بازار :

                 4-تغييرات منحني تقاضا :

                 5-تحليل رقابت كه شامل :
مرحله دوم :
 شناسايي موانع و محدوديتهاي قيمت گذاري : 
۱- هزینه ها 
۳-انتظارات كانالهاي توزيع
۴-تقاضاي مشتري
۵-رقابت 
۶-ملاحظات اخلاقي 
مرحله سوم :
تعيين هدفهاي قيمت گذاري 
۱-هدفهاي سود دهي 
۲-هدفهاي فروش
۳- هدفهای رقابتي :
۴-هدفهاي مربوط به موضوع سازي محصول و شركت :
۵-هدفهاي بقا :
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

   پيشنهاد ما چيست؟
•        براي انجام آن چگونه طرحريزي كرده ايم؟
•        چه زماني را براي انجام آن برنامه ريزي كرده ايم؟
•        چقدر هزينه براي انجام اين طرح لازم است؟
 
در نگارش پروپزال سطح دانش مخاطبين  و نيز موقعيت آنان بايستي در نظر گرفته شود. اگر مخاطب پروپوزال داراي دانش فني كافي نيست، بايد همراه در ابتداي آن يك مقدمه اجرايي به زبان غيرفني و ساده آورده شود.
استاندارد كاملاً تعريف شده اي براي نگارش يك پروپوزال وجود ندارد، ليكن فرمت هاي متداول متعددي موجود است و برخي از سازمانها، بخصوص سازمانهاي سرمايه گذار و اعطا كننده كمك مالي، فرمت هاي از پيش تعيين شده اي براي اينكار دارند.  در اينجا يك فرمت كلي براي اين منظور پيشنهاد مي شود.
•        پيشنهاد ما چيست؟
•        براي انجام آن چگونه طرحريزي كرده ايم؟
•        چه زماني را براي انجام آن برنامه ريزي كرده ايم؟
•        چقدر هزينه براي انجام اين طرح لازم است؟
 
در نگارش پروپزال سطح دانش مخاطبين  و نيز موقعيت آنان بايستي در نظر گرفته شود. اگر مخاطب پروپوزال داراي دانش فني كافي نيست، بايد همراه در ابتداي آن يك مقدمه اجرايي به زبان غيرفني و ساده آورده شود.
استاندارد كاملاً تعريف شده اي براي نگارش يك پروپوزال وجود ندارد، ليكن فرمت هاي متداول متعددي موجود است و برخي از سازمانها، بخصوص سازمانهاي سرمايه گذار و اعطا كننده كمك مالي، فرمت هاي از پيش تعيين شده اي براي اينكار دارند.  در اينجا يك فرمت كلي براي اين منظور پيشنهاد مي شود.
 
فرمت كلي يك پروپوزال
 
۱٫ مقدمه
معرفي پروپوزال
اگر پروپوزال را در پاسخ به يك “درخواست پروپوزال“ (RFP) ارسال مي كنيد، مقدمه اي براي آن فراهم كنيد كه در آن شماره، تاريخ، شماره تماس با مشتري يا كارفرما و غيره آورده شده باشد. در غير اينصورت، دليل ارسال پروپوزال، دريافت كننده آن (با نام) و چگونگي پاسخ مورد انتظارتان را در اين مقدمه ذكر كنيد.
 
معرفي سازمان ارسال كنده پروپوزال
سازمان ارسال كننده را بروشني معرفي كرده و بر ارزش نقش آن براي كارفرما يا مشتري تاكيد كنيد.
 
سوابق كاري
تجارب و سوايق كاري سازمان يا شركت خود را بطور خلاصه ذكر كنيد.
 
 
۲-۱٫ محصولات ارائه شده
معماري
معماري طراح شده براي محصولات يا خدمات ارائه شده را شرح دهيد.
 
پيكربندي
نحوة پيكربندي محصولات توسط خود يا مشتري را بيان كنيد.
 
جنبه هاي خاص و مزايا
اصلي ترين جنبه هاي محصولات پيشنهادي و مزاياي مربوط به آنها را شرح دهيد.
 
مشخصات
عملكرد و ساير مشخصات محصولات پيشنهادي را شرح داده و يا در ضميمه پروپوزال بياوريد.
 
۲-۲٫ خدمات ارائه شده
بكارگيري
نحوه نصب و بكارگيري را شرح دهيد.
 
يكپارچه سازي
نحوه يكپارچه سازي با محيط موجود را شرح دهيد.
 
نگهداري و پشتيباني
نگهداري و پشتيباني فراهم شده براي مشتري را بيان كنيد.
 
روش تحويل
روش تحويل خدمات و رويه هاي مربوطه را بيان كنيد.
 
كاهش ريسك
تعريف واقع بينانه اي از ريسك هاي مواه با پروژه و نحوه كاهش آنها ارائه دهيد.
 
تضمين كيفيت
شرح انچه براي تضمين كيفيت انجام خواهيد داد.
 
۳٫ تجارب و سوابق كاري مرتبط
 
خلاصه اي از پروژه هاي انجام شده
توصيف پروژه هاي مشابهي كه قبلاً توسط شركت انجام شده است.
 
مراجع و شواهد
شواهد و نقطه نظرات مشتريان قبلي خود را ذكر كنيد.
 
۴٫ هزينه  و قيمت گذاري
 
روش تعيين قيمت
قيمت مورد نظر چگونه محاسبه شده است؟
 
قيمت گذاري
قيمت محصولات و خدمات خود را بيان كنيد.
 
نحوه پرداخت
نحوه پرداخت قيمت محصولات يا خدمات خود توسط مشتريان را بيان كنيد.
 
موارد قانوني
هرگونه موارد و نيازمندي هاي قانوني مورد نياز قراردادها را بيان كنيد.
 
سرفصل هاي ذكر شد تنها جنبه پيشنهادي داشته و هيچكدام قطعي و غيرقابل اجتناب نمي باشند. بمنظور آشنايي بيشتر نمونه خوبي از يك پروپوزال در ادامه آورده شده است.
 
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ويژگى كليدى يك سيستم انتقال باز در يك محيط جداسازى شده ، عبارت است از ارايه خدمات سيستم انتقال به همه مشتريان بدون تبعيض و منصفانه . شاخه هاى گوناگون خدمات سيستم انتقال بايد بسيار شفاف و ساده بوده و قيمت گذارى درست در ارايه خدمات سيستم انتقال بسيار كارآمد خواهد بود. در بهره بردارى هاى كوتاه مدت بهينه ،‌ بازيافت هزينه ها ،‌ سرمايه گذارى هاى بلند مدت و تخصيص منصفانه هزينه ها ميان مشتركين بازرگانى مهم است . 
در سيستمهاى انتقال پنج گونه هزينه هست: هزينه هاى عملياتى  ، هزينه هاى سرمايه اى  يا هزينه هاى جاى گرفته   ، هزينه هاى فرصت ، هزينه هاى خروج و هزينه هاى گسترش سيستم. در زير، به كوتاهى اين عنوانها را بررسى مى كنيم 
هزينه هاى عملياتى دربر گيرنده تلفات سيستم انتقال، هزينه هاى توزيع دوباره انرژى توليدى به سبب محدوديتهاى عملياتى مانند محدوديتهاي ولتاژ باس يا محدوديتهاي انتقال و هزينه اي مربوط به مديريت ، نگهداري و ارائه خدمات جانبي . 
بازيافت هزينه هاي سرمايه اي سيستم انتقال در طول عمر مفيد تسهيلات موجود ، شايد بيشتر از هزينه هاي عملياتي شبكه باشد . تسهيلات جداگانه اي كه در سيستم انتقال به شيوه هاي گوناگوني بار گذاري مي شوند كه اين ناشي از تغيير شرايط با گذشت زمان بوده از سوي ديگر گوناگوني بكار گيري شبكه با در نظر گرفتن قرار دادهاي بسته شده ميان توليد كننده و مصرف كننده چنان گسترده است كه قابل جداسازي و تقسيم بندي نيست .  
هزينه هاي فرصت سودهاي پيش بيني شده اي است كه شركت مالك شبكه به عنوان پيامد يك قرار داد خاص در نظر مي گيرد . هر قرار دادي در سيستم انتقال مي تواند سطح قابليت اطمينان سرويش موجود را تغيير دهد و اين بر هزينه مربوط به قطعي ها   اثر مي گذارد و هزينه قابليت اطمينان را پديد مي آورد . ارزيابي هزينه هاي قابليت اطمينان ، كار بسيار دشواري است چرا كه به عاملهاي پر شماري چون زمان بندي ، درازاي زمان ، وسعت وقفه موجود در سرويس ارائه شده ، توان ذخيره موجود به مشتري و موقعيت مشتري بستگي دارد . در گذشته اين هزينه ها در تعيين نرخ خدمات انتقال ناديده گرفته مي شد . 
هزينه هاي گسترش سيستم در بر گيرنده سرمايه گذاري در پوشش دادن به بهره برداران تازه و به ويژه موضوع مهم گسترش بلند مدت سيستم انتقال در كشورهاي در حال توسعه است . 
قيمت گذاري سيستم انتقالي يكي از پيچيده ترين موضوعها در تجديد ساختار صنعت برق است . كه پديد آمده از قوانين عيني و محدود كننده دولتي درباره شبكه هاي انتقال و همچنين نياز به برقراري تعادل ميان توليد و تقاضا به گونه تمام وقت است . با توجه به اينكه توليد كنندگان و مصرف كنندگان همگي به يك شبكه متصل هستند عملكرد هر يك از شركت كنندگان در اين مجموعه اثرهاي چشمگيري بر ديگران خواهد داشت كه اين محاسبه و بررسي جداگانه هر يك از شركت كنندگان را تقريباً ناشدني مي كند . افزون بر هزينه هاي عملياتي ، هزينه هاي جاي گرفته و تامين هزينه هاي گسترش آينده سيستم نيز بايد در ساختار تعرفه در نظر گرفته شود . با توجه به اينكه هزينه هاي جاي گرفته در سيستم در مقايسه با هزينه هاي عملياتي بسيار بيشتر است . طراحي يك ساختار قيمت گذاري منطقي براي بازيافت منصفانه اين هزينه ها از همه مشاركت كنندگان بسيار مهم است . مانند مساله هاي گسترش سيستم اين مساله از موضوعهاي مربوط به سياست گذاري كلي سيستم است . به طور كلي سه الگوي پايه در قيمت گذاري هست  : روشهاي Rolled – in  روشهاي افزايشي و روشهاي جايگيري / افزايشي    . در اينجا نگاه كوتاهي بر اين عنوانها و نيز تعريف دقيقي از سيستم قيمت گذاري بكار رفته در شبكه ملي انگلستان مي پردازيم .    
 
 روش هاي قيمت گذاري Rolled – in  
ساده ترين روش قيمت گذاري خدمات در سيستم انتقال همان روش معروف تمبر پست است ، كه تنها بستگي به مقدار توان جا به جا شده و مدت زمان مصرف بدون در نظر گرفتن توليد ، ديسپاچ ، فاصله جغرافيايي يا توزيع بار اعمالي به خطوط گوناگون سيستم انتقال در يك قرارداد خاص دارد . مهمترين كاستي اين روش ناديده گرفتن اثر معاملات خاص بر روي عملكرد سيستم واقعي است . احتمال فرستادن سيگنالهاي اقتصادي نادرست به مصرف كننده ها نيز هست . مشتركي كه از سيستم انتقال به گونه سبك بهره مي گيرد . در يك فاصله الكتريكي كوتاه است در عمل اثرهاي پديد آمده از مشتركين سنگين سيستم را تعديل مي كند . روشن است كه اين روش ، روش منصفانه اي براي مشتركين نيست . 
روش مگا وات – مايل تلاشي است براي جبران اين كاستيها . بنيان كار در اين روش بر پايه بارگذاري جداگانه هر خط انتقال با توجه به قراردادهاي موجود است . اين مقدار در طول خط ضرب مي شود و سپس مقدار به دست آمده از همه خطوط بر يكديگر جمع مي شود تا سهم هر قرار داد استفاده از سيستم انتقال روشن شود . به اين ترتيب هزينه اختصاص داده شده به هر معامله بر پايه ميزان بهره گيريش از سيستم انتقال تعيين مي شود . جداي از پاره اي فرضيه هاي كم اهميت مقدار C Ti به زبان رياضي به گونه زير مي آيد : 
C Ti = ∑ [ P j,Ti  F j      ∑i  Pj,Ti ] 
كه Ti هزينه محاسبه شده معامله Pj , Ti بار روي خط j با توجه به معامله Ti و F j مقدار ماليات مورد نياز براي اين خط است . P j , Ti بايد با يك دسته روشهاي با دقت بالا يا بعضي رهيافت هاي خطي محاسبه شود .  
روش مگا وات – مايل يك راهكار منصفانه تر براي قيمت گذاري در سيستم انتقال است . با كاستيهايي مانند جدا نبودن هزينه هاي عملياتي و هزينه هاي جايگيري از يكديگر و عدم امكان تشخيص اهميت نسبي خطوط گوناگون براي كاركرد ايمن سيستم به عنوان يك مجموعه واحد در بحث قابليت اطمينان موجود براي هر معامله در سيستم انتقال همچنان در كار است . 




روش هاي قيمت گذاري افزايشي ( مرزي )  
قيمت گذاري گره اي 
پيچيده ترين و در همان حال دقيق ترين روش قيمت گذاري ، روش گره اي است كه از نظريه هزينه مرزي گرفته شده است . قيمت گذاري گره اي بر پايه هزينه مرزي ( افزايشي ) كوتاه مدت يا هزينه مرزي ( افزايشي ) بلند مدت است و با توجه به لزوم بازيابي هزينه هاي عملياتي هزينه هاي سرمايه يا هزينه هاي گسترش برآورد مي شود . قيمت گذاري مرزي كوتاه مدت در آينده بررسي خواهد شد . در موردهاي ديگر مي توان روش همانندي بكار برد . اين روش قيمت برق را در باس سيستم با در نظر گرفتن همه هزينه ها و محدوديتهاي سيستم انتقال برآورد مي كند . قيمتهاي گره اي گونه به گونه دو متغيره يا ضريبهاي لاگرانژ در محاسبه پخش بار بهينه رخ مي نمايد . قيمتهاي مرزي سيستم انتقال يا نرخهاي چرخشي مرزي    يكراست از نرخهاي گره اي گرفتهمي شود . اگر Mpi و Mpj قيمتهاي گره اي مرزي برق در باسهاي i و j باشد قيمت مرزي انتقال عبارت خواهد بود : Mpj  – Mpi  كه اين اندازه اي از هزينه هاي انتقال يكواحد توان انصافي از باس I به باس j باشد . قيمتهاي گرهاي كوتاه مدت به گونه ديناميك و مانند تابعي از توزيع بار ، ساختار سيستم ، و الگوهاي خروجي سيستم دگرگون مي شود . بنابراين بايد بر يك پايه دوره اي دوباره محاسبه شود . اين طرح قيمت گذاري تنها بر هزينه هاي عملياتي اثر مي گذارد بنابراين هزينه بازيابي سرمايه و هزينه مديريت نيز بايد در آن در نظر گرفته شود . برجستگي چشمگير اين روش اين است كه سيگنالهاي قيمت گذاري درستي در آن بدست مي آيد و از بدترين كاستيهاي اين روش ، نياز به يك عمليات تطبيق مالياتي جداگانه است . اين طرح قيمت گذاري سه نارسايي ديگر دارد . نخستين نقص آن نياز به حجم گسترده اي از محاسبات زمان – حقيقي است . دوم ، درباره انگيزه است . در اين روش زمينه لازم براي مالك انحصاري شبكه انتقال در مشكل تراشي و افزايش محدوديتها براي يكديگر استفاده كنندگان هست . كامل عملياتي وكارآمدي از سيستم قيمت گذاري گره اي در صنعت ديده نشده است .
 روش قيمت گذاري گره اي هم براي قيمت گذاري قيمت گذاري توان حقيقي ، و هم براي قيمتگذاري توان راكتيو مي تواند بكار رود . قيمت گذاري توان حقيقي مي تواند با بكارگيري يك الگوي پخش بار ac و به گونه همزمان با قيمت گذاري توان حقيقي انجام شود . اين گونه محدوديتهاي هر دو گونه توان به ويژه محدوديتهاي توان راكتيو ( محدوديتهايي مانند تعادل توان راكتيو در همه باس ها و محدوديتهاي ولتاژ باس ) در نظر گرفته مي شود . 
قيمت گذاري ناحيه اي          
بر خلاف مبناي تئوريك و الزام آور ، روش قيمت گذاري گره اي براي كاربردهاي عملي ، روش بسيار پيچيده اي است كه حداقل در آينده نزديك كاربرد پذير نيست . بنابراين ، طرح ، قيمت گذاري ناحيه اي به عنوان يكطرح جايگزين پيشنهاد شده است . اين روش قيمت گذاري آميزه اي از روش تمبر پستي و روش قيمت گذاري گره اي است و تلاشي است براي ساده تر كردن روال قيمت گذاري ، همزمان با در نظر گرفتن همه هزينه هاي متغير تامين توان در منطقه هاي گوناگون . 
همانند روش گره اي ، روش ناحيه اي مي تواند بهدو گونه هزينه مرزي كوتاه مدت ( افزايشي ) يا هزينه مرزي بلند مدت ( افزايشي ) به ميان آيد . همان گونه كه اين گزينش بستگي به هدف مورد نظر دارد . به طور كلي نخست روش قيمت گذاري گره اي براي بدست آوردن قيمت در همه باس ها بكار مي رود و پس از آن يك مقدار ميانگين وزن دار از قيمت همه باسهاي درون يك ناحيه به عنوان قيمت ناحيه اي بدست مي آيد . اين روال به گونه دوره اي براي در نظر گرفتن همه دگرگونيها در شرايط سيستم قدرت محاسبه مي شود و به سخن ديگر تكرار مي شوند . قيمتهاي گره اي در همه باسهاي يك ناحيه بايد به شيوه منطقي به يكديگر نزديك باشد تا كاربر اين روش معني دار باشد . افزون بر اين مرزهاي ناحيه اي بايد تنظيم نمود . بازار برق نروژ اين رهيافت را با چهار يا پنج ناحيه بكار مي رود . يك روش قيمت گذاري ناحيه اي بر پايه هزينه مرزي بلند مدت در شبكه ملي انگلستان  براي بازيافت هزينه هاي سرمايه بكار مي رود . 
ديگر هدف مهم قيمت گذاري ناحيه اي مديريت تراكم ( ترافيك انتقال ) است . تراكم زماني پديد مي آيد كه توزيع همه معاملات قرار دادي و بازار سرمايه گذاري به مرز محدوديتهاي سيستم انتقال برسد . براي نمونه در كاليفرنيا ۲۴ ناحيه قيمت قابل تنظيم هست . تحت شرايط عادي و بدون هيچ تراكمي همه نواحي داراي يك نرخ تمبر پستي يكسان هستند و هيچ هزينه اضافي در تبادل توان ميان نواحي در نظر گرفته نمي شود . اما هنگامي كه تراكم پديد مي آيد بهره بردار مستقل سيستم قيمت را در ناحيه داراي تراكم افزايش مي دهد تا بهره برداران ناچار شوند كه خريد و فروش برق مورد نيازشان را در ناحيه خود انجام دهند . با توجه به اينكه وضعيت خطوط متراكم شده با گذشت زمان دگرگون مي شود اين نواحي تنظيم پذير است . تعيين قيمتهاي ناحيه اي بحثي نظري است و اين يك كاستي بنيادي اين روش است با اين حال اين روشي بسيار ساده و دست يافتني است . 
بازيافت هزينه جاي گرفته    
به طور كلي هزينه سيستم انتقال بايد مانند هزينه هاي افزايشي ( عملياتي ) كه در بالا گفتيم به بازيافت هزينه هاي جاي گرفته پيوند داشته باشد . وظيفه اصلي يك خط انتقال ديسپاچ توان از محل توليد به محل مصرفاست . افزون بر اين خطوط اصلي نقش مهمي در امنيت سيستم انتقال دارد . گاهي كه شماري از خطوط به ظاهر كم اهميت و كم باز شبكه از مدار خارج مي شود بنابراين با در نظر گرفتن احتمال رخدادهاي پيش بيني ناپذير پي در پي يك معامله ويژه شايد انجام پذير نباشد . همچنين گاهي يك خط از نظر امنيتي شايد براي يك معامله از اهميت بيشتري نسبت به ديگر معاملات برخوردار باشد . در واقع بحث امنيت و قابليت اطمينان يك فرض بنيادي در تخصيص عادلانه هزينه جاي گرفته مي باشد . ئدر اينجا بهمعرفي يك روش تخصيص هزينه جاي گرفته براي خطوط انتقال ميان معاملات مربوط به انتقال رداخته مي شود كه هر دوموضوع استفاده از ظرفيت   سيستم و سودمنديهاي قابليت اطمينان را در نظر دارد . استفاده ظرفيتي يك خط با يك معامله مقدار توان انتقال داده شده روي آن خط است با در نظر گرفتن معامله مورد نظر . از سويي قابليت اطمينان يك معامله خاص به گونه افزايش احتمال ضعف سيستم با در نظر گرفتن خروج خط از سرويس در مقايسه با ضعف احتمالي در زمان سرويس دهي خط است . استفاده ظرفيتي با بكار گيري پخش بار AC تعيين مي شود در اين حالت اثر توان راكتيو را نيز مي توان در نظر گرفت . 

تخصيص دهي تنها براي استفاده ظرفيتي
با توجه به اينكه شراي سيستم قدرت همواره دگرگون مي شود الگوي شارش در يك شبكه به مقادير توليد ، بار و معاملات در گردش در زمانهاي گوناگون بستگي دارد. بنابراين شركت برق ميزبان بايد ظرفيت مناسبي روي هر خط به گونه ذخيره داشته باشد تا بتواند در زمان لازم پاسخگوي حداكثر شارش مورد نظر باشد .بنابراين Ti و Pj يعني بار خط j با در نظر گرفتن معامله درمعادله اول بايد به شكل زير تفسير گرد : 
P j , Ti = Max δ ( Pj , Ti i ) 
كه در آن δ  نشانگر آميخته اي از همه شرايط سيستم انتقال و معاملات است كه مي تواند در زمان قيمت گذاري پديد آيد . اكنون مقدار Ci در معادله قبلي در اول نشانگريك قيمت تخصيص داده شده تنها بر پايه استفاده ظرفيتي مي باشد .

تخصيص دهي تنها بر پايه سود قابليت اطمينان     
هر چند برخي از خطوط به شيوه معمول شايد بار سبكي داشته باشد ليكن مي توانند نقش بسيار مهمي را از ديدگاه قابليت اطمينان شبكه ، هنگام اضطرار يا وقوع حادثه هاي پي در پي داشته باشند . در اين صورت يك هزينه اضافي براي  چنين خطوطي در نظر گرفته مي شود . براي هر معامله اي نخست قابليت اطمينان سيستم با در نظر گرفتن همه خطوط در سرويس و نيز با در نظر گرفتن همه خطوط به جز خط j در سرويس محاسبه مي شود . سود قابليت اطمينان ، Rj , Ti مربوط به خط j در معامله Ti احتمال ناكاميب ( عدم موفقيت ) اجراي معامله به دليل نبود خط مور نظر است . احتمالات همانندي نيز براي خط j يا در اجراي معامله به دليل نبود خط مورد نظر است . احتمالات همانندي نيز براي خط j  يا در نظر گرفتن آن در همه معاملات ديگر محاسبه مي شود . هزينه جاي گرفته انتقال j مربوط به معامله Ti  تنها بر مبناي سود قابليت اطمينان طبق فرمول زير تعريف مي شود : 
Cj’, Ti = [ PTi Rj , Ti          ∑i PTi Rj , Ti   ]. Fj 
كه P Ti  مقدار معامله Ti ،F i هم مانند معادله اول است . در اين بحث به روش مورد استفاده در محاسبه احتمال ناكامي نمي پردازيم . براي نمونه احتمال ناكامي يك معامله مي تواند به سادگي به عنوان احتمال نبود يك مسيرويژه ميان باس ارسالي و باس دريافتي در نظر گرفته شود . اين روش محاسبه را در ساختارهاي ساده مي توان بكار بست اما در شبكه هاي بزرگ به هم پيوسته بسيار پيچيده شده و در عمل كاربردني نيست . براي مدارات شبكه شده روش كات ست    يا رهيافت احتمالات شرطي   روش هاي خوبي است . 

 تركيب استفاده ظرفيتي و سود قابليت اطمينان 
هزينه هاي جاي گرفته به شكلي خارج و وابسته به قضاوت طراح معامله به صورت يك كسر به استفاده ظرفيتي و سودهاي قابليت اطمينان تخصيص داده مي شوند . به اين ترتيب هزينه تركيبي   عبارت خواهد بود از : 



داريم : a+b = 1  
بايد گفت : هزينه هاي جاي گرفته انتقال بايد تجهيزات مانند ترانسفورمرها تجهيزات پست ، كليدها و خازن هاي سري و موازي رادر كنار خطوط انتقال و كابلها در نظر بگيرد . نمي توان گفت كه يك روش قيمت گذاري بهترين است چرا كه شايد روشهاي گوناگون براي موقعيتهاي گوناگون سازوار باشد . بخشهاي جداسازي شده خدمات انتقال نيز شايد به روش هاي گوناگوني قيمت گذاري شود . بنابراين همچون بازارهاي برق بايد رهيافت هاي تركيبي براي قيمت گذاري خدمات را بكار برد . ديگر اينكه مي توان مولفه هاي تعرفه اي گوناگوني را با در نظر گرفتن موردهايي مانند زمان استفاده ، جغرافيايي ويژه ، برخي كميت هاي مقداري و يا تغييرات خاص مربوط به مشتركين ، طراحي و تعريف كرد . 

روش قيمت گذاري انتقال در شركت شبكه ملي ( NGC ) انگلستان 
در اين بخش روش قيمت قيمت گذاري در شركت شبكه ملي انگلستان را بازشكافي خواهيم كرد . 
شركت شبكه ملي اين اختياررا دارد كه مالياتي براي پوشش دادن هزينه هاي نگهداري تجهيزات در نظر بگيرد . اما هزينه هاي عملياتي و بهره برداري سيستم به مصرف كنندگان منتقل مي شود . قيمت مرزي سيستم   ( SMP ) قيمتي است كه گرانترين توليد كننده كه براي توزيع توان درباره زماني نيم ساعتي تاييد شده است در زمان محدود نبودن سيستم انتقال اعلام مي كند . در واقع يك نوع توزيع انرژي بدون محدوديتهاي انتقال است . احتمال بيشتر شدن تقاضا از ميزان ظرفيت موجود ( احتمال حذف بار يا LOLP )  با مقايسه تقاضاي مورد انتظار و ظرفيت موجود محاسبه مي شود . براي بر انگيختن توليد كنندگان در افزايش ظريت پيشنهادي خود ، قيمت خريد بازار سرمايه اي ( PPP ) با افزايش در ميزان قيمت مرزي سيستم ، تغير داده مي شود . اگر يك توليد كننده خصوصي از پيش براي توليد در وضعيت بدون محدوديت انتقال برگزيده شده باشد اما به دلايلي همچون محدوديت انتقال ياديگر عاملها مجوز توليد آن لغو شود بايد مبلغي به عنوان غرامت براي اين توليد كننده در نظر گرفته شود . اين غرامت در واقع تفاوت ميان قيمت خريد بازار سرمايه گذاري و قيمتي است كه توليد كننده به بازار سرمايه گذاري پيشنهاد كرده است . با توجه به اينكه قيمتهاي پيشنهادي چنين توليد كنندگاني از قيمت خريد بازارسرمايه گذاري كمتر است ، بازار سرمايه گذاري در اين معامله دچار زيان مي شود . به اين ترتيب اين هزينه اضافي به مصرف كنندگان منتقل مي شود . از سوي ديگر به توليد كنندگان غير اقتصادي كه براي توليد در بازار روزانه برگزيده نشده بودند اما اكنون با در نظر گرفتن محدوديت انتقال موجود به توليدشان نياز هست ، قيمت پيشنهادي آنها در بازار سرمايه گذاري پرداخت مي شود . اين هزينه بالاتر از قيمت خريد بازار سرمايه گذاري است . اين در واقع گون اي پرداخت به توليد كنندگان بدون شايستگي است . هزينه هاي حذف محدوديت  ، پرداختهاي بدون شايستگي  
و هزينه هاي اضافي ديگر همچون هزينه هاي تعميرات خطوط انتقال ، تلفات انتقال ، هزينه هاي راه اندازي و هزينه هاي خدمات جانبي به گونه يك افزونه  به مصرف كنندگان منتقل مي شود . 
  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تمامي سازمانها و شركتها، براي كالاها و خدماتي كه عرضه مي‌دارند قيمتي تعيين مي‌كنند. اين قيمت ممكن است در قالب مفاهيم گوناگون مانند شهريه، آبونمان، حق عمل، اجاره بها و … عنوان ‌شود. 
در بين اجزاي آميزه بازاريابي، قيمت تنها عاملي است كه موجب ايجاد درآمد مي‌شود. همچنين قيمت انعطاف‌‌پذيرترين عامل آميزه بازاريابي شناخته مي‌شود، چراكه مي‌توان بسرعت آن‌را تغيير داد. اگرچه رقابت بر سر قيمت يكي از مسئله‌هاي عمده‌اي است كه شركتها با آن روبه‌رو مي‌شوند، اما بسياري ار شركتها نمي‌توانند اين مسئله را به شيوه‌اي عالي حل كنند. 
با همتراز شدن‌ كيفيت‌ كالاهاي‌ شركتهاي‌ متفاوت‌ و تشديد رقابت، عنصر قيمت‌ به‌ يكي‌ از مهمترين‌ عوامل‌ موثر بر حفظ‌ و جذب‌ مشتريان‌ و وفاداري‌ و رضايت‌ آنها تبديل‌ شده‌ است. اين‌ امر امروزه‌ به ‌دليل‌ گسترش‌ روزافزون‌ اينترنت‌ بيشتر مصداق‌ پيدا مي‌كند.
كلينيك بازاريابي 
و 
تبليغات
شادي گلچين‌فر و امير بختائي
قيمت گذاري
مقدمه
تمامي سازمانها و شركتها، براي كالاها و خدماتي كه عرضه مي‌دارند قيمتي تعيين مي‌كنند. اين قيمت ممكن است در قالب مفاهيم گوناگون مانند شهريه، آبونمان، حق عمل، اجاره بها و … عنوان ‌شود. 
در بين اجزاي آميزه بازاريابي، قيمت تنها عاملي است كه موجب ايجاد درآمد مي‌شود. همچنين قيمت انعطاف‌‌پذيرترين عامل آميزه بازاريابي شناخته مي‌شود، چراكه مي‌توان بسرعت آن‌را تغيير داد. اگرچه رقابت بر سر قيمت يكي از مسئله‌هاي عمده‌اي است كه شركتها با آن روبه‌رو مي‌شوند، اما بسياري ار شركتها نمي‌توانند اين مسئله را به شيوه‌اي عالي حل كنند. 
با همتراز شدن‌ كيفيت‌ كالاهاي‌ شركتهاي‌ متفاوت‌ و تشديد رقابت، عنصر قيمت‌ به‌ يكي‌ از مهمترين‌ عوامل‌ موثر بر حفظ‌ و جذب‌ مشتريان‌ و وفاداري‌ و رضايت‌ آنها تبديل‌ شده‌ است. اين‌ امر امروزه‌ به ‌دليل‌ گسترش‌ روزافزون‌ اينترنت‌ بيشتر مصداق‌ پيدا مي‌كند.
تعريف قيمت‌گذاري‌
 قيمت از نظرلغوي يعني سنجش، ارزيابي، اندازه و معيار. قيمت در بازار عبارت است از ارزش مبادله‌اي كالا و خدمت كه به صورت واحد پول بيان مي‌شود.
بر اين اساس، ‌قيمت‌گذاري‌ بطور ساده‌ يعني‌ تعيين‌ قيمت‌ براي‌ كالا يا خدمت‌. قيمت‌گذاري‌ فعاليتي‌ است‌ كه‌ بايد تكرار شود و فرايندي‌ مداوم‌ و پيوسته‌ است. اين‌ تداوم‌ ناشي‌ از تغييرات‌ محيطي‌ و نبود‌ ثبات‌ در شرايط‌ بازار است‌ كه‌ لزوم‌ تكرار اين فرايند را توجيه مي‌كند.
اهداف قيمت گذاري
بطور كلي اهدافي كه شركتها از قيمت‌گذاري دنبال مي‌كنند به پنج گروه زير تقسيم مي‌شود:
۱ – ادامه حيات
اين هدف براي شركتهايي مناسب است كه با ظرفيت مازاد، رقابت شديد و تغييرات دائمي مصرف كنندگان دچار مشكل شده‌اند. چنانچه قيمت بتواند هزينه‌هاي متغير و برخي از هزينه‌هاي ثابت را پوشش دهد، شركت مي‌تواند همچنان به حيات تجاري خود ادامه دهد.
۲ – به حداكثر رساندن سود فعلي
براي اينكه شركتي بتواند سود كنوني خود را به حداكثر برساند، بايد تقاضا و هزينه‌هاي مربوط به قيمتهاي مختلف را برآورد كند و آنگاه قيمتي را انتخاب كند كه بيشترين سود جاري، جريان نقدي يا بازده سرمايه را براي شركت به ارمغان آورد. البته در صورت تاكيد بيش از حد بر سود جاري و عدم توجه به اثرات ناشي از ساير متغيرهاي آميزه بازاريابي، واكنشهاي احتمالي رقبا و محدوديتهاي قانوني، در بلندمدت عملكرد شركت را به مخاطره خواهد انداخت.
۳ – به حداكثر رساندن سهم بازار
برخي شركتها اين هدف را در پيش مي‌گيرند، زيرا بر اين باورند كه دست‌يابي به حجم فروش بيشتر باعث خواهد شد، بهاي تمام شده هر واحد كاهش يابد و درنتيجه در بلندمدت به سود بيشتري دست ‌يابند. به عبارت ديگر چنين شركتهايي براي رسوخ در بازار ، قيمتهاي خود را در پايين‌ترين سطح تعيين مي‌كنند. اين استراتژي مي‌تواند در شرايط زير مناسب باشد:
_ بازار بيش از اندازه نسبت به قيمت حساسيت نشان مي‌دهد، در نتيجه قيمت پايين موجب رشد بازار خواهد شد.
_ با كسب تجربه هزينه‌هاي توليد و توزيع كاهش خواهد يافت.
_ قيمت پايين موجب از صحنه خارج شدن رقبا مي‌شود.
۴ – كشيدن عصاره بازار
برخي از شركتها ترجيح مي‌دهند قيمتها را در سطح بالا تعيين كنند و بدين وسيله عصاره بازار را بكشند. شركتها در شرايط زير مي‌توانند به اين هدف دست يابند:
_ وجود تعداد زيادي خريدار و بالا بودن ميزان تقاضا در بازار
_ تعيين قيمت اوليه در سطح بالا باعث جلب توجه شركتهاي رقيب به بازار نشود.
_ تعيين قيمت در سطح بالا اين تصور را در ذهن خريداران ايجاد كند كه شركت و محصولات آن نسبت به رقبا در سطحي بالاتر قرار دارد.
۵ – پيشرو شدن از نظر كيفيت
شركتهايي كه هدف آنها عرضه محصولات باكيفيت بالاست و مي‌خواهند از اين نظر در بازار پيشرو شوند، محصولاتي برتر و با قيمتهاي بالاتر به بازار عرضه مي‌كنند. آنها محصولاتي باكيفيت بسيار بالا به بازار عرضه مي‌كنند و نيز اين محصولات داراي ويژگيهاي خاصي هستند كه مي‌توانند منافع و مزاياي بيشتري به خريداران ارائه كنند. چنين شركتهايي مي‌توانند قيمتها را در سطحي بالاتر تعيين كنند.
عوامل‌ موثر بر قيمت‌گذاري‌
 ‌براي‌ قيمت‌گذاري‌ درست‌ و رضايت‌بخش‌ بايد عوامل‌ موثر بر قيمت‌گذاري‌ را شناسايي‌ و آنها را تنظيم‌ كرد. سه‌ دسته‌ كلي‌ عوامل‌ بر تصميمات‌ قيمت‌گذاري‌ موثرند. كه‌ عبارتند از:
۱ – عوامل‌ سازماني: آنهايي‌ هستند كه‌ بر قيمت‌گذاري‌ موثرند و با منابع‌ و اهداف‌ سازمان‌ سروكار دارند. مانند: چرخه‌ عمر محصول، و پورتفوليوي‌ قيمت‌گذاري‌ خط‌ محصول‌.
۲ – عوامل‌ مشتري: عواملي‌ هستند كه‌ از طرف‌ مشتري‌ بر قيمت‌گذاري‌ موثرند زيرا بين‌ قيمت‌ و تقاضا رابطه‌ معكوس‌ وجود دارد. 
۳ – عوامل‌ بازار: عواملي‌ هستند كه‌ از طرف‌ بازار بر قيمت‌گذاري‌ موثرند. مانند: محيط‌ و رقابت‌. اين‌ عوامل‌ را به‌ دو دسته‌ تقسيم‌ مي‌كند:
_ عوامل‌ دروني: اهداف‌ بازاريابي، استراتژي‌ آميخته‌ بازاريابي، هزينه‌ و ملاحظات‌ سازماني
_ عوامل‌ بيروني: ماهيت‌ تقاضا و بازار رقابت، اقتصاد، دولت، واسطه‌ها
مراحل قيمت‌گذاري
مرحله اول: تعيين هدف بلندمدت قيمت گذاري
در اولين مرحله بايد هدف از قيمت گذاري تعيين شود. اهداف قيمت گذاري از تنوع بالايي برخوردارند كه در قسمت قبل توضيح داده شد.
مرحله دوم: تعيين ميزان تقاضا
هر قيمتي منجربه ايجاد سطح متفاوتي از تقاضا مي‌شود و از اين رو، بر هدفهاي بازاريابي شركت اثري متفاوت خواهد گذاشت. رابطه بين قيمت و تقاضا باعث مي‌شود كه يك منحني تقاضا به وجود آيد. براي تعيين ميزان تقاضا لازم است كه حساسيت تقاضا نسبت به قيمت، برآورد منحني تقاضا و كشش تقاضا در برابر تغيير قيمت نيز مورد بررسي قرار گيرد.
مرحله سوم: برآورد هزينه‌ها
در حالي كه تقاضا سقف قيمتي را كه شركت براي محصولات خود در نظر مي‌گيرد، تعيين مي‌كند، هزينه‌ها، كف را تعيين خواهند كرد. بر اين اساس هر شركتي بايد قيمتي را در نظر بگيرد كه بتواند هزينه‌هاي توليد، پخش و فروش محصول را پوشش دهد و براي كار و ريسكي كه شركت پذيرفته است، بازده معقولي ارائه كند.
مرحله چهارم: تجزيه تحليل محصولات، قيمت‌ها و هزينه‌هاي شركت رقيب
هنگامي كه شركت با توجه به تقاضاي بازار، قيمت و هزينه‌ها را برآورد مي‌كند، بايد هزينه‌ها و قيمتهاي شركت‌هاي رقيب و واكنش آنها در برابر قيمت محصولات خود را مورد توجه قرار دهد و در محاسبات خود منظور كند.
مرحله پنجم: انتخاب روش قيمت گذاري
در اين مرحله بايد از بين روشهاي متنوع قيمت‌گذاري روش مناسب را انتخاب كرد. بطور كلي روشهاي قيمت‌گذاري عبارتند از:
_ قيمت‌گذاري بر مبناي افزودن به بهاي تمام شده: در اين روش كه ابتدايي‌ترين روش قيمت‌گذاري نيز محسوب مي‌شود، قيمت با افزودن يك عدد استاندارد به بهاي تمام شده تعيين مي‌شود. اين روش تنها زماني كارساز واقع مي‌شود كه قيمت تعيين شده بتواند فروش مورد انتظار را تضمين كند.
_ قيمت‌گذاري بر مبناي بازده مورد نظر: در اين روش، شركت، قيمتي را تعيين مي‌كند كه به يك نرخ بازده از سرمايه‌گذاري برسد. در اجراي اين روش اگر شركت بتواند هزينه‌ها و فروش را به صورتي دقيق برآورد كند، بازده سرمايه مورد انتظار تحقق خواهد يافت. در غير اين‌صورت شركت به نتايج مورد انتظار دست پيدا نخواهد كرد.
_ قيمت‌گذاري بر مبناي ارزش مورد تصور: در اين روش، قيمت‌گذاري بر مبناي پنداشت خريداران در مورد ارزش محصول و نه بر پايه بهاي تمام شده آن صورت مي‌گيرد. سپس با استفاده از ساير اجزاي تشكيل دهنده آميزه بازاريابي، مانند تبليغات، تلاش مي‌شود تا بر ارزش مورد تصور در ذهن مشتريان افزوده شود. در بكارگيري اين روش براي محصولات جديد به تحقيقات بازار نياز است.
_ قيمت‌گذاري بر مبناي ارزش: اين روش بر اين پايه قرار دارد كه قيمت بايد نشان دهنده ارزش بالاي محصول براي مشتريان باشد. در اين روش شركت بايد به اقداماتي دست بزند كه بدون اينكه به كيفيت محصول لطمه‌اي وارد آيد، محصولات را با هزينه كمتري توليد كند و يا با عرضه آنها را به قيمت پايين‌تر، تعداد بيشتري از مشتريان حساس به قيمت را جذب كند. اين روش بيشتر در خرده‌فروشيها مشاهده مي‌شود.
_ قيمت‌گذاري بر مبناي نرخ رايج: در اين روش فروشگاهها قيمتهاي محصولات خود را بر مبناي قيمت محصولات شركتهاي رقيب مي‌گذارند. در اين حالت امكان دارد شركتي محصولات خود را يكسان، بيشتر يا كمتر از قيمت شركتهاي عمده و رقيب عرضه كند. اين روش هنگامي كه نتوان به راحتي هزينه‌ها را محاسبه كرد يا واكنش رقبا نامشخص است بكار برده مي‌شود.
_ قيمت‌گذاري بر مبناي پيشنهادهاي مهر و موم شده: اين روش در مناقصه‌ها كاربرد دارد. هنگامي كه شركتها براي انجام پروژه‌ها، پيشنهادهاي مهر و موم شده مي‌دهند، قيمتها بصورت رقابتي تعيين مي‌شود. در مناقصه، هر شركتي قيمت پيشنهادي را بر اساس انتظاراتي كه نسبت به قيمت شركتهاي رقيب دارد تعيين مي كند نه بر مبناي رابطه دقيق قيمت با هزينه‌هاي شركت يا تقاضاي موجود.
مرحله ششم: انتخاب قيمت نهايي
روشهاي قيمت‌گذاري مورد بحث در مرحله قبل، باعث مي‌شوند كه دامنه قيمتهايي كه شركت مي‌تواند انتخاب كند محدود شود و به قيمت نهايي برسد. البته شركت هنگام انتخاب قيمت نهايي ناگزير است عوامل ديگر تاثير گذار را نيز مورد توجه قرار دهد. برخي از اين عوامل تاثيرگذار عبارتند از: قيمت‌گذاري بر مبناي روان‌شناسي، ساير اجزاي آميزه بازاريابي تاثيرگذار بر قيمت، سياستهاي قيمت‌گذاري شركت و اثر قيمت بر ساير گروهها. 
_ شادي گلچين فر و امير بختائي، كارشناسان بخش مشاوره و تحقيق سازمان مديريت صنعتي 
قيمت گذارى آب
معيار قيمت گذارى در شرع: بهره بردارى شركت آب از مباحات عامّه اگر موجب سلب استفاده ديگران نگردد، نصب تجهيزات بى اشكال و حيازت موجب ملكيّت مى گردد. اگر تجهيزات توسط افراد يا شركت هاى گوناگون نصب گردد معيار در قيمت گذارى، تراضى خريداران و فروشندگان مى باشد و قيمت عادلانه، «قيمة المثل» است كه عرف بازار تعيين مى كند. 
اگر اقدام شركت موجب انحصار آن شود، در اين صورت، شركت خصوصى يا فردى خاص حق اقدام انحصارگرانه ندارد مگر با اجازه ولى فقيه با رعايت مصالح جامعه و ضوابط مقرر. در تعيين ضوابط، ميزان بهره بردارى، مدت بهره بردارى، كيفيت آب، قيمت فروش، مصالح مردم، به ويژه ضعفا و محرومان، مورد نظر مى باشد.
از آن جا كه آب شهرى به حجم زيادى سرمايه ثابت اوليه نياز دارد، ماهيتاً انحصارى مى باشد. معمولا با ورود يك شركت يا مؤسسه، براى ديگران يا امكان ورود نيست و يا ورود آنان به صنعت آب، مقرون به صرفه نمى باشد. اصولا ممكن است به راحتى، بخش خصوصى در صنعت آب سرمايه گذارى نكند. ممكن است شركت ها و افراد اصلا اقدام به سرمايه گذارى نكنند و مردم براى تأمين آب در مضيقه باشند. در اين صورت، دولت اسلامى موظّف به اقدام مى باشد. يكى از راه هاى اقدام در جهت رفع نياز مردم، سرمايه گذارى به وسيله وجوهات شرعيّه است كه در اين صورت، بعضى از فقها اجازه دريافت سود را به دولت اسلامى نمى دهند، حداكثر قيمتى كه تعيين مى گردد همان قيمت تمام شده مى باشد. 

شيوه قيمت گذارى آب در كشور
آب داراى منافع خارجى بسيارى است. نتايج بهداشتى، مصارف و فوايد گوناگون آن در جهت سلامت انسان، محيط زندگى او و نسل هاى بعدى، به ويژه بر اساس مبانى مكتب اسلام، بر كسى پوشيده نيست. گذشته از آن، بهره بردارى بهينه از آن و حفظ اين امانت براى نسل هاى بعدى لازم است. قيمت آب مى تواند نقش مهمّى در تنظيم استفاده از آن داشته باشد. به عبارت ديگر، لازم است نرخ آب به گونه اى تنظيم گردد كه افرار جامعه از فوايد و پيامدهاى مثبت آن استفاده كنند، از اسراف و اتلاف آن هم دورى شود.

قيمت گذارى آب كشاورزى و صنعتى در كشور
زمان، مكان، ميزان بارندگى و سطح زير كشت در قيمت آب كشاورزى تأثير بسيارى دارد و همين عامل موجب نوسان شديد قيمت آب شده است. در مناطق سردسير كشور، در فصل هايى كه مزارع نياز به آب ندارند ـ چون فصل زمستان، اواخر پاييز و اوايل بهار ـ تقاضايى براى آب وجود ندارد. در نتيجه، آب رايگان است. در فصل هايى چون تابستان و يا در ساير فصل ها، در مناطق حارّه آب كشاورزى براى خود بازارى دارد و قيمت تعيينى بر اساس عرضه و تقاضا شكل مى گيرد. معمولا تعداد خريداران و فروشندگان بسيارند و قيمت عادلانه ـ همان «قيمة المثل» يا قيمت بازار است و معيار در تعيين قيمت توافق و تراضى خريداران و فروشندگان مى باشد.
بر اساس نظارت دولت بر مباحات عامّه، از جمله آب (يا ملكيّت دولت بنابر اين كه آب جزء انفال باشد) و حفاظت از حقوق و حريم كسانى كه اين آب ها را حيازت كرده اند، دولت بهره بردارى از اين آب ها را براى افراد يا شركت ها، مشروط به داشتن مجوّز كرده است.
دولت مبلغى به منظور حق نظارت از صاحبان چاه هاى مجاز و به منظور اهداف ذيل از كشاورزان دريافت مى دارد:
ـ حفاظت از حريم منابع آب هاى زيرزمينى;
ـ جلوگيرى از بهره بردارى بى رويّه و غيرمجاز به منظور حفظ منافع دارندگان پروانه چاه;
ـ بررسى تغييرات عمق آب زيرزمينى منطقه و اطلاع از افت سطح آب و در صورت لزوم، صدور مجوزهاى كف شكنى با توجه به تغييرات فوق;
ـ مطالعه كمّى آب زيرزمينى و بيلان منطقه از نظر حجم برداشت هاى ساليانه و اعلام ممنوعيت بهره بردارى بر اساس نتايج حاصل از مطالعات فوق;
ـ مطالعه شيميايى صخره به لحاظ تعيين قيمت آب و به كارگيرى تدابير لازم براى نظارت بر كيفيّت;
ـ اجراى طرح هاى مربوط به جبران افت سطح آب زيرزمينى به منظور حفظ بيلان مناطق.
شوراى اقتصاد در جلسه مورخ ۲۹/۴/۱۳۷۱، تصميماتى به شرح ذيل اتخاذ كرد:
الف ـ ميزان حق نظارت از آب هاى زيرزمينى در حداكثر برداشت آب تا ميزان ذكر شده در پروانه بهره بردارى به شرح ذيل تعيين مى گردد:
ـ گندم ۰۲۵% محصول برداشت شده;
ـ برنج ۰۶% محصول برداشت شده;
ـ مركّبات، خرما و صيفى جات ۱۵% محصولات برداشت شده;
ـ پسته و بادام صادراتى: ۰۱% محصولات برداشت شده;
ـ سر درختى: ۸% محصولات برداشت شده;
ـ ساير: ۵% محصولات برداشت شده.
در صورتى كه زارع از كشت تلفيقى استفاده نمايد، نرخ ها نيز به صورت تلفيقى اعمال خواهد شد.
ب ـ وزارت كشاورزى متوسط توليد هر محصول در واحد سطح در هر منطقه را تعيين و به سازمان آب منطقه اى ذى ربط اعلام نمايد.
ج ـ ميزان حق نظارت تعيين شده در مورد برداشت هاى مازاد بر متوسط (موضوع بند ب) به شرح ذيل كاهش مى يابد:
ـ برداشت محصول از ۵/۱ ـ ۲ برابر متوسط، ۵۰% قيمت;
ـ برداشت محصول از ۲ برابر به بالا، رايگان
د ـ به منظور تجهيز چاه هاى مورد نظر به شمارنده اندازه گيرى و برداشت آب، وزارت نيرو مكلّف است برنامه لازم را به نحوى تهيّه نمايد كه در مدت سه سال، اين مهم صورت پذيرد.
هــ وزارت نيرو اقدامات لازم به منظور استفاده بهينه از منابع آب و تشويق استفاده از نظام صحيح آبيارى و كاهش هدر رفتن آب را با اولويّت انجام دهد.
و ـ ميزان حق نظارت از صاحبان چاه هاى صنعتى براى شرب، بهداشت، دامدارى ها (مرغدارى ها و گاودارى ها) پرورش ماهى و … صنايع وابسته به كشاورزى به ازاى هر متر مكعب آب استحصالى، ۲ ريال با توجه به ميزان مجاز پروانه بهره بردارى صادر شده به علاوه رقم ثابت ۱۰۰۰۰ريال تعيين مى شود و براى ساير صنايع هر متر مكعب ۲ ريال به علاوه رقم ثابت ۵۰۰۰۰ ريال تعيين مى گردد.
ز ـ وزارت نيرو تمهيدات لازم براى برخورد با متخلّفان از مفاد اين مصوبه را به عمل آورد.

قيمت گذارى آب آشاميدنى
نرخ آب بها و حق انشعاب آب آشاميدنى در جلسه مورخ ۱۸/۱۱/۱۳۷۲ شوراى اقتصاد مطرح و نرخ هاى آب بها و حق انشعاب آب آشاميدنى شهرها كه توسط شركت هاى آب و فاضلاب تا تاريخ مزبور به صورت على الحساب مورد عمل قرار گرفته به شرح جدول هاى ۱ و ۲ قطعى تلقّى گرديده و بدون هيچ گونه افزايشى مورد تأييد قرار گرفته است. 
  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه پدیده اینترنت و جهانی شدن به عنوان لازم و ملزوم یکدیگر مطرح شده اند، به گونه ای که اندیشمندان این دو را از یکدیگر قابل تفکیک نمی دانند و معتقدند اینها تسهیل کننده یکدیگر هستند. دیگر اینترنت یک ابزار قابل چشم پوشی و یا برای سرگرمی نیست، بلکه به یکی از لوازم ضروری زندگی بشر مدرن و رو به توسعه امروزی تبدیل شده است. اینترنت و به طور کلی دنیای الکترونیک همه ابعاد زندگی و جوامع بشری را دستخوش تغییر خود کرده است. به تبع آن بازارها نیز دچار تغییرات ماهیتی و شکلی شده اند. به این بازارها که در اثر تاثیر و به کارگیری دنیای الکترونیک شکل گرفته اند، بازارهای الکترونیک گفته می شود. همانطور که ماهیت بازار تغییر کرده است، قابل پیش بینی است که سایر موارد وابسته به آن نیز تغییر کند. ازجمله این موارد استراتژی‌های قیمت گذاری است که می بایستی متناسب با نوع بازار تغییر کند.
روند رو به رشد به کارگیری فناوری اطلاعات منجر به بروز و ظهور تجارت الکترونیک در قالب استفاده از بازارهای الکترونیک در اکثر صنایع شده است. به گونه ای که پس از ظهور B2B،B2C،C2C هم اکنون بحث دولت الکترونیک و G2G مطرح شده است که این نشان دهنده موج جدید کسب و کار است. ورود به بازارهای الکترونیک و تلاش به منظور بقا در این بازارها مستلزم بازنگری در کلیه ابعاد، مباحث و استراتژیهای کسب و کار در بنگاههاست. یکی از این مباحث «قیمت‌گذاری» است. قیمت به عنوان یکی از عوامل چهارگانه آمیخته بازاریابی است که با سیاستگذاری درست و دقیق بر روی آن بنگاهها می توانند علاوه بر تاثیر گذاری بر رفتار بازار هدف در راستای تحقق اهداف بازاریابی، درآمد و سود سرشاری نصیب خود کنند. از آنجایی که قیمت یکی از عوامل موثر بر تصمیم به خرید مصرف کننده(مشتری) است، تعیین قیمت نامناسب در مواردی تاثیرات جبران ناپذیری بر بنگاهها وارد و منجر به کاهش سودآوری، کاهش سهم بازار و کاهش اعتبار بنگاهها می شود. از این رو بنگاهها باید با استراتژی‌های قیمت گذاری در عرصه کسب و کار نوین که همان بازار الکترونیک است آگاه باشند. از این رو در این مقاله استراتژی‌های نوین قیمت‌گذاری در بازارهای الکترونیک به طور مختصر تشریح می شود.
قیمت گذاری چیست؟
به طور ساده قیمت گذاری یعنی تعیین قیمت برای کالا یا خدمت. قیمت‌گذاری فعالیتی است که باید تکرار شود و فرایندی مداوم و پیوسته محسوب می‌شود (Shipley,2001) این تداوم ناشی از تغییرات محیطی و عدم ثبات شرایط بازار است که لزوم جرح و تعدیل قیمت را ایجاد می‌کند. قیمت گذاری با هدف حداکثر کردن سود،افزایش سهم بازار ،رهبری کیفیت، ادامه حیات و یا افزایش قیمت بازار صورت می گیرد.
بازار الکترونیک
بازار الکترونیک اساس تجارت الکترونیک است. امروزه سیستم‌های اطلاعاتی وجود دارند که شرکتها را به هم پیوند می‌دهند و این شرکتها با مشتریان و تامین کنندگانشان همانند یک مجموعه واحد تلقی می‌شوند. بازار الکترونیک یک سیستم اطلاعاتی میان سازمانی است که به خریداران و فروشندگان این امکان را می‌دهد که در مورد قیمتها و محصولات ارائه شده به تبادل اطلاعات بپردازند. این بازار به عنوان واسطه عمل می‌کند و شرکت‌کنندگان در این بازار می‌توانند خریداران، فروشندگان و یا طرفهای سوم مستقل و یا کنسرسیوم‌های میان چند شرکت باشند. بازارهای الکترونیک،کانونها و محلهای تجاری تعاملی است که در آن شرکتهای مختلف برای انجام فعالیتهای تجارت به تجارت در تجارت الکترونیک و دیگر فعالیتهای مربوط به تجارت الکترونیک گرد هم می‌آیند.
قیمت گذاری در بازار الکترونیک 
قیمت گذاری در بازار بر مبنای هزینه صورت می گیرد. در یک زنجیره ارزش عمودی فعالیتها باید به صورت سلسله مراتبی تعریف شوند که تا مراحل اولیه آن انجام نشود، نمی‌توان مراحل بعدی را آغاز کرد. چون قیمت گذاری در تجارت الکترونیک به صورت عمودی نیست‌، قیمت گذاری بر مبنای هزینه دیگر پاسخگوی نیاز بازار نیست. عمودی نبودن زنجیره ارزش موجب می‌شود کالاهایی که در بازار از ارزش پایین‌تری برخوردار هستند، هزینه تولید بالایی داشته باشند. به علت پایین بودن هزینه جستجو در اینترنت قیمت و حاشیه سود نیز کاهش می‌یابد. همچنین بدین دلیل این که خرده‌فروشان در بازارهای الکترونیک حذف می‌شوند، هزینه‌ها و در نتیجه قیمت کاهش می‌یابد.بازارهای الکترونیک با ایجاد تنوع در کالا و خدمات قیمتهای متنوعی را ارائه می‌دهند که مشتریان بنابر توانایی مالی و میزان رفاه خود، کالا و خدمات متناسب با خود را دریافت می‌کنند. شرکتها می‌پندارند اگر قیمت کالاهای آنان نسبت به رقبا پایین‌تر باشد، می‌توانند بازار را در اختیار بگیرند. اگرچه ممکن است در بازارهای فیزیکی این اتفاق روی دهد اما در بازارهای الکترونیک از اهمیت زیادی برخوردار نیست.
قیمت گذاری پویا در بازار الکترونیک
قیمت‌گذاری پویا استراتژی قیمتی است که در آن قیمتها در هر لحظه به خاطر مشتریان و مصرف‌کنندگان و یا به دلیل مجموعه محصولات و خدمات ارائه شده تغییر می‌کند. اگرچه چنین استراتژی قیمتی در بازارهای فیزیکی وجود داشت، اما در بازارهای الکترونیک به دلیل تفاوت در زنجیرة ارزش ماهیت و اهمیت دیگری می‌یابد. قیمت‌گذاری پویا یکی از مهمترین هدایای اینترنت است. قیمت‌گذاری پویا، قیمت‌گذاری در محیطی است که در آن قیمتها ثابت نیستند بلکه انعطاف‌پذیر هستند. (Mohammed et.al, 2002, p332) قیمت‌گذاری پویا را می‌‌توان خرید و فروش کالاها و خدمات در بازاری تعریف کرد که قیمتها در واکنش به شرایط عرضه و تقاضای بازار براحتی کم و زیاد می‌شوند. (Bousseau and Gressens, 1999) قیمت‌گذاری پویا مکانیزمی است که در آن قیمتها و شرایط بر اساس قیمت دهی شرکت کنندگان در بازار تعیین می‌شود. قیمت‌گذاری صحیح با توجه به هزینه‌ها، مشتریان و رقبا صورت می‌گیرد. وقتی هر یک از این متغیرها تغییر کند، بهترین قیمت نیز ممکن است تغییر کند. قیمت‌گذاری صحیح نیازمند اطلاعات است. در یک بازار پیچیده و به شدت رقابتی، پیش‌بینی و محاسبه تقاضا، مشکل و گاه غیرممکن به نظر می‌رسد. بنابراین اینترنت به عنوان یک بازار پیچیده موجب ایجاد حساسیت قیمتی بالایی می‌شود. مشکل دیگر فروشندگان اینترنتی، این است که مشتریان مختلف قیمتهای متفاوتی می‌پردازند. قیمت‌گذاری در این بازارها هم باید جوابگوی اختلافات در بین اقشار مختلف مشتریان باشد و هم گروهها را حمایت و تشویق به خرید کند. بدین علت که بازارهای الکترونیک پیچیده هستند، استفاده از قیمتهای ثابت ممکن است، مشکل‌زا باشد. پس برخی از شرکتها از قیمت‌گذاری پویا استفاده می‌کنند. وقتی شرایط با چنین سرعتی تغییر می‌کند، تنها رهیافتهای قیمت‌گذاری ،قیمت گذاری پویا خواهد بود. (Rashinghani, 2004). با توجه به امکان به دست آوردن سریع اطلاعات از میزان تقاضا، رقبا و مشتریان [عوامل تأثیرگذار در قیمت‌گذاری] امکان قیمت‌گذاری پویا به وجود می‌آید و گاه قیمت یک کالا چند بار در یک روز می‌تواند تغییر یابد. (Mohammed et.al,2002,pp332-356)
حراجی انگلیسی
معروفترین نوع حراجیها، حراجیهای انگلیسی هستند. در این حراجیها، خریداران قیمتهایشان را بالا می‌برند تا اینکه در نهایت تنها یک خریدار باقی بماند. در این حراجیها فروشندگان می‌توانند حداقل قیمتی را برای فروش تعیین کنند که اگر در قیمت‌گذاری به آن حداقل نرسید، می‌تواند کالا را نفروشد. البته بر اساس نوع حراجی این حداقل قیمت می‌تواند برای قیمت‌‌دهندگان اعلام شود و یا مطرح نشود.
قیمت‌گذاری معکوس در حراجیهای انگلیسی 
بسیاری ازشرکتها از قیمت‌گذاری معکوس به عنوان یک سیاست در حراجیهای خود استفاده می‌کنند تا به این وسیله در هزینه‌های تأمین شرکتها صرفه‌جویی شود. در این گونه سایت‌ها، ابتدا درخواستی برای یک طرح و یا درخواستی برای یک اعلام قیمت جهت به راه انداختن یک حراجی توسط یک شرکت مطرح می‌شود. در این حراجی آن شرکتی برنده خواهد بود که کمترین قیمت را برای تأمین آن محصول یا کالا و خدمات ارائه کند. اینگونه بازارهای آزاد از آنجا که هزینه‌های تأمین شرکتها را برای درخواستهایشان کاهش می دهند، امروزه و مخصوصاً در تجارت‌های B2B بسیار شناخته شده هستند. البته این نوع حراجیها تنها محدود به کسب و کار B2B نمی‌شود، بلکه برخی سایت‌ها از این نوع حراجیها برای ارائه خدمات و محصولات به مشتریان نیز بهره می‌برند.
حراجی‌ به سبک هلندی
میان تعریفی که اقتصاددانان از حراجی به سبک هلندی ارائه می‌کنند و آنچه که در هلند برای خرید و فروش گل به کار می‌‌رود، تفاوت وجود دارد. در این سبک، گرداننده حراجی، ابتدا قیمتی را برای فروش اعلام می‌کند و همینطور آرام آرام قیمت را پایین می‌آورد تا بالاخره فردی این قیمت را بپذیرد و این کاملاً بر خلاف حراجی به سبک انگلیسی است. 
حراجی به سبک هلندی دو ایراد عمده دارد: 
_ فرایند به کار گرفته شده در این حراجی به خریدارانی که به دنبال به دست آوردن این کالا هستند، اجازه افزایش قیمت را نمی‌دهد. در حالی که در حراجی انگلیسی، هنگامی که خریداری علاقه زیاد خود به کالا را با قیمت‌گذاری خود نشان می‌دهد، دیگر خریداران نیز به ارزیابی مجدد ارزش این کالا می‌پردازند و قیمت را افزایش می‌دهند. 
_ در حراجی هلندی با قیمتی که بالاتر از قیمت واقعی بازار آن کالاست، قیمت‌گذاری انجام می شود و چرا که در غیر اینصورت سودی عاید فروشنده نخواهد شد.
حراجی به سبک eBay 
در سایت eBay فروشنده چندین چیز یکسان را می‌فروشد. فروشنده ابتدا حداقل قیمت و تعداد این اجناس را مشخص می‌کند. سپس خریداران از همان حداقل قیمت و یا بالاتر از آن شروع به قیمت‌گذاری می‌کنند. در انتهای این حراجی، بالاترین قیمت‌دهندگان در پایین‌ترین قیمتی که جزء قیمتهای پیروز این حراجی بوده است، اجناس را خرید می‌کنند. به عنوان مثال، فرض کنید دو خودنویس داریم و فروشنده تقاضای ۲۰ دلار برای هر کدام کرده است. شخص A و B هر کدام ۲۰ دلار پیشنهاد می‌دهند. در اینصورت هر کدام از A و B یک خودنویس با قیمت ۲۰ دلار به دست می‌آورند. حال اگر A و B برای این خودنویس‌ها ۲۰ دلار و شخص Cا۲۱ دلار پیشنهاد کنند در اینصورت A چون اول قیمت داده است و C با ۲۰ دلار به دو خودنویس می‌رسند و به شخص B چیزی نمی‌رسد.
حراجیهای به سبک قیمت‌گذاری با اولین قیمت قطعی شده
در این نوع حراجیها، اطلاعات شفاف و روشن است. فروشندگان کالایی را جهت ارزیابی، بررسی و قیمت‌گذاری روی آن به خریداران ارائه می‌کنند. پیش از موعد مقرر، خریداران بالقوه این فرصت را دارند تا یک قیمت قطعی را برای محصول ارائه کنند. یکی از شرایط این حراجی این است که تا زمانی که قیمت‌دهی قطعی ادامه دارد و وقت آن تمام نشده است، خریداران نمی‌توانند از میزان قیمت پیشنهادی رقبا اطلاعی کسب کنند. بعد از اتمام این زمان، محصول به بالاترین قیمت‌دهنده فروخته می‌شود. همچنین فروشندگان حق دارند حداقل قیمتی را مشخص کنند و به زیر از این قیمت می‌توانند محصول را نفروشند. 
پرایس لاین (Price line)، اقتصاد جدیدی را بر اساس همین حراجیهای قیمت‌گذاری با اولین قیمت قطعی شده ایجاد کرده است. در این مدل، قیمت‌دهنده یک قیمت را برای تهیه بلیت هواپیما در یک روز خاص [که توسط کارت اعتباری تضمین شده] می‌دهد و موافقت می‌کند که پرایس لاین می‌تواند در هر شرکت هواپیمایی که توانست برای او بلیت را تهیه کند و بلیتها غیر قابل برگشت هستند. پس از این پرایس لاین چک می‌کند که آیا شرکت هوایی با این قیمت بلیت ارائه می‌کند و یا حاضر است با این قیمت چنین خدمتی را ارائه دهد. اگر چنین شرکتی یافت شد به صورت اتوماتیک چک می‌کند که آیا در آن روز بخصوص صندلی خالی دارد یا خیر. اگر چنین صندلی را داشت مشتری را خبر می‌کند. 
پرایس‌ لاین درآمد خود را از طریق این فرایند به دو شکل به دست می‌آورد .به دلیل قابلیت دسترسی این سایت، خطوط هوایی موافقت خود را برای ارائه خدماتشان بر روی این سایت اعلام کرده‌اند. پرایس‌لاین بر اساس تفاوت موجود میان قیمت یک بلیت و قیمت‌گذاری مشتری می‌تواند کسب درآمد کند. همچنین یک حق‌الزحمه اسمی را برای شارژ بلیت از مشتری دریافت می‌کند.
خرید گروهی
در خرید گروهی، یک سایت شروع به جمع‌آوری تقاضا برای یک کالای خاص می‌کند تا به واسطه خرید کردن بیشتر، تخفیف بیشتری دریافت کند. در اینصورت تک تک خریداران از تخفیف بهره‌مند می‌شوند و فروشندگان نیز به صورت عمده به فروش محصولاتشان می‌پردازند و سود می‌برند. در این روش فرقی میان کسی که اولین عضو این مجموعه برای خرید یک کالا می‌شود و آخرین نفر وجود ندارد. وب سایت هایی که از این مدل قیمت گذاری استفاده می کنند، تقاضای مشتریان را جمع آوری کرده و با خرید عمده از عرضه کنندگان تخفیفهایی را از آنها دریافت می کنند.
قیمت‌گذاری تبادلی
تبادلات الکترونیک، بازارهایی هستند که خریداران و فروشندگان را دور هم جمع می‌کنند. این بازارها، همانند یک دلال عمل می‌کنند. در این سایت ها، فروشندگان محصولات خود را برای فروش به خریداران بالقوه عرضه می‌کنند تا در یک مدت زمان مشخص قیمت‌گذاری کنند و به همین ترتیب، خریداران نیز می‌توانند نیاز خود به یک محصول را اعلام کنند تا فروشندگان بالقوه آن محصول در یک دوره مشخص قیمت خود را برای عرضه آن محصول اعلام کنند و سپس خریدار انتخاب کند. یکی از مزیت‌های این بازارها، برای خریداران این است که به تعداد زیادی از فروشندگان دسترسی دارند و بر اساس نظریه‌های اقتصادی، هرگاه تعداد فروشندگان زیاد شود، رقابت افزایش می یابد و قیمت آن محصول کمتر خواهد بود و به همین ترتیب، هرگاه تعداد خریداران افزایش یابد، فروشندگان نیز قیمتهای بالاتری را برای فروش محصولاتشان دریافت خواهند کرد.
استراتژی‌های پیشرفته قیمت‌گذاری
-۱ قیمت‌گذاری تبعیضی
واژه قیمت‌گذاری تبعیضی اشاره بر این دارد که قیمتهای متفاوت را برای افراد متفاوت بر اساس تمایل آنها به پرداخت، به کار می‌گیرند. قیمت‌گذاری تبعیضی این سوال را به وجود می‌آورد که آیا چنین تاکتیک‌هایی برای جامعه مناسب و یا سودآور هست یا خیر. استراتژیست‌های قیمت‌‌گذاری، قیمت‌گذاری تبعیض‌آمیز را به سه دسته تقسیم‌بندی می‌کنند: 
الف – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه یک؛
ب – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه دو ؛
پ – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه سه. 
الف – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه یک 
دراین نوع قیمت‌گذاری ، فروشندگان از مصرف‌کنندگان همان مقداری را مطالبه می‌کنند که آنها بابت خرید یک چیز تمایل به پرداخت آن دارند. به همین دلیل شرکتها باید از منحنی تقاضای هر مصرف‌کننده مطلع باشند که البته کاری غیر ممکن است. ضمن اینکه، در حالی که یک مشتری تمایل به پرداخت قیمت بالایی برای محصول یک شرکت دارد، دیگر شرکتها ممکن است این محصول را با قیمت پایین‌تری ارائه کنند. در اینصورت خریداران به سمت این فروشندگان برای عدم پرداخت قیمت بالاتر هجوم می‌برند. اما آنچه که واقعی به نظر می‌رسد این است که شرکتها به دنبال کسب اطلاعات بیشتر از مشتریان هستند تا در هنگام چانه‌زنی بر سر قیمت بتوانند از این اطلاعات برای سنجش میزان تمایل مشتری به پرداخت استفاده کنند. معمولاً تاجران حرفه‌ای، پس از چند دقیقه کوتاه متوجه می‌شوند که این مشتری چه میزان حاضر است برای خرید بپردازد. این مطلب را معمولاً در جواب به سوال “چه میزان بودجه دارید؟” می‌توان دریافت. 
ب – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه دو
این نوع قیمت‌گذاری نیز مشابهت زیادی به قیمت‌گذاری تبعیضی درجه یک دارد. با این تقاوت که در این قیمت‌گذاری به دنبال آن هستند که بدانند یک مشتری حداکثر قیمتی که تمایل دارد برای یک محصول بپردازد چه میزان است. در این روش، به دنبال این هستند که بدانند که مشتری نه تنها برای یک واحد بلکه برای واحدهای بیشتر نیز چه میزان خواهد پرداخت.
پ – قیمت‌گذاری تبعیضی درجه سوم 
در این قیمت‌گذاری مشتریان،بر اساس تمایلشان برای پرداخت، دسته‌بندی می‌شوند. تبعیض قیمت بر اساس سن مشتریان روشی است که در فروش بلیت سینما و تئاتر نیز اجرا می‌شود. بلیت تئاتر برای کودکان و بچه‌ها از قیمت کمتری نسبت به دیگر سنین برخوردار است.شرکتها قیمتهای متفاوتی را به مشتریان مختلف برای یک محصول ارائه می‌کنند، زیرا این بخشهای مختلف مشتریان تمایل متفاوتی برای پرداخت یک محصول دارند. به همان میزان که برای فروشندگان،پی بردن به خصوصیات مشتریان نظیر سن آنها آسان است، اما فروش مجدد این کالاها (خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالاتر از قیمت خرید) کار آسانی نیست. بر اساس اصول اقتصاد پایین‌ترین قیمتی که باید برای یک محصول درخواست ‌شود،نباید از هزینه‌های متغیر تولید آن کالا و یا محصول پایین‌تر باشد.یکی از بحث‌ برانگیزترین مباحث در این قیمت‌گذاری تبعیضی، روشی است که شرکتهای هواپیمایی به کار می‌گیرند. در واقع برای تاجران و افرادی که برای کار مسافرت می‌کنند، این مطلب که باوجود پرداخت حداقل ۱۵ درصد بیشتر برای بلیت نسبت به توریست‌ها باید در کنار آنها بنشینند، تعجب بر انگیز است.
-۲ قیمت‌گذاری بر اساس تخفیف مقداری
در مقام نظریه، اگر یک شرکت فروشنده بتواند میزان تقاضا برای محصول خود را تخمین بزند، می‌تواند برای فروش محصولاتش بر مبنای حجم خریداری شده، تخفیفاتی را در نظر بگیرد و برنامه‌ریزی کند. در این روش مشخص می‌شود که هر مشتری دقیقاً چه میزان حاضر است برای خرید یک محصول بپردازد و برای تعداد بیشتر چه قدر حاضر است هزینه تقبل کند. 
در اینگونه استراتژی‌های قیمت‌گذاری که قیمت بـر اساس افزایش حجم خریداری شده، کـــاهش می‌یابد، رابطه معکوس میان قیمـــت و تعداد فروش محصول ایجاد می‌شود. رستوران‌های پیتزا فروشی از این روش برای تبلیغات استفاده می‌کنند . عبارت ” یک پیتزا بخر و پیتزای دیگر را نصف قیمت ببر” از همین جمله‌هاست. 
فهم این ساختار قیمت‌گذاری سخت و مشکل است و این سختی، تأثیر معکوس بر فروش نیز می‌تواند داشته باشد.

-۳ قیمت‌گذاری دوبخشی
برای درک بهتر از اینکه مشتریان چه میزان برای خرید یک کالا حاضرند بپردازند، شرکتها از قیمت‌گذاری دوبخشی استفاده می‌کنند. این استراتژی از دو بخش تشکیل شده است. یک بخش قیمت‌گذاری ثابت و دیگری قیمت متغیر که وابسته به میزان خرید هر جنس است. مثلاً قیمت ثابت یک بسته ۶ تایی CDا، ۱۲ دلار و ۵۰ سنت است و پس از آن برای خرید هر CD می‌توانند یک دلار و ۵۰ سنت بپردازند. از نقطه نظر اقتصادی، این نکته که قیمت متغیر با هزینه متغیر تولید کالا یکسان است، اهمیت فراوانی دارد. برای حداکثر کردن سود، لازم است این استراتژی به گونه‌ای طراحی شود که مصرف‌کنندگان را به خرید یک محصول در قیمت متغیر،که کمتر از هزینه تولید آن محصول است، محدود کند. به عنوان مثال در مثال CD، مشتری مایل است تا یک بسته که قیمت آن ۵/۱۲ دلار است را بخرد. در این حالت سیاست شرکت فروشنده باید این باشد که مشتری را به خرید CD ششم و هفتم با قیمت ۵/۱ دلار ترغیب کند. حال اگر مشتری بخواهد این CDها را به قیمت ۱ دلار خرید کند، از آنجا که هزینه هر CD ا،۵/۱ دلار است غیر‌ممکن می‌شود. بنابراین شرکت از یک بسته با قیمت مشخص و در تک فروشیها از قیمتی که انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشد، استفاده می کند.
-۴ قیمت‌گذاری بسته‌ای
دو نوع استراتژی قیمت‌گذاری بسته‌ای وجود دارد: بسته‌های یک دست و خالص و بسته های مختلط. در بسته ‌بندی خالص، محصولات یک شرکت بخشی از آن بسته را در کنار محصولات قبلی شرکت تشکیل می‌دهند و خریدار ناگزیر از خرید کل بسته محصولات است. مثلاً شرکت اویتز (Ovitz) اگر بخواهد ستاره جدیدی را به عنوان هنرمند معرفی کند، آن را در کنار دیگر ستاره‌های مطرح قرار می‌دهد و به این ترتیب آرام آرام به معروفیت و رشد او کمک می‌کند. همچنین برخی شرکتها از این روش برای تبلیغ محصولات جدیدشان استفاده می‌کنند. آنها محصولات جدیدشان را با محصولات قدیمی خود که شناخته شده نیز هستند به صورت یک بسته به یک سری از مشتریان ارائه می‌کنند و به این ترتیب به شناخته شدن آن محصول جدید کمک می‌کنند. ضمن اینکه مشتریان نیز از گرفتن این محصول جدید به صورت رایگان و یا با تخفیف خوشحال می‌شوند.شرکتها باید در نظر داشته باشند که ارائه این محصولات مکمل باید برای جلب رضایت مشتریان باشد. اما در بسته‌بندی مختلط که یکی از معروفترین استراتژی‌های بازاریابی است، محصولات هم به صورت تکی و هم به صورت بسته‌ای ارائه می‌شود و خریدار از انعطاف پذیری در انتخاب برخوردار است. در این بسته بندی قیمت بسته کمتر از جمع قیمت تک تک محصولات است. این روش قیمت‌گذاری یکی ازآسانترین و سودآورترین روشها برای قیمت‌گذاری خدمات اینترنتی است. یکی از مزایای کلیدی به کارگیری تبعیض قیمتی این است که شرکتها می‌توانند یک نوع محصول را به قیمت متفاوت و به مشتریان مختلف ارائه کنند.
-۵ تبعیض قیمتی در طول زمان 
استفاده از این روش یکی از روشهای معمول و شناخته شده برای فروش یک محصول با قیمت متفاوت است. این استراتژی برای خرده‌فروشان اینترنتی براحتی قابل اجراست. وقتی محصول جدیدی به بازار ارائه می‌شود، ابتدا قیمت این محصول بالاست و آرام آرام کاهش می‌یابد. در این حالت برخی از مشتریان که زمان برای آنها از اهمیت بیشتری نسبت به قیمت برخوردار است، در همان ابتدای ارائه به بازار این محصول را تهیه می‌کنند و مشتریان دیگر صبر می‌کنند تا قیمت پایین آید و خرید کنند. بنابراین با استفاده ازاین استراتژی، مصرف‌کنندگان خودشان انتخاب می‌کنند که به واسطه زمان برای یک محصول چه هزینه‌ای را بپردازند. برخی شرکتهای خرده‌فروشی کاست و CDموسیقی از این استراتژی به صورت معکوس استفاده می‌کنند. هرگاه کاست جدیدی به بازار ارائه شود، آنها برای کسانی که در هفته اول یا چند روز اول خرید کنند، تخفیف ویژه‌ای در نظر می‌گیرند. با این روش هم از میزان تقاضا برای آن محصول مطلع می‌شوند – که اگر میزان تقاضا خوب بود آن را تبلیغ کنند- و هم مشتریان را به داخل مغازه و یا فروشگاه می‌کشانند تا از دیگر محصولات نیز به این واسطه دیدن کنند. البته این روش مورد پسند شرکتهای تولیدکننده آن CD و یا کاست و … نیست، زیرا از نظر بازاریابی قیمت‌گذاری هفته اول و یا اوایل فروش، برای شرکت خیلی مهم است و می‌توانند سود مناسبی کسب کنند. ضمن اینکه ممکن است، قیمت پایین سی‌دی یا محصول به منزله عدم کیفیت و یا ارزش کم آن در نظر گرفته شود و به اعتبار شرکت لطمه بزند.
-۶ قیمت‌گذاری دیوانه‌وار
شرکتها معمولاً در این روش با کاهش قیمت به دنبال کسب تقاضای چشمگیری برای محصول خود هستند. این حالت ممکن است به چند دلیل اتفاق افتد.
_ قیمت‌‌گذاری منصفانه: شرکتهایی که با تقاضای اضافی مواجه هستند، شاید قیمت‌هایشان را پایین‌تر از بازار نگه ‌دارند تا بدین وسیله حسن نیت خود را ثابت کنند و این سبب خرید کردن دیوانه‌وار می‌شود. 
_ عدم اطمینان از تقاضا: وقتی شرکت، محصول جدیدی را به بازار ارائه می‌کند، از عدم اطمینان نسبت به پذیرش این محصول توسط بازار اطلاعی ندارد. اگر تقاضا به صورت غیر منتظره‌ای بالا باشد، برخی خرده‌فروشان و تولید‌کنندگان از ریسک‌پذیری کمی برخوردارند و به دلیل افزایش یک دفعه‌ای قیمتها، برخی محصولات را با قیمتهای پایین می‌فروشند. مشتریان اغلب شرکتها را به این دلیل که هنگامی که تقاضا برای محصولاتشان افزایش می‌یابد، قیمتها را افزایش می‌دهند، مورد انتقاد قرار می‌‌دهند. اگرچه افزایش قیمتها می‌تواند برای شرکتها سود زیادی را ایجاد کند، اما به شهرت و اعتبار آنها لطمه می‌زند. 
_ عوامل بازاریابی: قیمت‌گذاری دیوانه‌وار از طبیعت مشتریانی سرچشمه می‌گیرد که به صورت جنون‌انگیزی به دنبال کسب آن محصول هستند. این مشتریان به تک تک مغازه‌ها سر می‌زنند، در حراجیها قیمت‌گذاری می‌کنند تا این محصول را به هر طریق ممکن به دست آورند. در این حالت مشتریان دیوانه، به ایجاد یک پوشش رسانه‌ای می‌پردازند. مثلاً در تعطیلات سال ۲۰۰۰ شرکت سونی اعلام کرد تنها نیمی از یک میلیون دستگاه پلی استیشن را که در ایالات متحده قول داده بود توزیع کند، می‌تواند انجام دهد. این خبر سبب شد مشتریان به صورت دیوانه‌وار به دنبال کسب این وسیله باشند و به تبع آن، قیمت نیز افزایش چشمگیری داشت. سونی برای این دستگاه قیمت ۲۹۹ دلاری را قرار داده بود، اما بعد از این خبر قیمت آن به ۹۵۰ دلار رسید. 
_ نشانه کیفیت: اگر قیمت یک محصول به دلایلی نظیر افزایش تقاضا بالا رود، برخی مشتریان این افزایش قیمت را نشانه‌ کیفیت داشتن آن محصول به حساب می‌آورند. 
_ روش فروش کارا : شرکت والت دیزنی با اعلام اینکه برخی از محصولات قدیمی و کلاسیک ویدیویی خود را (نظیر پینوکیو و …) به صورت محدود به فروش می‌رساند و پس از این فروش تا مدتها این محصول را ارائه نخواهد کرد، منجر به خرید دیوانه‌وار مشتریان و هجوم آنها برای خرید شد. در این حالت این شرکت توانست علاوه بر کسب سود خوب، این محصولات را به اندازه کافی و بیشتر از اعلام قبلی به فروش برساند و یک فروش کارا ایجاد کند

عتیقه زیرخاکی گنج