• بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سنگهاي اولترامافيک سازنده افيوليتها در اثر هجوم سيالات گرمابي حاوي CO2 تحت تاثير فرآيند کربناته شدن تبديل به ليستونيت مي شوند. ليستونيتها با مجموعه کانيائي عمومي کوارتز و کربناتهاي حاويMg- Fe- Ca مشخص هستند. از چند دهه گذشته در افيوليتهاي جهان، کاني سازي طلا در هميافتي با اين سنگها مورد توجه قرار گرفته است. 
افيوليتهاي ايران مرکزي به شکل دو کمربند اصلي يعني دهشير- سورک- نائين و جندق-انارک رخنمون دارند. اين افيوليتها در بخش سرپانتينيتي خود ليستونيتي شده اند. دگرساني گرمابي در اين سنگها تا مرحله سيليسي شدن(شکل گيري بيربيريتها) نيز يپش رفته است
اين سنكانس با تولئيتهاي جزاير قوسي قابل مقايسه است. و اما در افيولتهاي دهشير داد ه هاي ژئوشيميايي عناصر اصلي، قليل و نادر خاكي براي تاييد خويشاندي واحدهاي مختلف سنگي مورد بررسي قرار گرفته اند. به طور كلي ماگماي سازنده افيوليت دهشير داراي سرشت تولئيتهاي MORB است كه از ذوب بخشي (حدود ۲۲%) سنگ مادرگارنت لرزوليت حاصل شده است. پلاژيوگرانيتها در اينجا به دو دسته قابل جدايش هستند: 
۱ـ در هميافتي با دايكهاي صفحه اي – گابروهاي آمفيبول دار 
۲ـ در هميافتي با مجموعه دگرگوني ناحيه اي بصورت نافذ در آن. 
در هر دو دسته پلاژيوگرانيت شباهت ژئوشيميايي داشته و در محدوده پلاژيوگرانيتهاي اقيانوسي (OP) واقع مي شوند. پلاژيو گرانيتهاي دسته دوم احتمالا از ذوب بخشي گابروهاي هيدراته – آمفيبوليتها حاصل شده اند. با توجه به شواهد موجود محيط ژئوديناميك افيوليت دهشير يك كافت اقيانوسي بوده است. رخداد سرپانتيني شدن اولترامافيك ها در گستره دهشير منجر به آزادي Cao و هجوم آن به سوي دايكهاي گابرويي شده استرودنژيت ها كه حاصل متاسوماتيسم هستند از مجموعه كانيابي جگراسولر، پكتوليت، وزوويان ، اسفن، پرهنيت، اپيدوت تشكيل شده اند. فرايند كربنات زايي (ليستونيتي شدن) تحت تاثير سيالات حاوي CO2 در اولترابازيك هاي دهشير صورت گرفته است. ولكانيسم كوارتنر با سرشت كالكوآلكالن در حواشي افيوليت به عنوان عامل تامين سيالات co2 دار در ليستونيتي شدن از ديدگاه ژئوشيمي مورد بررسي قرار گرفته است. 
پترولوژي و ژئوشيمي افيوليت هاي دهشير با تأكيد بر آلتراسيون هيدروترمال وابسته(رودنژيتي شدن، ليستونيتي شدن)
مجموعه افيوليتي دهشير واقع در ۸۰ كيلومتري جنوب غرب يزد در راستاي گسل بزرگ دهشير – بافت رخنمون دارد و جزئي از كمربند حلقوي افيوليت ايران مركزي محسوب مي شود.
واحدهاي سنگي تشكيل دهنده اين افيوليت به ترتيب از پايين به بالا شامل موارد زير است: الف) سنگ هاي اولترامافيك متشكل از سرپانتينيت، هرزبورژيت، دونيت لرزوليت و پيروكسنيت. ب) گابرو هاي آمفيبول دار، پيروكسن دار و كمتر ديوريت. ج) پلاژيوگرانيت. د) دايك هاي صفحه اي. ه) بازالت هاي توده اي وكمتر بالشي. و) سنگ آهك هاي پلاژيك و راديولاريت ها به سن كرتاسه فوقاني. سنگ هاي دگرگوني كه شامل دگرگوني هاي كف اقيانوسي، دگرگوني هاي ديناميك در زون هاي برشي و دگرگوني هاي ناحيه اي تا رخساره آمفيبوليت هستند. بر پايه مشاهدات صحرائي، پلاژيوگرانيت ها به دو دسته قابل جدايش هستند. الف) در هميافتي با دايك هاي صفحه اي- گابروهاي آمفيبول دار. ب) در هميافتي با مجموعه دگرگون ناحيه اي و بصورت نافذ در آن.
داده هاي ژئوشيميايي عناصر اصلي، قليل و نادر خاكي براي تأئيد خويشاوندي واحدهاي مختلف سنگي مورد بررسي قرار گرفته اند. بطور كلي ماگماي سازنده افيوليت دهشير داراي سرشت تولئيت هاي(MORB) است كه از ذوب بخشي (حدود ۲۲%) سنگ مادر گارنت لرزوليت حاصل شده است.
هر دو دسته پلاژيوگرانيت، شباهت ژئوشيميايي داشته و در محدوده پلاژيوگرانيت هاي اقيانوسي(OP)واقع مي شوند. پلاژيوگرانيت هاي دسته دوم احتمالاً از ذوب بخشي گابروهاي هيدراته و آمفيبوليت ها حاصل شده اند.
با شواهد موجود محيط ژئوديناميك افيوليت دهشير يك كافت اقيانوسي بوده است. رخداد سرپانتيني شدن اولترامافيك در گستره دهشير منجر به آزاد سازيCaOو هجوم آن به سوي دايك هاي گابرويي شده است. رودنژيت ها كه حاصل متاسوماتيسم هستند از مجموعه كانيائي گروسولر، پكتوليت، وزوويان، اسفن، پرهنيت، اپيدوت تشكيل شده اند.
فرايند كربنات زائي (ليستونيتي شدن) تحت تأثير سيالات حاويCO2در اولترابازيك هاي دهشير صورت گرفته است. در اين ميان عمدتاً دولوميت – منيزيت – برونريت، كوارتز به خرج واپاشي كاني هاي اوليه چون سرپانتين، اليوين شكل گرفته اند. ليستونيت ها با سنگ هاي كوارتز – كربنات در زون هاي برشي، امتداد شكستگي ها و گسل ها به وضوح رخنمون دارند.
ليستونيتي شدن نه تنها سنگ هاي اولترابازيك، بلكه سازندهاي رسوبي فليش گونه ميوسن، چرت، بازالت، آندزيت و ساير سنگ هاي مجاور را نيز شامل شده است.
رخداد سرپانتينيت هاي نوتترونيتي- سيليسي شده بدون عملكرد CO2تبديل قلوه هاي منيزيت- هونتيت عهد حاضر به كلسيت- دولوميت (متاسوماتيسم كلسيم) از موارد نادر است كه مشاهده مي شود.
آلتراسيون كروميت ها در حين فرايندهاي ليستونيت زائي شامل تغييرات شيمي كروميت و تمركز طلا در آنها است.
نهايتاً ولكانيسم كواترنر با سرشت كالكوآلكالن در حواشي افيوليت، بعنوان عامل تأمين سيالات CO2دار در ليستونيتي شدن، از ديدگاه ژئوشيمي، مورد بررسي قرار گرفته است
 
 
نقشه ۱- موقعيت افيوليت هاي ايران مرکزي
دهشير:D  سورک:S  نائين:N  انارک:A  جندق:G
Gold Mineralization in Central Iran Listvenites
M. Noghreian*, M. A. Haghighipoor**, M. A. Mackizadeh***,  B.  Taghipour**** and
 S. Sherafat*****
*Department of Geology, University of Isfahan
**Department of Chemistry, University of Isfahan
***Ph.D. Candidate, Shahid Beheshti University
**** Jahad Daneshgahi, of Isfahan University of Technology and Ph.D. Candidate, University of Isfahan
***** Ph.D. Candidate, University of Isfahan

Abstract
       Listvenites are formed during the CO2-rich fluids ultramafics interactions. Commonly, these carbonatized ultramafic rocks (especially serpentinites) are characterized by quartz and Mg-Fe-Ca carbonates assemblage. Gold mineralization in these rocks had been a new target for exploration during the past decades.
      There are two main ophiolitic belts in Central Iran, Dehshir-Surk-Nain belt and Jandagh-Anarak belt. Hydrothermal alterations have produced listvenites and finally birbirites (silicified serpentinites) in ultramafic members of these ophiolites. In Dehshir, listvenites and paralistvenites are outcropped along the ophiolite belt and are barren. In Surk, listvenitization is followed by bribirites formation and gold mineralization has a close association with ferrite chromites. 
      There is pyrite mineralization in highly silicified serpentinites with Au-Hg anomaly in Nain ophiolites. In Jandagh serpentinites, talc-carbonate rocks are formed during carbonatization. Trace amounts of gold anomaly are detected in these rocks. Anarak old ophiolites have widespread listvenitization. Various minerals and  
ore minerals with multistage paragenesis are characteristic. In addition to geochemical anomaly,  gold mineralization is detected as visible gold.
 Key words: Ophiolite, Serpentinite, Listvenite, Birbirite, Gold

مقدمه 
ليستونيتها عضو سرپانتيني مجموعه هاي افيوليتي هستند که تحت تأثير دگرساني گرمابي از نوع کربناته شدن (Carbonatization) واقع شده اند. اين سنگها که به سبب کاني شناسي خاص خود به سنگهاي کوارتز- کربنات ( Auclair et al, 1993) يا مجموعه اي سيليسي- کربنات (Sazanov,1975) مشهورند. يکي از مهمترين انواع سنگهاي حاوي کاني سازي  طلا، نقره، جيوه، پلاتين، آرسنيک و آنتيموان در مجموعه آلتراسيون هاي ليستونيتي –بيربيريتي در کمربند هاي افيوليتي هستند. اين آلتراسيون در شرايط خاص محلول گرمابي کلريدي غني از S, K, CO2 و PH<5 ، درجه حرارت ۴۰-۲۵۰ درجه سانتي گراد و فشار ۱٫۸-۰٫۶ کيلوبار، سنگ منشا و ساختار تکتونيکي مناسب ايجاد مي شود(Sazonov, 1978).
در جديدترين مطالعه(Halls et al, 1995) ليستونيت يک نوع سنگ ويژه است که مي تواند در دسته برسيتيك – فيليک (Spirinov,1991) جاي گيرد ليستونيتي شدن با وجود پتاسيم از کربناته شدن اولترامافيک ها متمايز مي‌شود لذا متاسوماتيسم آلکالن را نيز در بر مي گيرد.
ليستونيت ها در رخنمون هاي  صحرائي به اشکال عدسي و رگه اي داخل سرپانتينيتها و يا در همبريهاي زمين ساختي آنها با سنگهاي اطراف ديده مي شوند. کوارتز و کربنات حاوي  Mg-Fe-Caعمده کاني هاي سازنده اين سنگها هستند ولي بقاياي سرپانتين، کروم اسپينل، تالک، کلريت، فوشزيت «مسکويت کروم دار» و کانه هاي مختلف نيز در اين سنگها ديده مي شوند. بافت غالب اين سنگها دانه اي، پورفيروئيد، رگه اي، نواري و شبحي((Ghost texture  باقيمانده از سرپانتينيت اوليه مي‌باشد.
محصول نهايي دگرساني سرپانتينيت ها بعد از ليستونيتي شدن سنگهاي شديداُ سيليسي شده اي هستند که به نام بيربيريت (birbirite) مشهورند. اين سنگها کوارتزيت هاي هيدروترمال نيز ناميده شده اند(سازونوف، ۱۹۷۸). 
موارد متعدد کاني سازي فلزي«طلا، جيوه، آنتيموان، سرب و نيکل» از ليستونيتهاي مجوعه افيوليتي مناطق مختلف دنيا نظير ايتاليا، مراکش، عربستان سعودي و ترکيه  (Buisson et al,1985) گزارش شده است.
بزرگترين کانسار طلاي ليستونيتي در مجاور مرز شمالي ايران معدن زود (Zod) در ارمنستان است. اسميرنوف و همکاران کانسار فوق را جزو کانسارهاي سازند طلا-کوارتز-کالسدوني تقسيم بندي کرده اند(Smirnov et al, 1983) که در کمربند افيوليت کرتاسه بالائي قفقاز کوچک واقع شده است. در ادامه اين افيوليتها در شمال غرب کشور (افيوليتهاي ماکو) آلتراسيون هاي سيليسي، آرژيليک و ليستونيتي همراه با کاني سازي جيوه شناسايي شده است. امامعلي پور (۱۳۷۴) در منطقه سيه چشمه (ماکو) زون ناهنجاري طلا (حداکثر ppm22) گزارش نموده است. زرين کوب (۱۳۷۴) با مطالعه ليستونيتهاي سهل آباد(بيرجند) آنها را کليدي براي پي جوئي طلا و جيوه معرفي کرده است. يوسف زاده(۱۳۷۵) نيز به کاني شناسي و پتروگرافي ليستونيتهاي خوسف جنوب غربي بيرجند پرداخته است. (عابدي،۱۳۷۶) براي اولين بار با استفاده از مدلهاي اکتشافي ژئوشيميائي ذخاير ليستونيتي کشورهاي شوروي سابق ليستونيتهاي افيوليت بيرجند (سهل آباد) را مورد مطالعه قرار داده است. در اين منطقه آنومالي طلا(ppm 0.5) و جيوه (ppm1.6) تشخيص داده است. اين مقاله ضمن معرفي مناطق ليستونيتي در افيوليتهاي ايران مرکزي به ارزيابي پيدايش طلا در آنها نيز مي پردازد(نقره ئيان و همکاران ۱۳۷۷و۱۳۸۰). 
سنگهاي افيوليتي در امتداد گسلهاي سراسري ايران مرکزي به شکل کمربند رخنمون دارند که از آن جمله مي توان به کمربند افيوليتي شمال نائين، سورک، دهشير، جندق و انارک اشاره نمود. در اين ميان مجموعه افيوليتي انارک و جندق با سن پروتروزوئيک بالايي – کامبرين زيرين (باقري، ۱۳۷۲) از قديميترين افيوليتهاي ايران مرکزي محسوب مي شوند. افيوليتهاي نائين، سورک و دهشير در ارتباط با زمين درز خرده قاره ايران مرکزي بوده و در کرتاسه بالايي شکل گرفته اند. 

روش کار
براي شناسايي کانيها و پتروگرافي ليستونيتها در ابتداي کار از نمونه هاي قابل توجه مقاطع ميکروسکوپي و صيقلي تهيه شد. در مراحل بعدي براي شناسايي دقيق تر فازهاي کانيايي«بويژه کربناتها» از روش پراش سنجي پرتو(XRD) X استفاده شد. ترکيب شيميائي اين سنگها با روش فلورسانس اشعه ايکس (XRF) تعيين شد و از آنجا که تجزيه به روش فعال سازي نوتروني (NAA) از دقيق ترين روشهاي اندازه گيري طلا و عناصر ردياب آن مي باشد. نمونه هاي مشکوک به منظور تعيين مقدار طلا و عناصر ردياب همراه As, Hg, Sb, Cu توسط روش فوق مورد تجزيه قرار گرفت. شناسايي ذرات آزاد طلا و ساير عناصر به روش تکميلي SEM «توسط ميکروسکوپ الکتروني» نيز انجام گرفته و وجود عناصر فوق الذکر محرز گرديد. آزمايشات XRD-SEM در مرکز تحقيقات نسوز آذرانجام گرفته است. آناليز هاي NAA در مرکز تکنولوژي هسته اي اصفهان بخش راکتور مينياتوري انجام گرفت. 
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سنگهاي اولترامافيک سازنده افيوليتها در اثر هجوم سيالات گرمابي حاوي CO2 تحت تاثير فرآيند کربناته شدن تبديل به ليستونيت مي شوند. ليستونيتها با مجموعه کانيائي عمومي کوارتز و کربناتهاي حاويMg- Fe- Ca مشخص هستند. از چند دهه گذشته در افيوليتهاي جهان، کاني سازي طلا در هميافتي با اين سنگها مورد توجه قرار گرفته است. 
افيوليتهاي ايران مرکزي به شکل دو کمربند اصلي يعني دهشير- سورک- نائين و جندق-انارک رخنمون دارند. اين افيوليتها در بخش سرپانتينيتي خود ليستونيتي شده اند. دگرساني گرمابي در اين سنگها تا مرحله سيليسي شدن(شکل گيري بيربيريتها) نيز يپش رفته است
اين سنكانس با تولئيتهاي جزاير قوسي قابل مقايسه است. و اما در افيولتهاي دهشير داد ه هاي ژئوشيميايي عناصر اصلي، قليل و نادر خاكي براي تاييد خويشاندي واحدهاي مختلف سنگي مورد بررسي قرار گرفته اند. به طور كلي ماگماي سازنده افيوليت دهشير داراي سرشت تولئيتهاي MORB است كه از ذوب بخشي (حدود ۲۲%) سنگ مادرگارنت لرزوليت حاصل شده است. پلاژيوگرانيتها در اينجا به دو دسته قابل جدايش هستند: 
۱ـ در هميافتي با دايكهاي صفحه اي – گابروهاي آمفيبول دار 
۲ـ در هميافتي با مجموعه دگرگوني ناحيه اي بصورت نافذ در آن. 
در هر دو دسته پلاژيوگرانيت شباهت ژئوشيميايي داشته و در محدوده پلاژيوگرانيتهاي اقيانوسي (OP) واقع مي شوند. پلاژيو گرانيتهاي دسته دوم احتمالا از ذوب بخشي گابروهاي هيدراته – آمفيبوليتها حاصل شده اند. با توجه به شواهد موجود محيط ژئوديناميك افيوليت دهشير يك كافت اقيانوسي بوده است. رخداد سرپانتيني شدن اولترامافيك ها در گستره دهشير منجر به آزادي Cao و هجوم آن به سوي دايكهاي گابرويي شده استرودنژيت ها كه حاصل متاسوماتيسم هستند از مجموعه كانيابي جگراسولر، پكتوليت، وزوويان ، اسفن، پرهنيت، اپيدوت تشكيل شده اند. فرايند كربنات زايي (ليستونيتي شدن) تحت تاثير سيالات حاوي CO2 در اولترابازيك هاي دهشير صورت گرفته است. ولكانيسم كوارتنر با سرشت كالكوآلكالن در حواشي افيوليت به عنوان عامل تامين سيالات co2 دار در ليستونيتي شدن از ديدگاه ژئوشيمي مورد بررسي قرار گرفته است. 
پترولوژي و ژئوشيمي افيوليت هاي دهشير با تأكيد بر آلتراسيون هيدروترمال وابسته(رودنژيتي شدن، ليستونيتي شدن)
مجموعه افيوليتي دهشير واقع در ۸۰ كيلومتري جنوب غرب يزد در راستاي گسل بزرگ دهشير – بافت رخنمون دارد و جزئي از كمربند حلقوي افيوليت ايران مركزي محسوب مي شود.
واحدهاي سنگي تشكيل دهنده اين افيوليت به ترتيب از پايين به بالا شامل موارد زير است: الف) سنگ هاي اولترامافيك متشكل از سرپانتينيت، هرزبورژيت، دونيت لرزوليت و پيروكسنيت. ب) گابرو هاي آمفيبول دار، پيروكسن دار و كمتر ديوريت. ج) پلاژيوگرانيت. د) دايك هاي صفحه اي. ه) بازالت هاي توده اي وكمتر بالشي. و) سنگ آهك هاي پلاژيك و راديولاريت ها به سن كرتاسه فوقاني. سنگ هاي دگرگوني كه شامل دگرگوني هاي كف اقيانوسي، دگرگوني هاي ديناميك در زون هاي برشي و دگرگوني هاي ناحيه اي تا رخساره آمفيبوليت هستند. بر پايه مشاهدات صحرائي، پلاژيوگرانيت ها به دو دسته قابل جدايش هستند. الف) در هميافتي با دايك هاي صفحه اي- گابروهاي آمفيبول دار. ب) در هميافتي با مجموعه دگرگون ناحيه اي و بصورت نافذ در آن.
داده هاي ژئوشيميايي عناصر اصلي، قليل و نادر خاكي براي تأئيد خويشاوندي واحدهاي مختلف سنگي مورد بررسي قرار گرفته اند. بطور كلي ماگماي سازنده افيوليت دهشير داراي سرشت تولئيت هاي(MORB) است كه از ذوب بخشي (حدود ۲۲%) سنگ مادر گارنت لرزوليت حاصل شده است.
هر دو دسته پلاژيوگرانيت، شباهت ژئوشيميايي داشته و در محدوده پلاژيوگرانيت هاي اقيانوسي(OP)واقع مي شوند. پلاژيوگرانيت هاي دسته دوم احتمالاً از ذوب بخشي گابروهاي هيدراته و آمفيبوليت ها حاصل شده اند.
با شواهد موجود محيط ژئوديناميك افيوليت دهشير يك كافت اقيانوسي بوده است. رخداد سرپانتيني شدن اولترامافيك در گستره دهشير منجر به آزاد سازيCaOو هجوم آن به سوي دايك هاي گابرويي شده است. رودنژيت ها كه حاصل متاسوماتيسم هستند از مجموعه كانيائي گروسولر، پكتوليت، وزوويان، اسفن، پرهنيت، اپيدوت تشكيل شده اند.
فرايند كربنات زائي (ليستونيتي شدن) تحت تأثير سيالات حاويCO2در اولترابازيك هاي دهشير صورت گرفته است. در اين ميان عمدتاً دولوميت – منيزيت – برونريت، كوارتز به خرج واپاشي كاني هاي اوليه چون سرپانتين، اليوين شكل گرفته اند. ليستونيت ها با سنگ هاي كوارتز – كربنات در زون هاي برشي، امتداد شكستگي ها و گسل ها به وضوح رخنمون دارند.
ليستونيتي شدن نه تنها سنگ هاي اولترابازيك، بلكه سازندهاي رسوبي فليش گونه ميوسن، چرت، بازالت، آندزيت و ساير سنگ هاي مجاور را نيز شامل شده است.
رخداد سرپانتينيت هاي نوتترونيتي- سيليسي شده بدون عملكرد CO2تبديل قلوه هاي منيزيت- هونتيت عهد حاضر به كلسيت- دولوميت (متاسوماتيسم كلسيم) از موارد نادر است كه مشاهده مي شود.
آلتراسيون كروميت ها در حين فرايندهاي ليستونيت زائي شامل تغييرات شيمي كروميت و تمركز طلا در آنها است.
نهايتاً ولكانيسم كواترنر با سرشت كالكوآلكالن در حواشي افيوليت، بعنوان عامل تأمين سيالات CO2دار در ليستونيتي شدن، از ديدگاه ژئوشيمي، مورد بررسي قرار گرفته است
 
 
نقشه ۱- موقعيت افيوليت هاي ايران مرکزي
دهشير:D  سورک:S  نائين:N  انارک:A  جندق:G
Gold Mineralization in Central Iran Listvenites
M. Noghreian*, M. A. Haghighipoor**, M. A. Mackizadeh***,  B.  Taghipour**** and
 S. Sherafat*****
*Department of Geology, University of Isfahan
**Department of Chemistry, University of Isfahan
***Ph.D. Candidate, Shahid Beheshti University
**** Jahad Daneshgahi, of Isfahan University of Technology and Ph.D. Candidate, University of Isfahan
***** Ph.D. Candidate, University of Isfahan

Abstract
       Listvenites are formed during the CO2-rich fluids ultramafics interactions. Commonly, these carbonatized ultramafic rocks (especially serpentinites) are characterized by quartz and Mg-Fe-Ca carbonates assemblage. Gold mineralization in these rocks had been a new target for exploration during the past decades.
      There are two main ophiolitic belts in Central Iran, Dehshir-Surk-Nain belt and Jandagh-Anarak belt. Hydrothermal alterations have produced listvenites and finally birbirites (silicified serpentinites) in ultramafic members of these ophiolites. In Dehshir, listvenites and paralistvenites are outcropped along the ophiolite belt and are barren. In Surk, listvenitization is followed by bribirites formation and gold mineralization has a close association with ferrite chromites. 
      There is pyrite mineralization in highly silicified serpentinites with Au-Hg anomaly in Nain ophiolites. In Jandagh serpentinites, talc-carbonate rocks are formed during carbonatization. Trace amounts of gold anomaly are detected in these rocks. Anarak old ophiolites have widespread listvenitization. Various minerals and  
ore minerals with multistage paragenesis are characteristic. In addition to geochemical anomaly,  gold mineralization is detected as visible gold.
 Key words: Ophiolite, Serpentinite, Listvenite, Birbirite, Gold

مقدمه 
ليستونيتها عضو سرپانتيني مجموعه هاي افيوليتي هستند که تحت تأثير دگرساني گرمابي از نوع کربناته شدن (Carbonatization) واقع شده اند. اين سنگها که به سبب کاني شناسي خاص خود به سنگهاي کوارتز- کربنات ( Auclair et al, 1993) يا مجموعه اي سيليسي- کربنات (Sazanov,1975) مشهورند. يکي از مهمترين انواع سنگهاي حاوي کاني سازي  طلا، نقره، جيوه، پلاتين، آرسنيک و آنتيموان در مجموعه آلتراسيون هاي ليستونيتي –بيربيريتي در کمربند هاي افيوليتي هستند. اين آلتراسيون در شرايط خاص محلول گرمابي کلريدي غني از S, K, CO2 و PH<5 ، درجه حرارت ۴۰-۲۵۰ درجه سانتي گراد و فشار ۱٫۸-۰٫۶ کيلوبار، سنگ منشا و ساختار تکتونيکي مناسب ايجاد مي شود(Sazonov, 1978).
در جديدترين مطالعه(Halls et al, 1995) ليستونيت يک نوع سنگ ويژه است که مي تواند در دسته برسيتيك – فيليک (Spirinov,1991) جاي گيرد ليستونيتي شدن با وجود پتاسيم از کربناته شدن اولترامافيک ها متمايز مي‌شود لذا متاسوماتيسم آلکالن را نيز در بر مي گيرد.
ليستونيت ها در رخنمون هاي  صحرائي به اشکال عدسي و رگه اي داخل سرپانتينيتها و يا در همبريهاي زمين ساختي آنها با سنگهاي اطراف ديده مي شوند. کوارتز و کربنات حاوي  Mg-Fe-Caعمده کاني هاي سازنده اين سنگها هستند ولي بقاياي سرپانتين، کروم اسپينل، تالک، کلريت، فوشزيت «مسکويت کروم دار» و کانه هاي مختلف نيز در اين سنگها ديده مي شوند. بافت غالب اين سنگها دانه اي، پورفيروئيد، رگه اي، نواري و شبحي((Ghost texture  باقيمانده از سرپانتينيت اوليه مي‌باشد.
محصول نهايي دگرساني سرپانتينيت ها بعد از ليستونيتي شدن سنگهاي شديداُ سيليسي شده اي هستند که به نام بيربيريت (birbirite) مشهورند. اين سنگها کوارتزيت هاي هيدروترمال نيز ناميده شده اند(سازونوف، ۱۹۷۸). 
موارد متعدد کاني سازي فلزي«طلا، جيوه، آنتيموان، سرب و نيکل» از ليستونيتهاي مجوعه افيوليتي مناطق مختلف دنيا نظير ايتاليا، مراکش، عربستان سعودي و ترکيه  (Buisson et al,1985) گزارش شده است.
بزرگترين کانسار طلاي ليستونيتي در مجاور مرز شمالي ايران معدن زود (Zod) در ارمنستان است. اسميرنوف و همکاران کانسار فوق را جزو کانسارهاي سازند طلا-کوارتز-کالسدوني تقسيم بندي کرده اند(Smirnov et al, 1983) که در کمربند افيوليت کرتاسه بالائي قفقاز کوچک واقع شده است. در ادامه اين افيوليتها در شمال غرب کشور (افيوليتهاي ماکو) آلتراسيون هاي سيليسي، آرژيليک و ليستونيتي همراه با کاني سازي جيوه شناسايي شده است. امامعلي پور (۱۳۷۴) در منطقه سيه چشمه (ماکو) زون ناهنجاري طلا (حداکثر ppm22) گزارش نموده است. زرين کوب (۱۳۷۴) با مطالعه ليستونيتهاي سهل آباد(بيرجند) آنها را کليدي براي پي جوئي طلا و جيوه معرفي کرده است. يوسف زاده(۱۳۷۵) نيز به کاني شناسي و پتروگرافي ليستونيتهاي خوسف جنوب غربي بيرجند پرداخته است. (عابدي،۱۳۷۶) براي اولين بار با استفاده از مدلهاي اکتشافي ژئوشيميائي ذخاير ليستونيتي کشورهاي شوروي سابق ليستونيتهاي افيوليت بيرجند (سهل آباد) را مورد مطالعه قرار داده است. در اين منطقه آنومالي طلا(ppm 0.5) و جيوه (ppm1.6) تشخيص داده است. اين مقاله ضمن معرفي مناطق ليستونيتي در افيوليتهاي ايران مرکزي به ارزيابي پيدايش طلا در آنها نيز مي پردازد(نقره ئيان و همکاران ۱۳۷۷و۱۳۸۰). 
سنگهاي افيوليتي در امتداد گسلهاي سراسري ايران مرکزي به شکل کمربند رخنمون دارند که از آن جمله مي توان به کمربند افيوليتي شمال نائين، سورک، دهشير، جندق و انارک اشاره نمود. در اين ميان مجموعه افيوليتي انارک و جندق با سن پروتروزوئيک بالايي – کامبرين زيرين (باقري، ۱۳۷۲) از قديميترين افيوليتهاي ايران مرکزي محسوب مي شوند. افيوليتهاي نائين، سورک و دهشير در ارتباط با زمين درز خرده قاره ايران مرکزي بوده و در کرتاسه بالايي شکل گرفته اند. 

روش کار
براي شناسايي کانيها و پتروگرافي ليستونيتها در ابتداي کار از نمونه هاي قابل توجه مقاطع ميکروسکوپي و صيقلي تهيه شد. در مراحل بعدي براي شناسايي دقيق تر فازهاي کانيايي«بويژه کربناتها» از روش پراش سنجي پرتو(XRD) X استفاده شد. ترکيب شيميائي اين سنگها با روش فلورسانس اشعه ايکس (XRF) تعيين شد و از آنجا که تجزيه به روش فعال سازي نوتروني (NAA) از دقيق ترين روشهاي اندازه گيري طلا و عناصر ردياب آن مي باشد. نمونه هاي مشکوک به منظور تعيين مقدار طلا و عناصر ردياب همراه As, Hg, Sb, Cu توسط روش فوق مورد تجزيه قرار گرفت. شناسايي ذرات آزاد طلا و ساير عناصر به روش تکميلي SEM «توسط ميکروسکوپ الکتروني» نيز انجام گرفته و وجود عناصر فوق الذکر محرز گرديد. آزمايشات XRD-SEM در مرکز تحقيقات نسوز آذرانجام گرفته است. آناليز هاي NAA در مرکز تکنولوژي هسته اي اصفهان بخش راکتور مينياتوري انجام گرفت. 

عتیقه زیرخاکی گنج