• بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هدف مقاله زير توصيف آن چه كه در مورد تاثيرات تمرينات ورزشي در كودكان و نوجوانان در ليپيدها و ليپوپروتئين هاي خون زير مي دانيم مي باشد: مجموع كلسترول (TC) كلسترول ليپوپروتئين با چگالي بالا (HDL-C) ، كلسترول ليپوپروتئين با چگالي پايين (LDL-C) و تري گليسيريد (TG). تنها تحقيقاتي كه حالت، توالي، طول دوره و شدت ورزش را توصيف مي كنند در اين بررسي گنجانده شده اند. نتايج تحقيقات بررسي شده دو پهلو بوده اند. قطعا تاثيرات تمرينات ورزشي بر روي سطح ليپيد و ليپوپروتئين خون كودكان و نوجوانان نورموليپيدميك دو پهلو بوده است
بيماري قلبي، قلبي عروقي (CHD) يكي از مهم ترين عوامل تاثير گذار در ميزان مرگ و مير در كشورهاي صنعتي مي باشد و در نتيجه عامل صرف هزينه هاي قابل ملاحظه توسط سيستم هاي پزشكي براي درمان CHD و علايم آن بوده است. اكنون به خوبي پذيرفته شده است كه ريشه CHD در كودكي است. عليرغم اين واقعيت كه علايم باليني بيماري تا بزرگسالي ظاهر نمي شوند. از سال ۱۹۹۸ اكادمي بيماري هاي كودكان آمريكا اعلام كرده است كه افزايش سطح كلسترول در كودكان و نوجوانان خطر CHD در زندگي را افزايش مي دهد اگرچه خطر دقيق ناشناخته باقي مي ماند. در پاسخ به افزايش بروز CHD در بزرگسالان، انجمن قلب آمريكا و ديگر هيئت هاي ناظر بر تاكيد خود بر اهميت ورزش در كودكي به عنوان ابزار اجتناب از CHD در بزرگسالي ادامه مي دهند. چند تحقيق برجسته به طور مكرر سبك زندگي ساكن را به عنوان يك عامل خطرزاي عمده براي ابتلا به CHD در بزرگسالي شناسايي كرده اند. متاسفانه بر خلاف تحقيقات مربوط به بزرگسالان، نقشي كه ورزش منظم بر روي عوامل خطرزاي CHD در كودكان و نوجوانان دارد نامشخص باقي مي‌ماند. هدف اين بررسي توصيف آن‌چه كه در مورد تأثيرات تمرينات ورزشي در كودكان و نوجوانان بر روي ليپيدها و ليپوپروتئين هاي خون زير دانسته مي شود مي باشد: مجموع كلسترول (TC )، كلسترول ليپوپروتئين باغلظت بالا  (HDL-C)، كلسترول ليپوپروتئين با غلظت پايين (LDL-C)  و ترگليسيريدها (TG) . پاراگراف زير به صورت مفصل تحقيقاتي كه حالت، توالي، ‌طول دوره و شدت ورزش را توصيف مي كنند را به طور مفصل شرح مي دهد اگر چه گيليام و همكاران (۱۹۷۸) اين معيارها را براورده نكردند به اين خاطر گنجانده شده اند كه يكي از اولين تحقيقات ورزشي را انجام داده اند كه به طور انحصاري دختران را در سوژه ها گنجانده و تاثيرات تمرين ورزشي بر روي ليپيدها و ليپوپروتئين هاي خون را بررسي كرد.
به علاوه، بررسي محدود به تحقيقاتي است كه فقط تاثيرات تمريني ـ ورزشي در كودكان و نوجوانان سالم را بررسي مي كرد.
جدول ۱ به طور واضح نشان مي‌دهد كه تاثير تمرين ورزشي بر روي ليپيدها و ليپوپروتئين هاي خون دو پهلو است. گيليام و بورك (۱۹۷۸) يك تحقيق ۶ هفته اي شامل ۱۴ دختر سنين ۸ تا ۱۰ سال را گزارش كرد. سوژه ها در فعاليت هاي هوازي مختلفي به مدت ۳۵ دقيقه در هر جلسه شركت مي كردند. نتايج نشان دهنده يك افزايش معنادار در سطح HDL-C بود و هيچ گونه تغييري در سطوح TC را نشان نمي داد. هيچ متغير ديگري گزارش نشد. نقص اصلي در اين تحقيق فقدان گروه كنترل بود. به علاوه شدت به عنوان “شديد” توصيف شد اما سنجيده نشده است، طول تحقيق كوتاه (۶ هفته) بود و توالي جلسات ورزشي گزارش نشده است. 
در سال ۱۹۸۰  گيليام و فريدسون يك تحقيق ديگر ورزشي بر روي ۱۱ دختر با سنين ۷ تا ۹ سال را انجام دادند. اين بار آ» ها يك گروه كنترل را افزدوه و طول تحقيق به ۱۲ هفته اضافه شد. بعد از يك برنامه ورزشي ۴ روز در هفته با شدت “نسبتا بالا” هيچ گونه تغييري در TC يا TG گزارش نشد. متغير ديگري نيز گزارش نشد. فقدان يك گروه كنترل دقيق در شدت ورزش تفسير اين تحقيق را مبهم ساخته است. 
ليندر و همكاران (۱۹۸۳) تاثير يك برنامه پياده روي ۸ هفته اي بر روي شدت ضربان قلب (HR) 80 درصد اوج HR در ۲۹ پسر سنين ۱۱ تا ۱۷سال را بررسي كردند. هيچ گونه تاثيري برري TG ، LDL-C ، HDL-C ، TC مشاهده نشد. مشكل ذاتي اين تحقيق گنجاندن پسراني بودن كه در مراحل بلوغ متفاوت قرار داشتند. 
برنامه پياده روي و دو سويچ و همكاران (۱۹۸۶) با پسران ۸ تا ۹ ساله منجر به هيچ گونه تغييري در TC يا HDL-C يا LDL-C بعد از تحقيق يازده هفتگي نشدد. با اين حال آنها يك ارتقاي كلي در نسبت TC/HDL را خاطر نشان كردند. 
ايگنيگو و ماهون (۱۹۹۵) تاثيرات يك برنامه تمرين ورزشي ده هفته اي بر روي TC ، HDL-C ، LDL-C و TG در پسران و دختران بين سنين ۹ تا ۱۰ سال را بررسي كرده اند. ۱۸ كودك در يك برنامه ورزشي شركت كردند و ۱۰ كودك به عنوان كنترل عمل كردند. برنامه ورزشي شامل ۶۰ دقيقه فعاليت هوازي، سه بار در هفته با شدتي بود كه ضربان قلب ۱۶۰ تا ۱۸۰ را ايجاد مي كرد. TG تنها متغيري بود كه بعد از ده هفته ورزش تغيير كرد. مجددا كنترل براي شدت ورزش نامشخص است. اگرچه نويسندگان استفاده از مانيتورهاي ضربان قلب را ذكر كرده اند، آ» ها هم چنين ذكر كرده اند كه ميزان ضربان قلب با شمارش نبض تحت نظارت قرار گرفته است و مشخص نيست كه در هر بار چند سوژه از مانيتورهاي ضربان قلب استفاده كرده اند. به علاوه گنجاندن هم پسران و هم دختران در يك انداز نمونه نسبتا كوچك ممكن است منجر به تاثيري شود كه مستقل از مداخله ورزشي است. 
تحقيق تمريني ۱۶ هفتگي بلسينگ و همكاران (۱۹۹۵) يكي از طولاني مدت ترين تحقيقات تا به حال است با اين حال شدت به طوردقيق توصيف نشده است و به درستي كنترل نشده است. سوژه هاي آن ها ۲۵ دختر و پسر بوده اند كه در سنين ۱۳ تا ۱۸ سال قرار داشتند. برنامه تمريني ۱۶ هفتگي شامل ۴۰ دقيقه فعاليت هاي هوازي متخلف با شدتي بود كه حدود ۹۰ درصد ظرفيت كاري اوج قبلا تعيين شده بود. شدت با به دست آوردن يك نبض شعاعي سوژه ها اندازه گيري مي شد. نتايج نشان دهنده يك تغيير مثبت در سطوح TC ، HDL-C ، LDL-C ، TC/ HDL-C بعد از ۱۶ هفته تمرين ورزشي بود. مشكل ذاتي اين تحقيق گنجاندن دختران و پسران در يك تحقيق بود. به علاوه دامنه سني ۱۳ تا ۱۸ سال به خاطر مراحل بلوغ متفاوت اين گروه بيش از حد وسيع است. 
رولند و همكاران (۱۹۹۶) يك تحقيق ۱۳ هفتگي را انجام دادند كه به ۳۴ دختر و پسر سنين ۱۰ تا ۱۳ سال در آ» شركت داشتند. در ابتدا گروه كنترل وجود نداشت. در عوض سوژه ها به عنوان كنترل خود براي آزمايش و به حداقل رساندن تاثيرات ژنتيكي قابليت تمرين بين سوژه ها عمل مي كردند. با اين حال اين طرح تحقيق تاثيرات رشد و بلوغ كه ممكن است بر روي متغيرهاي اندازه گيري شده داشته باشد را كنترل نمي كرد. ثانيا اگر چه از مانتيورهاي ميزان تپش قلب براي اندازه گيري شدت ورزش استفاده شد اما فقط ۷ سوژه از مانيتورها در هر جلسه ورزشي استفاده كردند و در نتيجه شدت ورزش فقط در هر سوژه براي يك جلسه از سه جلسه ورزشي در هفته اندازه گيري مي شد. يك بار ديگر منبع پاياني خطا دو جنسه بودن مي باشد. همان طور كه قبلا ذكر شد گنجاندن دختران و پسران نوجوان در مجموعه سوژه ها تفسير تغييرات ليپيد و ليپوپروتئين خود را مشكل مي سازد. 
استرژيولاس و همكاران (۱۹۹۸) تاثيري كه تمرين ورزشي بر روي سطوح HDL-C در ۱۸ پسر بين سنين ۱۰ تا ۱۴ سال داشته ات را بررسي كرده اند. سوژه ها از يك گروه هزار سوژه يوناني كه در يك تحقيق انجام شده در سال ۱۹۹۳ شركت كرده بودند انتخاب شدند. سطوح HDL-C بعد از برنامه  تمريني ۸ هفتگي افزايش قابل ملاحظه اي داشت. چند مشكل ذاتي در اين تحقيق وجود داشت. اول اين كه تشخيص چگونگي اندازه گيري شدت ورزش مشكل است. آن ها اعلام كردند كه ورزش در ۷۵ درصد ظرفيت كاري فيزيكي كه ميزان قلبي ورزشي ۱۷۰بود تعيين شده است. با اين حال مشخص نيست كه آيا قبل از مداخله ورزشي يك تست اوج ورزش انجام شده است يا خير يا اين كه اطلاعات مربوط به اوج ضربان قلب از نتايج تحقيق ۱۹۹۳ گرفته شده است. اگر ميزان ضربان قلب ورزشي تخمين زده باشد ان گاه اين موضوع زير سوال است كه يك ميزان ضربان ۱۷۰ براي پسران داراي دامنه سني ۱۰ تا ۱۴ سال صحيح باشد. ثانيا ً‌نويسندگان توصيف نمي كنند كه آيا ميزان ضربان قلب در طي جلسات ورزشي اندازه گيري شده است يا خير. منبع نهايي خطا نامتجانس بودن سوژه ها است. اگر چه تنها پسران در تحقيق شركت داشتند اما سطح بلوغ آن ها ارزيابي نشده است. ارزيابي سطح بلوغ مهم است زيرا احتمال زياد تفاوت هاي معناداري در پسراني كه در سنين بين ۱۰ تا ۱۴ سال قرار دارد وجوددارد و همان طوري كه قبلا ذكر شد نشان داده شده است كه تستوسترون تاثير نامطلوبي بر روي نمايه ليپيد و ليپوپروتئين خون پسران دارد. 
استرژيولاس و همكاران (۲۰۰۶) يك تحقيق ديگر با پسران ۱۰ تا ۱۴ ساله انجام داده اند. در اين تحقيق تمام سوژه ها، تست هاي اوج ورزش براي تعيين اوج HR تكميل كردند. سوژه ها ۴ جلسه تمريني در هفته با ۸۰ درصد اوج Hr  به مدت ۸ هفته را كامل كردند. در پايان ۸ هفته براي تمام متغيرها تغييرات معنادار و مثبتي مشاهده شد. با اين حال مجددا بايد خاطر نشان شود كه تفاوت هاي بلوغ احتمالي در بين سوژه ها تفسير صحيح داده ها را مشكل مي سازد. 
استودفالك و همكاران (۲۰۰۰) طولاني مدت ترين تحقيق تمرين ورزشي كنترل شده را براي بررسي تاثيرات تمرين ورزشي بر روي دختران ۱۳ تا ۱۴ ساله بعد از قاعده گي انجام دادند. تحقيق ۲۰ هفته اي ۲۰ سوژه آزمايشي و ۱۸ سوژه كنترلي را در خود گنجانده بود. تمام سوژه ها براي تعيين حداكثر مقدار hr تحت تست هاي اوج ورزش قرار گرفتند. سوژه ها سه بار در هفته به مدت ۲۰ دقيقه روي نوار گردان يا نيرو سنج دوچرخه اي ورزش كردند. شدت ورزش در ۷۵ تا ۸۰ درصد حداكثر HR تحت نظارت مانيتورهاي HR حفظ شد. در گروه ها هيچ گونه تغيير معناداري در TC ، HDL-C ، LDL-C ، TG مشاهده نشد. 
ولسمن و همكاران (۱۹۹۷) تاثير دو حالت جداگانه اي كه تمرين هوازي بر روي سطوح TC در ۳۵ دختر سنين ۹ تا ۱۰ سال داشت را بررسي كردند. مداخله ورزشي ۸ هفته به طول انجاميد و شدت ورزش تقريبا در ۸۰ درصد اوج HR تعيين شده بود. براي تعيين مقادير اوج HR تمام سوژه ها تحت تست هاي اوج ورزش قرار گرفتند. در گروه ها هيچ گونه تغييري در TC يا HDL-C مشاهده نشد. سوژه هايي كه در نيرو سنج دوچرخه هاي ورزش مي كردند از مانتيورهاي ميزان ضربان قلب استفاده مي كردند به طوري كه شدت ورزش بتواند به درستي اندازه گيري شود. سوژه هايي كه در برنامه رقص هوازي شركت مي كردند براي تعيين اين كه چه برنامه هاييي به طور منظم ضربان قلب بالاي ۱۵۰ ايجاد مي كند تحت يك تحقيق تجربي قرار گرفتند. ضعف اصلي اين تحقيق اين بود كه فقط ۸ هفته به طول انجاميد. به علاوه اگر سوژه ها در گروه رقص هوازي كاهش در Hr  كمتر از ماكزيمم را نسبت به برنامه رقص تجربه كرده باشند ممكن است اين ورزش به اندازه كافي شديد نبوده است تا سطوح Hr 150 در هفته هاي بعدي تحقيق را ايجاد كنند.
تولفري و همكاران (۱۹۹۸)يك تحقيق به خوبي كنترل شده با ۴۸ دختر و پسر به بلوغ نرسيده انجام دادند كه از آن ها ۲۸ سوژه يك مداخله تمرين ورزشي را تكميل كردند. با استفاده از مانتيورهاي HR و از طريق تشويق دائم شدت ورزش كنترل شد و آن ها قادر بودند تا تمام سوژه ها را وادار كنند تا شدت ورزش ۷۹ درصد اوج HR را حفظ كند. سوژه ها سه بار در هفته به مدت ۱۲ هفته روي نيروسنج هاي دوچرخه اي ركاب زدند. نتايج نشان داد كه براي TC و TG بين دو گروه در طول زمان تفاوتي به  وجود نيامد. با اين حال گروه ورزش كنننده افزايش در HDL-C و كاهش در LDL-C را تجربه كردند. تغييرات در نمايه ليپيد خون مستقل از تغييرات در اوج   بود در حقيقت گروه كنترل با يك اوج   بالاتر شروع كرد و تا پايان تحقيق اوج   بيشتر را حفظ كرد كه اين حاكي از آن بود كه تمرين ورزشي است كه به طور مستقيم بر نمايه ليپيد خون تاثير مي گذارد و نه اوج   . اين اولين تحقيقي بود كه به طور كافي شدت ورزش را كنترل كرد و اگر چه انتظار تداوم ورزش با يك شدت ثابت، و انجام حالت مشابهي از ورزش خارج از يك موقعيت آزمايشي توسط كودكان غير منطقي است اما تحقيق دانش ما در مورد تاثيرات يك برنامه تمرين ورزشي ساختار بندي شده ب رروي ليپيدها و ليپوپروتئين هاي خون در كودكان قبل از بلوغ را افزايش داد. عمده ترين نقص طراحي گنجاندن دختران و پسران به طور همزمان در تحقيق بود. به علاوه همان طور كه در بالا ذكر شد، تحقيقات معدودي بيش از ۱۲ هفته به طول انجاميده اند و مشاهده اين كه ايا يك دوره تمريني بلندمدت تر منجر به تغييرات قابل ملاحظه تر مي شود يا خير مي تواند مفيد باشد. 
تولفري و همكاران (۲۰۰۴)يك تحقيق تمريني ديگر با ۳۴ دختر و پسر ۱۰ تا ۱۱ سال انجام دادند. تمام سوژه ها سه بار در هفته و ۸۰درصد اوج HR ورزش كردند. يك بار ديگر تمام سوژه ها براي برنامه  تمرين ورزشي ۱۲ هفته اي از مانيتورهاي HR استفاده كردند. بر خلاف تحقيقات ديگر، تحقيق از اين نظر كه طول مدت ورزش براي انطباق با اهداف صرف انرژي اختصاصي شده بود منحصر به فرد بود. دو گروه تعيين شدند. يك گروه پايين كه ۱۰۰ كيلوكالري انرژي مصرف مي كردند و گروه متوسط كه ۱۴۰ كيلو كالري مصرف مي كردند. برنامه تمرين ورزشي صرف نظر از طول مدت ورزش و صرف انرژي باعث هيچ گونه تغييري در LDL-C ، HDL-C و TC نشد. نويسندگان اعلام مي كنند كه حجم ورزش ممكن است براي ايجاد تغيير ناكافي بوده است. 
ويلي فورد و همكاران (۱۹۹۶) تنها تحقيقي است كه تاثيرات تمرين ورزشي در نوجوانان سياه پوست پسر را بررسي كرده است. ۱۲ پسر يك برنامه تمرين ورزشي ۱۵ هفتگي ۵ روز در هفته را انجام دادند. جلسات ورزشي به مدت ۳۰ دقيقه در طي يك كلاس تربيت بدني به طور منظم برنامه ريزي شده انجام شد. سوژه ها هفتاد تا ۹۰ درصد اوج ضربان قلب قبلا تعيين شده را پياده روي كردند. مشخص نيست كه HR چگونه تعيين شده است. گنجاندن يك برنامه وزنه برداري كه دو بار در هفته اتفاق مي افتاد در اين تحقيق منحصر به فرد بود. برنامه تمرين ورزشي ۱۵ هفتگي منجر به افزايش قابل ملاحظه در HDL-C و كاهش قابل ملاحظه در LDL-C شد. هيج گونه تغييري در TC انجام نشد. نويسندگان خاطر نشان مي كنند كه در مورد تاثيرات نژاد و تاثيرات تمرين ورزشي بر روي ليپيدها و ليپوپروتئين هاي خون تحقيقات بيشتري مورد نياز است. 
نتيجه گيري ها و توصيه ها براي تحقيقات آتي
بخشي از مشكل در تعيين اين كه تمرين ورزشي تاثير مثتبي بر روي نمايه ليپيد خون كودكان داشته است اين است كه تحقيقات به خوبي كنترل شده نادر مي باشند. به علاوه مشكلات روشي موجود در بخش اعظم تحقيقات تمرين ورزشي توانايي بيان جملات جامع و مبتني بر شواهد در مورد تاثيري كه تمرين ورزشي بر روي سطح چربي خون در كودكان نرموليپيدميك دارد را محدود مي سازد.
تعداد كم سوژه ها در هر تحقيق 
عدم وجود دختران يا تعداد كم آن ها
گنجاندن هم دختران و هم پسران در مجموع سوژه ها
گنجاندن دختران و پسران در مراحل بلوغ متفاوت در مجموع سوژه ها
دوره هاي تمرين ورزشي كه به طور كافي شدت ورزش را كنترل نكرده اند. 
دوره هاي تمرين ورزشي كه بيش از ۸ هفته به طول نينجاميده اند. 
تحقيقات تمرين ورزشي كه داراي حجم كافي براي ايجاد تغيير نبوده اند. 
به علاوه بايد خاطر نشان شود كه تحقيقاتي كه قبل از سال ۱۹۹۰ انجام شده اند به خاطر فقدان استاندارد اندازه گيري ليپيد و ليپوپرتئين بين آزمايشگاهي بايد با احتياط بررسي شوند. 
نقص اصلي در تمام تحقيقات بالا اين است كه طول مداخله ورزشي احتمالا به انداهز كافي نبوده است. سوپر كو (۱۹۹۱) در مرور نوشتجات مربوط بزرگسالان به اين نتيجه رسيده است كه برنامه هاي تمرين ورزشي كه بيش از ۴ ماه به طول انجاميده اند براي ديدن تغيير مثبت در سطح ليپيد و ليپوپروتئين خون در بسياري از بزرگسالان مورد نياز مي باشند. 
بنابراين اگرچه به نظر مي رسد كه تحقيق با توجه به تاثيرات يك برنامه تمرين ورزشي بر سطح ليپيد و ليپوپروتئين خون در كودكان و نوجوانان دو پهلو به نظر مي رسد اما اين ممكن است به اين خاطر باشد كه مداخلات ورزشي به اندازه كافي بلندمدت نبوده اند. به علاوه فقدان نماينده اي از دختران نوجوان احساس مي شود. بنابراين انجام يك نتيجه گيري مبتني بر شواهد در مورد تاثيرات تمرين ورزشي بر روي ليپيد و ليپوپروتئين هاي خون در اين جمعيت غير ممكن است. 
از چشم اندازي وسيع تر تشخيص اين موضوع كه ايا تمرين ورشي منظم در كودكان و نوجوانان منجر به مشاركت ورزشي منظم در طول زندگي مي شود داراي اهميت است. در حال ايده ال يك تحقيق طولاني مدت كه تاثيرات تمرين ورزشي از سال هاي دبستان تا بزرگسالي را بررسي مي كند بهتر خواهد بود. اهداف اصلي چنين تحقيقي به صورت زير خواهند بود:
بررسي تغييرات متغير تناسب اندازه گيري شده به صورت دوره اي از بلوغ تا نوجواني و به بزرگسالي.
مشاهده تغييرات رفتار انتخاب شده در ارتباط با ورزش ، 
تاثيري كه الگوهاي ورزش خانوادگي بر روي  الگوي ورزش در كودكان دارد.
تاثيري كه برنامه pe بر روي ارتقا ورزش در طول زندگي دارد
حوزه ديگر تحقيقات بايد بر روي تاثيري كه ورزش بر روي كودكاني كه ريسك CHD را به نمايش مي گذارند تمركز كند. كودكاني كه بايد در اين تحقيق گنجانده شوند كودكان داراي پيشيه خانوادگي قوي CHD مي باشند، هيپرليپدميك مي باشند، پرفشار خون هستند يا چاق مي باشند. در حال حاضر داده هايي وجود دارد كه اين موضوع را تاييد مي كند كه ورزش منظم شدت هيپرليپيدمي و پر فشار خوني در كودكان را كاهش مي دهد. تحقيقات تمرين ورزشي به خوبي كنترل شده در كودكاني كه نمايه هاي نامساعد ليپيد و ليپوپروتئين خون داشته اند نشان دهنده تغييرات در مثبت در نمايه آن ها مي باشد. به طور مشابه بررسي نوشتجات انجام شده به وسيله آلپرت و ويلمور (۱۹۹۴) يك كاهش فشار خون در كودكان پر فشار خون بعد از ورزش را نشان داد اگر چه تعداد معدوي از سوژه ها به سطح طبيعي رسيدند. 
قطعا تاثيرات تمرين ورزشي بر روي سطوح ليپيد و ليپوپروتئين كودكان نورمولپيدميك و نوجوانان دو پهلو است. از چهارده تحقيق بررسي شده ۶ مورد يك تغيير مثبت در نمايه ليپيد و ليپوپروتئين خون را نشان دادند. ۵ مورد از تحقيقات هيچ گونه تغييري در نمايه ليپيد و ليپوپروتئين خون را نشان نداده اند و يك تحقيق نشان دهنده يك تاثير منفي بر روي HDL-C  بود اما يك ارتقاي كلي در نمايه ليپيد و ليپوپروتئين به خاطر كاهش در نسبت TC/HDL را نشان مي داد.
شاخص هاي هموگلوبين،‌ هماتوكريت و سلول قرمز خون در دوچرخه سواران برجسته. آيا مقادير كنترل براي آزمايش خون معتبر مي باشند
پيش زمينه: در فعاليت هاي دوچرخه سواري بين المللي و اسكي استقامت، از آزمايشات خون براي آشكار شدن سو استفاده از اريترو پوئتين براي افزايش عملكرد استفاده مي شود. حد هماتروكريت (دوچرخه‌سواري) و همولوبين (اسكي استقامت) به وسيله فدراسيون ورزش بين المللي تعيين شد (هماتوكريت ۵۰ درصد ، هموگلوبين، ۸۵ درصد). ورزش هايي كه جواب آزمايش آن ها بالاتر از اين مقادير مشخص شده بود از رقابت منع شدند. براي بررسي اعتبار اين اندازه گيري ها ما شاخص هاي هموگلوبين، هماتوكريت و سلول هاي قرمز خون دوچرخه سواران منتخب قبل از اين كه اريتروپروتئين به صورت تجاري در دسترس قرار بگيرد را بررسي كرديم. مواد و روش ها: ما ۵۲۳ نمونه خون ۹۲ دوچرخه سوار منتخب مرد (سنين ۱۶ تا ۳۱ سال) از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۷) را بررسي كرديم. هماتوكريت، هموگلوبين و سلول هاي قرمز خون به طور خودكار تحليل شد و شاخص هاي اريتروسيت محاسبه شد. 
نتايج
هموگلوبين،هموتوكريت و تعداد سلول هاي قرمز خون به طور قابل ملاحظه‌اي با افزايش بار تمريني كاهش يافت. شاخص هاي اريتروسيت هيچ گونه تغيير قابل ملاحظه اي نشان نداد. ۵۴ نمونه خون يك هموتوكريت بالاتر از ۵۰ درصد را نشان دادند، يك نمونه يك حجم هموگلوبين بالاتر از ۵/۱۸ را نشان داد. در طول دوره هاي افزايش بار ورزشي، تعداد ورزشكاران كمتري بالاتر از حد هماتوكريت بودند. نتيجه: حد هموتوكريت جاري استفاده شده در آزمايشات خون ممكن است منجر به تعداد زيادي آزمايشات مثبت  اشتباه شود.
كلمات كليدي: دوچرخه سواري، اسكي استقامت، سلول هاي قرمز خون، اريتروپوتئين، آزمايش خون.
مقدمه
تمرينات استقامتي بر سيستم سلول هاي قرمز خون تاثير مي گذارد. مشخص است كه حجم سلول قرمز خون و حجم پلاسما بعد از تمرين استقامتي افزايش مي يابد. همزمان به خاطر افزايش حجم پلاسما هموگلوبين و هماتوكريت كاهش مي يابد. 
حجم هموگلوبين و تعداد سلول هاي قرمز خون نقش مهمي در زنجيره انتقال اكسيژن بازي مي كند و با اين كار مي تواند بر عملكرد در ورزش هاي استامتي همچون وچرخه سواري، دو و اسكي استقامت بسته به ظرفيت هوازي تاثير بگذارد. 
دوپينگ خون و تزريق اريتروپوتين انساني با افزايش تعداد سلول هاي قرمز خون ممكن است عملكرد هوازي را افزايش دهد. اين اقدامات به وسيله برخي ورزشكاران در ورزش هاي استقامتي از دهه ۱۹۸۰ انجام مي شده است. اريتروپوئتين به صورت تجاري از سال ۱۹۸۷ در دسترس بوده اند و نسبت به تزريق خون غير مشابه يا مشابه نياز به زمينه لوجستيك كمتري دارند. از ان جا كه ماده ممكن است در مرگ چند ورزشكار نقش داشته باشد، IOC استفاده از اريتروپوئتين در ورزش را از سال ۱۹۹۰ ممنوع كرده است. 
به خاطر نيمه عمر كوتاه و شباهت كامل آن به هورمون طبيعي، آشكار سازي تزريق اريتروپوئتين اگر غير ممكن نباشد بسيار مشكل است. در تلاش براي ممانعت از استفاده از اريتروپوئتين اتحاديه دوچرخه سواري بين المللي (UCI) و فدراسيون بين المللي اسكي (FIS) از سال ۱۹۹۸ قبل از مسابقات آزمايشات خون تصادفي مي گيرد. FIS مقادير HB تا ۵/۱۸ براي ورزشكاران مرد و ۵/۱۶ بريا ورزشكاران زن را پذيرفته در حالي كه UCI از HCT براي اشكار كردن غير مستقيم تاثيرات اريتروپوئتين استفاده مي كند. دوچرخه سواراني كه داراي HCT  بالاي ۵۰ درصد (مرد) يا ۴۷ درصد (زن) باشند براي يك دوره ۱۵ روزه براي رقابت نامناسب تشخيص داده مي شوند. 
  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

غشای سلولی ساختمانی است به ضخامت  که محدوده سلول را معین کرده و به عنوان سد انتخابی ، مبادله مواد بین سلول و محیط اطرافش را کنترل می‌کند. غشا از دو لایه تقریبا ممتد لیپیدی ساخته شده که در آنها مجموعه‌های پروتئینی بطور پراکنده وارد شده‌اند علاوه بر این پروتئینهای غشایی پروتئینهای دیگری که از نوع پروتئینهای حاشیه‌ای هستند، در غشای دو لایه و اغلب روی سطح داخلی قرار می‌گیرد. بنابراین غشا بسیار نامتقارن است. بخشی از عدم تقارن غشا مربوط به زنجیره‌های الیگوساکاریدی می‌باشد که تنها به سطح خارجی غشا چسبیده‌اند
لیپیدهای غشا 
لیپیدهای غشایی شامل فسفولیپید (فسفوگلیسرید و اسفنگولیپید) و کلسترول می‌باشد. فسفولیپیدها مولکولهایی هستند که از یک قسمت سر مانند و یک دنباله متصل به آن تشکیل شده‌اند. قسمت سری که به سر قطبی Polar head نیز موسوم است، حاوی گروه فسفات بوده و آب دوست Hydropgilic می‌باشد قسمت دنباله از دو زنجیره اسید چرب تشکیل شده و آب گریز Hydrophobic می‌باشد. دنباله غیر قطبی Non polartail نیز نامیده می‌شود.
فسفولیپیدها در این ساختمان دولایه به ترتیبی است که قطبهای هیدروفیل آنها در سطح داخلی و خارج سیتوپلاسم و دنباله‌های هیدروفوب آنها در مرکز قرار گرفته است و همین امر باعث سه لایه دیده شدن غشا با میکروسکوب الکترونی می‌گردد. از دیگر لیپیدهای غشایی ، کلسترول می‌باشد که در حد فاصل اسیدهای چرب قرار گرفته است. میزان سیالیت غشا بستگی به میزان کلسترول آن دارد. هرچه کلسترول بیشتر سیالیت غشا نیز بیشتر خواهد بود. 
پروتئینهای غشا 
پروتئینها که در اکثر غشاها بیش از ۵۰ درصد وزن آن را تشکیل می‌دهند، دارای وظایف ساختمانی مانند حفظ شکل سلول مانند گویچه‌های قرمز خون و عملکری (مثل فعالیت آنزیمی) متعدد می‌باشند. این پروتئینها به دو صورت محیطی percpheral و سراسری یا داخلی Integral protein دیده می‌شوند و انواع آنها در ارگانلها و سلولهای مختلف می‌تواند متفاوت باشد. 
انواع پروتئینهای غشا 
پروتئینهای محیطی : در سطح غشا قرار دارند و بسیاری از آنها دارای فعالیت آنزیمی می‌باشند.
پروتئینهای انتگرال : پروتئینهای درشت مولکولی هستند که مستقیما در داخل لیپید دو لایه قرار گرفته‌اند. اندازه این پروتئینها به حدی است که سراسر ضخامت لیپید دولایه را طی می‌کنند و در هر دو سطح غشا نمایان هستند و یا اینکه تا حدی در ضخامت لیپید دو لایه فرو رفته‌اند و فقط در سطح داخلی یا خارجی غشا نمایان می‌باشند. از آنجا که مواد محلول در آب قادر به عبور از لیپید دولایه نمی‌باشند عقیده بر این است که پروتئینهای سراسری به عنوان کانالهایی برای مبادله مواد محلول در آب از قبیل یونها عمل می‌کنند. 
کربوهیدراتهای غشا 
کربوهیدراتهای غشا از نوع الیگوساکاریدها می‌باشند. الیگوساکاریدها به کربوهیدراتهای متشکل از چند واحد قندی اطلاق می‌گردد. الیگوساکاریدها عمدتا در سطح خارجی غشا و متصل با پروتئینها و لیپیدها یعنی به صورت گلیکوپروتئین و گلیکولیپید دیده می‌شوند. ترکیبات فوق هم دارای خاصیت آنتی ژنیک می‌باشند و هم به عنوان رسپتور (گیرنده) در سطح سلول عمل می‌کنند. وجود رسپتور در سطح سلول باعث می‌شود که مواد معینی بتوانند وارد سلول شوند و یا سلول نسبت به هورمون معینی که رسپتور آن را دارد عکس‌العمل نشان دهد. 
سیستمهای انتقال از غشا 
انتشار 
مبادله مواد محلول در چربی ، آب ، گاز اکسیژن و دی‌اکسید کربن بین سلول و محیط اطراف انتشار نامیده می‌شود. در صورتی که انتشار مواد با اتصال به مولکولهای دیگر تسریع گردد آن را انتشار تسهیل شده می‌نامند. چون انتشار تسهیل شده با دخالت پروتئینهای انتگرال صورت می‌گیرد. پروتئینهای دخیل در این امر را حامل Porter یا انتقال دهنده گویند.
انتقال فعال Active transport 
نقل و انتقال الکترولیتها ( ) بین سلول و محیط اطراف آن اگر بر خلاف شیب غلظت و با صرف انرژی انجام می‌گیرد.


آندوسیتوز Endocytosis 
پینوسیتوز : در این روش که به آشامیدن سلول نیز موسوم است ابتدا مایعات و مواد محلول و بسیار ریز به رسپتورهای غیر اختصاصی سطح سلول متصل می‌شوند سپس غشا در آن ناحیه فرو رفته شده و به تدریج با عمق رشد ، فرورفتگی و بهم چسبیدن لبه‌های آن قسمت فرو رفته به صورت وزیکول در آمده و از غشای سلول جدا شده و در سیتوپلاسم رها می‌گردد. این وزیکول ممکن است به لیزوزوم پیوسته و تحت تاثیر آنزیمهای آن قرار گیرد و یا به عنوان حامل عمل کرده و پس از طی بخش داخلی سلول و پیوستن به غشای مقابل محتویات خود را از سلول عبور می‌دهند. عبور مواد از دیواره مویرگها نمونه‌ای از این روش می‌باشد.
آندوسیتوز با واسطه رسپتور : این روش انحصارا برای ورود موادی معین درون سلولهایی معین مورد استفاده قرار می‌گیرد، نیازمند اتصال ماده با رسپتور اختصاصی مربوطه‌اش در سطح سلول می‌باشد. برخی از هورمونها و برخی ویروسها به این طریق وارد سلول می‌شوند.
فاگوسیتوز: فاگوسیتوز در مقایسه با آندوسیتوز با واسطه رسپتور ، روشی غیر اختصاصی است. 
سلولهای معینی مانند ماکروفاژها با استفاده از این روش ، باکتریها و قارچهای وارد شده به بدن و یا حتی سلولهای آسیب دیده و فرسوده را فاگوسیتوز می‌کنند. 
اگزوسیتوز 
برعکس آندرسیتوز در عمل اگزوسیتوز مواد از محیط داخل سلول به خارج از سلول انتقال می‌یابند. این مواد که شامل ذرات ترشحی ساخته شده در سلول و یا مواد باقیمانده حاصل از تجزیه لیزوزوم می‌باشند به صورت وزیکول ترشحی یا دفعی دیده می‌شوند. پس از چسبیدن وزیکول ترشحی یا دفعی به غشای سلول ، غشا در محل چسبیدگی از بین می‌رود و به این طریق محتویات وزیکول به خارج از سلول تخلیه می‌گردد. 
وظایف غشای سلولی 
۱٫ حفظ شکل مشخص سلول و جلوگیری از خروج محتویات آن. این عمل برای پرده‌ای که فقط ۷۵ آنگستروم ضخامت دارد بسیار عجیب و ناباورانه است. اگر غشای سلولی در محلی پاره شود، سیتوپلاسم از آن محل خارج می‌شود و سلول می‌میرد.
۲٫ جلوگیری از خروج مواد لازم برای سلول و وارد کردن موادی که سلول لازم دارد. این غشا مانند یک نگهبان جلوی عبور مواد ممنوع الخروج یا ممنوع الورود را می‌گیرد و تنها آنهایی را که لازم است، وارد سلول می‌کند. موادی که وارد سلول می‌شوند دو گروه هستند: یک گروه بطور عادی وارد سلول می‌شوند، بعنی از آنها که مقدار آنها در خارج سلول بیشتر است، به داخل آن منتشر می‌شوند. گروه دیگر نحوه ورودشان بسیار جالب است.
زیرا ممکن است مقدار آنها در داخل سلول چندین برابر بیرون باشد و ظاهراً باید از آن خارج شوند، ولی در جدار غشای سلولی موادی وجود دارد که آنها را به داخل می‌برد. این مواد شیمیایی ، مانند مورچه‌هایی که دانه‌های گندم و سایر مواد غذایی را می‌گیرند و به داخل لانه خود می‌برند، به موادی که باید به داخل سلول برده شود می‌چسبند و سپس همراه آنها از غشای سلولی عبور می‌کنند، ولی قبل از رسیدن به سیتوپلاسم ، ماده مزبور را رها کرده و آن را با فشار وارد سیتوپلاسم می‌کنند و خود فوراٌ برای آورن طعمه جدید به طرف خارج غشا می‌روند. مواد شیمیایی دیگری نیز وجود دارند که همین عمل را در مورد خارج کردن موادی که سلول لازم ندارند، انجام می‌دهند. 
 
دیواره سلول گیاهی
نگاه کلی 
سلولهای گیاهی ، قارچها و باکتریها علاوه بر پلاسمالم (غشای سلولی) دارای دیواره هستند. تقریبا همه سلولهای گیاهی دیواره دارند. به جز سلولهایی که در تولید مثل جنسی مشارکت دارند. مثل اسپرمها که در بعضی گیاهان بدون دیواره‌اند. دیواره توسط پروتوپلاست ترشح و بیرون از پلاسمالم قرار می‌گیرد. در مرحله تلوفاز تقسیم سلولی بین دو سلول فرو رفته تشکیل می‌‌شود. 
تاریخچه 
مالپیگی وجود انواع مختلفی از دیواره اسکلتی را مطرح ساخت. مالپیگی و گری اولین زیست شناسانی هستند که به اهمیت دیواره‌های سلولی در ساخت و کار سلولهای زنده توجه کرده‌اند. مولدن هاور در سال ۱۸۱۲ با ساییدن قطعاتی از اندامهای گیاهی موفق به جدا کردن سلولها و بدست آوردن سلولهای گیاهی شد و نشان داد که هر سلول دارای دیواره‌ای مستقل است نه آن که همانند پندارهای گذشته سلولها به صورت حفره‌ای کنده شده در یک توده همگن زمینه‌ای باشد. به این ترتیب دیواره به عنوان یکی از اجزای ساختمانی سلول منظور شد که عمل اصلی آن جدا کردن درون سلول از محیط خارج و ایجاد شکل خاص هر سلول است. 

عتیقه زیرخاکی گنج