• بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

اقوام پارسی نام دسته‌ای از مردمان هندواروپایی (آریایی) است، که با مادها از شمال غربی وارد فلات ایران شدند. نام یکی از اقوام ایرانی مقیم ایران است که مقر ایشان را نیز پارس نامیده‌اند. پارس‌ها را نباید با پارسی زبانان اشتباه گرفت. با توجه به اینکه این زبان توانسته به تدریج به دیگر زبان‌ها پیروزی یابد، امروزه تمامی پارسی زبانان از اقوام پارس نیستند مانند افغان‌ها و تاجیک‌ها که پارسی زبان هستند ولی از اقوام پارس نیستند.از قوم پارس دو خاندان بزرگ پیش از اسلام به شاهنشاهی رسیده هخامنشیان و دیگر ساسانیان. معرب آن فارس است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین: پارس)
زبان این قوم زبان پارسی باستان بود، و هم اکنون به پارسی نو تکلم می‌کنند. در زبان پارسی باستان «پارسه» (Parsa) نام یکی از اقوام ایرانی مقیم اهل ایران است که مقر ایشان را نیز پارس نامیده‌اند. پارس‌ها را نباید با پارسی زبانان اشتباه گرفت از این قوم دو خاندان بزرگ به شاهنشاهی رسیده‌اند، یکی هخامنشیان و دیگر ساسانیان. دانشمندان زبان پارسی باستان را خویشاوند زبان اسلاوهای بالت (سقلابیان بالت) می‌دانند و این امر موجب این فرضیه شده که اجداد ایرانیان در جوار اسلاوها (سقلابیان) میزیسته‌اند و اُست‌های امروزی را واسطهٔ بین قوم پارس و اسلاوها (سقلابیان) می‌دانند. در نیمهٔ اول از هزاره اول ق. م. سه قدرت بزرگ در نواحی شمال دجله و فرات با هم رقابت داشتند که از میان آنها ایرانیان توانستند بر دو رقیب دیگر یعنی اورارتو (آرارات) و آشور چیره شوند و شاهنشاهی وسیعی به وجود آورند.
نام قوم ((پارس)) برای اولین بار در (سالنامه‌های پادشاهان آشور) در شرح لشکرکشی آنان به حدود جبال زاگرس به میان آمده‌است. آشوریان این قوم را در ۸۴۴ ق. م. شناخته‌اند. با این دلایل قوم پارس قبلاً در شمال غربی ایران کنونی در مغرب و جنوب غربی دریاچه ارومیه مستقر بوده و سپس به تدریج به جنوب متمایل شده و این انتقال در نتیجهٔ فشار اورارتو و آشور بوده‌است. این قوم به احتمال قوی در حدود سال ۷۰۰ ق. م. در مغرب جبال (زاگرس کنونی) جایگزین شدند، و مرکز حکومت آنها مطابق نوشتهٔ آشوریان پارسوماش نامیده شد. پارسیان پس از ورود به این سرزمین تحت قیادت هخامنش حکومت کوچک خود را تشکیل دادند. پس از مرگ هخامنش پسرش چیش پیش پادشاه شهر انشان نامیده شد و رسماً در قلمرو وسیعتری به فرمانروایی پرداخت و ایالت تازه‌ای را که پارسه نامیده شد (فارس کنونی) به دیگر متصرفات خود پیوست .[۱]

پارسیان پس از ورود به این سرزمین تحت قیادت هخامنش حکومت کوچک خود را تشکیل دادند. پس از مرگ هخامنش (جمشید) پسرش چیش پیش پادشاه شهر انشان نامیده شد و رسماً در قلمرو وسیعتری به فرمانروایی پرداخت و ایالت تازه‌ای را که پارسه نامیده شد (فارس کنونی) به دیگر متصرفات خود پیوست. (از کتاب ایران تألیف گیرشمن ترجمهٔ معین صص ۵۹ – ۱۰۹). بنابه روایات مختلف تاریخ نگاران، چیش پیش مذکور غیر از چیش پیش پدر کورش معروف است، به این معنی که پس از مرگ هخامنش به ترتیب چیش پیش، کبوجیه فرزند او و کوروش فرزند کبوجیه به فرمانروایی رسیدند و سپس فرزند کوروش بنام چیش پیش دوم روی کار آمدو این شخص همان پدر کوروش و آریارمنا است که حکومت را میان دو فرزند خود تقسیم کرد و دو شاخه از خاندان هخامنش به وجود آورد. از شاخهٔ آریارمنا به ترتیب پسرش ارشام، نوه اش ویستاسپ (بیست اسب) و پسر ویستاسپ یعنی داریوش کبیر حکومت کردند. شاخهٔ دوم یعنی نسل کورش را باید شاخهٔ اصلی خاندان هخامنشی شمرد زیرا وسعت شاهنشاهی مربوط به این شاخه است. از این شاخه به ترتیب کورش، پسرش کبوجیهٔ دوم، کورش سوم پسر کبوجیه و معروف به کورش بزرگ و کبوجیهٔ سوم فاتح مصر و سپس فرزندان دیگرشان به شاهنشاهی رسیدند
مادها در رشته‌کوه‌های زاگرس مستقر شده و در مادَ (غرب ایران کنونی) تمدن به وجود آورده و در آنجا ماندگار شدند. پارس‌ها تدریجاً رو به جنوب پیشروی کرده و به سرزمینی رسیدند که استان فارس کنونی است. و در آنجا ماندگار شدند. پارس‌ها پس از آمدن به آن منطقه به تمدن‌های اطراف آنجا برخوردند.

علی بن حسین مسعودی در التنبیه و الاشراف می‌نویسد پارسیان قومی بودند که قلم‌روشان دیار جبال بود از ماهات (ماد) و غیره و آذربایجان تا مجاور ارمنیه و اران و بیلقان تا دربند که باب و ابواب است و ری و طبرستان و مسقط و شابران و گرگان و ابرشهر که نیشابور است و هرات و مرو و دیگر ولایت‌های خراسان و سیستان و کرمان و فارس و اهواز با دیگر سرزمین عجمان که در وقت حاضر به این ولایت‌ها پیوسته‌است، همهٔ این ولایت‌ها یک مملکت بود، پادشاه‌اش یکی بود و زبان‌اش یکی بود، فقط در بعضی کلمات تفاوت داشتند، زیرا وقتی حروفی که زبان را بدان می‌نویسند یکی باشد، زبان یکی است وگر چه در چیزهای دیگر تفاوت داشته باشد، چون پهلوی و دری و آذری و دیگر زبان‌های پارسی.[۲]

ابن الندیم از عبداﷲبن مقفع حکایت کند که لغات فارسی شش است: فهلویه (پهلوی)، دریه (دری)، فارسیه (زبان مردم فارس)، خوزیه (زبان مردم خوزستان)، و سریانیه. فهلویه منسوب است به فهله (پهله) نامی که بر مجموع شهرهای پنجگانهٔ اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان دهند
پس از فروپاشی امپراتوری آشور و فتح نینوا توسط دولت ماد در سال ۶۱۲ پیش از میلاد، حکومت ماد تبدیل به شاهنشاهی نیرومندی گردید. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل ایران تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق تاریخ ایران-خرید اینترنتی تحقیق تاریخ ایران-دانلود رایگان مقاله تاریخ ایران-تحقیق تاریخ ایران
این فایل در ۳۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده است امیدواریم لذت ببرید:
معمولاً تاریخ ایران را به دو دورهٔ کلی تاریخ ایران پیش از اسلام و تاریخ ایران پس از اسلام تقسیم می‌کنند.
دو روایت مختلف از تاریخ ایران پیش از اسلام وجود دارد: یکی روایت سنتی که مبتنی بر تواریخ سنتی است (شامل شاهنامه‌) و از نخستین پادشاه کیومرث (که پادشاه جهان و نه فقط ایران است) آغاز می‌شود 
دودمان‌های دوران پیش از اسلام
ماد (آغاز قرن هشتم ق. م.۵۵۰ ق. م.) بنیان‌گذار (دیاکو) (هووخشتره) 
هخامنشی (۵۵۹ ق. م.- ۳۳۰ ق. م.) بنیان‌گذار کوروش شهریار معروف داریوش 
سلوکیان (۳۳۰ ق. م.- ۱۲۹ ق. م.) بنیان‌گذار سلوکوس یکم 
اشکانیان (۲۵۶ ق. م.- ۲۲۴ م.) بنیان‌گذار اشک یکم شهریاران بزرگ مهرداد یکم ارد یا اشک سیزدهم 
ساسانیان (۲۲۴ م.۶۵۲ م.) بنیان‌گذار (اردشیر بابکان) شهریاران بزرگ شاپور ۱، شاپور دوم و انوشیروان دادگر. 
دودمان‌های دوران پس از اسلام
طاهریان (۲۰۵ – ۲۵۹ ه. ق.) بنیان‌گذار طاهر ذوالیمینین 
صفاریان (۲۶۱ – ۲۸۷ ه. ق.) بنیان‌گذار یعقوب لیث 
سامانیان (۲۶۱ – ۳۸۹ ه. ق.) بنیان‌گذار نصر اول شهریاران بزرگ اسماعیل بن احمد و نصر بن احمد 
زیاریان(۳۱۵ – ۴۶۲ ه. ق.) بنیان‌گذار مرداویج پسر زیار شهریار معروف قابوس بن وشمگیر 
بوییان (۳۲۰ – ۴۴۰ ه. ق.) بنیان‌گذار عمادالدوله علی شهریار بزرگ عضدالدوله 
غزنویان (۳۸۸ – ۵۵۵ ه. ق.) بنیان‌گذار سلطان محمود غزنوی 
سلجوقیان (۴۲۹ – ۵۹۰ ه. ق.) بنیان‌گذار طغرل بیک شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر 
خوارزمشاهیان (۴۷۰ – ۶۱۷ ه. ق.) بنیان‌گذار انوشتکین غرجه شهریار معروف: محمد خوارزمشاه 
ایلخانان مغول (۶۵۴ – ۷۳۶ ه. ق.) بنیان‌گذار هولاکو خان 
تیموریان (-۷۷۱ ۹۰۳ ه. ق) بنیان‌گذار تیمور گورکانی 
صفویان – (۹۰۶ – ۱۱۳۵ ه. ق.) بنیان‌گذار شاه اسماعیل اول شهریار بزرگ شاه عباس 
افشار (۱۱۴۸ – ۱۱۶۱ ه. ق.): بنیان‌گذار نادرشاه 
زند (-۱۱۶۳ ۱۲۰۹ ه. ق.) بنیان‌گذار کریم خان زند 
قاجار (۱۲۰۹ – ۱۳۴۵ ه. ق.) بنیان‌گذار آغا محمد خان 
سلسله پهلوی (آغاز۱۳۴۵ ه. ق. ۱۳۰۴ ه. ش.) بنیان‌گذار رضا شاه 
جمهوری اسلامی ایران (آغاز ۱۳۵۷ ه. ش.) بنیان‌گذار آیت الله خمینی. رهبر فعلي آيت الله خامنه‌اي 
ايران باستان، مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، طاهریان، صفاریان، سامانیان، زیاریان، بوییان، غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ایلخانان، دودمان ‌های محلی، آل مظفر یا مظفریان، آل اينجو، تیموریان، صفویان، افشاریان، زندیان، قاجار، پهلوی
مادها
دیاکو، فره ورتیش، هوخشتره، آستیاگ 
هخامنشیان
کوروش بزرگ، کمبوجیه، بردیای دروغین (گئومات مغ)، داریوش بزرگ، خشایارشا (خشیارشا)، اردشیر یکم (اردشیر درازدست)، خشایارشای دوم، سغدیانوس، داریوش دوم، اردشیر دوم، اردشیر سوم، ارسس، داریوش سوم 
اشکانیان
ارشک (اشک یکم)، تیرداد یکم (اشک دوم)، اردوان یکم (اشک سوم)، فریاپت (اشک چهارم)، فرهاد یکم (اشک پنجم)، مهرداد یکم (اشک ششم)، فرهاد دوم (اشک هفتم)، اردوان دوم (اشک هشتم)، مهرداد دوم (اشک نهم)، سیناتروک (اشک دهم)، فرهاد سوم (اشک یازدهم)، مهرداد سوم (اشک دوازدهم)، ارد یکم (اشک سیزدهم)، فرهاد چهارم (اشک چهاردهم)، فرهاد پنجم یا (فرهادک) (اشک پانزدهم)، ملكه موزا همراه با پسرش فرهاد پنجم، ُرد دوم (اشک شانزدهم)، ونن یکم (اشک هفدهم)، اردوان سوم (اشک هیجدهم)، تیرداد سوم، وردان (اشک نوزدهم)، گودرز (اشک بیستم)، ونن دوم (اشک بیست و یکم)، بلاش یکم (اشک بیست و دوم)، پاکور (اشک بیست و سوم)، اردوان چهارم، خسرو (اشک بیست و چهارم)، بلاش دوم (اشک بیست و پنجم)، مهرداد چهارم، بلاش سوم (اشک بیست و ششم)، بلاش چهارم (اشک بیست و هفتم)، بلاش پنجم (اشک بیست و هشتم)، اردوان پنجم (اشک بیست و نهم)، بلاش ششم، اردوازد 

ساسانیان
اردشیر یکم (اردشیر بابکان)، شاپور یکم، هرمز یکم، بهرام یکم، بهرام دوم، بهرام سوم، نرسی، هرمز دوم، آذر نرسی، شاپور دوم (ذوالاکتاف)، اردشیر دوم، شاپور سوم، بهرام چهارم، یزدگرد یکم، بهرام پنجم (بهرام گور)، یزدگرد دوم، هرمز سوم، پیروز یکم، بلاش، قباد یکم، جاماسب، قباد یکم، خسرو یکم (خسرو انوشیروان)، هرمز چهارم (ترک‌ زاد)، بهرام ششم، خسرو دوم (خسرو پرویز)، قباد دوم (شیرویه)، اردشیر سوم، شهربراز، خسرو سوم، جوانشیر، پوراندخت، گشناسب بنده، آزرمی دخت، هرمز پنجم، خسرو چهارم، پیروز دوم، خسرو پنجم، یزدگرد سوم
پس از اسلام
طاهریان
طاهر بن حسین (طاهر ذوالیمینین)، طلحه بن طاهر، علی بن طاهر، عبدالله بن طاهر، طاهر بن عبدالله، محمد بن طاهر بن عبدالله

صفاریان
یعقوب لیث، عمرو لیث، طاهر بن محمد بن عمرو لیث، لیث بن علی بن لیث، محمد بن علی بن لیث، احمد بن محمد بن خلف، خلف بن احمد 
سامانیان
اسماعیل بن احمد، نامدار به امیر ماضی، احمد بن اسماعیل, نامی به امیر شهید، نصر بن احمد، نامی به امیر سعید، نوح بن نصر، نامی به امیر حمید، عبدالملک بن نوح، نامی به امیر رشید، منصور بن نوح، نامی به امیر سدید، نوح بن منصور، نامی به امیر رضی، منصور بن نوح، عبدالملک بن نوح
زیاریان
مرداویج زیاری، وشمگیر، بیستون پسر وشمگیر، قابوس پسر وشمگیر، منوچهر پسر قابوس، انوشیروان پسر منوچهر 
بوییان
غزنویان
ناصرالدین سبکتکین، اسماعیل پسر سبکتکین، سلطان محمود غزنوی (محمود بن سبکتکین)، محمد پسر محمود، سلطان مسعود غزنوی (مسعود بن محمود)، مودود پسر مسعود، مسعود دوم پسر مودود، علی پسر مسعود، عبدالرشید پسر محمود، طغرل غاصب، فرخزاد پسر مسعود، ابراهیم پسر مسعود، مسعود سوم پسر ابراهیم، شیرزاد پسر مسعود، ارسلانشاه پسر مسعود، بهرامشاه پسر مسعود، خسروشاه پسر بهرامشاه، خسرو ملک پسر خسروشاه
سلجوقیان
طغرل، الب ارسلان، ملکشاه، برکیارق، محمد بن ملکشاه، سنجر، محمود 
خوارزمشاهیان
قطب الدین محمد، علاء الدین اتسز، جلال الدین سلطانشاه، علاء الدین تکش، علاء الدین محمد، جلال الدین منکبرنی 
ایلخانان
هولاگو، اباقاخان هولاکو، سلطان احمد تکودار بن هولاکو، ارغون ‌خان‌ بن اباقا، گیخاتون بن اباقا، بایدو خان بن طرغان‌، غازان‌ بن ارغون، اولجایتو خدابنده بن ارغون، ابوسعید بهادرخان‌ بن اولجایتو، ارپاگاون، موسی خان، محمد خان، ساتی بیک، شاه جهان، سلیمان خان، طغا تیمورخان، انوشیروان عادل

آل مظفر یا مظفریان
مبارزالدین محمد، شاه محمود، عمادالدین احمد، نصره الدین شاه یحیی، شاه شجاع، زین العابدین بن شاه شجاع، شاه منصور
تیموریان
تیمور لنگ، خلیل سلطان، شاهرخ، الغ بیگ، عبدالله، بابر، ابو سعید، سلطان احمد، سلطان محمود، سلطان حسین بایقرا 
صفویان
شاه ‌اسماعیل یکم، شاه طهماسب یکم، شاه اسماعیل دوم، شاه محمد خدابنده، شاه عباس یکم، شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان، شاه سلطان حسین، شاه طهماسب دوم، شاه عباس سوم
افشاریان
نادرشاه افشار، عادلشاه افشار، ابراهیم ‌شاه، شاهرخ ‌میرزا 
زندیان
کریم‌ خان زند، زکی‌ خان زند، ابوالفتح‌ خان زند، صادق‌ خان زند، علی ‌مراد خان زند، جعفر خان زند، صید مراد خان زند، لطفعلی ‌خان زند 


قاجار
آقا محمدخان قاجار، فتحعلی شاه، محمد شاه، ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه، محمد علی شاه، احمد شاه
پهلوی
رضا شاه پهلوی، محمد رضا شاه پهلوی
بازگویی تاریخ ایران در جهان
دانش غربی‌ها از تاریخ ایران همیشه دست دوم بوده و به شدت تحت تأثیر دشمنی تاریخ‌نویسان یونان باستان با ایران قرار دارد. نسل‌های پیاپی تحصیل‌کردگان اروپایی عادت کرده‌اند ایران را از منظر نوشته‌های خصمانه هرودوت و روایات او از جنگ با ایران ببینند. در تاریخ‌نویسی اعراب سنی در مورد ایران هم همین دشمنی و یک‌جانبه‌نویسی دیده می‌شود.[۱] برای بیشتر مردم جهان نیز آشنایی با تاریخ ایران از طریق این گونه نوشته‌های اروپائیان صورت می‌گیرد.
بيوگرافي و زندگينامه پادشاهان ايران ( از ماد تا پهلوي ) 
اين معرفي از سلسله مادها آغاز شده و تا پهلوي ادامه دارد كه البته تا حدي است كه منتشر شده و اينكه تا چه اندازه كامل است و يا نيست بايد از تاريخ نويسان سوال نمود. 

عتیقه زیرخاکی گنج