• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
دانلود کمک پایان نامه پروژه مالی شرکت ماشین سازی سیم وکابل-خریذد اینترنتی تحقیق  مالی شرکت ماشین سازی سیم وکابل-دانلود پایان نامه  مالی شرکت ماشین سازی سیم وکابل
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:
اگر كسي بخواهد كه تاريخ علم الكتريسيته را تا قرن ششم قبل از ميلاد بكشا ند. بر او خرده نمي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان گرفت زيرا در آن عصر كهربا و مغناطيس و برخي از خاصيتهاي اين دو ماده شنا‌خته شده بود و اين سخن از طا لس ملطي  روايت شده است كه گفته بود «مغناطيس در خود روحي دارد، چه آهن را به جنبش در مي آورد .»
ماشينهاي تازه، علاوه بر آنكه استفاده از انرژي عضلاني انسان را متنوعتر و كار آمد‌تر ساختند، توانستند منابع ديگري در بيرون از وجود انسان را نيز مهار كنند و به خدمت او در آورند.
ماشينهاي بافندگي دستي، آسيابهاي بادي و آبي و كشتيهاي بادباني را مي توان از اين زمره محسوب داشت.
دستيابي بدين گونه منابع انرژي، گام بزرگي در راه فراتر رفتن انسان از محدودة امكانات بدني وي بشمار مي‌رفت. ولي چون سيستمهاي بكار رفته، نسبت به انرژي قابل استحصال از آنها بسيار حجيم بودند، ماشينها هم مي‌بايست به همان نسبت حجيم و بزرگ باشند و همين امر محدوديتهاي بسياري را بر كم و كيف و كارائي ماشينها تحمل مي كرد.
بنابراين، توجه دانشمندان به ساخت ماشينهايي كه بتوانند منابع انرژي متراكم را به كار گيرند معطوف شد. اختراع ماشين بخار در سال ۱۷۶۴ ميلادي توسط جيمز وات ، منشأ تحولي سريع و شديد در صنعت گرديد. وجه تمايز اين ماشين جديد با ماشينهاي قبلي در اين بود كه با حجم بسيار مختصري مي‌توانست انرژي متراكم در سوخت را به انرژي از نوع دلخواه (مكانيكي) تبديل كند.
استفاده از ماشين بخار در وسائط نقليه و كارخانه‌ها به سرعت پيشرفت نمود. در كارخانه ها، با سود جستن از يك محور انتقال انرژي و با كمك تعدادي چرخ فلكه و تسمه، انرژي مكانيكي را از ماشين بخار در يا فت و بين دستگاههاي مصرف كننده توزيع مي كردند و با اين روش توانستند انرژي حاصل از ناشين بخار را مهار سازند.
ماشين بخار تا ۱۴۰ سال پس از اختراع آن، يكه تاز ميدان بود و در عين حال، تلاش در   راه دستيابي به ماشينهاي كار آمد‌تر ادامه داشت.مثلاً :
در سال ۱۸۷۶ نيكولاس آگرست اوتو  ماشين چهار زمانة خود را كه با گاز كار مي‌كرد اختراع نمود .
در سال ۱۸۹۲ رودلف ديزل  موتور اختراعي خود را به ثبت رسانيد .
از اواخر قرن نوزدهم توربينهاي بخاري و آبي باري تهية انرژي مكانيكي از انرژيهاي حرارتي و پتانسيل وارد بازار شدند.
۱-۲- پيدايش صنعت برق در جهان
در ميان همة وسايلي كه براي تهيه و تبديل انرژي ابداع شد، برندة نهائي را بايد ماشينهاي توليد مصرف كنندة انرژي برقي دانست. قوانين اساسي الكتريسيته را كولن در سال ۱۷۸۵ عرضه كرد در سال ۱۸۰۰ ولتا  پيل الكتريكي را اختراع نمود و بالاخره در سال ۱۸۷۱ با اختراع ماشين گرام راه براي تبديل كلان انرژي مكانيكي به الكتريكي و بالعكس باز گرديد.
انرژي الكتريكي را بايد ارزشمند ترين و مرغوبترين نوع انرژي دانست زيرا:
– اولاً: به آساني قابل انتقال از جائي به جاي ديگر است. با پيشرفتهايي كه امروزه حاصل شده است، هيچ نوع محدوديتي براي انتقال اين نوع انرژي متصور نمي‌باشد. در صورتي كه انرژيهاي ديگر از اين نظر با محدوديتهاي بسياري رو به رو هستند .
ثانياً : قابل تبديل به هر نوع انرژي ديگر مي‌باشد.
ثا لثاً: پاكيزه‌ترين نوع انرژي است و هيچ نوع آلودگي زيست محيطي ندارد.
به دلايلي كه گفتيم،  انرژي الكتريكي امروزه مطلوبترين نوع انرژي محسوب مي‌شود.
هر چند با اختراع پيل در سال ۱۸۰۰، استفاده هاي علمي از انرژي الكتريكي در مواردي مانند تلگراف و تلفن آغاز شد. اما شروع استفاده كلان از اين نوع انرژي به بعد از اختراع ماشين گرام در سال ۱۸۷۱ مربوط مي‌شود كه بايد آنرا نوع اوليه ژنراتورهاي برقي امروزي محسوب داشت.
۱-۳- آشنايي ايرانيان با صنعت برق
آنطور كه از آثار مكتوب و سفر نامه‌هاي باقي مانده بر مي‌آيد، نخستين برخوردها و آشنائي‌هاي قابل ذكر ايرانيان با آثار انقلاب صنعتي در اروپا به سالهاي اوليه قرن ۱۹ ميلادي باز مي گردد.
مثلاً در سفر نامه ميرزا ابوالحسن خان (ايلچي) به روسيه  در گزارش رويدادهاي روزهاي بيست و نهم ذيحجه تا ششم محرم سال ۱۲۳۰ هجري قمري  در باب باز ديد از يك كار خانه اسلحه سازي در شهر تول روسيه چنين آمده است:
… در آنجا چرخ بزرگي ساخته اند و پيش روي چرخ، چيزي به تركيب دنگ برنج كوبي كار گذاشته‌اند. شخصي ايستاده آهن از كوره بيرون آورده را نزديك آن دنگ مي‌برد. چرخ را آب حركت داده به دنگ مي‌خورد. و دنگ در كمال سرعت بالا رفته فرود مي‌آيد و به آهني كه در دست آن مشخص است مي‌خورد. قطع قطع مي‌كند به جهت هر اسلحه كه از مقولة تفنگ و طپانچه و شمشير و قرابينه و سر نيزه خواسته باشد به قدر همان قطع مي كند…
… در اين كار‌خانه چرخها و اسبابها هست كه خود بخودگردش مي‌كند. و پاي هر دستگاهي استادي نشسته، چيزي مي سازد. و اصل اينها از يك كوزة آتش و خمرة آهني آب  است كه از بخار آن هزار بلكه دو هزار چرخ دستگاه گردش مي‌كند و احتياج به آدم ندارد و اين مقوله چيزها از تقرير چندان دستگير نمي‌شود و موقوف به ديدن است….
چنانكه از اين گزارش بر مي‌آيد، در زمان نگارش آنها، يعني بيش از نيم قرن پس از انقلاب صنعتي، گر چه استفاده از انرژي بخار رايج گرديده بود و در كشور روسيه تزاري نيز از آن استفاده مي‌شود. اما هنوز از توليد برق براي مصارف صنعتي و تجاري آن خبري نبوده است.
در سال ۱۲۹۰ هجري قمري يعني تقريبأ شصت سال پس از سفر ميرزا ابوالحسن شيرازي ناصرالدين شاه، در ضمن خاطرات نخستين سفر خود در وصف تماشا خانه‌اي در مسكو مي گويد :
… هر دقيقه روشنائي الكتريسته رنگارنگ از گوشه‌ها به مجلس رقص مي‌اندازند .
توجه كنيد كه اين خاطره مربوط به سال ۱۸۷۳ يعني دو سال بعد از اختراع ماشين گرام است شانزده سال بعد، ناصر الدين شاه در روزنامه سفر سوم خود به فرنگستان  در توصيف يكي از عمارتهاي مسكو كه در آنجا به مهماني رفته است مي‌نويسد :
(در روز سه شنبه ۲۰ شهر رمضان { ۱۳۰۶ هجري قمري} 
… وارد عمارت دالغروكي شديم، خيلي خوب عمارتي است. دو سفر سابق هم كه آمده بوديم همين جا به عين همانطور است كه ديده بوديم چيزي كه خيلي تازگي داشت پنج، چهل چراغ در اطاق شام بود كه با چراغ الكتريسيته روشن بودند و كاسه‌هاي چهره رنگ  داشتند. به قدري قشنگ بود كه مثل چراغ پريان يا چراغ بهشتي به نظر مي‌آمد و تمام تالار را مثل روز روشن كرده بود در صورتيكه چشم هم نمي‌زد…)
ناصر الدين شاه به تاريخ چهارشنبه پنجم شوال ۱۳۰۶ هجري قمري دربارة يك كارخانه ريسندگي و بافندگي نزد يك ورشو چنين مي‌نگارد :
… كارخانه‌هاي بزرگ و كوچك متعدد خيلي بود. زن و مرد و دختر زيادي در اين كارخانه كار مي‌كردند. چرخهاي زياد، ديگهاي بزرگ داشت …
… يك كارخانه بزرگ رفتيم كه ته كارخانه هيچ پيدا نبود و به قدري جمعيت توي كارخانه بود،‌ مثل مورچه‌، از صداي چرخ بخار و اين همه جمعيت آدم كر مي‌شد اما چرخها دستي يا پايي نيست، با بخار چرخ را حركت مي‌دهند.
وي همچنين به تاريخ يكشنبه نهم شوال ۱۳۰۶ در توصيف شهر برلين مي‌نويسد :
… يك سير ديگر برلن وضع سيمهاي تلگراف است  كه تعجب دارد. يك سيم، دو سيم و ده سيم نيست. در بلنديهاي عمارتهاي مرتفع ميله‌هاي كلفت آهني نصب كرده و به آنها عرض چند مرتبه ميل و مقره گذاشته، به طرف سيمها كشيده‌اند مثل تار عنكبوت كه اگر آدم بخواهد بشمارد چشم خيره مي‌شود و ممكن نيست.
و چهارشنبه دوازدهم شوال ۱۳۰۶ دربارة بازديد از يك كارخانه ساخت لوازم برقي چنين شرح مي‌دهد :
(… ساعت نه بعد از ظهر قرار داده بوديم كارخانه الكتريسته … 
در اين كارخانه اسباب الكتريسيته از هر قبيل مي‌سازند، سيمهاي كلفت به جهت تلگراف زير دريا، اسباب طلفون، پيل‌ها و چرخهاي تلگراف و غيره. هزار عمله در اينجا كار مي‌كند. چرخ بخار دارد و چرخهاي مختلف كه كار مي‌كنند، حقيقت چيز تازة انطراسان نداشت. غير همان چرخ بخار و چرخها كه كار مي‌كردند. چيز تازه اين بود كه دور نمائي پا‌نو را مانند ساخته بودند و از مقوا و نقاشي مثل پردة تماشاخانه ده و دره بلندي و پستي و چيزهاي ديگر ساخته بودند. روشني الكتريسيته زياد در كارخانه بود چشم را مي‌زد. عزيز السطان هم تازه چشمش خوب شده و از اين روشني صدمه خواهد خورد …
كارخانه خيلي گرم بود و بوي قير و بوهاي ديگر مي‌آمد و ما حركت مي‌كرديم و همه را مي‌ديديم در بين گردش نسيم خنكي احساس كرديم، باد مي‌وزيد. مثل باد بهشت كه درآن گرما و تعفن آدم را زنده مي‌كرد. ما تعجب كرديم كه از كجا باد مي‌آيد، بعد ملتفت شديم كه از يك چرخي است، پره پره ساخته‌اند، با الكتريسيته حركت مي‌كند با سرعت زياد و احداث باد مي‌كند. اسبابي دارد كه به حركت انگشت چرخ مي‌ايستد. يك مرتبه از تعفن و گرما جهنم مي‌شود باز انگشت مي‌گذارند به حركت مي‌آيد. بهشت مي‌شود. خيلي مغتنم دانستم و آنجا ايستادم. خنك شدم. باد طوري بود كه دامن سرداري و كليچه را خوب حركت مي داد. گفتيم اگر ممكن است يكي از اين چرخها بسازند و براي ما به تهران بفرستند. سيمن گفت مي‌سازم و مي‌فرستم  .)

عتیقه زیرخاکی گنج